Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
یکی و دو سال پیش بود تو یه برنامه ای که الان یادم نیست اسمش چی بود! یه مصاحبه از خانوم "بهاره رهنما" دیدم, که اونجا خانوم رهنما یه دعای کردن که بنظرم خیلی جالب بود و از اون تاریخ من این دعارو یاد گرفتم و تقریباً هر روز برای خودم این دعا میکنم. خانوم رهنما میگفت من وقت که کم میارم از خدا میخوام (به وقت من برکت بده) این از اون دعاهای بود که در هفته چند باری یادش می کنم!
داشتم یه خبری میخوندم از شرکت پایونیر که به زودی اولین آمپلی فایر A/V با همکاری Onkyo در آمریکایی شمالی عرضه خواهد کرد. قبلا در یکی از پست های خبری گفتم که پایونیر توسط شرکت اونکیو خریداری شده است, شاید این سوال پیش بیاد که آیا از این به بعد محصولات پایونیر با تکنولوژی اونکیو ساخته خواهد شد؟! در جواب این سوال باید بگم خیر به هیچ عنوان. بعنوان مثال کمپانی اتومبیل سازی "رولز رويس" سالهاست توسط BMW آلمان خریداری شده, اما تولیدات این دو کمپانی آلمانی و انگلیسی هیچ ربطی به هم ندارن. و یا ویلسون اودیو درایور فرکانس بالای گران ترین مدل های بلندگوهاشو از فوکال میخره و خودش تغییراتی روش انجام میده و در بهترین تولیداتش استفاده میکنه, اینجا نمیشه گفت ویلسون زیر پرچم فوکال هست! داستان پایونیر و اونکیو به همین شکل خواهد بود, اگر هم قرار باشه شرکتی فناوری از دیگری بگیره, اونکیو در بخش تولیدات تصویری است, سال 2010 اونکیو دی وی دی پلیرهای پایونیر مونتاژ میکرد! و این اواخر از ال جی و جی وی سی در ساخت بلوری پلیرها کمک گرفت! خبرهاشو در پست های سالهای گذشته براتون قرار دادم. البته جایگاه اونکیو در تولید آمپلی فایرهای سینمایی همچنان بسیار قوی و یکی از بهترین هاست. همین دیگه... هیچ ربطی به هم نخواهند داشت.
یادم نمیاد قبلا این عکس هارو گذاشتم یا نه! ولی دوباره دیدنشون هم برای ما اهل سیستم های سینمایی و مجموعه دارها حتماً کلی خاطره داره و هنوز جالب هست. این چندتا عکس از اولین دموی فیلم های بلو-ری در نمایشگاه CES 2006 است.
دموی سونی و اولین کاتالوگ های بلوری:



پاناسونیک

اینم دموی پایونیر در CES 2006

اون سال هنوز بخشی از نمایشگرهای سونی و پاناسونیک و بسیار از برندهای مطرح هنوز فول اچ دی نبود و با پنل های اچ دی دمو داشتن!
