Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

نظرات شخصی ما

ماهی سیاه کوچولو

صمد بهرنگی ، معروف به بهرنگ، داستان‌نویس، محقق، مترجم، و شاعر چپ ایرانی بود. معروف‌ترین اثر او داستان ماهی سیاه کوچولو است.

در سن ۲۹ سالگی در رود ارس غرق شد و چند روز بعد جسدش را از آب گرفتند. به گفته بزرگترها شایعه مرگ بهرنگی توسط عوامل ساواک قوی تر است. مطالب بیشتر را در ویکی پدیا بخوانید.

قصه ها:

بی‌نام - ۱۳۴۴
اولدوز و کلاغها - پاییز ۱۳۴۵
اولدوز و عروسک سخنگو - پاییز ۱۳۴۶
کچل کفتر باز - آذر ۱۳۴۶
پسرک لبو فروش - آذر ۱۳۴۶
افسانه محبت - زمستان۱۳۴۶
ماهی سیاه کوچولو - مرداد ۱۳۴۷
پیرزن و جوجه طلایی‌اش - ۱۳۴۷
یک هلو هزار هلو - بهار ۱۳۴۸
۲۴ ساعت در خواب و بیداری - بهار ۱۳۴۸
کوراوغلو و کچل حمزه - بهار ۱۳۴۸
تلخون و چند قصه دیگر - ۱۳۴۲
کلاغها، عروسکها و آدمها

منبع: ویکی پدیا

 

 


اولین داستان های که یادم میاد از قصه های صمد بهرنگی است. با این قصه ها بزرگ شدم, فکر کردم و بچگی کردم.

کسی میدونه الدوز همون دختر بچه ای که با نامادری نامهربانش زندگی میکرد الان کجاست؟ الان باید هم سن من باشه, حتما بچه دارد شده و بجه هاش بزرگ شدن و الدوز خاطرات بچگی شو براشون تعریف میکنه؟ البته تو داستان خودش.

اولدوز و کلاغها - اولدوز و عروسک

 من عاشق قصه  "ماهی سیاه کوچولو" بودم. همون ماهی سیاه کوچولوی که یه روز تصمیم میگیره از تو برکه کوچیکشون راه بیفته بره و آخر دنیارو پیدا کنه و میره تا برسه به دریا و میرسه, اما وقتی به دریا میرسه در راه کمک به دوستانش کشته شد. (خیلی شجاع و باهوش بود)

بچه که بودم هنوز مدرسه نمیرفتم, نزدیک شب عید که میشد میرفتم دم مغازه های که ماهی گلی میفروختن, دنبال ماهی سیاه کوچولو می گشتم, همیشه قاطی ماهی گلی ها چند تای ماهی سیاه پیدا میشد من اون هارو میخریدم, به عشق این که وقتی تو عید میریم شمال ولشون کنم تو دریا تا اونا هم مثل ماهی سیاه کوچولو به آرزوشون برسن. یکی بهم گفته بود اگر اینهارو بزاری تو آفتاب قرمز میشن! منم تنگ بزرگی داشتم هر روز آب تمیز میکردم و میبردم میزاشتم تو حیاط تا ماهی سیاهه قرمز بشه! ولی فقط یک بار یکی شون یکم قرمز شد!

یک سال قرارشد عید بریم شمال, هر سال یه اتفاقی می افتاد و من نمی تونستم ماهی سیاه کوچولو خودمو ببرم بندازیم تو دریا! حالا یا برنامه سفر بزرگترها عوض میشد! یا ماهی میمرد. یک سال قرار شد بریم شمال شهر شهسوار خیلی ساحل صدفی قشنگی داره, پر گوش ماهی, همون گوش ماهی بزرگا که میزاری کنار گوشت صدای دریا میدن؟ من ماهی سیاه کوچولو مو انداختم تو یه دبه آب گذاشتم صندلی عقب ماشین کنار دستم, با چند بار عوض کردن آب دبه ماهی سیاه کوچولو سالم رسید کنار دریا, خوب دیگه چی بگم مگه میشه لحظه ای که ماهی سیاه کوچولو مو گذاشتم تو آب دریا و اون شنا کرد تا موج بعدی که با خودش بردش رو فراموش کنم.

آره صمد بهرنگی من ماهی سیاه کوچولوی تورو واقعا بردم انداختم تو دریا ولی نمی دونم ماهی من هم مثل ماهی تو اونقدر شجاع و باهوش بود.

قصه ماهی سیاه کوچولو از بچگی به من یاد داد همیشه بهتری هم هست. به من یاد داد برم و تجربه کنم و در راه از دیگران هم یاد بگیرم, یادم داد در راه یادگیری گول دشمنان به ظاهر دوست نخورم. به من یاد داد یاد بگیرم و یاد بدم.

مرگ خیلی آسان می‌تواند به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شوم که می‌شوم، مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد. ماهی سیاه کوچولو

ساعاتی با دوستان

امروز با دوستان صحبت سر ویدئو پلیری بود که هیچ تنظیماتی برای تصویر نداشته باشه! یعنی پلیر هر آنچه از دیسک دریافت میکنه را بدون هیچ تغییری تحویل پورت خروجی بده. اینجوری خیلی بهتره میشه نمایشگر کالیبره کرد؟ من گاهی مشکلاتی در تصویر میبینم که از هماهنگ نبودن پلیر با نمایشگر! من نظرم روی پلیری که هیچ مدار آنالوگ و هیچ گونه تنظیمات تصویر نداشته باشه, همچین ویدئو پلیری میشه یک سورس واقعی.

صحبتی هم بود که شاید چیپ های ARM در بلو-ری پلیرهای قابل حمل هم ببینیم؟


یه تست کوچیک هم از فیلم "The Ten Commandments" گرفتیم. نسخه Limited Edition عجب Restoration کردن این فیلم ! ( من نمی دونم اگر این فیلم در مورد حضرت موسی و قوم بنی اسرائیل نبود باز هم هالیوود دوباره این فیلم تا این حد زنده میکرد؟) فقط یک نکته!

 از هر نظر که فکر کنید نسخه Limited Edition این فیلم در Artwork حرف نداره جزء اون دو تا تبلت سنگی البته اینجا پلاستیکی! که واقعا افتضاح کار کردن! بدجور میخوره تو ذوق آدم, Disc holder که خیلی بده! این تبلت های که ده فرمان روش نوشته شده را میشد از جنس بهتر و خیلی قشنگ تر درست کرد!


هیچ می دونستید دیسک های صدا و تصویری که دارید بعد از یک مدت نسبتا طولانی پخش شدن کاهش کیفیت پیدا می کنند؟ درست مثل هر وسیله الکتریکی که امواج مغناطیس جذب میکنه و این می تونه در کارکرد درست و دقیق اون دستگاه تاثیر منفی داشته باشد. دیسک های صدا و تصویر هم بعد از مدتی پخش شدن مغناطیس جذب می کنند که در کیفیت اطلاعات روی دیسک تاثیر منفی دارد.

 دستگاه Disc Demagnetizer کارش این که دیسک مغناطیس زدایی میکنه. تاثیر این کار روی دیسک های تصویری تو سیستم های درست حسابی کاملا محسوس, من چندین بار این آزمایش کردم. کافی یه نسخه دو سال کارکرده از فیلم یا موزیک داشته باشید و اون با یه نسخه نو مقایسه کنید, تفاوت در دقت تصویر و کانالیزه بودن صدا مخصوصا صدا رو خوب متوجه میشد. دیسک کارکرده بعد از مغناطیس زدایی دقت تصویر بهتری داره. گرین ها کاملا از بافت تصویر جدا میشه دیگه اون حالت بد لایه لایه بودن گرین کمتر می بینید. تیزی تصویر بیشتر میشه. صدا شفاف تر و خیلی راحت تر تو کانال ها حرکت میکنه, صدا باز میشه. 

