Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

مطالب مخاطبین

Thor Blu-Ray Review

تا قبل از شنيدن در مورد فيلم Thor‌ من اين شخصيت رو نمي شناختم و چيزي در موردش نشنيده بودم. اولين بار كه در انتهاي فيلم Iron Man 2 كليپ كوتاهي رو ديدم كه چكش Thor‌ رو كه به زمين افتاده بود و Agent Coulson رو كه سر صحنه حاضر بود نشون مي داد، رفتم و روي اينترنت جستجو كردم تا اطلاعاتي در مورد اين شخصيت پيدا كنم. بعدها با ديدن تريلر تبليغاتي فيلم Thor خيلي علاقه مند شدم تا فيلم رو بعد از اكران و عرضه روي ديسك هاي نوري حتماً تماشا كنم. فيلم در ماه May سال 2011 اكران شد و بعد از چند ماه روي فرمت هاي مختلف خانگي عرضه شد. فيلم توسط Kenneth Branagh كه شايد خيلي ها او رو به عنوان يك هنرپيشه مي شناسند كارگرداني شده و نقش Thor‌ توسط Chris Hemsworth ايفا شده. از ديگر بازيگران اين فيلم ميشه به Sir Anthony Hopkins, Natalie Portman و همچنين Tom Hiddleston اشاره كرد. نسخه اي كه من ديدم فقط شامل فيلم دو بعدي بود، اگر چه در آينده و در صورت امكان حتماً نسخه سه بعدي رو هم تهيه خواهم كرد. اجازه بديد به تصوير و صداي اين ديسك نگاهي بندازيم.

تصوير در Thor
لوكيشن هاي اصلي در اين فيلم شامل سه فضاي كاملاً متفاوت نسبت به هم ميشن. يكي دنيايي هست كه خانه اصلي Thor محسوب ميشه بنام Asgard، ديگري دنياي دشمنان هست بنام Jotunheim و آخري هم كه كره زمين هست. تفاوت هاي بصري بسيار زيادي در اين سه لوكيشن قابل مشاهده هست. Asgard كه كلاً يك دنياي بي نقص و زيبا هست كه جلوه هاي بصري و رنگ هاي بكار رفته در اون بسيار چشم گير و زيبا هستند. در اينجا رنگ غالب طلايي هست كه ميشه تاثير اون رو در همه جاي تصوير احساس كرد. فضاهاي بسيار عظيم موجود در Asgard كه در نماهاي گرفته شده از بالا به نمايش در ميان واقعاً چشم نواز هستند، پلي كه بين Asgard و پورتال موجود در اونجا كه براي سفر به دنياهاي ديگه از اون استفاده ميشه وجود داره با رنگهاي بسيار زيبا بخشي قابل توجه از اين محيط زنده و زيباست. تركيب رنگ قرمز شنل Thor و اين پس زمينه هاي طلايي تركيب بسيار قشنگي رو ايجاد ميكنه. در Asgard‌ شايد فقط تنها چيزي كه ميشه به اون خرده گرفت، حضور تقريباً هميشگي اون سايه رنگ طلايي در همه جاست به نحوي كه تقريباً همه شخصيت هاي صورتهايي دارند كه به زردي ميزنه. دنياي دوم يعني Jotunheim در نقطه مقابل Asgard قرار داره و اون هم يعني نبودن هيچ رنگ زنده اي در اينجا. در اين دنياي سرد و يخي فقط سياهي و طيف هاي تيره از رنگهاي خاكستري و آبي تيره رو داريم، البته سفيدي برف كه بيشتر به طوسي ميزنه هم در اين دنيا متمايز از رنگهاي تيره ديگه هست. سياهي در اينجا در حد زيادي غالب هست ولي باز هم ميشه از كيفيت عالي بلو-ري لذت برد. نسبت به Asgard و زمين صحنه هاي خيلي زيادي رو در اين دنياي تاريك در طول فيلم نداريم ولي اگر بخوام جزئيات تصويرهاي تاريك رو در فيلم Thor‌ و The Avengers‌ مقايسه كنم بايد بگم كه در The Avengers در تمام صحنه هاي تاريك فيلم كه نسبتاً زياد هم بودند وضوح جزئيات تصوير بسيار قابل توجه بودند و نسبت به فيلم Thor‌ برتري داشتند. ميرسيم به زمين و لوكيشن هاي بياباني New Mexico كه در اينجا ميشه تصويري زيبا و طبيعي از رنگ ها رو تجربه كرد. جزئيات صحنه هاي روي زمين بسيار خوب و با كيفيت هستند و مبارزاتي كه در اين لوكيشن اتفاق ميافتن و مخصوصاً صحنه هاي مبارزه با Destroyer‌ كه از Asgard به زمين فرستاده شده و غول آسا هست، بسيار قابل توجه هستند. در كل تصوير در اين فيلم خيلي خوب و تميز ارائه ميشه ولي اگر بخوام با تصويري كه اخيراً‌ از The Avengers ديدم مقايسه كنم، اين فيلم قطعاً در رده پايين تري قرار مي گيره ولي ميشه تصوير اين فيلم رو در رده خيلي خوب قرار داد.

صدا در Thor
ترك صداي اين فيلم DTS-HD 7.1 هست كه بايد بگم يكي از سنگين ترين صداهايي هست كه من تابحال روي بلو-ري تجربه كردم. طبق معمول همه بلو-ري هاي درجه يك در اينجا هم در طول فيلم ديالوگ ها در بين همه صدا هاي موجود در صحنه بسيار واضح شنيده ميشن و در سنگين ترين صحنه هاي اكشن فيلم هم در ميون صداها گم نمي شن. واقعاً مي تونم بگم صداي فيلم تكان دهنده هست! در صحنه هاي مبارزات تقريباً با هر ضربه چكش Thor به زمين، اتاق يك تكان حسابي ميخوره. در صحنه هاي مبارزه در Jotunheim كه همراه با تخريب هاي عظيم هست و ريزش قطعه هاي بزرگ يخ رو داريم، صداي حاصل از اين ريزش ها واقعاً محيط رو پر مي كنه و چنان لرزه اي ايجاد ميكنه كه حس ميشه زمين زير پاي شنونده در حال فرر ريختن هست. پرتاب چكش توسط Thor‌ و درو كردن دشمنان هم صدايي بسيار شنيدني ايجاد ميكنه. در بخش مبارزه با Destroyer بر روي كره زمين هر شليك آتشين توسط Destroyer صداي كر كننده اي رو ايجاد ميكنه كه واقعاً نفس گير هست. وقتي مسير شليك اشعه آتشين به سمت دوربين مياد، نزديك شدن صدا به سمت بيننده بسيار قابل توجه هست. در بخش هاي پاياني فيلم و در صحنه تخريب پل در Asgard و ضربه هاي Thor به روي سطح پل و بعد از اون تخريب شدن پل هم خيلي صداي مهيبي رو ايجاد ميكنه. ميشه گفت صداي اين فيلم سيستم صوتي رو كلاً يه تكان حسابي ميده و هر كسي مي خواد قدرت سيستم صوتي خودش رو نشون بده ميتونه از اين فيلم بهره ببره.

به عنوان بخش هاي تكميلي در اين ديسك هم چيزهاي خوبي قرار گرفته كه همگي با كيفيت HD ارائه ميشن و ديدن اونها هم بسيار لذت بخشه. بخشي داريم به مدت تقريباً 4 دقيقه بنام Marvel One-Shot : The Consultant كه Tony Stark و General Ross (كه در فيلم The Incredible Hulk حضور داشت) رو نشون ميده و در مورد  The Abomination (شخصيت منفي در فيلم The Incredible Hulk) هست و جالبه. در بخش هاي بعدي كه به ساخت و پشت صحنه فيلم مربوط ميشه هم تقريباً نزديك به 45 دقيقه انواع پشت صحنه ها و مصاحبه ها رو داريم كه بسيار ديدني هستند. بخش جالب بعدي يك كليپ تقريباً 3 دقيقه اي هست كه با حضور Joss Whedon به معرفي شخصيت هاي حاضر در The Avengers مي پردازه. قسمت بعدي هم مربوط به صحنه هاي حذف شده از فيلم هست كه همراه با توضيح كارگردان بر روي صحنه ها ديدني تر هم ميشه. آخرين بخش موجود در اين قسمت هم Trailer ها هستن كه شامل دو تريلر از Thor و يك تريلر هم از انيميشن Avengers هست.
در انتها از جناب برزين به دليل لطف هميشگي ممنونم و همينطور از شما دوستان عزيز كه اين مطلب رو مطالعه كرديد.
اميدوارم كه مورد توجه قرار گرفته باشه.

طاهر

The Avengers Blu-ray 3D

خيلي از ما از دوران کودکي خودمون به يک شخصيت خاص و اصطلاحاً سوپرهيرو علاقه مند مي شيم و اين علاقه مندي حتي در بزرگسالي هم ادامه پيدا مي کنه. به شخصه من از بچگي به شخصيت Batman خيلي علاقه داشتم و اين شخصيت ابهت خاصي براي من داشت. بعدها با شخصيت هاي ديگه اي مثل Spider-Man و Iron-Man و ... آشنا شدم که هر کدوم براي خودشون جذابيت هاي خاص خودشون رو داشتند. يه کمي که بزرگتر شدم و شروع به ديدن فيلم کردم و فيلم هاي اين شخصيت ها رو ديدم و از اونجايي که علاقه خاصي هم به فيلم هاي اکشن داشتم و دارم، توجه من به سمت اين شخصيت ها بيشتر جلب شد تا اينکه چند سال پيش شنيدم که قراره در فيلمي بنام The Avengers شخصيت هاي مختلفي از اين سوپرهيروها رو در کنار هم قرار بدن. اگر فيلمهاي The Incredible Hulk، Iron Man، Captain America و Thor رو ديده باشيد و در پايان فيلم هم تا آخر Credits رو تماشا کرده باشيد حتماً ديديد که در يک قطعه ويديويي کوتاه که معمولاً Samuel L. Jackson در نقش Nick Fury در اونها حضور داره اشاراتي به Avengers و اينکه قراره تيمي از سوپرهيروها جمع بشن، ميشه.
فيلم Avengers توسط Joss Whedon که نويسنده و کارگردان خوش ذوقي هم هست، نوشته و کارگرداني شده. من قبلاً از Whedon سريال Angel و همينطور Firefly رو ديده بودم و کلاً ازش خوشم ميومد و مي دونستم که خودش هم از علاقه مندان پر و پا قرص کميک هاي شخصيت هاي The Avengers بوده، پس مي شد ازش انتظار داشت که فيلم رو از لحاظ فيلمنامه خوب از آب در بياره. از نظر کارگرداني اين اولين پروژه بزرگ سينمايي براي Whedon بود. البته او در زمينه کارگرداني سريال ها از سال 1996 فعاليت داشته و فيلم سينمايي Serenity رو که مربوط به سريال Firefly ميشد رو هم ساخته بود ولي عظمت The Avengers با هيچ کدوم از کار هاي قبلي قابل مقايسه نبود. فيلمبرداري اين فيلم رو به صورت دو بعدي انجام دادند البته با در نظر گرفتن اينکه بعداً احتمالاً به سه بعدي هم تبديل خواهد شد و بعد از مدتي تصميم نهايي براي تبديل اون به سه بعدي هم گرفته شد و اينطور که ميگن نزديک به دو سال براي تبديل فيلم از دو بعدي به سه بعدي وقت صرف کردند و اين کار توسط شرکتي بنام Stereo D انجام شد که مي تونم بگم کار رو بسيار حرفه اي و زيبا انجام داده. بالاخره بعد از چند سال انتظار در تابستان 2012 فيلم The Avengers به روي پرده سينماها رفت و بعد از مدت کوتاهي در فرمت هاي مختلف از جمله Blu-Ray عرضه شد.
به لطف جناب برزين نسخه UK اين فيلم که شامل دو ديسک بلو-ري هست به دست من رسيد. بعد از کلي انتظار بالاخره فرصت شد تا نسخه سه بعدي اون رو در يک وقت مناسب تماشا کنم و البته اين رو هم بايد اشاره کنم که قبل از ديدن فيلم نقدي رو که آقاي برزين از نسخه دو بعدي نوشته بودند مطالعه کرده بودم و در مورد صدا ناراحت بودم، چرا که از فيلمي با اين همه تبليغات و هزينه انتظار داشتم که از همه لحاظ به قول خودمون بترکونه!