اصلا بحث سیستم های سینمایی که میشه حالم خوب میشه, چون من متعلق به سیستم های سینمایی هستم :)
چند وقت پیش داشتم بلوری The Expendables 3 تست میکردم, ( فیلم های که یکم قدیمی شدن و رفتن تو لایه های سوم و چهارم قفسه فیلم ها, همون های که باید سه ردیف کار بکشید بیرون تا ببینیدشون, گاهی بیاریدشون و بعد از یک مغناطیس زدایی دوباره سکانس های که بدرد تست میخورن برای خودتون دمو کنید و ببینید داده های که از صدا و تصویر میگیرید با چند سال پیش چه تغییری کرده, خیلی جواب میده تست کنید) داشتم Expendables میگفتم, این فیلم در کانال LFE فوق العادست! واقعاً برای من به همان اندازه که اجرای اينتروال هارو در یک های فای خوب دقیق می شنوم و لذت میبرم, یک صدای سینمایی افکتیو و کانالیزه هم لذت بخش هست, سکانسی که تانک ها به ساختمان متروکه شلیک میکنن و تیکه های بتون پرتاب میشه به سمت دوربین و میریزه تو کانال های ساراند چه حالی بهم میداد! حتما تست کنید روحتون تازه میشه :)
قبل از عید یک دوست اودیوفایل بهم گفت یکم از بلندگوی Dynaudio بنویس! برند مورد علاقه من نیست, اما نمیشه از شاخص های خوبی که در صدا داره به سادگی گذشت, یعنی اصلا نمیشه گذشت. بنظر من برندی که در هر مدل یک شخصیت و صدای متفاوتی داره! تنها مورد مشترک در اکثر مدل های Dynaudio صدای فوق العاده افکتیوش هست. من تجربه زیادی با این برند نداشتم و هرچی هم ازش شنیدم مدل های بالای این برند در حالت های نمایشگاهی مختلف بوده, آخریش در تایلند بود که با پاورهای MOON و کابلینگ فوق العاده Transparent بود, که از نظر من بهترین برند کابل ساز بحساب میاد. عکس تقریباً سیاه اون ستاپ در یکی از پست ها گذاشتم. مدل Evidence بود, صدای این مدل با هشت درایور بی نظیر Coherency بالای داره, این وابستگی و دریافتی که از فرکانس های مختلف صدا در این مدل شنیده میشه در بهترین مدل های ویلسون اودیو حتی بهش نزدیک هم نمیشه, کنترل این تعداد درایور در کابینتی با این عظمت بدون Bloat شدن ناحیه خاص در فرکانس های مختلف یک شاهکار مهندسی صدا بحساب میاد که در Dynaudio بی نظیر انجام شده است.
نمایشگاه های مثل های اند مونیخ یکی و دو ساعت اولش بدرد صدا شنیدن میخوره, چرا که در تایم های بالاتر اینقدر مغز داده های مختلف صوتی دریافت میکنه و خسته میشه که صداها اکثراً خشن آزاردهنده و فوروارد میشن! اما در نمایشگاه های مثل IFA کافی با یه شلوارک و تیشرت راه بیفتید به گردش و همزمان که دارید کولا و سوسیستون میخورید سرکت بکشید تو غرفه های مختلف و کاتالوگ جم کنید, هرجا هم خسته شدید تو راهروهای بین غرفه ها استراحت کنید یا اینترنت گردی کنید. اما در مونیخ شرایط خیلی فرق میکنه و معمولا همه کت و شلواری هستن! مخصوصاً کسانی که بار اولشون هست بهشون سخت تر میگذره, برید متوجه میشید چی میگم. همین اتو کشیده بودن و البته خستگی مغز از صداهای مختلف باعث میشه بعد از چند دموی اول داده های درستی از صدا نگیرید و در بسیاری موارد مغز شروع میکنه صداهارو با دموهای ساعات اولیه مقایسه کردن که به علت خستگی معمولا نتایج ساعات پایانی یک روز خوشایند نیست. من دو بار در مونیخ صدای بلندگوی AudioNote شنیدم, بار اول به اسرار دوستی با خستگی رفتم و صدای فکر میکنم مدل E Sogon شنیدم, و به شدت بدم اومد! بعضی از دوستان هم راست میگم ظاهر قدیمی و میشه گفت ضایعی داره! و بار دوم که شنیدم یکم شرایط بهتر بود و صدا بطور باور نکردنی Image گسترده ای داشت و باورم نمیشد چطور دوتا درایور به ظاهر ساده میتونه اون صدارو در یک اتاق نسبتاً بزرگ اجرا کنه! هنوز هم اون بلندگو صدای مورد علاقه من نیست. اما رابطه خستگی و صدای بد شنیدن بیشتر برام روشن شد.
خوش باشید
سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان و همراهان گرامی سایت...
گاهی زبان در پاسخ به لطف شما عزیزان قاصر است.
فقط امیدوارم انرژی و توان همراهی شمای که 100 کامنت تبریک عید گذاشتید داشته باشم
خیلی مخلصیم
به روز رسانی: 8/1/94
امسال هفدمین سالی که عید نوروز به شما عزیران سایت تبریک میگم :) امثال هم مثل هر سال براتون آرزوی سلامتی و آرامش می کنم.
