Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

امروز عصر سورس Densen B-410XS به سیستم "Rotel" اضافه شد. یه سورس فوق العاده و کاملا دست ساز دانمارکی که طراحش آقای "Thomas Sillesen" هستن. من ایشون در غرفه این برند دیدم! Densen از بهترین سورس های دیجیتالی که صداش واقعاً به آنالوگ نزدیک هست. تا جای که من میدونم از خفن ترین مبدل های دیجیتال به آنالوگ صنعت صدا استفاده میکنه که واقعاً هم کارشون خوب انجام میدن. دینامیک همراه با آرامش صدا با پس زمینه روشن که میگه کارشون خوب انجام میدن. طراحی این مدل B-410 XS با مدل های چند سال پیش که من دیده بودم هیچ فرقی نکرده بود, همون کابینت چند تیکه لاغر آلومینیومی برس خورده ساده و تقریباً زیبا. (و بسیار سنگین)
امروز که گذشت پلیر فقط 24 ساعت بوده که اومده تو مدار, و حداقل یک هفته ای وقت میخواد تا بشه در مورد صداش نظر داد. صدای که امروز ازش شنیدم شبیه Audio Note های ژاپنی بود. منظورم این که همون حس صدای باز بدون استرس آنالوگ به شنوده میداد! شاید ووکال به خوبی دموی Nagra با ویلسون Alexia بود, صدای این بلندگو با VTL و کابل Nordost بهترین صداست! خوب قبول دارم سی دی قبلی راتل در مقابل این آشغال بود! با سورس جدید تغییرات دینامیک صدا در فاصله های کمی جلو و عقب تر از جای همیشگی بیشتر بود و کمتر جنس صدا عوض میشد. صدا بالغ تر شده بود. و تا همین جا هم پاور RB-1590 و پری RC-1590 راتل و بلندگوهای "Audio physic classic 30" چند پله جلوتر برده بود.
ذهنیت من از این برند چیزی شبیه به کابل "Nordost" هست, صدای که شنونده درگیر این نمیکنه که این صدا شبیه به کدوم برند یا صداست. Densen دقیقاً صدای خودشو میده و یک لحظه هم شنونده درگیر این نمیکنه که این صدا شبیه به کدوم برنده!
این سورس درست همونی که یه علاقمند به آواز کلاسیک دنبالش هست. باید دید در هفته های آینده صدا چقدر تغییر خواهد کرد!
راستی کابل های HDMI و اسپیکر AudioQuest که قبلا گفته بودم قرار برام بیاد هم رسید.

کمپانی Bose در سال 1964 میلادی در آمریکا توسط "عمار بوز" که یک مهندس برق بنگالی تبار است تاسیس شد. شهرت این کمپانی ارتباط مستقیم با اسپیکرهای مخصوص خودروهای لوکسی مثل "Bentley" و امثال آن دارد. اما برند بوز با یک محصول دیگر نیز شهرت جهانی پیدا کرد, و آن پکیج سینمایی سری "Acoustimass" بود. طراحی این محصول سالهاست توسط دیگر برندها کپی شده است و سعی شده به کیفیت آن نزدیک شوند.
شاخص ترین ویژگی طراحی برند بوز درایورهای کوچک اما با صدای بسیار پرقدرت است. صدای که اصلا نمیشه تصویر کرد از بلندگوهای با این ابعاد ایجاد می شود! قدرت تحمل در وولوم های بالا بدون تخریب صدا یکی از منحصر به فرد ترین شاخص های این برند است.
برای خرید محصولات این برند با مجموعه آکوستیک تماس بگیرید
طبق آخرین اطلاعاتی که از طرف مدیر آکوستیک به من داده شده, بلوری پلیر OPPO 105D با قیمت بسیار منطقی به زودی توسط این مجموعه عرضه خواهد شد!
به تازگی هم برند ایتالیایی Chario در این مجموعه دمو شده است, من این برند در دموهای نمایشگاهی دیدم اما هیچ وقت پای صدای این بلندگو نشستم! و هیچ ذهنیتی ازش ندارم! اما ظاهرا که بسیار مورد توجه دوستان ادیوفایل قرار گرفته است. اگر رفتید و صداشو شنیدین مارو هم در تجربه خود شریک کنید. عکس های دموی این بلندگو در ادامه مطلب قرار میدم.
