Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

نظرات شخصی ما

یکم بنویسم دورهم باشیم

Abbey Road Bowers & Wilkins


  تبلیغات: مجموعه آکوستیک عرضه کننده محصولات صدا و تصویر های فای و های اند در ایران.


The best loudspeaker isn't the one that gives the most, it's the one that loses the least "John Bowers" Founder of Bowers & Wilkins


B&W have long been the preferred speaker at Abbey Road for their precision and exceptional quality, now we're brimming with pride to be entering this official partnership between two of the world's most esteemed audio brands

 بهترین بلندگو لزوما اونی نیست که بیشترین صدا رو ارائه میده, بلکه اون بلندگوی که کم ترین صدا رو از دست میده "جان باورز" موسس شرکت بی اند دبلیو.

بی اند دبلیو سال هاست که بلندگوی مورد علاقه استودیو ابی رود است, اونم به دلیل صدای دقیق و استثنایی محصولاتش, حالا با افتخار اعلام می کنیم که همکاری مشترک بین این دو برند برتر در زمینه صدا آغاز شده است.

استودیو ابی رود برای مسترینگ نهایی در استودیوهای شماره 1 ,2 و 3 خود از بلندگوهای سری 800 بی اند دبلیو استفاده می کند, (حتما در مورد این استودیو در نت جستجو کنید) من فکر می کنم نتیجه ی همکاری کمپانی بی اند دبلیو با استودیو ابی رود یک ادیشن خاص از سری 800 با عنوان ابی رود استودیو باشد!


تفاوت بین 4K Native با 4K Upscaling در این است که در نسخه های 4K آپ اسکال یک نسخه ی دیجیتال که معمولا 2K است از فیلم دوباره به بخش DI ارسال میشه و اصلاح های رنگ, نور HDR , دالبی ویژن دوباره بروی فیلم اعمال می شود, و در خروجی یک نسخه 4K استخراج می شود. اما در نسخه های Native 4K نسخه ی نگاتیو فیلم دوباره با رزولوشن 4K اسکن دیجیتال می شود, و سپس به بخش Restoration  ارسال میشه که در این بخش فریم به فریم فیلم بازسازی می شود, یک پروسه بسیار گران و وقت گیر سپس به بخش Remasterin ارسال میشه که در این بخش اصلا رنگ, ابعاد تصویر, نور و بسیاری دیگر از پارامترهای تصویر توسط Colorist ها انجام می شود, و در نهایت نسخه ی 4K به منتشر کننده های نسخه های خانگی و سینمایی تحویل داده می شود.


کمپانی CalMAN که ما کالیبراتورها از این نرم افزار برای کالیبراسیون حرفه ای استفاده می کنیم, در تابستان امسال کلاس های حرفه ای را برای کالیبراتورها برگزار خواهد کرد, که اگر با کلاس حرفه ای کالیبراسیون HDR که توسط کمپانی THX که در شهر لندن برگزار خواهد شد و من از قبل ثبت نام کردم, همزمان نشه حتماً شرکت می کنم.


 یکی از صداهای خیلی خوبی که از یک بلندگوی نسبتاً ارزان اما بسیار با کیفیت در چند روز گذشته از تعطیلات عید شنیدم, بلندگوی کف سری R بود, نمی خوام ازش نقدی بنویسم, چرا که در شرایط ایده آل نشنیدم اما هر بار که سری R کف در ستاپ های مختلف می شنوم, ارزش های صدای این بلندگو چه در صدای سینمایی و چه موزیک در رنج قیمتی خودش تحسین می کنم, اگر آمپلی فایر سینمایی یاماها دارید, کف سری R یکی از جدی ترین توصیه های من در رنج قیمتی ایده آل به شماست.


living voice

یک ماهی میشه که بلندگوی Living Voice Avatar II توسط دوست خوبم جناب آقای گمینی, که برای دوستان سایت کاملا شناخته شده هستن, از ایتالیا وارد ایران شده و مراحل Break-in میگذرونه, قرار بوده مدل OBX-RW که کراس اور خارجی داره هم به ایران بیاد, که هنوز نیومده! شایدم بیاد. روزی که من صدای این بلندگو شنیدم, چند آمپلی فایر و سورس مختلف برای تست آورده شده بود. که بهترین و مناسب ترین آمپلی فایر برای این بلندگو دو تا Audio Note 22 واتی مونو بود. و یک سوپر آمپلی فایر آکوفیض که فوق العاده ست.

این بلندگو با سورس Densen B-410XS ستاپ شده, این همون سورسی هست که سرکار خانوم پهلان برای اولین بار وارد ایران کردن, صدای آنالوگ تر و دقیق تر از این سورس دیجیتال نشنیدم! ساخت و صداش هر دو بی نظیره.

 کیوان عزیز هم از چند روز پیش سورس YBA PASSION 430 آورده بود و میشد صداشو با این بلندگو شنید, با این که خیلی از این سورس کار کشیده, اما هنوز سرحال بود, کیفیت پیکاب و هد اپتیک ساخت فیلیپس این سورس کاملا خودشو در این چند سال کار سخت نشان داده. انصافاً هم خوب صدا میده.

 صدای Avatar II بیشتر از هر چیز بسیار راحت و آرام بود, این مهم ترین شاخص صدای این بلندگو هست, اصلا نمیشه در مورد صداش خیلی صحبت کرد و بررسی های که روی بی اند دبلیو یا ویلسون میشه نوشت از صدای این بلندگو نوشت, صدای بلندگوهای درایوری Living Voice صدای بلندگوهای قدیمی میده, انگار که چهل سال پیش هست و داری با سوری آنالوگ ریل و بلندگوی JBL L100 صدا می شنوی! ووکال و میدرنج این مدل با این که خیلی هم کار نکرده و به حالت پایدار نرسیده اما درخشان و جذاب هست, یکی از بهترین میدرنج های که میشه با یک بلندگوی دو راهه شنید همین Living Voice هست. با این که درایورهای باس آنچنان با کیفیتی نداره, با کمک کابینت و کراس اور بسیار دقیق و مهندسی شده به Coherency دقیقی در صدا رسیده.

بنظرم نباید بلندگوهای Living Voice مثل Avatar II و هم کلاس هاشو در فضاهای که فاصله شنونده با بلندگو بیشتر از 3.5 متر هست قرار داد, این بلندگو تا 50 وات و کمتر با آمپلی فایرهای لامپی خیلی خوب صدا میده و صداش کنترل شده است, اما اگر فضا بزرگ باشه باید وولوم بالاتری به بلندگو بدید, که این باعث میشه صدای این بلندگو از کنترل خارج بشه و یکدستی صدا بهم بریزه!