برای همین خیلی از خوره های فیلم و موزیک از هر دیسک دو یا چند تا میخرن! چرا که امکان داره اون نسخه فیلم یا موسیقی دیگه تولید نشه. اتفاقا داشتیم در مورد همین موضوع صحبت میکردیم, یکی از دوستان گفتن فیلم بازها و مجموعه دارها از هر ریژن و تولیدات کشورهای مختلف یکی میخرن! برای این که همه تولیدات با پکیج های مختلف داشته باشن.

 این حرف درسته به ایشون هم توضیح دادم برای پکیج های مختلف میخرن. گاهی برای بانس ها مختلفی که تو نسخه های مختلف هست میخرن, مثلا یه مصاحبه یا قسمتی از پشت صحنه فیلم که در نسخه آمریکایی نیست و تو نسخه اروپا یا آسیا هست یا بلعکس, یا به شکل دیگه ای هست! و برای این چند نسخه میخرن. ولی منظور من خرید دو نسخه فیلم یا موزیک از یک تولید برای داشتن همیشه یک نسخه نو از اثر هنری مورد علاقه است.

 چی شد! از مغناطیس زدایی رفتم تو نسخه های فیلم و موزیک:)

یک توصیه های فای

من اهل موزيك كلاسيك و LP شنيدن نيستم اما آنچنان هم با اين ركورد های ديجيتال حال نميكنم! هنوز صدای آنالوگ در موزيك به ديجيتال ترجيح ميدم. ببينيد ميكرفون كه آنالوگ, بلندگو هم كه آنالوگ فقط اين وسط ديجيتال مياد كار خراب ميكنه! بهترين ركوردهای موسيقی در استوديوهای تمام آنالوگ انجام ميشه. در اين چند سال كه استوديوها ديجيتال شدن بعضی كمپاني های پخش ركوردهای ديجيتال ميارن روی سورس آنالوگ كه باز چيز جالبی نميشه! خيلی از اين LP های جديد سورس ديجيتال دارن.

اين ويدئوی كوتاه از آقای :تورج مقدم: طراح برند Roksan كه در انگليس فعاليت ميكنه و نظرشو در مورد صداي آنالوگ ميگن ببينيد.

تهران هم یه فروشنده HIFI داريم كه از دور شبيه اين آقای مقدم هستند! اتفاقا برند Roksan هم ميفروشن!

چقدر خوب بود مردم به جای خرید این سیستم های صوتی Hi-End کلاس میکرو های فای گوش کردن داشتن! این جدی بهتون میگم که صدای خیلی از این میکرو های فای ها از بعضی سیستم های چند ده میلیونی های اند بهتره.

 شاید اگر بار اول و دوم باشه که جلوی یه سیستم صوتی۵۰,۶۰ میلیونی نشستید و موزیک گوش کردین صدا شمارو Involve کرده! اما بعد از یک مدت این صدا آنچنان براتون عادی میشه که دیگه ازش لذت نمیبرید! در بازار های اند دقت کنید خیلی از سیستم های آنچنانی کاملا نو دست به دست میچرخه و دوامی پیش صاحب جدیدش نداره! دلیلش همین درگیر شدن اولیه و دادن دها میلیون پول برای خرید سیستم و بعد فروخته شدن! این وسط کی سود کرده؟ اون وارد کننده ای که یک بار با فروش یک سیستم سود کرده, حالا همون سیستم با قیمت پائین تر از شما میخره, یه سیستم یا کامپوننت دیگه به شما میفروشه و باز سود میکنه, سیستم قدیمی شمارو باز به نفر بعدی میفروشه و باز سود میکنه! و شما همچنان از صدا لذت نمیبرید!

 اصلا نمیخوام بگم سیستم صوتی های اند خوب نیست یا صدای یه میکرو های فای در تمام شاخص ها و نواحی فرکانسی از سیستم های اند بهتره! گفتم در مواردی اینقدر قیمت این کامپوننت ها الکی گرون که اصلا انتظار شخص موسیقی دوست یکم آگاه جلب نمیکنه که هیچ خریدش هم کار احمقانه ای هست! خیلی از این سیستم های مثلا های اند توسط مجلات و سایت ها به این رنج قیمت رسیدن! سودهای پشت این تولیدات که فکرشو هم نمی کنید.

 من نمیگم با ۵ میلیون میشه به موزیک رسید! همیشه به دوستان میگم تا یه قیمتی از نویز خارج میشید و به صدا میرسید. از نویز به صدا رسیدن با یکم تحقیق و تجربه کار خیلی سخت و گرونی نیست اما از صدا به موزیک رسیدن خیلی سخت و گرون البته نه این سیستم های ۱۰۰ میلیونی که افراد میخرن فقط برای عکس گرفتن و گذاشتن در سایت و فروم ها! نه فقط در ایران در همه دنیا انجام میشه! هر سیستم های اند و معروف موزیکال نیست, پاسخ خطی درستی داره اما موزیکال نیست! اکثر این کامپوننت ها پاسخ خوبی روی اسکوپ دارن اما ربطی به موزیک ندارن.

 صدای ساز وقتی زیبا و ژوست که نوازنده خوب داره, سیستم صوتی خوب وقتی صدای موزیکال داره كه طراح خوب داره. برای لذت بردن از موزیک باید اول تجربه شنیداری داشته باشید قبلا هم گفتم اجرای زنده شنیده باشید و گوش شما با صدای ساز آشنا باشه, اشتباه نشه لازم نیست نوازنده ساز باشید تا بتونید کامپوننت انتخاب کنید! تاکید میکنم اگر دنبال سیستم موزیکال هستید و اگر تجربه شما در حد خواندن مجلات و سایت ها هست قبل از هر انتخابی مدتی را فقط اختصاص بدین به اجراهای زنده موسیقی, رکورد نه اجرای زنده بعد تجربیات اینترنتی, آنچه صدای سیستم شنیدین و تجربه موزیک زنده را کنار هم قرار بدین و برید دنبال انتخاب کامپوننت. اگر این مشخصاتی که گفتم ندارید به حرف من گوش کنید یه میکرو های فای بخرید تو اتاق خواب یه جای مناسب نسب کنید, در یک نور ملایم روی تخت دراز بکشید و موزیک گوش کنید ببینید موزیک چطور در فضای اتاق جریان پیدا میکنه.

سليقه ديداري و شنيداري

نكته اي كه بارها به شكل هاي مختلف بحش اشاره كردم مساله سليقه ديداري و شنيداري هست. گاهي ميبينم و مي شنوم كه گفته ميشه صدا و تصوير سليقه اي هست! درسته سليقه بيننده و شنونده در موارد مختلف ميتونه متفاوت باشه اما سليقه اي كه در مسير درست شكل گرفته باشه. نه از بين بد و بدتر مجلات و دوست آشنا انتخاب كنيم.

