Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
یک ویدئو از تنظیمات بخش صدا و تصویر بلوری پلیرهای پایونیر مدل LX55 و BD450 بروی خروجی HDMI تهیه کردم. شاید دوست داشته باشید پلیر خود را قبل از کالیبراسیون با سبک تنظیمات من هماهنگ کنید. بعد از اعمال این تنظیمات پلیر آماده است تا با دیسک کالیبراسیون بروی نمایشگر کالیبره شود.

یک نسخه با کیفیت 640 در 480 و حجم 60 مگابایت از ویدئو برای دانلود قرار دادم:
مجموعه بزرگ "ایران صوت استودیو" عرضه کننده طیف گسترده ای از تجهیزات حرفه ای استودیویی در ایران است. این مجموعه با در اختیار داشتن تکنسین های حرفه ای در زمینه صدابرداری و نصب تجهیزات استودیوی امکانات طراحی و ساخت استودیوهای کوچک خانگی تا حرفه ای را در ایران دارد.
یکی از کامپوننت های بسیار با اهمیت در ستاپ سیستم های سینمایی و های فای استفاده از دیفیوزر برای کنترل بازتاب های صدا ست, یکی از مشکلات یا بهانه های علاقه مندان به سیستم های صوتی و تصویری در عدم نصب چندتای از این جاذب های شانه تخم مرغی یا هرمی ظاهر نچندان زیبایی این محصولات است. جاذب های Acso که توسط مجموعه ایران صوت عرضه می شود با ظاهری بسیار شیک و قابل حمل ضمن زیباتر کردن اتاق "های فای" یا "سینمایی" شما عامل بسیار مهمی در کنترل تاثیرات جانبی اتاق در صدا است. در مطالب آکوستیک 1,2,3 و بسیار مطالب مرتبط با آکوستیک در باره تاثیرات منفی بازتاب های منفی اتاق بروی افکتیو بودن سیستم سینمایی و همچنین درک داده های صوتی از سیستم های فای صحبت شده است.
نمونه های نصب شده از جاذب های اشاره شده در ایران صوت استودیو

نصب دو عدد از جاذب های سایز 120X60 در پشت بلندگوهای اصلی بطور عمودی در سیستم های سینمایی و همچنین های فای و دو عدد از همین سایز در دیوار پشتی و بین کانال های ساراند حداقل های خارج از بحث آنالیز صوتی اتاق برای نصب جاذب های مناسب (که توسط متخصصین ایران صوت انجام می شود) برای کنترل تاثیرات شدید افکتیو در هر سیستم سینمایی و های فای است.
حتماً اگر علاقه مند به صدا و صدابرداری هستید سری به مجموعه "ایران صوت استودیو" بزنید.

یک توضیح دوباره در مورد صدای سینمایی Dolby Atmos میدم تا پیکربندی این سیستم با پردازش های مجازی اشتباه گرفته نشه!
دو سال پیش مطالب مربوط به Dolby Atmos نوشتم, مطلب زیر را در تیر1392 نوشتم, زمانی بود که هنوز این صدای جدید در سینما تجربه نکرده بودم:
بعد از ورود پیکربندی جدید Imm Sound کمپانی Dolby سیستم جدید و پیشرفته تری را با عنوان Dolby Atmos معرفی کرده است. در این پیکربندی هم از کانال های سقفی استفاده شده است, با یک تفاوت بزرگ و آن افزایش تعداد کانال های ساراند با امکان فعال سازی هر کانال بطور جداگانه است, که بسیار جالبه. البته برای داشتن صدای کامل Dolby Atmos مثل صدای Imm Sound باید فیلم برای این سیستم صدا گذاری شود. البته Dolby Atmos امکان سازگاری مجازی با فرمت های رایج ۵.۱ و ۷.۱ کانال دارد. این سیستم امکان ترکیب از ۲ تا ۶۲.۲ کانال صدا را دارد. کانال های تعریف شده برای تجهیزات صدای Dolby Atmos به ترتیب: 62.2 - 22.2 - 11.1 - 7.1 - 5.1 کانال است.
پیکربندی های جدید آینده نزدیک تمام سالن های پیشرفته سینماست. در Imm Sound و مخصوصا Dolby Atmos صدای DSP کاملا جاشو به صدای حقیقی میده, که باید تجربه جالبی باشه.
به احتمال خیلی زیاد پیکربنده سقفی بلندگوها وارد سینمایی خانگی هم خواهد شد, نگاهی بندازید ببینید وضعیت سقف اتاق نمایش شما چطور است آیا میشه بلندگوهای سقفی در سالن نمایش شما نصب کرد؟
مطلب بعدی در مورد Dolby Atmos درست یک سال بعد نوشتم: Dolby Atmos درخانه

