Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

مطالب مخاطبین

پنجره ای گشوده به موسیقی با James Last

James Last)

آنه!
تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت، وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود.
با من بگو؛ از لحظه لحظه های مبهم کودکیت، از تنهایی معصومانه دستهایت!
آیا میدانی که در هجوم درد ها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت، حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود.
آنه!
اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری، در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آنه: شکفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار توست!

تیتراژ آغازین کارتون آنشرلی با موهای قرمز (یا سریال رویای سبز)؛ یک موسیقی (Careless Whisper "نجوای بی پروا") جذاب همراه با جملاتی سحرانگیز  که با خاطرات کودکی همه ما پیوند خورده است و این پست یادآور ملودی های زیبایی از یک هنرمند و آهنگساز جهانی و مشهور خواهد بود که گرچه متاسفانه اینک یک سال است که در میان ما نیست اما خاطرات موسیقیایی اش برای همیشه در لحظه لحظه زندگی ما جاودانه خواهد ماند.
در زندگی معمول ما، هنرمندانی که لحظات خاطره انگیزی برای ما آفریده اند، از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نخواهد کرد و چه با ارزشند اینگونه انسان ها و هر اندازه از چنین انسان هایی تمجید و تعریف شود، واقعا حق مطلب به درستی اداء نشده است.

جیمز لست (به انگلیسی: James Last) (نام اصلی: هانس لاست (به آلمانی: Hans Last)؛ معروف به هانزی Hansi) (زادهٔ ۱۷ آوریل ۱۹۲۹ در شهر برمن – درگذشتهٔ ۹ ژوئن ۲۰۱۵) یک موسیقی‌دان، آهنگساز بدون کلام و رهبر بزرگ ارکستر از آلمان بود.
لست بیشترِ عمر حرفه‌ای‌اش را در آلمان و بریتانیا گذراند. نواختن پیانو را از سن 12 سالگی آغاز کرد. شهر و خانه ی او به شدت در جنگ جهانی دوم بمباران شد. در سن 14 سالگی به مدرسه موسیقی نظامی ارتش آلمان وارد شد.او  به رادیو برمن ارکستر رقص هانس گونتر در سال 1946 پیوست. لست در سالهای پس از جنگ، رهبری ارکسترهای مختلف با چیدمان های متفاوت برای نواختن قطعا معروف شاد و ویژه رقص را به عهده داشت. در سال 1948، او رهبر کنسرت گروه Last-Becker برای هفت سال شد. در آن زمان، او به عنوان بهترین نوازنده بیس در کشور توسط یک نظرسنجی جاز آلمان به مدت سه سال متوالی انتخاب شد، از 1950-1952. پس از منحل شده گروه کنسرت Last-Becker او مرتب در خانه برای سوابق Polydor، و همچنین برای تعدادی از ایستگاه های رادیویی اروپا کار می کرد. وی رهبری بیش از دو هزار ارکستر زنده در سراسر دنیا از جمله کشورهای آسیایی، اتحاد شوروی و همچنین شهر لندن را به عهده داشت.
لست در زندگی سراسر ارزشمند خود به جوایز متعددی نیز دست یافته كه از آنها می توان به عنوان Star of the Year (ستاره سال) در سال 1976 از Billboard magazine و جایزه ECHO در سال 1994 در آلمان به پاس یک عمر فعالیت چشمگیر در زمینه موسیقی اشاره كرد.
 او که موفق ترین رهبر ارکستر آلمان پس از جنگ جهانی دوم محسوب می‌شود، در طول پنج دهه فعالیت خود، هفده رکورد فروش پلاتین کسب کرد.
جیمز لست اولین آلبوم خود را در سال 1959 به بازار عرضه کرد، اما با ارائه آلبوم Non-Stop Dancing در سال 1965 میلادی، به شهرت رسید. این آلبوم در واقع مجموعه ای از اجراهای متفاوت و بدیع از آهنگ های مشهور است كه به وسیله ریتمی تند و شاد و نیز با همراهی اصوات سرور و شادمانی جمعیت به هم مرتبط شده اند. این آلبوم موفق او را به یک ستاره اروپایی بزرگ دنیای موسیقی بی کلام تبدیل كرد.
جیمز لست در آهنگ های خود از تلفیق آهنگ ها و سبک های موسیقی متفاوت كشورها و فرهنگ های مختلف استفاده می کرد.
این آهنگساز بزرگ همچنین با بزرگان موسیقی همچون پل موریه (Paul Mauriat) و ریچارد کلایدرمن (Richard Clayderman) هم اثرات به یاد ماندنی را ساخته است که مورد قبول موسیقیدانان و موسیقی دوستان بسیاری قرار گرفته است !
گفته می شود که حدود ۲۰۰ میلیون نسخه از آلبوم‌های موسیقی وی در طول دوره زندگی‌ حرفه ای او به‌فروش رفت. در ایالات متحده، موسیقی جیمز لست یک جزء اصلی از موسیقی های زیبا و استفاده از موسیق های بی کلام آن در رادیو در طول سال ها بوده است.موسیقی شاد او در آلبوم های متعددی که منتشر کرده است باعث شده است او خود را در بین پرفروش ترین در آلمان و انگلستان شناخته شده ببیند.

این آهنگساز و هنرمند فقید سالهای آخر عمرش را بین هامبورگ در آلمان و فلوریدا در آمریکا گذراند و در روز نهم ژوئن، نوزدهم خرداد در سن ۸۶ سالگی در خانه ی خود در Palm Beach  فلوریدا دارفانی را وداع گفت. (روحش شاد؛ یادش برای همیشه گرامی باد)
آثار او بخصوص در طی دهه های 80 میلادی جزو برترین آثار موسیقی نئو کلاسیک و عصر جدید بشمار می رود. همکاری وی با هنرمندان بزرگی همچون ریچارد کلایدرمن باعث خلق ‌آثاری ماندگار همچون Careless Whisper "نجوای بی احساس" شد.
ریچارد کلایدرمن آهنگساز بزرگ جهانی پیانو به مناسبت مرگ جیمز لست در شبکه ی اجتماعی فیس بوک پیام تسلیتی بدین مضمون ارسال کرد :
«از شنیدن خبر مرگ جیمز لست بسیار غمگین شدم. ما سال‌های سال کارهای استودیویی و زنده متعددی را ارایه دادیم که همیشه موجب خوشنودی بود. به واقع هر بار که با جیمز کار می‌کردم زیر نگاه هوشیار او احساس امنیت می‌کردم. جیمز انسانی خبره و متشخص بود. جیمز در 86 سالی از دنیا رفت. پدرم اگر 40 سال پیش فوت نکرده بود هم‌اکنون به سن و سال او بود. تو گویی پدر دومم را از دست داده‌ام. ریچارد کلایدرمن»

 لست خالق آلبوم های موفق و درخشان با کلام و بدون کلام زیادی بوده است. آخرین کنسرت این آهنگساز با نام خداحافظی و در سالهای پایانی عمر ایشان در سالن رویال آلبرت هال لندن اجراء گردید.(نسخه DVD و Blu- ray در آمازون از اینجا)
آثاری که از لست به یاد مانده است، گاه تنظیم مجدد آثار معروف است و گاه از ساخته های خود این هنرمند که در اینجا جهت آشنایی دوستان عزیز به معرفی سه آلبوم بسیار زیبا و تعدادی از قطعاتی که ماندگار و جاودانه هستند (بدون کلام)، خواهیم پرداخت:

آلبوم Biscaya یا خلیج بیسکایا که در سال ۱۹۸۲ به بازار عرضه گردید و دارای ۱۱ تراک می باشد بی تردید یکی از بزرگترین آثار جیمز لست است. اولین آهنگ این آلبوم "بیسکایا" می باشد که لست تحت تاثیر زیبایی های این ساحل آهنگ بیسکایا را نوشته و اجرا کرده است (زیبایی این آهنگ حد و حصری ندارد) .
نسخه با کیفیت این آهنگ را از اینجا بشنوید.
تصویری بیسکایا را در آپارات از اینجا ببینید.
تصویری بیسکایا در یوتیوب از اینجا ببینید.
قطعه سوم این آلبوم با نام  "Rain and Sun" باران و خورشید نیز از آهنگ های به یاد ماندنی و بی نظیر لست است. شروع آهنگ، اوج و فرود عالی این آهنگ، به آرامی روح شما را به پرواز در می آورد و در لحظه اوج این آهنگ واقعا احساس پرواز در یک جهان بی کران و بی انتها را خواهید داشت (فقط باید بشنوید و دل به این آهنگ بسپارید. اولین بار که این آهنگ را شنیدم در مجموعه آلبوم های ارکسترهای بزرگ جهان بود که سالها پیش از سوی "انتشارات بانگ"  و بر روی کاست منتشر شد و هنوز هم به یادگار در مجموعه من خواهند بود، بیش از صدها بار این آهنگ را شنیده ام اما هنوز هم مانند اولین بار در ۲۰ سال پیش برایم خوشایند و تازگی دارد)
این قطعه را از اینجا بشنوید.
آهنگ باران و خورشید در یوتیوب از اینجا بشنوید.

آهنگ beachrunner "دونده ساحل دریا" را از اینجا بشنوید.

از دیگر آلبوم های موفق این آهنگساز جهانی با عنوان "Paradiesvogel" یا پرنده بهشتی (عنوان به زبان آلمانی می باشد)، همان طور که از کاور آلبوم بر می آید، برگرفته شده از پرنده ایی بنام مرغ بهشتی است که اکثرا در جزیره گینه نو و استرالیا یافت می شوند که در سال ۱۹۸۲ به بازار عرضه شده است و دارای ۱۲ قطعه می باشد و به مانند آلبوم پیشین دنیایی از آرامش و زیبایی و خاطره را به دنبال خواهد داشت. نکته جالب در همزمانی عرضه دو آلبوم بیسکایا و پرنده بهشتی در یک سال می باشد که بی شک توانایی محض این آهنگساز را ساخت و نوشتن قطعات موسیقی به رخ می کشد.
قطعه A morning in Cornwall "یک صبح در کارناوال " از این آلبوم از اینجا بشنوید
آهنگ love bird از این آلبوم را از اینجا بشنوید
آهنگ مشهور Paradiesvogel  "مرغ بهشتی" را از اینجا ببینید.

