Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
مهلت شرکت در "نظر سنجی فیلم های دیده شده در سال ۱۳۹۱" به پایان رسیده است. با تشکر بسیار از دوستانی که در این نظر سنجی شرکت کردند. نتیجه نظر سنجی در روزهای آینده در ویلاگ ثبت خواهد شد.
بروزرسانی ۲۱/۱۲/۹۱
دوستان مدت آشنایی من با وبلاگ سینمای خانوادگی و همینطور جناب آقای برزین و مخاطبین بسیار تیز بین و حرفه ای و همینطور بسیار نازنین آن به یک سال نمی رسد. اما می تونم بگم آشنایی من با این وبلاگ و نکته نظرات آن نقطه عطفی در سواد و دانش من در زمینه صدا و تصویر ایجاد کرده است و حتی نحوه لذت بردن از صدا وتصویر را برای من تغییر داده است. من به جرات می توانم بگم یکی از بزرگترین تفریحات زندگی من دیدن یک فیلم با تصاویر محسور کننده و صدای جادویی آن می باشد. اما همانطور که معروف می باشد مسیر رسیدن به هدف بیشتر از خود هدف لذت را دارد در مورد دیدن یک فیلم به عنوان هدف نیز دقیقا می تونم به طی مراحل لذت بخش دیگری نیز اشاره کنم. هنگامی که شما نقد و محتوای فیلم را می خوانید اشتیاق در شما ایجاد می شود بعد از آن در صورت وجود داشتن ریوو مسایل فنی از جمله صدا و تصویر شما انتظارات خودت را از فیلم درک میکنی و وقتی یک تریلر از فیلم مورد نظر را ببینید دیگر صبر شما لبریز شده است و مثل بچه های 3 و4 ساله بی تابی خواهید کرد وهیچ کسی و هیچ بهونه ای نمی تونه شما را از بدست آوردن و دیدن فیلم روی سیستم خودتان محروم سازد. شاید هم خودتان بخواهید دنیای جدید را به روش خودتون کشف کنید.
در ضمن شما هر وقت که خواستید می تونید صدا ها و تصاویری که برای شما لذت بخش می باشد را بارها ببینید و بشنوید. و حسن این تفریح نیز در این می باشد که یک بار مصرف نمی باشد این احساسی را که من گفتم مطمئن هستم خیلی از دوستان درک کرده اند.
در این دوره زمونه ای که مشکلات از هر طرف بر زندگی فشار وارد می کنند و ذهن ها مشوش و وجود ها پر از استرس می باشد من برای خود دنیایی بسیار کوچکی دارم همانند سرزمین پریها در فیلم سفید برفی که به آن پناه می برم و با توجه به شرایط روحیم گاهی تصاویر زیبا و آسمان آبی وصاف و گاهی آسمان طوفان زده و تاریک و موجودات عجیب قریب می بینم گاهی صداهای محسور کننده و گاهی صداهای دیوانه کننده می شنوم، با اینکه انتخاب با من هست اما اجازه می دم من را به دنیای خودشان ببرند و من را در مخلوطی از احساسات غرق کنند. هر موقع خسته از این سرخوشی ازخروجی 47 اینچ آن وارد خانه خودم می شوم آماده برای یک روز دیگر می باشم و خدا را شاکر به خاطر این دنیای کوچک.
راستی چرا من قبلا از داشتن چنین تفریحی محروم بودم ؟؟ علت آن برای من الان مشخص می باشد. برای داشتن این تفریح باید کلیه مقدمات آن فراهم باشد تا بتوان لذت برد. و کلید اصلی این امکانات فیلم ارجینال می باشد.
خود من چقدر از این فیلم های کپی و پرداه ی خریده بودم وبجای لذت بردن فقط اعصاب خورد کنی مطلق بود. پس من راه را اشتباه رفته بودم. خوشحال ام تونستم مسیر درست را پیدا کنم و برای خودم یک تفریح اساسی داشته باشم. شاید دوستان این جملات را اغراق آمیز تلقی بفرمایند اما این حرف ها عین یک حقیقت می باشد.
با توجه به هدف این وبلاگ که آموزش و تربیت چمشها و گوشها می باشد بهتر می باشد ما نیز به سهم خود به عنوان مخاطب در تشویق سایر افراد به وارد شدن به دنیا صدا و تصویر بکوشیم و راه درست را نشان بدهیم.
دوستان با توجه به صحبتی که با آقای برزین داشتم تصمیم گرفتیم ما مخاطبین لیست فیلم های که امسال مشاهده کردیم را با توجه به امتیاز های صدا و تصویر که کاملا بر اساس نظر خودمان می باشد را به آقای برزین ارسال کنیم. سپس از این جمعیت آماری اطلاعات بسیار مفیدی را می توان اخراج کرد.
اولا اینکه فیلم ها با توجه به امتیاز های کسب کرده رفرنسی برای سایر دوستان خواهد بود. و در صورتی که افرادی که قصد خرید دارند می توانند اولویت های خرید خود را مدیریت کنند.
دوما می توان نظرات خودمون را با میانگین نظرات مقایسه کنیم.
سوما با توجه به اینکه نطرات آفای برزین نیز برای فیلم ها بصورت جداگانه ارایه خواهد شد می توان اختلاف نظر خودمان را در صدا و تصویر با کسی یک حرفه ای در این زمینه می باشد را مقایسه کرد. صد البته اختلاف نظر با آقای برزین لزوما بمعنی درک ناقص و یا اشتباهی از فیلم نمی باشد. جندین بار آقای برزین گفته اند صدا و تصویر سلیقه ای می باشد.