چند سالی در اولین پست سال جدید آنچه در سالی که گذشت منتشر می کنم. مهم ترین اتفاق مثبت سال گذشته برای وبلاگ Home Theater همین سایت جدیدمون Home Theater Center بود. کار بسیار خوبی که بنظرم در بهترین زمان موفقیت وبلاگ انجام شد و بسیار مورد توجه شما عزیزان همیشه همراه قرار گرفت. به طوری که تعداد نظرات سایت تقریباً بیش از دو برابر شد. امسال کمترین میزان کامنت و نظرات منفی داشتیم و بیشترین ابراز رضایت مخاطبین سایت در طول این سالها دریافت شد.
امیدوارم در سال جدید انرژی ادامه این مسیر لذت بخش صدا و تصویر در کنار شما عزیزان داشته باشم, انرزی که در طول این هفت سال فقط از شما گرفتم و سعی کردم با مطالب تا جای ممکن آموزشی به شما برگردونم
اینم لیست فیلم ها و کامپوننت های که در سال 1393 بیشتر نظر من جلب کردن:
بی شک و بی شک بلوری فیلم Lone Survivor از بهترین های صدا و تصویر بود.
فیلم Lucy خارج از بحث صدا و تصویر از تاثیرگذار ترین های امسال بود! از نظر صدا و تصویر هم یکی از خوب ها بروی بلوری بحساب میاد.
Transformers: Age of Extinction اگر در صدا نادیده بگیریم! در کیفیت تصویر و بخش جلوه های ویژه یکی از دوست داشتنی های سال بود.
Fury در صدا و تصویر از خوب های سال گذشته بحساب میاد.
Hercules هم از کارای خوب در صدا و تصویر بود.
Elysium یکی دیگه از تاثیرگذار های سال قبل بروی بلوری بود, یک 5 ستاره کامل در صدا و تصویر
بهترین آمپلی فایر سینمایی باز هم بی شک و بی شک یاماها MX-A5000 و CX-A5000 بود, سیستم ترکیبی که فعلا در مدار سیستم خودم هست.
همچنین یاماها RX-A3040 یکی از بهترین های صدا و تصویر است. و در ارزان قیمت ها RX-A840 از بهترین ها هستند.
پایونیر SC-LX58 هم یکی از سینمایی های بسیار عالی بود.
سورس صدای بسیار خوبی که این اواخر شنیدم بی شک YBA PASSION 430PASSION 430 بود.
در میانه قیمت ها دنن DCD-1520 بسیار خوب بود.
کابل بلندگو مناسب سیستم های درست و حسابی سینمایی همچنان AudioQuest از سری راکت بود.
اینم چند دمو و آنباکسینگ های اند که میدونم خیلی طرفدار داره

Lawrence Audio Drongo

Siltech Triple Crown

Magico M Project

Audio Research GSPre+GS150
مثل همیشه ازتون میخوام اگر تجربه ای از صدا و تصویر دارید با مخاطب سایت به اشتراک بزارید شاید شما یکی از نویسندگان اصلی سایت باشید.
از نویسندگان صدا و تصویر در زمینه های مختلف حمایت کنید و اجازه بدید در کنار هم رشد کنیم!
و آنچه در سال 1393 نوشته شد در ادامه مطلب ببینید:

بلو_ری پلیر یاماها مدل BD-S677 در اولین نگاه نکته جذابی برای من نداشت! پنل جلوی پلیر ترکیبی از پلاستیک براق و طرحی از آلومینیوم برس خورده داشت, دیسک درایو با سرو صدای زیادی باز و بسته میشد, صفحه نمایش از نوع ابتدایی FLV بود و اصلا شباهتی با تصویر گرافیکی پلیر نداشت! کابینت دستگاه تک لایه و سبک بود, کیفیت پست های پشت دستگاه از نوع بسیار ارزان و مشابه محصولات کاملا تجاری استفاده شده بود.
فیلم های که برای تست دستگاه انتخاب کردم, شاهکار صدا "Lone Survivor" و Transformers: Age of Extinction بود.
یاماها در BD-S677 هم باز از تک خروجی HDMI استفاده کرده است! درست مثل پلیرهای ارزان قیمت, نمیدونم چطور یاماها هنوز به این باور نرسیده که مدار تصویر بهترین آمپلی فایرهای خود این شرکت هم بروی تصویر تاثیر منفی دارن! موضوعی که اکثر ویدئو پلیر سازهای برتر مثل پایونیر و آپو در ابتدا و سپس دنن و بسیار دیگر از کمپانی ها بهش رسیدن, اما یاماها هنوز و در بالاترین مدل های بلوری پلیر خود از تک HDMI استفاده می کند!