 هر سليقه اي درست نيست. تجربه صدا و تصوير چيزي نيست كه صرفا با تحليل خواندن و يا از من و امسال من سوال كردن به دست بياد. تحليل خواندن كمك ميكنه فضاي ذهني شما عوض بشه, شمارو وارد يه دنياي جديد ميكنه اما دنياي نويسنده اون مطلب كه هميشه درست نيست. اين دنيا در ابتدا قشنگ و شمارو شيفته ميكنه, اما كم كم شروع ميكنيد ازش ناخواسته پيروي كردن! سعي كنيد فقط ازش ياد بگيريد نه اينكه سليقه خودتون به سمت اون نزديك كنيد اين خيلي اشتباه, اگر در اين مسير قرار بگيريد دچار يك سردرگمي بزرگ ميشيد و هر بار با اشتباهات اون شخص شما هم اشتباه مي كنيد! و محدود به درست و اشتباه يك نفر ميشيد. درك صدا و تصوير بايد در دراز مدت با آزمون و خطا همراه با تجربيات افراد صاحب نظر در شما بوجود بياد.

 با ذهنيت مينيماليستي نميشه به درك درستي از صدا و تصوير رسيد. هر جا بگيد خوب اين ديگه برام خوبه و راضيم همونجا ايست شدين. و با گذشت زمان هي به عقب بر ميگردين. با اين ذهنيت كه حد متوسطي براي صدا و تصوير وجود داره به هيچ جا نمي رسيد. نميگم بريد گرون ترين سيستم از اول بخريد. تاكيد من روي باز گذاشتن ذهن. خودتون محدود نكنيد. Free Your Mind

 تجربه را بايد از صفر شروع كرد. يعني اگر الان يه سيستم ساده دارين سعي كنيد روش شنيداريتون عوض كنيد, با يك قطعه موسيقي متفاوت از گذشته شروع كنيد. در مورد سازها مطالعه كنيد و نوع صداشون, صداي ساز گوش كنيد, يه قطعه تك نوازي تو همون سيستم ساده گوش كنيد و ببينيد چه تفاوت هاي با اجراي زنده ساز درك مي كنيد؟ يا اگر يه فيلم روي دي وي دي كپي داريد اين بار سعي كنيد جور ديگه نگاهش كنيد, ببينيد از اينجا چي ياد گرفتين؟ آيا مي تونيد نكات مثبت و منفي صدا و تصوير تشخيص بدين؟از همينجا شروع ميشه...

كمپاني هاي شجاع

یه جای دیگه هم گفتم در تولیدات یک سال هالیوود شاید چند فیلم بشه پیدا کرد که ارزش های صدا و تصویر منحصر به فردی داشته باشند! فیلم های که شاید براي عام انچنان جذاب نباشه اما برای کسانی که به سیستم های سینمایی علاقه مند هستند بسیار با ارزش است. مثل Terminator Salvation  همون T4 خودمون. کاری ندارم.

امسال کمپانی دنون در نمایش های صدمین سالگرد تاسیس از قسمت اول :Transformers: براي دموي بلوري پليرهاش استفاده كرده! نمايشگرها هم از سري چهار رنگ جديد شارپ بوده, خيلي برام جالبه وقتي اين انتخاب ها را مي بينيم و به خودم اميدوار ميشم كه در مواردي اشتباه نكردم, وقتي روي تصاويري خاص تاكيد دارم.

چرا دنون IRON MAN 2 انتخاب نكرده؟ پارامونت از خداشه اين فيلم قبل از پخش جهاني بده به كمپاني هاي بزرگ تا دمو كنند, حتما تاثير زيادي در فروش نسخه هاي خانگي اون فيلم داره؟ وقتي شما ببيني فلان كمپاني بزرگ آمده از يه فيلم جديد براي دمو استفاده كرده اگر از فيلم هم خوشتون نياد تحريك ميشيد نسخه خانگي فيلمو بخريد ببينيد روي سيستم شما چطوره؟ اما دنون مياد از ترانسفورمرز استفاده ميكنه! اينجاست كه كمپاني نشون ميده فقط براي فروش بيشتر نمايشگاه برگزار نمي كنه و حدف هاي ارزشمند تري داره؟ احترام به مشتري با تجربه, و اثبات قدرت طراحي و نمايش تصوير در پليرهاي High-End

 اولين چيزي كه با ديدن دموي ترانسفورمرز به ذهن شخص علاقه مند به صدا و تصوير مياد WOW دنون امسال چه كرده! قراره چه تصويري روي اين فيلم ببينيم؟ فيلمي كه روي پليرهاي بد اصلا تصوير خوبي نداره! و بلعكس همين فيلم روي سيستم هاي درست و حسابي تصاوير بسيار زيبا, كم گرين و درخشاني به نمايش ميزاره. كمپاني هاي مثل دنون اين بار افراد حرفه اي رو هدف گرفتند, ديگه نميشه با گل و بلبل نشون دادن مشتري حرفه اي جلب كرد! حتي با قسمت دوم  ترانسفورمرز هم نميشه كاري از پيش برد؟ قسمت دوم به اندازه كافي جزئيات بالا و رنگ هاي درخشان داره و اگر كمپاني بياد از اين فيلم استفاده كنه! كسي كه صدا و تصوير حاليش ميشه سريع ميگه نگاه كن چي گذاشته براي دمو! نمايش قسمت اول Transformers يكي مثل منو Involve ميكنه تا بيام ازش بنويسم.

آفرين دنون دوست داشتني.

Hi

 Denon, one of the world’s leading manufacturers of high-quality home entertainment products, is officially kicking off its 100th Anniversary celebration today with global celebrations at its facilities round the world, commemorating its unique “Legacy of Firsts.” In1910, Frederick Whitney Horn establishes " Nippon Chikuonki Shokai" to commence the sales of single-side disc recorder and gramophone players. This was the first to start " Legacy of the First ".Since then, as the leading brand in Audio and Visual, Denon has developed the groundbreaking " Denon first ; the 1939 introduction of the first professional use disc recorder, the first PCM recorder (the basis of today’s CD format) in 1970 and the first consumer-use CD player in 1982, as well as the first dual CD player for DJs with seamless looping and onboard sampler in 1993 and the first Universal DVD/CD player in 2009. We have a commitment to absolute faithfulness and to delivering the reproduction of the artist’s vision with purity and detail, and we look forward to continuing with this commitment for at least another 100 years!

Best

The Denon Team
October 1, 2010

فرهنگ و تلویزیون

 زمان روشن بودن تلويزيون در ايران بطور وحشتناكي بالاست! اشتباه نشه, منظورم زماني كه برنامه اي را تماشا ميكنيد نيست, تو ايران انگار تلويزيون با خودش زندگي مياره! و اگر خاموش باشه سكوت و كثالت فضاي خانه را ميگيره! تلويزيون تمام وقت مردم براي موزيك خوب گوش كردن, مطالعه, و حتي تفريح خارج از خانه گرفته! موزيك پخش ميشه اما تلويزيون روشنه! پدر و مادر بچه را پارك نميبرند چون سريال شروع ميشه!  از اين اتاق در ميايم يه نگاه به تلويزيون اگر برنامه مورد علاقه اي نداشت ميريم دنبال كارمون و باز تلويزيون روشنه! با همه گير شدن شبكه هاي ماهواره ای در كشور وضع خیلی بدتر شد! زمان مطالعه مردم تا صفر كاهش پيدا كرده! مردم فركانس شبكه هاي ماهواره اي و زمان پخش فلان سريال آمريكايي را از حفظ هستند! بدونه اينكه حتي بدانند اسم كارگردان اين سريال چيه يا داره چي ميگيه, فقط چون مد شده بايد ديد! اين خيلي بده.

