Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
در این مطلب یک توضیح کوتاه در مورد حجم BitRate صدا و تصویر در دیسک های Ultra HD Blu-ray میدم.
ماکسیمم حجم بیت ریت قابل انتقال در دیسک های رایج بلوری برای تصویر 40 مگابیت در ثانیه است. در فشرده سازی تصویر برای نسخه های استاندارد بلوری از حجم بیت ریتی متغییر VBR بین 17 تا حدد 30 مگابیت در ثانیه استفاده می شود
در روش ضبط با متد VBR یا بیت ریت متغیر، Variable Bit Rate برای صحنه ای که یک ديالوگ ساده در جريان است, و یا فیلم تحرک زیادی نداره ، از بیت ریت با حجم کمتر استفاده ميشود و برای صحنه های پر زد و خورد برای نگه داشتن تمامی جزییات تصویر در فرایند فشرده سازی حجم بیت ریت ها را بالا می برند .
استفاده از حجم های بالای 30 مگابیت به دلیل اشغال فضای ذخیره سازی بسیار زیاد خیلی رایج نیست, جز در دیسک های کالیبراسیون تصویر و دموها که بیت ریت های ثابت "CBR" تا 40 مگابیتی هم استفاده می شود. به عنوان مثال در دیسک کالیبراسیون "Disney WOW: World of Wonder" و برخی از دیسک های دمو از بیت ریت ثابت تصویر 40 مگابیتی هم استفاده شده است.
در روش ضبط با متد CBR یا بیت ریت ثابت، Constant Bit Rate تمامی قسمتهای فایل تصویر را با بک حجم یکسان تبدیل می کنند و فرقی بین صحنه اي که مثلا يك ديالوگ ساده جريان دارد, با یک صحنه پر زد و خورد و اکشن نمی گذارد. از این روش برای فشرده سازی فیلم های نمایش IMAX هم استفاده می شود. که حجم فایلی تا 4 ترابایت را برای یک فیلم با زمان استاندارد اشغال می کند.
البته کیفیت نهایی ویدئوی به دست آمده در هر دو روش اینکد کردن با بیت ریت ثابت و متغیر کاملا بستگی به میزان عدد کوآنتایزر دارد, که هرچقدر کمتر باشد کیفیت ویدئو بالاتر است. اگر عدد 8 تا 10 را برای اینکدینگ ویدئوهای خانگی در نظر بگیریم, میزان کوآنتایزر برای نمایش در IMAX صفر است. و این یعنی اینکدینگ تصویر بدون افت کیفیت در استاندارد هالیوود.
در تست های که من با پلیر تجاری سامسونگ UBD-K8500 انجام دادم, بیت ریت تصویر فیلم های مثل "مریخی" و "سان آندریاس" "مد مکس" بین 28 تا 65 مگابیت در ثانیه متغیر بود, در UHD بلوری میشه ویدئویی با حجم بیت ریتی تا 100 مگابیت در ثانیه نیز اینکد کرد, در تست های هم که انجام دادم در لحضاتی به این حجم بیت ریت مخصوصاً در نسخه UHD فیلم "مد مکس" نزدیک شدم. اما درست مثل بلوری های استاندارد استفاده از ماکزیمم ظرفیت بیت ریت تصویر نیاز به فضای ذخیره سازی بسیار بالایی دارد, که همین مسئله باعث میشه از بیت ریت های پایین تری استفاده شود. که البته همین میزان بیت ریت تصویر به خودی خود بسیار بالا بحساب میاد و شوخی نیست.
در صدا هیچ فرقی بین نسخه های استاندارد بلوری با UHD بلوری ها نسیت. صدا مثل قبل با روش Lossless غیر فشرده با فرمت های رایج قبلی عرضه می شود Dolby TrueHD- DTS-HD Master Audio, Dolby Atmos, DTS:x
در میزان حجم بیت ریت صدا هم هیچ فرقی بین نسخه های استاندارد بلوری با نسل جدید نیست. من بیشترین حجم بیت ریت صدارو در نسخه بلوری سن آندریاس با 11 مگابیت تجربه کردم! که بی نظیر است. یک عکس هم از لحظاتی که بیت ریت صدا در سن آندریاس به بیش از 11 مگابیت میرسد در توییترم پست کردم.
