Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

آنچه باید بدانید

آیا سیستم سینمایی فعلی ارتقا بدیم یا خیر؟

dolby atmos

به دلیل این که این دسته از مطالب صرفاً جنبه آموزشی داره و مقاله بحساب نمیان, پس خیلی سریع و بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب.

این باید بدونید که راه اندازی یک سیستم سینمایی درست و حسابی با پیکربندی کانال های سقفی, کار بسیار وقت گیر و از همه مهم تر بسیار هزینه بر است. خرید آمپلی فایری مجهز به دیکدر Dolby Atmos و DTS-X یکی از مراحل ابتدایی سیستم جدید است, طراحی سیستم صدای دالبی ادموس و dts-x بر پایه افکت های بسیار سنگین لحظه ای ست, این یعنی داشتن بلندگوهای با توان تحمل پیک های سنگین, داشتن ساب ووفری با شاخص های بسیار بالا در تولید و تحمیل فرکانس های بسیار پایین (تا23 هرتز) اتاقی با حداقل تمهیدات آکوستیکی, نصب Absorber در محل های مشخص و  Bass Trap در گوشه های بالای سقف (دیدم باس تراپ بروی زمین قرار میدن! که بسیار اشتباه است, یا باید از زمین تا سقف نصب بشن و یا در گوشه های بالای چهار گوشه اتاق صدا نصب بشن) بیشترین بازتاب فرکانس های پایین از گوشه های نزدیک به سقف ایجاد میشه. (با نرم افزار SPL اندازه گیری کنید)

آمپلی فایر حتما باید از مدل های بالا انتخاب کنید, با تجربه ی کمی که من در تست های نمایشگاهی داشتم, یاماها, دنن و مارانتز بهترین پردازش و تحویل صدارو به کانال های سقفی دارن, البته نه مدل های میانه قیمت, خرید مدل های میانی (مدل های ابتدایی و اروزن که فکرشو هم نکنید) هر یک از این سه برند صرفاً انتقال پول از حساب شما به حساب فروشنده است. و هیچ تجربه ی جدید از صدا در پیکیربندی سقفی به شما نمیدن. مدل های ارزان قیمت برندهای درست و حسابی هم هیچ ربطی به پرچم دارهاشون ندارن. شاید فقط یاماها باشه که همیشه در مدل ها ارزان قیمتش هم جنسی از صدای مدل های پرچم دارشو به مشتری ارائه میده. اما دنن, مارانتز, پایونیر و اونکیو حتماً باید مدل های پرچم دار انتخاب کنید تا به صدای واقعیشون نزدیک بشید.

این روزها دو مدل آمپلی فایر میانه قیمت دنن X3300 و اونکیو TX-NR555 هم در منزل تست کردم, و یه تجربه ی کوچیکی از میانه قیمت ها در اجرای Dolby Atmos و DTS-X دارم. جدا از کیفیت بسیار عالی دنن و اونکیو در اجرای صدای 5.1 و 7.1 و به ویژه اونکیو که از لحاظ قدرت پردازش و جریان دهی خیلی بهتر از دنن بود, اما هر دو در اجرای صدای 5.1.2 بسیار ضعیف بودن. شاید هم در کنار پروسسور 11.2 کانال یاماها CX-A5100 جدیدم, اینها حرفی برای گفتن نداشتن! دنن, پایونیر و مارانتز همیشه به من ثابت کردن بهترین صداشون در بهترین مدلشون اجرا میکنن!


تبلیغات: مجموعه آکوستیک نماینده رسمی بلندگوی Mission انگلستان در ایران...


من با تجربه ی کمی که با میانه قیمت ها داشتم, البته شخصی که خیلی کم بوده و محدود به همین دنن و اونکیو میشه و بیشتر تجربه تست نمایشگاهی بوده! اگر سیستم 5.1 و 7.1 درست و حسابی و مورد تاییدی دارید, که مجهز به دیکدر صدای Dolby TrueHD و DTS-HD Master Audio و پردازشگر تصویر 4K حتی از نوع عادی Pass-Through هست (در خرید آمپلی فایر سینمایی جدید حتماً مدل های HDCP 2.2 انتخاب کنید) من توصیه نمی کنم سیستم فعلی ارتقاء بدید, چرا که این میانه قیمت ها هیچ تجربه شنیداری جدیدی از ساراندهای سقفی به شما نمیدن. مگر این که مثل من یه خوره صدا و تصویر باشید, و بخواید هزینه و وقت بسیار زیادی برای تجربه ی Dolby Atmos و DTS-X در منزل داشته باشید و بتونید در همچین سایتی رفرنس صدا و تصویر هم بدید. در غیر این صورت هنوز کمی زوده حداقل آمپلی فایر مورد تاییدی که بهش اشاره کردم به یک میانه قیمت 5.1.2 ارتقاء بدید. اما اگر تصمیم دارید سیستم سینمایی جدید بخرید, و هزینه و فضای شنیداری محدودی دارید, حتما توصیه می کنم آمپلی فایرهای مجهز به دیکدر Dolby Atmos و DTS-X انتخاب کنید, و به خودتون زحمت نصب کانال های سقفی بدید.اما اصلا انتظار تجربه ی کاملی از این پیکربندی پیجیده سقفی نداشته باشید.

دالبی

به زودی هم بلندگوهای انعکاسی که بروی بلندگوهای اصلی و ساراندها قرار میگیرن وارد بازار ایران میشه! که بسیار احمقانه ست و کاملا جنبه تجاری دارن. بعضی از شرکت ها هم این ادعارو میکنن که با محدود کردن زاویه انتشار موج در یک مسیر مستقیم به سمت سقف حس دریافت موج صدا از سقف کامل به بیننده انتقال میدیم. بعضی از برندها هم با قرار دادن اسفنج با دانسیته بالا اطراف بلندگو, زاویه انتشار موج محدود میکنن تا یک زاویه بسته از صدارو ایجاد کنن. اینجا بحث آکوستیک سقف, شکل اتقاق و... پیش میاد. از همشون مهم تر این که اصلا کانال های سقفی چه در دالبی ادموس و چه در dts-X اینقدر قدرت ندارن تا بتونن این شدت موج ایجاد کنن. من پاور یاماها CX-A5000 تو مدار دارم که اینقدر قدرت داره که فوکال الکترا 1038 به آتیش بکشه, با این حال و با db+10 برای چهار کانال سقفی و در بهترین تست های ادموس و dts-X آنچنان جریانی به کانال های سقفی نمیده! چطور یه آمپلی فایر ساده میانه قیمت میتونه شدت جریانی تولید کنه که بلندگوهای انعکاسی این موج صدارو به سمت سقف ارسال کنن و شنونده بازتاب این صدارو بروی زمین با تفکیک و قدرت بشنوه! این داستان درست مثل صدای 5.1 ساندبارها احمقانه ست.

کلام آخر این که اگر آمپلی فایر پرچم دار تو مدار دارید, بلندگوهای سقفی با کیفیتی نصب کردید, بلوری پلیر های اند دارید و نسخه های اورجینال فیلم میخرید, تجربه صدای Dolby Atmos و DTS-X تجربه ی لذت بخش, هیجان انگیز و کاملا جدیدی در صدای سینمایی است و من توصیه می کنم.