تصوير سه بعدي در The Avengers
در همين ابتدا دوست دارم اين رو بگم که من با علم به اينکه اين فيلم از يک نسخه دو بعدي به سه بعدي تبديل شده فيلم رو تو پلير گذاشتم. در بخش هاي ابتدايي فيلم که بيشتر محيط هاي تاريک رو داريم افکت سه بعدي اون قدر که بايد به چشم نمياد. البته نکته مثبتي که از همين ابتدا توجه من رو به خودش جلب کرد اين بود که با وجود اينکه عينک سه بعدي ميزان نور تصوير رو کاهش ميده و معمولاً فيلم رو تاريک ميکنه، در اين تصاوير تاريک ابتداي فيلم جزئيات به خوبي قابل تشخيص بودند، سايه ها و تاريکي محيط قابل تمايز بودند و در کل تصوير تر و تميزي به نمايش در مي اومد. اما اصل کيفيت تصوير وقتي خودنمايي کرد که تصاوير روز و مخصوصاً بخش هاي جنگ هاي پاياني فيلم در شهر نيويورک رسيدند، به جرات مي تونم بگم که بخش هاي مبارزات سوپرهيروها و دشمنان در نيويورک بهترين مبارزاتي بودند که من تابحال در يک فيلم سه بعدي ديدم، هم از لحاظ کيفيت تصوير، هم از لحاظ افکت هاي سه بعدي و هم از اين جهت که مشکل Cross talk که معمولاً در تصاوير سه بعدي روشن به چشم مياد در اين بخش ها تقريباً اصلاً وجود نداشتن و اين حس به من دست ميداد که انگار تلويزيون پنجره اي هست که به روي اين تصاوير باز شده. در مورد جزئيات تصوير نمي خوام زياد چيزي بگم چون جناب برزين توي تحليل خودشون همه چيز رو بيان کردند که همه اونها در مورد سه بعدي هم صدق ميکنه، فقط چند ايراد تصوير رو که مخصوص نسخه سه بعدي هست مي خوام بگم. در بعضي از صحنه ها (که تعدادشون خوشبختانه زياد نيست) Cross talk بسيار زيادي داريم، مثلاً در صحنه اي که Helicarrier (همون ناو هواپيمابر پرنده) رو از بالا مي بينيم، Cross talk به حد اعلا ميرسه و روحي از اين غول پرنده رو در کنار اون مي بينيم که تو ذوق آدم ميزنه و در بخش هايي از فيلم که در دنياي ديگه اتفاق ميافته و يک راه پله رو توي فضا مي بينيم، همينطور هست. البته همونطور که گفتم تعداد اين صحنه ها انگشت شمار هست ولي بالاخره بايد گفت. خوشبختانه در بخش هاي اصلي فيلم از لحاظ تصويري مشکل خاصي وجود نداره و بايد به اين کار تبديل دو بعدي به سه بعدي تبريک گفت، چون فيلم بسيار پر زد و خورد و پر از جلوه هاي ويژه کامپيوتري هست که اگر در مورد کار تبديل دو بعدي به سه بعدي مطالعه کنيد، خواهيد ديد که کار تبديل صحنه هاي پر از CG بسيار پيچيده هست.
کلاً تصوير من رو بسيار راضي و انتظار چند ساله من رو برآورده کرد. واقعاً به دست اندرکاران بصري فيلم بايد خسته نباشيد گفت.

و اما صدا ...
در مورد صدا نمي خوام چيزي بنويسم، چون هر چي بوده جناب برزين لطف کردند، نوشتند. فقط اين رو بگم که قبل از اين آخرين فيلمي که من بصورت سه بعدي ديدم، Underworld Awakening بود که اگر بخوام صداي اون رو با اين فيلم مقايسه بکنم بايد بگم، در Underworld هم که مبارزات زيادي رو مي ديديم، صدا چند سر و گردن بالاتر بود و کانال هاي مختلف صدا بسيار فعال بودند و فضاسازي زيبايي رو انجام مي دادند ولي در اينجا دقيقاً توضيحات آقاي برزين در مورد صدا رو با گوش خودم شنيدم و متوجه شدم که وقتي گفتن فضاسازي کامل انجام نميشه يعني چي! با اينکه در بعضي از صحنه ها صدا بسيار تکان دهنده هست، در حدي که بعد از پايان فيلم متوجه شديم دو تا از ماهي هاي توي آکواريوم برادرم از شدت صدا سکته کردند و به رحمت خدا رفتند، ولي اون حسي که بايد از بودن در وسط ميدان جنگ در وسط نيويورک و تخريب ساختمان هاي عظيم الجثه به بيننده منتقل بشه، نميشه! مي دونيد وقتي اون موجودات عظيم الچه ميان و از وسط يک ساختمان رد ميشن و همه چيز رو تخريب ميکنند، شما انتظار داريد غرق در صداي اين تخريب بشيد، چون عملاً در وسط اين مخمصه قرار داريد ولي حس مي کنيد اون قدري که بايد غرق مي شديد، نشديد. از طرفي تصويري رو مي بينيد که بسيار عظيم و فوق العاده به نظر ميرسه و انتظار داريد چنين تصويري صدايي به همراه داشته باشه که در شان اون عظمت باشه و وقتي نيست کمبود احساس ميشه. نمي دونم شايد اگر تحليل آقاي برزين رو نخونده بودم انتظاراتم در اين حد بالا نمي رفت و شايد هم به دليل علاقه اي که به فيلم داشتم و غرق در تماشاي اون بودم، اينقدر متوجه کمبودها نمي شدم ولي خوشحالم که اون تحليل رو خونده بودم و در هنگام تماشاي فيلم اون نکات رو حس مي کردم، از اين بابت تجربه بسيار خوبي بود، مخصوصاً اين رو فهميدم که به خاطر اسم يک فيلم نبايد چشم و گوش بسته اون رو تماشا کرد!

در کل با در نظر گرفتن همه جوانب من از فيلم لذت بردم و انتظاراتم تا حد زيادي برآورده شد ولي اميدوارم در نسخه هاي بعدي سري The Avengers همين قدر که تصوير رو با کيفيت ارائه دادند، صدا رو هم به حد اعلا برسونند.
اگر فرصتي بشه، حتماً نسخه دو بعدي رو هم تماشا مي کنم تا اون جزئيات خارق العاده تصوير رو يک بار ديگه و اين بار بدون هيچ فيلتري در جلوي چشم هام ببينم و لذت ببرم و البته بخش هاي پشت صحنه موجود در ديسک دو بعدي رو هم از دست نخواهم داد.

با تشکر از شما دوستان عزيز

طاهر

Prometheus Blu-ray Review

کمپوننت های مورد استفاده:

TV: LG 47LM76100

PLAYER: PIONEER LX55

AMP: DENON 1920

SPEACKERS: FOCAL SIB AND CUB

HDMI CABLE: MONSTER 2000

 

کارگردان: Ridley Scott 

نویسنده: Jon SpaihtsDamon Lindelof

بازیگران:  Noomi RapaceLogan Marshall-Green ,Michael Fassbender

فیلم برداری : imax 3d

فرمت صدا :dts hd master 7.1

رتبه در imdb  :7.3

ژانر : ماجراجویی و علمی تخیلی                       

 من از سالها ها قبل وقتی قسمتی از اولین فیلم بیگانه رو دیدم عاشق هیجان و ترسی که از دیدن این فیلم به بیننده دست میدهد شدم. شما معنی واقعی اظطراب رو در این سری فیلم ها درک می کنید.

ولی متاسفانه تا کنون این فیلم ها رو جسته گریخته دنبال کردم و باید وقت و هزینه ای برای دیدن سری کامل بیگانه بزارم.

اما فیلم پرومتئوس:

پیش از هر چیز باید در مورد اسم فیلم برایتان توضیح بدهم، پرومتئوس یا پرومته دارای یک مفهوم فلسفی و اسطوره‌شناسی است و نشانگر روح عصیانگر بشر در برابر قوانین طبیعت و کوشش دائمی او برای رهیدن از قید و بندها، سرنوشت و تقدیر است. پرومته حس لجاجت و آزادمنشی و نخوت بشر است که باعث می شود وی زجر و سختی را تحمل کند، ولی سر اطاعت فرود نیاورد.

این فیلم با اینکه می توان از آن به عنوان فیلم مستقل نیز یاد کرد اما بی ربط به سری بیگانه ها هم نمی باشد. باید یاد آور بشم فیلم درادامه سری بیگانه ها نمی باشد و کلا حرف خودش رو می زند و حتی پا را نیز فراتر گذاشته وبحث های فلسفی و اعتقادی را مطرح و باورها را به چالش می کشد.

فیلم در مورد علت و هدف آفرینش و اینکه چه کس یا کسانی ما را آفریده اند صحبت می کند و صد البته به آنها جواب قطعی نمی دهد و باقی ماجرا برای قسمت دوم می ماند. فیلم مورد نقد واتیکان نیز قرار گرفته است. بیشتر از این نمی خواهم در مورد داستان فیلم صحبت کنم شاید دوستان تصمیم به دیدن فیلم داشته باشند.

بنظر من نیز فیلم حرف های زیادی برای گفتن دارد ولی در این فیلم نتوانسته و یا نخواسته بطور کامل آنرا بیان کند و شاید برای قسمت بعدی برنامه ریزی کرده است. افراد زیادی را دیدم که در نقد ها از این فیلم به عنوان فیلمی بیهوده و پوچ یاد کرده بودند و فقط از اکشن آن تعریف کرده بودند اما بشخصه فیلم را مثبت ارزیابی می کنم و به کلیه دوستان توصیه می کنم فیلم رو حداقل دو بار و یا بیشتر ببینند. همینطور صحبت های کاگردان و بازیگران و پشت صحنه ها و تمرین های صحنه ها  و ... را ببینند در این صورت مطمئن باشید به دیدگاه کارگردان نزدیکتر خواهید شد و از فیلم بیشتر لذت خواهید برد و آن را بیشتر درک خواهید کرد.

اما فیلم از لحاظ تصویر :

من فیلم advengers  رو ندیده ام بطوری که تصویر آن را که مورد پسند کلیه دوستان شده بود با این فیلم مقایسه کنم اما مطمئن هستم تصویر این فیلم نیز نظر اکثر افراد مشکل پسند را برآورد خواهد کرد. صحنه ها بسیار صاف و شفاف می باشند، مخصوصا تصاویر 10 دقیقه اول فیلم که واقعا بیننده را تحت تاثیر قرار می دهد. مناظر از طبیعت بکر ایسلند که بصورت واید ارایه می شود واقعا بسیار دیدنی شده است. حتی تصاویر کامپیوتری ساخته شدن دی ان ای انسان از دی ان ای متلاشی شده مهندس (در این فیلم به افرادی که انسان ها را ساخته اند مهندس اطلاق می شود) نیز بسیار شفاف و پر از جزییات می باشد و احساس اینکه تصاویر دیده شده کامپیوتری می باشند به بیننده القا نمی شود.

در اکثر صحنه های فیلم شما جزییات صورت بازیگرها را مشاهده میکنید و از تصاویر پر از جزییات لذت می برید.

رنگ غالب تصاویر در سیاره ای که اتفاقات در آن می افتد  سرد و اکثرا تاریک می باشد اما این سردی و تاریکی کاملا به اندازه و مناسب در نظر گرفته شده است بطوریکه شما کاملا شرایط دمایی و جویی سیاره را احساس و درک می کنید. همینطور رنگ های گرم صورت های بازیگر ها از سردی و مرموزی فضای حاکم کم می کند. همینطور صحنه های داخل سفیه (پرومتئوس) کاملا فضایی گرم و راحت و ایمن را بشما القا می کنند.

در کل تصاویر فیلم شما را جذب خواهد کرد.

اگر بخواهم در مورد نسخه بلوری سه بعدی فیلم نیز صحبت کنم باید عرض کنم که فیلم از ابتدا به صورت سه بعدی فیلم برداری شده است و شما با یک فیلم سه بعدی فیک طرف حساب نیستید. سه بعدی فیلم در حد طبیعی بوده و اعتدال رعایت شده و گاهی در طول فیلم شما یادتون میره که دارید به نسخه سه بعدی نگاه می کنید اما مطمئن باشید از نسخه سه بعدی آن لذت خواهید برد اما منتظر صحنه هایی نباشید که چیزی از تلویزیون بیرون بزند. اما در کل از عمق های داده شده به تصاویر لذت خواهید برد و بیشتر در درک صحنه ها و جزییات فرو می روید. در نهایت سه بعدی فیلم رو به دو بعدی آن ترجیح می دهم

بخش های که چند بار دیدم و لذت بردم :

1-   سکانس  اول فیلم که مهندس خود را برای آفریدن انسان قربانی می کند و دی ان ای انسان شکل میگیرد (مخصوصا نسخه سه بعدی)

2-   سکانس های پایانی فیلم که بیننده را بمباران صحنه های اکشن می کند و همینطور از عظمت صحنه های کار شده تعجب و لذت میبرید.

دوست داشتم :

1-   صحنه های داخل سفینه از جزییات بیشتری برخوردار می شدند و حس مصنوعی بودن آن از بین می رفت.

2-   بخشی از صحنه های سه بعدی بهتر می توانست کار بشود که لذت تماشای فیلم چند برابر بشود مخصوصا سکانس های داخل سفینه مهندسین و همینطور صحنه های انفجار سفینه ها و متلاشی شدن آن در زمین.

صدای فیلم :

در مورد صدا بر خلاف تصویر نمیتونم نظر قطعی بدم، همانند خود فیلم باید چند بار دید و شنید تا بتوان در مورد صدای آن نظر قطعی داد. من فیلم را سه بار، دو بار نسخه سه بعدی و یک بار نسخه دو بعدیش رو دیدم و هر بار نظرم در مورد صدا با دفعه های قبل فرق می کرد.