ما ویدئوفایل ها در نمایش خانگی واقعاً به کدک جدیدی مثل H.265 و رزولوشن 4K با حجم بیت ریت های بالاتر از قبل نیاز داشتیم. امیدوارم هرچه زودتر یکی از برندهای درست و حسابی مثل اوپو, دنن و پایونیر بلوری پلیرهای نسل جدید وارد بازار کنن تا ما هم بتونیم از نسخه های Ultra HD Blu-ray اینجا رویو بنویسم.

من برند جامو "یامو" دوست دارم, و همیشه گفتم و باز هم میگم جامو خیلی بیشتر از پولی که میگیره صدا میده. مخصوصاً در سری C "کنسرت" بی شک و بی شک بی رقیب با هم قیمت هاش هست. مدل C 809 هنوز هم جذاب و بسیار خوش صداست. جذاب و خوش صدا در قیمت های 5-6 تومن.
سری جدید کنسرت اولین تولید درست و حسابی جامو بعد از همکاریش با برند Klipsch هست. وقتی جامو رفت به زیر مجموعه کلیپش, مدیر این شرکت در مصاحبه ای گفت ما به تجربه جامو و جامو به فناوری ما برای بقاء در مارکت ارزان قیمت های صدا نیاز داشتیم. در همان سال هم هر دو کمپانی یک شرکت مشترک در فرانسه راه اندازی کردن و طراحی محصولات جدیدشون به این شرکت واگذار کردن. سری کنسرت جامو هم یک طراح جدید فرانسوی داره, حالا چه تغییری با طراح جدید فرانسوی در صدای سری کنسرت با مدل قبلی ایجاد شده من نمیدونم. من سری کامل کنسرت از نزدیک دیدم و بنظرم به نسبت قیمت بسیار خوش ساخت و جذاب بود. مخصوصاٌ بلندگوهای ساراند دوقطبی که جامو در این زمینه بسیار موفق و معتبر است.
اینم یه مطلب از دو قطبی های که قبلا تو سایت نوشته بودم:

بلندگوهای ساراند "Bipolar" دوقطبی اولین بار توسط کمپانی THX به صنعت سینما معرفی شدن, و از بعد از ورود صدای دالبی دیجیتال به خانه باز THX بود که دوقطبی هارو وارد بخش های اند سینمای خانگی کرد.
دوقطبی ها گستره انشار موج وسیع و در عین حال کنترل شده ای دارند, یکی از خصوصیات جالبی که در محیط سینمایی ایجاد می کنند میدان گسترده موجی که فقط پروسسور صدا توان ایجاد اون دارد, دو قطبی ها به کمک DSP مجازی میان و عمق طولی و عرضی افکت های ساراند افزایش میدن, مخصوصا اگر فضای یک متر و بیشتر در پشت کانال ساراند دارید, سیستم شما هم 5.1 کانال هست, دو قطبی ها بهترین انتخاب شما برای کانال ساراند هستند.
شکل انتشار موج توسط دو قطبی ها شبیه به تصویر زیر است

ملاحظه می کنید چقدر کامل فضای پشتی پوشش میدن, یکی دیگه از خصوصیات دوقطبی ها عمق صدای که به افکت های کناری میدن, با تست های من تا 1.5 متر افکت های کنارهای سالن عمیق تر اجرا می کنند.
یکی از تولیداتی که جامو در سالهای که تقریباً ورشکسته بحساب میومد همچنان سرپا نگه داشت, ساخت همین ساراندهای دو قطبی برای سالن های سینما بود. جامو این ساراندهارو به سفارش کمپانی THX میسازه, که همگی هم تو سالن های که استاندارد THX دارن استفاده میشن.

البته این ساراندهای دو قطبی با بلندگوهای بدون کابینت دو قطبی اشتباه نگیرید, که اتفاقاً باز جامو یکی از سازنده های شناخته شده این نوع بلندگوهاست. من صدای این سری رفرنس جامو شنیدم, بهترین سازنده دو قطبی ها هم "Orion" هست و همیشه تو مونیخ دموهای جم و جوری داره. صدای این دو قطبی ها یه حس احمقانه اما خوشایند و خیلی نزدیک به اجرای زنده به شنونده میده! حسی که نمیشه توصیفش کرد, اما حتماً باید تجربش کرد.
به هر حال اگر این سری C جامو وارد ایران بشه, میتونه یکی از گزینه احتمالاً خوش صدا و با قیمت منطقی باشه.