در اولین تست بعد از یک کالیبره ساده از تصویر, کنتراست پایین و بور بودن تصویر اولین نشانه های یک پلیر ضعیف و از خانواده تجاری هارو به من نشان داد. کلوزآپ های زیادی که در هر دو فیلم شاهدش هستیم در این پلیر رنگ پریده و سرد میدیدم. بخصوص در ترانسفورمرز رنگ ها زنده و گرم نبود. بافت پوست عمق نداشت و احساس میکردی تصویر سمباده خورده است. تصویر در صحنه های حجیم با بیت ریت بالا که نیاز به پشتیبانی رم بافرها بود دچار استرس و تاری میشد. تا همین جا کافی بود که زیر بخش مربوط به تصویر خط بکشم و برم سراغ صدا.
انگار یاماها BD-S677 در صدا هم چیزی برای گفتن نداشت! صدای بی نظیر "Lone Survivor" بیننده فیلم سرجاش میخکوب میکنه, فقط کافی کامپوننت های سیستم توان اجرای صدای این فیلم داشته باشه, تجربه صدای این کار به حدی تاثیرگذار و ظریف است که افکت های فیلم با تمام وجود حس می کنید و اگر سیستمی کوچکترین ضعفی در اجراشون داشته باشه سریع از لابه لای اون همه افکت سنگین متوجه ضعف صدا میشد.
بلوری یاماها BD-S677 قدرت کانالیزه کردن افکت هارو نداشت, صدا با شفافیت خوبی اجرا میشد اما کانالیزه نبود, صداها بین کانال ها گم میشدن, انگار پلیر یه جاهای از صدارو حذف میکرد! مخصوصاً در حرکت افکت ها بین کانال ها این ضعف بیشتر حس میکردید. کانال LFE انرژی بدی تحویل شنونده میداد, حس میکردم دیافراگم ساب ووفرها لرزش های مدام دارن, چیزی شبیه به هوم صدا, هومی که وجود نداشت اما بروی افکت های فرکانس پایین احساس میشد و اجازه نمیداد فرکانس پایین شفاف و افکتیوی داشته باشیم. صدا به اندازه که که من دوست داشتم پانچی نبود و یه جورایی شل و خارج از کنترل سورس اجرا میشد. در کل صدا هم خوب نبود و نتونست من درگیر کنه.
اگر فکر می کنید این پلیر فقط توان اجرای فایل های صدا و تصویر از روی دیسک و یا فلش مموری دارد, کاملا اشتباه می کنید! 677 مجهز به یک وای فای بسیار قوی است که با اتصال به دیوایس های مختلف تبدیل میشه به یک اکسس پوینت قدرتمند بین گوشی یا تبلت شما با نمایشگرتان خواهد شد, من به دلیل داشتن اپلیکیشن یاماها بروی گوشیم, فقط کافی بود مدل دستگاه داخل اپ سرچ کنم. نکته جالب این پلیر امکان نمایش صفحه گوشی یا تبلت بروی نمایشگر با کیفیت نسبتاً خوب بود, خیلی سریع متصل میشد و عکس ها و ویدئوهای حجیم اجرا می کرد. کاری که تقریباً تمام نمایشگرها و برخی پلیرهای جدید انجام میدن اما با کندی و گاهی ایراد! بلوری پلیر S677 یاماها این کار به راحتی و بسیار سریع انجام میداد.
کلام آخر: مثل همیشه باید بگم یاماها ویدئو پلیرساز خوبی نیست و در طول این سالها هم نخواسته که خوب بشه! BD-S677 یاماهارو نمیتونم در کلاس و کیفیت هم رده های خودش مثل پایونیر BDP-450 و دنن DBT-3313 قرار بدم, حتی از مدل BD-A1040 یاماها مخصوصاً در صدا بسیار ضعیف تر بود. برای من کیفیت صدا و تصویر این پلیر در کلاس تجاری ها قرار داشت.