همچنین دوستان می توانند کمپوننت های که استفاده می کنند را نیز لیست کنند. شاید بتوان به رابطه ای از امتیاز های داده شده با کمپوننت های استفاده شده رسید.
همینطور فیلم های که کمترین استقبال را نیز داشتند مشخص خواهد شد و می تواند دوستان را از صرف هزینه بی مورد برحزر داشت:
برای این منظور باید:
1-لیست فیلم هایی که در سال 91 دیدید را اعلام کنید (لزوما نباید تولید سال 91 و 2012 باشد)
2-به صدا و تصویر و همچنین خود فیلم ازصفر تا ده امتیاز بدهید.(امتیاز دهی از 10 باعث می شود دقت آمار بالاتر برود)
3-کمپوننت های خود را بترتیب تی وی- بلوری پلیر- آمپ – اسپیکر – کابل اعلام کنید
4-با توجه به اینکه هدف این میباشد که نتیجه کار را حداکثر در عید مطالعه بفرمایید لطفا تا ۲۰ اسفند لیست های خود را به آقای برزین ارسال کنید.
5-با توجه به اینکه در یک آمار گیری هر چه قدر تعداد نفرات بیشتر باشد دقت بالاتر می رود از کلیه دوستان مخاطب خواسته می شود در این نظر سنجی شرکت کنند حتی با یک فیلم .
6-با توجه به اینکه آقای برزین هر روز به چندین ایمیل جواب گو هستند لطفا در موضوع نامه کلمه نظر سنجی را اعلام فرمایید.
7-یک توضیح غیر ضروری هست که می خواستم یادآوری کنم لطفا فیلم هایی را لیست بفرمایید که اورجینال باشند.
در آخر امید دارم این نظر سنجی بنحوی که برازنده این وبلاگ می باشد انجام گردد و چاپ شود در این صورت می توان گفت مخاطبین قدر زحمت های آقای برزین را که در 5-6 سال کشیده اند می دانند. همینطور کاملا مشخص می باشد مخاطبین این وبلاگ دوستاران واقعی صدا وتصویر می باشند.
با تشکر
رضا مقدم
قبل از برسی صدا و تصویر بلوـری "Resident Evil: Retribution" لازم یه کوچولو از نگاه شخصی ام به این قسمت بنویسم.
کارگردان مجموعه رزیدنت اویل "Paul W.S. Anderson" نویسنده این مجموعه نیز هست, در قسمت چهارم "Afterlife" علاقه خود به سه گانه The Matrix خیلی مشخص به مخاطب فیلم اعلام کرد. در این آخری "Retribution" جهان مجازی که در مجموعه ماتریکس دیدم به شکلی فانتزی تر اما خطرناک به بیننده نشان داد, در ماتریکس ماشین ها دشمن انسان ها بودن و برای مقابله با این ابرماشین از یک هکر کامپیوتر کمک گرفتند. در Retribution هم ماشین کنترل جهان مجازی در دست گرفته, جهان مجازی که از واژه ماتریکس میاد! فرهنگستان زبان و ادب فارسی گروه ریاضیات برای کلمه Matrix واژگان متعدی سالها قبل از ساخت فیلم ماتریکس گفته که من به تعدادی اشاره می کنم, منشاء, قالب, زهدان, رحم, جدول, بافت, زایشی, مادی, بنیادی, کالبد, محل استقرار, زادگاه و شبکه, اگر قسمت آخر رزیدنت اویل دیده باشید متوجه شدید که با داستانی شبه ماتریکس مواجه هستیم که تمام واژگان ذکر شده در خود داره! رحم, قالب, منشاء, شبکه و زایشی, دنیایی مجازی در کنترل کامپیوتری هوشمند قرار گرفته است کامپیوتری که در گذشته در اختیار کمپانی آمبرلا قرار داشت, کمپانی که با ساخت ویروس T و انتشار آن در كشورهای مختلف نياز به آنتی ویروس ایجاد می کرد, و حالا همان ماشین کنترل کل کمپانی در اختیار گرفته و تنها راه برای نجات انسان ها و مبارزه با این هوش مصنوعی بازگرداندن نیروی آلیس توسط رئیس کمپانی آمبرلاست که در Afterlife ازش گرفته شده بود, در قسمت بعدی رزیدنت اویل نبرد بین آلیس و نیروهای آمبرلا با این ماشین هوشمند خواهیم دید.
من از تفکرات مذهبی Anderson خبر ندارم اما در این مجموعه رزیدنت اویل فهمیدم به هندویسم و بودیسم به شدت علاقه داره.