از دیگر آلبوم های درخشان لست ، آلبوم Pop Symphonies "سمفونی پاپ" است که با همراهی ارکستر نواخته شده است و در سال ۱۹۹۱ با ۱۲ قطعه عرضه شد. آلبومی بسیار زیبا و شنیدنی که به معرفی قطعاتی از این اثر بدیع می پردازیم.
اولین قطعه این آلبوم با نام Night in white satin "شب در اطلس سفید" که لحظاتی رویایی را برای شما رقم خواهد زد را از اینجا بشنوید.
قطعه دوم با نام Angelia "یونانی" را از اینجا بشنوید.

قطعه معروف دیگر این اثر با نام Hotel california "هتل کالیفرنیا" را از اینجا بشنوید و خود را به دست خاطره های زیبا بسپارید.
"هتل کالیفرنیا" را در یوتیوب از اینجا ببینید.

موسیقی‌ بدون کلام و دلنشین "بانوی قرمز" در آپارات از اینجا بشنوید.
بانوی قرمز در یوتیوب را از اینجا بشنوید.
آهنگ آفریقا Africa را از اینجا بشنوید.

و چند تک آهنگ معروف:
آهنگ بسیار معروف The Lonely Shepherd "چوپان تنها" كه در موسیقی متن فیلم سینمایی Kill Bill Vol. 1 از آن استفاده شده را نیز جیمز لست نوشته و Zamfir آهنگساز معروف پن فلوت با همراهی ارکستر جیمز لست آن را اجرا كرده است.
این آهنگ زیبا را از اینجا بشنوید.
این آهنگ را در آپارات ببینید
در یوتیوب ببینید
تنظیم آهنگ عاشقانه فیلم تایتانیک از جیمز لست در آپارات ببینید
در یوتیوب ببینید
آهنگ "خانه ای از طلوع خورشید" the house of the rising sun را از اینجا بشنوید

آهنگ های”Gimme gimme gimme” و "Take a chance on me" بعنوان یکی از هزاران  کار ارزنده وی در مجموعه آلبوم های منتشر شده از او میباشد که این آهنگ در آلبومی تحت عنوان”Plays Abba” که انتشار آن مربوط به سال ۲۰۰۱میلادی می باشد قرار دارد. اصل این آهنگ مربوط به گروه سوئدی “Abba”  که در سال های ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۳ فعالیت داشتند، می باشد که این گروه در زمینه موسیقی پاپ فعالیت میکرده. در آلبوم”Plays Abba” جیمز لست قطعاتی از مجموع آلبوم های گروه”Abba” رو بصورت بی کلام و کاملا زیبا ساخته است که در اینجا و اینجا
این دو آهنگ زیبا و بدون کلام را بشنوید.
خرید آلبوم Biscaya در آمازون از اینجا
خرید آلبوم paradiesvogel در آمازون از اینجا
دانلود آلبوم های پرنده بهشتی و سمفونی پاپ از تورنت با کیفیت flac از اینجا
دانلود آلبوم بیسکایا از تورنت با کیفیت flac از اینجا
آلبوم play Abba با کیفیت flac  از تورنت از اینجا
و خرید از آمازون از اینجا

آهنگ «نجوای بی‌پروا»(به انگلیسی: "Careless Whisper") یا زمزمه‌های بی‌پروا تک‌آهنگ معروفی‌است از جورج مایکل که در ۱۹۸۴ میلادی توسط اپیک رکوردز در بریتانیا و ژاپن و توسط کلمبیا رکوردز در آمریکای شمالی منتشر شد.
در پخش کارتون آنه با موهای قرمز در تلویزیون ایران نسخهٔ بی‌کلام این اثر (از ساخته های مشترک ریچارد کلایدرمن و جیمز لست که در آلبوم بهترین های جیمز لست و ریچارد کلایدرمن هم منتشر شده است) بجای آهنگ تیتراژ آغازین استفاده شده‌است، به همین دلیل این اثر در ایران با نام آهنگ آن شرلی نیز شناخته می‌شود. این ملودی زیبا را از اینجا بشنوید.
آثار شنیدنی این آهنگساز پایانی ندارد، این پست هم فقط معرفی بخش بسیار ناچیزی از بسیار آلبوم های موفق و مشهور جیمز لست بود که به جهت ادای دین در جهت بزرگداشت یاد این هنرمند فقید خدمت شما دوستان عزیز تقدیم گردید.
منابع: ویکیپدیا و ....
با سپاس

آخر هفته با موسیقی

Christopher von Deylen

Sonne-Live

شیلر یک پروژه موسیقی الکترونیک است که بوسیله آقای “Christopher von Deylen” تهیه کننده و آهنگساز آلمانی اداره میشود. نام شیلر برگرفته از نام شاعر و نمایشنامه نویس آلمانی Friedrich Schiller گرفته شده است. آقای کریستوفر ون دیلن هیچوقت خواننده و وکالیستی برای گروه در نظر نگرفت ولی آواز  خوانانی چون Sarah Brightman و Moya Brennan در آلبوم ها ایفای نقش کرده اند . کانال تلویزیونی Music Force Europe یک میان برنامه مخصوص شیلر را به این گروه ارائه داده بود که به نام “Schill-out” مشهور شد.
شیلر جایزه ی ECHO را در سال 2002 برای بهترین رقص تنهای سال با "رویای تو" به دست آورد. او بیش از هفت میلیون آلبوم را در سراسر جهان بفروش رساند.

 آواز توسط هنرمندان مهمان از جمله سارا برایتمن، مویا برنان از کلاند، آدم یانگ از شهراول، آندریا کور از کورها ، کولبی کالیت ، سارا هاولز از ویلز محلی  عاطفی / گروه موسیقی Paper Aeroplanes ، بن بکر، پیتر هپنر از گروه موسیقی تکنوپاپ Wolfsheim، MILU یا میلا مار، خاویر نایدو، مایا سابان، کیم سندرز که قبلا از گروه موسیقی Culture Beat ، آنا توروجا از گروه پاپ اسپانیایی Mecano ، تاریا تورونن خواننده سابق گروه موسیقی نایت ویش، دسپینا واندی، الکساندر واژانو گروه دارک ویو، دایان لاکین، خواننده سوئدی سپتامبر سروده می شود. دیگر نوازندگان که با شیلر همکاری داشته اند شامل انگان، لانگ لانگ، کلاوس شولز، مایک اولدفیلد، هلن بلدینگ، کیت هاونویک، دامای از فراگما، یاعیل گروه موسیقی سوئیسی لونیک، استفینی کوکر و بازیگر آلمانی آنا ماریا موهه می شوند.

از این آهنگساز مشهور و نامی آثار فراوانی تاکنون منتشر گردیده که هر کدام به نوبه خود زیبا، خارق‌العاده و بسیار شنیدنی بوده اما در این پست ما سه اثر برگزیده معرفی نموده ایم  که در مقام مقایسه با دیگر کنسرت های دیگر از این آهنگساز و حتی آهنگسازان مشهور دنیا از شکوه و عظمت خیره کننده تری برخوردار بوده که فقط با مشاهده این آثار می توان پی به واقعیت فوق برد.

اولین اثر برگزیده، ششمین آلبوم استودیویی شیلر، Atemlos (از نفس افتاده) می باشد که در 12 مارس 2010 منتشر شد.کنسرت زنده این آلبوم که چهارمین کنسرت این آهنگساز آلمانی نیز می باشد در تور بهار ۲۰۱۰ و به صورت فراگیر sourrand برگزار گردید که به علت نورپردازی عالی و سطح بالای امکانات صدابرداری و پخش و فیلمبرداری برجسته واقعا بی نظیر و خیره کننده بود.

اجرای کنسرت  Atemlos  بر روی یوتیوب:
اینجا

قطعه ای از کنسرت Atemlos بر روی آپارات:
اینجا

خرید از آمازون:
اینجا
و
اینجا
دومین اثر برگزیده یکی دیگر از آلبوم های زیبای شیلر  بنام soone "خورشید" بود که با انتشار این آلبوم در سال ۲۰۱۲ (هفتمین آلبوم استدیویی)افق تازه ایی را پیش روی مخاطبانش قرار داده و لذتی وصف ناپذیر را برای آنها به ارمغان آورد. تعجب آور نیست وقتی سخن از ارائه آلبوم جدید شیلر به میان می آید میلیون ها نفر انتظارش را می کشند، چرا که آثار زیبا و بی نظیر او را می توان با تمام وجود لمس کرد و در آنها غرق شد. کنسرت این اثر نیز در همان سال برگزار گردید که به علت نورپردازی های ویژه و صدای sourrand در جایگاهی بالاتر از کنسرت قبلی شیلر قرار گرفت.

اجرای کنسرت soone "آفتاب" بر روی یوتیوب:
اینجا
سی دی آلبوم sun بر روی آمازون :
اینجا
کنسرت آفتاب در آمازون:
اینجا
سومین اثر برگزیده یکی دیگر از کنسرت های عظیم و فوق العاده شیلر در شهر برلین آلمان است که در تاریخ 8 جولای 2014 و با همراهی ارکستر سمفونیک برگزار گردید که اجرای آثاری از آلبوم های قدیمی و جدید در قالب ارکستر سمفونیک و گاها اجرای متفاوتی از این آثار، باعث مسرت دوستداران این آهنگساز شد.

