Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

آنچه باید بدانید

چند نکته

Efficiency

به معنای نسبت قدرت آکوستیکی گرفته شده به قدرت الکتریکی داده شده است که به درصد بیان میشود و همیشه کمتر از 100% است. بعنوان مثال یک بلندگو با 10% Efficiency برای اینکه بتواند 10 وات آکوستیکی صدا از آن بگیریم باید 100 وات الکتریکی به آن وارد کنیم. بازده بطور مستقیم به کیفیت سیم پیچ بلندگو و کراس آور بستگی دارد زیرا هرچه مقاومت الکتریکی سیم پیچ بالا رود تلفات انرژی بیشتر میشود.بعضی از کمپانی ها از بلندگوهای با سیم پیچ هاي از آلیاژ طلا استفاده میکنند همانطور که میدانید مقاومت الکتریکی طلا بسیار پائین است در نتیجه می توان برای بالا بردن حساسیت از سیم های بارک با دور بالا استفاده کرد.

يكي ار دلايل پائين آمدن ميزان Efficiency يك سيستم صوتي آكوستيك است, استفاده نادرست از جاذب هاي صدا مخصوصا در ديوارهاي كناري و سقف به شدت از ميزان Efficiency سيستم كم ميكند.

THD

Total Harmonic Distortion یا THD که عنوان کننده مقدار کلی اغتشاشات هارمونیکی در ایجاد دسته ای از اعوجاجات صوتی به درصد است, عدد THD اصولا هر چه كمتر باشد نمایانگر کیفیت بهتری در صدا است.

Tweeter

Tweeter هر چه وزن کمتر و بالانس بهتری داشته باشد، از حساسیت و دقت عمل بیشتری برخوردار خواهد بود. در ساختمان دیافراگم Tweeter مرغوب از مواد سبک و بسیار مقاومی چون Mylar و آلیاژ ویژه Neodymium استفاده می شود که توسط دستگاههای مدرن برش لیزری با تولرانس وزنی بسیار پائین ساخته می شوند.

( Constant Bit Rate )

 در روش ضبط با متد CBR از بیت ریت ثابت استفاده می شود، تمامی قسمتهای فایل تصویری را با به حجم یکسان تبدیل می کنند و فرقی بین صحنه اي که مثلا يك ديالوگ ساده جريان دارد, با یک صحنه پر زد و خورد و اکشن نمی گذارد.

(Variable Bit Rate)

در روش ضبط با متد VBR یا بیت ریت متغیر، برای صحنه ای که یک صفحه ديالوگ ساده در جريان است, و یا فیلم تحرک زیادی نداره ، از بیت ریت با حجم کمتر استفاده ميشود و برای صحنه های پر زد و خورد برای نگه داشتن تمامی جزییات در هنگام تبدیل حجم بیت ریت را بالا می برند.

D&M Holdings

D&M از ملحق شدن دو كمپاني Denon و Marantz در سال 2002 ميلادي شكل گرفت و تا به امروز كمپاني هاي بزرگي مثل

Denon

Marantz

McIntosh

bostonacoustics

Snell

Escient

calrec

CALREC

 زير مجموعه اين شركت در آمده اند.

بعد از سال 2002 ميلادي كه كمپاني Denon و Marantz به هم ملحق شدند و زير مجموعه كمپاني D&M قرار گرفتند, شاهد رشد قابل ملاحظه اي در محصولات Marantz هستيم! انگار اين كمپاني نياز به يك برادر بزرگتر داشت تا دوباره بتونه در بازار HT حرفي براي گفتن داشته باشه! در اين چند ساله انگار بيشترين تاثير اين برادري به نفع Marantz بوده! تغييرات صورت گرفته در طراحي و كيفت محصولات اين كمپاني كاملا محسوس بوده است.

كمپاني Denon از سال 1910 فعاليت خود را در زمينه سيستم هاي صوتي شروع كرد و در سال 1939 به محبوبيت جهاني دست پيدا كرد و تا به امروز از پيشتازان سيستم هاي صوتي و تصويري خانگي بوده است. همچنين Denon در زمينه سيستم هاي حرفه اي ضبط صدا و DJ يكي از كمپاني هاي هميشه مطرح بوده و هست.

Marantz از سال 1952 هم زمان با كمپاني Pioneer فعاليت خود را شروع كرد و هميشه همكاري نزديكي با دو كمپاني Pioneer و Philips داشته.

ميدونيد كمپاني پايونر بيش از 70 سال در زمينه ساخت بلندگو تجربه داره؟ و در فاصله سال هاي 1949 تا 1970 محبوب ترين بلندگوساز در دنيا بوده! در صورتي كه امروزه كمتر كسي حاظر ميشه براي بلندگوهاي اين كمپاني پول بده! مدل TAD اين كمپاني كه براي Audiophile ها طراحي شده دوسالي هست تو نمايشگاه هاي معتبر دمو ميشه.