چند شب پیش با دوستان صحبت می کردیم که بحث جالبی پیش کشیدن, همه میدونن من از هدفون خوشم نمیاد و تا به امروز هم هیچ مطلبی درباره هدفون ننوشتم چون اطلاعی از این محصول ندارم, هدفون های خیلی گرون با آمپلی فایرهای لامپی در نمایشگاه های مثل های اند مونیخ دیدم و چند باری هم تست کردم... اما من خوشم نمیاد (البته همین جا اعلام می کنم آمادگی دریافت یک هدفون خوب به عنوان هدیه از طرف هر یک از دوستان دارم) صحبی شد از "لوچیانو پاواروتی" که این مرد بزرگ هم اصلاً از هدفون خوشش نمیومده و همیشه به شاگرداش توصیه می کرده حتی یک گفتگو ساده را هم با هدفون نشنوید!
استاد "ماریو تقدسی" هم که از شاگردان پاواروتی بودن نیز تایید میکنن که ایشان هیچ وقت از هدفون استفاده نمی کردن. استاد تقدسی تنها ایرانی بودن که افتخار این داشتن که پاواروتی به صرف شام اونم "قرمه سبزی" و روی زمین به منزلشون در نروژ دعوت کردن و با هم شام خوردن, حتما اگر برای شرکت در مستر کلاس های استاد تقدسی که سالی یک بار در آموزشگاه کوشا برگزار میشه رفتید, عکس استاد تقدوسی با پاواروتی بزرگ سر سفره ببینید.
در همون شبی که استاد تقدسی میزبان پاواروتی بزرگ بودن, براشون آهنگی از استاد شجریان میزان (همین جا برای بهبود حال استاد شجریان دعاء می کنیم) و نظر پاواروتی در مورد صدای استاد شجریان سوال میکنن, حتما میدونید که خواننده های آواز سنتی ایرانی از گلو صداسازی میکنن, اما خواننده های اپرا از شکم و سینه قدرت میگیرن, پاواروتی به استاد تقدسی میگه چطور در آواز ایرانی این چنیین صدای از حنجره بیرون میاد! براشون صدای استاد شجریان جالب بوده و از تکنیک آواز خواندن ایشون تعریف کردن. این به نقل از خود استاد تقدسی گفتم.
در یکی دیگه از کلاس های آوازی که پاواروتی بزرگ داشتن یک خواننده جوان مصری که الان از بزرگ ترین خواننده گان زن اپرای عرب بحساب میاد, به پاواروتی میگه من همیشه اجراهای شمارو با هدفون گوش می کنم, حتی وقتی در مترو هستم, پاواروتی با چهره برآشفته به دختره میگه "چطور جرات می کنی صدای من با هدفون و در مترو گوش کنی" ببینید این بزرگان موسیقی چقدر برای موزیک و هنرشون ارزش قائل بودن که حتی نمیتونستن بشنون کسی هنرشون با هدفون تو مترو گوش کرده.
در ضمن من نگفتم هدفون بده! گفتم من دوست ندارم, شروع نکنید طومار فرستادن از مزایایی گوش کردن موسیقی با هدفون.

همین چند ساعت پیش داشتم یه کار از "مدرن تاکینگ" گوش میکردم, تازگی هم رسیده دستم. به نام Original 80's که شامل سه تا سی دی از بهترین های مدرن تاکینگ میشه که در سی دی سوم تراک ها تنظیم جدید شدن, یا ریتم تند یا کندتر شده یا کلام اضافه شده... در کل جالبه, اما نمیدونم چرا این کار که سونی هم ریلیز کرده اینقدر بد مستر شده! صدای به شدت فلت که نه به آنالوگ ربطی داره و نه مثل چندتا کار دیگه که ریلیز آلمان هستن دارم دینامیک صدا خوبه, تو این کار نه باس سرجاشه و نه حتی ووکال آنچنان جالبه! کلا از ریلیز های کلاسیک سونی خوشم نمیاد, اینم یکی دیگه ست.