قطعه ای از کنسرت سمفونیای شیلر را در آپارات ببینید:
اینجا
اجرای کنسرت سمفونیا بر روی یوتیوب:
اینجا
سی دی کنسرت سمفونیا بر روی آمازون :
اینجا
کنسرت سمفونی در آمازون:
اینجا
در ویکی پدیا از شیلر بیشتر بخوانید:
اینجا
در پست های آینده به معرفی آثار بیشتری از این آهنگساز فوق‌العاده برجسته خواهیم پرداخت که در سبک نیوایج پیشتاز است.
با سپاس

بررسی فیلتر SPEC-901EX

SPEC-901EX
SPEC
دوست قدیمی در اینجا دارم که در سالهای اخیر بیشتررابطه ما حول محور صدا و های اند میچرخه و از صد در صد زمانهایی که با هم هستیم 99 در صدش صحبت ومشورت و فعالیت در این زمینه ست.....مدتی پیش یه روز عصر که همدیگر رو دیدیم گفت دستگاهی هست که کارش جذب امواج مزاحم ستاپ هست و فلان کاررو میکنه !!! راستش اول بخاطر اینکه در این بازی و مارکت بقدری اذیت شدم و دردسر کشیدم و تصمیم گرقتم هیچ چیزی رو بدون تست اونم فقط  در خونه و سیستم خودم قبول نکنم زیاد جدی نگرفتم و فقط رفتم در نت ازش چندتا عکس دیدم و مقاله ایی خوندم ..........
بهرحال مدتی گذشت تا یه روز عصر باهام تماس گرفت و گفت دستگاه جهت تست براش ارسال شده وایشون هم به سیستمش وصل کرده ! ولی واقعیت رو هم بهم نگفت و ادعا داشت که صدا فرقی نکرده و کلا تفاوتی ایجاد نشده و ازم خواست برم منزلشون! منم که سرم برای اینجور کارها و تستها درد میکنه بلافاصله رفتم اونجا.......
وارد اتاقش که شدم کاری زیبا از Tracy chapman در حال پخش بود.صدا خوب و قشنگ به نظرم رسید. اماچون مدت زیادی بود که در خونه ایشون صدایی نشنیده بودم تغییر خاصی رو احساس نکردم.......
جای مخصوصم نشستم و مدتی فقط یک تراک رو با تمرکز کافی باهم گوش کردیم  تا بخوبی در ذهنمون بشینه.....
یک ساعتی گذشت تا بلاخره تصمیم گرفتیم   spec رو قطع کنیم و ببینیم چه تغییری در صدا ایجاد میشه!!! اگر بهتون بگم دیگه حاضر نبودیم بدون اون موزیکی گوش کنیم شاید اغراق باشه وباورتون نشه !!! صدای خواننده گرفته و انگار سرما خورده و موزیک بطور کلی کمی وارژ و بهمریخته شد و های فرکانس اصلا بخوبی زمان در مدار بودن  spec نبود!!!
اینقدر ازش خوشم اومد که از دوستم خواستم همین تست رو هم در خونه خودم داشته باشم و قرار شد فردا بعدازظهرش بیاد و باهم اینکار رو انجام بدیم....
عصر روز بعد سیستم رو روشن کردم تا کمی کار کنه و موزیکی گذاشتم که خیلی دوسش دارم و گوشم بهش آشناست.دوستم اومد و ایندفعه عکس منزل ایشون عمل کردیم ! یعنی اول بدون اون دستگاه حسابی یک تراک رو گوش کردیم و بعد وصلش کردیم.......
دقیقآ همون اتفاق شب قبل و حتی بیشتر در صدای سیستم من افتاد!! کلی ذوق کردم و خوشم اومد! بدون هیچگونه رنگ- کارکتر یا شخصیتی  به صدا بعد داد...
صدا آزاد و رها شد.انگار سیستم ازیر یه بار یا فشاردرونی خلاص و راحت شده.تاثیری خیلی قشنگ روی ووکال داشت.صدای خواننده بسیار جا افتاده تر شد! سوکت و آرامش خاصی به موزیک داد.........اینقدر این تغییرات قشنگ بود که از اون شب تا مدت 10 روزی سیستمم رو روشن نکردم و صبح روز بعد سفارش گذاشتم تا بدستم رسید.............
ذکر یه نکته رو اینجا لازم میدونم و اون اینکه این تغییرات به گوش من زیبا و فراوان اومد و شاید یه عده اصلا از این تغییرات خوششون نیاد و یا اصلا تغییری احساس نکنن!!! بنظرم این مساله نسبی است و در افراد و سیستمهای متفاوت شاید فرق کنه عزیزان........
 
و اما  RSP-901EX  
همه بلندکوهایی که بر اساس حرکت پیستون کار میکنن متکی به Voice Coil  هستن.اما عملکرد فیزیکی وویس کویل خودش عامل بوجود امدن جریان الکتریکی مخالفی از سوی بلندگو به سمت پاور آمپ میشه که اصطلاحآ Counter-Eletromotive Force یا نیروی عکس الکتروموتیو نامیده میشه.
این جریانهای مخالف که از طریق کابل بلندگو به سوی پاور آمپلیفایر حرکت میکنه از عناصر نا مطلوب صدا بشمار میاد! چرا که همیشه مثل سدی در برابرمرحله تقویت نهایی صدا مقاومت نشون میدن و کاملا مشخصه که حذف شدنشون تاثیر زیادی بر عملکرد و پر فورمنس بلندگو و آمپ دارند.......
   این دستگاه قابلیت حذف کامل نیروی عکس مابین بلندگو و آمپلیفایر رو داره و همچنین نوسانهای امپدانس بلندگو رو سامان میده و به این ترتیب پاور امپلیفایر براحتی سیگنال ورودی رو تقویت با بیشترین وفاداری به بلندگو ارسال میکنه........
از تاثیرات SPEC-901EX  که آخرین مدل از این سری هم هست روی صداداره به رها شدن راحت صدا از صفحه بلندگو و تقویت چشمگیر درSoundstage  و امکان شنیده شدن حداکثر جزییات شگفت انگیزی توی موزیک میشه اشاره کرد......
نکته قابل توجه در بارش اینه که این فیلتر بسیار خنثی و بدون اضافه کردن رنگ یا بهم زدن بالانس صدا در تمام طیفها وظیفه خودش رو بخوبی انجام میده و به سادگی وتوسط کابلهای کوتاهی به پستهای پشت بلندگو وصل میشه و تقریبا از لحظه وصل شدن تاثیرات خودش رو نشون میده..........!!!
در پایان لازم میدونم تشکر ویژه ایی از شرکت آوین آوا که نماینده فروش این محصول در ایران هستند و همچنیین مدیریت محترم این شرکت بخاطر قبول زحمت و حسن برخوردی که با بنده داشتند واجازه دادند از معلومات و مطالب خوبشون در رابطه با این دستگاه استفاده کنم کمال تشکر و سپاس رو دارم......
از مدیریت محترم سایت و یکایک شما دوستان عزیز هم صمیمانه عذر میخوام اگر کمی طولانی شد چون در اول خواستم احساسم رو بصورتی دقیقتر  با شما در میون بزارم و امیدوارم مطلب مفیدی براتون باشه عزیزان......
 
amir

به چه مقدار قدرت نیاز داریم؟

سلام و درود دارم خدمت مخاطبان htcenter
من وحید هستم ( در کامنت ها از نام وحیدو هم استفاده کرده ام. ) امیدوارم که بتوانم جزء نویسندگان ( با توجه به تجربه شنیداری محدود فعلا در قالب ترجمه فعالیت میکنم. ) وبسایت شوم. هر چند که با چند ترجمه آن هم در فواصل زیاد از هم، خودم را به شخصه نویسنده نخواهم دانست.
هر متن کوتاهی رو که ترجمه کنم لینک آن رو در قسمت نظرات قرار میدهم.
استاد عزیز جناب برزین میتوانند اقدام به حذف و ویرایش هر جایی که نیاز بود کنند.
البته با توجه به اینکه تازه کار هستم اگر کمی و کاستی هایی بود پیشاپیش عذرخواهی منو پذیرا باشید و در قسمت نظرات آنها را بیان کنید تا در ترجمه های بعدی نسبت به رفعشان اقدام کنم.
استاد، دوست دارم که بدانید با این کار هم زبان خارجه خودم تقویت میشه و هم مطالبی یاد میگیریم که در عمل با آنها مواجه میشویم و این خیلی لذت بخش هست و بابت آن از شما ممنونیم.

بریم سر اصل مطلب که اولین کارم اینجا محسوب میشه, این مقاله 12 سال پیش نوشته شده اما چون به موارد پایه، اساسی و خیلی مهم در انتخاب آمپلی فایر و رسیور توجه داره، اصلا احساس بدی ناشی از کهنه بودن مطلب به شما دست نخواهد داد چون یک مساله Fundamental و بنیادی هست.

به چه مقدار قدرت و توان نیاز داریم؟

معمولا مقدار هزینه رابطه مستقیمی با قدرت خروجی رسیورها و آمپلی فایرهای مستقل دارد. برای یک آمپ میتوان پول کمتری در ازای قدرت کمتر پرداخت کرد، چندین و چند فاکتور در کیفیت صدای آمپلي فايرها تاثير گذارند كه ما در اينجا قصد بررسي تخصصي تك تك عوامل را نداريم، فقط به قدرت خروجي يك آمپلي فاير يا رسيور ميپردازيم.
معمولا يك آمپ اعوجاج صدا را كاهش ميدهد و محدوده فركانسي آنها در جهت محدوده شنوايي گوش انسان قرار دارند و همچنين سعي در درايو كردن بلندگوها دارند.

حتما قبل از خريد بايد صداي يك آمپلي فاير را از نزديك بشنويد.

اگرچه كه تست كردن يك آمپلي فاير با خروجي ٦٠ وات با يك ١٥٠ واتي ممكن است از لحاظ امكانات بسته به آيتم ها و فاكتورهاي زيادي باشند : از جمله سبك و سليقه شنيداري شما، اسپيكرهايي كه همراه آنها استفاده ميشه و مكاني كه در آن صداي فيلم و موزيك در آن جريان دارد. از ديد تخصصي و آكادميك جهت بررسي تلورانس و متغيرهاي زيادي داريم.

براي يك شروع كننده خيلي مهم است كه بداند احساس ما از صدا و بلندي آن به صورت لگاريتمي ميباشد. به طوري كه هنگامي كه ما ( در شرايط مساوي با یک سطح ولوم صدا ) قدرت وات خروجي يك رسيور را ٢ برابر ميكنيم، فقط ٣ دسي بل ( db ) به بلندي صدا ( سطح فشار صدا = SPL = Sound Pressure Level )  اضافه ميشود. ( خيلي جالبه )
همين ٣ دسي بل فوق العاده در احساس ما از صدا تاثيرگذار میباشد و به شدت تفاوت آنها را احساس ميكنيم. ( انشاالله در مقالات بعدي از محافظت گوش در برابر صدا به طور مفصل صحبت خواهم كرد. )

پس تفاوت بين ١ وات و ٢ وات ( از لحاظ علمي و تئوري )، مساوي با تفاوت ١٠ وات و ٢٠ وات  و همچنين برابر با تفاوت بين ١٠٠ وات و ٢٠٠ وات از لحاظ احساسي ميباشد.
معمولا فروشندگان اظهار دارند كه اگر از يك آمپ با خروجي٥٠ وات شروع كنيد و بعد سراغ يك آمپ ٧٥ واتي برويد ، حجم صدا به طور قابل ملاحظه و چشمگيري افزايش پيدا ميكند.   
به هر حال هر كدام از ما دوست داريم كه بتوانيم تعيين كنيم به چه مقدار قدرت خروجي با توجه به محيط،  سبك موزيك و موسيقي و فيلم نياز داريم.
در اين جا ٢ تا جدول وجود دارند ( در پایین ) كه بسیار ميتواند به ما كمك كند، در جدول اول مقدار سطح فشار صدا ( SPA ) در جاها و شرايط مختلف را نشان ميدهد و در جدول دوم طبق استاندارد OSHA مقدار رو طوري تعيين كرده كه از آسيب به گوش و دستگاه شنوايي انسان جلوگيري كند.
اگر در عرض ١٥ دقيقه با شدت ١١٥ دسي بل ( با توجه به افزايش ولوم صدا ) به طور مداوم موسيقي گوش بدهيم، شنوايي ما دچار آسيب دائمي غير قابل برگشت ميشود كه متاسفانه اكثر كنسرتهاي راك و متال ( كه تا حدودي مجنون گري هم در آنها رواج دارد ) شدت صدا در همين حدود ميباشد.