در تفکر هندو برای ورود به هوشیاری مطلق چهار مرحله داریم, در مرحله اول بیداری, چیزی که در بیداری های آلیس در هر فیلم می بینید و توهمی که از جهان بیداری خودش داره. در مرحله دوم شما خواب و رویا دارید و ذهنی که قدرتش بر اشیاء تاثیر داره, چیزی که در قسمت سوم Extinction دیدم که آلیس در رویا ذهنش بر محیط اطراف تاثیر گذاره, اشاره به سکانسی که آلیس در صحرا رویا میبینه و اجسام به هوا بلند میشه و در بیداری این قدرت تمام میشه. در مرحله سوم توافق, در قسمت سوم ماتریکس دیدم که انسان و ماشین به توافق رسیدن و چهارم که توریاست چیزی که جزء شنیدن نوایی آسمانی نیست, چیزی که فیثاغورث به آن موسیقی کائنات و موسیقی که جریان زیرین هستی است نام داده که از بحث این فیلم جداست. در تفکر هندو علم به بیرون علم نیست, علم به وهم, علم به توهم بیرون چیزی نیست! چیزی که در این آخری Retribution گفته ميشه! و شاید اشاره ای به اون جهان های موازی "کوپر" هم باشه, در واقع شما یک فضای کاملا توهمی دارید, مهم ترین بحث این فیلم اشاره به علم به توهم که بیرون چیزی نیست و دنیایی که ما در آن هستیم هم میتونه توهم باشه و بعد بحث رویا که در هر پنج قسمت رزیدنت اویل داشتیم, بیداری آلیس و ورود به جهانی ناشناخته چیزی که در تمام قسمت های این فیلم شاهدش هستیم. و در این آخری کاملا تفکر هندویسم و بودیسم که بیرون چیزی نیست و هرآنچه هست همینی که میبینیم! و تاکید بر مجازی بودن همه چیز و کپی بودن خاطرات و گذشته افراد در ذهنشون مرتب تکرار میشه! در ماتریکس هم شاهد این بودیم که دادها در ذهن افراد کپی میشد, در رزیدنت اویل تلاش برای ساخت نمونه شبیه با آلیس بود و در این آخری شبیه سازی هر انسانی با یک گذشته متفاوت و اشاره به این که شما یکی از چندین نمونه خودتان هستید, و حتی جلوتر از آن مجازی بودن فضای که در آن هستیم.
نکاتی که بهش اشاره کردم خیلی روشن در فیلم دیده میشه و کارگردان نخواسته ذهنیت خودشو در لایه های از فیلم برای مخاطبی که مطالعه فلسفی داره پنهان کنه.
بریم ببینیم Resident Evil: Retribution در صدا و تصویر چی برای گفتن داره.
تصویر: کنتراست بسیار بالایی داره که فقط میشه با قسمت سوم مقایسه کرد با این تفاوت که در قسمت سوم رنگ قالب داریم اما در این آخری رنگ ها طبیعی و بسیار شاداب هستند, در Afterlife تصویر بسیار تمیز و کنتراست خوبی داشتیم اما رنگ کمی بی روح بود و جذابیتی نداشت اما در این آخری رنگ بسیار جذاب و در سکانس های خیره کننده ست. رنگ پوست و اجسام در تمام سکانس ها تقریبا طبیعی و دستکاری نشده, فقط در سکانس های روز در نیویورک رنگ ها گرم و قوی شدن که این خودش باعث جذابیت تصویر شده است! جنس تصویر و رنگ ها در ورود آلیس و مامور آمبرلا به نیویورک خیلی شبیه به قسمت اول KILL BILL
در این قسمت بافت پوست و اجسام همگی جزئیاتی در حد نرمال دارند, خیلی در کلوزآپ ها جزئیات برجسته ندارم! اما اصلا نمیشه گفت وضوح و دقت تصویر پائین است. فقط در چند صحنه من انتظار بیشتری داشتم اما اون جزئیاتی که میخواستم بهم نداد!
نورپردازی در کل فیلم بسیار عالی و در هیچ صحنه ای نور از جزئیات تصویر کم نمیکنه, چه در محیط های خیلی روشن و چه در تاریکی. نورپردازی قوی باعث شده در روشن ترین سکانس ها مثل داخل مرکز آمبرلا کنتراست بسیار بالا باشه. سکانس های با تاريكي کامل زیاد داریم اما در تاریک ترین صحنه ها سایه ها در سیاهی محو نمیشه و کاملا سایه های اجسام در تاریکی قابل تشخیص است.
سکانس مبارزه Alice و Ada Wong مامور ارشد آمبرلا این بار با دو "Executioner" تصویری با کنتراست و جزئیات عالی ميبينيم.
و اما گرین! چرا تصویر این فیلم در بعضی سکانی ها گرینی! بافت تصویر و حال و هوای این قسمت نیازی به گرین نداشت درست مثل قسمت قبل Afterlife که خبری از گرین نبود. گرین فقط در قسمت سوم کمی لازم بود اما در این قسمت گرین در بعضی سکانس ها اذیت کرد! گرینی که در بعضی سکانس ها بود و در بعضی اصلا وجود نداشت! کاملا مشخص بود کارگردان نشسته و گفته اینجا گرین میخوام و اینجا نمیخوام و اینجا بیشتر و دونه درشت تر باشه! مثل سکانس پایانی در مرکز مقاوت آمبرلا و لحظه ای که آلیس روی زمین افتاده گرینی شبیه به نگاتیو کهنه ميبينيم! با این حال نمیشه گفت این یکی فیلمی گرینی مخصوصا در سکانس های تاریک و محیط های بسته تصویر تمیزی داریم اما همین میزان گرین هم برای این فیلم زیادی بود. میخواستم نیم ستاره برای همین گرین از تصویر فیلم کم کنم! اما انصافا اینقدر کلیت تصویر قشنگه که دلم نیومد.
در کل تصویر قسمت پنجم بسیار زیباست, همچنین به علت داشتن بافت تصویر پیچیده و متغیر بسیار مناسب تست سیستم است.