من فکر میکنم  Pioneer هم بايد بياد تو اين مجموعه تا دستي به آمپلي فايرهاي اين شركت كشيده بشه شايد از اين اوضاع خراب در بياد!

 يكي ديگر از كمپاني هاي مطرح اين مجموعه McIntosh هست, McIntosh از سال 1949 شروع كرد و خيلي زود به شهرت جهان رسيد, اما اين محبوبيت زياد طول نكشيد و شركت ورشكست شد! و يك سال هيچ توليدي نداشت, علت ورشكستي McIntosh خلاق نبودن اين كمپاني بود, در مدت يك سال شركت كل مهندسين خود را عوض كرد و از سراسر دنيا بهترين مهندسين را به خدمت گرفت تا دوباره به دنياي HIFI سازان مطرح برگشت. البته هنوز هم فكر ميكنم اين كمپاني زياد در طراحي خلاق نيست!  مخصوصا اينكه بايد يه فكري براي اون سرولوم هاش بكنه!

شاید براتون جالب باشه بدونید کمپانی ورشکسته Aiwa در سال 1951 تاسيس شد, و بين سالهاي 1970 تا 1980 محبوبيت زيادي در سطح جهان پيدا كرد. در اكتبر 2002 آيوا رسما اعلام ورشكستگي كرد و تمامي سهام خود را به رقيب پرقدرت خود سوني واگذار كرد, از سال 2003 آيوا كه متعلق به سوني بود لوگوي خود را عوض كرد و سري محصولاتي عجولانه را روانه بازار كرد كه بسيار از نظر كيفيت ضعيف بود! و ميزان فروش اين محصولات بسيار پائين تر از حد انتظار بود, تا سال 2005 فروش Aiwa در مناطقي محدود ادامه پيدا كرد و در سال 2006 سوني حمايت خود را از نام تجاري آيوا  قطع كرد و ديگر هيچ محصولي با عنوان Aiwa توليد نشد. نميدونم  Aiwa چه ربطي به D&M داشت!

بيشترين الگو برداري Marantz از دنون در محصولات كلاس متوسط اين كمپاني بوده, جديد ترين محصولي كه بطور مشترك توليد كردند بلوري پلير Denon مدل DBP-2010 و  Marantz مدل BD7004 هست كه كاملا از قطعات مشابه در تمامي قسمت ها استفاده شده و تنها بدنه و پنل اين دو مدل با هم متفاوت است.

 شكي نيست كه Marantz از بزرگان صنعت صدا و تصوير بوده و هست, اما هميشه در محصولات متوسط خود ضعف هاي داشته كه بعد از برادري با دنون اين مشكل را هم برطرف كرده. توليدات Hi-End كمپاني Marantz كاملا انحصاري  هست و هيچ الگوبرداري از هيچ برندي نداره, اگر نگاهي به توليدات HT و HIFI اين كمپان در كلاس Hi-End داشته باشيد تفاوت را با محصولات هم كلاس ديگر كمپاني ها به راحتي درك ميكنيد.

Dolby Pro Logic IIz

گفتم من که تا به امروز تمام فرمت های رایج صدای سینمایی را در مقالات و پست های مختلف توضیح دادم, اين سيستم جديد كمپاني نه چندان دوست داشتني دالبي را هم يه توضيح كوتاه بدم.

اگر يادتون باشه در گذشته در مورد كانال هاي (presence) آمپلي فايرهاي ياماها صحبت كرده بودم, كه دو كانال صدا با يك زاويه 30 درجه و به ارتفاع 1 متر 80 سانتيمتر از كانال هاي Main به ديوار پشتي نسب مي شود؟ تصوير پائين

 

 اين بلندگو ها وظيفه پخش افكت هاي را دارد كه از وراي پرده نمايش يا در اصل عمق تصوير نزديك مي شود, مثل صداي هواپيماي كه از دور به ما نزديك ميشود, يا صداي ريزش باران كه ميتونه عمق داشته باشه و با بستن چشم ها نشه مكان بلندگو ها را تشخيص داد و يا صداي باد كه به ما نزديك يا دور مي شود. تمامي اين افكت ها توسط DSP خود آمپلي فاير دسته بندي مي شود و به دو تقويت كننده مجزا براي بلندگوهاي presence ارسال مي شود.

انصافا هم تركيب بلندگوهاي presence با DSP رويايي ياماها بروي سيستم dts صداي بي رقابتي را براي بيننده ايجاد ميكند.

كمپاني دالبي در توليد جديد خودش براي رسيورهاي مجهز به دكودر صداي اچ دي Dolby Pro Logic IIz را معرفي كرده, براي پخش تراك هاي دو كانال Dolby TrueHD در قالب ۵.۱ و ۷.۱ كانال مجازي,تفاوت Pro Logic IIz با Pro Logic II اضافه شدن همون بلندگوهاي presence هست.