ايران خونه هركي ميري زود برات تلويزيون روشن ميكنه! انگار به طرف توهين ميشه اگر بره منزل كسي و براش موزيك خوب بزارن و در آرامش نوشيدني سرو بشه (البته از نوع مجاز) در فرهنگ اروپا كسي خونت بياد و تلويزيون روشن كني يه توهين بزرگه, دقيقا برداشت ميشه به من توجه نميكنه يا ميخواد سر من گرم كنه خودش به كاراش برسه, اما اينجا حتما بايد تا دور هم جم ميشيم تلويزيون هم روشن بشه و چرت پرت هاي ماهواره, اين وسط هزار جور حرف صحبت بي ارزش رد و بدل ميشه تا آخر فيلم يا هرچي! آخر شب هم خداحافظ تا فردا كله صبح كه دوباره تلويزيون روشن بشه.

 میزان وقتی که مردم پای تلویزیون تلف میکنند به شرايط فرهنگي, سواد و شدت گسترش رسانه ها در جوامع مختلف در ارتباط مستقيم است, در كشورهاي جهان سوم و رو به توسعه مثل ايران متاسفانه گرايش به رسانه ديداري به شدت در حال گسترش است, دلايل اين گرايش مردم به تلويزيون و ماهواره برميگرده به فشارهاي اقتصادي كه اجازه نميده خانواده وقت خود را در سينما و مراكز تفريحي سپري كند, ساعات كار زياد و خستگي بيش از حد در برگشت به خانه, نداشتن تعطيلات آخر هفته حساب شده و... نتيجه ميشه تلويزيون و ماهواره كه ارزانترين سرگرمي بحساب مي آيد. با ارزان شدن گيرنده هاي ماهواره اي و در دسترس بودن آن براي حتي مردم روستاها اين ميزان وابستگي شديد به تلويزيون افزايش عجيبي داشته و واقعا نگران كننده است براي جامعه اي كه هيچ گونه اموزشي در مورد مسائل مختلف كه از اين كانال ها براي بيننده پخش ميشود ندارد.

 در جاي مي خواندم با رواج ماهواره ميزان طلاق بين زوج هاي جوان كه اشاره مستقيم داشته اند كه باعث جدايي ما برنامه هاي ماهواره بوده بسيار زياد شده! در جامعه بسته ما ديدن زن و مردها نيمه برهنه در برنامه هاي كه در كشور سازنده اندك بيننده اي دارد مخصوصا اگر زن و مرد از خانواده هاي پائين شهر و تا حدودي مذهبي باشند ايجاد سردي بين زن و مرد ميكنه, پسري كه بدون هيچ تجربه اي از جامعه باز خارج از دايره بسته خانواده ازدواج كرده و حالا زن هائي را ميبينه با ظاهرهاي به شدت متفاوت و مقابسه اون زن ها با همسر خود, همينطور در مورد خانوم ها, زن و مرد از خود مي پرسند چرا همسر من اين طور نيست! و يواش يواش سردي و ايراد گرفتن از هم شروع ميشه,  زن و مرد فكر ميكنند طرفشون حتما بايد شبيه به فلان آدم تو ماهواره باشه!  فكر ميكنم يك سال پيش بود در روزنامه ها خوانديم كه در يكي از روستاهاي كشور پسر جواني از يك خانواده كشاورز براي عدم موفقيت در ديدن هنرپيشه زن يك سريال مزخرف كره اي (كه من شخصا شرم داشتم از ديدن حتي يك قسمت آن) دست به خودكشي زده بود! ببينيد فقر فرهنگي و وابستگي به جعبه جادوي قديمي ها تا چه حد در ايران گسترش پيدا كرده! كه حتي شبكه هاي داخلي هم تا اين حد روي مردم تاثير گذار هستند! جاي پسري براي سريال كره اي خودكشي ميكنه و در يك فرهنگ ديگه زن و مردي براي برنامه هاي ماهواره از هم جدا ميشن! اين متاسفانه واقعيت جامعه ما است. فكر نميكنم آنچنان از بحث روشن بودن زياد تلويزيون در ايران خارج بود؟ اگر فرهنگ استفاده درست از اين فناوري را داشتيم تا اين حد نزول نميكرديم.

 من اينجا زياد روي افراد مختلف تحقيق كردم اكثر كساني كه اهل تلويزيون ديدن افراطي يا دچار ماهواره زدگي هستند اطلاعاتی در حد صفر از صدا و تصوير دارند! شايد تعجب كنيد! ولي من اينو در اكثر قريب به اتفاق افرادي كه عشق ماهواره هستند ديدم, هيچ تجربه و اطلاعي از موزيك HIFI و تصاوير HD ندارند! بهشون بگو اين فيلم 100 هزار تومان قيمت داره, طرف سياه و كبود ميشه که آقا من ماهواره خریدم ۸۰ هزار تومان از صبح تا شب فیلم آمریکایی پخش میکنه!

 اما بلعکس در تمام افرادی که اهل موزیک HIFI و فیلم دیدن با کلاس هستند اصلا گرایشی به نشستن پاي ماهواره نيست. سریال دیده میشه, از برنامه هاي ماهواره استفاده ميشه اما انتخاب شده نه هر آنچه برای شما آماده کردند شما هم دریافت کنید.

يه چيزي كه اينجا زياد ميشنوم اينه كه عمر ال سي دي خيلي بيشتر از لامپ تصوير است! نميدونم اگر دو ساعت در روز روشن باشه ۱۰ سال براتون كار ميكنه و از اين حرف ها! بله روي كاغذ اگر بشينيم فناوري ها را برسي كنيم اصولا بايد ال سي دي و پلاسما عمر طولاني تري داشته باشه, اما در عمل چيز ديگري ميبينيم! به پنل هاي دو يا سه سال كاركرده در بين دوست و آشنا توجه كنيد, اكثرا افت كيفيت و روشنايي محسوسي دارند! يكي از دلايل همين زمان روشن بودن بيش از حد اين تلويزيون هاي بيچاره هست.

 لازم بگم به من هيچ ربطي نداره كي چي ميبينه و يا چقدر تلويزيونش روشنه, اين فقط يه نظر شخصي بود.

D-BOX

سینما سال هاست از دوره طلایی خودش فاصله گرفته . گسترش بخش سرگرمی های خانگی و سهل الوصول شدن دسترسی به فیلم ها و بازی ها تو هر زمان و مکانی با هزینه های ناچیز باعث میشه که سینماها کم کم از دایره استقبال مردم خارج بشن . اما خب اهالی اون ور آب همیشه چیزی در آستین دارن . هرزچند گاهی ترفندی می چینن برای کشوندن مردم به سینما . ابداع فن آوری هایی مثل صدای فراگیر ، سینمای سه بعدی ، نمایش های آیمکس و تماشای فیلم با جلوه های فیزیکی همه و همه از این دست ابتکارات بودن . هر چند همشون با فاصله کمی وارد بخش خانگی هم شدند .

 

اطلاعات نشون میده برای اولین بار در سالن های سینما در سال ۲۰۰۹ فیلمی با کد گذاری D-BOX به نمایش در اومده و خوب از اونجایی که تو نسخه Blu-ray فیلم Live Free or Die Hard که سال ۲۰۰۷ منتشر شده قابلیت D-BOX گنجانده شده بوده میشه گفت قضیه در مورد این فناوری شاید بر عکس بوده . به هر حال فرقی نداره . چیزی که مهمه اینه که در بیشتر این نو آوری ها نحوه تماشا کردن شما تغییر می کرد و در واقع چشم شما تغییر رو احساس می کرد اما این دفعه قرار بود خودتون ( منظورم دقیقا همه خودتون هست ) این سبک جدید فیلم دیدن رو تجربه کنید .

