Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

در اوایل سال های ۱۳۷۰ که به شدت درگیر موسیقی بدون کلام شده بودم، در یکی از روزنامه های آن روزگار که گهگاهی به دست ما می رسید (با توجه به اینکه من در آن زمان در روستا زندگی میکردم) یک آگهی توجه مرا به خودش جلب کرد. متن آگهی در مورد فروش یک مجموعه موسیقی بدون کلام از آهنگسازان مختلف در قالب کاست بود، فورا از پدر و مادر پول خرید مجموعه رو گرفته و در یک پاکت گذاشته و به آدرس مورد نظر در تهران پست کردم. بعد از نزدیک به ۲۰ روز یک کارتن که از تهران ارسال شده بود به دستم رسید و انگار که تمام زندگی را به من داده باشند با ولع بسیار مشغول شنیدن آثار ارسالی شدم. بگذریم که نوار کاست های ارسالی همگی نامرغوب و به شدت از نوع بی کیفیت بودند اما برای منی که به هیچ چیزی دسترسی نداشتم اصلا با کیفیت ترین صدای دنیا را می داد. خلاصه اینکه از بیشتر آهنگسازان مطرح آن روزگار یه کاست برگزیده وجود داشت و در بین همه اینها هم یه کاست بود با عنوان "پیتر بومن؛ تند و کند" که چند آهنگ شاخص بدون کلام در آن بود و چقدر هم من لذت میبردم واقعا. خلاصه کلام تا اینکه پای ما به عصر دیجیتال هم باز شد و تا جایی که ذهن ما یاری میداد همه آن نوارها را با کیفیت های flac مجدداً در اینترنت پیدا کردیم و البته اینبار دیگه با اون حالتی که واقعا دوس داشتیم با ولع دوباره به این آهنگ ها گوش سپردیم و نتیجه اینها شد این چند آهنگ برگزیده از این آهنگساز قدیمی اما دوست داشتنی از همان آلبوم "پیتر بومن؛ تند و کند" با کیفیت flac خدمت شما عزیزان.
نکته : آلبوم های پیتر بومن از هر دو نوع با کلام و بی کلام می باشد که من فقط نوع بی کلام را انتخاب کردم.
با امید به اینکه در این سرمای زمستانی، در کنار دوستانی صمیمی و همراه با یک دمنوش گیاهی معطر و داغ؛ از شنیدن این آهنگ ها نیز لذت وافر ببرید.
درباره پیتر بومن "Peter Baumann"
والدینش هنرمند ، پدرش آهنگساز و مادرش هنرپیشه سینما بود. در هشت سالگی و کودکی ، ساخت دیوار برلین در ذهنش نقش بست تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه آمریکایهای برلین گذراند ، زبان انگلیسی را بخوبی آموخت. شروع کار هنریش در 14 سالگی و در یک گروه بازنوازی (Cover Band) بود که آهنگهایی به زبان انگلیسی را در کلوب جی آی برلین غربی اجرا می نمود. در سال 1971 پس از ملاقات با کریستوفر فرانکی بعنوان عضو جدید گروه تنجرین دریم انتخاب گردید. او نوازنده ارگ ، کیبورد و آهنگساز در گروه بود.
پیتر بومن در کنسرت زنده Ossiach اتریش در سال 1971 بصورت رسمی معرفی و بعنوان عضو جدید گروه جایگزین استیو شرودر آهنگساز و ارگ نواز قبلی گروه گردید. اولین آلبوم او در گروه Zeit منتشره بسال 1972 و آخرین کارش نیز کنسرت اجرای زنده Encore بسال 1977 در امریکای شمالی بود تمامی آلبومهای این دوران توسط مثلث (Trio) ادگار فروئز ، کریس فرانکی و پیتر بومن تصنیف شده است.
بدنبال عقد قرارداد تنجرین دریم با کمپانی معتبر صفحه پرکنی ویرجین ، تنجرین دریم آلبوم اول خود را با مارک این کمپانی در سال 1974 بنام فائدرا منتشر ساخت که در لیست ده آلبوم برتر روز قرار گرفت بدنبال این موفقیت و با پشتیبانی ویرجین رکوردز تورها و کنسرت های جهانی گروه برقرار گردید. و بدین ترتیب بخش دیگری از آثار منتشره تحت عنوان آلبومهای اجرای زنده شکل گرفت. یکی از شاهکارهای گروه آلبوم اجرای زنده Ricochet 1975 و مربوط به کنسرت اجرا شده در بریتانیا می باشد.
متعاقبا و پس از شهرت جهانی گروه ، پیشنهادهای زیادی منجمله از هالیوود برای ساخت موسیقی متن فیلم به آنها ارسال شد ، بخش دیگری از آثار گروه را موسیقی های متن برای فیلم های سینمایی تشکیل دادند. از دیگر شاهکارهای گروه در این دوره آلبوم Stratosfear منتشره بسال 1976 می باشد.
گرایش بومن در گروه به سمت الکترونیک پاپ بود و او بدنبال تولید قطعات با زمان کوتاه تری بود. در این دوره کم کم شاهد افزایش قطعات تولیدی 3 تا 7 دقیقه ای در گروه هستیم. این موضوع را بومن در کارهای انفرادی خود نیز دنبال نمود.