صدا:DTS-HD Master Audio 5.1
Retribution یک ۵.۱ کانال کامل, در صدای این فیلم داستان فیلم هم جریان داره, مثل خیلی کاراهای ضعیف صدارو تو یک کانال متمرکز نکردن و گاهی ناله های از کانالی شنیده بشه! و اسمشو بزارن جریان صدا یا هرچی! در این فیلم هر کانال حجم کاملی از افکت اجرا میکنه و در هیچ لحظه ای از جریان افکت احساس ضعیف بودن شدت صدا یا گنگ بودن صدارو ندارید. افکت ها و موزیک با ریتم فیلم همراه هست, شدت و حجم افکت ها دقیق با صحنه تنظیم شده و خیلی تاثیرگذار حس لحظه انتقال میده مخصوصا در پیک های لحظه ای واقعا عالیه! در لحظاتی شما اتفاقات بعدی از صداهای پیرامون متوجه میشید! که این خیلی جالبه.
در سکانس تخریب مرکز آمبرلا ریختن اجسام همراه با آب از بالای سر کاملا احساس می کنید, به شرطی که کانال های ساراند چسبیده به گوشتون نباشه! این از همون Setup های بدی که اکثرا می بینم! این شکل چیدمان فضای DSP خراب میکنه! اگر امکان تغییر محل ساراندهارو ندارید خودتون کمی فاصله بگیرید! خودتون در فضای سینمایی قرار بدید.
فرکانس های پایین خاص کانال LFE نیست, این از حجم هوای که کانال های ساراند پشت سر من جا به جا می کنند حس می کنم! افکت هر کانال فول فرکانس اجرا میشه, این هم یکی از دلایل حجیم بودن صدا در هر کانال است. کانال فرکانس پائین خیلی در موزیک تاثیر نداره بلعکس Afterlife که موزیک خیلی تو LFE بود! در این یکی خیلی به جا ازش استفاده شده, فقط یک لود خیلی سنگین بی جا داریم! اونم در فعال شدن مسکو که بنظرم این حد لود لزومی نداشت.
افکت مربوط به هیولا یکی از خوب های صدای این قسمت! از حجم سنگین باس در حرکات این موجود تا صدای خود هیولا که خیلی شفاف و از حنجره هیولا شنیده میشه. در سکانسی که آلیس و دختر بچه در مرکز ساخت نمونه های آمبرلا هستند صدای حرکت هیولا از داخل تونل از پشت سر بهتون نزدیک میشه و زمانی که دوربین از جلو تونل نشون میده دو قدم بعدی هیولا از کانال های جلو می شنوید! این ترکیب صدا خیلی جالب بود.
موزیک این فیلم در اکثر لحظات ۵.۱ کاناله, شما هم زمان ۶ کانال افکت دارید, دیالوگ قوی و واضح و موزیک ۶ کانال که در صحنه های نیمی از موزیک در کانال های ساراند شنیده میشه و نیمی در کانال های جلو و ترکیب این در یک فضای DSP قوی موزیک کامل شکل میده که خیلی کار جالبی بود.
در صداسازی افکت ها در اکثر موارد از صدای واقعی اجسام استفاده شده, سکانسی که آلیس با چوب بیسبال به زامبی ضربه میزنه صدای ارتعاش ضربه در چوب بیسبال می شنوید! و چند سکانس دیگه که از صدای خود اجسام در ساخت افکت ها استفاده شده و همه چیزی دیجیتال نیست. حتما در تست فیلم متوجه خواهید شد.
و باز اشاره به سکانس مبارزه با دو Executioner عاشق افکتی هستم که زمان برخورد گلوله ها به گونی روی سر Executioner کشیده شده, صدای گلوله ها میچسبه روی این گونی ها و خون میپاشه بیرون! خیلی این صدا واقعی و جالبه, حتما با ولوم بالا تست کنید تا نزدیک بشید به حجم صدای گلوله ها, خیلی جذابه. به لرزش دست و صورت Ada Wong زمانی که به سر Executioner شلیک میکنه دقت کنید! ضربه های اسلحه خیلی قشنگ نشون میده.
در آخر Retribution روی بلوری واقعا کار قوی و تست های جذابی در صدا و تصویر بهتون میده.
تصویر
صدا
کمپوننت های مورد استفاده:
TV: LG 47LM76100
PLAYER: PIONEER LX55
AMP: DENON 1920
SPEACKERS: FOCAL SIB AND CUB
HDMI CABLE : Monster 2000
کارگردان : Rupert Sanders
نویسنده : Evan Daugherty
بازیگران: Kristen Stewart, Chris Hemsworth ,Charlize Theron
فرمت صدا :dts hd master 7.1
رتبه در imdb: 6.2
ژانر : ماجراجویی ،اکشن و درام
وقتی اسم فیلم رو شنیدم بی اختیار یاد دوران کودکی و داستان سفید برفی و 7 کوتوله افتادم و وقتی فیلم رو می دیدم یاد بچگی خودم و داستان هایی که پدربزرگ مرحومم برای من تعریف می کرد افتادم. مطمئنا هر کسی فیلم رو ببینه منظور من رو درک خواهد کرد. فیلم معجونی از شخصیت های ارباب حلقه ها – اناکارینا – هری پارتر رو داره و تک تک صحنه ها برای بیننده آشنا می باشد.
فیلم کاملا داستان خطی و نسبتا کندی داره و بیننده کاملا می تواند علاوه بر دنبال کردن داستان به مسایل فنی فیلم نیز توجه و دقت کند. من برای نوشتن این ریوو، فیلم رو دوبار دیدم و بار اول با صدای 50 درصدی سیستم و بار دوم با 60 درصدی سیستم.