کالیبراسیون ابتدایی تصویر

کالیبراسیون : عبارت است از تنظیم اولیه و یا مجدد یک وسیله که بنا به استفاده زیاد و تاثیر پذیری از محیط و یا تغییر شرایط محیطی برای کسب بیشترین بازده از وسیله و یا صحت در کار آن وسیله صورت میگیرد .

اصولا اگر کلی به مهندسی امروز نگاه کنیم ، بحث کالیبراسیون اهمیت ویژه ای داره . تو همین کشور خودمون سالانه میلیون ها تومن بخاطر کالیبره نبودن فقط تجهیزات اندازه گیری تو شرکت گاز گم میشه ! این بحث رو وقتی از دید کلان بیاریم به بحث محدودتر صدا و تصویر اونوقت بجای اینکه کار راحت تر بشه تازه سخت تر هم میشه ! چون اونوقت شما با عدد و رقم طرف نیستسد . اینجا سلیقه آدم ها مطرحه و این یعنی :

هیچ قانون کلی برای کالیبراسیون و صدا و تصویر که همه بیننده و شنونده ها رو راضی کنه وجود نداره !

حتما تا به حال به تنظیمات رنگ و نور توی تلویزیون یا زیر و بم بودن صدا تو رادیو ها یا سیستم های صوتی برحوردین . اینجا در اصل شرکت سازنده بر اساس یه سری الگوریتم های مخصوص و مقبول میاد یک سری از تنظیمات را به صورت پیش فرض آماده میکنه تا شما رو از دست زحمت کالیبره کردن و نیاز آشنایی به اون خلاص کنه اما نتیجه همیشه و برای همه خوب از کار در نمیاد .

امروزه دیگه تمام تلویزیون ها و سیستم های صوتی قابلیت های کالیبره شدن اولیه رو دارن فقط تو سیستم های حرفه ای تر شما به تنظیمات ابتدایی تر هم دسترسی دارید که چون ممکنه برای استفاده کننده معمولی سردرگمی ایجاد کنه اصولا تو محصولات فراگیر کمتر ارائه میشه یا کنترل شدست . هرچند کم کم این جور مرز بندی هم داره اعتبارش رو از دست میده .

تو کالیبره کردن سلیقه شخصی حرف اول رو میزنه . ممکنه شما از یه تصویر اسموث و نرم خوشتون بیاد یا بر عکس یه تصویر شارپ و احتمالا پر از گرین رو ترجیح بدین . ممکنه بعضی ها تصویر با رنگهای ملایم رو ترجیح بدن که بشه جزئیات بیشتری رو تو رنگهای تیره دید اما در عوض یه سری دیگه تر جیحشون تصاویر با رنگهای غلیظ باشه و سیاه مطلق رو ترجیح بدن . اینها بر میگرده به سلیقه افراد و این نکته که آدم ها اصولا یک تصویر واحد رو با یک میزان روشنایی و رنگ و لعاب نمی بینند و این تا حدودی بر میگرده به ساختمان متفاوت چشم و عواملی مثل رنگ چشم افراد و ...

کارگردانها یا تصویر بردارهای مختلف تو فیلم های مختلف بر حسب حال و هوای تصویری که دارن میگیرن ممکنه از فیلترهای خاصی تو مرحله تدوین استفاده کنن تا حس و حال خاصی رو به بیننده القا کنن . شاید تصویر سبزگون ماتریکس رو یادتون باشه یا بی رنگ و لعابی بعضی قسمت های فیلم جنگ دنیاها . با یزره دست کاری تو تنظیمات نور و کنتراست و رنگ تلویزیون های معمولی می تونید این حال و هوا رو تا حدودی تغییر بدید . البته تو برندهای مختلف ممکنه نتیجه متفاوت باشه چون اصولا هر شرکتی از الگوریتم های متفاوتی برای این کار استفاده می کنه .

تجربه شخصی من میگه کمی وقت گذاشتن برای کالیبره کردن تصویر می تونه رضایت از تصویر رو تا حدی زیادی بهبود بده و حتی تو محصولات به قول صاحب این بلاگ تجاری هم نتیجه بخش باشه !

البته یه کم آشنایی با اصطلاحاتی مثل saturation , contrast , Brightness می تونه ثمر بخش باشه . توی تلویزیون چون اصولا قرار نیست صدای حرفه ای تحویل داده بشه تنظیمات خاصی وجود نداره اما در عوض تو یه دیکدر و یا آمپلی خوب باز هم با رنج زیادی از این قبیل امکانات طرف خواهید بود .

راستی ممکنه برای مدل های مختلف برندهای مشهور با سرچ ساده بتونین انبوهی از پیشنهادات خوب و بد رو برای کالیبراسیون دستی تصویر ، تو اینترنت پیدا کنید . تو بعضی دی وی دی های قدیمی که تحت لیسانس THX تولید میشدن به قسمتی برای همین کار وجود داشت که اتفاقا ابزار بدی هم نبود ولی خب شاید اون سطح از امکانات دیگه الآن خیلی جواب نده ...