اگر قصد ساختن يك سينما خانگي را داريد ميتوانيد به استانداردهاي موسسه و كمپاني THX مراجعه كنيد كه حداكثر ( MAX ) شدت صدا را روي ١٠٥ دسي بل در نظر گرفته اند.
باز هم تاكيد داريم كه با توجه به ولوم حداكثر شدت صدا در ١٠٥ دسي بل میباشد. ( مساله سلامتي )
حتي كمپاني دالبي براي فرمت دالبي ديجيتال ٥ كاناله از همان حداكثر شدت ١٠٥ دسي بل استفاده ميكند.
اما كانال LFE ( كه استاد برزين در مورد آن بارها كامل شرح داده اند و هميشه تاكيد خاصي روي آن دارند و باز بارها از اهميت اين كانال و كانال مركز سخن گفته اند. )
در اينجا يك استثناء وجود دارد و آن اين است كه امكان افزايش فقط كانال LFE تا db ١١٥ هم وجود دارد. طبق توصيه استاندارد صداي THX به ترتيب اول كانال LFE ( ساب ووفر )،  بعد كانال مركز، سپس دو كانال جلو و در نهايت سوراند ها نسبت به يكديگر بهتر است به گونه ای باشند که به ترتيبی که بیان شد در آنها كاهش شدت صدا ( db ) اتفاق بيفتد. ( تقريبا ٣ دسي بل تفاوت داشته باشد. ) نتيجه ميتواند بسیار دلپذیرتر باشد.
اين نتايج طبق تجربه هاي احساسي به دست آمده است كه ميتواند در فيلم ها لذت بخش باشد وگرنه اگر شدت دسي بل در تمام كانالها يكسان باشد ديگر به آن سينما خانگي گفته نمي شود.

حال ميرسيم به بحث تعيين كردن مقدار امپدانس ( اهم ) يك اسپيكر، كه در بازار ها معمولا وات خروجي نسبت به ايمپدانس 8 اهم بيان ميشود. ( ٦ اهم و ٤ اهم خيلي كمتر )
در استاندارد THX وات اسپيكرها بر اساس ٤ اهم بيان ميشود.
نصف شدن يك ايمپدانس مساوي است با ٢ برابر شدن وات خروجي جهت درايو یک اسپیکر، مثلا اگر يك اسپيكر در ٨ اهم، ١٠٠ وات قدرت جهت درايو شدن احتياج داشته باشد، در ٤ اهم به ٢٠٠ وات قدرت نياز دارد.
اما جهت ادامه كار روي همان ٨ اهم متمركز ميشويم.

در آزمايشگاه ها حساسيت يك اسپيكر در ١ وات ( ٢.٨٣ ولت ) در فاصله ١ متري از گوش تعیین میشود، در اكثر اسپيكرهاي معمولي اين مقدار برابر با ٨٨ دسي بل ( مقدار سطح فشار صدا يا SPL ) به طور معمول ميباشد.

از نظر خودم ( مترجم ) اگر شرايط منزل به گونه اي هست كه موسيقي را با صداي بلند نميتوان گوش داد احتياجي براي هزينه هاي زياد واقعا وجود ندارد ميتوانيم با يك آمپ كتابي و بوك شلف با كيفيت مناسب يك نتيجه خوب را دريافت كنيم ( با توجه به مطالب مربوط به استاندارد شدت صدا جهت سلامتي و مقدار ايمپدانس و وات بلندگوها ) ( باز قضاوت در اين مورد را به عهده استاد خوبم جناب برزين ميگذارم. ) اما در سينما خانگي اوضاع به صورت متفاوت ميباشد
استاندارد THX ادعا ميكند كه در فاصله 1 متري از گوش براي كانالهاي جلو ٦٤ وات اسپيكر هم ميتواند كافي باشد، حال اگر اين مقدار ٢ برابر شد، باز پارامترها فرق ميكند.
معمولا ٤ دسي بل جذب شدت صدا توسط سقف، ديوار و كف سراميك وجود دارد، حتي اگر در منزل فرش ضخيم و مبل مخملي وجود داشته باشد باز جذب شدت صدا كمي بالاتر ميرود در نتيجه احتياج به قدرت خروجي كمي بيشتر نياز هست، زيرا در يك فيلم مانند اكشن فوق العاده صداهاي دارای ديناميك بالا در آنها جريان دارد.

براي مثال در مقاله ما نويسنده از يك ساب THX از برند Boston Acoustic با قدرت ٩٠ دسي بل را در اختيار دارد، اگر براي ساب ووفر بخواهيم به قدرت ١١٥ دسي بل برسيم ممكن است احتياج به حدود ٤٠٠٠ وات خروجي آمپ داشته باشيم. و باالفرض اگر آمپي با اين قدرت موجود باشد، يا به جاي آن ساب ٩٠ وات، يك ساب ١٥٠ واتي در اختيار داشتيم شايد اين مقدار قدرت براي همسر، بچه ها و حتي حيوانات خانگي و همسايه ها آزار دهنده باشد.

در اينجا انتخاب هاي متفاوتي ممكن است برای خرید پيش رو داشته باشيم و ميتوانيم يك ساب ووفر با حساسيت بيشتر ( از لحاظ مقدار دسي بل ) خريداري كنيم.
محل قرارگيري ساب ووفر از اهميت چنداني برخوردار هست كه معمولا بر روي زمين قرار ميگيرد
بايد در كرانه اتاق آن را قرار داد اگر يك ديوار پشت آن باشد، ميتوان حجم صداي آن را ٣ دسي بل افزايش داد، اگر در گوشه باشد ( كه  ٢ ديوار در طرفين ساب وجود دارد ) ميتوان ٦ دسي بل به شدت اضافه كرد، و اگر وضعيت طوري بود كه ٣ طرف ساب ديوار وجود داشت ميتوان ٩ دسي بل شدت صداي ساب را افزايش داد ( البته همانطور كه بيان شد اين مقدار اگر حداكثر از ١١٥ دسي بل بيشتر شود، سلامتي شنوايي مورد تهديد قرار ميگيرد )
البته قيمت يك ساب ووفر ١٥٠ واتي با يك ساب ٥٠٠ واتي خيلی ميتواند متفاوت باشد
( بنابراين از نظر مترجم توصيه ميشود از دو عدد ساب ووفر استفاده كرد ، زيرا جذب صدا مقداري توان آن را كاهش ميدهد و در سينما خانگي كانال LFE و مركز اهميت فوق العاده اي دارند. )

خود من ( مترجم ) از THX ايراداتي دارم، اول از همه به جاي وات از ولتاژ استفاده ميكند زیرا كه ايمپدانس را هميشه روي ٤ اهم فرض كرده ولي در بازار فروش معمولا بر حسب ٨ اهم مقدار وات درايو اسپيكر بيان ميشود.
البته پشت برخي از اسپيكرها ميزان حساسيت صدا كه در آزمايشگاهها ( كه در ١ وات يا ٢.٨٣ ولت چه سطح از دسي بل را دارا ميباشد معمولا قيد ميشود . )
اگر به جزييات و مهندسي بيشتر صدا توجه كنيم باز ميتوانيم فضا و حجم اتاق از لحاظ متر مكعب را هم در محاسبات اعمال كنيم كه از ترجمه اين قسمت به خاطر طولاني شدن مطالب خودداري شده است.

در پايان و خلاصه اگر قصد برپايي يك سينما خانگي را داريد ميتوانيد از استانداردها و توصيه هاي THX ( البته در حد توان و نياز و بدون وسواس زياد ) پيروي كنيد
پس تعيين قدرت خروجي يك آمپلي فاير علم دقيقي نيست. در واقع شبيه يك جادو ميماند كه ممكن است متناقض هم به نظر برسد، ولي همين مطالب خيلي در باز كردن ذهنيت ما، چيدمان، انتخاب صحيح بلندگوها، تنظيم آنها از لحاظ وات و دسي بل بسیار تاثيرگذار در انتخاب یک آمپلی فایر ميتواند باشد.

باز هم سخن استاد فراموش نشود كه درگير اين مطالب زياد نشويد و وسواس بيش از حد در این محاسبات به خرج ندهيد و لذت خودتان از صدا تعیین کننده باشد.

