Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
یکی از بحث های مهمی که در صدا و تصویر مطرح است ، تفاوت بین آنچه که درست است و آنچه که ما دوست داریم است. که این دو مقوله کاملا مجزا و متفاوت هستند. و به هیچ وجه در مبحث اودیو و ویدئو چیزی با عنوان آنچه که دوست دارم و سلیقه من است نداریم! چه زمانی بحث دوست داشتن و سلیقه منتفی می شود؟ زمانی که ما می گوییم من می خواهم یک اودیو یا ویدئو فایل باشم.
اودیو یا ویدئو فایل به شخصی گفته می شود که علاقمند به صدا و تصویر از نظر فنی است. این یعنی علاقه و استفاده از تجهیزات مدرن صدا وتصویر ؛ اینجا جایی است که دیگر سلیقه و دوست داشتن مطرح نیست و یک مورد یا درست است یا نادرست! این صدا یا تصویر از نظر یک متخصص یا درست است یا نیست!
اما وقتی شما می خواهید موسیقی گوش بدهید یا فیلم ببینید جایی است که شما می توانید نظر و سلیقه خود را مطرح کنید و هیچ لزومی ندارد که شما برای شنیدن موسیقی و دیدن فیلم هزینه های میلیاردی کنید و سیستم های صوتی های اند ، نمایشگر های "های اند" و... داشته باشید . چون این دو موضوع کاملا به یکدیگر بی ربط هستند. شما هیچ اودیو فایلی را پیدا نمی کنید که صرف اودیو فایل بودن در زمینه موسیقی اطلاعاتی داشته باشد و هیچ موزیسینی را هم پیدا نمی کنید که سیستم های اند آنچنانی در منزل داشته باشد.
برای مثال می توان از فردی گفت که می گوید من می خواهم یک اتومبیل ولوو بخرم که بالاترین استاندارد ایمنی را دارد ، بسیار اتومبیل راحتی است ، می خواهم با این اتومبیل به مسافرت بروم و از رانندگی لذت ببرم . از طرفی شخص دیگری هم هست که می گوید من می خواهم فراری بخرم ، فراری اتومبیلی است که صندلی ها راحت ندارد و داخل اتومبیل حتی جایی برای ساک مسافرتی شما هم نیست! این اتومبیل ایمنی کافی برای سرنشین در هنگام تصادفات را ندارد چون این ماشین ساخته شده برای سرعت های بالا و کسانی که صرفا از سرعت و قدرت موتور اتومبیل لذت می برند. اما ولوو ساخته شده برای اینکه شما بتوانید رانندگی لذت بخش و ایمن را در کنار قدرت و سرعت مناسب داشته باشید. توی پورشه شما راحت و ایمن نیستید اما به شما لذت و هیجان سرعت بالا را می دهد.
در این مثال خواهان اتومبیل ولوو در واقع کسی است که می خواهد فیلم ببیند، موسیقی گوش کند و لذت ببرد. و می تواند یک نمایشگر LCD کاملا ساده داشته باشد و یک فایل 720P دانلود کند و از تماشای فیلم لذت ببرد. یا با داشتن یک ضیط سونی یا یک استریوی وینتیج 40 یا 50 سال پیش آنچنان لذتی از یک موسیقی ببرد که هیچ ادیو فایلی چنین لذتی نبرده است.
یک ویدئو فایل از سینما و فیلم دیدن لذت نمی برد بلکه از جنبه های فنی تصویر لذت می برد و این لذت ها که متعلق به ابعاد فنی صدا و تصویر است کوتاه مدت هستند . شما صرفا چند روز می توانید از یک صدا یا تصویر لذت ببرید ، پس از آن از نظر یک اودیو یا ویدئو فایل ایرادی در صدا یا تصویر پیدا می شود که ذهن او را درگیر می کند و باید این ایراد را رفع کند ؛ که در دنیای های اند برای رفع کردن این ایراد ها باید هزینه کنید و هزینه کنید و هزینه کنید...