خوش باشید...و بیشتر و بیشتر تست کنید :)

حجم بیت ریت در Ultra HD Blu-ray

در این مطلب یک توضیح کوتاه در مورد حجم BitRate صدا و تصویر در دیسک های Ultra HD Blu-ray میدم.

ماکسیمم حجم بیت ریت قابل انتقال در دیسک های رایج بلوری برای تصویر 40 مگابیت در ثانیه است. در فشرده سازی تصویر برای نسخه های استاندارد بلوری از حجم بیت ریتی متغییر VBR بین 17 تا حدد 30 مگابیت در ثانیه استفاده می شود

در روش ضبط با متد VBR یا بیت ریت متغیر، Variable Bit Rate برای صحنه ای که یک ديالوگ ساده در جريان است, و یا فیلم تحرک زیادی نداره ، از بیت ریت با حجم کمتر استفاده ميشود و برای صحنه های پر زد و خورد برای نگه داشتن تمامی جزییات تصویر در فرایند فشرده سازی حجم بیت ریت ها را بالا می برند .

استفاده از حجم های بالای 30 مگابیت به دلیل اشغال فضای ذخیره سازی بسیار زیاد خیلی رایج نیست, جز در دیسک های کالیبراسیون تصویر و دموها که بیت ریت های ثابت "CBR" تا 40 مگابیتی هم استفاده می شود. به عنوان مثال در دیسک کالیبراسیون "Disney WOW: World of Wonder" و برخی از دیسک های دمو از بیت ریت ثابت تصویر 40 مگابیتی هم استفاده شده است.

در روش ضبط با متد CBR یا بیت ریت ثابت، Constant Bit Rate تمامی قسمتهای فایل تصویر را با بک حجم یکسان تبدیل می کنند و فرقی بین صحنه اي که مثلا يك ديالوگ ساده جريان دارد, با یک صحنه پر زد و خورد و اکشن نمی گذارد. از این روش برای فشرده سازی فیلم های نمایش IMAX هم استفاده می شود. که حجم فایلی تا 4 ترابایت را برای یک فیلم با زمان استاندارد اشغال می کند.

البته کیفیت نهایی ویدئوی به دست آمده در هر دو روش اینکد کردن با بیت ریت ثابت و متغیر کاملا بستگی به میزان عدد کوآنتایزر دارد, که هرچقدر کمتر باشد کیفیت ویدئو بالاتر است. اگر عدد 8 تا 10 را برای اینکدینگ ویدئوهای خانگی در نظر بگیریم, میزان  کوآنتایزر برای نمایش در IMAX صفر است. و این یعنی اینکدینگ تصویر بدون افت کیفیت در استاندارد هالیوود.

 در تست های که من با پلیر تجاری سامسونگ  UBD-K8500 انجام دادم, بیت ریت تصویر فیلم های مثل "مریخی" و "سان آندریاس" "مد مکس" بین 28 تا 65 مگابیت در ثانیه متغیر بود, در UHD بلوری میشه ویدئویی با حجم بیت ریتی تا 100 مگابیت در ثانیه نیز اینکد کرد, در تست های هم که انجام دادم در لحضاتی به این حجم بیت ریت مخصوصاً در نسخه UHD فیلم "مد مکس" نزدیک شدم. اما درست مثل بلوری های استاندارد استفاده از ماکزیمم ظرفیت بیت ریت تصویر نیاز به فضای ذخیره سازی بسیار بالایی دارد, که همین مسئله باعث میشه از بیت ریت های پایین تری استفاده شود. که البته همین میزان بیت ریت تصویر به خودی خود بسیار بالا بحساب میاد و شوخی نیست.

 در صدا هیچ فرقی بین نسخه های استاندارد بلوری با UHD بلوری ها نسیت. صدا مثل قبل با روش Lossless غیر فشرده با فرمت های رایج قبلی عرضه می شود Dolby TrueHD- DTS-HD Master Audio, Dolby Atmos, DTS:x  

در میزان حجم بیت ریت صدا هم هیچ فرقی بین نسخه های استاندارد بلوری با نسل جدید نیست. من بیشترین حجم بیت ریت صدارو در نسخه بلوری سن آندریاس با 11 مگابیت تجربه کردم! که بی نظیر است. یک عکس هم از لحظاتی که بیت ریت صدا  در سن آندریاس به بیش از 11 مگابیت میرسد در توییترم پست کردم.

ما ویدئوفایل ها در نمایش خانگی واقعاً به کدک جدیدی مثل H.265 و رزولوشن 4K با حجم بیت ریت های بالاتر از قبل نیاز داشتیم. امیدوارم هرچه زودتر یکی از برندهای درست و حسابی مثل اوپو, دنن و پایونیر بلوری پلیرهای نسل جدید وارد بازار کنن تا ما هم بتونیم از نسخه های Ultra HD Blu-ray اینجا رویو بنویسم.

یکم از کانال مرکز بنویسم

R56Ci Center Channel Speaker

گرگ پی راسل بزرگ در تمام مصاحبه هاش به اهمیت صدای کانال مرکز تاکید میکنه و میگه برای من بی اندازه کانالیزه بودن و حرکت افکت های صدا از کنار گوش و بالای سر بیننده مهم هست و خودم یکی از کسانی هستم که بیشترین وقت برای کانالیزه بودن صدای فیلم های که کار می کنم اختصاص میدم, اما از همه این ها مهم تر در یک صدای سینمایی خوب, کیفیت صدای کانال مرکز است.

صدای دیالوگ و موزیک فیلم تا زمانی که خودتون در سالن های IMAX درست حسابی تجربه نکنید, هرچقدر هم من و امثال من ازشون بنویسیم نمی تونید درکش کنید, در واقع هیچ کدوم از جلوه های صدای سینمایی نمیشه در سینمایی خانگی و یا حتی سالن های عادی سینما مثل IMAX دید و شنید. اینترنت گردی و تخیل کردن در مورد صدا و تصویر و بخصوص صدا کار بدی نیست, ما همگی اینترنت گردی می کنیم, مطالب میخونیم و ویدئوهارو میبینیم, اما تا از نزدیک آنچه نویسنده از صدا و یا تصویر شرح داده شخصاً تجربه نکنیم نمیتونیم به درک درستی ازش برسیم. هر چقدر هم که تجربه های واقعی ما از صدا و تصویر بیشتر بشه, نوشتن از صداها و تصاویری که در خانه میبینیم و می شنویم سخت تر میشه.

خوشبختانه هنوز تجربیات من اینقدر زیاد نشده که کلاً بیخیال صدا و تصویر خانگی بشم! پس همچنان میتونم خودمو با این صداهای الکی و صفحه نمایش های فسقلی گول بزنم و بیشتر پول خرج کنم تا به کیفیت های بهتری برسم. در نتیجه هنوز در این سایت حرف های برای گفتن دارم!