دفعه اول که فیلم را بصورت دو بعدی دیدم صدا را درکل ضعیف ارزیابی کردم.

اما دفعه های بعدی که نسخه های سه بعدی رو دیدم و صدا رو در 60 درصد سیستم خودم دیدم واقعا از افکت هایی که در بار اول فیلم نشنیده بودم تعجب کردم چقدر افکت ها خوب کار شده بودند و کاملا به جا بودند. کانال های ساراند نسبتا پرکار می باشند و شما از سیستم خود لذت می برید. اما در کل از موسیقی کار شده در فیلم زیاد راضی نبودم.

بار سومی که فیلم رو دیدم و تمرکزم رو در مورد صدا و مخصوصا موسیقی فیلم گذاشته بودم متوجه موسیقی بسیار پوستی و مستمر در فیلم شدم که کلا با تصاویر و افکت ها اجین شده بود و باعث شده بود یک سیستم یک پارچه را به بیننده هدیه دهد.

موزیک فیلم شاخص نمی باشد و فقط در خدمت تصاویر و افکت ها و در کل داستان فیلم می باشد. من بشخصه ترجیح می دادم موسیقی این فیلم شاخص تر باشد.

بنظر من یک اصل در این فیلم رعایت شده است که کلا هیچ چیزی اعمم از بازی بازیگر ها و یا صحنه های اکشن و موسیقی و حتی افکت ها شاخص نباشند و بقیه عوامل فیلم رو تحت تاثیر قرار ندهند. همانطور که گفتم کارگردان خواسته یک پکیج بشما تحویل دهد و شما بعد از دیدن فیلم کل فیلم را بصورت یک پارچه تحلیل کنید وگرنه در صورتی که تک تک عوامل را بخواهید بررسی کنید به ایرادتی که گاهی بزرگ نیز می نماید پی خواهید برد.

اما در مورد کانال lfe بهتون بگم که زیاد فعال نیست و کاملا افکت های فرکانس پایین کمتر در فیلم مورد استفاده قرار گرفته اند.

صداهای که چند بار گوش دادم و لذت بردم:

1-   صدای های کار شده در سکانس های اولیه فیلم (صدای موجهای آب –صدای حباب های هوا در آب – صدای انعکاس صدا در دره)

2-   صدای سکانسی که دکتر شان به داخل غار میرود انقدر زیبا کار شده بود که احساس کردم سنگ های غار به خونه من ریخت.

3-   صدای تجهیزات توپی شکلی که برای نقشه برداری مورد استفاده قرار می گرفت. شما کاملا حرکت صدا رو در منزلتون احساس می کنید.

دوست داشتم :

1-   افکت های فرکانس پایین بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت مخصوصا در سکانس های پایینی و صحنه های برخورد دو سفینه

2-   لازم بذکر می باشد با توجه به موقعیت شغلیم بارها شاهد افتادن قطعات بسیار حجیم فلزی به زمین از ارتفاع مثلا 10 متری از قلاب چرثقیل بودم و می دونم چه صداهای و با چه حجمی باید شنیده شود، باور کنید وقتی سفینه مهندس ها به زمین برخورد کرد انتظار داشتم ساب منفجر شود اما اصلا افکتی که مناسب این صحنه باشد را نشنیدم .شما تصور کنید سفینه ای به اون عظمت از ارتفاع به آن بلندی دارد به زمین می افتد و غلت می خورد، فقط افکت های فرکانس پایین و آن هم در حجم بالا انتظارات آدمی را برای طبیعی بودن صحنه ها برآورد می کند که متاسفانه این طور نبود.

بلوری SPECIAL FEATURES  فیلم

دیسکی بلوری که پشت صحنه ها و حرف های کارگردان و بازیگر ها رو و کلا از سیر تا پیاز فیلم رو برای شما می گفت بسیار زیبا و عالی کار شده است و فقط با دیدن این صحبت ها و تصاویر هست که عظمت فیلم را می شود درک کرد. حتما توصیه می کنم برای دیدن آن وقت بزارید.

امتباز های من به فیلم

خود فیلم 7 از 10

تصویر 4 از 5

صدا 4 از 5

در نهایت دیدن این فیلم را برای وقت پر کردن و سرگرمی به عنوان فیلم آخر هفته توصیه نمی کنم چون مطمئنا لذت بخش نخواهد بود اما اگر در مد فیلم دیدن باشید بهترین فیلم برای چالش کشیدن باورها و حتی لذت بردن از عظمت تصاویر و صحنه های اکشن و تجربه بی نظیر دیدن فیلم سه بعدی به کارگردانی ریدلی اسکات می باشد.

با تشکر

رضا مقدم

یک تجربه

سلام به همه دوستان...
با تشکر واجازه از اساتید این سایت میخواستم از تجربه شخصی خودم در مورد خرید سیستم و مخصوصآ کابل بگم...بنده با توجه به علاقه زیادی که به صدا و موزیک دارم وسیستمهای زیادی رو از نزریک دیدم (حتی سیستمهای چند ده میلیونی) ولی خودم نزدیک به دو ماهه که سیستمی های فای در خور بودجه ام تهیه کردم. راستش کمی دیر و بعداز خرید با این سایت اشنا شدم. ولی در کل از خریدم راضیم...حالا میخوام از تآثیر کابل رو صدام بگم. من دوستان شهرستان زندگی میکنم و از راه دور و فقط با مشورت و تحقیق در سایتهای داخلی و خارجی دست به خرید زدم.شاید در بعضی از پستهای قبلیم دیده باشید که چی خریدم ولی با اجازتون دوباره میگم:
amp: Marantz pm 7004
cd player: Marantz cd 6004
speaker: Kef Q 700
و اما کابل............با توجه به اینکه میدونستم کابل تآثیر زیادی در صدا داره ولی بنا به دلایلی تا امروز براش اقدامی نکرده بودم واز یه سری کابل معمولی شیشه ای که همراه با خرید سیستم بهم داده بودند استفاده میکردم.از اساتید سایت در این مورد کمک خواستم که به بنده کابل کیمبر4وی اس رو پیشنهاد کردند که همین جا از استاد برزین کمال تشکررو دارم.ولی دوستان همینطور که میدونید در  اینجا ما زیاد حق انتخاب نداریم و نهایتآ محکومیم به مصرف.من هم هر چی دنبال این کابل گشتم پیدا نکردم حتی بیشترفروشندها این کابل رو نمی شناختند.بگذریم...بهرحال خیلی گشتم و چند مورد کابل بهم معرفی کردند که یا میشناختم و یا نه...تا اینکه به پیشنهاد یه فروشنده که  این کابل رو  تقریبآ با این نوع سیستمها زیاد انداخته بود خریدم.
کابل: جی اند بی ال که ایتالیایست و میگن نقره است.
دوستان امروز عصر یه سی دی که دوسش دارم(نا گفته نمامدکه من فقط بیشتراهل موزیک هستم اون هم فقط با سی دی اورجینال) یه قسمتی از تراکهاشو با ریپیت آ و ب چندین دفعه با کابل قبلی گوش کردم و بعد کابل جدید رو انداختم.به محض اینکه پلی کردم صدا کاملآ تغییر کرد.اصولی شد.استوار شد.جا افتاده شد...نمیخوام بگم قبلش قشنگ نبود ولی حالا خیلی جوندارتر با بیسی نرمتر و تریبلی بجا و زیبا.حتی احساس میکنم یه سری صداها هم اضافه شده یا نحوه پخشش فرق کرده...بهرحال جاتون خالی کلی حال کردم و تنهایی رقصیدم و خوش بودم..........................
ببخشید که طولانی شد ولی چون خیلی هیجان زده بودم خواستم از تجربم بگم.  همانطور که همه ما میدونیم و در این سایت و.... متوجه شدیم حتی یه کابل چقدر میتونه تآثیرگذار باشه ودر یه سیستم همه پکیج با هم در تولید صدایی عالی نقش بسزا داشته باشند................با تشکرو سپاس فراوان از اساتیدو همراهان این سایت بی نظیر
امیر

نوشتم تا در کنار شما باشم

با تشکر از کلیه دوستان و علاقمندان صدا و تصویر واقعی مخصوصا خوانندگان وبلاگ آقای برزین

من یکی از خوانندگان جدید این وبلاگ می باشم و مدت 5 ماه هست که واقعا گم شده خودم رو در این سایت پیدا کردم و واقعا اگر شانس خواندن این وبلاگ رو نداشتم حتی نمی دونستم افرادی در ایران هستند که به فیلم های ارجینال علاقه و همچنین تعصب دارند. واقعا از این بابت خوشحال هستم. شاید با این وضع اقتصادی که اکثریت ملت تمام فکر و ذکرشون قیمت دلار و طلا و حتی روغن نباتی می باشد این محل جایی می باشد دور از این همه استرس و برای خودش دنیایی هست که در آن تجهیزات سینمای خانوادگی و همچنین فیلم از لحاظ صدا و تصویر نقد و بررسی می شود و دوست داران این زمینه در دریایی از اطلاعات در این زمینه غوطه ور هستند. از همه مهم تر اینکه اطلاعات این سایت و کلیه موارد بررسی شده در این سایت کاملا ایرانیزه شده اند و کلیه نقد ها و بررسی ها انجام شده در مورد تجهیزات با بازار داخل ایران سازگار بوده و نقد ها و بررسی های انجام شده در مورد فیلم ها کاملا با روحیه ایرانی سازگار می باشد و گرنه در این زمینه سایت های زیادی دردنیا وجود دارد. 

واقعا که باعث خوشحالی است که همچین مکانی وجود دارد.

در وهله اول از آقای برزین که چراغ این خانه رو حتی در طوفان های سخت نیز روشن نگه داشتند تشکر می کنم در وهله  بعد از افرادی که با تمام مشکلات امروزه از سایر هزینه های خود چشم پوشی می کنند و نسبت به خرید تجهیزات و همچنین خرید فیلم های ارجینال اقدام می کنند و به چشم و گوش خود و از همه مهم تر به شعور خود احترام می گذارند تشکر می کنم.

هدف من از نوشتن بیان کردن تجربیات کاملا شخصی در زمینه خرید و حتی تجربه صدا و تصویربه عنوان یک مبتدی در این زمینه بوده و اینکه شاید برای برخی از دوستان که خیلی حرفه ای هستند جذابیت و تازگی نداشته باشه  اما شاید برای خیلی از دوستان که مثل من در این زمینه مبتدی هستند خواندن اطلاعات و تجربیاتم جالب باشد.

اما ماجرای خرید سیستم من در نوع خودش جالب و خواندنی نیز می باشد خواستم بقول اقای برزین بنویسم تا دور هم باشیم. پس در ادامه مطلب ماجرای خرید سیستم من رو بخونید:

هر کسی از خوانندگان این وبلاگ و حتی افرادی که به آقای برزین ایمیل زدند (من هم یکی از این افراد بودم و هستم) و در مورد انتخاب سیستم از ایشون سوال کردند می دونند که جواب آقای برزین سه کلمه هست تجربه تجربه تجربه

خب جواب ایمیل من هم این سه کلمه بود حتی در مورد انتخاب سیستم های پیشنهادیم هم آقای برزین همین جواب رو دادند.

اما از همه مهم تر چرا من تصمیم به خرید سیستم سینمای خانوادگی قابل قبول گرفتم؟

1-   فقط یک چیز باور کنید فقط یک چیز احترام به گوش و چشم خودم و باور به  اینکه چشم و گوش من ارزش این رو دارند که صاف ترین صدا ها و شفاف ترین صحنه های ممکن رو ببینند و بهترین ها رو تجربه کنند و آنها رو در این مورد آموزش بدم و تربیت کنم تا حتی کوچکترین اختلاف ها رو احساس کنند.

اما خوب این مساله برای من که تا بحال فیلم ارجینال نداشتم و حتی فیلمی رو از سورس اصلی ندیده بودم چطور ممکن بود انجام شود؟

حتی خوشبختانه یا بدبختانه در دوستان و نزدیکان من افردای که تجربه این موارد رو نیز داشته باشند به سختی یافت می شد.

پس :

کار و پروژه بزرگ شروع شد.

خواندن سطر به سطر کلیه فروم های داخلی و خارجی  وهمچنین  سایت های که نسبت به تجهیزات نقد می نوشتند (چه منصفانه و چه مغرضانه) و یادداشت کردن  کلیه تجهیزات با مزایا و معایبشون. باور بفرمایید برای پروژه ارشد اینقدردر اینترنت نچرخیده بودم که برای خرید سیستم زیر و روی اینترنت رو بالا آوردم.

حتی دیگر کلیه اسامی و تجهیزات رو حفظ شده و حتی امکانات آنها رو از بر شده بودم. اما خیلی از این تجهیزات اصلا وارد ایران نمی شدند و خیلی ها نیز قیمت های نجومی داشتند.

تقربیا از دو ماه پیش می دونستم چی می خوام بخرم اما امان از این وضعیت دلار که هر چه ما نقشه کشیده بودیم رو نقش بر آب می کرد.