یک اودیو فایل معمولا از یک موسیقی لذت نمی برد . اگر به نقدها و مقالات اودیو فایل ها در دنیا نگاهی بیندازید خواهید دید که آنها امروز از یک صدا راضی هستند ولی فردا صدا در نظرشان مشکل دار بوده ، چرا؟! جای بلندگوها را باید عوض کنم ! مشکل برق داشتم! در بیس مشکلی پیش آمده پس باید ساب ووفر را عوض کنم! و... ( باید بدانید مقداری از مشکلاتی که به نظر یک ویدئو یا ادیو فایل می آید ذهنی است و مقداری حقیقی و نکته قابل توجه این است که حتی درجه گرمی و سردی هوا هم روی کیفیت صدایی که مد نظر یک اودیو فایل است تاثیر می گذارد.) که این مسایل هیچ کدام هیچ ربطی به موسیقی ندارند.
اینها بازی های صدا و تصویر هستند که شما را درگیر می کنند.
پس کسی که می خواهد وارد دنیای اودیو و ویدئو بشود باید بپذیرد که بخش مهمی از لذت اصلی صدا و تصویر را از دست می دهد و وارد دنیای لذت های فنی می شود . لذت هایی که موقتی است، ادامه دار نیست و با کوچک ترین تغییر در صدا و تصویر لذت شما محو می شود.
هیچ اودیو یا ویدئو فایلی حتی در طول یک ماه هم از صدا یا تصویر سیستم خود راضی نیست!
اما کسی که یک نمایشگر LCD ساده یا یک ضبط سونی قدیمی دارد همیشه دارد از موسیقی که می شنود یا فیلمی که می بیند لذت می برد.
پس من به عنوان یک اودیو ، ویدئو فایل به علاقمندان توصیه نمی کنم که وارد عرصه صدا و تصویر حرفه ای بشوند. چون یا باید به لذت های موقتی و گذرا اکتفا کنید و مدام در پی ارتقاء سیستم های صدا و تصویر باشید ، یا اینکه در دسته اکثریت باشید و از دیدن فیلم و شنیدن موسیقی لذت ببرید.
اما نکته مهمی که در این زمینه مطرح است اینکه در ایران و بعضی نقاط جهان افرادی هستند که این دو مقوله را با هم قاطی می کنند و مثلا می گویند ما سیستم صوتی می سازیم که صدای های اند می دهد!
های اند یعنی گران و پرمیوم بودن! های اند یعنی متخصص آن سیستم بودن!
پس اگر می خواهید از نمایشگر یا سیستم صوتی اتان لذت ببرید نباید وارد دنیای های اند بشوید . ولی اگر وارد این عرصه شدید باید لذت های قیلی را کنار بگذارید و بدانید که لذت های جدیدی می آید که می تواند بسیار قوی باشد، آنقدر که شما را مسحور کند اما موقتی است. در واقع اودیو و ویدئو مانند مخدر است. لذت هایش موقت است و همواره شما را در پی خود می کشاند به امید دست یافتن به لذت های قبلی که شاید هیچ وقت به دست نیاید .
در آخر باید تاکید کنم که دنیای های اند مملو از سرخوردگی ها و درگیری ها، لذت های قوی ولی زود گذر و حساب بانکی های دایما در حال کاهش است. و در این عرصه شما نه به لذت شنیدن موسیقی می رسید و نه به لذت سینما.
در این پست میخوام کمی در مورد نمایشگرهای (Quantum Light-Emitting Diode) QLED و ویژگی هاش در نمایش محتوای HDR صحبت کنم
در نمایشگرهای QLED یک لایه فیلتر با ذرات کوانتومی که از عناصر فلزی مثل کادیوم ساخته شده اند, بروی لایه ای که آرایش پیکسلی و نمایش محتوا هست قرار میگیرد.