 در پست های قبلی از اهمیت کانال مرکز در صدای سینمایی نوشتم و خواهم نوشت, به نظر من که یک علاقمند به سیستم های سینمایی هستم بی شک و بی شک کانال مرکزی صدا در پیکربندی سینمایی مهم ترین بخش از ستاپ سینمایی بحساب میاد که اگر خوب صدا نده کل صدای سیستم خراب میکنه. اوایلی که فرمت dts به آمپلی فایرهای سینمای خانگی اضافه شده بود, یک موج جدید از طرف کمپانی یاماها به راه افتاد که یاماها توصیه می کرد در سیستم های درست و حسابی بهتر است برای کانال مرکز از همان بلندگوی کانال های اصلی استفاده شود. (فکرم می کنم از همون سالها یاماها شروع کرد بلندگوهای سری NS به صورت تک فروخت) در کل نمیشه با این ایده که در بهترین حالت باید بلندگوی مرکز هم رنج فرکانسی دیگر کانال های اصلی باشه مخالفت کرد, اما در عمل در بسیاری از ستاپ های سینمایی قرار دادن یک بلندگوی استند در مرکز ستاپ غیر ممکن است, مگر این که از پرده نمایش استفاده کنیم, که در این حالت میشه به راحتی یک ردیف خطی از بلندگوهای مشابه در جلو یا پشت پرده قرار داد. من در حالت های نمایشگاهی این نوع ستاپ بارها شنیدم, اما هیچ وقت در ستاپ شخصی تجربش نکردم, پس چون شخصاً تجربه نکردم در موردش نظری هم نمیدم.

اگر به کاتالوگ های قدیمی و سالهای اول ورود دالبی پرولاجیک و دالبی دیجیتال به خانه نگاهی بندازید, اکثر پکیج های سینمایی اون سالها بلندگوی مرکز درست و حسابی داشتن. حتماً یادتون هست با ورود نمایشگرهای پلاسما همه ی ما مشکل قرار دادن سنتر های بزرگی داشتیم که قبلا به راحتی بروی تلویزیون های CRT جا میشدن, اما دیگه جای براشون روی پنل های پلاسما نبود. یه مدل چندش آوری هم بود که همه باید پلاسماهارو به دیوار وصل میکردن! درست مثل تصاویر لو رفته پایین که یکی پلاسمای فسقلی ال جی زده به دیوار, خدا شاهده بعد از اون سالها دیگه پلی استیشن هم بازی نکردم. دیگه هم تو هیچ عکس لب تاپ روشن نذاشتم رو میز تا کلاس کار بره بالا...جوان بودم میفهمید؟

At home

At home 2

هنوز تمام این دی وی دی ها و سی دی هارو دارم. اون سال تازه سه گانه Adventures ایندیانا جونز اومده بود و یکی از کارهای تستی من بود. هنوز هم این نسخه طرفدار زیادی داره و دوست داشتنی هست. واقعاً هم برای اون سالها صدا و تصویر این نسخه خیلی خوب بازسازی شده بود.

انتخاب کابل هم برای این کانال همیشه چالش بزرگی بحساب میاد, چرا که کابل های درست و حسابی همیشه جفت هستن و خیلی سخت میشه کابل مناسب تک برای کانال سنتر پیدا کرد. همین مشکل باعث شده همیشه مجبور بشیم یک جفت کابل برای این کانال بخریم!

اگر کابل در کانال مرکز دینامیک رنج و سرعت انتقال پایینی داشته باشه بسیاری از افکت های این کانال که اکثراً هم بسیار سنگین هستن عقب و ضعیف شنیده میشن, که این مشکل تاثیر بدی در جریان صدا خواهد داشت. شدت و حجم صدا در کانال مرکز خیلی سنگین تر و بی وقفه تر از دو کانال اصلی صداست, چرا که در مرکز ما دیالوک داریم, موزیک داریم و افکت های سنگینی که در بسیاری از موارد از کانال مرکز شروع میشن و در یکی از دیگر کانال ها به اوج میرسن, همین لحظه اجرای اولیه افکت در تاثیرگذار بودنش بسیار اهمیت دارد. پس نتیجه میگیریم برای تجربه و داشتن بهترین صدای سینمایی نیاز به بلندگوی مرکزی بسیار خوب هم داریم.

خوش باشید

کانال LFE در صدای دالبی

کانال LFE در صداي دالبي

در فرمت دالبی دیجیتال 5.1 یا 7.1 کانال فرکانس های پایین (Low Frequency Effect) که به اختصار (.1) نوشته می شود ترکیبی از 5 یا 7 کانال اصلی و ساراند است. این یعنی این که همیشه در صدای دالبی دیجیتال کانال LFE یا همان ساب ووفر تشکیل شده از فرکانس های پایین دیگر کانال های صداست. اما در مقابل فرمت (Digital Theater Sound) که با نام تجاری dts میشناسیم, از ابتدا کانال LFE تفکیک شده از دیگر کانال ها صداگذاری می کرد. این کار باعث شد صدای dts نه فقط در کیفیت و وضوح صدا از دالبی دیجیتال برتر باشد, بلکه در تاثیرگذار تر بودن فرکانس های پایین هم برتری محسوسی نسبت به دالبی داشته باشد. افکتیو بودن و داشتن پیک های سنگین صدا به همراه تفکیک پذیری بیشتر کانال ساب ووفر از ویژگی های مشخص صدای dts نسبت به دالبی است.

شرکت دالبی تکنیک استفاده از بخشی از فرکانس پایین دیگر کانال های صدارو در فرمت وضوح بالای خود Dolby TrueHD هم ادامه داد!

دالبی از فیلم Super 8 در نسخه سینمایی شروع کرد به صداگذاری جداگانه کانال LFE در Transformers: Dark of the Moon هم گرگ پی راسل بزرگ این فیلم با فرمت وضوح بالای دالبی با کانال مجزاء کانال ساب ووفر صداگذاری کرد. که نتیجه خارق العاده ای برای صدای دالبی به همراه داشت. در Resident Evil: Extinction که یکی از استثنایی ترین نسخه های خانگی با صدای Dolby TrueHD است که در بسیاری از صحنه ها جریان افکت و DSP عالی بیننده از جا میکنه, کانال LFE با همین روش صداگذاری مجزا تنظیم شده است. حتماً نسخه بلوری این فیلم تجربه کنید.

یکی از مشکلاتی که صدای دالبی در وولوم های بالا برای کانال های اصلی و مرکز ایجاد می کند, حجم بالایی از فرکانس های پایین نچندان لازم در این کانال هاست, در نسخه های دالبی مخصوصاً Dolby TrueHD وقتی وولوم صدا از 2/4 بالاتر میره, میزان جریان ارسالی آمپلی فایر به کانال های اصلی و در برخی از فیلم ها به مرکز بیشتر از حد لازم است! که دلیلش تفکیک نبودن کانال LFE از کانال های اصلی صداست.

اگر یک فیلم در یک مقایسه تطبیقی بین دالبی و dts مورد بررسی قرار بدید, متوجه میشید که در یک وولوم واحد شدت جریان ارسالی به کانال های اصلی صدا در نسخه دالبی بیشتر از dts است! این در حالی که در نسخه dts سرعت و دقت دیافراگم ساب ووفر بیشتر و بیس کیپ تر و دقیق تر از دالبی است. در صدای دالبی فرکانس های پایین کمی گنگ و درهم رفته شنیده میشن, که این امر باعث میشه قدرت تاثیرگذاری ساب ووفر هم در صدای دالبی کمتر باشد.

شرکت دالبی در برخی از نسخه های خانگی اخیر خود مثل "Terminator Genisys" و "San Andreas" و چند فیلم دیگر صدای Dolby TrueHD با کانال LFE جدا تنظیم کرده است, که نتیجه انتخاب این مسیری که سالهاست dts در آن حرکت می کند, برای دالبی بسیار درخشان بوده است.