خلاصه اینکه کالیبراسیون تو صدا و تصویر همونقدر که به الگوریتم و فرمول و عدد و رقم وابسته هستش همونقدر هم به خواست بیننده و شنونده مربوط میشه !

DVD Audio

دي وي دي هاي صوتي پس از يك سال از ورود ديسك هاي SACD در سال 2000 ميلادي با هدف رقابت با اين فرمت جديد صوتي وارد بازار شد.

دي وي دي صوتي امكان ذخيره اطلاعات صوتي بصورت (lossless) را دارند, و با بيت ريت و فركانس نمونه برداري Bit24/KHz192 براي دو كانال استريو و Bit24/KHz96 براي 5.1 كانال صدا اطلاعات صوتي را در خود ذخيره ميكند.

بسته به سفارش تهيه كننده اثر كمپاني توليد كننده از ديسك هاي (DVD-5) براي ديسك هاي با تراك استريو و بدونه ويدئو و از ديسك هاي (DVD-9) براي آثاري كه همران با موزيك ويدئو يا معرفي تصويري خواننده و سازندگان موزيك است استفاده ميكنند. در مواردي هم از ديسك هاي (DVD-18) براي توليداتي كه همراه با موزيك ويدئو با صداي دالبي يا dts در يك سمت و سمت ديگر موزيك با تراك 5.1 هستند استفاده ميشود. البته در اکثر تولیدات دی وی دی های صوتی از (DVD-9) استفاده میشود.

 در دنياي HIFI علاقمندان DVD-Audio ديسك هاي با تراك استريو را ترجيح ميدهند چرا كه حجم داده هاي ذخيره شده بروي ديسك بيشتر و ميزان فشرده سازي كمتر است. در ضبط صداي 5.1 بروي دي وي دي هاي صوتي اين امكان هست كه براي كانال های جلو از بيت ريت Bit24/KHz192 و براي كانال هاي ساراند از بيت ريت Bit24/KHz96 برای كاهش حجم ديسك استفاده كرد.

 DVD-Audio به نسبت رقیب ممتاز خود SACD مشكل بزرگي دارد كه باعث شده زياد Audiophile ها از اين فرمت استقبال نكنند پخش اين فرمت در DVD Video پليرها است, دي وي دي پليرها در بهترين كلاس و با بهترين طراحي صوتي باز صداي موزيك خيلي جالبي به نسبت يك سي دي پلير استاندارد ندارند, البته باز به نوع آمپلي فاير و بلندگو بستگي داره كه چقدر به پاسخ فركانسي حساس باشند, هرچقدر پاسخ فركانسي نزديك تري به سورس داشته باشند صداي يك دي وي دي پلير بيشتر افكتي پخش ميشود, چيزي كه در صداي فيلم تائيد ميشه اما در موزيك نه.

Meridian Lossless Packing

به تازگي كمپاني انگليسي Meridian فرمت جديدی براي ضبط صدا بروي ديسك هاي دي وي دي ارائه كرده (MLP) كه با كمترين ميزان فشرده سازي سي دي هاي صوتي را بروي دي وي دي ضبط ميكند. اين كمپاني پلير مدل Meridian 808.2 نيز توليد كرده كه از فرمت MLP پشتيباني ميكند, نميشه نظر داد اين پلير با روش ضبط MLP صداي بهتر از ديگر فرمت ها و پلير ها دارد چون هر طراحي الگوریتمهای خاص خودش را دارد و ادعا ميكند نتيجه صوتي بهتري ارائه ميكند.

Acoustic

The importance of acoustic is not less than hifi in hometheater , but unfortunately it is

Considered rarely and most of the reviewers want most sound and picture in a hometheater system.

One of the points which should be considered is the efficiency Rate of voice in a hifi system or in a hometheater which has straight relation to the acoustical condition of the place.

If your hometheater system sets in the non acoustic room, the efficiency of the DSP power and its effect on audience will decline extremely.

Accurate using of rockwool on the floor and roof will increase the resolution of sound channels extremely and it causes to feel a sound effect when it is starting until fading.

Set the diffuser on the back of main speakers left and right walls and back of the hall has an effective help to control the sounds in hall.

In the flats or small house isolating the roof and floor is pretty hard so we could use diffuser pieces which are ready for use, if they set correctly, you have well result too.

I should say that correct place of diffuser depends on the room dimension ,kind of speakers, distance between walls, you should not buy some diffuser and set the on those places then expect well result because this work needs lots experiences to find the best place on any walls.

Similarly that lack of suitable diffuser in the hall has negative effect on the sounds, bad using of diffuser or consumedly has worse effect than its lack.

If in the isolated room is used lots diffuser and in appropriate places system efficiency decline specially it has negative on of sound power.

Created sound from a sound source because of clashing to the walls roof floor and furniture reflexes then is heard, it is because of this when we speak in an empty room our voice has lots reflexion, but when furniture add this reflexion  decreases dramatically.