مدتی هم هست که ذهنم درگیر خرید بلوری پلیر "Ultra HD" شده! اما هیچ برند درست و حسابی هنوز تولیدش نکردن! سامسونگ و پاناسونیک هم بدرد من نمیخورن. دوتا هم فیلم Ultra HD Blu_ray سفارش دادم یکی San Andreas و اون یکی The Expendables 3 جالبه هر دو عنوان در نسخه بلوری استاندارد از سایت های مثل highdefdigest.com و blu-ray.com در تصویر 4.5 و 5 ستاره دارن, اما در نسخه 4K ضعیف ترین نقدهارو گرفتن! از همه این سایت ها مهم تر این که هر دوتاشون از سایت htcenter.ir بهترین نقدهای صدا و تصویر گرفتن! هاها....
در ادامه عکس های از اتاق های دموی مجموعه آکوستیک که شامل سالن دموی های اند اصلی, بخش های فای و اتاق تست سینمایی این مجموعه است ببینید

سال 1395 به تمام دوستان گلم تبریک میگم و از همتون به خاطر لطف و محبت و حمایت های بی نظیرتون که در یک سال گذشته به شکل های مختلف به من داشتید سپاسگزارم و دست تک تک شمارو میفشارم و براتون عشق, سلامتی, آرامش و روزی دو صد چندان از خداوند آرزو می کنم.
افتخار می کنم که در کنار شما مخاطب هشت ساله سایت هستم و فقط و فقط به عشق شما عزیزان دل می نویسم...
در ضمن اواخر سال 94 موفق شدم نماد اطمینان الکترونیک از "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی" برای سایت دریافت کنم. مراحل احراز هویت انجام شده است و لوگوی موقت به مدت شش ماه دریافت شد. برای دریافت لوگوی دائمی نیاز به مراجعات بعدی برای تایید طلاحیت است تا لوگوی دائمی دریافت کنم. به هرحال هدف ایجاد یک فضایی سالم و کاملا قانونی در فضای نت فارسی است.
ارادتمند همگی شما خوبان
بهرنگ

با توجه به نوع یاداشتی که در ذیل در مورد بلندگوی Sonus faber Chameleon T نوشتم و نظرات دوستان درباره این بلندگو, امروز غروب کیوان عزیز با من تماس گرفت و ازم خواست تا برم منزل ایشون و از نزدیک این بلندگوی هنوز ستاپ نشده ببینم و بشنوم. من این مدل در نمایشگاه های اند مونیخ به صورت دموی خارج از مدار دیده بودم, و انصافاً هم خوشگل بود و همون موقع ازش خوشم اومده بود. امروز هم در اولین برخورد همون حس فانتزی قشنگ بهم داد, این زیبایی و سایز مناسب برای یک بلندگوی دست ساز که با پنل های رنگی کنارش حدود 2500 دلار قیمت داره! واقعاً عالی بحساب میاد و درش شکی نیست.
قد و قواره بلندگو اندازه فوکال 826 شاید یکم بلندتره, دقیق نمیدونم اهمیتی هم نداره. بوی چرم طبیعی خیلی خوبی میداد (من چرم خیلی دوست دارم و زیاد هم میپوشم) همین چرم کاری و جنس دیافراگم بلندگوها و طراحی کلیش حداقل از هم کلاس های خودش خیلی با کلاس تره که برای من خوشایند بود.
در مورد صدا نمیشه نظر درستی داد, بلندگو تازه باز شده بود و به قول خودم تازه داشت با شرایط جدید آشنا میشد. اما باز با این شرایط صدای یکپارچه و پری داشت, مشخص بود با کارکرد بیشتر کاراکترهای بد صدا کمتر میشه و بلندگو به یکپارچگی بیشتری میرسه. یک نکته مثبت این بلندگو هماهنگی خوبی بین ووفرهای 7 اینچی با کابینت بود که خیلی خوب مچ هم طراحی شده بودن, واقعاً هم این درایورهای باس نچندان بزرگ دینامیک بالایی داشتن و خوب کابینت پر میکردن, کابینت بلندگو هم انرژی صدارو تو خودش نگه نمیداشت و رها می کرد.