در ادامه مطلب تصاویری از سری جدید C جامو ببینید:

گرگ پی راسل بزرگ در تمام مصاحبه هاش به اهمیت صدای کانال مرکز تاکید میکنه و میگه برای من بی اندازه کانالیزه بودن و حرکت افکت های صدا از کنار گوش و بالای سر بیننده مهم هست و خودم یکی از کسانی هستم که بیشترین وقت برای کانالیزه بودن صدای فیلم های که کار می کنم اختصاص میدم, اما از همه این ها مهم تر در یک صدای سینمایی خوب, کیفیت صدای کانال مرکز است.
صدای دیالوگ و موزیک فیلم تا زمانی که خودتون در سالن های IMAX درست حسابی تجربه نکنید, هرچقدر هم من و امثال من ازشون بنویسیم نمی تونید درکش کنید, در واقع هیچ کدوم از جلوه های صدای سینمایی نمیشه در سینمایی خانگی و یا حتی سالن های عادی سینما مثل IMAX دید و شنید. اینترنت گردی و تخیل کردن در مورد صدا و تصویر و بخصوص صدا کار بدی نیست, ما همگی اینترنت گردی می کنیم, مطالب میخونیم و ویدئوهارو میبینیم, اما تا از نزدیک آنچه نویسنده از صدا و یا تصویر شرح داده شخصاً تجربه نکنیم نمیتونیم به درک درستی ازش برسیم. هر چقدر هم که تجربه های واقعی ما از صدا و تصویر بیشتر بشه, نوشتن از صداها و تصاویری که در خانه میبینیم و می شنویم سخت تر میشه.
خوشبختانه هنوز تجربیات من اینقدر زیاد نشده که کلاً بیخیال صدا و تصویر خانگی بشم! پس همچنان میتونم خودمو با این صداهای الکی و صفحه نمایش های فسقلی گول بزنم و بیشتر پول خرج کنم تا به کیفیت های بهتری برسم. در نتیجه هنوز در این سایت حرف های برای گفتن دارم!
در پست های قبلی از اهمیت کانال مرکز در صدای سینمایی نوشتم و خواهم نوشت, به نظر من که یک علاقمند به سیستم های سینمایی هستم بی شک و بی شک کانال مرکزی صدا در پیکربندی سینمایی مهم ترین بخش از ستاپ سینمایی بحساب میاد که اگر خوب صدا نده کل صدای سیستم خراب میکنه. اوایلی که فرمت dts به آمپلی فایرهای سینمای خانگی اضافه شده بود, یک موج جدید از طرف کمپانی یاماها به راه افتاد که یاماها توصیه می کرد در سیستم های درست و حسابی بهتر است برای کانال مرکز از همان بلندگوی کانال های اصلی استفاده شود. (فکرم می کنم از همون سالها یاماها شروع کرد بلندگوهای سری NS به صورت تک فروخت) در کل نمیشه با این ایده که در بهترین حالت باید بلندگوی مرکز هم رنج فرکانسی دیگر کانال های اصلی باشه مخالفت کرد, اما در عمل در بسیاری از ستاپ های سینمایی قرار دادن یک بلندگوی استند در مرکز ستاپ غیر ممکن است, مگر این که از پرده نمایش استفاده کنیم, که در این حالت میشه به راحتی یک ردیف خطی از بلندگوهای مشابه در جلو یا پشت پرده قرار داد. من در حالت های نمایشگاهی این نوع ستاپ بارها شنیدم, اما هیچ وقت در ستاپ شخصی تجربش نکردم, پس چون شخصاً تجربه نکردم در موردش نظری هم نمیدم.
اگر به کاتالوگ های قدیمی و سالهای اول ورود دالبی پرولاجیک و دالبی دیجیتال به خانه نگاهی بندازید, اکثر پکیج های سینمایی اون سالها بلندگوی مرکز درست و حسابی داشتن. حتماً یادتون هست با ورود نمایشگرهای پلاسما همه ی ما مشکل قرار دادن سنتر های بزرگی داشتیم که قبلا به راحتی بروی تلویزیون های CRT جا میشدن, اما دیگه جای براشون روی پنل های پلاسما نبود. یه مدل چندش آوری هم بود که همه باید پلاسماهارو به دیوار وصل میکردن! درست مثل تصاویر لو رفته پایین که یکی پلاسمای فسقلی ال جی زده به دیوار, خدا شاهده بعد از اون سالها دیگه پلی استیشن هم بازی نکردم. دیگه هم تو هیچ عکس لب تاپ روشن نذاشتم رو میز تا کلاس کار بره بالا...جوان بودم میفهمید؟


هنوز تمام این دی وی دی ها و سی دی هارو دارم. اون سال تازه سه گانه Adventures ایندیانا جونز اومده بود و یکی از کارهای تستی من بود. هنوز هم این نسخه طرفدار زیادی داره و دوست داشتنی هست. واقعاً هم برای اون سالها صدا و تصویر این نسخه خیلی خوب بازسازی شده بود.