منبع: http://www.soundandvision.com

بررسی اولیه آمپلی فایر یاماها A3050 و بلندگوهای سری 8 فوکال

سلام و عرض ادب و احترام به جناب برزین و همگی دوستان
مجموعه آمپ یاماها 3050 و بلندگوهای سری 8 فوکال که شامل جلو 836vw و سنتر 800vw  و سوراند 807v بود، به دستم رسید و واقعا از ساخت آمپ و مجموعه بلندگوهای فوکال غرق در لذت شدم، واقعا قابل مقایسه با بلندگوهای قبلی ام که جامو 606 بود، نبوده و از نظر کیفیت ساخت و صدا بی نظیر می باشند.
بلندگوهای این سری (vw) طبق گفته شرکت تسراگروپ نماینده فوکال و همچنین شرکت سازنده، از نوع ادیشن بوده و جنس درایوها به مانند سری بلندگوهای الکترا می باشد و واقعا به معنی واقعی کلمه، هنر زیبای طراحی و کیفیت ساخت در این مدل مشهود و عیان است.
بلندگوهای فوکال گرچه هنوز در ابتدای راه اندازی می باشد و به بخاطر کارکرد کم هنوز به پایداری لازم نرسیده اند اما طبق فرمایش شما، حجم صدا در ولوم های بالا بدون آشفتگی و بهم ریختگی می باشد که این نشان از کیفیت و اعتبار این برند می باشد.
بزرگی و وزن زیاد بلندگوهای سنتر و سوراند باعث تعجب و حیرت من شد ، انتظار نداشتم با چنین بلندگوهایی روبرو شوم و البته باعث خوشحالی است چرا که در لودهای بالای صدا، صدای قوی تر و با ثبات تری  دریافت خواهیم کرد.
اگر بخواهم از نظر اندازه و طراحی مجموعه سری 8 فوکال و سری قبلیم که 606 جامو بود، مقایسه کنم، چثه و طراحی این بلندگوها اصلا قابل قیاس با جامو نبوده و زیبایی و جذابیت، دو عنصر مشهود شرکت فوکال است. گرچه سری 606 جامو بقول جناب برزین بیشتر از پولی که از انسان میگیره، به آدم صدا تحویل میده، و فکر کنم در آینده گاهی دلم برای جامو 606 تنگ خواهد شد .
آمپ 3050 یاماها که خیلی شیک و مدرن است، با وزن بسیار زیاد خود و با کوهی از امکانات و ساپورت انواع فرمت های صدا و تصویر و طراحی بی نظیر دستگاه که با دیدن آن لب به تحسین شرکت سازنده خواهیم گشود، با 150w قدرت (8 اهم ) مناسب ستاپ کردن این سری بلندگوها انتخاب شد که واقعا هم انتخاب بجا و شایسته ای بود. همانطور که گفته بودید تفاوت در اجرای فرمت های صدا مانند دالبی و dts و فرمت های صدای بلوری در این آمپ و آمپ قبلی که اونکیو 508 بود ، آشکار و واضح بوده و اونکیو در اجرای فرمت دالبی قوی تر بود که البته باعث تعجب من شد.
نصب و کالیبره بلندگوها نیز با توجه به سرعت و دقتی که از یاماها انتظار میرفت، با موفقیت صورت گرفت گرچه پیچیدگی های مخصوص به خود را داشت. نداشتن دفترچه راهنما بصورت کتابچه تنها نکته منفی بود که لازم است به آن اشاره کنم گرچه در سی دی همراه دستگاه بصورت فایل pdf موجود است.
موارد فوق گوشه ای از بررسی های اولیه بود که گفتم شاید مورد استفاده دوستان عزیز قرار گیرد.
در پایان خواستم از فرصت استفاده کرده و هم تشکری کرده باشم از جناب برزین عزیز بخاطر مشاوره و زحماتی که این مدت صبورانه پاسخگو بودند و همچنین از شرکت تسراگروپ بخاطر تخفیف های ویژه ای که در خرید بلندگوهای فوکال نسبت به بنده داشتند و زحماتی که بابت ارسال وسایل متحمل شدند ، نهایت تشکر را داشته باشم. و در آخر هم از جناب محمد پور از فروشگاه آکوستیک بخاطر همه مهربانی و محبتی که جهت خرید و ارسال آمپ یاماها و سایر ملزومات و تخفیف ها و ارسال هدایای ویژه ای که  در حق اینجانب داشتند، نهایت سپاس خود را اعلام می دارم.
کل مجموعه از هر دو فروشگاه با بسته بندی های خیلی عالی و بی نقص ارسال شد که این خود می تواند مهر تاییدی بر مشتری مداری این دو فروشگاه باشد.

استعلام قیمت دستگاههای ذکر شده از شهرهای دوبی و قطر توسط دوستان اینجانب نیز صورت گرفت که با توجه به اینکه مجموعه های عرضه شده توسط این دو فروشگاه در ایران با گارانتی عرضه می گردید، از نظر قیمتی کاملا به صرفه تر از کشورهای فوق الذکر بودند.
خرید موارد باقیمانده تجهیزات هم در ماههای آینده از همین دو فروشگاه صورت خواهد گرفت.
سپاسگزارم از استاد برزین و همه دوستان
حق یارتان

خرسند

هایپرمارکت صدا

ماه گذشته برای خرید یک مجموعه Hi Fi سفری به تهران داشتم، اولین روز در خیابان جمهوری به سراغ چند فروشگاه رفتم و صدایی چند نیز شنیدم، تا اینکه سراغ پلاک 76 پاساژ بزرگمهر رفتم، فروشگاه آکوستیک با مدیریت آقای محمدپور، که البته خود ایشان تشریف نداشتند و تلفنی برای ساعت 7 همانشب قراری در شوروم ایشان واقع در میرداماد، میدان محسنی گذاشتیم.
در بدو ورود احترام، شخصیت و گشاده رویی ایشان جلب توجه می نمود. متعاقب آن شوروم بزرگ و مجهزشان؛ جوری که حیفم آمد این تجربه را با همسرم شریک نشوم، لذا ایشان را نیز دعوت نمودیم تا به ما ملحق شوند.
پس از پذیرایی گرم و صمیمانه ایشان، و گپ و گفتی دوستانه به سراغ مجموعه های ایشان رفتیم، این مجموعه بسیار زیبا، بزرگ و مجهز بود، بهترین برندها در کنار یکدیگر دمو شده بودند، از فوکال سری 700 تا 900 و الکترا گرفته تا  Dynaudio و  KEF و ROKSAN  و  SONUS FABER و بلندگوی دانمارکی DALI. و برند هایی مانند CLEAR AUDIO و MARK LEVINSON و  CLASS و PATHOS و OPERA CONSONANCE و SHANLING  و RAYSONIC و LEXICON و PEACHTREE و PRIMARE و MARANTZ و MISSION و ...
با صبر و حوصله به صدای چند بلندگو از قبیل Dali، Focal، KEF و Sonus Faber گوش فراسپردیم، در یکی از اتاق های شوروم ایشان صدایی رویایی از بلندگوهای Albedo aptica که به همراه آمپلیفایر EAR که توسط طراح معروف Tim de paravicini طراحی شده و همچنین سورس C. E. C شنیدیم صدایی بسیار زیبا، رسا و بکر که طنین آن همچنان در گوشمان است.
همچنین حیفمان آمد از مجموعه تصویری ایشان بهره نبریم، لذا بخشی از کنسرت پیترگابریل را در نمای سه بعدی و صدای دالبی بلندگوهای سری Diamond 800 بلندگوساز مطرح انگلیسی B&W را به دعوت ایشان دیدیم، صدا و تصویر در اوج کیفیت قرار گرفته بودند.
نتیجه این بازدید خاطره انگیز بلندگوی Dali بود که برای اولین بار در شوروم ایشان با آن آشنا میشدیم. انتخاب من مدل IKON7 MKII بود، این بلندگو کاراکتر صوتی خاصی داشت. در فرکانس پایین صدا خیلی کیپ و دقیق بود. صدا سکوت و آرامش خوبی داشت، در فاصله بین صدای خواننده و صدای سازها هیچگونه شلوغی شنیده نمیشد، با اضافه کردن حجم صدا حتی تا انتهای ولوم هیچگونه بهم ریختگی احساس نمیشد، صدا یکپارچه بود و بدون دیستورشن، یکپارچه و بعد دار، بنحوی که در یک تست اپرایی چیدمان کرال قابل تصور بود. در فرکانس بالا نیز این یونیت علاوه بر تویتر دام از تویتر تکمیلی ریبون بهره می برد که نویدبخش صدایی رسا و شفاف و کامل بود. میتوان گفت این بلندگوساز دانمارکی در این رده قیمت یک شاهکار را به دوستداران صدا ارایه نموده.
واضح است که این بلندگو نیازمند آمپلیفایر و سورس خوب برای درایو کردن است که سری Heritage شرکت YBA را از مجموعه ایشان انتخاب کردیم.
برند YBA یک تقابل حرفه ای محسوب میشود که در یکسوی آن طراحی طراح معتبر فرانسوی، استاد دانشگاه پلی تکنیک Ecole و موسس شرکت YBA Electronics، آقای Yves-Bernard Andre قرار دارد، و در سوی دیگر مهندسین خبره و یکی از خطوط تولید پیشرفته و موفق شرکت Shenzhen shanling digital technology قرار گرفته است. این برند در سری های Design، Heritage، Genesis، Passion و Signature محصولات خود را به بازار ارایه میدهد.
آمپلیفایر YBA Heritage A100 در بلندگوها مختلف صدای ممتازی از خود نشان می دهد و به نسبت کلاس قیمتی خودش پرفورمنس بسیار بالایی از خود نشان می دهد. این آمپلیفایر قدرتمند با بلندگوی 8 اهم توان 100وات و با بلندگوی 4 اهم توان 150 وات داشته و دارای پنج ورودی آنالوگ RCA و یک ورودی XLR بوده و همچنین دارای خروجی Pre out جهت اتصال به Power Amplifire یا Active Subwoofer است.
سورس YBA Heritage CD100 صدایی بسیار موزیکال و طبیعی دارد، این دستگاه علاوه بر خروجی آنالوگ RCA مجهز به خروجی XLR نیز هست و همچنین خروجی دیجیتال و ورودی دیجیتال دارد که میتوان DVD یا Blueray خود را به آن متصل نمود و از DAC آن استفاده نمود، این دستگاه از DAC پشرفته Wolfson WM8740 جهت تولید صدا استفاده میکند.
ظاهر هر دو دستگاه بسیار شکیل، زیبا، حرفه ای، ساده و خوش ساخت است و در ساخت آن از بهترین متریال استفاده شده است.
شفافیت نمایشگر ساده هر دو دستگاه YBA نیز توسط ریموت کنترل خوش دست آن قابل تنظیم است.
در نهایت، بنده به جناب محمدپور بابت حسن معشرت، علاقه، سلیقه، و پشتکار ایشان تبریک میگویم و برای ایشان بهترین ها را آرزو میکنم، درود استاد.
نویسنده: احسان