Created sound from a hifi system or a hometheater is heard because of spreading from mentioned sources.

Measuring of loyalty of a sound to its source has straight relation to acoustical condition and place of spreading.

In hometheaters if sound has lots reflexion sound effects will be twisted and audience can not feel well resolution and perfect moving of the sound effect from the start point until fading, it will cause we think our amplifier or the system has a weak DSP power.

If a room covers with lots diffuser spread sound from speakers will be absorbed lots and we have not accurate reflexion and the result is less sound power, the sound effect cut during moving between tow channels .

A room which has a controlled reflexions increases the sound system power dramatically, so we have sweet and neutrality sound in music and more dynamical 

Effect with high vibrancy in movie

good luck

آكوستيك

اهميت مساله اكوستيك در سيستم هاي سينمايي كمتر از HIFI نيست, اما متاسفانه خيلي كم به اين موضوع پرداخته ميشود و بيشتر تحليلگرها دنبال كيفيت صدا و تصوير در يك سيستم سينمايي هستند!

يكي از نكاتي كه بايد به آن توجه كرد ميزان Efficiency صدا در يك سيستم HIFI يا سينمايي است كه ارتباط مستقيم به شرايط آكوستيكي محل دارد.

اگر اتاق يا سالني كه يك سيستم سينمايي در آن نصب شده است درست آكوستيك نشود به شدت از بازدهي سيستم در قدرت DSP و تاثير افكت بروي بيننده كاسته ميشود.

استفاده درست از پشم سنگ  (Rockwool) در سقف و كف سالن به جهت (insulation) ميزان تفكيك كانال هاي صدا را به شدت افزايش ميدهد و باعث ميشود احساس حركت يك افكت صوتي از زمان شروع تا لحظه محو شدن به خوبي حس شود. نصب diffuser در پشت بلندگو هاي اصلي و ديوار هاي كناري و  عقب سالن كمك زيادي در كنترل اصوات در اتاق دارد.

در آپارتمان و منازل كوچيك كمي ايزوله كردن سقف و كف با پشم سنگ سخته و نياز به شرايط خاصي داره, براي همين اكثرا از قطعات آماده ديفيوزر استفاده ميشود, كه اگر درست و در محل هاي مناسب نسب شود نتيجه نسبتا خوبي داره. همينجا بگم محل نصب اين ديفيوزرهاي صدا بستگي به ابعاد سالن, نوع بلندگو و فاصله ديوارها از هم داره و نميشه همينطوري به كسي گفت اين تعداد ديفيوزر را بخر و در اين محل ها نصب كن حتما نتيجه مثبت خواهد بود. اين كار نياز به تجربه و آزمون و خطا هاي زيادي داره تا بهترين محل بروي هر ديوار پيدا شود.

همينطور كه نبود ديفيوزرهاي مناسب در يك سالن يا اتاق نمايش مي تواند تاثير منفي بروي صدا داشته باشه, استفاده اشتباه يا بيش از حد از ديفيوزرها تاثير بمراتب بدتر از نبود آن در صدا دارد. اگر در اتاقي ايزوله شده از تعداد زيادي ديفيوزر و در محل هاي نامناسب استفاده شود به شدت ميزان Efficiency سيستم كاهش پيدا ميكند, مخصوصا در قدرت صدا تاثير به شدت منفي دارد.

صداي توليد شده از يك منبع صوتي در اثر برخورد به ديوار , سقف, كف و  اشياي اطراف بازتاب پيدا ميكند و در محيط شنيده ميشود. به همين علت زماني كه در يك سالن خالي صحبت ميكنيد صداي شما بازتاب زيادي دارد؟ اما با اضافه شدن فرش, پرده, مبل و لوازم ديگر ميزان اين بازتاب بسيار كم شده و در ظاهر صدا اكو نميشود! صداي توليد شده از يك سيستم صوتي HIFI يا سينمايي هم در اثر انتشار از منابع ذكر شده شنيده ميشود, ميزان وفاداري صدا به سورس خود ارتباط مستقيم به شرايط آكوستيك و محل انتشار صدا دارد. در سيستم هاي سينمايي اگر صدا بازتاب هاي زيادي داشته باشد باعث ادغام افكت ها در هم شده و اون احساس تفكيك و حركت كامل از نقطه شروع يك صدا تا لحظه اتمام به بيننده داده نميشود. همين مساله باعث ميشود فكر كنيم آمپلي فاير يا كل سيستمي كه دارم دچار ضعف در DSP است.

حالا اگر اتاقي بيش از حد توسط ديفيوزرها پوشانده شود صداي منتشر شده توسط بلندگوها به ميزان زيادي جذب شده و بازتاب هاي درستي كه بايد داشته باشيم را ندارم, نتيجه توان صوتي پائين و كات شدن افكت ها در حين حركت بين دو كانال است.