اما سفید برفی در تصویر :
سفید برفی در تصویر کاملا شما شگفت زده خواهد کرد و اصلا از تصویر فیلم خسته نخواهید شد. با توجه به اینکه این فیلم اولین تجربه کارگردان می باشد کارگردان کاملا صحنه های فیلم رو نقاشی کرده است. فضا های مورد استفاده در فیلم دارای گوناگونی زیادی می باشد و محیط های گرم و سرد در فیلم بتناوب عوض می گردند. از رنگ های سرد و خاکستری برف و جنگل تاریک تا جنگلی سرسبز و محل زندگی پریها و همجنین لشکری حمله ور با لباس های رنگین در ساحل تا موجودانی از جنس شیشه یا بلور سیاه رنگ همگی چشم بیننده رو از رنگ اشباع خواهند کرد.
کلوزاپ های فیلم پر از جزییات بوده و بیننده کاملا به صورت های بازیگر ها احاطه کامل دارد. همچنین لانگ شات های فیلم نیز بسیار زیبا و شفاف و شارپ از کار در آمده است.
اما کاش همه چی به این خوبی بود. گرین شما را در بعضی از صحنه های که در شب و یا تاریکی فیلم برداری شده اذیت می کند. البته گاهی گرین در صحنه های که در روز نیز می باشد مشاهده می گردد. و همچنین بعضی از صحنه ها داری جزییات و شفافیت لازم نیست و باعث دلسردی می شود.
رنگ سبز در سرزمین پری ها بسیار غلو شده و کاملا حس مصنوعی بودن به بیننده دست می دهد همچنین رنگ سفید برف و رنگ قرمز خون در اول فیلم.
اگر بخواهم از لحاظ تصویر مقایسه ای با فیلم های مشابه ای که قبلا دیدم بکنم می تونم به قسمت دوم ارباب حلقه ها اشاره کنم.
در کل با اینکه نمی توان تصویر فیلم رو بعنوان رفرنس در نظر گرفت. اما می توان گفت تصویر نسبتا قابل قبولی دارد.
صدا در سفید برفی
بار اول که فیلم رو دیدم فقط موزیک متن فیلم من رو تحت تاثیر قرار داده بود و از افکت ها ناراضی بودم اما بار دومی که فیلم رو دیدم افکت ها رو در حد قابل قبول دیدم (شنیدم)
با توجه به اینکه فیلم داستانی و حماسی می باشد شما می توانید موسیقی های لذت بخشی رو در فیلم بشنوید و هیجان رو در خودتون احساس کنید من از موسیقی های متن فیلم بسیار لذت بردم، تمامی کانال ها فعال بوده و شما خود رو وسط یک کنسرت احساس خواهید کرد.
اما بلعکس و متاسفانه در مورد افکت های صدا نمی تونم همچنین چیزی بگم. افکت های بسیار زیبا و تاثیر گذار رو در فیلم نمی شنویم و اگر هم باشد بسیار کم می باشد. با توحه به اینکه فیلم صحنه های زد و برخورد کم نداره اما صدا های مناسب درگیری ها در فیلم مشاهده نمی شود. با توجه به اینکه فرمت صدای فیلم DTS.7.1 می باشد اما کانال های ساراند زیاد فعال نیستند و فیلم از ظرفیت افکت های مناسب استفاده نکرده است. در مورد صدا های درگیری با موجوداتی که از شیشه ساخته شده بودند اصلا از ظرفیت های لازم استفاده نشده بود. و شنونده فقط یک سری صدا های بم بی مربوط می شنود. فقط افکت های جنگل تاریک برای من راضی کننده بود.
اما بلوری فیلم داری دو نسخه extended , theatrical می باشد که تفاوت زیادی باهم ندارند و کلا با همدیگر 5 دقیقه تفاوت دارند.
همچنین شما می توانید کلی اکسترا در فیلم مشاهده کنید همگی با کیفیت اچ دی بوده و واقعا برای خود دنیایی می باشند و بیشتر شبیه کشف جزیزه ناشناخته می باشد. حتما برای دیدن این موارد وقت بگذارید.
برای من قسمت نما های 360 درجه ای از صحنه های فیلم بسیار جالب توجه بود
امتباز های من به فیلم
خود فیلم6.5 از 10
تصویر 3.75 از 5 (باور کنید بین 4 و 3.75 مردد بودم و تصمیم راحتی نبود)
صدا 4 از 5 (موسیقی های زیبای متن واقعا من رو تحت تاثیر قرار داد و ایراد های افکت ها رو پوشش داد)
دیدن این فیلم رو برای آخر هفته خود می توانید در نظر بگیرید و هر از چند گاهی ببینید تا شما برای نوه تان ورژن جدید سفید برفی را تعریف نمایید.