لایه کوانتومی هر کدام از رنگ های به نمایش گذاشته شده توسط نمایشگر را به صورت منشور به چهار رنگ تبدیل می کند, و در عمل از هر رنگ چهار سایه رنگی (Shade Of Color) با طیف های مختلف ساخته می شود, که نتیجه میشه یک پوشش رنگی غنی و روشنایی خارق العاده بالا

در نمایشگرهای عادی رده بالا پوشش رنگی حدود 80 درصدی در Rec. 709 داریم, که میشه در حدود 80 تا 90 درصد از پوشش رنگی DCI-P3 اما در نمونه های رده بالای کوانتومی ما بیش از 150 درصد پوشش رنگی Rec. 709 خواهیم داشت, که میشه 113 درصد DCI-P3 که استاندارد اصلی نمایش محتوای HDR است, که در نمایشگرهای رفرنس اصلاح رنگ DI استفاده می شود.
در نمایشگرهای رده بالای عادی (دقت کنید می نویسم رده بالا, ما با نمایشگرهای تجاری ارزان قیمت کاری ندارم) Color volume وقتی شدت نور از 600 نیت بالاتر میره رنگ های با غلظت بالا درصدی از خلوصشون از دست میدن, در بهترین حالت در حداکثر روشنایی 50 تا 60 درصد از غلظت رنگ را خواهیم داشت و بیشتر نور هست که نمایش داده میشه تا رنگ ها, اما در نمایشگرهای کوانتومی رده بالا ما تا 2000 نیت روشنایی و 90 تا 95 درصد از خلوص رنگ ها را خواهیم داشت, که فقط در نمایشگرهای رفرنس اصلاح رنگ ما تا 2000 نیت روشنایی با خلوص رنگ کامل شاهد هستیم.
برای نمایش محتوای HDR حداقل به 800 نیت روشنایی نیاز هست, که بهترین نمایشگرهای OLED به سختی به این شدت روشنایی نزدیک میشن, و به همین دلیل هست که هنوز OLED ها بهترین انتخاب برای نمایش محتوای HDR و دالبی ویژن نیستند.
به عنوان مثال در بالاترین مدل OLED سونی A90J در محتوای HDR زیر 800 نیت روشنایی داریم, در پترن 2 درصد 800 نیت و در پنجره 100 درصد حدود 180 درصد cd/m² شاهد هستیم! و در ال جی OLED C1 در نمایش محتوای HDR کمی بیشتر از 600 نیت در پترن 2 درصد زیر 800 نیت و در پنجره 100 درصد 130 نیت روشنایی داریم! مقایسه کنید با سامسونگ QN90A که در نمایش محتوای HDR تا 1800 نیت روشنایی داریم, در پترن پنجره 2 درصد بالای 1300 cd/m² و در پنجره 100 درصد عدد خیره کننده ی 730 نیت روشنایی داریم.
اگر عمق رنگ سیاه کامل در نمایشگرهای OLED یک برتری کامل نسبت به QLED ها ببینیم، اما همچنان از نظر من نمایشگرهای کوانتومی بهترین در حال حاظر برای نمایش محتوای HDR و دالبی ویژن هستند.
یک بار دیگه "بهرنگ" اینجاست تا کمی در مورد کابل های دیجیتال و تفاوت هاشون با شما صحبت کنه...
اولین مطلبی که در وب فارسی نوشتم در مورد استفاده نکردن از نسخه های کپی فیلم و موزیک بود, چرا که انقدر اهمیت انتقال درست و دستکاری نشده ی دیتای دیجیتال اهمیت دارد که ترجیح دادم شروع کار با یکی از مهم ترین و پر چالش ترین مسائل پیش روی هر اودیو ویدئو فایلی باشد.
بحث انتقال دیتای دیجیتال و تاثیراتی که کابل و اکسسوری های در ارتباط با سیستم میتونن روی صدا و تصویر داشته باشند اصلا موضوعی آبجکتیوی نیست که ما بتونیم مثال های رایجی که میگن این دیتا صفر و یک هست و طبق اصول ساده الکترونیک هیچ تفاوتی بین کابل انتقال دیتا نیست بپذیریم. اگر بخواهیم با این منطق به کابل های دیجیتال ارزان و گران قیمت نگاه کنیم, هیچ تفاوتی بین کامپوننت های تجاری و های اند هم نیست و همگی شبیه بهم هستن! (و آیا هستن؟)
بحث تفاوت بین کابل های دیجیتال و تاثیری که در کیفیت صدا و تصویر دارند انقدر سابجکتیو و با تجربه های شخصی ما اثبات شده است که با چشم بسته هم می توانید تفاوت بین یک کابل ارزان قیمت بی کیفیت و کابلی که توسط شخصی متخصص طراحی و ساخته شده است را به راحتی تشخیص بدیم.