تاثیر آکوستیک بر سینما DSP

به عقیده من اگر آکوستیک سالن نمایش خانگی شرایط خوبی نداشته باشه نمیشه به فضای DSP راضی کننده ای رسید. من بیشترین مطالب دنباله دارم در سایت از آکوستیک و کالیبراسیون تصویر نوشتم.

آکوستیک بخش اول

آکوستیک بخش دوم

آکوستیک بخش سوم

آکوستیک بخش چهارم

و باز آکوستیک و اجرای زنده

آکوستیک و سالن های اپرا

رنج صدای خوانندگان کلاسیک

و همچنین مطالب مربوط به کالیبراسیون تصویر:

کالیبراسیون تصویر

کالیبراسیون تصویر بخش دوم

کالیبراسیون تصویر بخش سوم

کالیبراسیون تصویر بخش چهارم

ISF Calibration

معرفی دیسک کالیبراسیون Disney WOW

ما اگر در سالن نمایش بتونیم جلوی سرعت انتشار مخرب صدارو از سطح منتشر کننده به گوش کنترل کنیم, به میزان بسیار زیادی تاثیر و قدرت DSP افزایش دادیم. قدرت و تاثیر DSP صدا به همان اندازه که به پروسسور و کالیبراسیون صدا وابسته ست, به همان اندازه به آکوستیک حساس است. برای من قدرت و دقت DSP صدا مهم ترین شاخص صدا بحساب میاد. اگر هم در قسمت جستجوی سایت DSP سرچ کنید متوجه میشید من در چند مطلب مستقیم و غیر مستقیم به اهمیت صدای DSP در صدای سینمایی اشاره کردم. من اعتقاد دارم اگر نتونیم تاثیر انعکاس های مخرب در سالن نمایش کنترل کنیم, هرچقدرم برای بهترین آمپلی فایر و کابل های سیستم هزینه کنیم نمیشه به DSP ایده ال رسید. هرچقدر هم قدرت پردازش صدای قوی داشته باشم, وقتی سالن سطوح منعکس کننده مخرب داره, آمپلی فایر نمیتونه اون حباب مجازی اطراف تماشاچی ایجاد کنه, یک انعکاس مخرب فضارو بهم میریزه و صدا تو مسیر حرکت بین کانال های اصلی و ساراند قطع میشه, و ما صدارو به صورت پرش از یک کانال به کانال دیگر می شنویم. که در این شرایط فرقی بین جنس صدای سینمایی قوطی پلاستیک های تجاری با بهترین های این صنعت وجود ندارد.

به زودی هم میرم برای تجربه بزرگترین پرده نمایش IMAX در جهان, دارم کاراهارو طوری برنامه ریزی می کنم تا به تور جهانی سارا برایتمن هم برسم و امکان تجربه هر دورو با هم داشته باشم. اولین بار اجرای زنده سارا برایتمن در برج های تجارت جهانی دبی شنیدم.

خوش بگذره

تفاوت پنل های آکوستیک

در علم آکوستیک سه نوع پنل داریم, Absorber که پنل های جاذب صدا هستند. Diffusor که پنل های منتشر کننده صدا به جهات مختلف هستن. و Reflector که پنل های از نوع بازتابنده هستن.

هر کدام از این پنل ها کارکردی متفاوت با هم دارند, که هم میشه به صورت مجزا و یا ترکیبی بسته به شرایط آکوستیک ازشون در یک اتاق یا سالن استفاده کرد.

پنل های ابزوربر بیشترین استفاده را برای کنترل فرکانس های میانی و پایین صدا در سالن های ارکستر, اپرا, استودیوهای ضبط, سالن های سینما و حتی ادیوفیل ها دارن, ساختارشون یکم پیچیده تر از انواع دیگر پنل های آکوستیک است, معمولاً ترکیبی از چوب, پشم سنگ, چوب پنبه و اسفنج هستن. که بسته به نوع پنل و میزان قدرت در جذب نواحی مختلف فرکانسی یکی از مواد ذکر شده کم یا زیاد میشن. در زیر تصویر پنل های جاذب ملاحطه می کنید:

Absorber

Absorber 2

نوع دوم دیفیوزرها هستن, که برای پراکنده کردن صدا و خارج کردن "نقطه آشفته" از محل شنیده شدن صدا مورد استفاده قرار میگیرن. ساختار نسبتاً ساده تری نسبت به ابزوربرها دارن و از چوب یا اسفنج با دانسیته بالا برای ساختشون استفاده میشه. نقطه حساس در ساخت پنل های دیفیوزر لبه های آن است, لبه های دیفیوزرها نقاط حساس در دریافت و انعکاس صدا بحساب میاد, به همین دلیل بخشی از طراحی دیفیوزرها به چگونگی برش زدن لبه های پنل مربوط میشه. در زیر تصویر دو نوع پنل رایج دیفیوزر ملاحظه می کنید.

Diffuser

 Diffuser 2

 نوع سوم از پنل های آکوستیک Reflector ها هستن, این نوع از پنل های اکوستیکی از چوب درخت راش با سطوح کاملا صیقل خورده ساخته می شود. این نوع بازتابنده ها درست مثل آینه که نور را در خط مستقیم آن منعکس می کنند, امواج صدا نیز با برخورد به سطح صیقلی بازتابنده ها با همان زاویه ای که برخورد کرده منعکس می شوند. با کمی تغییر در زاویه پنل های بازتابنده می شود صدا را به نقاط مختلف سالن جهت داد. بازتابنده ها یکی از مهم ترین بخش های سالن های اپرا بحساب میاد, در چندین مطلب مثل این یکی به اهمیت سالن های اپرا و اجراهای اپراتیک اشاره کردم, همانطور که حتماً مطالب مطالعه کردید و بهتر از من میدونید در اپراهای که در سالن های بسته اجرا می شود هیچ نوع آمپلی فیکیشن انجام نمیشه, و صدای خواننده فقط به وسیله شرایط آکوستیکی سالن با دقتی غیر قابل باور به گوش شنونده میرسد. (دقتی به میزان شنیده شدن صدای افتادن یک سوزن به زمین) همین نکات در درک صداست که من اینقدر اصرار می کنم بخشی از هزینه های های فای و های اند به سفر رفتن و شنیدن اجراهای ارکسترال و اپرا اختصاص بدید. و مثل همیشه که میگم صدای فیلم در IMAX و صدای موزیک در سالن های اپرا تجربه کنید. در ادامه عکس های از پنل های زیبای Reflector ببینید:

Reflector

Reflector 2

در آخر لازم به این نکته اشاره کنم که پنل های آکوستیک مخصوصاً انواع Absorber ها عمر مفید مشخصی بسته به نوع متریال به کار رفته در آن دارند. موادی مثل پشم سنگ و چوب پنبه در طول سالها از میزان دانسیته هاشون کاسته میشه که این امر باعث ضعیف شدن پنل در جذب صدا ست. تمام سال های سینما و کنسرت های با عمر بیش از سی سال باید پنل های آکوستیک شان را کاملا تعویض کنند.