جدایی او از گروه تنجرین دریم به سال 1977 و زمان کوتاهی پس از پایان نخستین تور گروه در امریکای شمالی صورت گرفت آلبوم Encore 1977 یادگار آن کنسرت است.
نخستین آلبوم انفرادی او Romance-1976 زمانی که هنوز عضو تنجرین دریم بود منتشرگردید دیگر آلبومهای انفرادی او عبارتند از :
1979 – Trans-Harmonic Nights
1981 – Repeat Repeat
1983 – Strangers In The Night
1996 – Phase By Phase: A Retrospective '76 – '81
بومن در سال 1982 به نیویورک نقل مکان نمود. او در آنجا کمپانی صفحه پرکنی Private Music را تاسیس نمود. این شرکت کارهای سبک الکترونیک ، نیو ایج را منتشر می ساخت هنرمندانی نظیر Yanni, Patrick O'Hearn, Jerry Goodman ، Suzanne Ciani با این شرکت قرارداد داشتند در حقیقت ناشر اولیه کارهای یانی ، پیتر بومن بوده است . این شرکت در سال 1996 به کمپانی RCA فروخته شد.
او در تمامی دوران زندگی سالمی را دنبال نمود به ازدواج اولیه خود متعهد بوده و پدر سه فرزند می باشد.
پیتر بومن در اواخر دهه چهارم عمر خود سئوالی اساسی را از خود نمود این سئوال این بود : من احتمالا حداکثر حدود 10000 روز دیگر دراین کره خاکی حضور خواهم داشت چگونه می توانم این زمان را به بهترین نحو مورد استفاده قرار دهم تا معنای بخش و مفید باشد.
بدین ترتیب او از دنیای موسیقی خداحافظی نمود ، او از اوایل سال 2000 به بعد تمام اوقات خود را صرف مطالعه ، تحقیق و تدریس در علوم انسان شناختی و فلسفه نموده است. او از سال 2009 در لس آنجلس مقیم گردید و هم اکنون مدیر چند شرکت و بنیاد عام المنفعه مرتبط با کارهای تحقیقاتی و مطالعاتی خود است.
گردآوری مطلب "درباره پیتر بومن" : SunShine
آهنگ bicentennial present را از اینجا بشنوید
آهنگ This day را از اینجا بشنوید
آهنگ white bench and black beach را از اینجا بشنوید
آهنگ chasing the dream را از اینجا بشنوید
آهنگ the third site را از اینجا بشنوید
درباره پیتر بومن در ویکی پدیا:
با سپاس از شما دوستان سایت HOME THEATER CENTER و همچنین مدیریت سایت، بهرنگ عزیز

اوکارینا (Ocarina) یکی از قدیمی ترین سازهای موسیقی در جهان می باشد. 12000 سال قدمت! گذشته آن به چین برمی گردد ولی به مرور زمان به اروپا نیز راه پیدا می کند. نحوه صدا دهی آن تقریبا شبیه به فلوت ریکوردر می باشد (سازی بادی). جنس آن معمولا از سفال است ولی با پلاستیک، چوب، شیشه و فلز نیز ساخته می شود. تعداد سوراخهای آن هم 4 تا 13 عدد می باشد و صدای آن نیز بسیار زیباست.
در این پست به معرفی چند قطعه برتر موسیقی بدون کلام از ساز اوکارینا خواهیم پرداخت که توسط دو آهنگساز برجسته اوکارینا Diego Modena و Jean-Philippe Audin نواخته و عرضه شده است. در واقع ساز اوکارینا بیشترین شهرتش را مدیون این دو نوازنده می باشد.
آهنگ "Song of Ocarina" در سال ۱۹۹۱ توسط موزیسین ها ژان فلیپ اودن و دیگو مودنا اجرا گردید و در واقع یک موسیقی بدون کلام است که توسط ساز اوکارینا نواخته شده است. این تک آهنگ از آلبوم اوکارینا اولین بار در فرانسه منتشر شد و موفقیت بالایی برای این دو آهنگساز به ارمغان آورد و برای مدت طولانی به عنوان اولین آهنگ بدون کلام در صدر فهرست شماره یک این کشور قرار داشت و جوایز متعددی نیز بدان تعلق گرفت.
مجموعه آثاری که تحت عناوین اکارینا “Ocarina” توسط دو هنرمند Jean-Philippe Audin و Diego Modena با ساز اوکارینا و ویولن سل اجرا شده است مشتمل بر چندین آلبوم می باشد که برای علاقمندان ساز اوکارینا لحظات خاطره انگیزی را می آفریند.
درباره دیگو مودنا:
دیگو مودنا متولد آرژانتین می باشد . او تحصیلات خود را در کالج سن آگوستین بوینس آیرس آغاز کرد ، جایی که دوره های موسیقی در آنجا الزامی می باشد. برای اکثر دانش آموزان آنجا مقدمات موسیقی جزء درس های تکراری و خسته کننده به حساب می آید اما برای دیگو بر عکس این بود و توانست بلافاصله جایگاه خود را پیدا کند و مشتاقانه در خانه نیز مطالعات موسیقی خود را ادامه می داد. او در سن 12 سالگی به طور کامل نت های موسیقی را می توانست بخواند و به طور بسیار دلنشینی به اجرای فلوت می پرداخت.