با تشکر
رضا مقدم
Clean com امواج الکترومغناطیسی كه از منبع تغذيه كامپوننت های صدا و تصوير منتشر میشه جذب میکنه. مشکل تداخل امواج الکترومغناطیسی در پاسخ مدارات الکترونیک یکی از مشکلات طراحان این سیستم ها بعد از قرار گرفتن منبع تغذیه و مدارات صدا و تصویر در یک کابینت است, مخصوصا مداراتی که با ترانس تغذیه میشن بیشتر در معرض امواج مخرب مغناطیسی قرار دارند. Clean com از نوعی سرامیک خاص و در شرایط ویژه ساخته شده اند! چقدر خاصه و شرایط ساخت چی هست من نمیدونم! فقط میدونم "این خیلی جواب میده" چهارتا از این هارو به ترتیب دوتا روی آمپلی فایر, یکی روی سورس موزیک و یکی روی سورس تصویر قرار دادم. كفشدوزك هارو قبلا در سیستم دوست من ديده بوديد. و من به پيشنهاد ايشون Clean com هارو تست كردم. تاثیرشون در صدا خیلی جالب بود! باس جم کرد و تمام انرژی اضافی باس گرفت. صدا خیلی کریستالی شد, حس وضوح سازها و اجرای زنده به سیستم من داد. صدای که خیلی خوب میشناسم و به کوچکترین تغییراتش حساس هستم بیشتر از قبل کنترل شده میشنیدم! واقعا حس سبکی و تمیزی میشه در صدا حس کرد! تاثیر خوبی هم در صدای سینمایی داشت, باس جم کرد تو ساب ووفر و تو شرایط آکوستیک سالن من لود های ارتعاشی کمتر کرد. در کل این Clean com ها انگار یه پرده از روی سیستم شما بر میداره و به صدا شخصیت میده. من به دوستان که سیستم های فای و سینمایی دارند حتما چندتای از این هارو پیشنهاد میدم. قيمت بسيار مناسبی هم دارند.
! It really works
اگر دنبال بلندگوی برای صدای سینمایی هستند حتما Polk audio امتحان کنید. بلندگوی که خیلی ها دنبالش هستند, طراحی شده برای افکت های سنگین و طولانی مدت. در تمام مدل ها کراس آورهای پیچیده ندارن و صدارو خیلی ساده تحویل درایورها میده. درایورهای محکم و قوی برای پیکهای سنگین داره و پاسخ های سریع به افکت میده, بلندگوی وحشی که طراحی شده برای لذت سینمایی و موزیک های پاپ با شدت بالا. Polk صدای شفاف و باس سنگین بهتون میده. بلندگوی که در آمریکا بیشترین طرفدار برای سینمایی خانگی داره. این بلندگو و آمپلی فایر Emotiva محبوب ترین انتخاب سینمایی خانگی. آمپلی فایرهای Emotiva که دیگه آخر تقویت کننده سینمای خانگی. صدای سینمایی آمپلی فایر و بلندگوی میخواد که پاسخ سریع بده, پیک های سنگین تحمل کنه و خوب جریان بده, ترکیب این دو یکی از بهترین انتخاب ها برای یک سیستم سینمای خانگی درست و حسابی. خیلی سخت نگیرید! واقعا لازم در اینجا سیستم های هم معرفی بشه که نیاز تمام دوستان برآورده کنه, اگر هم قراره سر صدا کنیم و حالشو ببریم با سیستم های درست و حسابی باشه و نه هر آشغال تجاری!
نوبت رسید به "Battleship" بریم ببینیم در صدا و تصویر چی برای گفتن داره!
تصویر Battleship بسیار شبیه به سه گانه Transformers البته نه به خوبی قسمت دوم که لینک کردم!
گرینی شبیه به فیلم های قدیمی در طول فیلم دیده میشه! که با دستکاری که رنگ شده بود در طول فیلم چیز جذابی نبود.
جزئیات در صحنه های CG خیلی خوب بود خیلی بهتر از صحنه های واقعی فیلم, در سکانس های واقعی تصویری داریم با رنگ های گرم با کنتراست فوق العاد بالا, رنگ های گرمی که فقط در سکانس های منطقه کوهستانی کمی تو ذوق میزد! و حتی میتونم بگم من جزئیات بیشتری در بعضی از نماها میخواستم! مخصوصا در حرکت سریع دوربین میشه انتظار جزئیات بیشتری داشت. اما از جزئیات تصویر در تخریب ساختمان ها نمیشه گذشت که واقعا بالا بود, خیلی بهتر از Transformers 3 علت این که از این فیلم اسم بردم شباهت بین تخریب ساختمان ها در هنگ کونگ و قسمت سوم ترانسفورمرز بود, که در Battleship خیلی بالاتر بود.
بافت تصویر و اجسام ,و حتی صورت خیلی برجسته نیست, در بعضی صحنه ها میشد بافت پوست بهتری دید! جزئیات تصویر در صحنه های CG خیلی بالاتر از صحنه های واقعی و در کل تصویری دارم به شدت ذهنی که به حال و هوای فیلم میاد.
و اما صدا, اینجا دیگه باید گفت WOW این عالیه! صدای فوق العاده دقیق, با جزئیات بالا, کانالیزه و از همه مهم تر با یک DSP فوق العاده قوی که شمارو میبره مرکز درگیری های داستان. صدا در تک تک صحنه های این فیلم فوق العاده عالی بود! در طول فیلم چه خبر بود در ۶ کانال صدا, شلیک افکت ها از کانال های اصلی به ساراند یکی دو صحنه نیست, افکتی از کانال اصلی چپ شلیک میشه به ساراند چپ و در دو کانال ساراند گسترش پیدا میکنه و ادامه... چیزی که در خیلی از ۷.۱ ها با چهار کانال ساراند شنیده نمیشه. عظمت بخوردهای سنگین با افکت های چند بعدی که میشه هم زمان چندین صدارو در یک برخورد شنید, برخورد اجسام فضایی به آب و اون فرکانس پائین سنگین همراه با پاشیده شدن آب به سمت شما که کاملا از سه کانال اصلی میاد وسط سالن و بعد از خیس کردن صورت بیننده ریخته میشه تو کانال های ساراند. در چند صحنه صدای پاشیده شدن آب فقط تا وسط سالن دارید و تمام...DSP چه می کرد در این فیلم.