يك اتاق يا سالن با بازتاب هاي كنترل شده صدا كلاس سيستم صوتي نسب شده در آن را به طور چشمگيري افزايش ميدهد و صداي شنيده شده در موزيك خيلي Sweet با Neutrality بهتر و در صداي سينمايي افكتي ديناميك تر با Vibrancy بالا داريم.

پيكسل سوخته!

یک اصطلاح اشتباه که در بین مردم در مورد نمایشگرهای TFT-LCD رواج داره پيكسل سوخته است, در اينجا خيلي كوتاه در اين مورد توضيح ميدم.

 TFT thin film transistor  LCD  liquid crystal display

گاهي در نمايشگرهاي LCD در تصاوير سفيد نقطه هاي سياه ديده ميشه و در تصاوير سياه نقاط سفيد به اين نقاط پيكسل سوخته گفته ميشه! كه اشتباه است.

در نمايشگرهاي LCD  ميزان نور دهي به هر پيكسل توسط يك ترانزيستور و خازن الكتريكي كنترل مي شود, بسته به ميزان روشنايي تصوير ترانزيستور خازن مربوط به خود را شارژ ميكند و ملوكولهاي كريستال مايع با شارژ الكتريكي كه توسط خازن صورت ميگيرد از هم باز شده و اجازه عبور نور را مي دهند.

 جريان الكتريكي بسته به ميزان تيرگي و روشنائي تصوير متفاوت است.

به دليل اينكه هر ترانزيستور وظيفه نور دهي به يك پيگسل را دارد در مواردي اين ترانزيستور در زمان عبور جريان مي سوزد و مدار جريان دهي به خازن باز مي ماند در نتيجه خازن مربوط به يك پيگسل هميشه در حالت شارژ باقي مانده و مجراي نور دهي باز مي ماند.

در اين حالت در تصاوير تيره يك نقطه روشن كه همان پيكسل است ديده مي شود.

در مواردي كه نقاط تيره در تصاوير روشن ديده مي شود ترانزيستور در زمان عبور جريان مي سوزد اما مدار الكتريكي قطع مي شود و هيچ ولتاژي از ترانزيستور براي شارژ خازن عبور نميكند و هميشه مجراي عبور نور به پيگسل بسته مي ماند, در نتيجه پيكسلي كه نور دريافت نميكند در تصاوير روشن بصورت نقطه اي تيره ديده مي شود.

بلوري يا دي وي دي : بخش دوم

تا چند ماه آينده بازار تهران را بلوري پليرهاي ارزان تجاري پر ميكنه, ال جي و سامسونگ با پليرهاي زير 200 هزار تومان مي آيند و شركت هاي ژاپني با كاهش چشمگير قيمت وارد بازار ايران ميشوند, اينجاست كه بايد مراقب باشيد وسوسه داشتن يك بلوري پلير شما را به خريد يكي از اين محصولات بي كيفيت ترغيب نكنه, من نميگم بلوري نخريد, يا حتما بلوري Hi-End بخريد, تا جاي كه من ميدونم و ميبينم در ايران كالاي صوتي و تصويري  براي خيلي از افراد جنبه تجملي پيدا كرده و فكر ميكنند اگر مدل جديد ال سي دي 70 اينچ را نخرند جلوي باجناق محترم كم آوردن! اين مسئله بين دوستاني كه سيستم هاي گران قيمت هم دارند ديده ميشه كه جاي سوال داره؟! خيلي خوب بود اين چشم و هم چشمي كه فكر ميكنم فقط در ايران باشه براي يادگيري و خريد مدياي اورجينال بود نه بزرگي نمايشگر يا قوي بوبدن صداي سيستم صوتي! بدونه اينكه بفهميم چي مي بينيم يا چي ميشنويم.