او در حالی که در رشته حقوق تحصیل می کرد با فلوت عرضی در هنرستان موسیقی آشنا می شود. وی در ادامه تحصیلات خود فلوتهای سنتی و بومی منطقه آند مانند اوکارینا ، پان فلوت و کاینا به صورت تخصصی پیگیری کرد.
دیگو مودنا در سن 21 سالگی گروه خود را با عنوان "MAIZ" بر اساس موسیقی معاصر و فولکور آرژانتین تاسیس می کند. گروه او شامل 5 موزیسین آرژانتینی بود و تورهایی را در پایتخت های آمریکای جنوبی ، سوئد ، ایتالیا ، فرانسه ، اسپانیا بر گزار می کرد.
در یکی از روز های سال 1991 در استودیویی در پاریس او مشغول ضبط موسیقی بود که به طور اتفاقی با پل دی سنویل ، آهنگساز و تهیه کننده موسیقی های ریچارد کلایدرمن آشنا می شود. پل دی سنویل بلافاصله با دیدن دیگو به او می گوید : تو موزیسینی هستی که مدتها بدنبالش او بودم و از او برای همکاری بر ساخت آهنگش دعوت می کند و مودنا را بلافاصله به استودیوی بعدی می برد.
در طول سه روز همکاری که با یکدیگر داشته اند ، موسیقی بی نظیر "Song for Ocarina" بوجود می آید که ترکیب بسیار زیبایی از ساز های پان فلوت ، اوکارینا و ویولن سل بود و این آغازی بود بر موفقیت های بعدی او که از آن جمله می توان به آلبوم بسیار زیبای "اوکارینا" اشاره کرد.
منابع: ویکی پدیا، والا موزیک و ...
چند اثر برگزیده زیر از دو آلبوم اوکارینا ۱ و ۲ انتخاب شده است که امید مورد توجه دوستان سایت htcenter واقع گردد و تداعی خاطره های خاطره انگیز باشد. (فرمت flac است و همگی لینک مستقیم می باشد)
Song of Ocarina
از اینجا بشنوید و لذت ببرید
Moonlight reggae
از اینجا بشنوید
Girl from key biscayne
شنونده این موسیقی زیبا از اینجا باشید
Implora (flute solo)
این موسیقی زیبا را از اینجا بشنوید
Ocarina 2
واقعا زیباست از اینجا
Hot Cakes Reggae
با این آهنگ خاطره انگیز همراه باشید از اینجا
El Condor Pasa
این آهنگ در ورژن های گوناگون و توسط آهنگسازان مختلفی با سازهای دیگری نواخته شده است که اکنون می توانید آن آهنگ زیبا را با ساز اوکارینا از اینجا بشنوید
Song Of Ocarina (Ocarina solo)
از اینجا بشنوید
Song For Baby Jane
خودم شخصا این آهنگ رو خیلی دوس دارم و موقع شنیدن دچار هیجان میشم. با ما همراه باشید و از اینجا بشنوید و لذت ببرید
در یوتیوب کلیپ های تصویری متنوعی از اوکارینا وجود دارد و جهت زیبایی پست، من فقط سه قطعه مشهورتر که کیفیت بهتری هم داشت، را برایتان لینک مستقیم کردم :
Song of Ocarina
Ocarina burning
Implora
با تشکر فراوان از جناب برزین عزیز و سایر دوستان همدل و همراه

بی شک فیلم بتمن در برابر سوپرمن یکی از مهم ترین فیلم های چند سال اخیر هالیوود بود. من به دلیل این که خیلی فیلم باز نیستم و اطلاعات فیلمی خیلی خوبی هم ندارم! اصلا وارد بحث در مورد خوب یا بد بودن این فیلم نمی شم, و مستقیم میرم تا ببینم فیلم در صدا و تصویر در نسخه بلوری چی برای گفتن دارد.
به دلیل ضعف های جدی در صدا و تصویر پلیر سامسونگ UBD-K8500 نسخه استاندارد فیلم بروی ابر بلوری پلیر OPPO 105D تست کردم, و در این بررسی فقط اشاراتی به تفاوت های تصویر در نسخه استاندارد با 4K خواهم داشت.