انتخاب کابل هم برای این کانال همیشه چالش بزرگی بحساب میاد, چرا که کابل های درست و حسابی همیشه جفت هستن و خیلی سخت میشه کابل مناسب تک برای کانال سنتر پیدا کرد. همین مشکل باعث شده همیشه مجبور بشیم یک جفت کابل برای این کانال بخریم!
اگر کابل در کانال مرکز دینامیک رنج و سرعت انتقال پایینی داشته باشه بسیاری از افکت های این کانال که اکثراً هم بسیار سنگین هستن عقب و ضعیف شنیده میشن, که این مشکل تاثیر بدی در جریان صدا خواهد داشت. شدت و حجم صدا در کانال مرکز خیلی سنگین تر و بی وقفه تر از دو کانال اصلی صداست, چرا که در مرکز ما دیالوک داریم, موزیک داریم و افکت های سنگینی که در بسیاری از موارد از کانال مرکز شروع میشن و در یکی از دیگر کانال ها به اوج میرسن, همین لحظه اجرای اولیه افکت در تاثیرگذار بودنش بسیار اهمیت دارد. پس نتیجه میگیریم برای تجربه و داشتن بهترین صدای سینمایی نیاز به بلندگوی مرکزی بسیار خوب هم داریم.
خوش باشید



چند ماه پیش که اومدم آلمان, اینقدر اینجا هوا سرد و خراب بود که نشد با قطار 4 ساعت از هامبورگ بیام تا برلین (حالشو نداشتم) برای شنیدن صدای بلندگوی فوق محبوب من B&W Diamond اما این سری همه چی عالی بود, و من هم اومدم تا خوش بگذرونم. و چی برای من بهتر از تست سیستم, سینما و کنسرت رفتن, ما تو هامبورگ نمایندگی درست و حسابی برای شنیدن صدای بی اند دبلیو نداریم! اما تو برلین بی اند دبلیو نمایندگی داره و منم دنبال یه ستاپ از سری جدید Diamond بودم با آمپلی فایری ترجیحاً غیر از "Classe" نه این که بد باشه, این بار دنبال یه صدای متفاوت بودم.
برای من شنیدن صدای بی اند دبلیو مدل 803 D3 با ستاپی از Accuphase پاور A-47 پری آمپ نمیدونم! تجربه دوست داشتنی بود. بنظرم این بار بی اند دبلیو با سری جدید دیاموند خواسته بیشتر از سری قبل به موزیسین ها و مخصوصاً نوازنده های حرفه ای بلندگو بفروشه, چون صدای دیاموند جدید به شدت Natural و کمی خش دار هست. حتی وقتی با Solidstate کمی آرام مثل Accuphase شنیده میشد, جنس صدای سری دیاموند که غیر احساسی و خشن هست بیشتر از قبل به شنونده منتقل می کرد. این سری از بی اند دبلیو برای مسترینگ و اودیوفیل های که مثل من صدای طبیعی و با Accuracy دوست دارن ساخته فوق العاده ای بحساب میاد. و مثل سری های قبل دیاموند اصلا بدرد گوش های که صدای احساسی و گرم دوست دارن نمیخوره.
بنظر میاد صدای سری جدید دیاموند توانایی بیشتر از سری قبل برای اجرای افکت های سینمایی هم داشته باشه, صدا تو سری جدید خیلی سریع رندر میشه, سرعت واکنش درایورها بهتر از بهتر شده و طراحی کابینت جدید که بی اند دبلیو در کمتر شدن رزونانس و سریع شدن واکنش کابینت به فرکانس های پایین در سری جدید دیاموند خیلی تاکید کرده, خیلی هم تبلیغاتی نبوده و در عمل میشه این تفاوت هارو اگر سری های قبل خوب شنیده باشید درک کرد.