از صحنه تخریب ساختمان در تصویر گفتم, در صدا حتی جلوتر از تصویر بود میشد سایش میز و صندلی ها و برخورد لوازم داخل ساختمان های در حال تخریب در اون افکت سنگین شنید.
شنیدن حرکت اجسام فضایی از دور و نزدیک شدن آنها در کانال های ساراند و یک لحظه از بالای سر شما رد شدن با موزیک سنگین و هیجان انگیز فیلم ترکیب کنید, خیلی "حال" میده :)
در افکت های ساراند به حدی جریان در کانال ها بالاست که میشه جا به جای هوا توسط دیافرگم بلندگوهای ساراند حس کرد!
برخوردهای سنگین و تکان دهنده بدنه ناوجنگی به آب همراه با پاچیده شدن آب پودر شده خیلی جذاب و لذت بخش بود, واقعا حس لحظه را منتقل می کرد.
صدای اون گوی های مخرب که از ماشین اصلی بیگانه ها در دریا شلیک میشد مثل خودشون جذاب و جدید بود! (نمیدونم اسمشون چی بود؟ چیزی مثل زنجیر بهم تابیده که شبیه به گوی درآمده بودن و واقعا مخرب ترین ماشینی بود که تابحال دیدم بودم! ) دوربین نزدیک بهشون حرکت می کرد و میشد با تمام وجود قدرت تخریبی که داشتن با جزئیات بسیار بالا حس کرد, برخود به پایه های پل و تخریب بتن سنگین خیلی تکان دهنده بود, و همینطور تخریب ناوجنگی و سایش فلز به فلز واقعا وضوح بالا بود.
کانال LFE کاملا مجزا و برای هر بخورد صدا سازی شده, افکت های فرکانس پائین واقعا تکان دهنده و سنگین بود. بخش مهمی از جذابیت صدای این فیلم برای تراک DTS-HD و استفاده از نهایت پتانسیل این فرمت فوق العاده ست, اگر صدای این فیلم دالبی بود نه این جزئیات در صدا داشتیم و نه کانالیزه بودن افکت ها و نه وحشی بودن صدای dts که اجازه میده در یک لحظه افکت ظاهر و تمام.
Battleship روی بلوری تصویر ایده آل و صدای فوق العاده داشت.
تصویر
صدا

تا قبل از شنيدن در مورد فيلم Thor من اين شخصيت رو نمي شناختم و چيزي در موردش نشنيده بودم. اولين بار كه در انتهاي فيلم Iron Man 2 كليپ كوتاهي رو ديدم كه چكش Thor رو كه به زمين افتاده بود و Agent Coulson رو كه سر صحنه حاضر بود نشون مي داد، رفتم و روي اينترنت جستجو كردم تا اطلاعاتي در مورد اين شخصيت پيدا كنم. بعدها با ديدن تريلر تبليغاتي فيلم Thor خيلي علاقه مند شدم تا فيلم رو بعد از اكران و عرضه روي ديسك هاي نوري حتماً تماشا كنم. فيلم در ماه May سال 2011 اكران شد و بعد از چند ماه روي فرمت هاي مختلف خانگي عرضه شد. فيلم توسط Kenneth Branagh كه شايد خيلي ها او رو به عنوان يك هنرپيشه مي شناسند كارگرداني شده و نقش Thor توسط Chris Hemsworth ايفا شده. از ديگر بازيگران اين فيلم ميشه به Sir Anthony Hopkins, Natalie Portman و همچنين Tom Hiddleston اشاره كرد. نسخه اي كه من ديدم فقط شامل فيلم دو بعدي بود، اگر چه در آينده و در صورت امكان حتماً نسخه سه بعدي رو هم تهيه خواهم كرد. اجازه بديد به تصوير و صداي اين ديسك نگاهي بندازيم.