من معتقدم حتی بروی سیستم های نچندان گران قیمت هم می توان تفاوت بین کابل های دیجیتال را تشخیص داد, فقط باید شخصاً تجربه کنید, این که یکنفر بیاد هر نوع کابل دیجیتال به اسیلوسکوپ وصل کنه و یک سیگنال ورودی بده و خرجی مشابه بگیره, دلیل بر این نیست که این دیتا بروی یک سیستم صوتی و تصویری هم به همین شکل منتقل میشه, ما در انتقال دیتا از روی دیسک های فیزیکی صوتی و تصویری حتی بسته به نوع هد اپتیکی که ترنسپورت داره در خروجی نهایی تفاوت های داریم که به وضوح دیده و شنیده میشه. حتی نصب دو عدد نویزگیر فریت ساده در ورودی و خرجی کابل دیجیتال اگر سیستم شما دقیق باشه تفاوت های در صدا و تصویر ایجاد میکنه (گاهی خراب میکنه و گاهی بهتر) اما تفاوت اینجاد میشه.
ما به هیچ عنوان نمیتونیم نقش نویز در انتقال دیتای دیجیتال نادیده بگیریم و بگیم همین که صفر و یک ها کامل منتقل شدن کار تمام شده و مشکلی در سیستم نیست. یکی از دلایلی که من در سیستم های صوتی کابل های اپتیکال ترجیح میدم همین تاثیر کمتر نویز بروی اپتیکال هست.
این افردای که بر این باورند که تفاوتی بین کابل های دیجیتال نیست و تاثیری روی صدا و تصویر ندارن! اکثریت تجربه ای در تست سیستم های درست و حسابی ندارن و صرفاً دنبال کننده یکسری افراد هستن که در هر شرایطی میخوان خلاف جهت شنا کنن و بگن ما میفهمیم و شما اشتباه می کنید. (در صورتی که نظریاتشون برای ما که سالهاست داریم تفاوت هارو تجربه می کنیم خنده داره) بحث کابل دیجیتال در صدا و تصویر کاملا تجربی و خیلی ربطی به اصول الکترونیک نداره, شاید نشه دلایل علمی براش پیدا کرد, اما به تجربه ما ثابت شده است که در انتقال دیتای دیجیتال نوع کابل و تمام کامپوننت های در ارتباط بسیار زیاد در نتیجه ی نهایی تاثیرگذار هستند.
کلام آخر این که در دیجیتال نقش کابل بروی کیفیت نهایی بسیار جدی بگیرید و حتماً تفاوت هارو خودتون تست و درک کنید.
خوش باشید
در این پست یک نظر سنجی درباره بهترین برند بلندگو از نگاه مخاطبین سایت قرار میدم
شما می توانید نظرات خود را در کادر زیر ثبت کنید
نتیجه نظر سنجی جمعه شب در همین پست منتشر خواهد شد
کمپانی های DOLBY و dts دو تکنیک صداگذاری مختلف با دو کنسول میکس و پروسسور مختلف در استودیوهای مختلف هستند.
امتیاز کمپانی دی تی اس اولین بار توسط استیون اسپیلبرگ خریداری شد و به کمپانی یونیورسال ملحق شد. تجهیزات آن در استودیو شماره 2 یونیورسال نصب شد و برای اولین بار فیلم پارک ژوراسیک 1 با فرمت صدای دی تی اس و پیکر بندی 5.1 کانال در سینماهای آمریکا به نمایش گذاشته شد. و اولین فیلمی هم بود که روی نسخه دی وی دی با فرمت دی تی اس عرضه شد.