مرور خاطرات

فیلم و موسیقی یکی از تفریحات مورد علاقه من از کودکی بوده. در طول زمان کم و زیاد شده و سلیقم در دیدن فیلم و شنیدن موسیقی بالا و پایین شده ولی هرگز این سرگرمی برای من تا به امروز متوقف نشده، درحالیکه بشدت درگیر تحصیلات و کار شده­ام. متولد سال 67م ولی از وقتی که یادم میاد یکی از سرگرمی­های مخفی مردم دیدن فیلم روی بتامکس بود کما اینکه خوده من اولین فیلم­ها رو که اتفاقا از نوستالوژی­های زندگیم هستند، روی بتامکس تجربه کردم. روبوکاپ، رمبوی1 و چیچوفرانکو و بسیاری دیگر. بعد از بتامکس، وی اچ اس هم بدون دخالت من و توسط خانواده خریده شد، دیگه اون زمان کلوپ­هایی برای اجاره و خرید فیلم­های سانسور شده و دوبله در سطح شهر دیده می­شد. اما بعد از وی اچ اس بود که به اصرار و پافشاری من، ویدیو سی دی و دی وی دی پلیر در ابتدای ورودشان به بازار، به خونه ما نیز راه پیدا کرد. اطلاعات بسیار اندکم از این دستگاهها ناشی از گشت و گذار ناقص در اینترنت و کاتالوگای پر زرق و برق کمپانی ها در ایران بود. چیزی که در پس ذهنم از دی وی دی در آن سال­ها وجود داشت تعداد ترک­های زیاد صدا و زیرنویس­ فیلم قابل انتخاب و همچنین دیدن برخی صحنه از چند دوربین هست. بعلاوه جا دادن چند تا فیلم در یک دیسک. اما دریغ که فلسفه وجود دی وی دی می­تواند صدا و تصویر باشد. مستربین اولین فیلمی بود که روی دی وی دی تونستم ببینم که توسط کمپانی سونی در ایران به عنوان اشانتیون بر روی دستگاه داده می­شد. همون اولین فیلم روی تلویزیون 21 اینچ یک تفاوت کیفیت محسوسی نسبت به سی دی برای من بهمراه داشت که بشدت به سمت این قضیه کشیده شدم. در همون حین یک تلویزیون پروژکشن نیز تهیه کردیم که حالا می­تونستم این تفاوت کیفیت رو بهتر درک کنم. بمرور متوجه شدم سانسور فیلم­ها تنها محدودیت ارائه فیلم­ها نبود بلکه صدا و تصویر محدودیت بزرگی بود که سبب محرومیت ما از لذت بردن بود. فرقی نمیکرد فیلم رو از کلوپ ها تهیه میکردم یا دستفروش های کنار خیابون، هیچ کدوم لذت اون فیلمی رو که بصورت اورجینال در یکی از مغازه های تهران و به قیمت تموم شدن همه پس اندازم تهیه کردم رو نداشت. اما اینترنت به عنوان راهی برای دسترسی به دنیای تکنولوژی حس کنجکاویم رو در اختلافی که صدا و تصویر فیلم­های مختلف وجود داره برمی انگیخت، تا اینکه کم کم با فرمت های مختلف فیلم­های دانلودی آشنا شدم. سپس بدنبال تست فیلم­ها و تفاوت در کیفیت اونها رفتم، امتحان کردن فرمت­های مختلف صدا و تصویر، و دیدن تاثیر المان های مختلف همچون بیت ریت بروی آن­ها. بهرحال ذهن کنجکاوم میگفت حتما باید وجود این المان و پارامترها تاثیر قابل ملاحظه­ای بر روی صدا و تصویر گذاشته باشد. خریدن یک قوطی پلاستیکی واقعا تجاری در ذهن اکنون و یک سینمای خانگی خفن در ذهن گذشتم این تفاوت ها رو خیلی بیشتر از گذشته برای من آشکار کرد. همچنین لذت دیدن فیلم رو بیش از پیش در من تقویت کرد.
در همان سالها دیگه کامل پیگیر اخبار جنگ توشیبا و سونی بروی به ثمر رسوندن فرمت های جدید سینمایی بودم و خب ایکس باکس و پلی استیش 3 تبدیل شدند به اولین دستگاههای سرگرمی و رقیب جدی اچ دی دی وی دی و بلوری. اوایل به بازار آمدن پلی استیشن 3 بود که عشق گیم و فیلم منو به سمت این دستگاه کشوند. خریدن پلی استیشن آرشیو دستگاههای پخش فیلم منو کامل کرد . خیلی خوشحال بودم که همه کامپوننت­های تصویری و سینمایی رو دارم اما وای به الانم که دیگه رغبت ندارم برم سمتشون. در اون برهه زمانی بود که با این وبلاگ آشنا شدم. هر چند که پیش از آن وقتمو تو avsforum صرف میکردم، اما اینجا بود که روی یک واژه تاکید داشتید، تست کنید، تست کنید و تست کنید.  اینطوری شد که اینجا تبدیل شد به یک مرجع تمام و کمال برای من. بدلیل محدودیت­های مالی و نبود دسترسی به سورس اورجینال به سمت ایمیج­های گرفته شده از بلوری کشیده شدم. تست بیت ریت و فرمت­های مختلف صدایی با پلی استیشن 3 با محدودیت­های فراوان در انتقال صدا با کابل نوری و با آن قوطی پلاستیکی 5 کاناله منو قلقلک می­داد به این سمت که هر طور شده بتونم فیلم بلوری اورجینال تهیه کنم تا ببینم حرف­های مطرح شده توسط آقای برزین چقدر صحت امر داره. بلاخره تونستم اولین فیلم رو تهیه کنم با عنوان Planet Earth نسخه UK که شامل یک دیسک اضافه هم بود. اولین چیزی که منو ذوق زده کرد دیدن فیلم تو اون پک زیبا و دوست­داشتنی بود. از اون موقع چون به همین مستند بصورت فایل ریپ دسترسی داشتم شروع کردم به دیدن، تفاوت سورس­ها خیلی زیاد بود حتی با همون کامپوننت­های تجاری که اون موقع یک تلویزیون 40 اینچ LCD جایگزین پروجکشن قدیمی و از دور خارج، شده بود. از اون به بعد بود که شروع کردم به نوشتن لیستی که بتونم هر زمانی که در توانم هست یکی از فیلم­های مورد علاقم رو بخرم و ببینم و برای خودم نقد کنم. بعد از Planet Earth، فیلم I am Lenegd  با اون تصویر و صدای فوق العاده برای من روی اون سیستم به مجموعه ای که در حال جمع آوریش بودم اضافه شد. I Am Legend  تنها فیلمیه که لذتش با همون سیستمی که داشتم و دارم هنوزم برایم محسوسه. برای تست هم شده بود من بارها تفاوت دیسک­های اورجینال با فیلم­های دانلودی 30 40 گیگی رو بررسی کردم. تفاوت رو همون سیستم واضح و مبرهم بود خصوصا توی بخش صدا. واقعا صدا و تصویر، لذت ها رو چند برابر میکنه. از اون سالها پیگیر مطالب اینجا بوده­ام حتی خیلی از مطالب وبلاگ که بدلیل مشکلات هاست پاک شد رو هم تو آرشیو هارد خدابیامرزم داشتم. من شروع به خرید لیست بلند بالام کردم. تا به قول آقای برزین اول فیلم اورجینال داشته باشم بعد به فکر پکیج مناسبی باشم، هر چند که جایی که ذهنیت خانواده ها در مورد قیمت فیلم های اورجینال، تفاوت­ها و کپی رایت و همچنین سیستمهای گران قیمت و غیر تجاری بسیار سرسخت و غیرقابل تغییر هست. هنوز هم سیستم من به جز تلویزیون که عموما در حال آپدیت و بزرگتر شدن هستش همون چیزی بود که بود. حتی رغبت نمیکنم باهاش فیلم ببینم. ترجیحم اینه فیلمی که دوست دارمو با لپ تاپ وهدفون ببینم تا اینکه با اون سینمای خانگی گوش خراشه مسخره. اما همچنان مشغول جمع­آوری فیلم­های مورد علاقم و پیشنهادهای دوستان در اینجا هستم تا روزی بتونم با لذت تموم ببینم، بشنوم و تست کنم.

میلاد

آکوستیک و سالن های اپرا

طنین دقیق نوای موسیقی در سالن‌ها به عوامل بسیار گوناگونی بستگی دارد. طراحان داخلی این سالن‌ها باید محاسبات‌شان در این رابطه بسیار دقیق باشد و مصالحی به کار برند تا آکوستیک سالن ایده‌آل شود. اما تفاوت های فاحشی در صدا بین سالن های اپرا در سراسر جهان وجود دارد. در این مطلب 10 سالن برتر اپرا از نظر آکوستیک معرفی می کنم.

سالن فیلارمونی برلین

سالن کنسرت فیلارمونی شهر برلین آلمان را‌ هانس شارون طراحی کرده است. معماری مدرن این سالن از همان آغاز ساخت بسیار بحث‌ برانگیز بود. به رغم مخالفت‌های فراوان سرانجام این سالن در سال ۱۹۶۳ به پایان رسید و به یکی از دیدنی‌ترین نقاط پایتخت آلمان تبدیل شد. طراحی دقیق و استادانه داخل سالن سبب شده که این سالن از نظر آکوستیک به یکی از بهترین سالن‌های موسیقی جهان تبدیل شود.

سالن جشنواره ریچارد واگنر در شهر بایرویت آلمان

سالن جشنواره ریچارد واگنر در شهر بایرویت آلمان که در زبان محلی "شوینه" نامیده می‌شود، در زمان زندگی واگنر توسط خود او و دوست معمارش اونو بروکوالد، طرح‌ ریزی و در سال ۱۸۷۶ افتتاح شد. آن‌ها طرحی را با الگوی آمفی تئاترهای یونان باستان بوجود آوردند. خصوصیت جالب این سالن، مکان ارکستر اپراست که کاملا مخفی‌ست و سبب شده که طنین موسیقی منحصر به فرد شود.

"پرینس رگنتن تئاتر" در مونیخ

در بنای این سالن سعی شده سیستم آکوستیک سالن جشنواره ریچارد واگنر در شهر بایرویت آلمان شبیه سازی شود. اما اگر در سالن بایرویت صحنه نمایش، سقف، سطح زمین و صندلی‌ها همه از جنس چوب هستند، در سالن "پرینس رگنتن تئاتر" در مونیخ که در سال ۱۹۰۱ افتتاح شده، آهن و بتون نمایی پرقدرت به سالن داده است. اما همین تفاوت سبب شده که طنین صدا در این سالن به اندازه سالن بایرویت شفاف نباشد.