طراحی و ساخت
صدا و تصویر



YBA مدت زیادی نیست وارد بازار محصولات های اند ایران شده است, اما در این مدت کوتان مورد استقبال خوب اودیو فایل ها قرار گرفته و کم کم داره جاشو در بین این دوستان باز می کند. خوشبختانه توسط یکی از فروشندگان مورد تایید و بسیار با سابقه های اند (هادی محمدپور) فروشگاه آکوستیک با خدمات بسیار ویژه به مشتریان فروخته می شود.
سورس "PASSION 430" یکی از مدل های بالا و های اند این کمپانی فرانسوی بحساب میاد. ظاهر 430 ساده و بسیار شیک و های کلاس است. وزنی در حدود 12 کیلوگرم داره. با شاسی آلومینیومی تک لایه و کابینت خوش ساخت که باز هم می توانست بهتر و سنگین تر از این ساخته شود.
مکانیزم دیسک این سورس سفارشی و توسط کمپانی فیلیپس ساخته شده است. در صنعت صدا درایورهای ساخت TEAC و فیلیپس از بهترین ها هستند, بطوری که بهترین سازندگان سورس های بسیار گران از مکانیزم دیسک گردان این دو کمپانی استفاده می کنند. وقتی مکانیزم یکی از این دو کمپانی قلب سورس شماست خیالتون برای 10 سال کارکرد بی عیب و نقص راحت باشد.
سورس PASSION 430 با مجموعه کابل AudioQuest و بلندگوی بسیار نازنین B&W ناتیلوس 805 شنیدم.
من شناخت زیادی از این برند ندارم, و تعداد دفعاتی که این برند شنیدم کمتر از انگشتان یک دست است! اما یک دوستی در خارج از ایران دارم که این برند شنیده و ازش شناخت داره, دوستانی که در ابتدا از من در مورد این برند سوال میکردن خاطرشون هست من از قول این دوستم میگفتم فلانی گفته این صدارو داره. در مورد سورس YBA هم این دوست عزیز به من گفته بود که مدل های بالای این برند تایید میکنه و تاکید داشت جنس صداش آنالوگ است.
صدای این سورس که قیمتی در حدود 20 میلیون داره, نه میشه در کلاس میانه قیمت ها و نه های اند های گران ارزیابی کرد. سورس PASSION 430 در اولین دقایق شنیده شدن, حس صمیمی و گرمی به شنونده تحویل میده, نکته ای که برای یکی مثل من عدای آنالوگ در آوردن بحساب میاد, و اصلا امتیاز مثبتی نیست. YBA 430 در اولین دقایق همین حس به من داد. با گرم شدن سیستم که بیش از یک ماه از ستاپ کل سیستم گذشته بود و در این مدت هیچ یک از کامپوننت ها از برق کشیده نشده بودن و شب ها هم بروی آماده به کار قرار داشتن, صدا من آروم میکرد و من میتونستم با موزیک ارتباط دوستانه تری برقرار کنم. بعد از شنیدن چندتای تراک پلیر 430 حالت دفاعی اول من ازم گرفت و کمی من هول داد عقب تا راحت تر لم بدم و موزیک گوش کنم.
من تاکید جدی بروی نور و سکوت فضای شنیداری دارم, فضا باید Blind و آرام باشه تا بتونم با موزیک و حتی در تست های سینمایی با آنچه می شنوم و میبینم ارتباط برقرار کنم. من اصلا دوست ندارم گریل بلندگوهارو بردارم, کاملا به لذت و درک من از موزیک تاثیر منفی داره, نور کم و حتی تاریک دوست دارم, و دوست دارم در زمان تست فقط نمایشگر کامپوننت هارو ببینم, این در موزیک Body بهتر و در صدای سینمایی DSP مجازی بهتری در مغز ایجاد میکنه که خوشبختانه در زمان تست YBA این شرایط وجود داشت.
سورس YBA در خروجی RCA و coaxial هر دو در مدار بود و فقط کافی بود سوپیچ کنیم. صدای سورس PASSION 430 بلعکس اکثر سورس های هم کلاس بروی خروجی دیجیتال coaxial با کابل بی نظیر AudioQuest البته آنالوگ هم از همین برند بود, با جرات میگم فوق العاده زیبا بود! 430 با خروجی کواکسیال یک Presence نزدیک به آنالوگ با دقت بالا بروی فرکانس های میانه داشت, که وقتی سویچ میشد روی RCA وضوح و چسبندگی فرکانس های میانی به خوبی کواکسیال نبود. من ترجیح دادم ادامه شنیدن این سوری بروی کواکسیال ادامه داشته باشد.