کمپانی دالبی اولین و قدیمی ترین کمپانی صدا و خالق صدای ساراند است. که صاحب بیشترین استودیو های ضبط صدا و همین طور بیشترین تعداد سینماهای مجهز به صدای دالبی در سراسر دنیا است. این کمپانی در ابتدا با کمپانی (Lucasfilm) یا همان برند THX متعلق به جرج لوکاس ، یکی بود که بعدها THX و دالبی از هم جدا شدند و THX در زمینه کالیبراسیون ، آموزش و اعطای گواهی نامه های رده بالا به تجهیزات صوتی و تصویری و گواهی کردن سینماها فعالیت کرد.
در گذشته دی تی اس برندی محدود، گران و بسیار لوکس بود. ولی از حدود 10 سال پیش، از زمانی که فرمت ها غیر فشرده شدند دیگر دی تی اس فرمت لوکسی به حساب نمی آید. و یکی از فرمت هایی است که شانه به شانه دالبی پیش می رود.
اما تفاوت بین این دو فرمت صدا در نحوه میکس صدا، پروسسور و پیکربندی اسپیکر های این دو فرمت است.
دی تی اس X و دالبی اتموس آخرین ورژن های عرضه شده از این دو کمپانی است که بر پایه صدای ساراند سقفی هستند. که شامل کانال های ساراند کناری و چهار کانال سقفی است. پیکر بندی کانال های سقفی دالبی و دی تی اس با یکدیگر متفاوت است. در فرمت دالبی کانال های سقفی روی سقف به صورت خطی و دقیقا بالای سر شنونده قرار می گیرند. و صدا به صورت مستقیم به سمت پایین منتشر می شود و به گوش شنونده می رسد.

در فرمت دی تی اس X کانال ها به شکل زاویه دار ، با زاویه ای بین 30 تا 54 درجه (بسته به ابعاد اتاق نمایش) با پخش صدا به شکل تابشی به سمت پایین نصب می شوند.

در ستاپ های سینمای خانگی به این دلیل این که آمپلی فایرها به صورت ترکیبی هستند نمی توان از هر دو پیکربندی همزمان استفاده کنیم. 90 درصد کاربران از ستاپ دالبی استفاده می کنند. به این علت که اکثریت فیلم هایی که منتشر می شوند با فرمت صدای دالبی اتموس است و دی تی اس X استودیو های بسیار محدود و گران تری دارد.
دیگر تفاوت بین این این دو فرمت این است که در دی تی اس X شما صدایی شفاف تر ، با جزییات بیشتر و DSP محیطی قوی تر نسبت به دالبی دارید و به نظر می رسد که دقت بیشتری در صدا گذاری دی تی اس به کار می رود. اما ضعفی که این فرمت نسبت به فرمت دالبی دارد در کانال LFE است. بیس در فیلم های محدودی که با این فرمت منتشر شده است پانچی و ضربه زننده نیست. به این معنا که به نظر می رسد که دالبی اتموس می تواند همان بیس را قوی تر و تاثیرگذارتر اجرا کند. در واقع در دی تی اس X صدا در فرکانس های پایین تاثیرگذاری مورد انتظار کاربر را ندارد!
امتیاز دیگر دی تی اس X نسبت به دالبی اتموس این است که جریان صوتی قوی تری در ساراند های سقفی شنیده می شود و صدا داینامیک رنج بالاتری دارد. این به آن معنا نیست که کانال های سقفی در فرمت دالبی به خوبی فعال نیستند ؛ اتفاقا شاخص ترین فیلم هایی که کانال های سقفی در آنها بسیار خوب کار می کند با فرمت صدای دالبی اتموس هستند. فیلم هایی نظیر "A Quiet Place Part II" و 13 ساعت سربازان مخفی بنغازی و بسیار فیلم های دیگر...