سالن کنسرت والت دیسنی در "کنسرت‌هال" لس آنجلس

سالن کنسرت والت دیسنی "کنسرت‌هال" در لس آنجلس در سال ۲۰۰۳ افتتاح شد. آرشیتکت این سالن که شبیه کشتی بادبانی ساخته شده، فرانک گری و طراحی داخلی آن نیز به عهده یاسوهیشا تویوتا بود. تویوتا در این رابطه طرحی مخصوص به کار برد و محل استقرار ارکستر را در وسط سالن و محل نشستن تماشاگران را دورادور ارکستر قرار داد. اساپکا سالونن، مدیر "کنسرت‌هال" از آکوستیک این سالن بسیار راضی است.

سالن کنسرت "کارنگی‌هال" در نیویورک

سالن کنسرت "کارنگی‌هال" در مرکز منهتن نیویورک به خاطر طنین نوای موسیقی‌اش در جهان مشهور است. این سالن در سال ۱۸۹۱ با فستیوالی پنج روزه افتتاح شد. والتر دارموش، یک رهبر ارکستر جوان آن زمان موفق شد آرتور کارنگی ، یکی از ثروتمندترین مردان جهان را متقاعد کند که مخارج یک سالن بزرگ کنسرت را در نیویورک به عهده گیرد.

سالن اپرای سیدنی

سالن اپرای سیدنی گرچه مشکلاتی با آکوستیک، محل ارکستر و صحنه دارد، اما همین سالنِ کلان‌شهر سیدنی در استرالیا از طرف یونسکو به عنوان میراث فرهنگی جهان شناخته شده است. هزینه نهایی ساخت این سالن در انتها ۱۴ برابر قیمتی شد که در ابتدا پیش بینی کرده بودند. این سالن در سال ۱۹۷۳ توسط ملکه الیزابت دوم افتتاح شد.

بلشوی تئاتر مسکو

بلشوی تئاتر مسکو در کنار مارینسکی تئاتر در سنت پترزبورگ از مهم‌ترین مکان‌های فرهنگی روسیه به حساب می‌آید. بلشوی تئاتر مسکو در سال ۱۸۲۵ افتتاح شد. به تدریح آکوستیک این سالن کیفیت خود را به خاطر ساخت‌ و‌ سازهای جدید و استفاده طولانی از آن از دست داد. این سالن در سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ نوسازی شد و این نوسازی تاثیر مثبتی در طنین صدای آن بوجود آورد.

انجمن موسیقی وین

سالن بزرگ انجمن موسیقی وین به خاطر کنسرت‌های سالانه فیلارمونی وین شهرت جهانی دارد. این سالن که در ژانویه سال ۱۸۷۰ افتتاح شده، از زمان افتتاح به خاطر زیبایی فریبنده‌اش با استقبال جهانی روبرو شد. شاید به همین دلیل است که هنرمندان بزرگ دنیا با علاقه در این سالن به هنرنمایی می‌پردازند یا شاید آن‌ها به خاطر طنین شفاف و فوق‌العاده سالن علاقمند به هنرنمایی در آن هستند.

"اشتات‌هاله" در شهر ووپرتال آلمان

سالن تاریخی "اشتات‌هاله" در شهر ووپرتال- البرفلد آلمان سالنی است که در آن چشم و گوش آرامش می‌یابد. این سالن زیبا که به سبک نئورنسانس ساخته شده، در سال ۱۹۰۰ افتتاح شد. طنین صدای این سالن شنونده را به یاد سالن بزرگ انجمن موسیقی وین می‌اندازد. بی‌سبب نیست که بسیاری از شرکت‌های ارائه آثار موسیقی جهان برای ضبط آثار خود به این سالن می‌آیند.

سالن "اِلب ‌فیلارمونی" در‌هامبورگ

مسئول آکوستیک سالن "اِلب ‌فیلارمونی" در‌هامبورگ "یاسوهیسا تویوتا" است؛ کسی که طراحی داخلی سالن کنسرت والت دیسنی "کنسرت‌هال" در لس آنجلس را نیز به عهده داشت. در سالن "اِلب ‌فیلارمونی" در‌هامبورگ نیز قرار است ارکستر و تماشاگران بسیار نزدیک به هم باشند. تویوتا در این باره می‌گوید: «هدف نهایی ما ایجاد شرایط صمیمیت صوتی در سالن است. (سالن اِلب ‌فیلارمونی هامبورگ در حال ساخت است)

کاملیا پهلان

منبع: DW

ماریا کالاس

کالاس، خواننده‌ای که صدایش همچون سازی در ارکستر بود. گاه ویولن، گاه فلوت و لحظه‌ای ویولا می‌شد. در نقش "نورما" همانقدر خوش درخشید که در نقش "ویولتا". ماریا کالاس، پدیده‌ای با دو ویژگی: ماریای زن و کالاس هنرمند.

اپرا را یکی از کهن‌ترین و کامل‌ترین هنرها می دانند. قدمتش به یونان باستان باز می گردد، اما زادگاه اصلی اش ایتالیاست. چهار قرن پیش دو هنرمند ایتالیائی، "کاچینی" و "پری" با آوای گرم و پرقدرت خود این هنر باستانی را همراه با نمایش و آواز و موسیقی به جهانیان عرضه کردند. انگلستان و فرانسه و آلمان، و پس از آن متروپولیتن آمریکا پایگاه‌های بعدی اپرا بودند. از میان کشورهای شرقی این مصری‌ها بودند که در آغاز به فکر عرضه این هنر ارزنده افتادند.

ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه نیز پس از مصر پا به میدان گذاشتند. همزمان با گشایش تالار رودکی در سال ۱۳۴۶ اپرا نیز به ایران راه یافت. شاید از آن پس بود که هنرمندان مشهور اپراهای جهان نیز برای ایرانیان نام آشنا شدند. در میان علاقمندان به اپرا اما کسی نبود که نام ماریا کالاس را نشنیده باشد. آنهائی که به فرنگ راه داشتند و دستی گشاده، به اسکالای میلان، ورونای ایتالیا و دیگر اپراهای بزرگ جهان می‌رفتند، تا دیداری با این هنرمند جهانی داشته باشند.

زندگی مالامال از تناقض

می‌گویند زندگی کالاس پر از تناقض است. در ظاهر زنی خشن و بدبرخورد، اما در صحنه آنچنان احساساتی که اشک را از دیدگان تماشاگران جاری می ساخت.

ماریا فرزند سوم یک خانواده یونانی است که در نیویورک متولد می‌شود. تولدی که فاصله چندانی با مرگ برادر کوچک او نداشت، شادی چندانی نیز به بار نیاورد. پیانو بنا به خواست مادر با وجود اوضاع مالی نه چندان خوب جزء لاینفک خانه بود.

اوانگلیا که صدای خوش را از پدر به ارث برده بود، خیلی زود متوجه استعداد کودک خردسالش در زمینه موسیقی و آواز می‌شود. در آشپزخانه کار می‌کرد که نوائی دلپذیر از پیانو می‌شنود و با عجله خود را به اتاق می‌رساند. ماریا را می‌بیند که با دستان کوچکش بر روی پیانو قطعه‌ای می‌نوازد و آوازی را زمزمه می‌کند. از آن پس اوانگلیا آرزوهای سرخورده خود را در ماریا می‌دید و از هیچ کوششی برای موفقیت او دریغ نمی‌کرد.

هشت ساله بود که قطعه لاپالوما را نواخت و ده ساله بود که آریای کارمن را اجرا کرد. بازگشت به یونان پس از اتمام دوره دبیرستان نقطه عطفی نیز برای زندگی موسیقائی ماریا بود.

شاید اگر خواننده "توسکا" در اپرای آتن ناگهان مریض نمی‌شد، ماریا خیلی دیرتر به شهرت می‌رسید. اما همین اتفاق ساده سبب شد تا هیدالگو ماریای جوان را در سال ۱۹۴۱ در سن هجده سالگی برای نخستین بار به روی صحنه بفرستد. «او یک توسکای فراموش نشدنی بود و تا پایان عمر در این نقش ستاره درخشان و تکرارنشدنی باقی ماند.»

آتن اما هنوز آن جائی نبود که بتواند برای ماریا شهرتی جهانی به بار بیاورد. هدف ماریا اسکالای میلان بود. به ایتالیا رفت تا اسکالا را فتح کند. آشنائی با باتیستا مِنِگینی ایتالیائی و سپس ازدواج با او با تفاوت سنی بسیار، نخستین گام‌ها در این راه بود. در اسکالا پذیرفته نشد، اما در "ورونا" به روی صحنه رفت. روز و شب تمرین می‌کرد و اجرای هیچ نقش مشکلی را حتی در فرصت‌های کوتاه رد نمی‌کرد.

اولیور مِرلین در کتاب خود می‌نویسد: «ماریا از سه صدا برخوردار بود: صدای بالا، صدای میانی و صدای پائین که همان زیر و بم است.

از آن پس طرفداران صدای ماریا کالاس تشویق‌های او را زمان‌بندی می‌کردند. بطور مثال می‌گفتند "مردم ۲۵ دقیقه روی پا ایستادند و او را تشویق کردند." یا اینکه "۳۰ دقیقه کف زدن ها به درازا کشید." بالاترین دقایق پس از اجرای نورما بود که ۳۷ دقیقه ادامه داشت.

ماریا کالاس درسال ۱۹۵۶ برای اجرای اپرای لوچیا دو لامرمور با گروه اجرائی برلین به وین می رود. ۱۲۰۰۰ نفر در مقابل ساختمان اپرا اجتماع کرده بودند. ۶۰۰۰ بلیط برای سه شب فروخته می شود. کاملیا مسیح از نگاه منتقد به این اپرا می‌گوید: «"جنون" لوچیا لامرمور یکی از مهارت‌های اجرایی کالاس بود. منتقدین، معتقد بودند که در لحظه اجرا، تماشاگر فراموش می‌کند که این اجرا طبیعی نیست. انگار که خود طرف است.»

بر خلاف ما ایرانی‌ها که منتقد خوب کم داریم و حاضر به قبول یک نقد خوب هم نیستیم، ماریا کالاس توجهی ویژه به نقدهائی داشت که درباره‌اش نوشته نوشته می‌شد، نسبت به آنها حساس بود. و روی او اثر می‌کرد. اثری که هم له‌اش می‌کرد و هم باعث پیشرفت‌اش می‌شد. له می‌شد، ولی ادامه می‌داد.