بیشتر از این نمیشه از صدای Chameleon T بنویسم. بلندگوی بسیار زیبا, ارزون و فکر می کنم خوش صدای هست. دوستش خواهید داشت.
به روز رسانی: 28/12/94
برند Sonus faber یکی از خوش نام های ایتالیایی در صنعت صدای های اند است, برندی که ترکیبی از هنر دست ایتالیایی و مهندسی صداست. مدل Chameleon T یکی از ارزون قیمت های این برند بحساب میاد, که به تازگی دوست عزیزم آقای "کیوان شهسوار" از طریق باز دوست و استاد گلم آقای گمینی که از ایتالیا برگشتن به ایران آوردن.
به تازگی هم مدل فوق العاده "Lilium" با آمپلی فایر "Dan D'Agostino" در مجموعه T.S.R.A دمو بوده است, و از من هم دعوت شد که برم و صدای این مجموعه بی نظیر بشنوم, که متاسفانه وقت نشد و این ستاپ از دست دادم! همین جا از لطف مدیران این مجموعه تشکر می کنم.
من صدای بلندگوی Sonus faber مخصوصاً در مدل های بالاش خیلی دوست دارم, و برعکس چیزی که در ایران شنیدم که میگن این برند بیشتر ساخت خوبی داره تا صدای خوب! با بخش ساخت کاملا موافقم اما با صدا نه, چون من صدای این برند به دلیل کمی خشن بودن و قدرتش در انتقال این خشونت بدون فوروارد شدن صدا خیلی دوست دارم. من این سبک صدارو دوست دارم...
از کیوان شنیده بودم که خیلی از این مدل بخاطر امکان تعویض پنل های کناری بلندگو خوشش اومده و شاید بخردش! اما صحبت جدی در این مورد باهم نداشتیم, تا این که چند روز پیش با من تماس گرفت و گفت بلندگو در راه ایران است! امیدوارم بشه از این بلندگو صدای حداقل در کلاس فوکال آریا گرفت, اعتقاد دارم که میشه و شاید صدای موزیکال تر و کمی حتی Agressive تر از فوکال آریا بشه از این مدل شنید. من هنوز مدل Chameleon T نشنیدم, اما سعی می کنم اگر کیوان بتونه صدای خوبی از این بلندگو بگیره, ازش براتون بنویسم....
در ادامه مطلب تعدادی عکس از آنباکسینگ و مراحل ساخت و چرم کاری Chameleon T ببینید.


این روزها که ما علاقمندان به صدا و تصویر سینمایی خبرهای نسخه های "UHD Blu-ray" را دنبال می کنیم, و به فکر این هستیم که اولین نسخه ای که از نسل جدید UHD ها میخرن چه عنوان های باشد, البته من فعلا دو عنوان "San Andreas" و "The Expendables 3" سفارش دادم تا اگر یکی از برندهای محبوب من بلوری پلیر نسل جدید شو عرضه کرد و من خریدم! فیلم 4K هم برای تست داشته باشم.
من آدم نوستالژی بازی نیستم، و بیشتر در حال زندگی می کنم، اما گاهی دوست دارم تا جای ممکن تجربیات قدیمی دوباره زنده کنم و در حال دوباره تجربه شون کنم، رو همین حساب یه چندتای از نسخه های دی وی دی Superbit سفارش داده بودم، که رسید دستم! این پک یکی از تنها سه پک سوپر بیت اگشن Exclusive آمازون است که فقط سه تا ازش در مارکت آمازون آمریکا عرضه شد و خیلی هم زود تمام شد.