FLAC vs. MQA

 

کم کم باید باور کنیم که جهان مدیا داره میره به سمت استریم و دانلود فایل های موسیقی مخصوصاً در نوع عامه پسندش. مدتی هم هست تب فایل های "Hi-Res" یا High-Resolution Audio در بین ادیوفیل ها بالا گرفته و اکثریت به دنبال پلیرهای برای بهترین پخش های فای این نوع فایل های وضوح بالا یا همان FLAC هستن. خود من هم مدتی یکی از بهترین مدل های ساخت سونی "Z1ES" داشتم, که خوب الان دیگه ندارمش (بدرد نمیخورد)

فایل های FLAC در واقع نوعی از داده های غیر فشرده Lossless موسیقی است که در استودیوها و پس از فرآیند مستریک استخراج میشه. اما در بین عام مردم به نوعی فایل حجم موسیقی گفته میشه که از اینترنت قابل دانلود و یا تبدیل از سی دی به فایل FLAC است. یک اشتباه بزرگ که در تصور مردم از FLAC به غلط جا افتاده این که فکر میکنن کیفیت ذاتی این فایل ها از دیگر فایل های فشرده شده موسیقی بالاتر است. اما در عمل اکثر فایل های FLAC موجود بروی سرورهای اینترنتی سورس اصلیشون سی دی های رایج است, و فقط به فرمت FLAC تبدیل شدن. حجم و بیت ریت فایل موسیقی بالاتر رفته اما میزان داده های صدا با سورس اصلی هیچ فرقی ندارد.

در پرسه فشرده سازی به روش FLAC حتی اون رنج از فرکانس های که برای انسان قابل شنیدن نیستن هم از فایل موسیقی حذف نمیشن. درست مثل فرمت SACD فایل های FLAC هم حاوی فرکانس های پایین و بالاتری از رنج شنوایی انسان هستن که با این که شنیده نمیشن اما در درک ما از جزئیات صدا تاثیر گذارن.

کمپانی "Meridian" یکی از پیشگامان استریم و پخش فایل های موسیقی در تولیدات های فای است. این کمپانی مدتی ست فرمت جدیدی را برای رقابت در بازار استریم و پخش داده های دیجیتال موسیقی معرفی کرده است با عنوان MQA این فرمت جدید میتونه مثل فرمت FLAC تمام اطلاعات موزیک در خودش نگه داره, با این تفاوت که حجمی به مراتب کمتر از فرمت FLAC داره.

Meridian مدعی که فرمت MQA بلعکس FLAC که برپایه فرکانسی فابل های موسیقی فشرده میکنه, فرمت جدید این شرکت MQA بر پایه علم عصب شناسی طراحی شده که در آن شنوایی مهم ترین حسه و مهم ترین چیز در پخش صدا تایمینگ است و نه فرکانس. به گفته کمپانی Meridian در فرآینده ضبط و پخش موسیقی به روش MQA همسانی به مراتب بیشتری با سیستم شنوایی انسان است تا دیگر فرمت های رایج فشرده سازی موسیقی.

به هر حال باید قبول کرد آینده پخش موسیقی در اختیار شرکت های عرضه کننده موسیقی به روش های غیر از دیسک های نوری رایج است.

نقش ساب ووفر در های فای

در این مطلب درباره نقش "ساب ووفر" در های فای صحبت می کنم. در مطالب قبلی از "اهمیت ساب ووفر" در سیستم های سینمایی نوشتم. و در این مطلب از نقش آن در های فای می نویسم.

همیشه بازی صدا از نوجوانی شروع میشه, شروعی که با هیجانات این دوره میطلبه که ساب ووفری در مدار باشه. اگر از همین سن وارد دنیایی اودیوفیلی نشیم(که بهتره که نشیم) ذهنمون درگیر جزئیاتی از صدا نمیشه که در بیشتر موارد هیچ ربطی به موسیقی ندارن و فقط جلوی ازتباط برقرار کردنمون با موزیک میگیرن. چیزی که خیلی از ما اودیوفیل ها ازش محروم هستیم!

اما وقتی وارد شدیم و سن هم یکم بالاتر رفت اهمیت صدای میدرنج برامون زیاد میشه و فکر می کنیم صدای خوب صدای که میدرنج بهتری داشته باشه. الان دقیقاً دارم به خودم اشاره می کنم. و از اینجاست که نقش ساب ووفر در موزیک کمرنگ تر میشه. یکم که بیشتر درگیر بازی های فای میشیم, وات آمپلی فایرها پایین تر میاد و در مواردی به زیر 10 وات میرسه. و اکثریت هم با وات کم آمپلی فایر کلاس میذاریم.(میذاشتم)

در اینجا به یک نکته بی ربط به این مطلب اشاره کنم: برای این که گوش بتونه رنج صدای بین 20 هرتز تا 20 کیلوهرتز که محدوده شنوایی انسان هست و اکثر بلندگوها در این محدوده سعی میکنن صدا تولید کنن بشنوه نیاز به شدت دسی بلی مشخص برای بلندگو است, یعنی باید شدت دسی بل صدا به حدی باشه تا بلندگو بتونه به حداقل و حداکثر توان فرکانسی تعریف شدش نزدیک بشه. این یعنی اگر مینیمم ورودی صدای یک بلندگو 40 وات باشه نمیشه با 5 وات شدت صدا ماکزیمم توان فرکانسی بلندگو شنید. گذشت زمانی که جی بی ال و کلیپش بلندگوهای کلاسیک با درایورهای بزرگ و مگنت های کوچیک میساختن که بالای 90 دسی بل حساسیت داشتن و با کمترین شدت صدا به حداکثر بازده فرکانسی میرسیدن. الان اون شدت جریان ها از کراس اور خیلی از بلندگوها رد هم نمیشه.

برگردیم به بحث اصلی: اکثر اودیوفیل ها برای ارضاع شدن حس شنوایشون علاقمند به موزیک های جاز و زیر مجموعه های این سبک هستن, حتی سنتی های ایرانی و محلی, دلیلش هم تک ساز بودن یا برجسته بودن سازهای بادی و زهی در این سبک از موزیک هاست, این همون چیزی که برای قلقلک دادن گوش یک اودیوفیل نیاز است. اوج لذت در پخش این سبک ها در لحضاتی به وجود میاد که یک ساکسوفون که معمولاً هم از نوع آلتو و تنور هستن تک نوازی میکنن. برای گوش کردن به پاپ موزیک های رایج آنچنان نیازی به درایورهای بزرگ و حتی ساب ووفر نیست, مگر در مواردی که شنونده بیس های سنگین دوست داشته باشه که هیچ دلیلی هم برای نفی آن نیست. اما جای در موزیک و سیستم های پخش صدا هست که پای بلندگوهای با دیافراگم های بزرگ و حتی ساب ووفر به وسط میاد, و آن موزیک های ارکسترال است.

یکی از چند سازنده بلندگو های موزیکال جهان کمپانی Wilson Audio است, ویلسون از معدود برندهای بلندگو سازه که از پایه برای موزیک ارکسترال طراحی شده است, چرا که موسس و مدیر این کمپانی آقای "Dave Wilson" مدیر اپرای "متروپولیتن نیویورک" بودن. که جزو 10 سالن برتر اپرای جهان بحساب میاد. ویلسون اودیو یکی از سوپر برندهای صنعت صداست که سازنده ساب ووفر "Thor's Hammer" با ارتفاء 1.5 متر و وزنی بیش از 180 کیلوگرم است, ساخت این محصول نه فقط برای اجرای سنگین ترین بیس های صداست, بله برای اجرای مهم ترین بخش صدای یک ارکستر عظیم است.