تصویر: "بتمن در برابر سوپر من" در دو نسخه بلوری استاندارد و UHD تفاوت های قابل ملاحظه ای با هم دارد, و اصلا مثل بعضی از نسخه های 4K صرفاً برای پر کردن کاتالوگ کمپانی ها ریلیز نشده است. مهمترین تفاوت در نسخه استاندارد با 4K این فیلم کنتراست و عمق رنگ هاست, که در نسخه 4K HDR واقعاً چشم گیر و در صحنه های غیر قابل مقایسه با نسخه استاندارد است. در نسخه بلوری استاندارد فیلم شاهد تصویر خوبی هستیم, کنتراست قابل قبول در نیمه اول فیلم, و بسیار عالی در نیمه دوم و آخر فیلم, که این کنتراست عالی در نسخه 4K خیره کننده است. در نیمه اول فیلم شاهد تصویر نسبتاً سرد و با جزئیات قابل قبول هستیم, بافت پوست و پارچه خیلی برجسته نیست, اما ضعیف هم نیست. از نیمه دوم که فیلم وارد نبرد بین بتمن و سوپرمن میشه, کنتراست و عمق رنگ سیاه عالی است, جزئیات سوژه ها در عمق رنگ سیاه عالی هستن و حتی بهتر از سکانس های روشن فیلم دیده میشن. بنظرم در سکانس های تاریک فیلم به غیر از بخش پایانی که کاملا CGI است, جزئیات و کنتراست تصویر عالی است.
تصویر در نیمه اول فیلم کمی گرینی هست, که این گرین در بعضی از سکانس ها کمی دونه درشت میشه, اما از نیمه دوم فیلم گرین دونه درشتی نمیبینیم و بیشتر از کنتراست و عمق رنگ سیاه لذت میبیریم. در کل گرین کنترل شده ست و خیلی من اذیت نکرد.
بیشترین لذت از تصویر فیلم در نسخه استاندارد و 4K در نیمه دوم فیلم است, هرچی به پایان فیلم نزدیک میشیم تصویر کثیف تر و از میزان کنتراست و درخشش تصویر کم میشه! انگار می خواد بگه کارگردان فیلم "زک اسنایدر" است. کارگردانی که علاقه خاصی به گرینی بودن تصویر دارد. فیلم های مثل "300" و "Sucker Punch" مثال روشنی برای این علاقه هستن. سبک تصویر این فیلم هم در سکانس پایانی خیلی شبیه به فیلم 300 بود! البته فیلمی مثل "Man of Steel" از این کارگردان داریم, که در صدا و تصویر فوق العاده ست, حتماً توصیه می کنم این فیلم برای تست داشته باشید.
در کل تصویر در نسخه بلوری استاندارد و 4K فیلم "بتمن در برابر سوپرمن" دارای کنتراست رنگ عالی, عمق سیاهی بسیار عالی, جزئیات کامل و دقیق در سکانس تاریک و کمی گرینی است.
صدا در "بتمن در برابر سوپر من" بی شک از تصویر خیلی جذاب تر بود. نمی دونم چرا تا قبل از تست نسخه خانگی این فیلم احساس می کردم دوباره قراره با یک صدای Dolby TrueHD نچندان جذاب و به شدت کشدار و با دینامیک رنج پایین درست مثل فیلم "شوالیه تاریکی" طرف باشم! با این که این دو فیلم هیچ ربطی به هم ندارن, اما من این حس داشتم که این فیلم هم صدای خوبی نخواهد داشت! که خوشبختانه اشتباه می کردم. این فیلم با فرمت صدای Dolby Atmos یکی از خوب های این فرمت بحساب میاد, که البته من به علت مجهز نبودن سیستم سینماییم به پروسسور دالبی ادموس فیلم با صدای Dolby TrueHD 7.1 کانال تست کردم.
در بخش صدا هم باز باید به جذابیت بیشتر صدا در نیمه دوم فیلم اشاره کنم, در بخش صدا هم بیشترین لذت در نیمه دوم و تقابل بتمن با سوپرمن شنیده میشه, صدا بسیار خوب کانالیزه ست, و همانطور که من دوست دارم داستان فیلم در کانال های صدا و در بسیاری از صحنه ها قبل از دیده شدن شنیده میشه, افکت ها در چهار کانال صدا حضور دائمی دارن, و لحظه به لحظه همراه با تصویر به درک و انتقال هیجان اگشن فیلم به بیننده کمک میکنن. این خیلی مهم است که صدا در فیلم زنده باشه و همراه با اتفاقات فیلم همراه بیننده باشه, که در این فیلم همراه بسیار خوبی است.
یکی از شاخص های بسیار خوب صدا قدرت DSP صداست. مدتی بود منتظر فیلمی با این قدرت DSP بودم. جریان دست به دست افکت ها فوق العاده انجام میشه, عمق صدا در چهار گوشه سالن نمایش تا دو متر هم شنیده میشه, شما افکت های در فواصلی از کانال های صدا می شنوید که در واقع هیچ کانال ساراندی در آنچا وجود ندارد, مخصوصاً در کانال ساراند پشت که در ستاپ من 1 متر از کانال اصلی ساراند عقب تر نصب شده است, من احساس می کنم تا دو متر پشت سرم افکتی آزاد میشه! در کنارهای سالن هم من افکت های می شنوم, که فقط کار پردازش صداست و در واقع هیچ کانال صدای در اون ناحیه وجود ندارد. این قدرت پروسسور یاماها, ستاپ سینمایی من و صداگذاری فیلم است, که صدای با این میزان DSP بی نظیر یا بهتر بگم کم نظیر داریم. بهتر از این فیلم در پردازش صدا و عمق میدانی صدا در کنارهای سالن من در "Resident Evil: Extinction" تجربه کردم, واقعاً این فیلم یکی از بهترین های فرمت Dolby TrueHD و از بهترین های DSP است. افکت های در فاصله شاید بیشتر از 2 متر در کناره های سالن در این فیلم می شنوید که باورکردنی نیست در آن قسمت ها بلندگوی نصب نیست.