صدای PASSION 430 به من اجازه میداد راحت بروی نت ها تمرکز کنم, و برای درک بهتر هر شاخص حواسم از شاخص های دیگه جدا نکنم. صدا بروی خروجی کواکسیال رزونانس اذیت کننده ای برای من نداشت. همین آرامش صدا به من اجازه میداد بیشتر متمرکز بشم روی شاخص های مثل کنترل نت ها در پیک ها بالا و کنترل بروی نت های که از صدا حذف میشه تا آنالوگ بیشتر به شنونده منتقل کنه. اشتباهی که خواسته یا ناخواسته بسیاری از سورس های بد برای کنترل صدای دیجیتال انجام میدن و نتیجه میشه صدای پر از جزئیات احمقانه و تجاری!
PASSION 430 در خروجی آنالوگ و دیجیتال, تاکید بر دیجیتال, ناحیه فرکانس پایین عالی و گسترده اجرا میکرد, به طوری که صدای ناتیلوس 805 با کمی ضعفی که در فرکانس پایین دارد, گسترده تر و حجیم تر شنیده میشد. در آنالوگ هم این عمق و گسترده بودن فرکانس های پایین کاملا حس میشد.
سورس YBA به شنونده کمک میکرد Sweetness بیشتری در صدا حس کند. صدای به گوش شیرین و دوست داشتنی میاد که در هیچ یک از نواحی فرکانسی اجرای Exaggerated نداشته باشد. اگر یکی از نواحی فرکانسی مخصوصاً میانه برای حس موزیکال بودن زیاد باشه در گوش کم تجربه در ابتدا شیرین میاد, اما همین صدا با بیشتر شدن تجربه شنیداری شروع به فوروارد شدن میکنه و شنونده خیلی زود از صدا خسته خواهد کرد. YBA خیلی خوب بالانس کنترل میکرد و هیچ نت ی را نمی نداخت یا بیش از حد کش نمیاورد.
PASSION 430 در آنالوگ و دیجیتال نت هارو پولیش شده اجرا می کرد, و اصلا حس تندی و دینامیک اذیت کننده دیجیتال به شنونده نمیداد. مخصوصاً در میکرو نت های تمیزی ازش شنیده میشد. خیلی راحت می تونستم هر Scale کامل بشنوم, در بین اينتروال ها انرژی اضافی که نزاره نت هارو بشنوم وجود نداشت در نتیجه تایمینگ خیلی خوب و دقیق اجرا و شنیده میشد.
بنظر من اگر Upstream خوبی در سیستم داشته باشیم خیلی از مشکلات صدا حل میشه, بلندگوها قابل تحمل تر میشن, آمپلی فایرها بهتر می تونن توانایی هاشون نشان بدن و از همه مهم تر ذهن داده های تمیزتری از صدا دریافت میکنه.
کلام آخر میتونم بگم سورس YBA PASSION 430 دوست داشتنی, موزیکال و جذاب بود.
صدا
طراحی و ساخت

بعضی وقت ها دفتر تستم که نگاه می کنم, کلی مطلب و تست های انجام شده پیدا میکنم که در گذر زمان یا اینقدر قدیمی شدن که یه نسل جدید تر از اون دستگاه وارد بازار شده, و یا من ذهنیتم از شاخص های مثبت و منفی اون دستگاه کمرنگ شده و فقط خط خطی های از اون تست باقی مانده است. فیلم تست کردم و نشده ازش بنویسم, الان قسمت بعدش وارد نمایش خانگی شده!
خیلی دوست دارم همیشه محصولاتی در کلاس های مختلف قیمتی معرفی کنم و اگر تستشون کردم ازشون بنویسم. سورس دیجیتال دنن DCD-1520 نسل جدید و میانه قیمت دنن یکی از اونهاست, که دلم نیومد فراموشش کنم.
1520 یک میانه قیمت بسیار زیبا و خوش ساخته که برای اودیوفیل های تازه وارد به دنیایی صدا میتونه گزینه دوست داشتنی باشه. مثل همیشه وارد توضیحات کاتالوگی محصول نمیشم. جزئیات DCD-1520 در سایت رسمی دنن.