خیلی خوشم نمیاد در مورد تست های این شکلی فروشگاهی مطلب بنویسم, وقتی هنوز خودم ذهنیت درستی از صدا ندارم, نمیتونم تحلیل درستی هم ازش بنویسم. فقط بنظر من سری قبل دیاموند خیلی خوشگل تر و با ابهت تر از سری جدید هست.
راستی کابل AudioQuest جدید که در این پست قولشو داده بودم رسیده ایران, و فعلا در ستاپ فوکال آریا و آمپلی فایر Consonance دوست خوبم آقای گمینی در حال Break-in شدن هست. سعی می کنم تو همین ستاپ ازش یه مطلب بنویسم.
آلبوم جدید Anna Netrebko هم هفته دیگه ریلیز میشه, خودش گفته رکورد متفاوتی نسبت به آلبوم های قبلیش داره, حتما میخرم و اگر نکته خاصی داشت ازش می نویسم.
خوش بگذره

در فرمت دالبی دیجیتال 5.1 یا 7.1 کانال فرکانس های پایین (Low Frequency Effect) که به اختصار (.1) نوشته می شود ترکیبی از 5 یا 7 کانال اصلی و ساراند است. این یعنی این که همیشه در صدای دالبی دیجیتال کانال LFE یا همان ساب ووفر تشکیل شده از فرکانس های پایین دیگر کانال های صداست. اما در مقابل فرمت (Digital Theater Sound) که با نام تجاری dts میشناسیم, از ابتدا کانال LFE تفکیک شده از دیگر کانال ها صداگذاری می کرد. این کار باعث شد صدای dts نه فقط در کیفیت و وضوح صدا از دالبی دیجیتال برتر باشد, بلکه در تاثیرگذار تر بودن فرکانس های پایین هم برتری محسوسی نسبت به دالبی داشته باشد. افکتیو بودن و داشتن پیک های سنگین صدا به همراه تفکیک پذیری بیشتر کانال ساب ووفر از ویژگی های مشخص صدای dts نسبت به دالبی است.
شرکت دالبی تکنیک استفاده از بخشی از فرکانس پایین دیگر کانال های صدارو در فرمت وضوح بالای خود Dolby TrueHD هم ادامه داد!
دالبی از فیلم Super 8 در نسخه سینمایی شروع کرد به صداگذاری جداگانه کانال LFE در Transformers: Dark of the Moon هم گرگ پی راسل بزرگ این فیلم با فرمت وضوح بالای دالبی با کانال مجزاء کانال ساب ووفر صداگذاری کرد. که نتیجه خارق العاده ای برای صدای دالبی به همراه داشت. در Resident Evil: Extinction که یکی از استثنایی ترین نسخه های خانگی با صدای Dolby TrueHD است که در بسیاری از صحنه ها جریان افکت و DSP عالی بیننده از جا میکنه, کانال LFE با همین روش صداگذاری مجزا تنظیم شده است. حتماً نسخه بلوری این فیلم تجربه کنید.
یکی از مشکلاتی که صدای دالبی در وولوم های بالا برای کانال های اصلی و مرکز ایجاد می کند, حجم بالایی از فرکانس های پایین نچندان لازم در این کانال هاست, در نسخه های دالبی مخصوصاً Dolby TrueHD وقتی وولوم صدا از 2/4 بالاتر میره, میزان جریان ارسالی آمپلی فایر به کانال های اصلی و در برخی از فیلم ها به مرکز بیشتر از حد لازم است! که دلیلش تفکیک نبودن کانال LFE از کانال های اصلی صداست.
اگر یک فیلم در یک مقایسه تطبیقی بین دالبی و dts مورد بررسی قرار بدید, متوجه میشید که در یک وولوم واحد شدت جریان ارسالی به کانال های اصلی صدا در نسخه دالبی بیشتر از dts است! این در حالی که در نسخه dts سرعت و دقت دیافراگم ساب ووفر بیشتر و بیس کیپ تر و دقیق تر از دالبی است. در صدای دالبی فرکانس های پایین کمی گنگ و درهم رفته شنیده میشن, که این امر باعث میشه قدرت تاثیرگذاری ساب ووفر هم در صدای دالبی کمتر باشد.