در این فیلم هم عمق صدا بیشتر در کانال های ساراند و به سمت سقف است, که هیچ ربطی هم به دالبی ادموس نداره, چون اصلا در فضای پیکربندی دالبی ادموس قرار ندارد, این حرکت صدا به سمت سقف کاملا با پردازش صدا انجام می شود. مخصوصاً در حرکت های کاراکتر سوپرمن به سمت آسمان میشه این قدرت DSP بهتر احساس کرد.
کانال LFE میتونست کمی تاثیرگذار تر شنیده بشه, جریان صدای فرکانس پایین کمی گرفته ست و اون میزان شفافیتی که من میخوام ندارد, فرکانس های پایین کمی خطی هستن و دینامیک لازم برای تاثیرگذار بودن به اندازه ای که من توقع دارم نداره! صدای فرکانس پایین به اندازه ای که من تاحد تاثیر قرار بده ضربه زننده نیست! و این تنها ضعف فیلم بحساب میاد.
دیالوگ خوب شنیده میشه و از کانال مرکز جداست, در صحنه های اگشن اصلا از قدرتش کم نمیشه و در سنگین ترین لحظات سوار بر جریان افکت است.
موزیک متن فیلم عالی شنیده میشه, و به خوبی میتونه حس ارکستر به شنونده منتقل کنه, اصلا هم پوشانی در کل صدا احساس نمیشه و هرجا که موزیک باید تاثیرگذار باشه, به خوبی این کار انجام میده.
در نهایت نسخه بلوری Batman v Superman یکی از خوب های 2016 برای تست صدا و تصویر بود, و من این کار توصیه می کنم.
تصویر
صدا

آنه!
تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت، وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود.
با من بگو؛ از لحظه لحظه های مبهم کودکیت، از تنهایی معصومانه دستهایت!
آیا میدانی که در هجوم درد ها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت، حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود.
آنه!
اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری، در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آنه: شکفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار توست!
تیتراژ آغازین کارتون آنشرلی با موهای قرمز (یا سریال رویای سبز)؛ یک موسیقی (Careless Whisper "نجوای بی پروا") جذاب همراه با جملاتی سحرانگیز که با خاطرات کودکی همه ما پیوند خورده است و این پست یادآور ملودی های زیبایی از یک هنرمند و آهنگساز جهانی و مشهور خواهد بود که گرچه متاسفانه اینک یک سال است که در میان ما نیست اما خاطرات موسیقیایی اش برای همیشه در لحظه لحظه زندگی ما جاودانه خواهد ماند.
در زندگی معمول ما، هنرمندانی که لحظات خاطره انگیزی برای ما آفریده اند، از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نخواهد کرد و چه با ارزشند اینگونه انسان ها و هر اندازه از چنین انسان هایی تمجید و تعریف شود، واقعا حق مطلب به درستی اداء نشده است.
جیمز لست (به انگلیسی: James Last) (نام اصلی: هانس لاست (به آلمانی: Hans Last)؛ معروف به هانزی Hansi) (زادهٔ ۱۷ آوریل ۱۹۲۹ در شهر برمن – درگذشتهٔ ۹ ژوئن ۲۰۱۵) یک موسیقیدان، آهنگساز بدون کلام و رهبر بزرگ ارکستر از آلمان بود.
لست بیشترِ عمر حرفهایاش را در آلمان و بریتانیا گذراند. نواختن پیانو را از سن 12 سالگی آغاز کرد. شهر و خانه ی او به شدت در جنگ جهانی دوم بمباران شد. در سن 14 سالگی به مدرسه موسیقی نظامی ارتش آلمان وارد شد.او به رادیو برمن ارکستر رقص هانس گونتر در سال 1946 پیوست. لست در سالهای پس از جنگ، رهبری ارکسترهای مختلف با چیدمان های متفاوت برای نواختن قطعا معروف شاد و ویژه رقص را به عهده داشت. در سال 1948، او رهبر کنسرت گروه Last-Becker برای هفت سال شد. در آن زمان، او به عنوان بهترین نوازنده بیس در کشور توسط یک نظرسنجی جاز آلمان به مدت سه سال متوالی انتخاب شد، از 1950-1952. پس از منحل شده گروه کنسرت Last-Becker او مرتب در خانه برای سوابق Polydor، و همچنین برای تعدادی از ایستگاه های رادیویی اروپا کار می کرد. وی رهبری بیش از دو هزار ارکستر زنده در سراسر دنیا از جمله کشورهای آسیایی، اتحاد شوروی و همچنین شهر لندن را به عهده داشت.
لست در زندگی سراسر ارزشمند خود به جوایز متعددی نیز دست یافته كه از آنها می توان به عنوان Star of the Year (ستاره سال) در سال 1976 از Billboard magazine و جایزه ECHO در سال 1994 در آلمان به پاس یک عمر فعالیت چشمگیر در زمینه موسیقی اشاره كرد.