سورس 1520 توان کوانتیزه سیگنال دیجیتال به آنالوک با دقت 32 بیت و نرخ نمونه برداری 192 کیلوهرتز را دارد. که برای یک میانه قیمت عدد قابل ملاحظه ای است.
در مورد بیت ریت و فرکانس نمونه برداری در مطالب قبلی توضیح دادم, اینجا دوباره یک اشاره ساده کوتاه می کنم.
برای مدولاسیون یک مدیایی دیجیتال, نیاز به فرکانسی با عنوان نایکوئیست است.کیفیت داده های نهایی از دیسک بستگی به سرعت و دقت فرکانس نایکوئیست دارد, بعنوان مثال در سورس 1520 با دقت 32 بیت (نقطه های نمونه گیری) که هرچقدر بیشتر باشد موج ساخته شده نهایی به سورس اصلی نزدیک تر است, نمونه گیری می شود و با فرکانس 192 کیلوهرتز از نقطه های مشخص شده نمونه گیری می کند. فرکانس نمونه گیری با افزایش تعداد نقطه های نمونه گیری شده باید افزایش پیدا کند, سرعت کمتر در نمونه گیری می تواند نویز کوانتیزه در موج ایجاد کند. سرعت بیشتر نتیجه نهایی تمیز تری دارد. اما تمیزی سیگنال نهایی بستگی به دقت و طراحی چیپ پردازشگر داره و همیشه اینطور نیست که بیت ریت و فرکانس نمونه برداری بیشتر به معنی کیفیت بهتر خواهد بود.
دنن 1520 با درایور معروف این شرکت با عنوان SVH Loader مجهز شده است, که مثل همیشه یک ساخته با کیفیت و با دوارم است, اما همچون تمام دیسک درایورهای SVH سرعت لود کند و کمی اذیت کننده ای دارد. 1520 هم از این قاعده مستثنی نبود.
صدای 1520 نمیشه از کلاس قیمتیش بالاتر یا ضعیف تر عرض یابی کرد, صدای 1520 مثل دیگر سورس های دنن رفتار دیجیتالی داره و اصلا سعی نمیکرد خودشو آنالوگ نشون بده اما دیجیتال باشه, درست کاری که Marantz انجام میده! و همین شده ضعفی در این برند همزاد دنن. اما دنن در سورس های مخصوصاً های اند رفتاری کاملا دیجیتال داره که فقط سعی میکنه آنالوگ در ذهن شنونده بازسازی کنه. ولی به ساختار دیجیتال دست نمیزنه و سعی در مخفی کردن آن نداره. 1520 با کلاس میانه ای که داشت حس آنالوگ در داده های خود به من میداد, نت هارو با جنس صدای دیجیتال اجرا می کرد, فقط لبه های هر نت کمی تراش میداد تا گوش کمتر اذیت بشه و ذهن بتونه با صدا ارتباط برقرار کنه.
من میتونستم Body صدارو حس کنم و کمی حجم سازهارو احساس کنم و در ذهنم ازشون یک تصویر بسازم, مخصوصاً با چند تراکی که به گوشم آشنا نبود بیشتر تونستم تصویر صدای 1520 درک کنم.خوب بود و اجازه داد ذهنم آنچه سورس میخواست به من تحویل بده بگیره و درکش کنه. تا همین حد راضی کننده ست و برای سورس های دیجیتال زیر 5 تومن ایده آل است.
1520 جزئیات بالای مثل هم کلاس های ژاپنیش به سمت شنونده پرتاب نمیکرد, با کمی تاکید و آشنایی که با موزیک داشت نهایت توانشو در اجرا نشون میداد. آرام بود و حس و حال موزیک با جزئیات دیجیتال خراب نمی کرد.
معمولا سورس های هم کلاس 1520حس و حال خاصی به موزیک نمیدن, یا خرایش میکنن یا اینقدر سعی در نمایشی کردنش دارن که رسماً گند میزنن به صدا. 1520 دنن این رفتار نشون نمیداد و باز هم سعی میکرد خودش رو از مجموعه سیستم جدا کنه و فقط وظیفه ای که داره انجام بده. میشد تاثیراتشو بروی صدا حس کرد اما اینقدر نبود که منو وادار کنه نکته منفی ازش بنویسم. شاید مثبت ترین نکته این سورس همین سعی در بی طرف بودنش هست که بسیاری از سورس های هم کلاسش انجام نمیدن.