D-BOX چی هست و چه کار میکنه ؟ فرض کنید نقش اول فیلم سوار یه تریلر بزرگ شده و با سرعت داره حرکت میکنه که یهو بر اثر یه انفجار کنترلش رو از دست میده و محکم میخوره به یه ستون بتونی . تکنولوژی D-BOX شما رو رو صندلیتون همراه نقش اول فیلم در لحظه برخورد به جلو هل میده . یا مثلا فرض کنید شما روی صندلی مخصوص نشستید و وقتی هواپیمای داخل فیلم از یه جبهه هوایی عبور میکنه ، شما هم همراه مسافرای هواپیما شروع به تکون خوردن می کنید .

تصور اتفاق افتادن چنین حرکاتی روی صندلی که روش نشستید تو فیلم های اکشن پر جنب و جوش با فیلم های ترسناک که پر از صحنه های Boo هست می تونه خارق العاده از آب در بیاد . خیلی از این حرکت ها تابع حرکت دوربین هستند . تیر خوردن کتف راست بازیگر فیلم ، شما رو از سمت راستتون به عقب میکشه یا همراه حرکت دوربین که در واقع دید بازیگر فیلم هست که در حال دویدنه ، شما هم احساس دویدن رو در حالی که روی صندلی راحتتون نشستید حس می کنید . 

چون این تکنولوژی فضای آزاد فیزیکی نیاز داره و ممکنه مسائل تعمیر و نگهداری هم به دنبال داشته بشه مثل Imax یا حتی 3D جا نیوفتاده و آشنایی گسترده ای در حد اونها ازش وجود نداره .

اتفاقی که در این این تکنولوژی میوفته در واقع اینه :

قبل از هر چیز نیاز دارید به فیلمی که کد های D-BOX رو داشته باشه که بین فیلم های کمپانی فاکس بوفور پیدا میشه بعد قضیه به دو حالت اتفاق میوفته :

۱ - Standalone Controllers

2 - PC-Based Controllers

از طریق هر کدوم از این نوع کنترلر ها سیگنال های لازم که در دیسک فیلم موجوده ( یا برای فیلم دانلود شده و در حافظه کنترلر قرار گرفته ) تبدیل به فرمان هایی میشه که توسط پلت فرم تعبیه شده در صندلی راحتی شما و یا صندلی مخصوص این کار ( که اونم همراه یه پلت فرم تو کار ارائه شده ) اجرا میشه و نتیجه میشه حرکت های صندلی در جهت های مختلف که البته سینک شده با حرکت های دوربین یا شخصیت ها در فیلم هستش . این دو نوع کنترل هم در واقع فرقی با هم ندارن و همونجور که از اسمشون پیداست اولی یک دستگاه مستقل هست در حالی که دومی در کنار کامپیوتر کار خواهد کرد .

حسنش اینه که نیاز به پلیر مخصوص نیست و در واقع تغییرات مورد نیاز در جعبه جداگانه ( همون کنترلر ) تعبیه شده ولی از طرفی به نظر میاد به غیر از سایت رسمی D-BOX نمیشه جای دیگه محدوده کاملی از محصولات رو برای خرید انتخاب کرد ( البته این قضایاش اصلا به ماها ربطی پیدا نمی کنه ) . تا اونجا که متوجه شدم انواع مختلفی داره که توی تغییر جهت ها و بازه حرکت متفاوتند . یادمه تو یکی از سینماها مدل هایی وجود داشت که حتی حرکت شتاب دار داشت ( من نمی دونم تو اون تغییر دامنه کم چقدر میشه شتاب رو احساس کرد ولی به هر حال ظرافت رو میرسونه . شاید مثلا تماشای یه سکانس زلزله با این تشکیلات حرکت شتاب دار باعث شه تا سر حد قبض روح پیش برین ) .

ویدئو ها و ریویو های زیادی میشه از D-BOX و فیلم هایی که با این تکنولوژی دیده شدن تو نت پیدا کرد . بهترین منبع هم همون سایت رسمی D-BOX هستش که از فیلم های زیادی ریویو گذاشته که بخشی از اون ها مربوط به همین تکنولوژی میشه .

من که تا حالا همچین چیزی رو تجربه نکردم . بعیدم میدونم به عمرم قد بده چون اصولا چیزهایی مثل این تجملات زندگی به حساب میاد و بهتره بزاریم اهل کفرستان ازش بهره ببرن و در کفر خودشون بیشتر غرق ( قرغ ؟ قرق ؟ ) بشن . 

به هر حال سینماداران کلان با استفاده از نبوغ دیگران هر روز یه ترفندی برای شلوغ کردن صف سینماها به کار می برند . در حال حاضر نسلی از سینماها در حال تولد هست که شما فیلم رو در اون تجربه می کنید نه تماشا . تو صحنه های گرم فیلم عرق می کنید و تو سرمای فیلم سردتون میشه . جریان باد رو تو صحنه های طوفان رو پوست صورتتون حس می کنید و یا حتی ممکنه تو صحنه بارش بارون خیس هم بشین . یا بعد از تماشای فیلم می تونید در مورد عطری که بازیگر محبوبتون استفاده کرده بود صحبت کنید . فیلم هایی مثل سفر به مرکز زمین و آواتار فیلم هایی بودن که به این سبک در سینماهای خیلی محدودی به نمایش در اومدن . این نوع سینما که تکنولوژی D-BOX یا به شکل کلی حرکت صندلی بیننده قسمتی از اونه بیشتر به سینمای 4D مشهوره . گمونم ما یکی از این سینماها تو تهران داریم اما چی توش نمایش میدم ، نمیدونم ....

D-BOX که تو بعضی بازی های محدود هم استفاده میشه . یه همچین چیزی تو دنیای تعاملی بازی های ویدئویی میتونه فراتر از سینما عمل کنه و کشش بیشتری هم داشته باشه . تصور یه بازی ریسینگ روی همچین سیستمی می تونه یکی ناب ترین تجربه های هر کسی باشه .

Bliss - Quiet Letters

امروز خدمت دوست عزیزی بودم که از نظر من یکی از Audiophile واقعی هستند, يك علاقمند واقعی به صدای خوب نه سيستم گران, ايشون بلعكس خيلی از به ظاهر موزيك دوستان ايرانی دنبال اين نيستند كه كي چی داره بره يه مدل بالاترش را بخره! خيلی ميبينم افراد همچين كه قيمت سيستم صوتی كه دارن از 5 ميليون ميره بالا اسم خودشون را ميزارن Audiophile و با چند كلمه انگليسی كه از ادبيات HIFI ياد ميگيرن شروع مي كنند به نظر دادن در مورد هر صدای كه می شنوند! اين دوست محترم با اينكه تجربه سالها سركله زدن با انواع سيستم هاي صوتی و تصويری را دارند و خيلی بهتر از افرادي كه فكر مي كنند چيزی از صدا ميدانند با ادبيات HIFI آشنا هستند, اما اصلا سعی نمی كنند با بكار بردن كلمات قلمبه سلمبه صدای خوب يا بدی كه پخش ميشود را توجيه كنند, بلعكس نظر شنوده را سوال مي كنند و جويای دليل خوب يا بد بودن صدا ميشه, اين خيلی كمك ميكنه يك علاقمند واقعی پيشرفت كنه, نه اينكه با سماجت سعی كنه نظرات خود را به ديگران هم اثبات كنه؟ حالا چرا من گفتم ايشان يك علاقمند واقعی هستند؟ يكی از دلايل عشقی هست كه به صدا دارند, وقتی از صداي سيستمی كه Setup كردن تعريف ميكنی چشماش از خوشحالی برق ميزنه, واقعا اين همه تجربه و علاقه جاي تقدير دارد. 