در اینجا اصلا نمی خوام در مورد قیمت صحبت کنم چون هنوز هم وقتی به این موضوع فکر می کنم عصبی میشم.

 مخصوصا مطمئن هستم دوستان نیز گاهی تجربه من رو داشتند که وقتی قیمت ها و عملکرد دستگاه ها رو برا روی کسیکه درکی از موضوع نداره (ربطی به سطح تحصیلات نداره) تعریف کنی تو رو به حیف و میل کردن پول و اینکه با این پول چی ها میشه خرید و چه ها که نمیشه کرد متهم می کنند این نیز جزو تجربه های شخصی من بود که در اینترنت اصلا ندیده بودم .

اما تجهیزاتی که خریدم

1-   Player pioneer  LX55

2-   Amp DENON 1912

3-   Speaker  FOCAL SIB

4-   Cable monster 2000

برای من که از 5 ماه پیش قیمت ها رو کاملا می دونستم غیر قابل قبول بود که بیش از دو برابر قیمت های چند ماه پیش رو برای این سیستم پرداخت کنم. اما خب گاهی باید دل به دریا زد یا بقول معروف به سیم آخر زد.

خرید ها رو از مغازه معتبری که در این زمینه کار میکنه انجام دادم. خود خریدم هم داستان باحالی داره . من نزدیک به دو ماه به یک ماموریت کاری خارج از تهران رفته بودم و تصمیم گرفته بودم در هنگام برگشت سیستم خودم رو خریداری کنم. اما همین ماموریت برای من خیلی سنگین تموم شد بطوری که قیمت ها در این  دوماه ماموریت من نزدیک یک و نیم میلیون زیاد شد.

روزهای اخر ماموریت تصمیم گرفتم که دیگه سیستم رو بخرم وگرنه کاملا باید موضوع خرید رو فراموش کنم. حتی قبل از اینکه بقول استاد برزین صدای سیستم رو بشنوم تصمیم به خرید گرفتم. این هم باید جالب باشه که من باز با توجه به تجربه دوستان ایرانی و خارجیم و مشورت با آقای برزین به انتخاب بالا دست یافتم. وگرنه اصلا من تا به حال قبل از خرید صدا و تصویر تجهیزات بالا رو ندیده بودم. اما کلا از شانس من باید کلیه خرید های من با استرس همراه باشد. خرید این سیستم هم با دور بودن از تهران، نبود امکانات بانکی در محل ماموریتم، نیاز فروشنده به دریافت تقریبا 60 در صد مبلغ و استرس از اینکه باز سیستم گرون تر بشه یکی از پرهزینه ترین و پراسترسترین خرید های من تاکنون بود.

از این به بعد می خوام از اولین تجربیات خودم در ست کردن و نصب تجهیزات در منزل براتون بگم.

بعد از تحویل سیستم و حمل به منزل اقدام به  باز کردن جعبه ها کردم میدونم لذت بخش تر از این لحظه وجود نداره.

Amp: DENON 1912

1-   صد در صد دوستان می دونند که آمپ مذکور از سری های سال  2012 شرکت دنون بوده و رقیب اصلی 1021 پایونیر می باشد و7.1 کاناله بوده و دارای قابلیت ساپورت تصاویر سه بعدی نیز می باشد. در نقد ها و ریوهای مربوطه نسبت به 1021 کمی بهتر ذکر شده بود. اما در آن طرف آب تقریبا یک قیمت می باشند ولی در ایران اختلاف 600 هزار تومنی دارند.

وقتی با جعبه بزرگ 1912 روبرو شدم خودم شکه شدم حقیقتش انتظار جعبه به این بزرگی رو نداشتم .بعد از باز کردن داخل آن امپ با کنترل و آنتن رادیو و میکروفون داخل جعبه بود همچنین داخل آن یک سی دی راهنما نیز بود.

Speaker: FOCAL SIB

1-    از سری های life style شرکت معروف فوکال می باشد و کاملا پکیچ سینمایی بوده ولی با توجه به تجربه دوستان در زمینه موزیک هم حرفی برای گفتن داره . من قبل از خرید فوکال سیب در زمینه جامو606 نیز تحقیق زیادی کرده بودم و حتی ریوو های خوبی نیز در این زمینه خونده بودم اما تجربه دوستان و شرایط تصمیم به خرید در کمترین فرصت باقی مانده  من رو به این سمت سوق داد.

2-   من با توجه به چیدمان منزل نمی تونستم پایه ها رو به دیوار وصل کنم  و یا روی میز تی وی بزارم بنابراین برای این منظور نیز پایه های ارجینال خریدم بااینکه خیلی گرون بودند اما بعد از نصب اصلا از هزینه ای که بابت این کار داده بودم پشیمون نشدم چون بلندگو ها جلوه خاصی پیدا کرده بودند.

3-   پک فوکال سیب و ساب آن در یک کارتن مقوای بسیار بزرگ بود  که هر کدام از بلندگو ها در یک محافظ قرار داشته و همیطور ساب در یک جعبه مقوایی مجزا داخل کارتن مقوایی بود.

4-   من با توجه به پیشنهاد فروشنده کابل 4*2 برای سیستم خریدم که در هنگام نصب و عبور دادن از پایه ها بسیار اذیت شدم. 

Player PIONEER LX55

1-   تقریبا یکی از خوشنام ترین پلیر ها در این زمینه می باشد و با توجه به بی رقیب بودن در ایران انتخاب خیلی سختی در این زمینه نبود.

بعداز نصب کلیه موارد فوق نوبت به روشن کزدن سیستم رسید در این لحظه هیجان به اوج خود رسیده بود. اول آمپ را روشن کردم و باتوجه به راهنمای موجود شروع به نصب و تنظیمات اولیه کردم و همینطور بعدا پلیر رو برای آمپ شناسانده و اولین فیلم دی وی دی ارجینال که قطعاتی از فیلم ها و موزیک ها با فرمت دالبی و dts بود رو پخش کردم در وهله اول صدا نبود اما با زیاد کردن ولوم از کنترل صدا اومد در این لحظه بود که نمی شد خوشحالی خودم رو براتون وصف کنم .

اما  یک نکته بامزه بگم با توجه به اینکه در هنگام نصب و تنظیمات اولیه کل خونه رو داغون کرده بودم و همه جا کارتن ها و نایلون ها و پلاستیک های قطعات بود ، به خاطر اینکه بلندگو ها کثیف نشوند پلاستیک اولیه که روی بلندگوها هست رو نکنده بودم و بعد از چند ترک و گوش کردن صدا ها و همچنین بلند کردن صدا احساس کردم بلندگو جلو سمت راست دارای صدا بسیار بد و خرخر می باشد اصلا  فکر اینکه این صدا در نتیجه ارتعاش پلاستیک روی آن باشد رو نکرده بودم و در همون اوایل کار کلی ضد حال خوردم که یا بلندگو خراب هست و پاره شده و یا اینکه آمپ اصلا تنظیم نیست .در این هنگام یک کلیپ از یک کنسرت موسیقی کلاسیک پخش شد که صدای خر خر به اوج خود رسید با ناراحتی خودم رو به بلندگو رسانده و دیدم که ای دل غافل این پلاستیک هست که داره ارتعاش می کنه و این صدا رو در میاره، سریع شروع به کندن همه پلاستیک ها رو بلندگو ها کردم و صدای نافرم قطع شد و کلی خیالم راحت شد. باز هم این یک تجربه شخصی بود در فروم ها کسی به این مشکل نخورده بود (احتمالا کسی گدا بازی و تنبلی من رو در نیاورده بود)

بعد با توجه به اینکه کلا آدمی هستم که به هیچ چیزی راضی نمی شم شروع به دستکاری در کلیه تنظیمات و پیش فرض های اولیه کردم و کلا سعی کردم سیستم رو خوب بشناسم اما واقعا چیزهای بود که باید به راهنمای تنظیمات رجوع می کردم و یا در اینترنت از فروم ها می پرسیدم.

یک تجربه و خاطره بامزه دیگر اینکه من آپشن hdmi control رو روشن کرده بودم و این آپشن برای این هست گه اگر آمپ نیز خاموش شود صدا و تصویر به تی وی برسد. اما یک قانون داشت و اون اینکه باید ترتیب در روشن کردن تجهیزات مراعات می شد وگرنه تصویر بود اما صدا نبود. با توجه به اینکه چون معما حل شود آسان شود این موضوع که الان از آن به عنوان یک خاطره یاد می کنم دو روز اعصاب من رو زیر رو کرده بود و در آخرسر فکر اینکه هر کدام از تجهیزاتم خراب می باشد رو در سر داشتم و این موضوع رو با قطع و وصل کابل های hdmi به پشت آمپ حل کرده بودم که بالاخره با کمک یکی از دوستان در اینترنت بنام آقای رایان و کلی بالا پایین کردن آپشن ها موضوع رو حل کردم.

مشکل بعدی در صدا بود که پلیر روی خروجی pcm بود که من به re-encode تغیر دادم ولی گزینه bitstream  رو انتخاب نکردم.

دوستان در اینجا لازم هست از اولین تجربه های صدا و تصویر در سیستم خودم بهتون بگم.

از تجربه اصلی و اساسی خودم که فیلم ارباب حلقه ها  بگم  کم گفتم که  بر روی بلوری بود و آن هم Extension version تصویر کلیه قسمت ها خوب بود اما قسمت آخر از همه بهتر بود .در کل تصاویر مناظر بسیار عالی بود اما کیفیت فیلم در بعضی از صحنه ها چنگی به دل نمی زد. مخصوصا در تصاویر کلوزآپ و یا تصاویری که در شب گرفته شده بودند.

اما از صدا واقعا لذت بردم بنظرم صدا در سه قسمت فیلم نمره خیلی خوب می گیره ولی صدا در قسمت سوم کلا یک چیزه دیگری می باشد. مخصوصا قسمت ها ی جنگ بزرگ.

یک  تجربه صدایی بسیار عالی که  داشتم این بود که در یک صحنه در داخل خانه هبیت ها یک صدای کلاغ اومد و این صدا از بلندگوی ساراند راست پخش شد باور کنید چنان  ترسیدم و به طرف بلندگو برگشتم طوری که احساس کردم کلاغ داخل خونه هست.

همین طور صدای جیغ اون اژدها در بعضی موارد خیلی خوب بود اما بنظرم در بعضی موارد وقتی همه بازیگرها گوشهایشان می گرفتند تا صدای فرکانس بالا و کرکننده اژدها رو نشنوند این حس اصلا به من منتقل نمی شد.

کلا لزومی نمی بینم درخصوص این فیلم زیاد بگم چون هرچه لازم بود دوستان گفتند.من فقط تجربیات شخصیم رو در اینجا ذکر کردم.

متاسفانه باز هم دور از تهران و در ماموریت هستم اما حتما براتون خواهم گفت.

با تشکر رضا مقدم

تصویر برداری دیجیتال

چند هفته پیش فیلم HUGO بدستم رسید در حالی که داشتم فیلم رو می دیدم کیفیت فوق العاده و با جزئیات تصویر توجه منو به خودش جلب کرد هر چند قبلاً دیده بودمش و  خود فیلم از لحاظ محتوا حتی ارزش وقت تلف کردن هم نداشت ولی همین کیفیت تصویر باعث شد به فکر تهیه نسخه بلوری اورجینالش بیفتم تا یه دیسک خوب برای تست پلیر داشته باشم (البته بعداً پشیمون شدم چون فکر می کنم پلیر خیلی بیشتر می تونه خودش رو توی تصویرهای پر از نویز و گرین نشون بده تا تصویر صاف و شفاف). اکثر پلیرها تصویر خوبی با این دیسک نمایش می دهند و نمی شه تفاوت واقعی دو تا پلیر رو بطور کامل درک کرد.

بگذریم همین ماجرا باعث شد تا برام جالب باشه که بدونم این فیلم چه طوری تصویر برداری شده؟ بعد از تحقیق و سرچ تو اینترنت فهمیدم که با دوربین های Arri Alexa بصورت دیجیتال فیلم برداری شده. و این باعث شد تا یه کم در مورد دوربین های دیجیتال تحقیق کنم و براتون بنویسم.

طی چند سال گذشته گرایش به استفاده از دوربین های دیجیتال به شدت افزایش پیدا کرده و تعداد فیلم هایی که کاملاً و یا حداقل بخش عمده ای از آن بصورت دیجیتال فیلم برداری شده اند افزایش پیدا کرده است.

اصل ماجرا از وقتی شروع شد که در اواخر دهه 1980 سونی شروع به بازاریابی و تبلیغ برای مفهوم Electronic Cinematography کرد که بر پایه دوربین های آنالوگ حرفه ای HDVS سونی بود ولی چندان استقبالی از آن نشد و دوباره در سال 1998 با معرفی دوربین های دیجیتال با قابلیت ضبط 1080*1920 این ایده با نام digital cinematography دوباره مطرح شد.

در سال 2001 فیلم  Once Upon a Time in Mexico اولین فیلم مطرحی بود که بصورت فول اچ دی دیجیتال با استفاده از دوربین F900  سونی فیلم برداری شد و این روند با اضافه شدن عنوان های دیگه بصورت تصاعدی افزایش پیدا کرد.