 دوستاني كه تجربه تصاوير بلوري را ندارند فكر ميكنند اين فرمت بلوري چه تفاوت زيادي در صدا و تصوير با دي وي دي داره! من به اين دوستان ميگم درست فكر ميكنيد تفاوت زياد است , و دوباره ميگم اشتباه فكر ميكنيد تفاوت چنداني ندارد؟!
اگر تا به امروز با پليرهاي 70,80 هزار توماني و فيلم هاي كنار خياباني و امثال آن فيلم نگاه ميكرديد و حالا در مقابل يك بلوري پلير حتي در پائين ترين كلاس قرار گرفتيد بله تفاوت خيلي زياده و حق داريد از كيفيت صدا و تصاوير تعجب كنيد و بگيد عجب كيفيتي داره, اما اگر شما تجربه داشتن يك دي وي دي پلير كلاس متوسط و داشتن فيلمهاي دي وي دي اورجينال در ورژن هاي مختلف و همچنين قدرت درك تفاوت بين تصاوير و ورژن هاي مختلف را داشته باشيد, در همان شرايط يعني يك بلوري پلير كاملا ارزان تجاري قرار بگيريد ميگيد خوب كمي وضوح و كنتراست تصوير بهتره و تو صدا هم شايد تفكيك افكت ها بهتر باشه البته شايد.
 حالا اگر شما يك پلير كلاس متوسط رو به بالا داشته باشيد و همان فيلم ها و تجربه كافي در اولين تجربه يك بلوري تنها چيزي كه نظر شما را جلب ميكند منوي فيلم هاي بلوري هست كه خوب جاوا هستند و خيلي جذاب.
 حالا اگر شما يك دي وي دي پلير Hi-End درجه يك داشته باشيد با فيلم هاي اورجينال در ورژن هاي مختلف دنيا و تجربه بالا در درك صدا و تصوير ورژن هاي مختلف و در همان شرايط بلوري پليري قرار بگيريد اگر فيلم بلوري كه پخش ميشود را روي دي وي دي داشته باشيد و با صدا و تصوير آن آشنا باشيد شروع ميكنيد از تصوير و صدا ايراد گرفتن كه اين بود بلوري بلوري كه ميگفتند! اين كه در صدا و تصوير انواع مشكلات را داره! توجه كنيد مشكلاتي كه براي نفر اول زيبا بود و از ديدين و شنيدن آن لذت ميبرد, اما از نگاه شخصي با تجربه صدا و تصوير يك دي وي دي پلير درجه يك فقط مشكل است نه چيز ديگه

اينجاست كه كمپاني ها اقدام به طراحي و ساخت بلوري پليرهاي Hi-End با دقيق ترين طراحي و مرغوب تري قطعات ميكنند تا بتوانند صدا و تصوري را نمايش بدهند كه خريدار حرفه اي را كه از بهترين مدل دي وي دي پلير همان كمپاني يا ديگر كمپاني هاي مطرح  استفاده ميكنه و تجربه بالاي در صدا و تصوير دارد را متقاعد كند هزينه كنه و اون محصول را بخرد. حالا فكر ميكنيد اگر نفر اول كه هيچ تجربه اي از صدا و تصوير نداشت و از كنار خيابون يا اينترنت فيلم ميخره در مقابل يك بلوري پلير چند هزار دلاري قرار بگيره چه عكس العملي نشون ميده؟ من خودم تجربه كردم دقيقا روي چند نفر هم آزمايش كردم, ميگه اون اولي خيلي شيك تره خيلي ظريفه USB هم ميخوره؟! چرا اين حرفو ميزنه؟ چون دركي از صدا و تصوير اين پلير درجه يك نداره چيزي از مشخصات تصوير نميدونه همين كه فيلم از فاصله 3متري صاف باشه براش كيفيت محسوب ميشه موقع خريد هر محصول صوتي و تصويري هم اول به ظاهر دستگاه نگاه ميكنه بعد به انواع فرمت هاي پخش كامپيوتري و جديدا هم USB

چند وقت پيش بود رفتم منزل دوستم بلوري پلير سوني مدل S-360 كه فكر ميكنم اولين محصول سوني باشه كه وارد ايران بشه را تست كنم, چند تاي فيلم بلوري از خارج از كشور با خودش آورده بود اما هيچ كدوم براي كار من جالب نبود بلوري Incredible Hulk دم دستم بود با خودم بردم من اين فيلم را روي دي وي دي كد1 US هم دارم. كاري به كيفيت صدا و تصوير S-360 ندارم چند روز بعد دوستم منزل من بود گفتم بزار هالك برات تست كنم دي وي دي فيلمو تو پلير Pioneer 989AVI تست كردم باورش نميشد اين دي وي دي هست بعد بلوري فيلمو تو LX 70 Pioneer تست كردم گفتم چقدر تفاوت تصوير هست گفت هيچي! البته از نظر من كمي در بافت پوست و كنتراست رنگ تفاوت هست ولي نه آنچنان در صدا هالك روي بلوري تراك dts-HD داره خوب خيلي تفاوت هست اما روي دالبي نه هيچ تفاوتي با نسخه دي وي دي نداره.
مي خوام بگم در بهترين شرايط بلوري تفاوت آنچناني كه فكر ميكنيد با دي وي دي نداره بله يك دي وي دي پلير تجاري نه تصوير خوبي روي پنل Full HD داره نه صداي خوبي روي آمپلي فاير HD اما در پليرهاي كلاس بالا با پردازشگرهاي با توان نمونه گيري واقعي تفاوت تا اين اندازه كه فكر ميكنيد نيست.