 به عنوان مثال اگر صدای ارکستر "هانس زیمر" شنیده باشید, متوجه هستید که برای اجرای آن صدا به حدی که نسیمی از آن در خانه شنیده شود نیاز به تجهیزاتی هست که با سیستم های فسقلی فول رنجی که "چهار مضراب" موسیقی سنتی پخش میکنه خیلی متفاوت است. در موسیقی که برای ارکستر نوشته میشه سازهای متعدد زهی, کوبه ای و بادی در بیس کار هستن.

تصویر بالا مربوط به ارکستر "فیلارمونیک دوبلین" است. به تعداد و بزرگی سازهای دقت کنید, چهار عدد ساز "تیمپانی" که نوعی طبل بزرگ در کاسه های مسی است و صدای به شدت شفاف, ضربه ای تند و بم دارد, تا طبل بزرگ و سازهای بادی سنگین مثل فرنج هورن و توبا و ترومپت همگی صداهای سنگین تولید می کنند. ويولاها, ويلونسل ها و کنترل باس ها (که شبیه به ویلونسل با فرکانس پایین تر هست) در کنار پیانو و سازهای دیگر صدای عظیم در سالن ایجاد می کنند.

در اجرای برخی از قطعات کلاسیک و اپراهای عظیم لرزشی معادل زلزله ای 3 ریشتری در کف استیج ایجاد می شود. برای جلوگیری از انتقال این لرزش به خارج از استیج در سالن های مثل همین سالن دوبلین یا خانه اپرای سلطنتی لندن, استیج بروی سازه های معلق و بروی چندین فنر عظیم میسازن. درست مثل لرزشگیرهای که ما زیر کامپوننت ها استفاده می کنیم تا جلوی لرزش بلندگوها و وارد شدن استرس به کامپوننت هارو بگیریم.

کلام آخر: موسیقی کلاسیک و اپرا بر پایه سازهای سنگین آکوستیک نوشته می شود, در بازسازی این سبک از موزیک و برای حفظ نت های پایین آن نیاز به تجهیزات پخشی هست که قدرت اجرای این فرکانس هارو داشته باشه. فلسفه ساخت بلندگوهای با درایورهای بزرگ و استفاده از ساب ووفر در ستاپ های های اند همین بازسازی سازهای پایه ای بم در خارج از سالن های ارکستر است.

سرما و بلندگوها

 

هوا خیلی سرد شده, و آسیب پذیر ترین قسمت سیستم صوتی در مقابل سرما بلندگوها هستند.

سعی کنید در طول شب سیستم از برق نکشید. و هر روز سیستم روشن کنید تا هم کمی از فشار بارهای الکتریکی مخرب بروی قطعات الکترونیکی کم بشه, و هم بلندگوها گرم بشن. با چند تراک آرام  و با ولوم پایین کل سیستم Warm Up کنید و بعد ولوم بدید. اگر هم ساب ووفر در مدار دارید, فعالش کنید. سرما بروی فوم ساراند و اسپایدرهای ووفر تاثیر میذاره و سفت و منقبضشون میکنه. حتماً صدای خشک و ضربه ای ساب ووفرهارو در ابتدای کارکردشون در فصل سرما تجربه کردید.

در سالن های آکوستیک درست و حسابی برای فعال بودن سیستم صوتی, به خصوص بلندگوها همیشه دمای هوا در حدود 25 درجه کنترل می شود.

در فصل سرما حتما روزی دو ساعت کل سیستم فعال کنید تا همیشه براتون سرحال صدا بده.

در کامنت ها به گرم کردن سیستم با صدای اخبار تلویزیون اشاره شد, که کاملا درسته, فقط من یک نکته ای بهش اضافه می کنم.

استفاده از منابع صوتی مثل رادیو و تلویزیون یا حتی یک موزیک پلیر همراه بیشتر برای "Break-in" کردن یا از حالت اولیه خارج کردن کامپوننت ها پیشنهاد یا بهتر بگم مورد استفاده قرار میگیره! برای گرم کردن سیستم بهتره از سورس اصلی صدا استفاده بشه, چرا که خود پلیر هم قسمتی از سیستم پخش هست و باید به حالت پایدار برسه تا بهتر صدا بده. اما برای Break-in کردن نیاز به زمان طولانی تری تا چندین روز هست, و روشن گذاشتن سورس های های اند گرون و در مواردی بسیار گرون! اون هم به مدت چندین روز احتمال آسیب رساندن به دستگاه بالا میبره, و از طرفی برای خارج کردن کامپوننت های مثل بلندگو, کابل و آمپلی فایر نیازی به کیفیت صوتی نیست, و بیشتر به جریان مداوم صوتی نیاز هست. به همین دلیل از رادیو استفاده میشه چون که ترکیبی از گفتگو و موزیکه, و به نوعی بهترین منبع صوتی برای این کار بحساب میاد.

سی دی های هم مخصوص Break-in هست که طیف های مختلفی از صدارو پخش میکنه, دقیقاً مثل یک کانال رادیویی, که بیشتر برای همراه بودن سورس صدا در طول Break-in شدن مورد استفاده قرار میگیره!

آکوستیک بخش چهارم

 

آکوستیک در بحث صدا اینقدررررررر پیچیده است که فکر نمی کنم هیچ وقت بشر دست از تحقیق در مورد آن بردارد! در این مطلب کمی در باره "نقطه آشفته" صحبت می کنم:

صوت رفتار انعکاسی شبیه به نور دارد با کمی تمرکز و دقت کمتر نسبت به نور می تواند با برخورد به اجسام با همان زاویه ای که برخورد کرده منعکس شود, در یک اتاق عادی با دیوارها و لوازم داخلی آن موقعیت های بسیاری برای انعکاس صوت ایجاد می شود, این یعنی صدها و صدها انعکاس صدا با طول موج های مختلف و در زاویه های پراکنده در هر بسامد صدا ایجاد می شود. به نقاطی که بیشترین انعکاس صدا را دریافت می کنند نقاط آشفته گفته می شود. در یک اتاق عادی و بدون منتشر کننده های صدا "دیفیوزر" نقاط آشفته زیادی وجود دارد, که معمولا شنونده در یکی از بدترین نقاط آشفته اتاق که روبروی منبع صداست به صدا گوش می کند, در شرایط غیر ایده ال آکوستیکی بیشترین انعکاس ها از دیوارهای کناری و دیوار پشت سر شنونده ایجاد می شود. هرچقدر یکی از منابع منتشر کننده به شنونده نزدیک تر باشد شدت دریافت بسامد های قوی تر بیشتر می شود.

از رفتار انعکاسی صدا و میل آن به برگشت به سمت منبع در سیستم رادار استفاده شده است. امواج صدا با برخورد به هر سطح صافی به سمت منبع صدا منعکس می شوند. در هواپیماهای ضد رادار از ساختار بدنه چند ضلعی استفاده شده است تا امواج رادار را به جهت های غیر از منبع اصلی منتشر کنند, در نتیجه گیرنده های رادار بسامدی دریافت نکرده و تشخیص هواپیما غیر ممکن می شود.