او که موفق ترین رهبر ارکستر آلمان پس از جنگ جهانی دوم محسوب میشود، در طول پنج دهه فعالیت خود، هفده رکورد فروش پلاتین کسب کرد.
جیمز لست اولین آلبوم خود را در سال 1959 به بازار عرضه کرد، اما با ارائه آلبوم Non-Stop Dancing در سال 1965 میلادی، به شهرت رسید. این آلبوم در واقع مجموعه ای از اجراهای متفاوت و بدیع از آهنگ های مشهور است كه به وسیله ریتمی تند و شاد و نیز با همراهی اصوات سرور و شادمانی جمعیت به هم مرتبط شده اند. این آلبوم موفق او را به یک ستاره اروپایی بزرگ دنیای موسیقی بی کلام تبدیل كرد.
جیمز لست در آهنگ های خود از تلفیق آهنگ ها و سبک های موسیقی متفاوت كشورها و فرهنگ های مختلف استفاده می کرد.
این آهنگساز بزرگ همچنین با بزرگان موسیقی همچون پل موریه (Paul Mauriat) و ریچارد کلایدرمن (Richard Clayderman) هم اثرات به یاد ماندنی را ساخته است که مورد قبول موسیقیدانان و موسیقی دوستان بسیاری قرار گرفته است !
گفته می شود که حدود ۲۰۰ میلیون نسخه از آلبومهای موسیقی وی در طول دوره زندگی حرفه ای او بهفروش رفت. در ایالات متحده، موسیقی جیمز لست یک جزء اصلی از موسیقی های زیبا و استفاده از موسیق های بی کلام آن در رادیو در طول سال ها بوده است.موسیقی شاد او در آلبوم های متعددی که منتشر کرده است باعث شده است او خود را در بین پرفروش ترین در آلمان و انگلستان شناخته شده ببیند.
این آهنگساز و هنرمند فقید سالهای آخر عمرش را بین هامبورگ در آلمان و فلوریدا در آمریکا گذراند و در روز نهم ژوئن، نوزدهم خرداد در سن ۸۶ سالگی در خانه ی خود در Palm Beach فلوریدا دارفانی را وداع گفت. (روحش شاد؛ یادش برای همیشه گرامی باد)
آثار او بخصوص در طی دهه های 80 میلادی جزو برترین آثار موسیقی نئو کلاسیک و عصر جدید بشمار می رود. همکاری وی با هنرمندان بزرگی همچون ریچارد کلایدرمن باعث خلق آثاری ماندگار همچون Careless Whisper "نجوای بی احساس" شد.
ریچارد کلایدرمن آهنگساز بزرگ جهانی پیانو به مناسبت مرگ جیمز لست در شبکه ی اجتماعی فیس بوک پیام تسلیتی بدین مضمون ارسال کرد :
«از شنیدن خبر مرگ جیمز لست بسیار غمگین شدم. ما سالهای سال کارهای استودیویی و زنده متعددی را ارایه دادیم که همیشه موجب خوشنودی بود. به واقع هر بار که با جیمز کار میکردم زیر نگاه هوشیار او احساس امنیت میکردم. جیمز انسانی خبره و متشخص بود. جیمز در 86 سالی از دنیا رفت. پدرم اگر 40 سال پیش فوت نکرده بود هماکنون به سن و سال او بود. تو گویی پدر دومم را از دست دادهام. ریچارد کلایدرمن»
لست خالق آلبوم های موفق و درخشان با کلام و بدون کلام زیادی بوده است. آخرین کنسرت این آهنگساز با نام خداحافظی و در سالهای پایانی عمر ایشان در سالن رویال آلبرت هال لندن اجراء گردید.(نسخه DVD و Blu- ray در آمازون از اینجا)
آثاری که از لست به یاد مانده است، گاه تنظیم مجدد آثار معروف است و گاه از ساخته های خود این هنرمند که در اینجا جهت آشنایی دوستان عزیز به معرفی سه آلبوم بسیار زیبا و تعدادی از قطعاتی که ماندگار و جاودانه هستند (بدون کلام)، خواهیم پرداخت:
آلبوم Biscaya یا خلیج بیسکایا که در سال ۱۹۸۲ به بازار عرضه گردید و دارای ۱۱ تراک می باشد بی تردید یکی از بزرگترین آثار جیمز لست است. اولین آهنگ این آلبوم "بیسکایا" می باشد که لست تحت تاثیر زیبایی های این ساحل آهنگ بیسکایا را نوشته و اجرا کرده است (زیبایی این آهنگ حد و حصری ندارد) .
نسخه با کیفیت این آهنگ را از اینجا بشنوید.
تصویری بیسکایا را در آپارات از اینجا ببینید.
تصویری بیسکایا در یوتیوب از اینجا ببینید.