من مي خواهم مخاطب Home Theater سطح نگاهش به صدا و تصوير عوض بشه با علم پايه آشنا بشه شروع خوبي در خريد سيستم داشته باشه و فيلم ديدن براش از حالت فقط وقت گذراني خارج بشه و بيشتر به جزئيات توجه كنه در يك دي وي دي يا بلوري چيزهاي خيلي زيباتري از داستان يا چهره هنرپيشه مورد علاقه شما نيز هست , جزئياتي كه در تحليل فيلم ها نوشته ميشه و من هميشه سعي ميكنم به آن بيشتر بپردازم تا مخاطب من ياد بگيره فيلم ديدن زيبايي هاي ديگري هم جزء داستان داره اين روش منه
براي من خيلي راحته چندتا فيلم بردارم برم منزل دوستي كه فلان مدل آمپلي فاير يا پلير را خريده بشينم تست كنم و بعد براي شما از خصوصيات صدا و تصوير بنويسم, اين هم خيلي خوبه و هر موقع ببينم سيستمي حرفي براي گفتن داره حتما ازش مينويسم اما اصلا با داستان صدا و تصوير تعريف كرن موافق نيستم.

Step 1

In previous review I noticed if you do not have any experience of standard listening and seeing never buy expensive sound system .the friends who listen to the music with stereo why do they want hifi or the people who copies film in the street or an usual player or download version satisfy them why do they want expensive amplifier and players? Maybe you are wonder of my words. well whoever should improve it is really good and I confirm it but I want to say that it is much better that audience enjoys watching and listening while can understand voice and video correctly.

There are lots question of me that I have a system with a commercial mark and want to have combination system it is not bad at all that you have a 400$ system but there is an important matter here that if you ask me for an expensive system and with higher quality do you have any original dvd , have you ever tried an original dvd with best cables and player .

You ask me the mark of my player to buy a better one.

Understanding the details of sound and video never approach with searching on the internet and reading reviews you just need time lapse and experience.

You can start with a usual system which find in each home and experience standard sound and video and try to use to it and you will be improving more and more.

Try to understand dsp with change  the cables and know the texture , change the speakers and try to understand dsp you should understand the difference of dsp when speakers is changed a bit.

If you can do it you can try more expensive system and player with some original dvd right now.

Before buy expensive player see some original dvd with a cheap and usual player due to understand the details better of course try it with your expensive player.

The friends who use PS3 and want a top player should not ignore which were told before.

I know that PS3 have some limitation in sound and video but it have its specials which can not find in any thousands dollar HI-End.

Never buy expensive systems when you can not understand sound and video details easily

good luck

بیت ریت و فرکانس نمونه برداری

صحبت از ميزان نمونه گيري از ديسك در پليرها به حدي مهم است كه نميتونم از كنارش به سادگي بگذرم, و هر چند وقت بايد مطلبي هر چند كوتاه در اين رابطه بنويسم تا دوستان براشون اين نكته جابيفته و به هنگام خريد هر نوع پلير صوتي و تصوير ديجيتال كاملا به ميزان بيت ريت و ميزان نمونه گيري دستگاه از سورس دقت كنند.

در نوشته هاي گذشته توضيح داده شد براي اجراي يك ديسك نوري ابتدا بايد داده هاي ديجيتال توسط مدار (DAC) به موج آنالوگ تبديل شود و سپس توسط فركانس (Nyquist) از موج آنالوگ نمودار ساخته شود و بسته به میزان بیت ریت نمونه برداری شود.

فرقي نميكنه يك سي دي پلير ميخريد يا يك دي وي دي يا بلوري پلير اولين نكته كه بايد به آن توجه شود قدرت پردازشگر دستگاه است, وفاداري صدا و تصوير ديجيتال به منبع اصلي به دو چيز بستگي دارد؟ اول ميزان داده هاي ديجيتال كه بروي ديسك ذخيره شده و فرمت ذخيره سازي آن كه بي تلف (lossless) است يا تلفاتي (lossy) دوم ميزان Analog frequency و sampling rate

 هرچقدر ميزان فركانس (Nyquist) بيشتر باشد تعداد كلاك هاي زده شده بيشتر و بهم نزديك تر است با افزايش ميزان بيت ريت Sampling period بهتري خواهيم داشت و سيگنال نهايي به دست آمده نزديك تر به موج اصلي خواهد بود. به دو تصویر زیر توجه کنید تصویر شماره ۱ فرکانس تقریبی bit10 MHz27 را نشان میدهد و تصویر شماره ۲ فرکانس تقریبی bit14  MHz216 را نشان ميدهد.

 به تعداد کلاک ها, فاصله و نقاط Sampling شده توجه کنید.

 ميزان سيگنال به دست آمده از ديسك و نزديكي آن به سورس بستگي به ميزان نقاط Sample شده دارد. به تصوير زير توجه كنيد فلش هاي قرمز نقاط نمونه گيري شده را نشان ميده

با اتصال نوك فلش ها به هم ميزان نزديكي سيگنال به دست آمده از موج اصلي نشان داده مي شود تصوير زير

  نمودار به دست آمده نهايي كيفيت واقعي صدا و تصوير ما از ديسك است, كه بسته به طراحي و كلاس پلير بسيار متفاوت است.

درباره اين موضوع در آينده اگر وقت شود بيشتر صحبت خواهم كرد.