اين دوست عزيز امروز سي دي Bliss - Quiet Letters نسخه U.S. Edition را به من هديه دادند, کاری که مدتها بود دنبالش بودم, و امروز هديه گرفتم  آلبوم شامل 12 تراك به شرح زير است:

1. Sleep Will Come
2. Breathe
3. Right Here
4. Dunia
5. Song for Olabi
6. Wish U Were There
7. Kissing
8. Manvantara
9. Evening Sun
10. Wish You Were Here
11. Don't Look Back
12. Quiet Letter

از ويژگی هاي اين آلبوم كاليبراسيون عالی افكت های صوتی كه يك فضاي سه بعدي فوق العاده اي را ايجاد ميكند, تركيبی از سازهای زهی, بادي و سينتی سايزر همراه با مهندسی صدای دقيقی كه روی اين آلبوم صورت گرفته فضاي موسيقايی زيبای را خلق ميكند. سبك كار در اين آلبوم خيلی شبيه به سي دي هاي Audiophile هست! در كارهاي Audiophile خيلي گسترش فركانسی نداريم و بيشتر صداها در فركانس هاي بين 100hz تا 10Khz شنيده ميشه, با vocal به شدت بالا!

اما اين آلبوم يك فول رنج كامله, گسترش صدای باس در كنار vocal و ميدرنج كاملا كاليبره شده گوش را نوازش ميده, در تراك هاي كه صدای فلوت شنيده ميشه انچنان صدا عمق و SoundStage دقيق داره و آدم ميبره تو فضاي خودش كه فقط بايد شنيد تا درك كرد من چی ميگم! در اكثر تراك هاي اين آلبوم شروع و پايان هر اكتاو  قابل تشخيص است! و دليل در ركورد دقيق فركانسی اين آلبوم است, به نظرم اين آلبوم رويی بلندگوهاي با كراس اور Active بهتر پتانسيل خودشو نشان ميده تا يك Passive عادی؟ بلندگوهای با كراس آور Active در ولوم های بالا و موسيقی هاي فول رنج دیستورشن پائين تری دارند و پاسخ فركانسي خطي بهتر بعضی از تراك هاي اين آلبوم خيلی روي ولوم بالا فضاي جالبی ايجاد ميكنه! براي همين ميگم اگر بلندگو كراس آور Active داشته باشه بهتره, کراس اور Active قبل از آمپلی فایر قرار میگیره, بين سورس و آمپلي فاير با ولتاژ و آمپر پائین در حد میلی آمپر و ولتاژ در حد 1الی 2 ولت کار میکنه, ولی کراس اور Passive بعد از آمپلي فاير و داخل بلندگو قرار میگیره. یعنی زمانی که فرکانس ها تقويت شدن و ولتاژ و آمپر خیلی بالاست, و اگر كراس آور طراحی خوبي نداشته باشه باعث ديستورشن بالا در صدا ميشود.

در آخر باز هم از اين دوست عزيز تشكر ميكنم. مرسی...

Full HD تا واقعيت

Bigger and Better Picture
As we marvel at the stunning high resolution video of 1080p TVs, there is an increasing demand for even bigger TVs, and for them to look as sharp as today's 40"-50" 1080p HDTVs. The next jump will be in 70 inch screens and above. The promise of 4k by 2k resolution has been showcased by TV manufacturers at recent Consumer Electronics Shows (CES) as displays of the future. They have four times as many pixels as a 1080p TV, providing a sharp outstanding theater like picture, even with the largest sized displays and home theater screens

گاهي فكر ميكنم چقدر تا تصاوير واقعا وضوح بالا فاصله داريم؟ چرا اين تصاويري كه امروزه به عنوان وضوح بالا ميبينم آنچنان نميشه بهشون گفت وضوح بالا!؟ با اين نمايشگرهاي 50 يا 60 اينچي ما اين همه مشكل داريم چه برسه به بالاي 100 اينچ كه به نظر من تازه ميشه بحش گفت اينچ بالا, رو يه پنل 50 اينچي با بهترين پلير و كابل من به شخصه لذت زيادي از خيلي از فيلم ها نميبرم! نه اينكه فقط من با مدياي خانگي امروزي مشكل داشته باشم, خيلي ها را ميشناسم كه ميگن اين تصاوير مشكل دارن و ايراد ميگيرن! تازه خيلي بيشتر از من! شايد اگر تجربه و دانش من هم به اندازه آنها بود بيشتر ايراد ميگرفتم.

 واقعا در حال حاظر در صنعت صدا و تصوير صدا خيلي جلو تر از تصوير است! اينو نميدونم تو كدوم مطلب بود كه قبلا گفتم و هنوز هم بهش اعتقاد دارم.

خيلي ها دنبال اين هستند كه اگر تصاوير 1920/1080 در خانه داشته باشيم ديگه آخر لذت تصويري را تجربه ميكنيم! من ميگم Full HD امروزي تازه ابتداي استاندارد تصاوير درست حسابي هست! همين تصاوير وضوح بالا را روي بلوري 2x زوم كنيد بهتون ميگم وضوح بالا چيه! باور كنيد اگر اغراق نكنم بيش از 40% از تصاويري درستي كه به عنوان وضوح بالا روي نمايشگر ميبينيم شاهكار پلير هست و خود اطلاعات ذخيره شده روي ديسك آنچنان هم تعريفي ندارد.

خيلي از همين بلوري هاي كه امروزه منتشر ميشه از سورس مشكل دارن! يا Restoration شده هستند, كه خوب تكليفشان مشخصه, يا كارگردان محترم اينقدر روي تصوير انواع فيلترها را گذاشته تا حال هواي فيلمو اونجوري كه دوست داره بشه كه چيزي از تصوير باقي نمونده! تازه تو مراحل تبديل فرمت و فشرده سازي براي مدياي خانگي اكثر اين مشكلاتي كه ما روي تصاوير ميبينيم به وجود مياد. خيلي از فيلم ها تو مراحل تبديل خوب عمل نميشه و نتيجه كار خراب ميشه! مثل سه گانه The Lord of the Rings كه به تازگي روي بلوري منتشر شده, و در قسمت اول The Fellowship of the Ring آنچنان امتياز جالبي نسبت به دو قسمت بعدي نگرفته! با يكي از دوستانم در خارج از كشور صحبت ميكرم ايشون هم ميگفت كلا انتشار اين سه گانه عظيم روي بلوري كار جالبي از آب در نيامده! نه از نظر بسته بندي كه اصلا در حد اندازه اين فيلم نيست! شما مقايسه كنيد با ورژن هاي دي وي دي اين مجموعه! که واقعا جاي تعجب داره! و نه از نظر ميزان آشفتگي هاي ديجيتال در تصویر مخصوصا در قسمت اول به استناد اكثر تحليل هاي نوشته شده و گفته هاي دوستم نتوانسته آنچنان انتظارات را براورده كند! اگر اين فيلم با دوربيني مثل RED ONE ساخته شده بود الان ميشد خيلي بيشتر از بلوري اين فيلم لذت برد؟ اميدوام صنعت سينماي هاليوود هرچه بيشتر به سمت دوربين هاي ديجيتال برود, دوربين هاي مثل همين RED ONE تصاويري تميزتر و زيباتري از نگاتيو را ثبت ميكند, تحليل بلوري فيلم Knowing را كه آقاي تقوي نوشتند را بخوانيد. 