در خیلی از موارد فرمت صدای دالبی در فیلم حالت تجاری سازی (انجام شده توسط رایانه) دارد و در واقع مهندسی خاصی برای صدا سازی و صدا گذاری فیلم انجام نشده است. و این چیزی است که شما در فرمت دی تی اس مشاهده نمی کنید. فیلم هایی که با این فرمت ارایه شده بسیار محدود هستند و به علت هزینه زیادی که برای صداگذاری فیلم می شود روی صدای فیلم با دقت بسیار بالایی کار می شود.
در حال حاضر نمی توان گفت که کدام یک از دو فرمت صدای دالبی اتموس یا دی تی اس X ، فرمت بهتری به شمار می آید . و هر آنچه که از تفاوت بین این دو فرمت صدا گفته شد مربوط به مطالعات و تجربیات شنیداری ما است. هنوز فیلمی تولید نشده است که با هر دو فرمت صدا ، صداگذاری شده باشد و ما بتوانیم با سوییچ کردن بین فرمت های مختلف در یک فیلم واحد قضاوت مستقیم و دقیق تری در مورد دی تی اس X و دالبی اتموس داشته باشیم.
موارد مرتبط:
کمپانی M&K Sound که حرفه ای ترین و معتبر ترین سازنده ی بلندگوهای استودیویی میکس صدای سینمایی است, سه مدل ساب ووفر رفرنس سری X را در سایزهای 10, 12 و 15 اینچی را به تازگی معرفی کرده است. M&K در ساخت بلندگوهای استودیویی و به ویژه بلندگوهای رفرنس میکس صدای فیلم نمیشه گفت از بهترین هاست, بلکه با تفاوت بهترین و به معنای واقعی حرفه ای ترین برند در این زمینه است.
ساب ووفر X15 M&K اولین بلندگوی تجاری در دنیاست که گواهی نامه ی THX Dominus را دریافت کرده است. Dominus در زبان لاتین به معنی خداست, و تا قبل از سری X از محصولات تجاری M&K فقط در تولیدات سفارشی و برای کمپانی های عظیم فیلم سازی مثل پارامونت , یونیورسال و... ساخته میشد. در استودیوی شماره یک Technicolor چهار عدد ساب X15 پشت کنسول میکس, دو عدد پشت سالن و دو عدد بروی سقف استفاده شده است.
استودیوی "Technicolor" یکی از بخش های پس از تولید کمپانی پارامونت که وظیفه ی ضبط ,میکس و تنظیم تصویر تولیدات این کمپانی را بر عهده دارد و از عظیم ترین مراکز میکس صدا و اصلاح رنگ در دنیاست که در استودیویی شماره ی یک خود از بلندگوهای M&K استفاده می کند. آدم های بزرگی مثل Greg P. Russell , Anna Behlmer و Jeffrey J. Haboush پشت این کنسول نشسته اند... شگفت انگیزه!
"جفری جِی. حبوش" یکی از متخصص ترین ها در میکس صدای IMAX هست و چهار بار نامزد اسکار شده و از افراد تاثیرگذار در پیشرفت صدای سینمایی مدرن امروزی بحساب میاد.
فیلم های مهمی در تاریخ هالیوود مثل سه گانه اربای حلقه ها, کینگ کونک پیترن جکسون, سه گانه دزدان دریایی کارائیب, پرل هاربر, سه گانه دوم جنگ ستارگان, سقوط شاهین سیاه و بسیاری عنوان های دیگر که همگی این فیلم ها در بخش صدا نامزد و یا برنده اسکار شدن, با اسپیکرهای M&K صداگذاری شده اند.