یک نکته خیلی جالب این بود که این آخرین پک سوپر بیت اختصاصی در انبار آمریکای شمالی آمازون بود که من خریدمش! درست بعد از این که آقا داوود فاکتور آمازون برای من ارسال کرد, من دوباره چک کردم و دیدم دیگه موجود نیست! و آمازون هم هیچ تاریخی برای برگشت این محصول به انبار اعلام نکرده است.(اصلا هم دیگه تولید نمیشه که آمازون بخواد موجودش کنه) احتمالاً باید بشه با چندین و یا چند ده برابر قیمت در ebay پیداشون کرد. عکس های زیر این سه عنوان اختصاصی آمازون هستن.


شاید براتون جالب باشه بدونید که عنوان های که در قالب سوپربیت ها عرضه شدن تنها 2 درصد از کل عنوان های منتشر شده بروی دی وی دی است! اینقدر تعداد عنوان های سوپر بیت ها کم هست که میشه در دو خط کل عنوان هارو نوشت! این فرمت با رواج سینمایی خانگی های مجهز به دیکدر صدای dts و پروژکتورهای خانگی برای تست توسط Videophile ها در ستاپ های درست و حسابی سینمایی عرضه شد. در واقع سوپر بیت ها برای عام مردم که صرفاً میخوان فیلم با موارد ویژه همراه فیلم ببینن تولید نشدن. نسخه های سوپر بیت فقط شامل فیلم با دو فرمت صدای دالبی دیجیتال و dts میشن و هیچ موارد خاص دیگری بروی این دیسک ها وجود ندارد. تمام نسخه های سوپر بیت یک منوی ثابت و ساده دارن که شامل تنظیمات ابتدایی فیلم مثل صدا, زیر نویس و انتخاب سکانس ها میشن و تمام فضای که برای موارد ویژه و منوهای گرافیکی اختصاص داده میشه در اختیار صدا و تصویر فیلم است.
اولین باری که من یه نسخه سوپر بیت خریدم اگر اشتباه نکنم سال 2001 بود, قبلش من تو مجلات صدا و تصویر خونده بودم که همچین فرمتی سونی در آمریکا عرضه کرده اما وارد اروپا نشده, شهر ما هم کلاً دوتا فروشگاه اصلی بزرگ داشت که یه بخشی برای فروش نوار کاست و فیلم داشتن, در اون سالها هنوز VHS رواج داشت تا دی وی دی, یکی دوتا قفسه های مربوط به فیلم دی وی دی بود. اصلا شکل و اندازه مارک مدیای صدا و تصویر شبیه به چیزی که امروز در همون هامبورگ هست نبود. اولین بار یه فروشگاه بزرگ سی دی و دی وی دی تو برلین نسخه های آمریکایی وارد کرد و هرچی هم دلش میخواست میفروخت. کم کم ویدئوفایل ها متوجه شده بودن نسخه های اروپایی یه تغییراتی در کیفیت رنگ با نسخه های اصلی آمریکایی دارن, برای همین افتادن بودن به پیدا کردن و خرید نسخه های آمریکایی, خرید اینترنتی این داستان ها هم به شکل امروزی نبود! (بد بختی بودیم) اکثرا مسافری وارد میشد و بسیار هم گرون بود. من اونجا یه نسخه از فیلم "The Fifth Element " که از اولین های عرضه شده در سوپر بیت ها هم هست خریدم. اون سال یه آمپلی فایر و دی وی دی پلیر سری QS سونی داشتم, این سری ظاهر و طراحی سری های اند ES داره اما با کیفیت یکم ارزون تر, اولین تصویر که من از سوپر بیت ها دیدم پیغام لطفاً ریجن فیلم چک کنید بود! پلیر من ریجن 2 اروپا بود و فیلم 1 آمریکا!!!!!!!! دیگه ضدحال بزرگ تر از این نمیشه درش شک نکنید.