قطعه سوم این آلبوم با نام "Rain and Sun" باران و خورشید نیز از آهنگ های به یاد ماندنی و بی نظیر لست است. شروع آهنگ، اوج و فرود عالی این آهنگ، به آرامی روح شما را به پرواز در می آورد و در لحظه اوج این آهنگ واقعا احساس پرواز در یک جهان بی کران و بی انتها را خواهید داشت (فقط باید بشنوید و دل به این آهنگ بسپارید. اولین بار که این آهنگ را شنیدم در مجموعه آلبوم های ارکسترهای بزرگ جهان بود که سالها پیش از سوی "انتشارات بانگ" و بر روی کاست منتشر شد و هنوز هم به یادگار در مجموعه من خواهند بود، بیش از صدها بار این آهنگ را شنیده ام اما هنوز هم مانند اولین بار در ۲۰ سال پیش برایم خوشایند و تازگی دارد)
این قطعه را از اینجا بشنوید.
آهنگ باران و خورشید در یوتیوب از اینجا بشنوید.
آهنگ beachrunner "دونده ساحل دریا" را از اینجا بشنوید.
از دیگر آلبوم های موفق این آهنگساز جهانی با عنوان "Paradiesvogel" یا پرنده بهشتی (عنوان به زبان آلمانی می باشد)، همان طور که از کاور آلبوم بر می آید، برگرفته شده از پرنده ایی بنام مرغ بهشتی است که اکثرا در جزیره گینه نو و استرالیا یافت می شوند که در سال ۱۹۸۲ به بازار عرضه شده است و دارای ۱۲ قطعه می باشد و به مانند آلبوم پیشین دنیایی از آرامش و زیبایی و خاطره را به دنبال خواهد داشت. نکته جالب در همزمانی عرضه دو آلبوم بیسکایا و پرنده بهشتی در یک سال می باشد که بی شک توانایی محض این آهنگساز را ساخت و نوشتن قطعات موسیقی به رخ می کشد.
قطعه A morning in Cornwall "یک صبح در کارناوال " از این آلبوم از اینجا بشنوید
آهنگ love bird از این آلبوم را از اینجا بشنوید
آهنگ مشهور Paradiesvogel "مرغ بهشتی" را از اینجا ببینید.
از دیگر آلبوم های درخشان لست ، آلبوم Pop Symphonies "سمفونی پاپ" است که با همراهی ارکستر نواخته شده است و در سال ۱۹۹۱ با ۱۲ قطعه عرضه شد. آلبومی بسیار زیبا و شنیدنی که به معرفی قطعاتی از این اثر بدیع می پردازیم.
اولین قطعه این آلبوم با نام Night in white satin "شب در اطلس سفید" که لحظاتی رویایی را برای شما رقم خواهد زد را از اینجا بشنوید.
قطعه دوم با نام Angelia "یونانی" را از اینجا بشنوید.
قطعه معروف دیگر این اثر با نام Hotel california "هتل کالیفرنیا" را از اینجا بشنوید و خود را به دست خاطره های زیبا بسپارید.
"هتل کالیفرنیا" را در یوتیوب از اینجا ببینید.
موسیقی بدون کلام و دلنشین "بانوی قرمز" در آپارات از اینجا بشنوید.
بانوی قرمز در یوتیوب را از اینجا بشنوید.
آهنگ آفریقا Africa را از اینجا بشنوید.
و چند تک آهنگ معروف:
آهنگ بسیار معروف The Lonely Shepherd "چوپان تنها" كه در موسیقی متن فیلم سینمایی Kill Bill Vol. 1 از آن استفاده شده را نیز جیمز لست نوشته و Zamfir آهنگساز معروف پن فلوت با همراهی ارکستر جیمز لست آن را اجرا كرده است.
این آهنگ زیبا را از اینجا بشنوید.
این آهنگ را در آپارات ببینید
در یوتیوب ببینید
تنظیم آهنگ عاشقانه فیلم تایتانیک از جیمز لست در آپارات ببینید
در یوتیوب ببینید
آهنگ "خانه ای از طلوع خورشید" the house of the rising sun را از اینجا بشنوید
آهنگ های”Gimme gimme gimme” و "Take a chance on me" بعنوان یکی از هزاران کار ارزنده وی در مجموعه آلبوم های منتشر شده از او میباشد که این آهنگ در آلبومی تحت عنوان”Plays Abba” که انتشار آن مربوط به سال ۲۰۰۱میلادی می باشد قرار دارد. اصل این آهنگ مربوط به گروه سوئدی “Abba” که در سال های ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۳ فعالیت داشتند، می باشد که این گروه در زمینه موسیقی پاپ فعالیت میکرده. در آلبوم”Plays Abba” جیمز لست قطعاتی از مجموع آلبوم های گروه”Abba” رو بصورت بی کلام و کاملا زیبا ساخته است که در اینجا و اینجا
این دو آهنگ زیبا و بدون کلام را بشنوید.