من تجربه ی شنیدن صدای ساب ووفر های M&K سری THX Ultra 2 که یک نسل قبل از سری Dominus هستند را در مرکز آموزش THX در آلمان و همچنین در مرکز دالبی در انگلستان دارم, و به جرات میگم در سالهای که در THX و دالبی آموزش دیدم, هیچ وقت صدای سینمایی دقیق تر از صدای که از مجموع بلندگوهای M&K شنیدم را هیچ وقت و در هیچ کجا تجربه نکردم. در مرکز THX ستاپ های مختلفی داشتیم, یک ستاپ سینمای حرفه ای از JBL بود که وقتی کیک های سنگین میزد از شدت موج صدا دانشجوهای که جلوی ساب ووفرهای دوبل 18 اینچی ایستاده بودن دقیقاً مثل فیلم ده فرمان که موسی دریا را شکافت, دو دسته میشدن! اما صدای که در سالن شماره دو THX از M&K میشنیدم, هیچ وقت برام تکرار نشد. ساب ووفرهای IMAX یا دالبی سینما در فشار صوتی 100 تا 110 دسی بل حیرت انگیز عمل می کنند, اما برای من دقت و جزئیات صدای ساب ووفرهای M&K در فشار صوتی 85 دسی بل که استاندارد صدای سینمای خانگی THX هست, تاثیرگذاری ساب ووفرهای عظیم سالن دالبی سینما را داشت.
ساب ووفرهای M&K شاید در قدرت رقبای داشته باشند, اما در دقت و کیفیت صدای بم بی شک بی رقیب هستند.
اگر بخواهیم فقط یک کار را برای آکوستیک تریتمنت اتاق موزیک و سینمایی خود انجام دهیم، مشخصا به سراغ مهمترین آنها خواهیم رفت؛ یعنی از بین بردن انعکاس اولیه در نقاطی که اولین بازتاب صدا را دارند. برای ایجاد یک فضای مناسب برای صدای موزیک و سینمایی، نیاز است که ابتدا به درمان نقاط نزدیک به محل نشستن خود بپردازیم. زیرا انعکاس اولیه اگر با صدایی که مستقیم از اسپیکر ها میآید ترکیب شود، منجر به کامب فیلتر میشود. کامب فیلتر(Comb Filtering) به صدا رنگ میدهد و همینطور باعث میشود نتوانیم جزئیات صدا را آنطور که باید بشنویم. پس حتما باید انعکاس اولیه را از بین ببریم.
چگونه؟ با استفاده از جذب کنندهها در نقاطی که اولین انعکاس صدا را دارند, ابتدا باید برای خود RFZ یا (Reflection Free Zone) ایجاد کنیم.
RFZ در واقع به جایی میگویم که ما انعکاس اولیه را نمیشنویم. هنگامی که در این منطقه هستیم، صدا را مستقیم از اسپیکر بدون انعکاس از اجسام اطراف میشنویم.
میتوانیم برای شروع دیوارهای کناری و سقف بالای محل نشستن خود را به پنلهای جذبکننده مجهز کنیم.
از مشکلات بزرگ و مهم اتاقهای کوچک که آکوستیک نیستند، مشکل صدای بِیس یا فرکانس بَم است. مشکل هنگامی بزرگ تر میشود که این امواجِ صدای بم، روی هم انباشته شده و در اتاق پخش میشوند. دامنهی بیس آنبالانس (Unbalanced) یا مادی (Muddy)، می شود, که نتیجه می شود صدای بیس نابرابر و کِدِر، حتی اگر فکر میکنیم که مشکلی وجود ندارد و همه چیز روبهراه است، این هیولای بیس همیشه در اتاق حاضر است.
باید این هیولا را از بین ببریم...
حالا مشکلی که ایجاد میکند چیست؟
فضای آکوستیک اتاق را به هم میریزد
پاسخ فرکانسی ناهموار می شود
دیکِی تایم در فرکانس بم، طولانیتر میشود
دو کار را باید انجام دهیم: یک این که بلندگوهای خود را در جای مناسب قرار دهیم و کار دوم استفاده از جذب کنندهی صدای بِیس در اتاق یا همان "بِیسترپ" است.
محل مناسب نصب بیست ترپها در گوشههای اتاق است. اما کدام گوشهها؟ ابتدا این نکته را بگم که قرار نیست واقعا صدای بِیس را به دام بیندازیم؛ چرا که در این ناحیه فرکانسی، امواج بلندتر و طولانی تر از آن هستند که به راحتی به دام بیوفتند. اما میتوانیم با جذب بخشی بزرگی از آن از انباشته شدن امواج بِیس در اتاق جلوگیری کنیم.