اینترنتم به شکل امروز نبود بپریم کد هک دی وی دی دربیاریم, اینترنت بود اما کسی دنبال ریجن کد نبود که بخواد هک کنه بزاره روی نت. چه کنیم چه نکنیم, یکی گفت یه ریموت کنترلی هست که میشه باهاش تمام دی وی دی پلیرهارو هک کرد تا کلاً حافظه کد منطقه ای دستگاه پاک بشه یا به اصطلاح "مولتی ریجن" بشه. کنترل برای فیلیپس بود که اگر باهاش یه کدی وارد دستگاه میکردیم لیست مخفی ریجن کد دستگاه فعال میشد و میشد کد روی 0 قرار داد تا تمام 6 ریجن دی وی دی اجرا کنه. خلاصه یک ماه به این بگو به اون بگو یکی پیدا کردم و خریدم. کارم کرد و من تونستم نسخه سوپر بیت فیلم عنصر پنجم ببینم. حالا چقدر حال داد, اون زمان فیلم با صدای dts کم پیدا میشد, این فیلم شده بود رفرنس من برای تست سیستم ها بماند. واقعاً هم سوپر بیت ها کیفیت رنگ و جزئیات بهتری نسبت به نسخه های عادی دی وی دی دارن, به ویژه در زمان خودش برای نمایش بروی ویدئو پروژکتورها ساختار تصویر بهتری داشتن. صدا هم که dts بود و تا به امروز همچنان غیر قابل مقایسه با دالبی است.
خاطرات من از صدا و تصویر تمومی نداره و من هم اصلاً اهل پرحرفی و طولانی نوشتن نیستم. اما واقعاً این خاطرات دوست دارم و هیچ وقت نمیتونم لذت دیدن و شنیدن اون سالهارو فراموش کنم و یا در موردشون صحبت نکنم.
خوش باشید
با تعویض کابل کارداس با Wireworld Silver Eclipse تمام نقره, تغییرات خوشایندی در صدا ایحاد شد که در ادامه به برخی از شاخص ترین ها اشاره می کنم. طول کابل نقره کمی از کارداس کوتاه تره, که همین باعث شد مجبور بشیم یکم بلندگوهارو به هم نزدیک تر کنیم. با بسته شدن زوایه بلندگوها احتمال خراب تر شدن وضعیت Soundstage بیشتر هم میشد, اما کاملا اشتباه می کردم. کابل نقره با کنترل خیلی بهتری که روی فرکانس های پایین داشت ضعف های بلندگوی Audio physic کمرنگ تر کرده بود و وضعیت ساند استیج هم خیلی بهتر از قبل شده بود. کابل نقره نیاز به Upstream بهتری از راتل داره تا شاخص های فوق العاده ای که در خود دارد به نمایش بزارد. اما تا اینجا هم با راتل داشت خوب صدا میداد و ارزش های کل سیستم خیلی بالاتر از قبل برده بود.
صدا بهتر از قبل رندر میشد و حتی گرم تر هم شنیده میشد, تونالیته صدا Colorful بهتری داشت و در domain زمانی میزان داده های بیشتری به شنونده تحویل میداد, و من حس راحتی بیشتری داشتم, که باز برمیگرده به Fluid بودن جریان صدا که با این کابل بهتر هم شده بود. در سیستم های در این کلاس قیمت و حتی خیلی بالاتر وقتی صدا Colorful پخش میشه از دینامیک صدا کم میشه و صدا میره به سمت احساسی بودن. پری RC-1590 سه حالت آفست داشت که وقتی روی 6 ولت قرار می گرفت صدا یکم Agressive میشد, که من این پرخاشگری دوست داشتم چرا که داده های بیشتری به من میداد تا روی ولت های پایین تر, صدا جریان بهتری در فضا داشت و تمرکزم روی اینتروال ها بیشتر می کرد.
یکی از نکان مورد توجه من در شنیدن سیستم ها این هست که وقتی وولوم صدا بالا میره صدا تغییر شخصیت نده, این مسئله رو در لامپی های آشغال و Solidstate های آشغال تر زیاد شنیدیم (که باعث شده گوشومون چرک کنه, به قول "سروش رضایی" ) تولیدکننده های مثل VTL که بسیار مورد علاقه من است کنترل چند مرحله ای جریان خروجی پری آمپلی فایر دارن و در وولوم های مختلف ورودی پاور با ولتاژهای مختلف شارژ میشه, شاید یکی از دلایلی که صدای VTL اینقدر Accuracy خوبی در وولوم های مختلف از خودش نشون میده همین موضوع باشه.