از همین روش در آکوستیک استفاده می شود, انتشار امواج صدا به جهات مختلف روشی بسیار عالی برای کنترل و کم کردن نقاط آشفته صداست. با استفاده از پنل های دیفیوزر با قدرت جذب و زاویه های مختلف درست مثل آینه می شود نقاط آشفته صدا را به جهت های دور از شنونده منتقل کرد.

از همین سیستم انعکاسی در سالن های تئاتر و اپرا برای پروجکت کردن صدای خواننده بدون هیچ تقویت کننده ای به سمت تماشاچیان استفاده می شود. و بلعکس آن در اتاق های آکوستیک و سالن های سینما برای دور کردن انعکاس های صدا استفاده می شود, بعنوان مثال در سالن های سینما از همین پنل های انعکاسی در سرتاسر پشت پرده نمایش برای کنترل بازتاب های احتمالی سالن و عدم ایجاد نقاط آشفته در بین تماشاچیان استفاده می شود.

 در های فای برای داشتن سکوت و بهترین ساند استیج از دیفیوزرهای زاویه دار استفاده می شود. و در اتاق های سینمایی برای عدم بازگشت صدای کانال های اصلی و ساراند و تاخیرهای افکتیو و بهم خوردن فضای DSP از پنل های زاویه دار استفاده می شود.

در مطالب مختلف که نمونه هاشو در زیر آوردم بر تاثیر آکوستیک در صدای شنیده شده صحبت کردم, در این مطلب فقط خواستم به "نقاط آشفته" و تاثیر اکوستیک بر آن اشاره کنم.

 خوش باشید

آکوستیک بخش اول

آکوستیک بخش دوم

آکوستیک بخش سوم

و باز آکوستیک و اجرای زنده

آکوستیک و سالن های اپرا

رنج صدای خوانندگان کلاسیک

Dolby Atmos

یک توضیح دوباره در مورد صدای سینمایی Dolby Atmos میدم تا پیکربندی این سیستم با پردازش های مجازی اشتباه گرفته نشه!

دو سال پیش مطالب مربوط به Dolby Atmos نوشتم, مطلب زیر را در تیر1392 نوشتم, زمانی بود که هنوز این صدای جدید در سینما تجربه نکرده بودم:

بعد از ورود پیکربندی جدید Imm Sound کمپانی Dolby سیستم جدید و پیشرفته تری را با عنوان Dolby Atmos معرفی کرده است. در این پیکربندی هم از کانال های سقفی استفاده شده است, با یک تفاوت بزرگ و آن افزایش تعداد کانال های ساراند با امکان فعال سازی هر کانال بطور جداگانه است, که بسیار جالبه. البته برای داشتن صدای کامل Dolby Atmos مثل صدای Imm Sound باید فیلم برای این سیستم صدا گذاری شود. البته Dolby Atmos امکان سازگاری مجازی با فرمت های رایج ۵.۱ و ۷.۱ کانال دارد. این سیستم امکان ترکیب از ۲ تا ۶۲.۲ کانال صدا را دارد. کانال های تعریف شده برای تجهیزات صدای Dolby Atmos به ترتیب: 62.2 - 22.2 - 11.1 - 7.1 - 5.1  کانال است.

پیکربندی های جدید آینده نزدیک تمام سالن های پیشرفته سینماست. در Imm Sound و مخصوصا Dolby Atmos صدای DSP کاملا جاشو به صدای حقیقی میده, که باید تجربه جالبی باشه.

به احتمال خیلی زیاد پیکربنده سقفی بلندگوها  وارد سینمایی خانگی هم خواهد شد, نگاهی بندازید ببینید وضعیت سقف اتاق نمایش شما چطور است آیا میشه بلندگوهای سقفی در سالن نمایش شما نصب کرد؟


مطلب بعدی در مورد Dolby Atmos درست یک سال بعد نوشتم: Dolby Atmos درخانه

ایده ساراند حقیقی در سقف واقعا جذاب و میشه گفت لازم بود, هرچقدر هم به DSP آمپلی فایرهای دیجیتال اعتماد داشته باشیم باز هم جای کانال های حقیقی را نخواهد گرفت, پیکربندی Dolby Atmos در ورژن خانگی به صورت 5.1.4 و 7.1.2. و 7.1.4 خواهد بود, دو یا چهار کانال سقفی به پیکربندی رایج اضافه خواهد شد.

کمپانی D&M دوتا از زیر مجموعه های خود "DENON و Marantz" با سیستم Dolby Atmos معرفی کرد, دنن AVR-X4100W و مرنتس SR7009 هر دو از بهترین های این دو کمپانی یکسان با دو ایده متفاوت هستند. باید منتظر مدل های ارزان تر هم باشیم.

پایونیر آمریکا "Elite" نیز در نمایشی که در شهر نیویورک داشته سه مدل به روز شده از آمپلی فایرهای مدل SC-85, SC-87, SC-89 همراه با یک پکیج بلندگوی Dolby Atmos مجازی به نمایش گذاشته است. بلندگوهای مدل SP-EFS73, SP-EBS73L, SP-EC73, & SW-E10 با چهار درایور انعکاسی در بالای کانال های اصلی و ساراند, که بنظر نمیاد ایده جالبی برای این سیستم که بر مبنای صدای حقیقی طراحی شده است باشد!

یاماها با معرفی دو مدل RX-A3040 و RX-A2040 از سری AVENTAGE مثل همیشه آمده تا در رأس قله قرار بگیرد.

اونکیو با مدل های پاور و پری پاور SC5530 و TX-NR3030 وارد بازی جدید سینمایی خانگی شده است.

پارسال سوم تیر خبر Dolby Atmos  منتشر کردم و در آخر نوشتم (به احتمال خیلی زیاد پیکربنده سقفی بلندگوها وارد سینمایی خانگی هم خواهد شد, نگاهی بندازید ببینید وضعیت سقف اتاق نمایش شما چطور است آیا میشه بلندگوهای سقفی در سالن نمایش شما نصب کرد؟) یک سال بعد در ششم تیر خبر ورود این فرمت به سینمایی خانگی دارم می نویسم!


اولین تجربه من از صدای Dolby Atmos در فیلم های Transformers: Age of Extinction و قسمت دوم گودزیلا در مجموعه VOX CINEMA بود.

صدای جدید دالبی مخصوصاً در Transformers: Age of Extinction بسیار جذاب بود, تا حدی که من نوشتم به احتمال زیاد این کار بروی بلوری هم از بهترین ها خواهد بود, که اینطور نشد! تفاوت های زیادی در صدای سینمایی با نسخه های خانگی است, (نه همیشه بهتر در سینما)

اخیراً پردازش جدیدی بروی آمپلی فایر های مجهز به Dolby Atmos توسط مجموعه D&M معرفی شده است با نام تجاری Auro-3D که من مطلب زیر در موردش نوشتم:

چند ماه پیش مجموعه D&M اعلام کرد می خواهد استاندارد جدیدی را در برخی از آمپلی فایر های مجهز به Dolby Atmos ساخت دو شرکت زیر مجموعه خود DENON و Marantz  وارد خانه ها کند. این استاندارد با نام تجاری Auro-3D در اصل یک آپگرید در مدل های "AV7702 pre/pro و SR7009" در Marantz و "AVR-X7200W, AVR-X5200W, و AVR-X4100W" در دنن است, که با پرداخت 200 دلار از سایت این دو شرکت قابل بروز رسانی بروی مدل های نام برده شده است.