Living Voice بلندگوی نیست که من بخرم, اما گر صدای احساسی و آرام با میدرنج و ووکال زیبا دوست دارید حتما صداشو بشنوید.

سینماهای 4DX


تبلیغات: مجموعه آکوستیک عرضه کننده محصولات صدا و تصویر های فای و های اند در ایران...


4DX ورژن تکامل یافته و امروزی سالن های 4D یا همان چهار بعدی قدیم است, در واقع با اضافه کردن افکت های محیطی مثل , باد, دود, حباب, آب, بو, فشارهای فیزیکی و... تاثیرات محیطی فیلم را بروی بیننده افزایش دادن, چیزی شبیه به سالن های 4D را ما سالهاست از زمان عرضه ی فیلم های بلوری با عنوان D-BOX در خانه داریم,  برای آشنایی با این سیستم مطلب بسیار خوبی که مهندس تقوی عزیز نوشتن مطالعه کنید, اما واقعاً این نوع فیلم دیدن و سالن های 4DX مناسب علاقمندان صدا و تصویر سینمایی است؟

من 2 باز تجربه ی تست و تماشای فیلم در سالن های 4DX دارم, بار اول در آلمان و به صورت دموی سی دقیقه ای بود, و آخری دیروز در مجوعه ی VOX سینمای شهر دبی, من برای تماشای فیلم های "Star Wars: The Last Jedi" و "Jumanji 2" به دبی آمدم, متاسفانه قسمت دوم جومانجی در IMAX نمایش داده نمیشد! و فقط در سالن های استاندارد, MAX و 4DX نمایش داده میشد! از نجربه ی "جنگ ستارگان" در IMAX که بگذریم (فوق العاده بودن) میرسیم به جومانجی 2 که بی دلیل تصمیم گرفتم فیلم در 4DX ببینم! اولین شوکی که بهم در 4DX داده شد, قیمت بلیت 137 درهمی بود! که از نظر من واقعاً احمقانه گرونه.

سالن های 4DX ابعاد خیلی بزرگی ندارن, و حتی کمی هم از استاندارد سالن های عادی کوچکتر هستن, اما با این که سالن ها خیلی بزرگ نیستن پرده نمایش خمیده و سایز کاملا استانداردی دارد, تقریباً هم سایز سالن های MAX و کمی کوچکتر از سالن های THX است. سالن MAX با IMAX فرق می کند, مطلب مربوط به سالن های MAX مطالعه کنید.

سیستم صدا دالبی 7.1 غیر فشرده ست, و هر سالن مجهز به دو دسنگاه ساب ووفر استاندارد پشت پرده نمایش است, بنظرم باید در این سالن ها مثل سالن های MAX ساب ووفرهای روی سقف و همچنین صدای دالبی ادموس و پیکربندی سقفی را هم داشته باشیم. با این که اصلا در سالن های 4DX ضعف فرکانس های پایین احساس نمیشه, اما به دلیل تکان های شدید صندلی ها کمی از تاثیر افکت های فرکانس پایین کم می شود, که به راحتی میشه با ساب ووفرهای روی سقف فشار صوتی لازم را به بیننده ها وارد کرد. صدای پرده میتونه خیلی بهتر و کانالیزه تر شنیده بشه, که باز شاید به دلیل تکان های صندلی نمیشه روی صدای پرده تمرکز کرد, صدای ساراندها در استاندارد سالن های درست و حسابی است. جالب این که روش چیدمان ساراندها شبیه به استاندارد THX است! اما آن کجا و این کجا. باز هم تاکید می کنم اصلا ضعفی در صدا نبود, شاید مرجع ذهنی من IMAX , MAX  و THX است.

تصویر سیستم DLP 2K است, تصویر شارپ , درخشان و با کنتراست و عمق رنگ ایده آل پرده های استاندارد جهانی است.

اما آیا واقعاً من از دیدن قسمت دوم جومانجی در سالن 4DX لذت بردم! اولین و عذاب آور ترین چیزی که از تجربه ی 4DX دارم, اون Roll های پشت صندلی بود...! که درست مثل صندلی های ماساژور آدم شکنجه میداد, در سکانس های برخورد هم پشتی سر صندلی ضربه میزد به سرم! انگار یکی از پشت میزنه تو سر آدم. نورهای جلوی صندلی واقعاً مزخرف و کور کننده فلاش میزد, یک لحظه همه جارو سفید میدیدم! بخارهای که از جلوی صحنه آزاد میشد برای لحظاتی کاملا بخش های از پرده را ماسکه می کرد و در حساس ترین صحنه ها نمیشد پرده را دید! اسپری آب اونم با اون شدت و حجم واقعاً اذیت می کرد, و مسخره تر این که میشد حدث زد الان آب اسپری میکنن, اینقدر هم فاصله ی بیننده با پنل های که اسپری آب و فلش ها روش کار گذاشته شده بودن زیاد بود که نمیشد دستتو بگیری جلوش, اگر میومدی جلو امکان داشت با یه حرکت صندلی شوت بشی رو صندلی جلویی :)

شاید جذاب ترین تجربه ی دیدن جومانجی در سالن 4DX بوی تازه خزه و جنگل بود که خیلی قوی و مشهود در سالن آزاد میشد و با صداگذاری بسیار خوبی که فیلم داشت واقعاً حس جالب و متفاوتی را به من منتقل می کرد, عالی بود.

کلام آخر این که آیا شکنجه... ببخشید تجربه ی دیدن فیلم در سینمای 4DX دوست داشتم و به شما هم توصیه می کنم, به عنوان یک علاقمند به صدا و تصویر سینمایی که تجربه های از سالن های مختلف دارم...خیر توصیه نمی کنم برای سالن 4DX هزینه کنید. و مثل همیشه شمارو به تجربه ی سالن های IMAX دعوت می کنم. در ادامه مطلب 2 ویدئوی کوتاه به زبان فارسی از تبلیغ سالن های 4DX ببینید

خوش باشید

ماریا کالاس

Maria Callas

در 5 ژوئیه 1965 ( چهاردهم تیر) "ماریا کالاس" آخرین اجرای اپراتیک خود را در سالن "Royal Opera House" لندن اجرا کرد, و پس از این تاریخ دنیا صدای مشابه کالاس را تجربه نکرد...

کالاس، خواننده‌ای که صدایش همچون سازی در ارکستر بود. گاه ویولن، گاه فلوت و لحظه‌ای ویولا می‌شد. در نقش "نورما" همانقدر خوش درخشید که در نقش "ویولتا". ماریا کالاس، پدیده‌ای با دو ویژگی: ماریای زن و کالاس هنرمند.

اپرا را یکی از کهن‌ترین و کامل‌ترین هنرها می دانند. قدمتش به یونان باستان باز می گردد، اما زادگاه اصلی اش ایتالیاست. چهار قرن پیش دو هنرمند ایتالیائی، "کاچینی" و "پری" با آوای گرم و پرقدرت خود این هنر باستانی را همراه با نمایش و آواز و موسیقی به جهانیان عرضه کردند. انگلستان و فرانسه و آلمان، و پس از آن متروپولیتن آمریکا پایگاه‌های بعدی اپرا بودند. از میان کشورهای شرقی این مصری‌ها بودند که در آغاز به فکر عرضه این هنر ارزنده افتادند.

ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه نیز پس از مصر پا به میدان گذاشتند. همزمان با گشایش تالار رودکی در سال ۱۳۴۶ اپرا نیز به ایران راه یافت. شاید از آن پس بود که هنرمندان مشهور اپراهای جهان نیز برای ایرانیان نام آشنا شدند. در میان علاقمندان به اپرا اما کسی نبود که نام ماریا کالاس را نشنیده باشد. آنهائی که به فرنگ راه داشتند و دستی گشاده، به اسکالای میلان، ورونای ایتالیا و دیگر اپراهای بزرگ جهان می‌رفتند، تا دیداری با این هنرمند جهانی داشته باشند.


 تبلیغات: مجموعه آکوستیک عرضه کننده محصولات صدا و تصویر های فای و های اند در ایران...


زندگی مالامال از تناقض

می‌گویند زندگی کالاس پر از تناقض است. در ظاهر زنی خشن و بدبرخورد، اما در صحنه آنچنان احساساتی که اشک را از دیدگان تماشاگران جاری می ساخت.

ماریا فرزند سوم یک خانواده یونانی است که در نیویورک متولد می‌شود. تولدی که فاصله چندانی با مرگ برادر کوچک او نداشت، شادی چندانی نیز به بار نیاورد. پیانو بنا به خواست مادر با وجود اوضاع مالی نه چندان خوب جزء لاینفک خانه بود.

اوانگلیا که صدای خوش را از پدر به ارث برده بود، خیلی زود متوجه استعداد کودک خردسالش در زمینه موسیقی و آواز می‌شود. در آشپزخانه کار می‌کرد که نوائی دلپذیر از پیانو می‌شنود و با عجله خود را به اتاق می‌رساند. ماریا را می‌بیند که با دستان کوچکش بر روی پیانو قطعه‌ای می‌نوازد و آوازی را زمزمه می‌کند. از آن پس اوانگلیا آرزوهای سرخورده خود را در ماریا می‌دید و از هیچ کوششی برای موفقیت او دریغ نمی‌کرد.

هشت ساله بود که قطعه لاپالوما را نواخت و ده ساله بود که آریای کارمن را اجرا کرد. بازگشت به یونان پس از اتمام دوره دبیرستان نقطه عطفی نیز برای زندگی موسیقائی ماریا بود.

شاید اگر خواننده "توسکا" در اپرای آتن ناگهان مریض نمی‌شد، ماریا خیلی دیرتر به شهرت می‌رسید. اما همین اتفاق ساده سبب شد تا هیدالگو ماریای جوان را در سال ۱۹۴۱ در سن هجده سالگی برای نخستین بار به روی صحنه بفرستد. «او یک توسکای فراموش نشدنی بود و تا پایان عمر در این نقش ستاره درخشان و تکرارنشدنی باقی ماند.»

آتن اما هنوز آن جائی نبود که بتواند برای ماریا شهرتی جهانی به بار بیاورد. هدف ماریا اسکالای میلان بود. به ایتالیا رفت تا اسکالا را فتح کند. آشنائی با باتیستا مِنِگینی ایتالیائی و سپس ازدواج با او با تفاوت سنی بسیار، نخستین گام‌ها در این راه بود. در اسکالا پذیرفته نشد، اما در "ورونا" به روی صحنه رفت. روز و شب تمرین می‌کرد و اجرای هیچ نقش مشکلی را حتی در فرصت‌های کوتاه رد نمی‌کرد.

اولیور مِرلین در کتاب خود می‌نویسد: «ماریا از سه صدا برخوردار بود: صدای بالا، صدای میانی و صدای پائین که همان زیر و بم است.

از آن پس طرفداران صدای ماریا کالاس تشویق‌های او را زمان‌بندی می‌کردند. بطور مثال می‌گفتند "مردم ۲۵ دقیقه روی پا ایستادند و او را تشویق کردند." یا اینکه "۳۰ دقیقه کف زدن ها به درازا کشید." بالاترین دقایق پس از اجرای نورما بود که ۳۷ دقیقه ادامه داشت.

ماریا کالاس درسال ۱۹۵۶ برای اجرای اپرای لوچیا دو لامرمور با گروه اجرائی برلین به وین می رود. ۱۲۰۰۰ نفر در مقابل ساختمان اپرا اجتماع کرده بودند. ۶۰۰۰ بلیط برای سه شب فروخته می شود. کاملیا مسیح از نگاه منتقد به این اپرا می‌گوید: «"جنون" لوچیا لامرمور یکی از مهارت‌های اجرایی کالاس بود. منتقدین، معتقد بودند که در لحظه اجرا، تماشاگر فراموش می‌کند که این اجرا طبیعی نیست. انگار که خود طرف است.»

بر خلاف ما ایرانی‌ها که منتقد خوب کم داریم و حاضر به قبول یک نقد خوب هم نیستیم، ماریا کالاس توجهی ویژه به نقدهائی داشت که درباره‌اش نوشته نوشته می‌شد، نسبت به آنها حساس بود. و روی او اثر می‌کرد. اثری که هم له‌اش می‌کرد و هم باعث پیشرفت‌اش می‌شد. له می‌شد، ولی ادامه می‌داد.

میان ماریا کالاس و هنرش سه چیز فاصله انداخت: سینوزیت، ناراحتی فشار خون و عشق. او اما همچنان به عنوان خواننده‌ای استثنائی در قرن بیستم باقی مانده است. در سال های پایانی عمر بنا به تقاضای پازولینی به سینما روی آورد و نقش "مِدِآ" را بازی کرد. ماریا تمام دردهای مدآ اعم از ناامیدی، عشق ناکام، جنون و خشم را در این فیلم با چشمان و حرکات صورتش نشان داد. این فیلم در پاریس با استقبال زیادی مواجه شد و ماه ها بر روی پرده سینما بود.

پازولینی می‌گوید: «ماریا در عین حال که زنی فوق العاده است، در درونش شخصیت یک زن باستانی را دارد.
ماریا با یک سکته قلبی مشتاقانش را پشت درهای اپرا برای همیشه در انتظار گذاشت. ماریا پیشتر به شاگردان خود گفته بود: «ما هنرمندان، خدمتگزار آهنگسازان و مردم هستیم و در این راه باید آمادگی قربانی کردن را داشته باشیم. اگر موسیقی را دوست دارید باید یک هنرمند فداکار باشید.

یکم بنویسم دورهم باشیم

SAMSUNG S8

یکم بنویسم دورهم باشیم

خوب من الان در تعطیلات عید و در کنار دوستان و خانواده هستم, و کارم بیشتر خوردن و خوابیدن هست! در کنار خواب گاهی یه سینمایی, تست سیستمی و... هم میرم, ما در هامبورگ فقط یک مرکز "Hi-Fi Klubben"  که کارش فروش و دموی سیستم های صوتی های اند هست داریم! که البته خودش خیلی بحساب میاد و نمونش در تهران بزرگ نیست! که اگر بود خیلی از مشکلات علاقمندان های اند برطرف میشد. سیستم کار این مرکز ابتدا دمو و بعد اگر تمایل داشتید فروش هم هست. از سیستم های های فای و صرفاً ایجاد کننده سر و صدا دمو دارن, تا بالاترین مدل خارما و ویلسون اودیو و بی اند دبلیو سری دیاموند( مدل 800 D3 بی اند دبلیو گذاشته بود 15 هزار یورو) که خیلی وسوسه کننده بود! اما اگر باز هم به شوروم های بیشتری برای تست نیاز داشته باشید, یا دموی مورد نظرتون در هامبورگ پیدا نکنید, باید با قطار سریع السیر 4 ساعت برید تا برلین تا به مراکز بیشتر و شوروم های بیشتری دسترسی داشته باشید. اما خوشبختانه برند فوق محبوب من B&W به این مجموعه اضافه شده بود, اگر یادتون باشه پارسال مجبور شدم برای شنیدن سری جدید دیاموند برم برلین. اینجا! طبیعی بود امسالم پای ستاپ بی اند دبلیو بشینم!

یه صدای خیلی خوب از کف سری Blade شنیدم, واقعاً این بلندگو صدای با ابهت و زیبایی داره! که هر شنونده ای با هر سلیقه ای تحت تاثیر قرار میده. (البته سلیقه شنیداری و این داستان هارو من زیاد قبول ندارم...دلایلشم قبلا گفتم و الان حوصلشو ندارم دوباره در موردش صحبت کنم)

خودشون میگفتن پر فروش ترین بلندگوی ارزون قیمت و میانه قیمت این روزها سری R از کف, بی اند دبلیو سری 600 جدید و دالی سری RUBICON هست. یه ستاپ جذابم از دالی EPICON 8 دارن, چه صدای داره این بلندگو! انصافاً در بسیاری از شاخص ها چیزی کم از فوکال الکترا 1038 خودم نداره!

صدای "Dynaudio Contour 60" شنیدم, اگر مثل من از صدای بلندگوهای Dynaudio خوشتون نمیاد, شک نکنید با شنیدن صدای سری Contour عاشقش میشید! صدای سری جدید Contour هیچ ربطی به صدای فلت و مزخرف گذشته این برند نداره. تمام شاخص های مورد علاقه من مثل Accuracy ناحیه باس, Presence بودن صدای میدرنج و های فرکانسی که اصلا سعی نمی کرد الکی Bold باشه داشت. صدای با Coherency دقیق و همانطور که من دوست دارم برای اولین بار در سری میانه قیمت از این برند شنیدم.در ادامه مطلب تعدادی عکس از جعبه گشایی مدل Contour 20 ببینید, که مربوط به سایت مای های اند میشه. دوتا هم عکس از مدل 60 هست که من شنیدم, ببینید که چقدر این بلندگو زیباست و با گذشته این برند فرق کرده است!


امروز پنل ال سی دی سونی براویا مدل "KD-65XE9305" با پلیر "UBP-X800" که یکی از مدل های اسباب بازی 4K پلیر سونی هست, میشه گفت از نزدیک تجربه کردم تا تست. یک پنل 4K HDR بسیار جذاب و با کیفیت تصویر عالی, با این که به سورس آشغالی وصل بود! میتونستم ایرادات تصویر پلیر که این پنل زیبا مجبور بود نمایش بده ببینم! این اسباب بازی ها بیشتر مدیا پلیرهای با امکان پخش محتوای اینترنتی هستن تا دیجیتال ویدئو پلیرهای در کلاس حتی ابتدایی. با این حال پنل براویا واقعاً شاخص های تصویر خوبی داشت, که اگر با پلیر و کابل درست و حسابی ستاپ بشه و یک کالیبراتور با تجربه سورس و نمایشگر با هم کالیبره کنه, بنظرم میتونه تصویر رفرنسی نمایش بده. به این نکته هم توجه داشته باشید نمایشگرهای کمی به چشم من تصویر درستی دارن. به جزء این سونی من 2 مدل از توشیبا و شارپ هم  امروز دیدم که متفاوت بودن.


امروز دوباره رفته بودم Klubben این چند روز هوای اینجا به 18 درجه هم رسیده, که برای هامبورگ تو این فصل حسابی گرم بحساب میاد و همه داشتن بستنی میخریدن و میخوردن!

دوتا ستاپ سینمایی از کف و دالی داشتن, که من چند روز پیشم دیده بودم اما وقت نشد برم بشنوم, یه ستاپ از سری کف R بود و دالی هم سری RUBICON بود. دوست داشتم صدای ساب ووفرهای که تو مدار بود بشنوم, کف از دوتا "Q400"  که 500 یورو قیمتش بود, (فکر می کنم کف کابینت سیلد باشه) و دالی هم دو مدل SUB E-9 F که مثل کف 400 درایور 10 اینچی با کابینت پورت باز داشت با قیمت 510 یورو و یک مدل 12 اینچی E-12 F با قیمت  640 یورو (یادم نیست کابینت دالی 12 اینچی سیلد بود یا پورت باز, چیزی هم تو دفترم یاداشت نکردم) تو مدار داشتن. من قبلا کف 400 شنیده بودم, صداش برای شروع بد نیست اما یکم گرونه, چیزی بیشتر از ساب سری سامورایی یاماها نیست, همون کلاس ساخت و جنس صدارو داره, دالی 10 اینچی هم مثل کف خوب بود, اما اینم یکم گرون بود. بنظرم مدل 12 اینچی دالی ساب ووفر تر بود تا مدل های 10 اینچی هر دو برند. کف و دالی هر دو خوب صدا میدادن, و برای شروع خوب هستن و اینقدر جون دارن که من توصیه کنم, اما نه بعنوان ساب ووفر به اون معنی که من میشناسم. اگر به تازگی کف یا دالی خریدین اصلا ناامید نشید, چون ساب ووفرهاتون اینقدر خوب هستن که من براشون وقت بزارم, کاری که برای بسیاری از برند ها حتی اگر جلوم دمو داشته باشن نمی کنم.


خوب دیگه تعطیلاتم تموم شد, و من دوشنبه شب تهران هستم.

امسال فرصت های مطالعاتی خوبی داشتم, تمرکز اصلی من شنیدن بلندگوی بی اند دبلیو 800 D3 بود. لازم بود این بلندگو و کلاً سری جدید دیاموند بهتر و با سورس های مختلف و نکته بسیار مهم در شرایط ذهنی مختلف بشنوم, تمام اودیوفایل ها بارها و بارها تجربه این داشتن که در یک روزهای صدا بی اندازه بد و کثیف شنیده میشه, و برعکس در بعضی حالات صدای کثیف قبلی به گوش گرم و شیرین شنیده میشه. این موضوع در ارتباط مستقیم با شرایط روحی و شکل نورون های مغزی است. حتی در صدای سینمایی هم وقتی شکل نورون های مغزی در شرایط مناسب نباشه درک شنونده از DSP کم میشه, و صدا غیر کانالیزه و کدر شنیده میشه, من زمان های که خواب خوب ندارم و یا درگیری های ذهنیم زیاد میشه, دچار این بد شنوی میشم. اما در حالت نرمال که خواب کافی و ذهن آرام دارم قدرت دریافت داده های صوتیم به حالت نرمال برمیگرده.

در این سفرم میخواستم صدای بی اند دبلیو در روزهای مختلف بشنوم تا بتونم یک نتیجه گیری درست از آنچه شنیدم داشته باشم و پرونده این سری برای خودم ببندم. که خوشبختانه این کار به خوبی انجام شد.

یکی از آهنگ های بسیار مورد علاقه من و بخشی از خاطرات نوجوانی من آهنگ "هم رزمان" Brothers In Arms هست. من این کار روی نوار کاست گوش میکردم. تو یکی از همین تست های این مدت این کار روی LP شنیدم, یک نسخه بازسازی شده و بسیار با کیفیت. چه صدای با ویلسون Alexia میداد. این بلندگو هم یکی از رفرنس های من بحساب میاد, همه چیزش به اندازه ست. تو همین صحبت ها که من نوجون بوم این کار میشنیدم... بودیم یه آقای گفت من روی گوشیم دارم, میخوای برات بفرستم, منم از خدا خواسته. ( رعایت کپی رایت در قلب اروپا) کیفیتشم برای موبایل و تو ماشین شنیدن خیلی خوبه. اما نکته جالب این بود که تو صحبت ها مسئول فروش جای که بودم گفت میدونید این تراک اولین کاری بوده که در قالب یک آلبوم میکس بروی سی دی منتشر شده! خیلی هم با جزئیات میدونست که اسم آلبوم چی بوده, چه تراک های داشته و اسم خواننده ها چی بوده. مثلا شما میدونستید اولین فیلمی که در قالب دی وی دی منتشر شده, فیلم "گردباد" Twister بوده؟ این آهنگ هم ظاهراً اولین بروی سی دی بوده.

نسخه ای که روی گوشیم دارم براتون در همون سایتی که آقای "خرسند" عزیز موزیک های بی کلام برامون آپلود می کنن آپلود کردم, بشنوید و لذت ببرید. از اینجا دانلود کنید.


بلاخره بعد از دو هفته تعطیلات برگشم, امسال تجربه های خوبی در صدا و تصویر داشتم, که سعی می کنم تا جای که وقت کنم شما همراه هان عزیز را هم در آن ها سهیم کنم. ممنون که در تعطیلات نوروزی به سایت سر زدید.

خوش باشید

13Hours یا Hacksaw Ridge

Hacksaw Ridge13 ساعت سربازان بنغازی

اسکار امسال در بخش بهترین میکس صدا دو نامزد درجه یک داره, فیلم فوق العاده "Hacksaw Ridge" و 13Hours: The Secret Soldiers of Benghazi

لیست نامزدهای بهترین میکس صدای اسکار 2017:

Arrival
Hacksaw Ridge
La La Land
Rogue One: A Star Wars Story
Thirteen Hours: The Secret Soldiers of Benghazi

"Kevin O'Connell" برای میکس صدای Hacksaw Ridge و Greg P. Russell برای "13 ساعت" از مهم ترین نامزد های میکس صدای اسکار 2017 هستن. خیلی کم پیش میاد من برای دیدن یک فیلم, زیر بار هزینه و خستگی سفر یک روزه به "دبی" برم! اما برای دیدن "Hacksaw Ridge" در سینمایی MAX رفتم! چرا که حتماً باید این فیلم در سالنی با صدای دالبی ادموس میدیدم. قبل از این فقط برای دیدن فیلم "Transformers: Age of Extinction" یک روزه به دبی رفته بودم! هزینه همچین سفرهای با یه پرواز درست و حسابی مثل Emirates یا Lufthansa (با این که من 20 درصد تخفیف این شرکت دارم) و یک شب اقامت در یک هتل خوب All Inclusive که هزینه های اضافی نداشته باشید, با هزینه های غیره... 2,800 تا 3 تومن میشه! که از نظر من برای یک شب خیلی زیاده, مگه این که عاشق تجربه صدا و تصویر باشید.

این سری هم 6 روزی دبی بودم, البته فقط به عشق دیدن قسمت آخر "Resident Evil: The Final Chapter" رفتم و فیلم در MAX و هم IMAX دیدم. واقعاً هم از صدا و تصویر لذت بردم, امیدوارم در نسخه خانگی هم به اندازه نسخه سینمایی محشر باشه, و مثل قسمت چهارم ترانسفورمرز در نسخه خانگی حال گیری نباشه! قطعاً قسمت آخر رزیدنت اویل در نسخه خانگی با صدای دالبی ادموس ریلیز خواهد شد, امیدوارم کیفیت صدای سینمای شو در نسخه خانگی داشته باشه و به همون اندازه که در سینما من درگیر کرد بتونه در نسخه بلوری هم من تحت تاثیر قرار بده.

همینطور Underworld: Blood Wars (که روز های آخر اکرانش بود) و "xXx: Return of Xander Cage" در سالن MAX دیدم. "La La Land" هم دیدیم, که اصلا فیلم مورد علاقه من نبود, (البته نمیشه از صدا و تصویری شبیه به نقاشی و رویایی فیلم هم به سادگی گذشت) اما به هرحال گاهی باید کوتاه بیای...هاها

اگر در سالهای گذشته فیلمی مثل "نجات سرباز رایان" بهترین صدارو در فیلم های جنگی داشت, و در حال حاظر در نسخه خانگی از نظر من "Lone Survivor" بی شک و بی شک از بهترین های صداست, اگر "هکساو ریج" کیفیت صدای سینمایی شو در نسخه خانگی هم حفظ کنه, در کنار این دو فیلم یک مثلث طلایی از گذشته تا به امروز شکل خواهند داد.

با این که میدونم Hacksaw Ridge در برابر 13 ساعت فیلم بهتری در صداست, و "Kevin O'Connell" که اگر بهتر از گرگ راسل نباشه, کمتر هم نیست و کارنامه درخشانی در میکس صدا داره و این فیلم هم میکس کرده, اما قلبم میگه 13 ساعت و "گرگ پی راسل" عزیز اسکار بگیره و عقلم میگه باید هکساو ریج اسکار میکس صدای 2017 بگیره! به هر حال تا شب 26 فوریه (8 اسفندماه) صبر می کنیم.

خوش باشید

تست ابتدایی کاندیشنر RPC-1

Acoustic Revive Power Supply Conditioner RPC-1

اینم یکی از مطالبی هست که در سفر از تو هتل می نویسم, نمیدونم چرا به این کار علاقه دارم و ازش لذت می برم :)

مثل همیشه باید از دوست خوبم جناب آقای "گمینی" تشکر کنم که این تجهیزات خاص و های اند در اختیار من قرار میدن تا هم تستشون کنم و هم به تجربه ی شنیداری اضافه بشه.

كانديشنر برق RPC-1 محصول کمپانی زاپنی Acoustic Revive است. من شناختم از کمپانی "آكوستيك ريوايو" بیشتر به واسطه دستگاه "دیمگنیتایز" این کمپانی است, مطلب مربوط به مغناطیس زدایی مطالعه کنید. نماینده آکوستیک ریوایو در ایران شرکت "آوین آوا" ست, برای اطلاع از قیمت و سایر اطلاعات لطفاً با نماینده فروش تماس بگیرید.

من برق سیستم از کنتور مجزاء کشیدم, الان نمیدونم چند متر فاصله از کنتور برق تا پشت سیستم سینمایی من هست, اما چون خونه من یک طبقه ست و اتاقی که سیستم من در اون قرار داره روبروی حیاطه فاصله تا دم کنتور برق زیاد نیست. برای تقسیم برق هم از "Distributor" یا همون چندراهى برق از برند "oyaide" استفاده می کنم, که این برند هم ژاپنی است, و من نمیدونم در ایران نماینده داره یا نه؟ من از فروشگاه "Hi-Fi Klubben" که یک مجموعه زنجیره ای فروش های فای و های اند در آلمان هست خریدم.

ظاهرا و طبق گفته آقای گمینی RPC-1 میشه به هر پریز برقی در خونه وصل کرد, و این دستگاه کارشو انجام میده! اما به دلیل این که برق سیستم من از سیستم برق خونه جداست, امکان این تست برای من نبود (برام مهم هم نبود) انتظار من از این تصحیح کننده برق قطع یا به حداقل رساندن نويزهاى فركانس بالای برق بود که در تایمینگ و اینتروال های بین هر Scale (گام) تاثیر مستقیم دارد بهبود بده و من نت های دقیق تری در موزیک بشنوم.

کاندیشنر RPC-1 پس از وارد شدن به مدار برق سیستم من و در لحظات اول تست تاثیرگذار نبود! من دوست داشتم تاثیری مثل SPEC-901EX ازش بشنوم, و چون تست در ارتباط با برق بود و برق یکی از عواملی است که در صدا به وضوح خودشو نشان میده, من انتظار داشتم این دستگاه بتونه در لحظات اول من Impress کنه, اما این اتفاق نیوفتاد! من چون عادت دارم برای تست از موزیک کلاسیک و به ویژه اپرا استفاده کنم, در ده دقیقه اول احساس کردم Timbre صدا بهتر شنیده میشه و در ناحیه پایین کمی باس Rich تر و با Vibrancy بهتری اجرا می شود. نویزهای فرکانس بالای که بروی جریان وجود دارد باعث میشه از میزان Linearity صدا کم بشه و تاثیر این غیر خطی بودن مستقیم بروی بهم خوردن تایمینگ و نامنظم شدن اینتروال هاست. RPC-1 تا حدودی وضعیت بهتر کرده بود, اما نه به اندازه ای که من احساس رضایت داشته باشم! صدا همچنان همون صدای سیستم قبلی من بود و داشت با کیفیت و ضعف های قبل صدا میداد.

با عوض شدن موزیک از کلاسیک به پاپ و آهنگ "Adagio" از Lara Fabian انگار وضعیت برای RPC-1 بهتر و راحت تر شد! بروی این آهنگ تاثیرات مثبتی مثل جلو آمدن صدای پیانو و باز تر شدن صدای خواننده به نسبت قبل کمی محسوس تر بود, و باز هم تاثیر بیشتر بروی فرکانس ها پایین بیشتر شنیده میشد. من از موزیک جاز برخلاف کل سیستم تست های فای استفاده نمی کنم, دلایلشو هم در مطالب مختلف نوشتم. در تست RPC-1 این حس داشتم که تاثیری که این دستگاه بر شنوده خواهد داشت بیشتر بروی جاز موزیک هست تا کلاسیک و موزیک های سنگین, که اتفاقاً بیشترین هم پوشانی در سازها در همین نوع از رکوردهاست, و نقش برق تمیز خودشو اینجا نشون میده, تا جاز, پاپ و موزیک های دیجیتال. حتی در صدای افکتیو سینمایی نقش برق تمیز اینقدر بالاست که من بیشترین وقت در این مورد روی سیستمم میزارم. کل سیستم من میتونه تا ۲.۵ کیلو وات برق مصرف کنه, من فکر می کنم کاندیشنر RPC-1 برای سیستم های که جریان بالا میکشن کارایی نداره و صرفاً بهترین عملکردشو در سیستم های سبک های فای نشون میده!