در سال های اول، فیلم برداری دیجیتال یک راه حل برای سینما گرانی بود که برای ساخت فیلم بودجه کمی در اختیار داشتند البته هنوز هم این مزیت کم هزینه بودن وجود داره ولی پیشرفت های زیادی که تو زمینه دیجیتال با سرعت باور نکردنی بوجود می یاد باعث شده که خیلی از پروژه های عظیم هالیوود هم رو به سمت دیجیتال بیاورند.

در حال حاضر از نظر هزینه سیستم های دیجیتال رنج بسیار متنوعی دارند از دوربین های پروفشنال شرکت های سونی و پاناسونیک و جی وی سی که حدود 10000 دلار قیمت دارند تا حتی دوربین های عکاسی پایه DSLR کنون و نیکون که بین 1000 تا 8000 دلار قیمت دارند (جالبه بدونید که با همین دوربین ها هم بعضی فیلم های مطرح فیلم برداری شدند که اسم چند تاشون توی لیست فیلم های دیجیتال هست. همچنین استفاده خیلی گسترده ای توی ساخت موزیک ویدئوها دارند) و در نهایت که محصولات سینمایی شرکت های RED , Arri , Sony , Panavision قرار دارند که بعضاً بالای صد هزار دلار قیمت دارند.

به نظر می رسه که شرکت RED  و مخصوصاً شرکت آلمانی Arri دارن گوی سبقت رو از بقیه می گیرند و استقبال خیلی خوبی ازشون داره می شه و این شرکتها هم دوربین های 5K و 6K رو عرضه کردند و دارن روی عمق پیکسل بالاتری کار می کنند. مثل هر تکنولوژی جدیدی این سیستم هم مخالفان خودش رو داره و خیلی ها هنوز اعتقادی به دیجیتال ندارن و از نگاتیو حمایت می کنند و دلایل خاص خودشون رو دارند یکی از مواردی که در موردش بحث هست مسأله قدرت تفکیک تصویری هست که نظرات کاملاً متفاوتی در موردش گفته می شه. همون طور که می دونید مثل سنسورهای دیجیتال فیلم های 35 میلی متری نگاتیو دارای Native Resolution نیستند و در مورد قابلیت تفکیک پذیری افقی نگاتیو های 35 میلی متری اعداد کاملاً متفاوتی بین 1500 تا 9000 نقطه نسبت داده می شه. مورد دیگه ای هم که مطرح می شه ماهیت فیزیکی تصویر هست که مخالفین ادعا می کنند با نگاتیو بیشتر همخوانی داره یا به قولی به تصویر اصلی نزدیک تره که البته با توجه به اینکه تقریباً تمام مراحل تدوین امروزه بصورت دیجیتال انجام میشه و همچنین اصلاً در بخش عمده ای از فیلمها از CG بهره گرفته میشه این مزیت چندان قابل مطرح کردن نیست.

مزایای عمده دیجیتال هم شامل هزینه پایین، راحتی استفاده، وزن کمتر ، صدای کم یا بی صدا بودن (دوربین های فیلم برداری نگاتیو به علت وجود قطعات متحرک زیاد از خودشون صدا تولید می کنند این مورد مخصوصاً توی ساخت فیلم های مستند و حیات وحش خیلی حائز اهمیت هست) ، اتصال مستقیم به میکسرهای دیجیتال و ... می شه نام برد.

به نظر شخصی من طی چند سال آینده نگاتیو از صنعت فیلم سازی حذف خواهد شد. همون طور که توی عکاسی دوربین های آنالوگ تبدیل به بخشی از تاریخ یا حداقل خاطره شدند.

لیست بعضی عناوین دیجیتال:

http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_films_shot_in_digital

این هم یه لینک برای لیست فیلم ها و سریال های گرفته شده با دوربین های RED

http://www.red.com/shot-on-red

 پژمان

Mission Impossible Ghost Protocol Blu-ray Review

در ادامه بررسي مجموعه فيلم هاي Mission Impossible در اين مطلب ميخوام در مورد آخرين شماره از اين مجموعه كه باز هم Tom Cruise رو در نقش Ethan Hunt مامور مخفي IMF به روي پرده سينماها آورد و در دسامبر 2011 اكران شد صحبت كنم. البته اين بار به جاي شماره 4 نام Ghost Protocol به ادامه Mission Impossible اضافه شد. طبق معمول هميشه به لطف جناب آقاي برزين ديسك Blu-Ray اين نسخه از فيلم به دست من رسيد كه يك پك Slip-Cover هست كه شامل دو ديسك ميشه. يك ديسك DVD و يك ديسك BD. هر دو ديسك شامل فيلم اصلي هستند. Ghost Protocol رو Brad Bird كارگرداني كرده كه او رو به خاطر انيميشنهاي زيبايي مثل The Incredibles و همينطور Ratatouille ميشناسيم. با اينكه اين اولين فيلم سينمايي هست كه Bird كارگرداني كرده و قبل از اين فقط كارگرداني انيميشن رو انجام ميداده ولي بايد گفت كه واقعاً كار رو عالي انجام داده و در اين اولين تجربه فيلمسازي زنده خودش بهترين شماره از سري فيلمهاي Mission Impossible رو تحويل علاقه مندان داده. اين فيلم همانند فيلم The Dark Knight با دو نوع دوربين مختلف فيلمبرداري شده، يك سري صحنه ها با دوربينهاي IMAX و بقيه صحنه ها هم با دوربينهاي عادي 35 ميليمتري فيلمبرداري شدند. اگر فيلم رو نديديد، پيشنهاد ميكنم كه اول فيلم رو ببينيد و بعد اين مطلب رو بخونيد كه شايد برخي از بخشهاي فيلم در اينجا بازگو بشن كه باعث كاسته شدن جذابيت اون براي تماشاي بار اول بشن، اگرچه سعي ميكنم اتفاقات مهم رو بيان نكنم. داستان كلي فيلم هم چند وقت بعد از داستان فيلم سوم اتفاق ميافته و اشاراتي هم به همسر Ethan Hunt (جوليا) ميشه كه خوشبختانه چون من فيلم سوم رو اخيراً تماشا كرده بودم كاملاً يادم بود چي يه چي هست. تيم Ethan Hunt هم ماموريتي رو مي پذيرند تا جلوي انفجار يك موشك هسته اي رو بگيرند تا از شروع جنگ جهاني هسته اي جلوگيري كنند.

طبق معمول از بررسي تصوير فيلم شروع مي كنيم. MPEG 4 AVC
صحنه هاي ابتدايي فيلم كه در بوداپست اتفاق ميافتن و با لانگ شات از درون يك هليكوپتر گرفته شدن وضوح و روشنايي خيره كننده اي رو به نمايش ميگذارند و از همين جا به بيننده نشون ميدند كه در ادامه بايد منتظر ديدن چه كيفيت و وضوحي در اين فيلم باشه. در ادامه به صحنه هايي ميرسيم كه در يك زندان اتفاق ميافته و شامل محيط هايي مثل تونل تاسيسات، سلول و راهروهاي تنگ زندان ميشه كه همگي شامل رنگهاي خاكستري و تيره ميشن. در اين صحنه ها و مخصوصاً چند صحنه اي كه داخل تونل تاسيسات هست، رنگ سياه و غلظت مناسب رنگ هاي تيره باعث طبيعي ديده شدن محيط ميشن و اين نويد رو ميدن كه بايد در تصاوير مربوط به شب و فضاهاي تاريك انتظار تصاويري يكدست رو تا انتهاي فيلم داشته باشيم. در بخش بعدي فيلم كه در كاخ كرملين اتفاق ميافته ، فضاهاي داخلي كاخ، اگرچه صحنه هاي زيادي نيستند، داراي جزئياتي بسيار عالي هستند. تنها نكته اي كه در اين بخش كمي از زيبايي تصوير كم ميكنه صحنه انفجار و تخريب بخشي از كاخ هست كه به وضوح ميشه به غيرطبيعي بودن و كامپيوتري بودن (CG) اون پي برد. از همه اينها كه بگذريم ميرسيم به صحنه هاي خارق العاده اي كه در دبي فيلمبرداري شدند و شامل يك سري حركات و بدلكاريهاي واقعاً وحشتناك از Tom Cruise هست كه در ارتفاع بالا و در روي شيشه هاي برج خليفه (بلندترين ساختمان حال حاضر دنيا با ارتفاع 830 متر از زمين تا نوك آنتن) ميشن. در اين صحنه ها كه از وضوح بي نظير اونها براحتي ميشه حدس زد كه با دوربينهاي IMAX فيلمبرداري شدند كيفيت و وضوح تصوير به حد اعلاي خودش ميرسه و واقعاً ميتونم بگم كه حس ارتفاع زياد ساختمان رو براحتي به بيننده القا ميكنه. در ادامه صحنه هاي مربوط به برج به بخشي ميرسيم كه طوفان شن اتفاق ميافته كه باز هم در اين بخش CG بودن طوفان شن در صحنه هاي لانگ شات قابل تشخيص هست ولي بهتر از صحنه انفجار در مسكو هست. البته بايد به اين نكته هم اشاره بشه كه در صحنه هاي نماي نزديك و تعقيب و گريزي كه داخل طوفان شن اتفاق ميافته، طوفان شن شبيه سازي شده و ديگه خبري از CG نيست كه اين صحنه ها بسيار طبيعي هستند. فقط مورد ديگه اي كه در اينجا قابل ذكر هست اينه كه در بعضي از صحنه هاي داخلي در دبي ميشه كمي نرمي در تصوير احساس كرد كه در بين تمام صحنه هاي بسيار شارپ و واضح بعضاً خودنمايي ميكنند و به چشم ميان. بعد از دبي به بخشي از فيلم ميرسيم كه در يك هتل در هندوستان اتفاق ميافته كه در اينجا رنگهاي زنده و شاد در لباسها و همينطور محيط بسيار چشمگير هستند و تنوع رنگي فراواني رو به نمايش ميگذارند. من فعلاً دو بار اين فيلم رو تماشا كردم و چيزي بجز اون موارد مربوط به CG و چند صحنه كه ذكر كردم در تصوير نتونستم پيدا كنم كه واقعاً بشه ايراد آنچناني ازش گرفت. در كل من از تصوير اين فيلم، خصوصاً صحنه هاي فيلمبرداري شده با دوربينهاي IMAX در برج لذت بردم. فقط به عنوان آخرين نكته اين رو هم بگم كه وقتي من چند ماه پيش در اخبار مربوط به فيلم مي خوندم كه اين فيلم هم مثل برخي فيلمهاي ديگه (كه معروف ترين اونها The Dark Knight هست) با دو استاندارد مختلف فيلمبرداري شده، انتظار داشتم مثل The Dark Knight در هنگام تماشاي فيلم بر روي بلو-ري صحنه هاي IMAX تمام صفحه باشند و صحنه هاي 35 ميليمتري هم با نوار مشكي بالا و پايين صفحه نمايش داده بشن اما در هنگام تماشاي بلو-ري با كمال تعجب متوجه شدم كه كل فيلم (چه صحنه هاي 35 ميليمتري و چه IMAX) با نوار مشكي بالا و پايين صفحه نمايش داده ميشه و اينطور كه معلومه صحنه هاي IMAX براي هم اندازه شدن با صحنه هاي 35 ميليمتري برش خوردند. اين مساله هم يك مقدار حال من رو گرفت چون اگر The Dark Knight رو  بر روي بلو-ري ديده باشيد حتماً شما هم مثل من از صحنه هاي عظيم IMAX كه تمام تصوير رو پر مي كنند لذت برديد.
ميرسيم به بخش صداي فيلم Dolby TrueHD 7.1
براي اولين بار موفق شدم يك فيلم رو با صداي 7.1 تماشا كنم و بايد بگم كه بسيار خوشحالم كه به عنوان اولين تجربه 7.1 اين فيلم رو انتخاب كردم چرا كه در مورد صداي اين فيلم در يك كلام ميشه گفت، محشر! صداي Dolby TrueHD 7.1 فيلم از همون سكانس ابتدايي فيلم در بوداپست كه با تير اندازي و بعد باز شدن يك تشك مخصوص بادي شروع ميشه به شدت توجه من رو جلب كرد. صداي تيراندازي و جهت شليك تيرها و كوبش ساب ووفر در شليك هر گلوله و بعد باز شدن تشك بادي با صداي مهيبي از ساب ووفر فوق العاده هستند و از همين دقايق اوليه فيلم نشون ميدن كه ترك صوتي فيلم مطمئناً حرف هاي بيشتري براي گفتن داره. در ادامه و در زندان مسكو به بخشي ميرسيم كه كف زندان بوسيله دستگاه خاصي تخريب ميشه كه در اين صحنه لرزش و خرد شدن سنگها فوق العاده زيبا كار شدن و در هنگام باز شدن حفره در كف زندان لرزش ايجاد شده توسط ساب ووفر نفس رو در سينه حبس ميكنه. بخش بعدي در كرملين و انفجار هاي عظيمي هست كه در اينجا رخ ميده كه باز هم ساب ووفر در اين صحنه ها بيشترين نقش رو ايفا ميكنه و اتاق رو زير پاي بيننده به لرزه در مياره. در ادامه صحنه هاي تير اندازي با سلاح هاي اتوماتيك و صحنه هاي زير آب رو داريم كه باز هم فضاي كاملاً شبيه سازي شده در زير آب و همينطور جهت شليك تيرها قابل توجه هستند. در بخش بعدي فيلم در دبي وقتي تام كروز از پنجره برج بيرون ميره و از ساختمان در طبقات بالاي صد آويزون ميشه صداي وزش باد در اون ارتفاع به قدري طبيعي هست كه بيننده حس ميكنه در ارتفاع 300 متري از سطح زمين بيرون اين برج آويزون شده. در ادامه صحنه ها طوفان شن رو داريم كه صداي طوفان و شنهاي روان بسيار زيبا محيط رو پر مي كنند و حركت شنها بر روي آسفالت جاده صدايي بسيار دلنشين رو به همراه داره. يك صحنه قابل ذكر در اين بخش، صحنه برخورد شاخ به شاخ دو اتومبيل و بلند شدن و پرت شدن و به زمين كوبيده شدن يكي از اونها در كنار يكي از شخصيتها هست كه صداي اين تصادف و پرت شدن و به زمين خوردن اين اتومبيل به زيبايي از كانالهاي جلو شروع ميشه و به كانالهاي ديگه منتقل ميشه. بخش بعد كه در هندوستان اتفاق ميافته شامل صحنه هايي هست كه درون يك تونل هواي بسيار بزرگ اتفاق ميافته كه در اينجا هم صداي توربين غول پيكر هوا و همينطور برخورد قطعات فلزي به اين توربين و پرت شدن اونها به سمت بالا بسيار قابل توجه هست به نحوي كه انتقال صدا بين كانالها در صحنه پرت شدن تكه هاي فلز به سمت دوربين در اين تونل كاملاً احساسي رو منتقل ميكنه مثل اينكه اين قطعات ار بيخ گوش شما رد شدن. در بخش بعدي هم كه تقريباً اواخر فيلم هست پرتاب يك موشك رو داريم كه از درون يك زيردريايي شروع ميشه كه در اينجا هم صداي شليك شدن و از آب خارج شدن اين موشك و بعد ادامه حركت اون در آسمان خيلي طبيعي به نظر ميرسه.
نكته كلي در مورد صداي اين فيلم هم به نظر من اينه كه صداهاي مختلف و موسيقي و ديالوگ فيلم همه در سطحي هماهنگ نسبت به هم قرار دارند و هيچ كدوم باعث كمرنگ شدن ديگري نميشن و اگر در صحنه اي پر سر و صدا قرار هست ديالوگي رد و بدل بشه صداها طوري تنطيم شدند كه شما براحتي مي تونيد اون ديالوگ رو تشخيص بديد. همينطور پخش شدن صداها بين كانالها و انتقال اونها در جهت هاي مختلف از ابتدا تا انتهاي فيلم و درگير بودن تمامي كانالها حتي در صحنه هاي كم سر و صدا باعث ميشه كه در طول مدت زمان پخش فيلم بيننده كاملاً در مركز اتفاقات قرار بگيره.
از بحث صدا و تصوير كه بگذريم بايد اشاره اي هم به صحنه هاي اكشن فيلم داشته باشم كه ميتونم بگم، Ghost Protocol يكي از بهترين فيلمهاي اكشني بود كه من در يك سال گذشته ديدم و ميتونم دليل اون رو در استفاده حداقل از CG در صحنه هاي مربوط به درگيريها و مخصوصاً صحنه هاي بالا رفتن تام كروز از ساختمان برج خليفه بيان كنم. در اين ديسك بخشهايي هم هست كه به پشت صحنه ساخت فيلم اشاره اي ميكنه كه اگرچه زياد نيست ولي بسيار ديدني هست و با ديدن اين صحنه ها بايد تام كروز رو در انجام اين بدلكاريهاي خارق العاده و بعضاً وحشتناك تحسين كرد كه به علت انجام تمامي صحنه هايي كه معمولاً بدلكارها اونها رو انجام ميدن توسط خود كروز، حس واقعي بودن اين صحنه ها هر چه بيشتر به بيننده القا ميشه.
اگر به فيلم هاي اكشن علاقه داريد و اگر حتي به سري Mission Impossible علاقه نداريد اين فيلم رو از دست نديد كه من تضمين ميكنم بسيار لذت خواهيد برد.
خوشحال ميشم اگر دوستان ديگه هم اين فيلم رو ديدند و فكر ميكنند نكته اي از قلم افتاده يا من اشتباهي كردم در نظرات مربوط به پست بنويسند تا ما هم بيشتر ياد بگيريم.
با تشكر از توجه و لطف هميشگي شما دوستان عزيز.