اتاقهای معمولی پاسخ فرکانسی نابرابری دارند. ممکن است متوجه آن نشویم یا به آن اهمیت ندهیم اما در هر صورت این مشکل وجود دارد.
جذب کنندههای امواج بِیس هم میتوانند برای مولفهی سرعت امواج و هم برای مولفهی فشار صدا، یا حتی برای هر دوی آنها عمل کنند. جذب کنندههای تشدید صدا (Resonant absorbers)، بیشترین جذب صدا را دارند و موثر برای فشارِ امواجِ بِیس است که در قسمت های مرزی دیوارها قرار میگیرد.
جذبکنندههای پوروس (porous absorbers) برای سرعت امواج بِیس مورد استفاده قرار میگیرند و از نیروی اصطکاک برای تبدیل نیروی جنبشیِ امواج به گرما استفاده میکنند. و بیشترین کارایی برای جذب امواج با سرعت زیاد را دارند. در فاصلهی ۱/۴ طول موج از دیوار، سرعت امواج به حداکثر خود میرسد و فشار امواج صفر است. از طرفی فشار امواج صدا در دیوار به حداکثر خود میرسد.
ایدهآل یک اتاق آکوستیک این است که با استفاده از جذبکنندهها انعکاس ها را از بین ببریم تا صدای خالص را از اسپیکرها بشنویم. انگار که اصلا دیوار یا سقفی وجود ندارد. دقت کنید استفاده بی اندازه از جذب کننده ها می تواند به راحتی جلوی انعکاس فرکانس های شیرین صدا در بازهی فرکانسی بالا (میدرنج و توییتر) را بگیرد و تاثیر کاملا منفی روی لذت شنیداری ما از صدا داشته باشد.
در حقیقت جلوگیری از انعکاس و کاهش دیکِی تایم در فرکانسهای پایین (بم) ، کاری بسیار دشوار است. از طرفی، اگر با استفاده از جذبکنندهها جلوی انعکاس در بازهی فرکانسی بالا را بگیریم ولی به اندازهی کافی از بِیس ترپ استفاده نکنیم تا امواج بیس را جذب کنند، واقعا صدای بدی ایجاد میشود!
در اتاقهای آکوستیک، دیکی تایم معمولا بین ۰٫۲ و ۰٫۵ ثانیه در بازهی ۲۵۰ تا 4K هرتز است؛ اما اگر اتاق ما کوچک است دیکِی تایم باید ۰٫۱ تا ۰٫۳ ثانیه باشد. در واقع هرچه اتاق کوچکتر باشد، دیکِی تایم نیز باید کمتر باشد. البته دیکِی تایم به نوع موسیقی که می شنویم نیز بستگی دارد؛ مثلا اگر موسیقی کلاسیک گوش میکنیم، باید شادابی بیشتری برای اتاق در نظر بگیریم با دیکی تایم بین ۰٫۴ تا ۰٫۵ ثانیه. اما اگر موسیقی الکترونیک و پاپ گوش می کینم یا اتاق سینمایی داریم دیکی تایم حدود ۰٫۲ تا ۰٫۳ مناسب است.
معمولا بهتر است ۲۰ تا ۲۲ درصد از دیوارها و همینطور سقف را کاور کنیم. کاور کردن شامل استفاده از جذبکنندهها، بیس ترپها و انتشار دهندهها میشود. همانطور که گفتم میتوانیم از میکروفونهای میژرمنت به همراه نرم افزارهای مخصوص استفاده کنیم تا دقیقتر مشکلات اتاق خود را بررسی کنیم و به درمان آن بپردازیم.
در صدای های فای و سینمایی مهم ترین عامل در لذت شنیداری آکوستیک است. اگر سالها برای خرید گران ترین کامپوننت ها وقت و هزینه کنید, بدون آکوستیک بیشتر از پنجاه درصد از پتانسیل سیستم را نخواهید داشت. پس باید اول یاد بگیریم اتاق مناسبی برای صدا درست کنیم و بعد دنبال خرید کامپوننت باشیم.
خوش بگذره...
موارد مرتبط: