Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

نظرات شخصی ما

سینماهای MAX یا IMAX

max cinemamax cinema 2max cinema 3

سالن های MAX دو سالی هست که توسط "Virgin" و در مجموعه سینمایی VOX در خاورمیانه راه اندازی شده است, سالن های بسیار مدرن و زیبا, مجهز به تکنولوژی های به روز و در مواردی حتی بی رقیب در مقایسه با سالن های استاندارد اروپایی.

سالن های که میشه بهشون لقب برادر کوچیک سالن های IMAX داد. سالن های MAX مجهز به پرده های نمایش خمیده با عرض بیش از 20 متر هستن, که چیزی بین پرده های نمایش استاندارد و IMAX قرار میگیرن. میزان روشنایی و کنتراست بسیار بالاتری از پرده های استاندارد دارن و مثل پرده های IMAX مجهز به تکنولوژی لیزر پروژکتور و کیفیت تصویر 5K هستن. شاخص ترین تفاوت لیزر پروژکتورها نسبت به پروژکتور های عادی, نمایش کنتراست و رنگ سیاه جوهری بی نظیر است, در IMAX و همین سالن های MAX مجهز به لیزر پروژکتور عمق رنگ سیاه به حدی بالاست که در صحنه های تاریک فیلم پرده نمایش کاملا در سیاهی تصویر گم میشه, و حسی مثل یک خواب و رویا در تماشاچیان ایجاد می کند. باید تجربه کنید تا منظور من متوجه بشید.

یکی دیگه از امتیازهای سالن های MAX مجهز بودن تمام این سالن ها به صدای Dolby Atmos است. صدا با فرمت غیر فشرده Lossless پخش میشه. صدا در سالن های MAX واقعاً خوبه, اما مثل IMAX رفرنس نیست! با این که به طور استاندارد تعداد کانال های بیشتری از صدای IMAX دارد, اما اون حجم و قدرت DSP سالن های IMAX در MAX شنیده نمیشه. صدای دالبی ادموس سالن های MAX فوق العاده دینامیک و دارای وضوح عالی هست و به جرات میگم به نسبت سالن های استاندارد بسیار بالاتر و حتی غیر قابل مقایسه است, اما هنوز با عظمت صدای IMAX فاصله داره, نمی گم غیر قابل مقایسه ست, اما از یک فیلم در هر دو سالن ببینید متوجه تفاوت ها خواهید شد.

در سالن های MAX درست مثل سالن Dolby Theater از چهار کانال ساب ووفر بروی سقف استفاده میشه, چهار کانال که در هر کانال از دو جفت ووفر 18 اینچی در چهار گوشه سقف سالن استفاده شده. از ساب ووفرهای بروی سقف فقط کمپانی دالبی در سالن های منتخبش استفاده میکنه, که من تجربش نکرده بودم, تا در سالن MAX که برای اولین بار و در قسمت چهارم ترانسفورمرز "Age of Extinction" بود. من این فیلم هم در IMAX و هم MAX دیدم. تجربه IMAX حس متفاوت و شکوهی داشت که در MAX این حس شکوه و مسخ شدن نداشتم, اما چون بار اول در سالن MAX مجموعه VOX سینما در دبی دیدم, ازش لذت بردم. و بار دوم در هامبورگ و در یک سالن IMAX بسیار مدرن فیلم دیدم که تجربه متفاوتی بود. سالن های IMAX مجوعه VOX در دبی هم خیلی خوب هستن, مخصوصا در YAS MALL یکی از بهترین مجموعه های VOX دبی قرار دارد.

در واقع در سالن های MAX آمدن بهترین های IMAX با سالن های رفرنس دالبی ادغام کردن, و نتیجه شده MAX که از نظر من و با تجربیات متعددم در تجربه ای MAX و مقایسه آن با IMAX شده یکی از بهترین سالن های به روز که یکی مثل من از کیفیت صدا و تصویر در این سالن ها لذت میبرم.

یکم بنویسم دورهم باشیم

من مشتری چند ساله سایت دیجی کالا هستم, و به جرات میگم که %100 کالاهای مصرفی مثل لب تاپ, تب لت, گوشی موبایل, دوربین عکاسی, برخی لوازم خانگی و... از دیجی کالا میخرم, دیجی کالا که میشه گفت آمازون ایران هم هست, بی شک و بی شک یک پدیده در فروش آنلاین در ایران ایجاد کرد. دیجی کالا اولین سایت ایرانی بود که بررسی ویدئویی گجت های الکترونیک بروی محصولاتش منتشر کرد. "نقد های که گاهی هم کاملا منفی هستن" ایده ای بسیار هوشمندانه که به شدت باعث اعتماد مشتری به این سایت شد. کاری که در ایران اصلا رواج نداره! مطلب " اندر احوالات فروشنده های ایرانی" که مهندس تقوی نوشتن بخونید.

کار جدیدی که دیجی کالا قرار است انجام بده, فروش محصولات  "جعبه باز" است. کاری که سالهاست سایت های رفرنسی مثل آمازون و ای,بی انجامش میدن.

دیجی کالا نوشته: حتماً این سؤال برای شما هم به عنوان مشتری دیجی‌کالا پیش آمده که؛ چه اتفاقی برای کالاهایی که از مشتری به دلایل مشخص به ما مرجوع می‌گردد، می‌افتد؟ ادامه در صفحه "جعبه باز" دیجی کالا

تست ابتدایی SPEC-901EX در سیستم من

چند روزی هست فیلتر SPEC-901EX از دوستم جناب گمینی امانت گرفتم تا ببینم روی سیستم من با بلندگوهای جدید "که بعداً در موردش صحبت خواهم کرد" چی برای گفتن دارد.

این که گفته میشه این فیلتر در اولین تستش بروی سیستم تغییرات اساسی بروی صدا ایجاد می کند, کاملا درست است و من کاملا تاییدش می کنم. در مورد این فیلتر دوست اودیوفایل درجه یکم آقای amir مطلب کاملی نوشتن که در ابتدایی مطلب لینک دادم.

برای من تغییرات ایجاد شده در افکت های صدای سینمایی مهم است و این که این فسقلی دوست داشتنی در صدای سینمایی چی برای گفتن دارد!

نکته ای که تا این لحظه در جریان صدا محسوس است, به دلیل کنترل شدن بهتر حرکت دیافراگم بلندگوها و به نوعی جریان دهی بهتر, قدرت درایو آمپلی فایر در وولوم پایین بهتر از قبل انجام میشه. صدا در وولوم پایین ضربات بهتری داره.


 نگفتم بلندگوهای جدیدم چی هست چرا که تا امروز سر قیمت به توافق نرسیده بودیم. برای کانال موزیک یک جفت Focal Electra 1038 Be خریدم. این بلندگو باید حداقل 120 ساعت کار کنه تا به حالت پایدار برسه, تا الان زیر 60 ساعت کار کرده است. ممنونم از دوستانی که این بلندگوی دوست داشتنی با قیمت بسیار مناسب از گمرک ترخیص کردن.


امروز داشتم فکر می کردم آیا میشه این فیلتر SPEC مستقیم به ورودی ساب ووفر وصل کرد؟! آیا میتونه جریان 45 آمپری آمپلی فایر ساب SVS PB12-Plus تحمل کنه!

این فیلتر برای صدای افکتیو بیشتر بروی فرکانس های پایین Accuracy بالای ایجاد می کند. به شکلی که یک درجه حجم صدای بلندگوهارو بالا میبره و البته از فوروارد شدن فرکانس های ناخوشایند هم کم میکنه. این نکته برام خیلی جذاب بود.

در آخرین تست های که امروز از SPEC-901EX در صدای سینمایی گرفتم, متوجه شدم این فیلتر در جریان های بالا Truth کمتری نسبت به جریان های پایین تا متوسط از خودش نشان میده! که این مشکل درست هم هست طراحی این مدار برای موزیک انجام شده است تا جریان های بالای یک پاور بسیار پرقدرت, صدا تا وولوم 2/4 در کنترل دستگاه است, جریانی که برای موزیک حتی ارکسترال با حجم سنگین صدا بسیار ایده ال است, اما با افزاریش ولوم بروی افکت های سنگین نه کاملا اما تا حدود زیادی صدا از کنترل خارج می شود. شاید اگر در طراحی های بعدی مدلی برای جریان های بالا و ستاپ های سینمایی تولید گردد, تا من دوباره تستش کنم.

همچنان توصیه می کنم نتیجه موزیک این دستگاه از زبان و تجربه جناب amir مطالعه کنید. بنظر من برای ستاپ های فای یک خرید حتمی و دوست داشتنی است.

ساعاتی با B&W Diamond

B&W Diamond

ساعاتی با B&W Diamond

B&W Diamond

چند ماه پیش که اومدم آلمان, اینقدر اینجا هوا سرد و خراب بود که نشد با قطار  4 ساعت از هامبورگ بیام تا برلین (حالشو نداشتم) برای شنیدن صدای بلندگوی فوق محبوب من B&W Diamond اما این سری همه چی عالی بود, و من هم اومدم تا خوش بگذرونم. و چی برای من بهتر از تست سیستم, سینما و کنسرت رفتن, ما تو هامبورگ نمایندگی درست و حسابی برای شنیدن صدای بی اند دبلیو نداریم! اما تو برلین بی اند دبلیو نمایندگی داره و منم دنبال یه ستاپ از سری جدید Diamond بودم با آمپلی فایری ترجیحاً غیر از "Classe" نه این که بد باشه, این بار دنبال یه صدای متفاوت بودم.

برای من شنیدن صدای بی اند دبلیو مدل 803 D3 با ستاپی از Accuphase پاور A-47 پری آمپ نمیدونم! تجربه دوست داشتنی بود. بنظرم این بار بی اند دبلیو با سری جدید دیاموند خواسته بیشتر از سری قبل به موزیسین ها و مخصوصاً نوازنده های حرفه ای بلندگو بفروشه, چون صدای دیاموند جدید به شدت Natural و کمی خش دار هست. حتی وقتی با Solidstate کمی آرام مثل Accuphase شنیده میشد, جنس صدای سری دیاموند که غیر احساسی و خشن هست بیشتر از قبل به شنونده منتقل می کرد. این سری از بی اند دبلیو برای مسترینگ و اودیوفیل های که مثل من صدای طبیعی و با Accuracy دوست دارن ساخته فوق العاده ای بحساب میاد. و مثل سری های قبل دیاموند اصلا بدرد گوش های که صدای احساسی و گرم دوست دارن نمیخوره.

بنظر میاد صدای سری جدید دیاموند توانایی بیشتر از سری قبل برای اجرای افکت های سینمایی هم داشته باشه, صدا تو سری جدید خیلی سریع رندر میشه, سرعت واکنش درایورها بهتر از بهتر شده و طراحی کابینت جدید که بی اند دبلیو در کمتر شدن رزونانس و سریع شدن واکنش کابینت به فرکانس های پایین در سری جدید دیاموند خیلی تاکید کرده, خیلی هم تبلیغاتی نبوده و در عمل میشه این تفاوت هارو اگر سری های قبل خوب شنیده باشید درک کرد.

خیلی خوشم نمیاد در مورد تست های این شکلی فروشگاهی مطلب بنویسم, وقتی هنوز خودم ذهنیت درستی از صدا ندارم, نمیتونم تحلیل درستی هم ازش بنویسم. فقط بنظر من سری قبل دیاموند خیلی خوشگل تر و با ابهت تر از سری جدید هست.

راستی کابل AudioQuest جدید که در این پست قولشو داده بودم رسیده ایران, و فعلا در ستاپ فوکال آریا و آمپلی فایر Consonance دوست خوبم آقای گمینی در حال Break-in شدن هست. سعی می کنم تو همین ستاپ ازش یه مطلب بنویسم.

آلبوم جدید Anna Netrebko هم هفته دیگه ریلیز میشه, خودش گفته رکورد متفاوتی نسبت به آلبوم های قبلیش داره, حتما میخرم و اگر نکته خاصی داشت ازش می نویسم.

خوش بگذره

قسمت پنجم مأموریت غیرممکن

تحلیل چهار قسمت قبلی سری فیلم های فوق محبوب "Mission Impossible" دوست بسیار عزیزم جناب آقای "طاهر" نوشتن. که شامل سه گانه ماموریت غیر ممکن و قسمت چهارم این مجموعه فیلم است. وقتی امشب دوباره این تحلیل هارو خوندم, از نوشتن تحلیل قسمت پنجم پشیمون شدم و بهتر دیدم فقط یاداشتی در مورد این قسمت بنویسم.(به همین دلیل این پست در مجموعه نظرات شخصی قرار دادم) طاهر عزیز یکی از بهترین نویسندگان این سایت بوده و خواهد بود. خیلی مخلصیم

برای من دو سکانس خیلی جذاب در قسمت پنجم فیلم بود. اگر از بدلکاری تام کروز در شروع طوفانی فیلم و سکانس داخل مخزن آب بگذریم! میرسیم به سکانس درخشان فیلم در سالن اپرای Vienna State Opera اتریش. این سالن جزو 10 سالن اول اپرای دنیاست. ویکی پدیا این سالن بخونید, شگفت انگیزه!

 Vienna State Opera

 در فیلم اپرای Nessun Dorma از نمایشنامه "توران دخت" اثر "پو چینی" در حال اجراست. این اپرا در مورد جنگ بین ایران و چین است و خواننده مرد این اپرا در واقع فرمانده لشگر چین که وقتی یکی از اسیرهای ایرانی به فرمانده لشگر چین میگه شما در این جنگ شکست خواهید خورد, فرمانده چینی رو به لشگرش میکنه و فریاد میزنه ما خواهیم برد! در اجرای اپرای این نمایشنامه این لحظه بروی نت گرد است. و در فیلم هم این نت لحظه شلیک تنظیم شده و ادامه ماجرا.... اتفاقاً چین در آن جنگ از ایران شکست خورد :) ها ها

اپرای Nessun Dorma نیاز به فول ارکستر 80-90 نفری داره که در فیلم هم نشان داده میشه. اصلا هم فکرشو نکنید میشه رکورد های این اجراهارو با سیستم های فول رنج و لامپی ده واتی گوش کرد. بی ربط...

از این سکانس هم که بگذریم, من سکانس ماشین و موتور بازی تام کروز در "مراکش" خیلی دوست دارم. خیلی جالبه این کشورهای کاملا دور از جهان مدرن امروزی, با سیاست های درستشون شهرهای کویری و خیابون های داغون خودشون میچپونن تو فیلم های عظیم هالیوودی و مردم دنیارو با کشورهاشون آشنا میکنن. کاری که ترکیه چندین ساله داره انجام میده و دیگه برامون دیدن شهر استانبول در فیلم های هالیوودی عادی شده!

"جرمی کلارکسون" در یکی از مصاحبه هاش گفت من و تیم تاپ گیر آرزو داریم بریم ایران و شاید اونجا یکی از بهترین برنامه های تاپ گیر بسازیم. همه میدونن من از طرفدارهای بسیار جدی مستند Top Gear هستم. گاهی که قسمت های ویژه سفر این برنامه را به کشورهای مختلف میبینم به این فکر می کنم که از شمال تا کویر مرکزی و بعد جنوب ایران چه پتانسیلی برای ساخت بهترین برنامه تاریخ تاپ گیر در ایران هست, ولی متاسفانه تیم سازنده این برنامه وقتی از عراق خواستن وارد ایران بشن بهشون اجازه ندادن! و گفتن شما از بی بی سی هستید و اجازه ورود به ایران ندارید! قرار بود بیان از ایران برن به سمت ترکیه که نشد! در عوض باید مراکش ببینیم که تام کروز تو خیابون های که هنوز با الاغ بار میبرن آخرین فیلم شو بازی میکنه!

فیلم بروی نسخه بلوری در تصویر گرین کنترل شده ای داره که اصلا اذیت نمیکنه. تصویر فیلم در مجموع به جزء سکانس های مربوط به ماشین و موتور بازی مراکش که واقعاً درخشان و زیباست, آنچنان جذابیتی نداره و نمیشه ازش لذت خواصی برد. اما اگر میخواستم بلوری فیلم تحلیل کنم باز بخاطر همون سکانس های درخشان مراکش بهش 4 ستاره میدادم.

صدا هم DTS-HD Master Audio 7.1 کانال هست. یکی از مشکلات صدا در این فیلم و خیلی از عنوان های مهم دیگه این هست که این فیلم ها فقط برای سیستم صدای سینمای تنظیم شدن و نه برای سیستم صدای سینمای خانگی! کارگردان های مثل مایکل بی وقتی با بزرگانی مثل "گرگ پی راسل" در صدای فیلم همکاری میکنن, فیلم برای دو ورژن سینما و سینمایی خانگی تنظیم میکنن. خود گرگ راسل هم میگه فضای آکوستیکی و سیستم صدای سینما با سیستم سینمای خانگی در بهترین شرایط خیلی متفاوت هست و نمیشه از یک DSP برای هر دو استفاده کرد.

این فیلم هم در نسخه خانگی صداش برای سینمای خانگی تنظیم نشده است, نوع حرکت افکت ها, حجمشون و تایمی که برای حرکت از یک کانال تا کانال دیگر استفاده میشه همگی برای سیستم صدای سینماست و نه سینمای خانگی. اما در ماموریت غیر ممکن 5 صدای موزیک بی نظیر هست, بی شک و بی شک موزیک معروف این فیلم آنچنان که در شروع این فیلم می شنوید در هیچ یک از چها قسمت دیگه در نسخه خانگی نشنیده بودید! صدای موزیک اینقدر عظیم و دقیق هست که صدای تک تک سازهارو در استودیو "اَبی رود" با تمام وجود حس می کنید و می شنوید, متفاوت از هرآنچه قبل تر در فیلم های ماموریت غیر ممکن شنیده بودید. با تمام ضعف های که در DSP و جریان افکت های این فیلم هست اگر فیلم تحلیل می کردم به صدا 5 ستاره میدادم.

 خوش باشید

یکم بنویسم دور هم باشیم

Bose Acoustimass 10

 

 کمپانی Bose در سال 1964 میلادی در آمریکا توسط "عمار بوز" که یک مهندس برق بنگالی‌ تبار است تاسیس شد. شهرت این کمپانی ارتباط مستقیم با اسپیکرهای مخصوص خودروهای لوکسی مثل "Bentley" و امثال آن دارد. اما برند بوز با یک محصول دیگر نیز شهرت جهانی پیدا کرد, و آن پکیج سینمایی سری "Acoustimass" بود. طراحی این محصول سالهاست توسط دیگر برندها کپی شده است و سعی شده به کیفیت آن نزدیک شوند.

شاخص ترین ویژگی طراحی برند بوز درایورهای کوچک اما با صدای بسیار پرقدرت است. صدای که اصلا نمیشه تصویر کرد از بلندگوهای با این ابعاد ایجاد می شود! قدرت تحمل در وولوم های بالا بدون تخریب صدا یکی از منحصر به فرد ترین شاخص های این برند است.

برای خرید محصولات این برند با مجموعه آکوستیک تماس بگیرید

طبق آخرین اطلاعاتی که از طرف مدیر آکوستیک به من داده شده, بلوری پلیر OPPO 105D با قیمت بسیار منطقی به زودی توسط این مجموعه عرضه خواهد شد!

به تازگی هم برند ایتالیایی Chario در این مجموعه دمو شده است, من این برند در دموهای نمایشگاهی دیدم اما هیچ وقت پای صدای این بلندگو نشستم! و هیچ ذهنیتی ازش ندارم! اما ظاهرا که بسیار مورد توجه دوستان ادیوفایل قرار گرفته است. اگر رفتید و صداشو شنیدین مارو هم در تجربه خود شریک کنید. عکس های دموی این بلندگو در ادامه مطلب قرار میدم.


چند شب پیش با دوستان صحبت می کردیم که بحث جالبی پیش کشیدن, همه میدونن من از هدفون خوشم نمیاد و تا به امروز هم هیچ مطلبی درباره هدفون ننوشتم چون اطلاعی از این محصول ندارم, هدفون های خیلی گرون با آمپلی فایرهای لامپی در نمایشگاه های مثل های اند مونیخ دیدم و چند باری هم تست کردم... اما من خوشم نمیاد (البته همین جا اعلام می کنم آمادگی دریافت یک هدفون خوب به عنوان هدیه از طرف هر یک از دوستان دارم) صحبی شد از "لوچیانو پاواروتی" که این مرد بزرگ هم اصلاً از هدفون خوشش نمیومده و همیشه به شاگرداش توصیه می کرده حتی یک گفتگو ساده را هم با هدفون نشنوید!

استاد "ماریو تقدسی" هم که از شاگردان پاواروتی بودن نیز تایید میکنن که ایشان هیچ وقت از هدفون استفاده نمی کردن. استاد تقدسی تنها ایرانی بودن که افتخار این داشتن که پاواروتی به صرف شام اونم "قرمه سبزی" و روی زمین به منزلشون در نروژ دعوت کردن و با هم شام خوردن, حتما اگر برای شرکت در مستر کلاس های استاد تقدسی که سالی یک بار در آموزشگاه کوشا برگزار میشه رفتید, عکس استاد تقدوسی با پاواروتی بزرگ سر سفره ببینید.

در همون شبی که استاد تقدسی میزبان پاواروتی بزرگ بودن, براشون آهنگی از استاد شجریان میزان (همین جا برای بهبود حال استاد شجریان دعاء می کنیم) و نظر پاواروتی در مورد صدای استاد شجریان سوال میکنن, حتما میدونید که خواننده های آواز سنتی ایرانی از گلو صداسازی میکنن, اما خواننده های اپرا از شکم و سینه قدرت میگیرن, پاواروتی به استاد تقدسی میگه چطور در آواز ایرانی این چنیین صدای از حنجره بیرون میاد! براشون صدای استاد شجریان جالب بوده و از تکنیک آواز خواندن ایشون تعریف کردن. این به نقل از خود استاد تقدسی گفتم.

در یکی دیگه از کلاس های آوازی که پاواروتی بزرگ داشتن یک خواننده جوان مصری که الان از بزرگ ترین خواننده گان زن اپرای عرب بحساب میاد, به پاواروتی میگه من همیشه اجراهای شمارو با هدفون گوش می کنم, حتی وقتی در مترو هستم, پاواروتی با چهره برآشفته به دختره میگه "چطور جرات می کنی صدای من با هدفون و در مترو گوش کنی" ببینید این بزرگان موسیقی چقدر برای موزیک و هنرشون ارزش قائل بودن که حتی نمیتونستن بشنون کسی هنرشون با هدفون تو مترو گوش کرده.

 در ضمن من نگفتم هدفون بده! گفتم من دوست ندارم, شروع نکنید طومار فرستادن از مزایایی گوش کردن موسیقی با هدفون.


همین چند ساعت پیش داشتم یه کار از "مدرن تاکینگ" گوش میکردم, تازگی هم رسیده دستم. به نام Original 80's که شامل سه تا سی دی از بهترین های مدرن تاکینگ میشه که در سی دی سوم تراک ها تنظیم جدید شدن, یا ریتم تند یا کندتر شده یا کلام اضافه شده... در کل جالبه, اما نمیدونم چرا این کار که سونی هم ریلیز کرده اینقدر بد مستر شده! صدای به شدت فلت که نه به آنالوگ ربطی داره و نه مثل چندتا کار دیگه که ریلیز آلمان هستن دارم دینامیک صدا خوبه, تو این کار نه باس سرجاشه و نه حتی ووکال آنچنان جالبه! کلا از ریلیز های کلاسیک سونی خوشم نمیاد, اینم یکی دیگه ست.


 مدتی هم هست که ذهنم درگیر خرید بلوری پلیر "Ultra HD" شده! اما هیچ برند درست و حسابی هنوز تولیدش نکردن! سامسونگ و پاناسونیک هم بدرد من نمیخورن. دوتا هم فیلم Ultra HD Blu_ray سفارش دادم یکی San Andreas و اون یکی The Expendables 3 جالبه هر دو عنوان در نسخه بلوری استاندارد از سایت های مثل highdefdigest.com و blu-ray.com در تصویر 4.5 و 5 ستاره دارن, اما در نسخه 4K ضعیف ترین نقدهارو گرفتن! از همه این سایت ها مهم تر این که هر دوتاشون از سایت htcenter.ir بهترین نقدهای صدا و تصویر گرفتن! هاها....

در ادامه عکس های از اتاق های دموی مجموعه آکوستیک که شامل سالن دموی های اند اصلی, بخش های فای و اتاق تست سینمایی این مجموعه است ببینید

خاطرات سوپر بیتی

این روزها که ما علاقمندان به صدا و تصویر سینمایی خبرهای نسخه های "UHD Blu-ray" دنبال می کنیم, و به فکر این هستیم که اولین نسخه ای که از نسل جدید بلوری ها میخرن چه عنوان های باشه, البته من فعلا دو عنوان "San Andreas" و "The Expendables 3" سفارش دادم تا اگر یکی از برندهای محبوب من بلوری پلیر نسل جدید شو عرضه کرد و من خریدم! فیلم 4K هم برای تست داشته باشم. چندتای دوست قدیمی برام رسیده, آدم نوستالژی بازی نیستم، و بیشتر در حال زندگی می کنم، اما گاهی دوست دارم تا جای ممکن تجربیات قدیم دوباره زنده کنم و در حال دوباره تجربه شون کنم، رو همین حساب یه چندتای از نسخه های دی وی دی Superbit سفارش داده بودم، که رسید دستم! این پک یکی از تنها سه پک سوپر بیت اگشن Exclusive  آمازون است که فقط سه تا ازش در مارکت آمازون آمریکا عرضه شد و خیلی هم زود تمام شد.

یک نکته خیلی جالب این بود که این آخرین پک سوپر بیت اختصاصی در انبار آمریکای شمالی آمازون بود که من خریدمش! درست بعد از این که آقا داوود فاکتور آمازون برای من ارسال کرد, من دوباره چک کردم و دیدم دیگه موجود نیست! و آمازون هم هیچ تاریخی برای برگشت این محصول به انبار اعلام نکرده است.(اصلا هم دیگه تولید نمیشه که آمازون بخواد موجودش کنه) احتمالاً باید بشه با چندین و یا چند ده برابر قیمت در ebay پیداشون کرد. عکس های زیر این سه عنوان اختصاصی آمازون هستن. 

           

 شاید براتون جالب باشه بدونید که عنوان های که در قالب سوپربیت ها عرضه شدن تنها 2 درصد از کل عنوان های منتشر شده بروی دی وی دی است! اینقدر تعداد عنوان های سوپر بیت ها کم هست که میشه در دو خط کل عنوان هارو نوشت! در واقع این فرمت با رواج سینمایی خانگی های مجهز به دیکدر صدای dts و پروژکتورهای خانگی برای تست توسط Videophile ها در ستاپ های درست و حسابی سینمایی عرضه شد. در واقع سوپر بیت ها برای عام مردم که صرفاً میخوان فیلم با موارد ویژه همراه فیلم ببینن تولید نشدن. نسخه های سوپر بیت فقط شامل فیلم با دو فرمت صدای دالبی دیجیتال و dts میشن و هیچ موارد خاص دیگری بروی این دیسک ها وجود ندارد. تمام نسخه های سوپر بیت یک منوی ثابت و ساده دارن که شامل تنظیمات ابتدایی فیلم مثل صدا, زیر نویس و انتخاب سکانس ها میشن و تمام فضای که برای موارد ویژه و منوهای گرافیکی اختصاص داده میشه در اختیار صدا و تصویر فیلم است.

اولین باری که من یه نسخه سوپر بیت خریدم اگر اشتباه نکنم سال 2001 بود, قبلش من تو مجلات صدا و تصویر خونده بودم که همچین فرمتی سونی در آمریکا عرضه کرده اما وارد اروپا نشده, شهر ما هم کلاً دوتا فروشگاه اصلی بزرگ داشت که یه بخشی برای فروش نوار کاست و فیلم داشتن, در اون سالها هنوز VHS رواج داشت تا دی وی دی, یکی دوتا قفسه های مربوط به فیلم دی وی دی بود. اصلا شکل و اندازه مارک مدیای صدا و تصویر شبیه به چیزی که امروز در همون هامبورگ هست نبود. اولین بار یه فروشگاه بزرگ سی دی و دی وی دی تو برلین نسخه های آمریکایی وارد کرد و هرچی هم دلش میخواست میفروخت. کم کم ویدئوفایل ها متوجه شده بودن نسخه های اروپایی یه تغییراتی در کیفیت رنگ با نسخه های اصلی آمریکایی دارن, برای همین افتادن بودن به پیدا کردن و خرید نسخه های آمریکایی, خرید اینترنتی این داستان ها هم به شکل امروزی نبود! (بد بختی بودیم) اکثرا مسافری وارد میشد و بسیار هم گرون بود. من اونجا یه نسخه از فیلم "The Fifth Element " که از اولین های عرضه شده در سوپر بیت ها هم هست خریدم. اون سال یه آمپلی فایر و دی وی دی پلیر سری QS سونی داشتم, این سری ظاهر و طراحی سری های اند ES داره اما با کیفیت یکم ارزون تر, اولین تصویر که من از سوپر بیت ها دیدم پیغام لطفاً ریجن فیلم چک کنید بود! پلیر من ریجن 2 اروپا بود و فیلم 1 آمریکا!!!!!!!! دیگه ضدحال بزرگ تر از این نمیشه درش شک نکنید.

اینترنتم به شکل امروز نبود بپریم کد هک دی وی دی دربیاریم, اینترنت بود اما کسی دنبال ریجن کد نبود که بخواد هک کنه بزاره روی نت. چه کنیم چه نکنیم, یکی گفت یه ریموت کنترلی هست که میشه باهاش تمام دی وی دی پلیرهارو هک کرد تا کلاً حافظه کد منطقه ای دستگاه پاک بشه یا به اصطلاح "مولتی ریجن" بشه. کنترل برای فیلیپس بود که اگر باهاش یه کدی وارد دستگاه میکردیم لیست مخفی ریجن کد دستگاه فعال میشد و میشد کد روی 0 قرار داد تا تمام 6 ریجن دی وی دی اجرا کنه. خلاصه یک ماه به این بگو به اون بگو یکی پیدا کردم و خریدم. کارم کرد و من تونستم نسخه سوپر بیت فیلم عنصر پنجم ببینم. حالا چقدر حال داد, اون زمان فیلم با صدای dts کم پیدا میشد, این فیلم شده بود رفرنس من برای تست سیستم ها بماند. واقعاً هم سوپر بیت ها کیفیت رنگ و جزئیات بهتری نسبت به نسخه های عادی دی وی دی دارن, به ویژه در زمان خودش برای نمایش بروی ویدئو پروژکتورها ساختار تصویر بهتری داشتن. صدا هم که dts بود و تا به امروز همچنان غیر قابل مقایسه با دالبی است.

 خاطرات من از صدا و تصویر تمومی نداره و من هم اصلاً اهل پرحرفی و طولانی نوشتن نیستم. اما واقعاً این خاطرات دوست دارم و هیچ وقت نمیتونم لذت دیدن و شنیدن اون سالهارو فراموش کنم و یا در موردشون صحبت نکنم.

خوش باشید

یکم بنویسم دورهم باشیم

برای آخرین مطلب این پست, براتون یک کلیپ از اجرای فوق العاده زیبای آهنگ Walking in the Air از "André Rieu" که همه میدونن اجرای کنسرت هاش بی نظیر است قرار میدم, که امیدوارم لذت ببرید.

 


   

اگر تست صدا و تصوير اولين سرگرمي من باشه, بي شک و بي شک ديدن مستند Top Gear سرگرمي جدي بعدي من است. ديگه همه داستان رفتن جرمي کلارکسون از بي بي سي و کنسل شدن ساخت فصل جديد اين برنامه ميدونن! اما باز جاي شکرش باقي فصل جديد اين برنامه با کمک آمازون پرايم در حال ساخت است. من توييتر جرمي کلارکسون, جيمز مي و ريچارد هاموند دنبال مي کنم, چند هفته اي هست تصويربرداري فصل جديد شروع شده و قراره در اولين برنامه لا فراري, مک لارن پي 1 و پورشه 918 سه تا از سوپر ماشين هاي هيبريدي با هم تست کنن.

مجموعه Top Gear چند قسمت هم به صورت نمايش خانگي داره که فقط روي دي وي دي و بلوري عرضه شده, مثل دو قسمت فوق العاده "The Perfect Road Trip" يا سفر جاده ای بي نقص, که کلارسون با هاموند ميرن در ايتاليا و با بهترين سوپر ماشين ها در زيبا ترين جاده هاي ايتاليا رانندگي ميکنن و کلي طنز و شوخي مخصوص اين دو نفر. و کلي ويژه برنامه هاي ديگه که من همشون دارم!

همين ديگه فقط خواستم بگم زمان های که پای تلویزیون هستم یکی از چیزهای که زیاد میبینم Top Gear است.


خبر جالب این روزها رسیدن به تاریخ "بیست و یکم اکتبر ۲۰۱۵" هست. تاریخی که در فیلم بازگشت به آینده "Back to the Future" برای ماشین زمان Bob Gale تنظیم شد! تاریخی که در فیلم تصور میشد امکان سفر در زمان امکان پذیر میشه! اما امروز که چهار روز هم از این تاریخ گذشته و احتمالا دنیا پیشرفته تر شده, هنوز استفاده از زباله به جای سوخت هم عملی نشده است چه برسه به سفر در زمان!

5 سال پیش دوست خوبم جناب مهندس تقوی برای 25 سالگی فیلم و عرضه نسخه بلوری, این مطلب درجه یک نوشتن "یک بحث ساده در مورد یه خبر ساده" که حتماً برای چندمین بار توصیه می کنم بخونیدش.

امسال یونیورسال به مناسبت سیمین سالگرد ساخت فیلم یه نسخه دیجی بوک خوشگل ازش عرضه کرد, که همزمان شدن تاریخ بیست یکم اکتبر 2015 با عرضه نسخه جدید بلوری تاثیر زیادی در فروش این نسخه داشته و تقریباً اکثر مجموعه دارها این کار خریدن و عکس هاشو در نت منتشر کردن. طبیعی منم از قبل این کار به دوست خوبم آقا داوود سفارش داده باشم :)

مهندس 5 سال گذشت! مخلصیم


امیر جان از مخاطب های خوب سایت مدتی دنبال یک ساب ووفر ارزون و با کیفیت قابل قبول بودن. منم با یکی از "دوستان فروشنده" در باره دو مدل یاماها و پایونیر مشورت کردم, که قرار شد تحقیق کنن و به من خبر بدن, که ظاهراً هر دوبار فراموش کردن! کاری ندارم... این اقا امیر با ساب مدل S-MS3SW پایونیر به توافق رسیدن. ظاهراً هم نمایندگی پایونیر این مدل فقط همراه با پکیج های بلندگوی سینمایی میفروشن! ایشون از فروشگاه آرش در پاساژی در خ جمهوری این مدل خریدن. طبق گفته ایشون درایور 12 اینچ با فوم ساراند ضخیم همراه با آمپلی فایر 200 واتی و کیفیت ساخت مناسب و از همه مهم تر حجم وولوم بسیار بالا و باس سنگین و عمیق از ویژگی های این مدل از پایونیر است. به توصیه امیر جان اگر بشه این ساب ووفر به صورت تک در بازار پیدا کرد گزینه خوبی برای دوستانی است که دنبال یک ساب خوش قیمت و پر قدرت میگردن.


 یه توضیحی در مورد روش تایید کامنت های سایت بدم, چون ازم سوال میشه چرا گاهی ما کامنت میزاریم و کمتر از یک دقیقه تایید میشه! و گاهی یک روز طول میکشه؟

سایت سه روش برای تایید نظرات داره, خود مدریت اصلی, ارسال نظرات به ایمیل مدیر و یا تایید در اپلیکیشن سایت. من از روش دوم که ایمیل هست استفاده می کنم, روش کارش اینجوری که وقتی نظری ثبت میشه سایت یک ایمیل برای مدیر ارسال میکنه که شامل نظر همراه با سه آپشن تایید, حذف و مسدود کردن ای پی کاربر است. من اکثرا وقتی خارج از منزل هستم موبایلم آنلاینه, وقتی نظری ثبت میشه یک ایمیل برای من ارسال میشه که من روی موبایل دریافت می کنم و اگر در شرایطی باشم که بتونم با موبایل کار کنم تایید می کنم, اگرم نیاز به پاسخ کوتاه باشه جواب میدم. گاهی من کامنت های تایید می کنم و جواب چندین ساعت بعد میدم! دلیلش این که در شرایطی نیستم که بتونم با موبایل کار کنم. نظر تایید می کنم که جم نشه و بعد در اولین فرصت جواب میدم. منزلم که هستم باز دیوایس های مختلف من آنلاین هست, مثلا من نشستم مثل اکثر زمان های استراحت در حال تست صدا و تصویر هستم! که یه نوتیفیکیشن میاد روی تبلت من, در لحظه من تایید می کنم یا جواب میدم. اینجوری که بعضی نظرات سریع و بعضی با تاخیر تایید و پاسخ داده میشن.


 یه چند عنوان فیلم دوست داشتنی برای تست صدا و تصویر پیشنهاد می کنم که حتماً تهیه کنید:

Jurassic World

San Andreas

Terminator Genisys

Furious 7

Mad Max: Fury Road

Insurgent


الانم جاتون خالی مسافرتم و کنار دوستان و خانواده :)

احتمالا هم میرم برای شنیدن B&W 802 D3 یا مدل های مشابه, تا ببینم چه ستاپی درست و حسابی میشه ازش پیدا کرد.


امروز رفتم یه گوشی Sony Xperia Z5 بخرم! بعد از انجام یکسری تست های بسیار حرفه ای..... مثل کیفیت دوربین و دیگر هیچ! اصلا باحاش حال نکردم, با Z3 خودم هیچ فرقی نکرده! چرا سونی نمیخواد کیفیت دوربین هاشو بهتر کنه!!!!! خود گوشی هم بنظرم ضخیم تر و سنگین تر شده, فقط حسگر اثر انگشت بهش اضافه کرده و تراشه اسنپدراگون 810 که بعد از 5 دقیقه کارکرد گوشی تو دست داغ میشه! اگر تست نکرده بودم شاید 700 یوروی پیاده شده بودم!


امشب کانال ZDF یه مستند از "Diana Damrau" خواننده آلمانی اپرا با صدای سوپرانو پخش کرد که فوق العاده بود! Diana در اجرای سخت ترین آثار بتهوون با "Anna Netrebko" رقابت جدی داره, که همیشه هم توانسته پیجیده ترین قطعات بتهوون بهتر از Netrebko اجرا که! (البته هر دو بی نظیر هستن) در این مستند Damrau میبرین زیر دستگاه سیتی اسکن, تا از تارهای صوتیش در هنگام اجرای نت های بالا تصویر برداری کنن. طبق چیزی که در این مستند نشون دادن Diana Damrau صاحب سریع ترین تارهای صوتی در بین خوانندگان اپراست. و کلی نکته و شگفتی های دیگه که تعریف کردنی نیست!

لینک یوتیوب زیر ضبط قطعه "Der Hölle Rache" سخت ترین قطعه بتهوون که Diana Damrau اجرا کرده ببینید چه نت های بدون کوچکترین حرکت اضافی در بدن اجرا میکنه, در آخر اینقدر فشار وارد میکنه که تمام خون بدن جم میشه تو صورتش. مو به تن شنونده سیخ میشه.
Der Hölle Rache' - Diana Damrau

واقعاً این ها کجان و یه خواننده جاز که صدای شبیه به ناله یا لالایی در میاره کجا! میدونید اگر به جای موزیک جاز با یه رکورد خوب کلاسیک و یا اپرا خیلی از ستاپ هارو تست کنید فرقی بین خیلی از بلندگوها و بسیاری از کامپوننت ها نیست؟ خیلی زیاد سعی می کنم حداقل برای مخاطب این سایت عادت تست صدا با موزیک های کلاسیک و اپرا جا بندازم. خیلی از بلندگوها و کامپوننت ها اگر با موزیک جاز شنیده نمیشدن, خریده هم نمیشدن.

یکم بنویسم دور هم باشیم

بلوری پلیر OPPO 103D در پارت صدا و تصویر و سینی دیسک دقیقاً مشابه مدل برتر 105D است. با این تفاوت که در مدل 105D از مدار آنالوگ مجزا و منبع تغذیه ترانس به اضافه شاسی چند لایه با شیلد قوی استفاده شده است. مدار DARBEE  (مطلب مربوط به DARBEE مطالعه کنید) هم در هر دو مدل استفاده شده است.

داستان دو پرچمدار جدید پایونیر نیز به همین شکل است, مدل های BDP-LX88 و BDP-LX58 فقط در بخش آنالوگ و منبع تغذیه و البته شاسی برتر در مدل LX88 تفاوت دارند, و هیچ تفاوتی در اجرای صدا و تصویر دیسک های بلوری ندارند. مطلب ویژه دو پرچمدار زیبایی پایونیر مطالعه کنید.


محدودیت بلندگوهای ارزان قیمت و البته با کیفیت مناسب اینقدر در بازار ایران بالاست! که گاهی نمیشه پیشنهادی برای ستاپ های مورد تایید و ارزان داد! یکی از برندهای که بنظرم بسیار مناسب یک شروع خوب سینمایی ست, بلندگوهای "Monitor Audio" سری های Bronze و MR است. این سری در انگلستان مهندسی شدن و در چین ساخته میشن, فرقشون با بسیاری از چینی های بازار در کیفیت و کلاس ساخت خوبی که دارن, یک ستاپ 5.1 از بالاترین سری Bronze چیزی در حدود 5.5 میلیون تومن در میاد, که با ارزش پولی امروز و برای یک ستاپ سینمایی مورد تایید من قیمت بدی نیست. بلندگوهای ساراند از نوع "Bipolar" یا دو قطبی هم در سری برنز هست که بسیار مورد علاقه من هستند.

البته نمیشه از بلندگوهای مثل MISSION , Dali  مخصوصاً از دالی که از خوب های های فای بحساب میاد و حتی جاموهای ارزان تر از یک گوشی موبایل پرچم دار هم به سادگی گذشت!


اینم یه مطلب از دو قطبی های که قبلا تو سایت نوشته بودم:

بلندگوهای ساراند "Bipolar" دوقطبی اولین بار توسط کمپانی THX به صنعت سینما معرفی شد, از بعد از ورود صدای دالبی دیجیتال به خانه باز THX بود که دوقطبی هارو وارد بخش های اند سینمای خانگی کرد.

دوقطبی ها گستره انشار موج وسیع و در عین حال کنترل شده ای دارند, یکی از خصوصیات جالبی که در محیط سینمایی ایجاد می کنند میدان گسترده موجی که فقط پروسسور صدا توان ایجاد اون دارد, دو قطبی ها به کمک DSP مجازی میان و عمق طولی و عرضی افکت های ساراند افزایش میدن, مخصوصا اگر فضای یک متر و بیشتر در پشت کانال ساراند دارید, سیستم شما هم 5.1 کانال هست, دو قطبی ها بهترین انتخاب شما برای کانال ساراند هستند.

شکل انتشار موج توسط دو قطبی ها شبیه به تصویر زیر است

ملاحظه می کنید چقدر کامل فضای پشتی پوشش میدن, یکی دیگه از خصوصیات دوقطبی ها عمق صدای که به افکت های کناری میدن, با تست های من تا 1.5 متر افکت های کنارهای سالن عمیق تر اجرا می کنند.


پاناسونیک از یک موتور پردازش تصویر در نمایشگرهای LED LCD 4K سری "AX900" با عنوان Studio Master استفاده کرده است, که با همکاری کمپانی "Technicolor" و آقای "Daryn okada" مدیر انجمن فیلم برداران آمریکا و تعدادی از کالیبراتورهای حرفه ای هالیوود استاندارد سازی شده است. 

پاناسونیک بعد از کنار گذاشتن تولید نمایشگرهای پلاسما, و گسترش تولید نمایشگرهای LCD دوباره پیشرفت چشمگیری کرد, در واقع پاناسونیک بعد از دست برداشتن از رقابت با پلاسمای کرو پایونیر و سامسونگ, که حداقل در مورد کرو همیشه شکست خورده بود! توانست دوباره سالهایی درخشان ابتدایی رواج نمایشگرهای پلاسما و پروجکشن ها را تکرار کند. که باز هم به عقیده من به غیر از پروجکشن ها که واقعاً در آن سالها بهترین بود, در تولید پلاسما  به کیفیت کرو پایونیر شاید فقط نزدیک شد!


 راستی بلوری پلیر پایونیر BDP-LX88 مدتی هست رسیده, هنوز خیلی زوده بتونم نظر مشخصی در موردش بدم, فقط میتونم بگم هیجانی که دوست داشتم بهم داده و درگیرش شدم!


 همین چند ساعت پیش داشتم یه لیست خرید بلوری آماده میکردم بدم به آقا "داوود" عزیز که زحمت خریدشون برام بکشه, یهویی چشم خورد به بلوری قسمت اول فیلم فرشتگان چارلی "Charlie's Angels" یادش بخیر, رفتم به 13-14 سال پیش و سیستم سینمایی سونی سری QS که داشتم, سری ES و QS از مدل های های اند سونی بود, QS ها یکم ارزون تر از سری ES بودن. واقعاً هم این دو سری از لحاظ ساخت عالی بودن! فرشتگاه چارلی جزو دی وی دی های کاتالوگ سال 2000 سونی بود, یه اگشن فانتزی یکم مضحک و البته سرگرم کننده, اما قسمت جالب دی وی دی این کار برای یه خوره سیستم های سینمایی مثل من بخش صدا و تصویر این کار بود, که در اون سالها جزو کارهای بسیار با کیفیت بحساب میومد, دی وی دی فرشتگان چارلی یکی از نسخه های تست اون سالها برای من بود, الان که بهش فکر می کنم تقریباً تک به تک سکانس های این فیلم یادم میاد! یکی از صحنه های که خیلی دوست داشتم, سکانسی بود که یه تخته چوب پرتاب میشه به سمت یکی از دخترها "کامرون دیاز" و اون با لگت میزنه تخته تیکه تیکه میشه پرتاب میشه به سمت دوربین (فیلم هم بلد نیستم تعریف کنم) تو این لینک اون شات هست. اون سالها خیلی نسخه های دی وی دی در کانال ساراند فعال نبودن, کلا سیستم صدای سینمایی اونم روی دالبی دیجیتال با الان فرق میکرد, صداها بیشتر حالت ساراند محیطی بود و خیلی کم پیش میومد یه فیلم در سکانسی افکت های خوبی به کانال های ساراتد تزریق کنه! اما این فیلم هم کانال LFE خوبی داشت و هم در بعضی سکانس ها کانال های سارند خوب کار میکرد.

من هنوز نسخه بلوری این فیلم ندیدم, از سایت های blu-ray.com و highdefdigest.com در صدا و تصویر نمره 4 از 5 گرفته, که برای سال 2000 که اصلا سال موفقی در کیفیت تصویر نسخه های خانگی نبود! نمره بدی نیست.

http://www.blu-ray.com/movies/Charlies-Angels-Blu-ray/11927/#Review

http://bluray.highdefdigest.com/3493/charliesangels.html


چند وقت پیش هم منزل دوست خوبم خانوم پهلان برای اولین بار صدای سوری رکسان Kandy K3 شنیدم, که اومده جای Kandy K2 صداش خیلی بیشتر با بلندگوی Audio physic آنالوگ شده بود! نمیدونم چرا رکسان همیشه منزل ایشون خوب صدا میده! این سورس نچندان محبوب جدید ایشون هم با تراک های اپرای که همیشه سورس تستشون هست, یکم تاریک اما دقیق و راحت صدا میداد. با Kandy K3 خیلی بهتر میتونستم ذهنیت "تورج مقدم" از صدای آنالوگ حس کنم. سورس مورد علاقه من نیست, اما خوب صدا میداد.  


چند روزی هست دوباره درگیر تراک سوم موزیک متن فیلم "گلادیاتور" The Battle ساخته "هانس زیمر" شدم! این تراک از اون کارهای که به جرات میگم 10 دقیقه مو به تن شنونده سیخ میکنه! اما به شرطی که صاحب سیستمی باشید که توان اجرای تبل های بزرگ و ویلونسل های ارکستر عظیم این تراک داشته باشه!

 میدونید که من عادت ندارم درباره چیزهای که اینجا توصیه می کنم طومار بنویسم! این کار اورجینال تهیه کنید و بزاریدش جزو سی دی های که میبرید برای تست سیستم  و بارها با سیستم های مختلف گوش کنید. این آلبوم و مخصوصاً تراک سوم اون یکی از مرجع های جدی صداست.

بازم چیزی بود اضافه می کنم

خوش باشید

یکم بنویسم دور هم باشیم

این پست های "یکم بنویسم دور هم باشیم" از اون من در آوردی های بود که جا افتاد و ادامه پیدا کرد! شایدم از اخلاق من باشه که خیلی قاطی پاتی حرف میزنم!

جدیداً برند کابل ساز بسیار مورد علاقم "AudioQuest" یک کابل HDMI 2.0 کربنی با همین اسم Carbon با قیمت خالص 200 دلار برای 1.5 متری ساخته است, در این مدل هم مثل تمام تولیدات این برند از هسته solid یا تک رشته ای استفاده شده با 5 درصد نقره و سه لایه شیلد کربن. بسیار برام جالب شده ببینم این کابل در اجرای صدا و تصویر چی برای گفتن داره! و چقدر نسبت به مدل های برتر قبلی رفتاری متفاوت میتونه داشته باشد.

امروز داشتم آخرین نسخه بلوری ترمیناتور 3 تست میکردم, این آخری یه کمبو پک با قاب اکونومی و چاپ همیشگی T3 روی اسلیپ هست, تغییری که این نسخه بروی بلوری داشته رزولوشن 1080P به جای 1080I است. تمام نسخه های آمریکایی قبلی T3 رزولوشن ناامید کننده 1080I داشتن. منم این کار فقط بخاطر اسلیپ قشنگش گرفتم چون احتمال میدادم مدتی دیگه نسخه اسلیپ دارش دیگه تولید نشه و دلم بسوزه که چرا نگرفتم, مثل بسیار کارهای دیگه! زیادم احتمال نمیدادم تغییر خاصی بروی تصویرش نسبت به قبلی ها ببینم, چرا که نه بازسازی شده بود و نه آماده شده برای 4K بود. صدا هم که همون دالبی دیجیتال نسخه اصلی. اما تصویر T3 با رزولوشن 1080P واقعاً بهتر شده! جزئیات سوژه ها خیلی بهتر شده, کنتراست بهتر شده, تصویر شارپ تر و درخشان تر شده, حتی گرین به تصویر وارد شده که نشان از وضوح بالاست و خلاصه این نسخه جدید خیلی بهتر از تمام قبلی هاست. اگر طرفدار ترمیناتور و مخصوصاً سومی هستید این کمبو جدید بهتون توصیه می کنم.

حتما میدونید من از طرفدارهای جدی نسخه های دیجی بوک هستم, میدونم انجمن ما به بزرگی طرفدارهای استیل بوک ها نیست! شایدم بخاطر این که نسخه های زیادی به صورت دیجی بوک نیست! شاید اگر به اندازه دیجی پک یا استیل بوک ها دیجی بوک داشتیم طرفدارهای بیشتری هم داشت.

یه مجموعه دیجی بوک از Jurassic Park ریلیز شده که شامل نسخه سه بعدی قسمت اول و نسخه های عادی دوم و سوم میشه, اما یک نکته جالب داره و اون نسخه های دو و سه بعدی قسمت جدید ژوراسیک پارک "The Lost World" هست! البته بروی دو دیسک مقوای! کار زیبا و حتما جالبی برای مجموعه دارهاست.

این آقای "Andrew Jone" که میشناسید؟ طراح بلندگو هستن. سابقه همکاری با Infinity و KEF هم دارن, پارسال هم یه مجموعه سینمایی PK52 برای پایونیر ساخت! جدیداً دارن برای کمپانی "ELAC" کار می کنن, و یک مجموعه سینمایی برای این شرکت طراحی کردن.

در یکی از پست های گذشته به سوالاتی که در ایمیل ها پرسیده شده بود جواب دادم, کار بسیار خوبی سوالات صدا و تصویر در یک پست ویژه به صورت عمومی مطرح و پاسخ بدم اما چون تعدادشون بعد از یک ماه اینقدر زیاد میشه که دسته بندی و دوباره نویسی این تعداد سوال واقعاً مشکل و در مواردی برای من غیر ممکن هست, در همچین پست های به تعدادی از این سوالات پاسخ میدم.

با این که من گاه نویسی می کنم ماشالله سایت در دو سال گذشته رشد مخاطب چند برابری داشته! بطوری که بعضی و شاید جدیداً اکثر مواقع نگرانم میکنه که من چطور جواب گوی این تعداد کامنت, سوال و درخواست باشم! وقتی تعداد نظرات یک پست به بالای 50 کامنت میرسه و تعداد ایمیل های من در یک روز به بالای 20 سوال افزایش پیدا میکنه! من نگران چگونگی پاسخ و از همه مهم تر آپدیت نگه داشتن سایت میشم! این سایت نیاز به یک تیم فعال نویسنده داره, چیزی که مدت هاست نداره و من تنها موندم با یک سایت خوشبختانه و با افتخار بسیار پر مخاطب ولی با یک نویسنده که خودم باشم! نمیدونم چرا  از اواخر عمر وبلاگ و شروع به کار سایت تعداد نویسندگان فعال کم شد و تعداد مخاطبین سایت افزایش زیادی پیدا کرد!

دوستان در مورد نمایشگاه های اند مونیخ و بهترین ستاپ ها سوال کردن. راستش امسال وقت زیادی برای نمایشگاه صرف نکردم و روز دوم MOC محل برگزاری نمایشگاهی مونیخ به مقصد هامبورگ برای دیدن خانواده و دوستانم ترک کردم. فکر می کنم برای من نمایشگاه های مثل IFA فرصت های مطالعاتی بهتری در زمینه سیستم های سینمایی که علاقه اصلی من هست ایجاد میکنه, جاهای مثل های اند مونیخ دیگه خیلی تکراری و دور از ایده آل های من شده و چندان جذابیتی برام نداره. به هرحال اگر بخوام خوش ترین صدای که در های اند 2015 شنیدم نام ببرم, به ستاپ Wilson Audio مدل فوق العاده "Alexia" که به نظر من ایده ال ترین ساخته ویلسون در صدا, سایز و زیبایی در تمام دوران هست با یکی از بهترین کابل های بلندگوی بسیار مورد علاقم "Nordost" به همراه سورس بی شک و بی شک خارق العاده dCS از آنالوگ ترین سورس های دیجیتال ساخته شده تا به امروز و آمپلی فایر همیشه خوب VTL اشاره کنم. جذاب ترین صدای های اند 2015 همین ستاپ ویلسون بود.

اتفاقاً چند وقت پیش ویلسون با کابل Nordost و باز با آمپلی فایر VTL در تایلند شنیده بودم, کلا هرجا کابل Nordost باشه منم همون جام. بلندگوی ویلسون با کابل Nordost آنچنان صدای با Coherency بالای اجرا میکنه که در زوایا و فواصل مختلف جنس و طول موج دریافتی از بلندگو تغییر نمیکنه! چیزی بلعکس اثر دوبلر در ستاپ این کابل با ویلسون می شنوید, یعنی با دور و نزدیک شدن از منبع صدا میزان فرکانس های بالا و پایین که دریافت می کنید کمتر یا بیشتر نمیشه, ویلسون این شاخص فقط با کابل Nordost اجرا میکنه, در هرجای سالن که بشنید یکپارچگی فوق العاده در نواحی مختلف فرکانسی دریافت می کنید. این کابل شعاع پخش فرکانس های مختلف باز و هم سطح میکنه, این اضافه کنید به صدای سورس dCS و یک آمپلی فایر خوب مثل VTL لذت خواهید برد.

امسال یکی از ساخته های سینمایی NAD شنیدم, از سری "Masters" پروسسور کاملا ماژولار M17 و پاور آمپلی فایر M27 یک ساخته متفاوت حداقل در ظاهر با تکنولوژی کمپانی Audyssey. جالبی NAD دموهای همیشگی این برند با بلندگوهای PSB هست! بلندگوی بسیار خوبی حداقل در صدای سینمایی , اما نمیدونم به چه دلیل همیشه با NAD دمو میکنه یا NAD با این بلندگو دمو میکنه؟!

آزمایشگاه Audyssey معروف ترین استاندارد اصلاح سازی فضای آکوستیکی MultEQ است که اولین بار توسط کمپانی دنن در آمپلی فایرهای سینمایی مورد استفاده قرار گرفت و در حال حاظر در تمام تولیدات مجموعه برندهای D&M مورد استفاده قرار میگیره. Audyssey معروف ترین نام در کالیبراسیون صدای سینمایی هست, اما بهترین نیست یا شاید یکی از بهترین هاست, چرا که در صدای سینمایی YPAO یاماها و MCACC پایونیر هم با رفتار بسیار افکتیو و دقیق هستند.

در مورد صدای محصول جدید NAD نمیتونم نظر خاصی بدم, یکی مثل هرآنچه از این برند در صدای سینمایی شنیدم صدا میده نه به خوبی مدل های برتر دنن و اونکیو و نه شبیه به یاماها (حداقل در تست اول)

جدیدا Classe هم یک ست پری و پاور سینمایی تولید کرده که در بخش پروسسور صفحه نمایش لمسی داره, حالا چقدر این برندها تا به امروز توانستن در بخش تولیدات سینمایی موفق باشن! و چقدر موفق خواهند بود نمیدونم. چند سال پیش پایونیر با تولید نچندان موفق SC-LX90 پرونده این نوع آمپلی فایرهای سینمایی بست.

راستی رفتم غرفه Arcam که طبق معمول همیشگی با KEF دمو داشت دیدم! محصولات جدیدش "به زشتی زیرشلواری یه راهب" بود!

بهترین و جذاب ترین بلندگوی سینمایی که در حداقل در یک سال گذشته شنیدم و از ساخت و صداش لذت بردم سری رفرنس "Klipsch" بود! بسیار زیبا, خوش ساخت و گردن کلف بود. اون هورن های تیتانیومی با درایورهای با دیافراگم آلومینیومی صدای وحشی و سنگینی تولید میکنه! بهترین بلندگوی ارزان قیمت بود.

من بطور عجیبی جذب ویدئو پلیرهای پایونیر میشم! در واقع خوره ویدئو پلیرهای پایونیر هستم. به همین دلیل شاید در یک حرکت غیر قابل پیش بینی یک بلوری پلیر BDP-LX88 خریدم! آیا این مدل میتونه جایگزین OPPO 105D در سیستم سینمایی من بشه؟!

یک نکته ای که در سیستم های سینمایی برام جا افتاده کالیبره کردن مجدد صدای سیستم هر چند وقت یکبار است. دلیلشو نمیدونم اما در آمپلی فایرهای مختلف ار برندهای مختلفی که داشتم, بعد از گذشت یکی دو ماه از ستاپ سیستم احساس می کنم صدا باید دوباره کالیبره بشه تا افکت ها برن سر جاهای خودشون! بدون تغییر در اجزای ستاپ قبلی سیستم نیاز به ستاپ دوباره پیدا میکنه! بعد از ستاپ دوباره دقیقاً شاخص های مثبتی که بعد از مغناطیس زدایی دیسک های صدا و تصویر قابل درک هست در صدای سیستم شنیده میشه. دلیل خاصی نمیتونم براش بیارم! اما جواب میده.

 مطالب مرتبط با کالیبراسیون صدا:

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

بعضی از دوستان ایمیل میزنن و سوال میکنن آیا باید آدم فنی باشیم تا از سیستم های صوتی و تصویری سر در بیاریم! منم همیشه این جواب میدم:
راننده فرمول 1 خودش چرخ ماشينشو عوض نميکنه, اون فنی های هم که چرخ ماشين عوض ميکنن راننده فرمول 1 نيستن.

خوش بگذره

فرار مغزها

در زمینه صدا و تصویر یک نوع بسیار حاد از "فرار مغزها" وجود داره که خوشبختانه این نوع فقط مختص به ایران نمیشه, و میشه در کشورهای اروپایی مثل آلمان که در راس قله صدا قرار گرفته هم به وفور دیدش! یعنی وقتی در جمع یا نمایشگاه های صدا و تصویر با این دسته از افراد صحبت می کنید متوجه فرار مغز درشون میشد! این نوع فرار مغزها در صدا و تصویر و بخصوص صدا به این صورت انجام میشه که "مغز طرف فرار کرده و خودش مونده". در این شرایط فردی که دچار فرار مغزها شده تصمیم میگره وبلاگی, فرومی چیزی در اینترنت ایجاد کنه و تراوشات حفره خالی سرشو که زمانی جای مغزش بوده, در قالب ایده های صدا به مخاطب در معرض فرار مغزها قرار بده! بعنوان مثال ایده بلندگوهای هورن با شیپورهای به اندازه " بیل مکانیکی" که نشان از صدای ناب ارکسترال است. به حدی که وقتی جلوی یکی از این ابر ساخته های دست انسان بشینی یه وهمی تمام وجودتو میگره! چیزی شبیه به کارتون ها که مثلا کمد تبدیل به هیولا میشه, همچین حسی پیدا می کنید! که بسیار تجربه ترسناکی است.

در مواردی هم طرف هنوز در دسته فرار مغزها قرار نگرفته, اما به دلیل این که تا به حال پاشو از مرزهای کشورش بیرون نزاشته, ( چین, دبی, ترکیه, پاتایا,ازبکستان,یکم قدیم ترها ژاپن جزو خارجی که شناخت جامعه غربی به شما بده بحساب نمیان) همیشه خارج براش تصاویر رنگی تلویزیونی و اینترنتی بوده, و آدم خارجی ها براشون به ناشناختگی آدم فضایی ها هستن! هرچی که یکی از مبتلایان به فرار مغزها در خارجه بگه براشون سندیت داره و با دل و جون قبول میکنن و میگن بابا خارجی ها دارن میگن فقط آمپلی فایر لامپی, یکسری هم ترانزیستوری هستن, تعدادی هورنی و تعدادی عشق درایورهای پیستونی اونم از نوع سرامیکی, و بعضی ها فقط اصل ژاپن بودن براشون مهم است. هاها....

این در صورتی که وقتی با خارجی های بی ادب صحبت می کنیم اونای که فقط یکی دوتای کتاب خونده باشن, صحبت از پزشکی, فلسفه, هنر و.... که میشه ایران, یونان, چین حتی مصر صاحب علم تعریف و نقد میدونن, همانطور که ما اون هارو صاحب صنعت میدونیم.

اگر شما تجربه ای در صدا و تصویر ندارید و هرآنچه هست از اینترنت گرفتی یا تخیل کردی که این اگر با اون باشه بهتره! این دلیل نمیشه دیگران در دایره بسته ذهنی خودت قرار بدی و هر فرار مغز کرده ای در خارجه هر چرتی گفت قبول کنی! و دیگران هم در نادانی خودت شریک کنید. خارجی ها سازنده همون کامپوننت های هستن که ما و شما بهشون میگیم آشغال, و همون های هستن که بهترین هارو در صدا و تصویر ساختن, صاحب علم آکوستیک و سالن های اپرا هستن. لامپ و ترازیستور ساختن. سازنده هورن های جادویی در صدای ارکسترال و سالن های سینما هستن و احمق هاشون هورن های در ابعاد خانگی اما به بزرگی بیل مکانیکی میسازن.

جا داره مسئولین به پدیده فرار مغزها در صدا و تصویر رسیدگی کنن.