طاهر

تحليل سيستم من

پلير 6900 سامسونگ – بلنگوي سري 606 جامو- كابل مانستر سري m1000 دو عدد- ريسيور vsx519 پايونير – ساب پيرو اكوستيك PC10 – پنل 46 اينچ C5000 سامسونگ

بلو ري پلير6900 سامسونگ يك پلير خوش ساخت و با كيفيت است كه فكر كنم جزء اولين پليرهاي بلو ري باشه كه امكان تري دي هم داشته باشه بدنه مشكي و براق آن كه براحتي متونيد عكس خودتون رو در اون ببينيد، دكمه ها همه لمسي همراه با حاله اي از نور آبي كه چشم نوازه و لوگوي تري دي اون هم روشن ميشه كه نماي خوبي به پلير ميده پلير بسيار ظريف است و بايد به خوبي نگهداري شود  DISC tray آن با يك پوشش در گير است كه غير از اين پوشش با صداي بسيار كمي از دستگاه خارج ميشه در مورد ورودي و فرمتها هم كه هرچيزي كه در يك پلير استاندارد بخواهيد هست كنترل خوش دست و با كاركرد آسان كه ميشه با اون از دستگاه لذت بيشتري برد ولي كمي زمخت است و يه حركت ديگه اين پلير كنترل كردن بيش از 50 نوع TV از طريق ريموت اونه كه بنظرم جالب اومد . پشت دستگاه علامت ريژن بندي هم مشخص شده كه در گروه B قرار داره پلير رو روشن كردم هيچ صداي اضافي از پلير خارج نميشه ديسك BD2012 و FAST FIVE DVD هم فيلماي مورد تست من بود و چند ترك اهنگ مربوط به ويل يانگ هم براي تست صوتي دستگاه بود، پلير با يك كابل مانستر سري M1000 به ريسيور و با يك كابل m1000 ديگه به پنل وصله ريسور مورد استفاده در اين سيستم  vsx 519 پايونير است از نسل كلاس پايين هاي پايونيره و بلنگوها كه براي من بسيار دوس داشتني است بلنگوي جامو606 است برند دانماركي و يك بلنگو لذيذ و باحال است كه از همه نظر من ازش راضيم و ساب ووفر كه جزء قسمتهاي دوس داشتني من در سيستم است پيرو اكوستيك است كه قدرت  150 واتي اون ميتونه  خودي نشون بده  و پنل C5000 سامسونگ كه 46 اينچ  مي باشد  و در مورد پلير اينكه يك فلش يك گيبابايتي همراه دستگاست كه براي وصل شدن به اينترنت از طريق وايرلس است البته ورودي لن هم موجود مي باشد.

 در مورد تست موزيك پلير يك ترك از موزيك ويل يانگ رو انتخاب كردم و با پلي كردن دستگاه صدا رو به 2/4 رسوندم صدا فوقعلاده بود صدا به شدت صاف و بدون خط و خشي به راحتي تو بلنگو جريان داشت موزيك در حالت استريو كامل بود صدا رو به 3/4 كه رسوندم ديگه داشت بدنم ميلرزيد صدا خودشو به بلنگو چسپونده بود و لحضه اي خودشو عقب نمي كشيد صدا به شدت كريستالي بود بيس خشك كوبشي هم از ووفر هاي كناري بلنگو ها بخش ميشد كه البته اين ووفرها نميتونه جبران كانال ساب رو در فيلم ديدن بكنه ولي در موزيك وجودش حياتيه ، اينم بدونيد اين صدا رو مديون كابل مانستر ام 1000 هم هستيم كابلي كه صدا رو واضح پخش ميكنه و در فيلمها صداي شفاف و تصوير تيز و شارپي رو از كابل دريافت خواهيم كرد بلنگوي جامو در ولوم بالا اونم بخاطر ريسور پايونير صداي جيق كشاني گاهي پيدا ميكنه يه جورايي صدا تو موزيك گم ميشه و تشخيص نتها مشكل ميشه البته من با آمپ بهتر صداي اين بلنگو رو  نشنيدم ولي شك ندارم بهتره.

 با تعويض ديسك فيلم دي وي دي فست فايو رو اكران كردم پلير فيلم رو كمتر از 7 ثانيه پخش كرد كه براي DVD فكر كنم متوسط باشه فيلم با ترك صوتي DTS 5.1 پخش ميشه فرمت صدايي كه در DVD هم كم نياره و سيستم رو دگرگون ميكنه ، تو همون سكانس اول متوجه شدم كه داره تصوير DVD رو پلير با كنترل كامل پخش ميكنه ولي با كمي خطا و لغزش بسيار كم ولي اون تصويري كه از FAST FIVE من در DVD انتظار داشتم به من نداد البته نميشه بي انصافي هم كرد تو خيلي از سكانساي فيلم كنتراست بالا بود و عمق سياهي فيلم منو به ياد فيلمهاي بلو ري 50 گيگي مينداخت  ارتقاء كيفيت تصوير از SD به HD در اين پلير تا حدي بهتر از پليرهاي تجاري در اين رده انجام ميشه ، البته صدا قضيش كاملا فرق ميكرد هم صداي دالبي هم صداي DTS خيلي عالي پخش ميشد از صحنه كشيده شدن گاو صندوق تو شهر تا اول فيلم و سرقت ماشين از تو قطار همگي صدا عالي بود ترك DTS  كولاك ميكرد و در اوج خودش بود در DVD اين فيلم كانال ساب واقعا خوب خودشو نشون ميده بيس نرم و لذيذي كه گاهي بي اختيار باعث ميشه ولوم رو ببري بالاتر واقعا روح ادمو شاد ميكنه وصحنه هاي پر هيجاني رو ايجا د مي كرد صداي غرش ماشينها و زدو خورد و تير اندازي همه بخوبي اجرا ميشد كانالاي تنبل ساروند من هم به خودشون اومدن و صداي عبور ماشينها و گلوله ها و خيلي صداي ريز ديگه رو به خوبي اجرا مي كردند.

 اقدام به تعويض ديسك كردم بلو ري 2012 رو تو دستگاه گذاشتم سرعت لود دستگاه تو اين فيلم به 35 ثانيه رسيد كه فكر ميكنم سرعت بدي نيست فيلم تصوير و صداي جالبي داره از سكانساي اول تا پرتاب شدن گدازه هاي اتشفشان همگي عالي كار شدن صدا هم DTS 5.1 اچ دي بود پلير تصوير اين فيلم رو خيلي گرم و شارپ و با گرين بسيار ناچيز اونم در بعضي سكانسها و نويز ديجيتال در پس زمينه ها هم خيلي كم ديده ميشد البته كابل امريكايي مانستر به خوبي رنگها رو كنترل و تصوير يكدست و تميزي رو از اين فيلم به نمايس ميداد ساب 150 واتي پيرو با اون رنگ چري كه من خيلي دوسش دارم حسابي سرو صدا را انداخته بود  مخصوصا اولين قسمتايي كه شهر در حال نابود شدنه بلنگوهاي جامو با پايه هاي آهني نوك سوزني كه لزه گير اون محسوب ميشه به خوبي كارشو انجام ميداد البته در فيلم صداي ديالوگ اون شفافيتي كه من دوس داشتم رو نداشت اونم فكر كنم مشكل از ريسور من بود ريسيوري كه يكي از معايب اون همين تنبلي صداي ساروند و سنتر است كه صداش در مي ياد ولي نه در اون حد و اندازه فيلم فرمتهاي پخش صداي ريسيور هم محدوه و اين باعث ميشه گاهي نتونه از پس خيلي فيلما در صدا تمام و كمال بر بياد كلا اين آمپ تنظيمات كاملي نداره و بيشتر ميشه ازش ايراد گرفت تا تعريف البته با تستهاي متعددي كه من داشتم متوجه شدم تاثير منفي بر روي تصوير فيلم نميزاره يه جورايي تا حدودي دست نخوره فيلمو تحويل پنل ميده ، پنل سي 5000 سامسونگ هم پنل خوبيه رنگهاي سياه در اين پنل عاليه رنگ سفيد هم خوبه رنگها بشدت درخشان و جذاب هستند البته گاهي پنل تو رنگها اغراق هم ميكنه كه باعث ميشه اون تصوير يكدست رو ازدست بديم و تصوير دوچار خطا بشه يه ايراد بزرگ به اين پنل زيبا وارده و اونم هرتز پايين دستگاه است كه 60 هرتزه و تو تصوير سريع و صحنه هاي خيلي شارپ دچار لرزش كمي تو تصوير ميشه كه گاهي تو بعضي فيلمها منو ناراحت ميكنه وگرنه از لحاظ كيفيت ساخت و تصاوير ثابت نميگم عالي ولي خوبه مدل C7000 از اين مدل رو تست كردم تصوير عالي بوده شايد تفاوت عمده c7000 همين هرتز اين پنل باشه كه 240 است البته كنتراست هم بي تاثير نيست.