تاثیر کاندیشنر RPC-1 بروی صدا چیزی بیشتر از عوض کردن کابل های پاور کل کامپوننت ها با نوع مرغوب نیست. دوست داشتم حداقل به اندازه کشیدن کابل مستقیم برق برای سیستم جلوی مدوله شدن صدارو میگرفت و تاثیرگذار بود, که خود این تغییر از نظر من بسیار زیاده و هر شنونده ای تحت تاثیر قرار میده, اما RPC-1 من بیشتر از عوض کردن کابل های پاور کامپوننت ها نتونست تحت تاثیر قرار بده!

خوش باشید

سینماهای MAX یا IMAX

max cinemamax cinema 2max cinema 3

سالن های MAX دو سالی هست که توسط "Virgin" و در مجموعه سینمایی VOX در خاورمیانه راه اندازی شده است, سالن های بسیار مدرن و زیبا, مجهز به تکنولوژی های به روز و در مواردی حتی بی رقیب در مقایسه با سالن های استاندارد اروپایی.

سالن های که میشه بهشون لقب برادر کوچیک سالن های IMAX داد. سالن های MAX مجهز به پرده های نمایش خمیده با عرض بیش از 20 متر هستن, که چیزی بین پرده های نمایش استاندارد و IMAX قرار میگیرن. میزان روشنایی و کنتراست بسیار بالاتری از پرده های استاندارد دارن و مثل پرده های IMAX مجهز به تکنولوژی لیزر پروژکتور و کیفیت تصویر 5K هستن. شاخص ترین تفاوت لیزر پروژکتورها نسبت به پروژکتور های عادی, نمایش کنتراست و رنگ سیاه جوهری بی نظیر است, در IMAX و همین سالن های MAX مجهز به لیزر پروژکتور عمق رنگ سیاه به حدی بالاست که در صحنه های تاریک فیلم پرده نمایش کاملا در سیاهی تصویر گم میشه, و حسی مثل یک خواب و رویا در تماشاچیان ایجاد می کند. باید تجربه کنید تا منظور من متوجه بشید.

یکی دیگه از امتیازهای سالن های MAX مجهز بودن تمام این سالن ها به صدای Dolby Atmos است. صدا با فرمت غیر فشرده Lossless پخش میشه. صدا در سالن های MAX واقعاً خوبه, اما مثل IMAX رفرنس نیست! با این که به طور استاندارد تعداد کانال های بیشتری از صدای IMAX دارد, اما اون حجم و قدرت DSP سالن های IMAX در MAX شنیده نمیشه. صدای دالبی ادموس سالن های MAX فوق العاده دینامیک و دارای وضوح عالی هست و به جرات میگم به نسبت سالن های استاندارد بسیار بالاتر و حتی غیر قابل مقایسه است, اما هنوز با عظمت صدای IMAX فاصله داره, نمی گم غیر قابل مقایسه ست, اما از یک فیلم در هر دو سالن ببینید متوجه تفاوت ها خواهید شد.

در سالن های MAX درست مثل سالن Dolby Theater از چهار کانال ساب ووفر بروی سقف استفاده میشه, چهار کانال که در هر کانال از دو جفت ووفر 18 اینچی در چهار گوشه سقف سالن استفاده شده. از ساب ووفرهای بروی سقف فقط کمپانی دالبی در سالن های منتخبش استفاده میکنه, که من تجربش نکرده بودم, تا در سالن MAX که برای اولین بار و در قسمت چهارم ترانسفورمرز "Age of Extinction" بود. من این فیلم هم در IMAX و هم MAX دیدم. تجربه IMAX حس متفاوت و شکوهی داشت که در MAX این حس شکوه و مسخ شدن نداشتم, اما چون بار اول در سالن MAX مجموعه VOX سینما در دبی دیدم, ازش لذت بردم. و بار دوم در هامبورگ و در یک سالن IMAX بسیار مدرن فیلم دیدم که تجربه متفاوتی بود. سالن های IMAX مجوعه VOX در دبی هم خیلی خوب هستن, مخصوصا در YAS MALL یکی از بهترین مجموعه های VOX دبی قرار دارد.

در واقع در سالن های MAX آمدن بهترین های IMAX با سالن های رفرنس دالبی ادغام کردن, و نتیجه شده MAX که از نظر من و با تجربیات متعددم در تجربه ای MAX و مقایسه آن با IMAX شده یکی از بهترین سالن های به روز که یکی مثل من از کیفیت صدا و تصویر در این سالن ها لذت میبرم.

یکم بنویسم دورهم باشیم

من مشتری چند ساله سایت دیجی کالا هستم, و به جرات میگم که %100 کالاهای مصرفی مثل لب تاپ, تب لت, گوشی موبایل, دوربین عکاسی, برخی لوازم خانگی و... از دیجی کالا میخرم, دیجی کالا که میشه گفت آمازون ایران هم هست, بی شک و بی شک یک پدیده در فروش آنلاین در ایران ایجاد کرد. دیجی کالا اولین سایت ایرانی بود که بررسی ویدئویی گجت های الکترونیک بروی محصولاتش منتشر کرد. "نقد های که گاهی هم کاملا منفی هستن" ایده ای بسیار هوشمندانه که به شدت باعث اعتماد مشتری به این سایت شد. کاری که در ایران اصلا رواج نداره! مطلب " اندر احوالات فروشنده های ایرانی" که مهندس تقوی نوشتن بخونید.

کار جدیدی که دیجی کالا قرار است انجام بده, فروش محصولات  "جعبه باز" است. کاری که سالهاست سایت های رفرنسی مثل آمازون و ای,بی انجامش میدن.

دیجی کالا نوشته: حتماً این سؤال برای شما هم به عنوان مشتری دیجی‌کالا پیش آمده که؛ چه اتفاقی برای کالاهایی که از مشتری به دلایل مشخص به ما مرجوع می‌گردد، می‌افتد؟ ادامه در صفحه "جعبه باز" دیجی کالا

تست ابتدایی SPEC-901EX در سیستم من

چند روزی هست فیلتر SPEC-901EX از دوستم جناب گمینی امانت گرفتم تا ببینم روی سیستم من با بلندگوهای جدید "که بعداً در موردش صحبت خواهم کرد" چی برای گفتن دارد.