من كه فكر نميكنم تا عوض نشدن نسل كنوني بلوري پليرها و ورود پليرهاي سه بعدي جديد با استاندارد بالا به فكر تعويض پليرم بيفتم, به تمام دوستان هم توصيه ميكنم در حال حاظر در فكر خريد بلوري پليرهاي Hi-End نباشند چرا كه تا يكي دو سال آينده تغيير زيادي را در بلوري پليرها شاهد خواهيم بود.

در كل هنوز تا رسيدن به تصاوير واقعا وضوح بالا جا براي كار هست.

In the silence

امشب فکر میکنم بعد از 8 ماه دوباره دی وی دی پلیر پایونر مدل DV-989AVi آوردم تو مدار! اين پلير فوق العاده دوست داشتني من هست, پلير را براي تست صوتي فعال كردم, بعد از گذشت حدود يك ساعت  آلبوم قدغن شهيار قنبري تراك پنجم را گذاشتم, لالا لالا شنيدين اين آهنگ را؟ من آهنگ هاي قنبري را خيلي دوست دارم.

لالا لالا دیگه بسه گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هرساله
هنوزم تیر و ترکش قلب و میشکافه
هنوزم شب زیر سرب و چکمه می ناله

صدا خيلي حسي پخش ميشد, صدا اصلا شاخص منفي نداره كه شنوده را خسته كنه, صداي پايونر  Timing و Texture خيلي خوبي داره! چيزي كه اصلا نميشه از يك ويدئو پلير انتظار داشت, اون هم پايونر با اون صداي افكتيو!  قبلش داشتم با 2930 دنون همين تراك را گوش ميكردم ,دنون تو موزيك كمي صداي خشك lean داره! البته دنون Resolution صداي بهتري از پايونر داره, اما امشب DV-989AVi صداي كاملا  Sweet و airy داره! 

الان ساعت از نيمه شب گذشته و من دارم اين پست را مينويسم! سيستم روشن هست و دارم يك دكلمه دو صداي بسيار زيبا به زبان انگليسي از قنبري را گوش ميكنم صداي دوم براي خانومي هست كه نميشناسم, صدا بسيار emotional و airy پخش ميشه, متن ترانه را براتون مينويسم.

I give your ring ding ding! Who is calling please? There is the time to speak and the time to be silent but if you are a friend please leave your voice leave your message

Why we were out? waiting for go to?

The train calls at the station has anyone arrived? Has anyone called? Has anyone record?

My mum gives her time I gave her my song

I have a good ears for music how are your ears doing? Don’t fine? Your kidding!

In your village there is no occupation more shameful than imagination more shameful than listening singing in the morning in the evening 

Please pay attention to my imagination

What are you doing in silent? Why there is nothing to swear? Why there is nothing to swear with? Why there is nothing to write? Why there is nothing to write with?

Where are you? Why are you? You

I know who I am I know where I am I know how I am I know where my pen is I know where my guitar is is there anyone listening to me? You gave me your time I gave you a song

TV

دوستان خيلي از من در مورد انواع تلويزيون هاي موجود در بازار سوال ميكنند, حتي از من انتقاد ميكنند كه چرا زياد در اين باره صحبت نميكنم!

من هميشه به اين دوستان گفتم اين كه من بيام در مورد مشخصات كاتالوگي يك محصول صحبت كنم واقعا از نظر من هيچ ارزشي نداره! يا اينكه من برم تو فروشگاه انواع پنل هارو ببينم و با حدس گمان اينجا براتون مطلب بنويسم اصلا كار درستي نيست, به هيچ عنوان هم نميشه هيچ مدلي از هيچ برندي را با شرايط واقعا نا مطلوب فروشگاهي در موردش صحبت كرد, نه تو ايران تو قلب اروپا هم همين شرايط هست, تعداد زيادي پنل LCD يا Plasma همگي وصل به يك يا چند سويچر حالا جديدا HDMI كه خودش فاجعه هست براي تصوير! و سورس هم در فروشگاه هاي كوچيك معمولا ديسك هاي دمو برندهاي مختلف و در فروشگاه هاي بزرگ هارد ديسك پليرهاي كه تصاوير HD ذخيره شده را پخش ميكنند,نه سورس مناسبي هست نه سيستم انتقال تصوير شرايط حتي استاندارد داره و نه نمايشگرها كاليبره شدن! معمولا بروي يكي از بهترين حالت تنظيمات خود كارخانه قرار دارند! تصاوير نمایش داده شده هم يا كارتون هستند يا تصاوير طبيعت كه هيچ كدوم به هيچ عنوان بدرد تست نميخورند, حتما دارين فكر ميكنيد بايد فيلم (Underworld: Evolution) باشه؟ آره واقعا هم همينطور هست, براي تست تلويزيوني نياز به تصاويري با ميزان رنگ سياه بالا, رنگ هاي سرد و گرين بالا هست,(البته گرینی بودن فیلم بیشتر برای تست پلیر و کابل مناسبه تا نمایشگر) حالا اگر بخوام از Underworld لحظاتي جدا بشم ميرم سراغ (Terminator Salvation) با اون Texture فوق العاده اين فيلم, اينارو نميگم كه از فيلم هاي مورد علاقم دفاع كنم, دوستان اگر اين فيلم هارو تجربه كنند البته نسخه اورجينال با پلير درست حسابي خودشون نظر منو تائيد ميكنند, اطمينان داشته باشيد.

براي تست يك نمايشگر تلويزيوني نياز به زمان هست, اول بايد كابل و پلير مناسب به نمايشگر وصل بشه, همراه با حداقل دو تا فيلم مناسب تست, بعد تازه كار شروع ميشه, کالیبراسیون تصویر مهم ترين بخش كار كه خودش نياز به تجربه و آگاهي از تناليته رنگ, الگوریتم هاي مختلف و... داره شروع ميشه اينجا رو مطالعه كنيد دوست خوبم جناب تقوي توضيح شيوايي داده.

 خوب ميشه در مورد تفاوت هاي مثل تعداد ورودي ها و خروجي ها, كيفيت ساخت بدنه و اينطور مسائل صحبت كرد, دوستاني هم در فروم هاي مختلف اين كارو حالا تا جاي ممكن و تجربه داشته انجام ميدن كه جاي تشكر داره, ميتوانند تا حدودي كاربران را راهنمايي كنند, اما نميشه در مورد كيفيت تصور به اين سادگي ها نظر داد! اصلا اول بايد ببينيم كيفيت تصوير كه همه دنبالش هستيد به چي ميگن؟ از كجا ميشه فهميد اين نمايشگر تصوير خوبي داره يا نه؟ آيا دو ساعت با سورس استاندارد و فيلم تستي مناسب با نمايشگر سركله زديد؟ انواع تنظيمات موجود را هم بروي نمايشگر و هم بروي پلير اعمال كرديد؟ تنظيمات پلير اهميت كمتري از خود نمايشگر نداره, اگر با ويدئو پليرهاي Hi-End كار كرده باشيد متوجه ميشيد تنظيمات تصوير اين پليرها خيلي بيشتر از نمايشگر شماست! و هر كسي نمیتونه تصاوير يك پلير Hi-End كاليبره كنه, هرچقدر كلاس سيستم بره بالا استفاده از آن نياز به تجربه بيشتر داره, اگر تمام اين شرايط فراهم باشه ميشه گفت تست درستي و دقيقي از فلان مدل برندي انجام دادم و بيام اينجا در موردش تحليل بنويسم.