اين مطالبي كه نوشتم تحليلي گذرا از سيستم من در منزل بود چيدمان بلنگوها مرتب عوض ميشه البته چند وقتي است به اون صدا كه ميخواستم رسيدم ولي گاهي با يكم عقب و جلو كردن بلنگوها و حتي ساروند شاهد تغييرات جالبي در صدا خواهيم بود در مورد ساب ووفر هم كه من خيلي روش حساس بودم و هستم فكر كنم سانت به سانت بيش از 50 بار جابه جا شده تا به اون صداي استاندارد اين ساب برسم كه البته بازم خطا پيش مياد چند روز پيش داشتم به اين فكر ميكردم كه من اينقدر به سيستمم اهميت ميدم اگر صدا كم زياد بشه جاي بلنگوها و تعويض كابل و هر كاري كه در توانم باشه براي بهتر شدن سيستمم انجام ميدم ولي داشتم به اين فكر ميكردم كه خود شخص كه داره از سيستم استفاده ميكنه هم بايد هر چند مدت يكبار بازبيني بشه ميدونم شايد بيربط باشه ولي چشمها و گوشها ميتونه از طريق پزشك بازبيني بشه چشم ممكنه بر اثر استفاده زياد كمي ضعيف شده باشه و گوش بر اثر آلودگيها كمي از اون حالت اوليه خارج شده باشه من كه امتحان كردم جواب داد انتخاب با خودتون دوستان من فقط يه پيشنهاد بود.

مرسي از اينكه وقت گذاشتين و تحليل من رو خوندين مثل هميشه ارادت خاص خودم رو به بهرنگ جان اعلام مي كنم و بابت راه درستي كه در پيش روي من گذاشت ازش سپاسگزارم .

يعقوب

Mission Impossible : Extreme Blu-Ray Trilogy

سري فيلم هاي Mission Impossible طرفداران بسيار زيادي در بين علاقه مندان به فيلم و سينما دارن كه من هم خودم يكي از اونها هستم. اين فيلم ها كه بر اساس مجموعه تلويزيوني به همين نام كه در سال 1988 توليد شده بوده، ساخته شدند با هنرمندي Tom Cruise در نقش مامور مخفي Ethan Hunt كه مامور سازماني بنام IMF يا Impossible Mission Force هست، براي اولين بار در سال 1996 به روي پرده سينما رفت. نسخه دوم فيلم در سال 2000 و نسخه سوم هم در سال 2006 اكران شدند. به عنوان آخرين نسخه MI تا بحال، شماره چهارم اين مجموعه با نام Ghost Protocol در دسامبر 2011 به روي پرده رفت كه از همه لحاظ ميشه اون رو برترين نسخه از اين سري دونست. از سه گانه اولي اين مجموعه، پكيج هاي مختلفي روي Blu-Ray عرضه شده كه آخرين و جديدترين اونها پكي هست بنام Mission Impossible : Extreme Blu-Ray Trilogy كه در ماه دسامبر 2011 و قبل از اكران فيلم چهارم منتشر شد تا توجه ها رو به سمت اين مجموعه فيلم ها جلب كنه تا فيلم چهارم هم مورد توجه قرار بگيره و البته با توجه به تبليغات گسترده اي كه روي Ghost Protocol انجام شد، اين پك هم بتونه مجدداً منبع كسب درآمدي براي Paramount باشه.

من چند وقتي بود دنبال اين پك بودم و ميخواستم قبل از اومدن بلو-ري فيلم MI : Ghost Protocol سه گانه اول رو روي بلو-ري ببينم و بعدش هم شماره چهارم رو بگيرم و ببينم. خوشبختانه چند وقت پيش و طبق معمول به لطف دوست خوبم جناب برزين اين پكيج به دست من رسيد. اولين چيزي كه با ديدن اين پكيج مورد توجه من قرار گرفت بسته بندي بسيار ساده و معمولي اين پك بود. سه ديسك بلو-ري در سه قاب مجزا از هم در يك پك مقوايي نازك قرار گرفتند كه البته ظاهر شكيلي داره ولي پكيج اون اصلاً قابل مقايسه با پكيجي مثل The Lord Of The Rings Extended Edition كه قبلاً در موردش نوشتم نيست. البته انتظار هم نداشتم در اون حد باشه ولي ديگه فكر نميكردم پك مقوايي بيشتر شبيه پك كاغذي باشه!

از پك مقوايي كه بگذريم ميرسيم به ديسكها و قاب ها. در مورد قاب هر ديسك هم بايد بگم، اوه! همونطوري كه در عكس مشاهده ميكنيد در ساخت قاب هم سعي شده تا حد امكان از پلاستيك كمتري استفاده بشه و صرفه جويي بشه! به خود ديسكها هم كه ميرسيم متوجه ميشيم هر فيلم در يك ديسك 25 گيگابايتي (!!!) بلو-ري قرار داره. من تابحال در اين پكيجهاي اوريجينال به اين شدت ضد حال نخورده بودم كه بعد از اينكه متوجه شدم Paramount فيلمها رو روي ديسك 25 گيگ داده بيرون، حالم گرفته شد. از همه اينها بگذريم قسمت جالبش اينه كه نسخه سوم فيلم روي ديسكش نوشته شده Disc 1 در صورتي كه هيچ Disc 2 در اين پك موجود نيست (البته قرار نبوده موجود باشه) و اين نشون ميده كه شركت معظم Paramount به خودش زحمت نداده كه حداقل براي اين پكيج Extreme Blu-Ray يك طرح ديسك اختصاصي روي ديسك چاپ كنه تا معلوم نشه كه اين ديسك رو همينطور از پكيج دو ديسكي فيلم برداشتن و انداختن اينجا! البته جاي بسي شكرگذاري وجود داره كه حداقل به خودشون زحمت دادن و لطف كردن كاور سه تا فيلم رو براي اين پكيج مجدد طراحي كردند تا با هم ست بشن.

Mission Impossible

از ظواهر كه بگذريم ميرسيم به محتوا. بعد از اينكه متوجه شدم ديسكها 25 گيگابايتي هستن انتظار تصوير و صداي فوق العاده از اين فيلمها نداشتم و با اين نگاه رفتم سراغ تماشاي فيلم اول. فيلم اول به كارگرداني Brian De Palma در سال 1996 منتشر شد و با توجه به اين نكته كه اين فيلم تقريباً دو دهه قبل ساخته شده،ميشد انتظار تصويري با كيفيت متوسط رو از اين فيلم داشت كه خوب دقيقاً هم همينطور بود. تصوير فيلم نسبت به فيلمهايي كه اخيراً روي بلو-ري ديدم از Sharpness كمتر رنج ميبره. رنگها و طبيعي بودن رنگ پوست شخصيتها هم كمي مشكل داره و نسبتاً غليظ هست و رنگ پوست صورت افراد بيشتر به قرمز ميزنه. در صحنه هاي تعقيب و گريز شفافيت تصوير قابل قبول هست ولي كلاً چشمگير نيست. با توجه به اينكه اين فيلم با فرمت MPEG 2 روي بلو-ري اومده و ساخته حدود 17 سال پيش هست انتظار بيشتري از اين ديسك نميشه داشت. به صداي فيلم كه ميرسيم وضعيت مقداري بهتر از تصوير هست ولي باز قابل مقايسه با صداي فيلمهاي جديدتر نيست. من اخيراً با راهنمايي جناب برزين و البته در نظر گرفتن نياز و شرايط خودم يك سيستم 1312 دنون تهيه كردم كه اين فيلم رو هم با همين سيستم تماشا كردم. چيزي كه خيلي توجه من رو جلب كرد استفاده خيلي كم از كانالهاي سوراند بود كه در كل خالي بودن جاي اونها در خيلي از صحنه ها حس ميشد. البته هر از چند گاهي و بيشتر در صحنه هاي اكشن صداهايي هم از سوراند پخش ميشد ولي كلاً از يك فيلم اكشن انتظار استفاده مداوم از كانالهاي سوراند ميره كه در اينجا اين كمبود احساس ميشه. Encoding صدا هم Dolby Digital 5.1 هست. در اين ديسك به جز خود فيلم يك سري پشت صحنه و اضافات وجود داره كه به جز دو تا Trailer كه HD‌ هستند بقيه همه در فرمت SD در اين ديسك قرار گرفتن. كلاً اين ديسك از DVD سرتر هست ولي در حد و اندازه هاي نام Blu-Ray نيست.

Mission Impossible II

به سراغ فيلم دوم ميريم كه در سال 2000 اكران شده و كارگردان اون John Woo هست كه ميشه او رو كارگردان كفتر باز چيني ناميد (اگر ديده باشيد توي اكثر فيلمهاي John Woo كفتر ديده ميشه!). از لحاظ تصويري وضعيت به مراتب بهتر از نسخه اول هست ولي باز هم فرمت Encoding تصوير MPEG 2 در نظر گرفته شده. رنگ و نور تصوير از نسخه قبلي بهتر هست و اون قرمزي پوست صورت افراد ديگه وجود نداره. رنگ سياه تصوير نسبتاً غليظ هست ولي اونقدرها هم آزار دهنده نيست. صحنه هاي اكشن زيادي در اين فيلم وجود دارند كه خيلي هاشون در نور زياد روز فيلمبرداري شدند كه در اين صحنه ها كيفيت تصوير جلب توجه ميكنه و قابل قبول هست و ميشه حس كرد كه اين تصوير يك ديسك Blu-Ray‌ هست. در اين نسخه هم در صحنه هاي سريع اكشن شفافيت قابل قبولي مشاهده ميشه و همونطور كه اشاره شد كيفيت تصوير نسبت به فيلم اول يك سر و گردن بالاتر هست. صدا همانند فيلم اول در فرمت Dolby Digital 5.1 ارائه شده ولي اينبار استفاده از كانالهاي سوراند تقريباً از ابتدا تا انتهاي فيلم وجود داره. صحنه هاي اكشن و تعقيب و گريز، مخصوصاً تعقيب و گريز نزديك به انتهاي فيلم به زيبايي انتقال صدا رو بين كانالهاي جلو و سوراند به نمايش ميذارن. تير اندازي ها در كانالهاي جلو و سوراند و انفجار در كانال ساب ووفر واقعاً شنيدني هستند. كلاً فضاسازي توسط صدا در اين فيلم بخوبي پياده ميشه و نميشه انتظار بيشتري داشت. در بخش پشت صحنه و اضافات هم اين فيلم كلاً چند تا بخش نسبتاً كوتاه داره كه همگي در فرمت SD ارائه شدند.من به مراتب از ديدن اين نسخه روي بلو-ري نسبت به نسخه اول لذت بيشتري بردم.

Mission Impossible III

و اما سرور ديسكهاي اين مجموعه ديسك سوم هست كه حاوي فيلم MI 3 هست كه توسط J.J. Abrams كارگرداني و در سال 2006 اكران شده. تصوير اين فيلم بدون شك بهترين تصوير در بين اين سه گانه هست و واقعاً چشم نواز. با وجود اينكه اين نسخه هم از فرمت MPEG 2 در تصوير استفاده كرده ولي تصوير عالي و با كيفيت هست. ميزان شدت و غلظت رنگها خوب و طبيعي به نظر ميرسه. گرين هم در تصوير ديده ميشه كه با وجود تفاوت در ميزان و شدت اون در برخي صحنه ها نسبت به بيشتر صحنه هاي ديگه فيلم، آزار دهنده نيست و كيفيت تصوير رو از بين نمي بره. Sharpness تصوير هم در طول فيلم بسيار خوب هست و تصاوير فيلمبرداري شده در شب به خصوص در بخشي از فيلم كه در چين اتفاق ميافته كيفيت قابل توجهي رو به نمايش ميذارن. كلاً از اين فيلم نميشه انتظار تصويري بهتر از اين داشت چون واقعاً مساله خاصي نيست كه بشه ازش شكايت كرد. و اما صدا و باز هم Dolby Digital 5.1 كه اينبار بر روي اين ديسك واقعاً ميشه گفت در يك كلام، تركونده! صداي فيلم از اول تا آخر من رو به وجد آورد. واقعاً لذت بردم. از همون ابتداي فيلم در صحنه هاي اكشن و انفجار ساب ووفر كل اتاق رو به لرزه در مياورد مخصوصاً صحنه رد شدن هليكوپترها از بين پره هاي توربين هاي بادي كه واقعاً احساس ميكردم كه اين پره توربين از بغل گوشم رد شده و واقعاً ميشد موج حاصل از حركت اين پره ها رو در غرش ساب ووفر حس كرد. درگيري كانالهاي سوراند از ابتدا تا انتهاي فيلم بي امان بود و در تمامي طول فيلم و در صحنه هاي كم صدا اين كانالها نقش پر كردن فضا رو با صداي محيط ايفا مي كردند و در صحنه هاي پر زد و خورد و اكشن هم كه تو فيلم كم هم نيستن، اين كانالها با گرفتن صداي انتقال يافته از كانالهاي جلو، حس قرار گرفتن در مركز درگيري رو در بيننده فيلم ايجاد ميكردند. به عنوان مثال در بخش درگيري روي پل كه يك هواپيماي بدون سرنشين هم در اين صحنه در حال پرواز و شليك موشك هست، رد شدن اين پرنده از بالاي سر اتومبيلها با انتقال صدا در بين كانالها به زيبايي هرچه تمام تر شبيه سازي شده. بدون شك فيلم سوم هم از لحاظ تصويري و هم از لحاظ صوتي دو فيلم ديگه رو به راحتي پشت سر ميذاره و لذت تماشاي يك فيلم بلو-ري رو بطور كامل براي بيننده به همراه داره. تنها نكته منفي در مورد ديسك سوم اين هست كه هيچ Content اضافه اي نداره به جز يك ترك صداي Commentary روي فيلم كه Tom Cruise و J.J. Abrams در مورد فيلم صحبت ميكنند كه البته جالب هست.