کابل تمام نقره Wireworld صدای راتل اینقدر خوب کرده بود که من حس خوشایند Unlimited داشتم, هیچ مانعی بین سورس و بلندگو نبود, در صورتی که این صدای کابل بود که این حس نامحدود به شنونده میداد. کابل کارداس خیلی خوبه و واقعاً خوب از پس استرینگ ها برمیاد, اما Wireworld با تمرکز و قدرت بیشتری این کار انجام میداد, Timbre های صدا گرم تر و با وضوح بهتری شنیده میشد مخصوصاً در فرکانس های پایین خیلی بهتر از کارداس صدا میداد. این میزان از Suspended از یک Solidstate نچندادن گران قیمت کم شنیده بودم. این کابل نتیجه مهندسی متمدن تری در صداست. در بعضی موارد لازم هست کامپوننت های صوتی وابسته به علم مهندسی ساخته بشن تا حس شنوایی.
صدای این سیستم شنونده از ابتدا Impressive میکنه و اجازه نمیده به ضعف های سیستم فکر کنید(این در مطلب قبلی هم گفتم) شاید اگر به صدای Emotional علاقه داشته باشید! این سیستم براتون اصلا جالب نباشه, اما برای من که موزیکالیتی در تایمینگ و از دست نرفتن نت ها میدونم, این صدا به ایده ال نزدیک تر از صداهای تاریک و احساسی شنیده بشه.
حتما باید گوشه های سالن با Absorber پوشش بدیم تا openness بهتری در ناحیه پایین داشته باشیم و یه فکری هم برای سقف بکنیم. من نمیدونم این سیستم با عوض شدن بلندگوها و ورود کابل هیبریدی AudioQuest چه تغییراتی خواهد کرد, فقط امیدوارم از Timbre های خوشایندی که الان از این سیستم میشنوم کم نشه و من همچنان عاشق راتل بمونم.
خوش باشید


دیشب مهمان جناب آقای گمینی بودم, فرهاد هم در جمع ما بودن و دورهم چند ساعتی صدای پری و پاور جدید راتل را شنیدیم و درباره این صدا صحبت کردیم, جاتون خالی خیلی خوش گذشت :)
بحث اصلی دیشب با کیوان بود, ایشون مدتی آمپلی فایر "Opera consonance" داشته, که بنظر من اصلا جالب نبود! کیوان خیلی هم سعی می کرد در بین صحبت هاش این ست با اون سیستم مقایسه کنه! و تاکید می کرد با این که اپرا 150 وات از پاور راتل ضعیف تر هست اما دمپینگ فکتور بهتری نسبت به راتل داره! اپرا کونسونانس کنترل خوبی روی بلندگو داره اما یکم که وولوم صداش بالا میره صدا کاملا تغییر شخصیت میده و ضعف های طراحیش بیشتر بیرون میزنه و به واقعیت ذاتی این برند که فلت و دارک هست نزدیک تر میشه, اما راتل سعی میکرد خودشو حفظ کنه و ضعف هاشو که کم هم نبود در کیفیت هاش مخفی کنه.
در مورد اصلیت برند راتل یک اشتباهی شنیدم که این برند انگلیسی است! نه اینجوری نیست. راتل یک برند ژاپنی که تا جای که من میدونم از اوایل سال های 80 میلای به گروه Bowers & Wilkins پیوست و بعده ها Classe هم به این گروه اضافه شد. و چون همیشه این سه برند در کنار هم دمو میشن, به اشتباه برداشت میشه که راتل هم مثل بی اند دبلیو ساخت انگلستان است. در صورتی که راتل ژاپنی است.
دیشب من برای اولین بار صدای ست جدید پری و پاور "Rotel" شنیدم. پاور RB-1590 و پری RC-1590 بالاترین مدل پری و پارو راتل هستن که کمتر از یک ماهه وارد ایران شده است. کل سیستم دو هفته ای هست که روشن شده و دیشب که من سیستم شنیدم از صبح زود تو مدار بوده و داشته کار میکرده. سیستم تقریباً Warm up کامل شده بود که من رسیدم. همین جا بگم که من از طرفدارهای محصولات Rotel نیستم, اگرم بخوام تا قبل از دیشب نظرم در مورد این برند بگم مجبورم از تیکه کلام "جرمی کلارکسون" استفاده کنم. و اینجوری بگم:
من از راتل متنفرم, من از راتل متنفرم, من از راتل متنفرم.........من عاشق راتلم!!!!!