شرکت دالبی در برخی از نسخه های خانگی اخیر خود مثل "Terminator Genisys" و "San Andreas" و چند فیلم دیگر صدای Dolby TrueHD با کانال LFE جدا تنظیم کرده است, که نتیجه انتخاب این مسیری که سالهاست dts در آن حرکت می کند, برای دالبی بسیار درخشان بوده است.
داشتم تو سایت ONKYO میگشتم که دیدم یه صفحه اختصاصی برای هفتادمین سال تاسیسش اضافه کرده که از سال 1946 تا 2016 محصولات یونیک شو گذاشته و توضیحات کوتاهی در مورد هر کدوم داده. من اصلا نمی دونستم آنکیو سال 1955 تلویزیون هم ساخته, خیلی جالب بود! تو بخشی که محصولات 1995 تا 2005 معرفی کرده یه عکس از Marine Theater گذاشته، من یه کاتالوگ از آنکیو دارم که به طور اختصاصی این سالن معرفی کرده و پوستر همین سالن وسط اون کاتالوگ هست, اینم برام جالب بود.
آنکیو یکی از سه ضلع صنعت صدای سینمایی ست و همیشه در این صنعت پیشگام بوده و در کیفیت صدای سینمایی از بهترین هاست. آنکیو در ساخت آمپلی فایر های سینمایی از هیچ برندی در طراحی استفاده نکرده و همیشه یکی از رفرنس های صدای سینمایی بوده است.
اما در بخش تصویر نمیتونم بگم همیشه درخشان بوده, ساخته های درخشانی در سری Integra مثل مدل های "DV-S939" و "DV-SP1000E" داشته که من شخصاً مدل 939 تجربه کردم, دی وی دی پلیر فوق العاده ای بود, اما حتی این دو مدل هم ساخت خود آنکیو نبودن و از روی دو مدل برتر DENON ساخته شده بودن. مدل S939 آنکیو ساخت دنن بود, که خود دنن با نام تجاری 3910 عرضه می کرد. و مدل SP 1000E که آخرین ویدئو پلیر های اند آنکیو بود باز هم ساخت دنن, که خود دنن با عنوان تجاری 3930 عرضه می کرد. تراشه قدرتمند "SX T2LF" ساخت HQV روی این پلیر بود.
البته این تراشه قدرتمند ترین تراشه ای نبود که دنن در ویدئو پلیرهاش ازش استفاده کرده بود, مدل افسانه ای A1XVA که در آمریکایی شمالی با عنوان 5930CI عرضه شد, مجهز به تراشه SX T2 1000 ساخت Silicon Optix بود که به طور اختصاصی در کانادا ساخته میشد. پلیری که اگر کیفیت و عظمت دوتا OPPO 105D روی هم بزاریم باز هم به 5930CI نزدیک هم نمیشن.
آنکیو از سال 2006 و جنگ بین فرمت Blu-ray با HD-DVD و اشتباهی که در انتخاب فرمت HD-DVD انجام داد, تقریباً از گردونه رقابتی ویدئو پلیرها خارج شد. مدنی از پایونیر امتیاز مونتاژ دو مدل ارزون قیمت دی وی دی و بلوری پلیر خرید که موفقیتی براش نداشت. تا سه چهار سال پیش که یک مدل بلوری پلیر با نام تجاری DV-BD 606 وارد بازار کرد, که دستگاه افتضاحی بود. و پارسال مدل SP809 عرضه کرد, که من هم در همین سایت بررسیش کردم, هنوز هم مدل برتر آنکیو هست. فکرم می کنم در ساخت این مدل از 3313 دنن استفاده کرده, بلوری دنن 3313 را هم من بررسی کردم که این مدل برتر دنن هم از من امتیاز خیلی بالای نگرفت! پلیر خوبی اما به قیمت انتظار بیشتری ازش داشتم.
بلوری پلیر مدل BD-SP353 را هم آنکیو داره از مدل تجاری پایونیر BD-170 که مدل های 180 و 100 هم از همین مدل پایونیر میسازه تولید میکنه, که باز نشان دهنده هوش آنکیو هست که اگر در کاری صاحب فناوری نیست, از برندهای درجه یک و مدل های شناخته شده اون برندها استفاده میکنه.
این هم میدونستید آنکیو همیشه بهترین تولید کننده پکیج های سینمایی بوده؟
به هرحال آنکیو از بهترین های صنعت صدای سینمایی بحساب میاد و همیشه یکی از مرجع های صدای سینمایی بوده و برند مورد علاقه من هست.