این که گفته میشه این فیلتر در اولین تستش بروی سیستم تغییرات اساسی بروی صدا ایجاد می کند, کاملا درست است و من کاملا تاییدش می کنم. در مورد این فیلتر دوست اودیوفایل درجه یکم آقای amir مطلب کاملی نوشتن که در ابتدایی مطلب لینک دادم.

برای من تغییرات ایجاد شده در افکت های صدای سینمایی مهم است و این که این فسقلی دوست داشتنی در صدای سینمایی چی برای گفتن دارد!

نکته ای که تا این لحظه در جریان صدا محسوس است, به دلیل کنترل شدن بهتر حرکت دیافراگم بلندگوها و به نوعی جریان دهی بهتر, قدرت درایو آمپلی فایر در وولوم پایین بهتر از قبل انجام میشه. صدا در وولوم پایین ضربات بهتری داره.


 نگفتم بلندگوهای جدیدم چی هست چرا که تا امروز سر قیمت به توافق نرسیده بودیم. برای کانال موزیک یک جفت Focal Electra 1038 Be خریدم. این بلندگو باید حداقل 120 ساعت کار کنه تا به حالت پایدار برسه, تا الان زیر 60 ساعت کار کرده است. ممنونم از دوستانی که این بلندگوی دوست داشتنی با قیمت بسیار مناسب از گمرک ترخیص کردن.


امروز داشتم فکر می کردم آیا میشه این فیلتر SPEC مستقیم به ورودی ساب ووفر وصل کرد؟! آیا میتونه جریان 45 آمپری آمپلی فایر ساب SVS PB12-Plus تحمل کنه!

این فیلتر برای صدای افکتیو بیشتر بروی فرکانس های پایین Accuracy بالای ایجاد می کند. به شکلی که یک درجه حجم صدای بلندگوهارو بالا میبره و البته از فوروارد شدن فرکانس های ناخوشایند هم کم میکنه. این نکته برام خیلی جذاب بود.

در آخرین تست های که امروز از SPEC-901EX در صدای سینمایی گرفتم, متوجه شدم این فیلتر در جریان های بالا Truth کمتری نسبت به جریان های پایین تا متوسط از خودش نشان میده! که این مشکل درست هم هست طراحی این مدار برای موزیک انجام شده است تا جریان های بالای یک پاور بسیار پرقدرت, صدا تا وولوم 2/4 در کنترل دستگاه است, جریانی که برای موزیک حتی ارکسترال با حجم سنگین صدا بسیار ایده ال است, اما با افزاریش ولوم بروی افکت های سنگین نه کاملا اما تا حدود زیادی صدا از کنترل خارج می شود. شاید اگر در طراحی های بعدی مدلی برای جریان های بالا و ستاپ های سینمایی تولید گردد, تا من دوباره تستش کنم.

همچنان توصیه می کنم نتیجه موزیک این دستگاه از زبان و تجربه جناب amir مطالعه کنید. بنظر من برای ستاپ های فای یک خرید حتمی و دوست داشتنی است.

ساعاتی با B&W Diamond

B&W Diamond

ساعاتی با B&W Diamond

B&W Diamond

چند ماه پیش که اومدم آلمان, اینقدر اینجا هوا سرد و خراب بود که نشد با قطار  4 ساعت از هامبورگ بیام تا برلین (حالشو نداشتم) برای شنیدن صدای بلندگوی فوق محبوب من B&W Diamond اما این سری همه چی عالی بود, و من هم اومدم تا خوش بگذرونم. و چی برای من بهتر از تست سیستم, سینما و کنسرت رفتن, ما تو هامبورگ نمایندگی درست و حسابی برای شنیدن صدای بی اند دبلیو نداریم! اما تو برلین بی اند دبلیو نمایندگی داره و منم دنبال یه ستاپ از سری جدید Diamond بودم با آمپلی فایری ترجیحاً غیر از "Classe" نه این که بد باشه, این بار دنبال یه صدای متفاوت بودم.

برای من شنیدن صدای بی اند دبلیو مدل 803 D3 با ستاپی از Accuphase پاور A-47 پری آمپ نمیدونم! تجربه دوست داشتنی بود. بنظرم این بار بی اند دبلیو با سری جدید دیاموند خواسته بیشتر از سری قبل به موزیسین ها و مخصوصاً نوازنده های حرفه ای بلندگو بفروشه, چون صدای دیاموند جدید به شدت Natural و کمی خش دار هست. حتی وقتی با Solidstate کمی آرام مثل Accuphase شنیده میشد, جنس صدای سری دیاموند که غیر احساسی و خشن هست بیشتر از قبل به شنونده منتقل می کرد. این سری از بی اند دبلیو برای مسترینگ و اودیوفیل های که مثل من صدای طبیعی و با Accuracy دوست دارن ساخته فوق العاده ای بحساب میاد. و مثل سری های قبل دیاموند اصلا بدرد گوش های که صدای احساسی و گرم دوست دارن نمیخوره.

بنظر میاد صدای سری جدید دیاموند توانایی بیشتر از سری قبل برای اجرای افکت های سینمایی هم داشته باشه, صدا تو سری جدید خیلی سریع رندر میشه, سرعت واکنش درایورها بهتر از بهتر شده و طراحی کابینت جدید که بی اند دبلیو در کمتر شدن رزونانس و سریع شدن واکنش کابینت به فرکانس های پایین در سری جدید دیاموند خیلی تاکید کرده, خیلی هم تبلیغاتی نبوده و در عمل میشه این تفاوت هارو اگر سری های قبل خوب شنیده باشید درک کرد.

خیلی خوشم نمیاد در مورد تست های این شکلی فروشگاهی مطلب بنویسم, وقتی هنوز خودم ذهنیت درستی از صدا ندارم, نمیتونم تحلیل درستی هم ازش بنویسم. فقط بنظر من سری قبل دیاموند خیلی خوشگل تر و با ابهت تر از سری جدید هست.

راستی کابل AudioQuest جدید که در این پست قولشو داده بودم رسیده ایران, و فعلا در ستاپ فوکال آریا و آمپلی فایر Consonance دوست خوبم آقای گمینی در حال Break-in شدن هست. سعی می کنم تو همین ستاپ ازش یه مطلب بنویسم.

آلبوم جدید Anna Netrebko هم هفته دیگه ریلیز میشه, خودش گفته رکورد متفاوتی نسبت به آلبوم های قبلیش داره, حتما میخرم و اگر نکته خاصی داشت ازش می نویسم.

خوش بگذره