تصوير در Thor
لوكيشن هاي اصلي در اين فيلم شامل سه فضاي كاملاً متفاوت نسبت به هم ميشن. يكي دنيايي هست كه خانه اصلي Thor محسوب ميشه بنام Asgard، ديگري دنياي دشمنان هست بنام Jotunheim و آخري هم كه كره زمين هست. تفاوت هاي بصري بسيار زيادي در اين سه لوكيشن قابل مشاهده هست. Asgard كه كلاً يك دنياي بي نقص و زيبا هست كه جلوه هاي بصري و رنگ هاي بكار رفته در اون بسيار چشم گير و زيبا هستند. در اينجا رنگ غالب طلايي هست كه ميشه تاثير اون رو در همه جاي تصوير احساس كرد. فضاهاي بسيار عظيم موجود در Asgard كه در نماهاي گرفته شده از بالا به نمايش در ميان واقعاً چشم نواز هستند، پلي كه بين Asgard و پورتال موجود در اونجا كه براي سفر به دنياهاي ديگه از اون استفاده ميشه وجود داره با رنگهاي بسيار زيبا بخشي قابل توجه از اين محيط زنده و زيباست. تركيب رنگ قرمز شنل Thor و اين پس زمينه هاي طلايي تركيب بسيار قشنگي رو ايجاد ميكنه. در Asgard شايد فقط تنها چيزي كه ميشه به اون خرده گرفت، حضور تقريباً هميشگي اون سايه رنگ طلايي در همه جاست به نحوي كه تقريباً همه شخصيت هاي صورتهايي دارند كه به زردي ميزنه. دنياي دوم يعني Jotunheim در نقطه مقابل Asgard قرار داره و اون هم يعني نبودن هيچ رنگ زنده اي در اينجا. در اين دنياي سرد و يخي فقط سياهي و طيف هاي تيره از رنگهاي خاكستري و آبي تيره رو داريم، البته سفيدي برف كه بيشتر به طوسي ميزنه هم در اين دنيا متمايز از رنگهاي تيره ديگه هست. سياهي در اينجا در حد زيادي غالب هست ولي باز هم ميشه از كيفيت عالي بلو-ري لذت برد. نسبت به Asgard و زمين صحنه هاي خيلي زيادي رو در اين دنياي تاريك در طول فيلم نداريم ولي اگر بخوام جزئيات تصويرهاي تاريك رو در فيلم Thor و The Avengers مقايسه كنم بايد بگم كه در The Avengers در تمام صحنه هاي تاريك فيلم كه نسبتاً زياد هم بودند وضوح جزئيات تصوير بسيار قابل توجه بودند و نسبت به فيلم Thor برتري داشتند. ميرسيم به زمين و لوكيشن هاي بياباني New Mexico كه در اينجا ميشه تصويري زيبا و طبيعي از رنگ ها رو تجربه كرد. جزئيات صحنه هاي روي زمين بسيار خوب و با كيفيت هستند و مبارزاتي كه در اين لوكيشن اتفاق ميافتن و مخصوصاً صحنه هاي مبارزه با Destroyer كه از Asgard به زمين فرستاده شده و غول آسا هست، بسيار قابل توجه هستند. در كل تصوير در اين فيلم خيلي خوب و تميز ارائه ميشه ولي اگر بخوام با تصويري كه اخيراً از The Avengers ديدم مقايسه كنم، اين فيلم قطعاً در رده پايين تري قرار مي گيره ولي ميشه تصوير اين فيلم رو در رده خيلي خوب قرار داد.
صدا در Thor
ترك صداي اين فيلم DTS-HD 7.1 هست كه بايد بگم يكي از سنگين ترين صداهايي هست كه من تابحال روي بلو-ري تجربه كردم. طبق معمول همه بلو-ري هاي درجه يك در اينجا هم در طول فيلم ديالوگ ها در بين همه صدا هاي موجود در صحنه بسيار واضح شنيده ميشن و در سنگين ترين صحنه هاي اكشن فيلم هم در ميون صداها گم نمي شن. واقعاً مي تونم بگم صداي فيلم تكان دهنده هست! در صحنه هاي مبارزات تقريباً با هر ضربه چكش Thor به زمين، اتاق يك تكان حسابي ميخوره. در صحنه هاي مبارزه در Jotunheim كه همراه با تخريب هاي عظيم هست و ريزش قطعه هاي بزرگ يخ رو داريم، صداي حاصل از اين ريزش ها واقعاً محيط رو پر مي كنه و چنان لرزه اي ايجاد ميكنه كه حس ميشه زمين زير پاي شنونده در حال فرر ريختن هست. پرتاب چكش توسط Thor و درو كردن دشمنان هم صدايي بسيار شنيدني ايجاد ميكنه. در بخش مبارزه با Destroyer بر روي كره زمين هر شليك آتشين توسط Destroyer صداي كر كننده اي رو ايجاد ميكنه كه واقعاً نفس گير هست. وقتي مسير شليك اشعه آتشين به سمت دوربين مياد، نزديك شدن صدا به سمت بيننده بسيار قابل توجه هست. در بخش هاي پاياني فيلم و در صحنه تخريب پل در Asgard و ضربه هاي Thor به روي سطح پل و بعد از اون تخريب شدن پل هم خيلي صداي مهيبي رو ايجاد ميكنه. ميشه گفت صداي اين فيلم سيستم صوتي رو كلاً يه تكان حسابي ميده و هر كسي مي خواد قدرت سيستم صوتي خودش رو نشون بده ميتونه از اين فيلم بهره ببره.
به عنوان بخش هاي تكميلي در اين ديسك هم چيزهاي خوبي قرار گرفته كه همگي با كيفيت HD ارائه ميشن و ديدن اونها هم بسيار لذت بخشه. بخشي داريم به مدت تقريباً 4 دقيقه بنام Marvel One-Shot : The Consultant كه Tony Stark و General Ross (كه در فيلم The Incredible Hulk حضور داشت) رو نشون ميده و در مورد The Abomination (شخصيت منفي در فيلم The Incredible Hulk) هست و جالبه. در بخش هاي بعدي كه به ساخت و پشت صحنه فيلم مربوط ميشه هم تقريباً نزديك به 45 دقيقه انواع پشت صحنه ها و مصاحبه ها رو داريم كه بسيار ديدني هستند. بخش جالب بعدي يك كليپ تقريباً 3 دقيقه اي هست كه با حضور Joss Whedon به معرفي شخصيت هاي حاضر در The Avengers مي پردازه. قسمت بعدي هم مربوط به صحنه هاي حذف شده از فيلم هست كه همراه با توضيح كارگردان بر روي صحنه ها ديدني تر هم ميشه. آخرين بخش موجود در اين قسمت هم Trailer ها هستن كه شامل دو تريلر از Thor و يك تريلر هم از انيميشن Avengers هست.
در انتها از جناب برزين به دليل لطف هميشگي ممنونم و همينطور از شما دوستان عزيز كه اين مطلب رو مطالعه كرديد.
اميدوارم كه مورد توجه قرار گرفته باشه.
طاهر