راتل با بلندگوی "Audio physic classic 30" شنیدم, کابل هم همچنان Cardas بود! که باید در این سیستم عوض بشن.
صدای این سیستم بالای 80 درصد پتانسیل کل کامپوننت ها شنیده میشد, صدا به شکل عجیبی Coherency بالایی داشت که همین وابستگی در صدا باعث Freshness لذت بخشی در صدا شده بود. با این که کابل کارداس این سیستم حدود 4 سال هست داره کار میکنه اما هنوز از سرزندگی و چابکی کابل کاسته نشده بود و هنوز Accuracy خوبی نشون میداد.
همانطور که حتماً میدونید راتل استاد ساخت Power Supply است, بهتر از این برند سازنده ای وجود نداره. یه جای خوندم برای کرل هم ساخته های داشته است. بخشی از کیفیت صدای که در این سیستم هم شنیده میشد مربوط به همین بخش از کامپوننت ها بود.
نواحی میدرنج Richness بالای داشت و در لحضاتی که نیاز بود صدا Bloom داشت, که من خیلی دوست دارم و برای من یک امتیاز بسیار مثبت بحساب میاد.
یکم در موزیک های ارکسترال دوست داشتم Soundstage بهتری میشنیدم, که بنظرم برمیگرده به ووفرهای کناری Audio physic که مشکل ساز شده بود. در بررسی این بلندگو هم به این نکته که فضاسازی این بلندگو میتونست مخصوصاً در فرکانس پایین بهتر باشه نیز اشاره کردم. در این ستاب با Neutrality بسیار بالای آمپلی فایر راتل بیشتر هم این ضعف بلندگو خودشو نشون میداد.
این ستاپ برای داشتن Directness بهتر در اولین مرحله باید یک سورس دیجیتال خیلی بهتر از راتل بهش اضافه بشه و بعد بلندگوها باید عوض بشن. این بلندگو بدر 350 وات قدرت پاور راتل نمیخوره, مخصوصاً در وولوم های 2/4 از Specification مثبتش کم میشه. بلندگوی خوبی اما آنچنان بدرد Solidstate های مثل راتل نمیخوره.
مدتی بود این میزان جدای و تفکیک نت هارو در ستاپ های داخلی به این خوبی نشنیده بودم! (به جزء سیستم خودم ) هاها.....این سیستم خیلی خوب از پس اينتروال ها برمیومد, حتی روی اجراهای اپرای سنگینی مثل Maria Callas هم خیلی خوب صدارو کنترل می کرد, دلیل این کنترل خوب سیستم بروی نت ها نداشتن استرس در صدای راتل بود که باز هم برمیگرده به بخش Power Supply کامپوننت ها که در صنعت صدا یک رفرنس بحساب میاد. صدا به حدی جریان روانی داشت که شنونده اصلا لازم نبود برای درک نت ها و جزئیات اجرا بروی صدا کاملا متمرکز بشه و فرصت لذت بردن ازش گرفته بشه. من که خیلی راحت بودم و داشتم از صدا لذت می بردم. در واقع صدای راتل اینقدر جریان روان و کنترل شده ای داشت که شنونده لحظه ای دوست نداشت به چیزی جز صدا فکر کنه و یا فکرش بره به سمت نکات منفی در ستاپ. مثل سی دی پلیر بد راتل! یا وجود یک سورس آنالوگ در این ستاپ.
به هرحال حتماً با اضافه شدن سری جدید بلندگوی بی اند دبلیو سری Diamond و کابل AudioQuest هیبریدی به این سیستم که این دومی خودم در راه دارم, صدا بیشتر به ایده آل های من نزدیک میشه. این در حالی که من این صدارو هم بسیار دوست داشتم و ازش لذت بردم.