خرید آلبوم Biscaya در آمازون از اینجا
خرید آلبوم paradiesvogel در آمازون از اینجا
دانلود آلبوم های پرنده بهشتی و سمفونی پاپ از تورنت با کیفیت flac از اینجا
دانلود آلبوم بیسکایا از تورنت با کیفیت flac از اینجا
آلبوم play Abba با کیفیت flac از تورنت از اینجا
و خرید از آمازون از اینجا
آهنگ «نجوای بیپروا»(به انگلیسی: "Careless Whisper") یا زمزمههای بیپروا تکآهنگ معروفیاست از جورج مایکل که در ۱۹۸۴ میلادی توسط اپیک رکوردز در بریتانیا و ژاپن و توسط کلمبیا رکوردز در آمریکای شمالی منتشر شد.
در پخش کارتون آنه با موهای قرمز در تلویزیون ایران نسخهٔ بیکلام این اثر (از ساخته های مشترک ریچارد کلایدرمن و جیمز لست که در آلبوم بهترین های جیمز لست و ریچارد کلایدرمن هم منتشر شده است) بجای آهنگ تیتراژ آغازین استفاده شدهاست، به همین دلیل این اثر در ایران با نام آهنگ آن شرلی نیز شناخته میشود. این ملودی زیبا را از اینجا بشنوید.
آثار شنیدنی این آهنگساز پایانی ندارد، این پست هم فقط معرفی بخش بسیار ناچیزی از بسیار آلبوم های موفق و مشهور جیمز لست بود که به جهت ادای دین در جهت بزرگداشت یاد این هنرمند فقید خدمت شما دوستان عزیز تقدیم گردید.
منابع: ویکیپدیا و ....
با سپاس



سالن های MAX دو سالی هست که توسط "Virgin" و در مجموعه سینمایی VOX در خاورمیانه راه اندازی شده است, سالن های بسیار مدرن و زیبا, مجهز به تکنولوژی های به روز و در مواردی حتی بی رقیب در مقایسه با سالن های استاندارد اروپایی.
سالن های که میشه بهشون لقب برادر کوچیک سالن های IMAX داد. سالن های MAX مجهز به پرده های نمایش خمیده با عرض بیش از 20 متر هستن, که چیزی بین پرده های نمایش استاندارد و IMAX قرار میگیرن. میزان روشنایی و کنتراست بسیار بالاتری از پرده های استاندارد دارن و مثل پرده های IMAX مجهز به تکنولوژی لیزر پروژکتور و کیفیت تصویر 5K هستن. شاخص ترین تفاوت لیزر پروژکتورها نسبت به پروژکتور های عادی, نمایش کنتراست و رنگ سیاه جوهری بی نظیر است, در IMAX و همین سالن های MAX مجهز به لیزر پروژکتور عمق رنگ سیاه به حدی بالاست که در صحنه های تاریک فیلم پرده نمایش کاملا در سیاهی تصویر گم میشه, و حسی مثل یک خواب و رویا در تماشاچیان ایجاد می کند. باید تجربه کنید تا منظور من متوجه بشید.
یکی دیگه از امتیازهای سالن های MAX مجهز بودن تمام این سالن ها به صدای Dolby Atmos است. صدا با فرمت غیر فشرده Lossless پخش میشه. صدا در سالن های MAX واقعاً خوبه, اما مثل IMAX رفرنس نیست! با این که به طور استاندارد تعداد کانال های بیشتری از صدای IMAX دارد, اما اون حجم و قدرت DSP سالن های IMAX در MAX شنیده نمیشه. صدای دالبی ادموس سالن های MAX فوق العاده دینامیک و دارای وضوح عالی هست و به جرات میگم به نسبت سالن های استاندارد بسیار بالاتر و حتی غیر قابل مقایسه است, اما هنوز با عظمت صدای IMAX فاصله داره, نمی گم غیر قابل مقایسه ست, اما از یک فیلم در هر دو سالن ببینید متوجه تفاوت ها خواهید شد.
در سالن های MAX درست مثل سالن Dolby Theater از چهار کانال ساب ووفر بروی سقف استفاده میشه, چهار کانال که در هر کانال از دو جفت ووفر 18 اینچی در چهار گوشه سقف سالن استفاده شده. از ساب ووفرهای بروی سقف فقط کمپانی دالبی در سالن های منتخبش استفاده میکنه, که من تجربش نکرده بودم, تا در سالن MAX که برای اولین بار و در قسمت چهارم ترانسفورمرز "Age of Extinction" بود. من این فیلم هم در IMAX و هم MAX دیدم. تجربه IMAX حس متفاوت و شکوهی داشت که در MAX این حس شکوه و مسخ شدن نداشتم, اما چون بار اول در سالن MAX مجموعه VOX سینما در دبی دیدم, ازش لذت بردم. و بار دوم در هامبورگ و در یک سالن IMAX بسیار مدرن فیلم دیدم که تجربه متفاوتی بود. سالن های IMAX مجوعه VOX در دبی هم خیلی خوب هستن, مخصوصا در YAS MALL یکی از بهترین مجموعه های VOX دبی قرار دارد.
در واقع در سالن های MAX آمدن بهترین های IMAX با سالن های رفرنس دالبی ادغام کردن, و نتیجه شده MAX که از نظر من و با تجربیات متعددم در تجربه ای MAX و مقایسه آن با IMAX شده یکی از بهترین سالن های به روز که یکی مثل من از کیفیت صدا و تصویر در این سالن ها لذت میبرم.