خوب كدوم يكي از اين شرايط براي من فراهم هست تا من براتون از انواع نمايشگرهاي رايج تحليل بنويسم؟ منزل فاميل كه كلا تعطيل هست!  همگي مجهز به جديد ترين مدل LCD بازار هستند, ولي از صبح ماهواره داره اجراي زنده ميكنه براشون تا لحظه اي كه دكمه خاموش تلويزيون را فشار ميدن و از هوش ميرن  آخر هفته هم كه خيلي خسته ميشن سر راه 2تا دي وي دي از كنار خيابون ميخرن 1000 تومان يا به ويدئو كلوپ سر كوچه زنگ ميزنند براشون همون ديسك هاي 1000 تومني را ميفرستن در خونه2500 تومان پليرها هم كه همگي Hi-End Dareh piteh ميمونه دوستانم كه زير دست خودم بودن خوب يه چيزاي دارن بد نيست البته موارد خاص هم هستند كه براي خود من مرجع حساب ميشن, ولي خوب مشكل قيمت بالاي پنل هاست, جالبه بدونيد در 90% موارد دوستان پلاسماي كورو 60 اينچ دارن, خوب من چه كار كنم؟ مگه چند نفر ميخوان اين پنل بي نظير را بخرن كه من در موردش مطلب بنويسم؟ من يا بايد از محصولات رايج بنويسم  كه خوب برام كمي سخته شرايط مطلوب را پيدا كنم, يا اگر از برندي گران تحليل مينويسم بايد نكته هاي آموزنده براي مخاطب من داشته باشه, در غير اين صورت هيچ فايده اي نداره من بيام اينجا كلي از برندي عالي صحبت كنم بدونه اينكه خواننده چيزي ياد بگيره, البته اين نظر منه خيلي ها در سراسر دنيا تحليلشون را مينويسند كه بگن ما بيشتر ميدونيم! اما من اين كاره نيستم! تا چيزي را اونجور كه دوست دارم نه در بهترين شرايط در حد استاندارد كه بالا گفتم براي من فراهم نباشه در هيج مورد از هيچ محصول صوتي و تصويري تحليل نخواهم نوشت. چرا؟ چون مخاطب من روي حرف من حساب ميكنه و با نظر من محصولي از برندي را انتخاب ميكنه, البته من هميشه گفتم نظرات من تجربيات شخصي منه و نميتونه مرجع كاملي براي شما باشه, اما من هميشه سعي ميكنم بدونه در نظر گرفتن منافع اشخاص مختلف و يا داخل كردن نظرات شخصي خودم در مورد محصولي صوتي و تصويري تحليل بنويسم, مهمترين جيز براي من مخاطب Home Theater هست.

 نکته

 دوستانی که دنبال خرید LCD يا Plasma هستند اول به نياز خود و سورس ويدئوي كه در اختيار دارند توجه كنند, براي سريال ديدن و تماشاي ماهواره دنبال سوني و سامسونگ نريد, پنل هاي سوني و سامسونگ حساسيت زيادي به سورس و كابل دارند,  زياد ديدم LCD با ارزش سوني را خريدن و بعد گفتن چرا صورت آدم ها روي برنامه هاي آنالوگ محلي يا ماهواره پوكيده هست؟ يا اينكه پلاسماي پاناسونيك و پايونر را خريدن و بعد از مدت كوتاهي لوگوي شبكه مورد علاقه (burn in ) شده گوشه تصوير! باور كنيد بارها به من گفتند LCD سوني خريدم ولي اصلا راضي نيستيم! كيفيت نداره! رنگ ها آبكي هست؟ خوب من اصلا سوال هم نكردم سورس چيه؟ كابل چيه؟ با اينكه چرا براي دي وي دي پلير تجاري و رسيور ماهواره پنل فول اچ دي سوني يا سامسونگ ميخريد؟! بعد ميگين كيفيت نداره! خيلي هم راحت نظر ميدن! فلان مدل خونه فاميل ديدم آقا اصلا خوب نيست! من انتظاري هم از مردم عام ندارم! عقب افتادگي اين ملت در صدا و تصوير خيلي بدتر از اين هست كه با حرفهاي من درست بشه, براي من خواننده Home Theater مهم هست, من نظرم و تجربم را مينويسم هركي خواست گوش بده هركي نخواست بره پنل فول اچ دي سامسونگ بخره باهاش ماهواره نگاه كنه.

شايد براتون جالب باشه بدونيد پهناي باند فركانسي كه براي چهار شبكه ماهواره اي رايگان اختصاص داده ميشه در اروپا براي يك Local TV ديجيتال استفاده ميشه, كه تازه اون هم كيفيت چنداني نداره! حالا اينجا ميرن پنل فول اچ دي ميخرن براي ماهواره و سريال ديدن! به قوطي اين گيرنده هاي ماهواره دقت كنيد, حالتون بد ميشه! تازه نميدونيد از چه طراحي و قطعات بي كيفيتي داخلش استفاده شده! تصوير و صدارو با چه ميزان حجم بيت ريت تبديل ميكنه به خروجي هاي آنالوگ ابتدايي! و... خوشبختانه مخاطب اينجا فيلم بجزء ورژن US و UK نگاه نميكنه كه از من شاكي بشه

 هرچي دقت تصوير يك نمايشگر بالا بره تصاوير با بيت ريت پائين و خطوط افقي و عمودي كمتر را بي كيفيت تر پخش ميكنه, خيلي ساده بگم همانطور كه يك تصوير وضوح بالا را با پلير و كابل مناسب زيبا و لذت بخش پخش ميكنه, نويز ديجيتال را هم بيشتر پخش ميكنه, اين خيلي ساده هست اگر بهش فكر كنيد.

برندهاي مثل LG نسبتا تيونر بهتري از ديگر برندهاي تلويزيون ساز مطرح داره, نه اينكه ال جي دقت تصوير بدي داره كه منابع SD بهتر پخش ميكنه, بهتره بگم سيستم DNR- Digital Noise Reduction ال جي از نظر من بهتر عمل ميكنه و ميزان نويز و آشفتگي تصوير در پنل هاي ال جي كمتر از ديگر برندهاي مطرح است.

در آخر بايد دوباره برگردم به صحبت اول كه تا شرايط مناسب نباشه نميشه در مورد كيفيت يك نمايشگر نظر درستي داد, و اينكه اگر از هر برند مشهور يك مدل را در كلاس ساخت مشابه كنار هم بزاريد با پليري Hi-End و كابلي كه مناسب همان پنل باشد به سختي ميشه دقيق گفت كدام تصوير بهتري داره! تفاوت ها در سبك تصوير هر شركت هست, شايد تصوير عالي كه ال جي با كابلي معتبر پخش ميكنه روي سوني يا سامسونگ خوب جواب نده! پس نميشه گفت سوني بده! فناوري ها خيلي به هم نزديك شده و خيلي از كمپاني ها توليدات مشترك دارند بدونه اينكه مشتري بداند. اگر دنبال اين نباشيد كه كي چي خريده شما بهترشو بخريد, با كمي تحقيق و تجربه امكان انتخاب مدلي مناسب انتظار و شرايط شما زياد سخت نيست.