Auro-3D در اصل یک شبیه ساز صدای سه بعدی است که در ستاپ های 5.1 کانال بصورت 9.1 و در 7.1 بصورت 10.1 کانال پیکربندی می شود, در ستاپ های 5.1 دو کانال از کانال های اصلی و ساراند و در ستاپ های 7.1 سه کانال جلو و دو کانال ساراند ( فقط کانال ساراند و نه ساراند عقب) بروی سقف بازسازی حقیقی می شود, تصویر زیر:

پردازش ورودی این سیستم فرمت های 2 تا 8 کانال قبول میکنه و هیچ محدودیتی در فرمت صدای ورودی وجود نداره و لازم نیست مثل DTS Neo:X فقط ورودی با فرمت dts یا مثل Dolby Pro Logic IIx فقط کدکت دالبی داشته باشیم.

سوالی که پیش میاد این هست که, در ستاپ آمپلی فایری با دکدر Dolby Atmos و پیکربندی حقیقی سقفی, این شبیه ساز مجازی به چه درد میخوره! تجربه های قبلی کمپانی دالبی در قالب های مختلف دالبی پرولاجیک چقدر جواب دادن و ما امروز استفاده می کنیم که کاربری با داشتن آمپلی فایر مجهز به Dolby Atmos با پیکربند سقفی بیاد 200 دلار بده و کل ساختار حقیقی کانال های سقفی عوض کنه برای یک شبیه ساز تا حدود زیادی احمقانه است!

 البته کمپانی ضبط موزیک "Voice of God" از این فرمت جدید حمایت کرده و گفته می تواند در لذت موزیک سه بعدی نقش زیادی داشته باشد! که باز هم اکثریت اودیو فایل ها هیچ علاقه ای به موزیک چند کانال ندارند, از جمله خود من (البته من اودیو فایل نیستم) این هم در فرمت های DVD-A و SACD های 5.1 یا 5 کانال پاسخ منفی داشته است.


 در نمایشگاه IFA 2014 اکثر کمپانی های صاحب نام در ساخت تجهیزات سینمای خانگی دموهای از Dolby Atmos داشتن. اونکیو دو ستاپ متفاوت را دمو می کرد، یک دمو با بلندگوهای بروی سقف و یک دمو با بلندگوهای انعکاسی بروی دو کانال اصلی و ساراند برگزار می کرد, که عکس های اتاق دموی اونکیو در بخش مسابقه اخیر براتون گذاشتم. اونکیو چون خودش بلندگوساز نیست, تمرکز تبلیغات و دموهاشو بروی پیکربندی با بلندگوهای سقفی و انعکاسی گذاشته است, در آن دمو هم اکثر بازدید کننده ها کانال های انعکاسی احمقانه میدونستند.

پایونیر چون بلندگوسازه سیاستش را بر فروش آمپلی فایرهای پکیج شده با بلندگوهای انعکاسی است, رو همین حساب دموی IFA پایونیر فقط با استفاده از بلندگوهای انعکاسی ساخت خودش بود.

در مورد تجاری کردن کانال های حقیقی سقفی که شروع کنندش پایونیر بود, بازی شبیه به Sound Bar ها که توسط یاماها شروع شد راه افتاده, با شعار صدای 5.1 حقیقی تنها با استفاده از یک بلندگوی ترکیبی در جلو! بازی که زود تبدیل شد به تقویت کننده ای برای بهبود صدای نمایشگرها. بعدها داستان فیلم های سه بعدی در خانه پیش آمد, داستانی که همگی در جریان موج تلویزیون های به ظاهر سه بعدی و جنگ بر سر اکتیو شاتر بهتره یا پسیو بودید. تبی که خیلی زود فروکش کرد.

جریانی که اخیراً برای اجرای فیلم های با صدای Dolby Atmos بروی بلوری در خانه ایجاد شده است استفاده از دو یا چهار کانال سقفی بروی کانال های اصلی و ساراند بصورت انعکاسی است. این که نصب دو یا چهار عدد بلندگو بروی سقف بسیار سخت و در مواردی برای مصرف کننده غیر ممکن است یک چالش جدی برای کمپانی ها بحساب میاد. خارج از سخت بودن نصب بلندگو بروی سقف بحث سیم کشی یکی از جدی ترین بخش های کار بحساب میاد. پس باید یک راهکار ساده و تا حدی عملی پیدا میشد تا بشه فرمت جدید بین عام مصرف کننده سیستم های میانه قیمت سینمایی جا انداخت و با راهکاری تجاری آنهارو قانع به خرید کرد. بلندگوهای انعکاسی همون راهکاری بود که پایونیر خیلی زود بهش رسید و به اجرا گذاشت. روشی که شاید در سیستم های تجاری و میانه قیمت سینمایی جواب بده اما در گران قیمت ها که توسط حرفه ای ها ستاپ خواهد شد به هیچ عنوان جواب نخواهد داد. در ادامه توضیح دوباره ای در مورد پیکربندی Dolby Atmos با فونت Bold میدم .

پیکربندی Dolby Atmos بر پایه کانال های حقیقی و اجرای افکت های بروی سقف اتاق نمایش ایجاد شده است. در تنظیم صدای دالبی ادموس بروی نسخه خانگی چهار کانال حقیقی بروی کدکت "Dolby TrueHD" تنظیم می شود. چهار کانالی که توسط پلیر بدون فشرده سازی به آمپلی فایر انتقال داده شده و توسط یک پروسسور مجهز به دکدر دالبی ادموس رمزگشایی شده و به بخش آمپلی فایر ارسال می شود. اینطور که خود آزمایشگاه دالبی اعلام کرده هیچ DSP بروی این چهار کانال انجام نمی شود. به این دلیل که صدای این چهار کانال باید کاملا مستقیم به سمت گوش پرتاب شود. اگر قسمت چهارم ترانسفورمرز دیده باشید, در فیلم سکانسی هست که اجسام از روی زمین بطور مغناطیسی به بالا کشیده شده و در یک لحظه رها می شود, این سکانس صرفاً برای نمایش توانایی دالبی ادموس ساخته و صداگذاری شده است. در سالن سینما با صدای دالبی ادموس و تعداد بسیار بیشتر کانال های سقفی کل اجسام بروی سر بینندگان سقوط می کرد, و افکت جالب تغییر در لحظه ایجاد یک افکت از شروع تا پایان که من خیلی دوست دارم نیز در بخش های از صدا شنیده میشد. در نسخه خانگی به دلیل کمتر بودن تعداد کانال سقفی کمی DSP قوی تر هست  اما بازهم میشه اون صدارو تا حدودی تجربه کرد.

صدای Dolby Atmos یک الگوریتم اصلاح کننده پاسخ فاز یا فرکانسی در سالن نمایش و یا ایجاد کننده لایه های صوتی 3D نیست! یک فرمت صدای سینمایی با کانال های کاملا حقیقی ست که از استودیو تا اجرا در سالن های سینما و در ورژن محدود تر خانگی کاملا کانالیزه و واقعی اجرا می شود.