میان ماریا کالاس و هنرش سه چیز فاصله انداخت: سینوزیت، ناراحتی فشار خون و عشق. او اما همچنان به عنوان خواننده‌ای استثنائی در قرن بیستم باقی مانده است. در سال های پایانی عمر بنا به تقاضای پازولینی به سینما روی آورد و نقش "مِدِآ" را بازی کرد. ماریا تمام دردهای مدآ اعم از ناامیدی، عشق ناکام، جنون و خشم را در این فیلم با چشمان و حرکات صورتش نشان داد. این فیلم در پاریس با استقبال زیادی مواجه شد و ماه ها بر روی پرده سینما بود.

پازولینی می‌گوید: «ماریا در عین حال که زنی فوق العاده است، در درونش شخصیت یک زن باستانی را دارد.
ماریا با یک سکته قلبی مشتاقانش را پشت درهای اپرا برای همیشه در انتظار گذاشت. ماریا پیشتر به شاگردان خود گفته بود: «ما هنرمندان، خدمتگزار آهنگسازان و مردم هستیم و در این راه باید آمادگی قربانی کردن را داشته باشیم. اگر موسیقی را دوست دارید باید یک هنرمند فداکار باشید.

کاملیا پهلان

Focal aria 936

با سلام واحترام خدمت همه دوستان وسروران خودم ... میخوام تجربه دو ماهه خودم رو درمورد این بلندگو با شما عزیزان در میان بزارم
تعریف سری 800 فوکال رو زیاد شنیده بودم ولی از ظاهر و ساخت وشازش خوشم نمیومد و نیز این میدونستم که در پخش فرکانسهای بالا هم ضعف داره ولی این موارد از محسانتش چیزی کم نمیکنه ودر کل بلندگوی خوب وخوش مچیه........... با آریا 936 در اینترنت آشنا شدم و ریویوهای زیادی ازش خوندم و همه یه جورایی ازش تعریف میکردند ولی متاسفانه در اینجا هیچکس این مدل رو نمی شناخت !!! بگذریم.... سری استند آریا در سه مدل 926 - 936 و 948 تولید شده که بنده به  خاطر مدل بعدی آمپلیفایرم و نیز توجه بیشتری که در ریویوها به مدل 936 شده بود این مدل رو انتخاب و تهیه کردم.از لحاظ مشخصات فنی دقیقآ همون 836 هست فقط ازلحاظ ظاهر کمی قد بلندترو شکیل تر شده . ساخت وسازش بسیار عالی و بی نقصه. جنس داریوها بجای کاغذ از کتان می باشد که  در بلندگوهای بی اند دبلیو سری 800 هم از این مدل پارچه استفاده شده. جنس و صدای یونیتها خیلی بهتر شده وتویتر ومیدرنجی که استفاده شده نسبت به یونیتهای ارزون قیمت فوکال سری 800 بسیار دقیقتره و مخصوصآ تویتر اون ازمدل تی ان اف تویتر میباشد که خروجی بسیار سالمی داره...کابینت 936 از چوب یا چیزی بین چوب و ام دی اف هست .اینو به این دلیل میگم چون از نظر ظاهر به ام دی اف میخوره ولی از زمانی که این بلندگو رو از کارتن باز کردم چنان بوی چوبی در اتاق پیچیده که هنوز بعد دوماه هم این بو در فضای اتاقم احساس میشه.بهرحال از این بابت ازتون عذر میخوام که دقیق نمیتونم بگم که جنس کابینتش از چیه !! درساخت جلو وپشت این بلندگو  چرمی خاص بکاربرده شده و بالای بلندگو شیشه ایی زیبا کارشده که نام فوکال در زیر اون جلوه ایی خاص به اون بخشیده...در ساخت پنل جلویی از آهن ربا بجای پیم استفاده شده که  بسیار دقیق و راحت میتونید بردارید و بزارید ونیز اون درد سرهای پیم و احتمال شکستگی اون رو نداره
واما صدا :

در این مدت گذشته که آهنگها و آلبومهای متفاوتی رو گوش کردم 936 در فرکانسهای بالا خیلی دقیق و در فرکانسهای پایین بسیار گرم و دلنشین هست و در کل بیس و تریبل بسیار بسیار سالم و قشنگی داره وهر چه بیشتر هم میگذره صدا زیبایی منحصر به فردی پیدا میکنه .ضمنآ در همه نقاط صدای خوب و یکنواختی به شما میده و لازم نیست در یک نقطه خاص قرار بگیرین تا بهترین صدا رو به شما ارایه بده . طوری که من  در اینترنت دیدم وخودم  متوجه شدم این سری فوکال چیزی بین سری 800 و الکترا این شرکت خوشنام میباشد و درمجوع اگر قصد خرید بلندگو ویا احیانآ خرید سری 800 فوکال رو دارید این مدل رو در صدر آیتمهای خریدتون قرار بدید که اطمینان دارم نه تنها پشیمون نمشید بلکه نسبت به هزینه ایی که کردید در مقایسه با همردیفهای خودش در این رنج قیمت بسیار برتر و خوش صدا تره ................. هم در صدا وهم در ساخت براحتی 5 ستاره رو خواهد گرفت
بهرحال مختصری بود از تجربه بنده در این مدت کوتاه که به زبانی عامیانتر برای استفاده شما استادان بزرگوار بیان کردم که از این بابت از حضور همه عذر خواهی میکنم و امیدوارم بکار شما عزیزان بیاد


ممنونم.........amir

تفاوت نسخه کپی با اورجینال

سوالی که برای اکثر سیستم سینمایی دوستان مطرح است تفاوت بین فیلم های بلوری کپی با اورجینال است.

من حدود 5 سال که با آقای برزین در ارتباط هستم تقریباً از صفر شروع کردم در ابتدایی ترین تجربه سیستم سینمای خانگی دنون خریدم با دی وی دی اورجینال و ادامه داشته تا امروز که نتیجه شده چندین سیستم مختلف و حدود 80 فیلم اورجینال بلوری.

استاد همیشه در مطالبشون تاکید کردن بر این موضوع که من فقط راه نشون میدم  خودتون برید و تجربه کنید نه مثل بعضی ها که مثلا در های فای خودشون صاحب نظر میدونن و برندهای را مرجع می کنند و به دیگر کمپانی ها القاب مسخره نسبت میدن! و اگر هم کسی جزء نظرات حزرات نظری بده احمق بحساب میان. (خودتون در طول زمان عوض شدن دیدگاه های این حزرات دیدید که فقط از بی تجربه بودنشون هست) 

داستان نسخه های کپی دوزاری با اورجینال هم از انجمن های فارسی و بچه های هست که سیم وصل می کنند به تی وی و م ا ه و ا ر ه عشق پلاسما پانا فیلم MKV با زیرنویس فارسی هستن. بزرگترین سوال در انجمن های فارسی این هست (فلان تی وی یا سینمای خانگی زیرنویس فارسی پخش میکنه) 

من برای تست تفاوت نسخه های کپی با اورجینال چندین نسخه کپی از اینترنت خریدم. 25 گیگ و 50 گیگ در مورد 25 گیگ ها که نمیشه صحبتی کردن کاملا بی ارزش هستند و تفاوت چندانی با MKV های دانلودی با حجم 8 تا 12 گیگ ندارن. بی ارزش هستند.

50 گیگ ها در بسیاری موارد دقیقا حجمی مشابه نسخه اصل دارن با همون منوها و محتویات. یعنی دقیقا از روی نسخه اصلی کپی شدن. در بین چند نسخه آشغالی که از نت خریدم امکان BD LIVE از کار افتاده بود. در نسخه های هم که امکان تصویر در تصویر داشتند باز هم از کار افتاده بود. اما تفاوت ها تصویر و صدا بین این دو

من فیلم رزیدنت اویل 5 انتخاب کردم چون یه نسخه آمریکا از آقای برزین هدیه گرفتم.(در مسابقه برنده شدم) یه نسخه 50 گیگ هم از اینترنت خریدم. در نگاه اول چاپ کاور و دیسک در نسخه کپی فاجعه هست یعنی حالتون بهم میخوره.

منوها و محتویات کاملا یکی هستند. در 25 گیگ ها محتویاتی مثل گفتگوها و پشت صحنه هارو حذف می کنند در موارد منوها هم ساختگی هست. در بعضی 25 گیگ ها محتویات هم حفظ میشه اما در این نسخه ها کیفیت تصویر به علت فشرده شدن در حد دی وی دی پایین میاد.

در نسخه 50 گیگ رزیدنت اویل تصویر تار شده, لبه های لباس هنرپیشه ها کنگره کنگره شدن. رنگ قرمز و سیاه آبکی شده و کدر, جزِئیات پوست خوب دیده نمیشه انگار که رزولوشن 720 شده و دقت تصویر پایین اومده است. یک نکته جالب در ثابت شدن حجم بیت ریت که در نسخه اورجینال متغییر بود. آقای برزین در موردش زیاد نوشتن. و در نسخه کپی ثابت روی 18 مگابیت بر ثانیه بود! صدا هم به همین شکل ثابت روی 4 مگابیت بود. در نسخه اورجینال بیت ریت تصویر بین 16 تا 28 مگابیت تغییر میکنه و در صحنه های اگشن به اوج میرسه اما در کپی اینطور نیست. با مشورتی که با استاد داشتم توضیح دادن در بیت ریت متغییر برای صحنه های با تحرک زیاد برای حفظ ساختار تصویر و وضوح اجسام متحرک بیت ریت بالا میبرن و در صحنه های که نیاز به حجم بالای بیت ریت نیست میزان اون برای اشغال کمتر دیسک پایین میارن. در کپی ثابت بود و این باعث شده که در صحنه های اگشن تصویر تار بشه و در مورادی ساختار تصویر بهم بریزه. کلا تصویر گند زده شده است.

صدا در نسخه کپی تحرک نداره و فقط از کانال ها شنیده میشه. ساراندها خیلی ضعیف شدن و باس هم لود شده و اذیت میکنه. اصلا چیزی به اسم دی اس پی وجود نداره. صدای گفتگو ها بم شنیده میشه و کریستالی نیست. 

این تفاوت ها به چشم منی اومد که ذره ای از تجربه آقای برزین و حتی دیگر نویسندگان اینجارو ندارم.

در یک کلام بگم تفاوت نسخه 50 گیگ کپی با اورجینال جغد هم متوجه میشه.

امیر