در پايان به نكته اي كه ميشه اشاره كرد اينه كه با وجود كمبودهاي موجود در اين پكيج، تماشاي اين فيلم ها لذت بخش هست ولي چيزي كه مشخص هست اينه كه شركت Paramount با يك Transfer جديد و كمي كار بر روي صداي فيلمها (مخصوصاً فيلم اول) ميتونه تا حدي اين كمبود ها رو جبران كنه ولي بعيد به نظر ميرسه كه قصد انجام چنين كاري رو داشته باشه.

با تشكر از توجه شما

 طاهر

تكنولوژی های جديد در ساخت فيلم های سه بعدی

با افزايش روز افزون فيلمهاي سه بعدي تكنولوژيهاي بكار گرفته شده در ساخت اين فيلم ها هم در حال تغيير و پيشرفت هست. همه كساني كه فيلمهاي سه بعدي تماشا مي كنند به خوبي مي دونند كه كيفيت افكت هاي سه بعدي فيلم چقدر ميتونه در لذت تماشاي يك فيلم موثر باشه و اين كيفيت مستقيماً به تجهيزات و روشهاي بكار گرفته شده در ساخت اون فيلم بستگي داره. بعد از اكران رويايي فيلم آواتار، كه البته از نظر كيفيت ساخت سه بعدي بسيار عالي بود، فيلمهاي بسيار زيادي با نام سه بعدي اكران شدند كه شايد بشه گفت خيلي هاشون فقط به خاطر بيشتر كردن فروش فيلم، نام سه بعدي رو يدك مي كشيدند و نگاه كردن اونها به صورت دو بعدي لذت بيشتري داشت، از جمله اونها ميشه به Clash Of The Titans اشاره كرد كه حتي بصورت سه بعدي هم فيلمبرداري نشده بود و يك تبديل ضعيف از فرمت دو بعدي به سه بعدي بود. و اما با كسب تجربه در چند سال اخير در ساخت فيلمهاي سه بعدي، كارگردانان و دست اندركاران تهيه فيلمها به سمت استفاده از تكنولوژيهايي ميرن كه كيفيت تصاوير سه بعدي رو بسيار بهتر ميكنه. يك نمونه از اين تكنولوژيهاي جديد دوربين هاي فيلمبرداري هست كه شركت Red توليد كرده و اخيراً هم از اين دوربينها براي اولين بار در ساخت فيلم Underworld Awakening 3D استفاده شده. من خودم هنوز اين فيلم رو روي بلو-ري نديدم ولي از Preview هايي كه در اينترنت مطالعه كردم اينطور برداشت ميشه كه كيفيت تصوير اين فيلم در نسخه سه بعدي بسيار قابل توجه هست و ادعا ميشه كه افكتهاي سه بعدي اين فيلم از آواتار هم تر و تميز تر هست (البته بايد ديد و قضاوت كرد)! با استفاده از دوربينهاي Red Epic تا حد خيلي زيادي از مشكلات معمول موجود در تصاوير سه بعدي در اين فيلم كاسته شده. اين دوربينها با رزولوشن 5K (يعني رزولوشني بيش از 6 برابر 1080 معمول كنوني) و همچنين ابعاد نسبتاً كوچك (نسبت به خيلي از دوربينهاي ديگه در اين سطح) براي كمتر كردن مشكلات معمول در تصاوير سه بعدي بهينه شدند كه گام بزرگي در ايجاد تجربه اي لذت بخش تر از 3D برداشتن. همچنين نكته مثبت ديگه اي كه در مورد اين دوربين به اون اشاره شده اين هست كه عمق تصاوير بسيار بهتر و باورپذير تر از گذشته شده بطوريكه در صحنه هاي عادي فيلم هم عمق فضاها قابل احساس هست. همچنين فاصله بين اشيا و افراد در فيلم هم عيان تر شده.

نكته بسيار قابل توجه براي بسياري از علاقه مندان ميتونه اين باشه كه كارگردان معظم نيوزيلندي يعني Peter Jackson در حال حاضر در حال فيلمبرداري فيلم بعدي خودش، The Hobbit، با دوربينهاي شركت Red هست. در ويدئويي كه خود جكسون از پشت صحنه ساخت فيلم جديدش چند وقت پيش روي اينترنت منتشر كرد نكات بسيار جالبي در مورد استفاده از فناوريهاي جديد در ساخت فيلم بصورت سه بعدي وجود داشت كه به بخشي از اونها اشاره ميكنم. جكسون براي ساخت The Hobbit از 48 دوربين Red Epic (قيمت هر دوربين 58000 دلار هست) استفاده ميكنه كه البته چون فيلم بصورت سه بعدي فيلمبرداري ميشه هميشه اين دوربينها بصورت جفتي و با استفاده از تجهيزات خاصي كنار هم قرار ميگيرند. در اين ويدئو به اين نكته اشاره ميشه كه با وجود ابعاد نسبتاً كوچك دوربينها باز هم امكان اينكه دو دوربين طوري در كنار هم قرار بگيرن كه فاصله مناسب بين دو لنز ايجاد بشه وجود نداره. ميدونيد كه براي فيلمبرداري تصاوير سه بعدي بايد لنز دو دوربين در فاصله اي از يكديگر قرا بگيرن كه فاصله دو چشم انسان رو شبيه سازي كنند و اين فاصله اگر درست و دقيق نباشه كيفيت تصاوير نهايي خوب از آب در نمياد. براي حل اين مشكل از تكنولوژي ابداعي شركتي بنام 3ality Technica استفاده ميشه كه اين امكان رو ايجاد ميكنه. در حقيقت اين فناوري طوري كار ميكنه كه يك دوربين تصوير رو مستقيماً ميگيره و دوربين دوم هم تصويري رو كه از يك آينه منعكس ميشه ضبط ميكنه و با اين تكنيك امكان تنظيم فاصله دو لنز بصورت دلخواه وحود داره.

 نكته ديگه در مورد فيلمبرداري The Hobbit با اين دوربينها اين هست كه علاوه بر رزولوشن 5K ، اين دوربينها امكان فيلمبرداري 48 فريم بر ثانيه رو هم فراهم كردن (البته اين دوربينها امكان فيلمبرداري تا سرعت 120 فريم در ثانيه رو هم دارند) كه باعث هر چه واقعي تر شدن تصاوير متحرك، مخصوصاً در حالت 3D ميشه. با سابقه اي كه از پيتر جكسون در ساخت فيلم وجود داره و اين تجهيزاتي كه داره استفاده ميكنه انتظار ميره The Hobbit وقتي در پايان سال 2012 اكران ميشه بهترين فيلم سه بعدي ساخته شده تا اون تاريخ باشه!

تمامي اين مطالب در كل يك چيز رو نشون ميدن و اون هم اينه كه خوشبختانه فناوري ساخت فيلمهاي سه بعدي با سرعت بسيار بالايي در حال پيشرفت هست و با معرفي تجهيزات و ابزارهاي جديد علاوه بر راحت تر شدن كار فيلمسازان، كيفيت نهايي فيلم ارائه شده به بينندگان هم بالا ميره. به عنوان مثال باز هم بد نيست به Underworld Awakening اشاره كنم كه گفته ميشه تصوير سه بعدي فيلم از لحاظ كيفيت و رنگ به كيفيت تصوير دو بعدي بسيار نزديك هست. اين مطلب رو كساني كه فيلم سه بعدي مي بينند ميدونند كه در تماشاي فيلمهاي سه بعدي به دليل استفاده از عينك مقداري از رنگها و كيفيت تصوير نسبت به تصوير دو بعدي از بين ميره كه اين نكته هميشه به عنوان يك نكته منفي در تصاوير 3D در نظر گرفته ميشه.

اميدوارم كه اين مطلب مورد توجه دوستان قرار بگيره.

موفق باشيد

طاهر

X-Men: First Class Blu ray Review

سری پنجم مردان ایکس مقدمه ای است بر قسمت های قبلی فیلم تمرکز اصلی داستان در مورد پیشینه اریک لنشر(مگنیتو) و چارلز خاویر  است.

نسخه ای که  در مورد اون نوشتم نسخه آلمان فیلم است.

 یک نکته اینکه من عاشق سری فیلم های مردان ایکس هستم شاید کمتر فیلمی باشه که تا این حد دوست داشته باشم برای همین با دید مثبت به این فیلم ها نگاه میکنم شاید تو خیلی از جا ها ایراداتی داشته که من ندیدم یا دوست نداشتم دیده باشم. ولی اگر این قسمت از مردان ایکس رو ندارید حتما در سبد خرید خود قرار بدین به شدت سرگرم کننده است.

تصویر

 تصاویر این فیلم تصاویری پر رنگ و لعاب با جزییات عالی است. اکثر  صحنه های شامل طیف گسترده ای از رنگ ها است. همراه شدن این رنگ ها با جزییات عالی از اماکن، ترکیب دوست داشتنی و چشم نوازی رو تشکیل میدهد . گرین  کنترل شده ای رو در فیلم شاهد هستیم . کنتراست و بلک لول در تمامی صحنه ها به خوبی کار شده. پوشش آبی رنگ بدن میستیک دارای چنان رنگ و جزیییاتی است که در کمتر فیلمی شاهد اون هستیم( دقت کنید به سرعت تغییر رنگ بدن میستیک و رنگ آبی اون!). صحنه هایی که از CGI استفاده شده دارای وضوح  و سرعت خوبی هستند هیچ اشفتگی در این صحنه ها دیده نمی شود فقط در یک صحنه که زیر دریایی روی ساحل کشیده میشه درختان نخل به خوبی کار نشده اند و حس مصنوعی بودن رو به آدم القاء می کنند. وضوح تصاویر در شب عالی و بدون نویز می باشد. تصاویر پس زمینه دارای جزییات قابل قبولی می باشند. فلش تون تا حد ممکن طبیعی  است. جزییات لباس مردان ایکس باور نکرنی است. نکته جالب اینکه  در این قسمت به جای رنگ سیاه که در قسمت های قبلی شاهد اون بودیم از رنگ زرد استفاده شده اونم چه زردی! صحنه ای در فیلم هست که زیر درییای توسط مگنیتو از آب یه بیرون کشیده میشه ریزش آب از زیردرییای معلق و جزییات خود زیر دریایی فوق العاده هستند . جزییات حاصل از موج ایجاد شده دیدنی است.

 

صدا DTS-HD Master Audio 5.1

شاید هیچ صدای به اندازه DTS-HD Master Audio 5.1 در فیلم های بلو ری دوست داشتنی نباشه. این فلم رو با صدای 3/4 دیدم ایفکت های لحضه ای عالی هستند. صداهای انفجار و اسلحه ها تکان دهنده هستند. مشخصه اصلی این فیلم استفاده از کانال LFE هست اگر می خواهید قدرت ساب خودتون رو به رخ دیگران بکشید این فیلم یکی از بهترین گزینه هاست. صدای دیالوگ ها در کل فیلم واضح هستند و به خوبی شنیده می شوند. تمامی صدا ها در فیلم از قدرت کافی برخوردار هستند کانال های سراند به خوبی حضور خود را در سیستم نشان می دهند. ایفکت هایی که در هنگام بیرون کشیدن زیر دریایی توسط مگنیتو استفاده شده شما رو در صندلی میخکوب میکند. موسیقی به ضرب آهنگ فیلم کمک می کنه و هیج تداخلی با صدا های دیگه ندارد. کشیده شدن زیر دریایی در ساحل یه خوبی حس برخورد فلز با شن رو منتقل می کند. صدای  چارلز خاویر در هنگام خواندن ذهن دیگران فضای 360 درجه عالی رو ایجاد می کند. صدای جذب نیرو توسط شاو عالی کار شده. صحنه هایی که در اون شخصیتی به اسم Azazel ناپید میشه دارای صدای فوق العاده ای هستند.

حامد محترمی