من فلسفه طراحی های فای دنن دوست دارم, همین که سعی در نمایشی کردن محصولاتش نداره یک امتباز مثبت بحساب میاد و با این که جایگاه ویژه ای در صدای های اند با شناخت اکثریت نداره, یک قرن هست در جایگاهی محکم ایستاده و گاه خوب و بد این جایگاه از دست نداده است.
طراحی و ساخت
صدا

چند نکته کوچیک اما بسیار مهم در ستاپ اولیه Turntable بهش اشاره می کنم, که با رعایت این نکات هم ستاپ امن تری خواهید داشت و هم صدای کم استرس تر می شنوید.
1- میزی که دستگاه Turntable بروی آن قرار میگیرد باید سنگین, و مجهز به لرزشگیر در پایه ها و صفحات باشد. مکانیزم کار دستگاه بر پایه بی وزنی سوزن بروی پستی و بلندی های صفحه است, در نتیجه کوچکترین لرزش ناشی از بلندگوها بروی صدا تاثیرگذار است.
2- تراز بودن میز و بشقاب دستگاه است, تراز کردن خود دستگاه بروی میز تراز نشده اشتباه است. ابتدا میز و سپس دستگاه را تراز کنید.
3- در هنگام نصب بازوی دستگاه بی هیچ عنوان از دستکش نخی استفاده نکنید, (دستکش نخی یکی از مهمترین های یک ستاپ امن بحساب میاد) اما در ستاپ Turntable ازش استفاده نکنید. دلیلش گیر کردن سوزن پیکاپ به دستکش است, که نتیجه خوشایندی در پی نخواهد داشت.
4- یکی دیگه از اشتباهات بالانس کردن بازوی دستگاه بروی"Platter" بشقاب اصلی است! این کار باعث فشار بیش از حد سوزن بروی صفحه می شود. بازوی دستگاه باید در نزدیکی لبه بشقاب بالانس شود.
5- یکی دیگه از روش های اشتباه در ستاپ که باعث آسیب دیدن احتمالی به کارترج می شود, نصب کارترج بروی بازوی سوار شده است, این کار نه تنها بازو را از بالانس خارج میکنه, بلکه تسلط شمارو در کار کم میکند. کارترج توسط قطعه ای به اسم Mount به بازو وصل می شود. Mount به راحتی از بازو جدا میشه و شما با تسلط کافی و بسیار امن این امکان پیدا می کنید که کارترج را سوار و سپس قطعه Mount بروی بازو نصب کنید.
6- سنجش فشار سوزن بروی صفحه ست, که با یک ترازوی دیجیتال با دقت وزنی گرم انجام می شود, فشار بیش از حد باعث خوردگی صفحه و خراب شدن زودتر از وقت سوزن خواهد شد. شدت فشار کم هم تاثیر مستقیم بروی کیفیت صدا خواهد داشت, در فشار کم سوزن توان وارد شدن بر عمق فرورفتگی های صفحه را ندارد, که باعث دریافت لرزش کمتر و در نتیجه داده های صوتی کمتری خواهد شد. سنجش فشار به این صورت انجام می شود که ترازو را بروی بشقاب بدون صفحه قرار بدید و بازو و سوزن را با همان ظرافت که بروی LP قرار میدهید بروی قسمت حساس ترازو قرار بدید. برای Turntable با کارتریج ارزان قیمت فشار نباید از 1.75 گرم و برای کارترج های حساس و گران قیمت 1.68 تا 1.70 گرم کمتر یا بیشتر باشد.
با رعایت همین 6 نکته ساده ستاپ دقیق و امن یک Turntable انجام می شود. در این مطلب وارد نکاتی به قول دوستان حرفه ای تر نشدم, چرا که با تجربه های آنالوگ خیلی بهتر از من ستاپ درست بلد هستند. برای دوستانی هم که برای اولین بار هست با این ساخته فوق العاده کار می کنند همین داده های ابتدایی برای ستاپ امن و دقیق کافی است.