ایده ساراند حقیقی در سقف واقعا جذاب و میشه گفت لازم بود, هرچقدر هم به DSP آمپلی فایرهای دیجیتال اعتماد داشته باشیم باز هم جای کانال های حقیقی را نخواهد گرفت, پیکربندی Dolby Atmos در ورژن خانگی به صورت 5.1.4 و 7.1.2. و 7.1.4 خواهد بود, دو یا چهار کانال سقفی به پیکربندی رایج اضافه خواهد شد.
کمپانی D&M دوتا از زیر مجموعه های خود "DENON و Marantz" با سیستم Dolby Atmos معرفی کرد, دنن AVR-X4100W و مرنتس SR7009 هر دو از بهترین های این دو کمپانی یکسان با دو ایده متفاوت هستند. باید منتظر مدل های ارزان تر هم باشیم.
پایونیر آمریکا "Elite" نیز در نمایشی که در شهر نیویورک داشته سه مدل به روز شده از آمپلی فایرهای مدل SC-85, SC-87, SC-89 همراه با یک پکیج بلندگوی Dolby Atmos مجازی به نمایش گذاشته است. بلندگوهای مدل SP-EFS73, SP-EBS73L, SP-EC73, & SW-E10 با چهار درایور انعکاسی در بالای کانال های اصلی و ساراند, که بنظر نمیاد ایده جالبی برای این سیستم که بر مبنای صدای حقیقی طراحی شده است باشد!


یاماها با معرفی دو مدل RX-A3040 و RX-A2040 از سری AVENTAGE مثل همیشه آمده تا در رأس قله قرار بگیرد.
اونکیو با مدل های پاور و پری پاور SC5530 و TX-NR3030 وارد بازی جدید سینمایی خانگی شده است.
پارسال سوم تیر خبر Dolby Atmos منتشر کردم و در آخر نوشتم (به احتمال خیلی زیاد پیکربنده سقفی بلندگوها وارد سینمایی خانگی هم خواهد شد, نگاهی بندازید ببینید وضعیت سقف اتاق نمایش شما چطور است آیا میشه بلندگوهای سقفی در سالن نمایش شما نصب کرد؟) یک سال بعد در ششم تیر خبر ورود این فرمت به سینمایی خانگی دارم می نویسم!
اولین تجربه من از صدای Dolby Atmos در فیلم های Transformers: Age of Extinction و قسمت دوم گودزیلا در مجموعه VOX CINEMA بود.


صدای جدید دالبی مخصوصاً در Transformers: Age of Extinction بسیار جذاب بود, تا حدی که من نوشتم به احتمال زیاد این کار بروی بلوری هم از بهترین ها خواهد بود, که اینطور نشد! تفاوت های زیادی در صدای سینمایی با نسخه های خانگی است, (نه همیشه بهتر در سینما)
اخیراً پردازش جدیدی بروی آمپلی فایر های مجهز به Dolby Atmos توسط مجموعه D&M معرفی شده است با نام تجاری Auro-3D که من مطلب زیر در موردش نوشتم:
چند ماه پیش مجموعه D&M اعلام کرد می خواهد استاندارد جدیدی را در برخی از آمپلی فایر های مجهز به Dolby Atmos ساخت دو شرکت زیر مجموعه خود DENON و Marantz وارد خانه ها کند. این استاندارد با نام تجاری Auro-3D در اصل یک آپگرید در مدل های "AV7702 pre/pro و SR7009" در Marantz و "AVR-X7200W, AVR-X5200W, و AVR-X4100W" در دنن است, که با پرداخت 200 دلار از سایت این دو شرکت قابل بروز رسانی بروی مدل های نام برده شده است.
Auro-3D در اصل یک شبیه ساز صدای سه بعدی است که در ستاپ های 5.1 کانال بصورت 9.1 و در 7.1 بصورت 10.1 کانال پیکربندی می شود, در ستاپ های 5.1 دو کانال از کانال های اصلی و ساراند و در ستاپ های 7.1 سه کانال جلو و دو کانال ساراند ( فقط کانال ساراند و نه ساراند عقب) بروی سقف بازسازی حقیقی می شود, تصویر زیر:

پردازش ورودی این سیستم فرمت های 2 تا 8 کانال قبول میکنه و هیچ محدودیتی در فرمت صدای ورودی وجود نداره و لازم نیست مثل DTS Neo:X فقط ورودی با فرمت dts یا مثل Dolby Pro Logic IIx فقط کدکت دالبی داشته باشیم.
سوالی که پیش میاد این هست که, در ستاپ آمپلی فایری با دکدر Dolby Atmos و پیکربندی حقیقی سقفی, این شبیه ساز مجازی به چه درد میخوره! تجربه های قبلی کمپانی دالبی در قالب های مختلف دالبی پرولاجیک چقدر جواب دادن و ما امروز استفاده می کنیم که کاربری با داشتن آمپلی فایر مجهز به Dolby Atmos با پیکربند سقفی بیاد 200 دلار بده و کل ساختار حقیقی کانال های سقفی عوض کنه برای یک شبیه ساز تا حدود زیادی احمقانه است!
البته کمپانی ضبط موزیک "Voice of God" از این فرمت جدید حمایت کرده و گفته می تواند در لذت موزیک سه بعدی نقش زیادی داشته باشد! که باز هم اکثریت اودیو فایل ها هیچ علاقه ای به موزیک چند کانال ندارند, از جمله خود من (البته من اودیو فایل نیستم) این هم در فرمت های DVD-A و SACD های 5.1 یا 5 کانال پاسخ منفی داشته است.
در نمایشگاه IFA 2014 اکثر کمپانی های صاحب نام در ساخت تجهیزات سینمای خانگی دموهای از Dolby Atmos داشتن. اونکیو دو ستاپ متفاوت را دمو می کرد، یک دمو با بلندگوهای بروی سقف و یک دمو با بلندگوهای انعکاسی بروی دو کانال اصلی و ساراند برگزار می کرد, که عکس های اتاق دموی اونکیو در بخش مسابقه اخیر براتون گذاشتم. اونکیو چون خودش بلندگوساز نیست, تمرکز تبلیغات و دموهاشو بروی پیکربندی با بلندگوهای سقفی و انعکاسی گذاشته است, در آن دمو هم اکثر بازدید کننده ها کانال های انعکاسی احمقانه میدونستند.
پایونیر چون بلندگوسازه سیاستش را بر فروش آمپلی فایرهای پکیج شده با بلندگوهای انعکاسی است, رو همین حساب دموی IFA پایونیر فقط با استفاده از بلندگوهای انعکاسی ساخت خودش بود.
در مورد تجاری کردن کانال های حقیقی سقفی که شروع کنندش پایونیر بود, بازی شبیه به Sound Bar ها که توسط یاماها شروع شد راه افتاده, با شعار صدای 5.1 حقیقی تنها با استفاده از یک بلندگوی ترکیبی در جلو! بازی که زود تبدیل شد به تقویت کننده ای برای بهبود صدای نمایشگرها. بعدها داستان فیلم های سه بعدی در خانه پیش آمد, داستانی که همگی در جریان موج تلویزیون های به ظاهر سه بعدی و جنگ بر سر اکتیو شاتر بهتره یا پسیو بودید. تبی که خیلی زود فروکش کرد.
جریانی که اخیراً برای اجرای فیلم های با صدای Dolby Atmos بروی بلوری در خانه ایجاد شده است استفاده از دو یا چهار کانال سقفی بروی کانال های اصلی و ساراند بصورت انعکاسی است. این که نصب دو یا چهار عدد بلندگو بروی سقف بسیار سخت و در مواردی برای مصرف کننده غیر ممکن است یک چالش جدی برای کمپانی ها بحساب میاد. خارج از سخت بودن نصب بلندگو بروی سقف بحث سیم کشی یکی از جدی ترین بخش های کار بحساب میاد. پس باید یک راهکار ساده و تا حدی عملی پیدا میشد تا بشه فرمت جدید بین عام مصرف کننده سیستم های میانه قیمت سینمایی جا انداخت و با راهکاری تجاری آنهارو قانع به خرید کرد. بلندگوهای انعکاسی همون راهکاری بود که پایونیر خیلی زود بهش رسید و به اجرا گذاشت. روشی که شاید در سیستم های تجاری و میانه قیمت سینمایی جواب بده اما در گران قیمت ها که توسط حرفه ای ها ستاپ خواهد شد به هیچ عنوان جواب نخواهد داد. در ادامه توضیح دوباره ای در مورد پیکربندی Dolby Atmos با فونت Bold میدم .
پیکربندی Dolby Atmos بر پایه کانال های حقیقی و اجرای افکت های بروی سقف اتاق نمایش ایجاد شده است. در تنظیم صدای دالبی ادموس بروی نسخه خانگی چهار کانال حقیقی بروی کدکت "Dolby TrueHD" تنظیم می شود. چهار کانالی که توسط پلیر بدون فشرده سازی به آمپلی فایر انتقال داده شده و توسط یک پروسسور مجهز به دکدر دالبی ادموس رمزگشایی شده و به بخش آمپلی فایر ارسال می شود. اینطور که خود آزمایشگاه دالبی اعلام کرده هیچ DSP بروی این چهار کانال انجام نمی شود. به این دلیل که صدای این چهار کانال باید کاملا مستقیم به سمت گوش پرتاب شود. اگر قسمت چهارم ترانسفورمرز دیده باشید, در فیلم سکانسی هست که اجسام از روی زمین بطور مغناطیسی به بالا کشیده شده و در یک لحظه رها می شود, این سکانس صرفاً برای نمایش توانایی دالبی ادموس ساخته و صداگذاری شده است. در سالن سینما با صدای دالبی ادموس و تعداد بسیار بیشتر کانال های سقفی کل اجسام بروی سر بینندگان سقوط می کرد, و افکت جالب تغییر در لحظه ایجاد یک افکت از شروع تا پایان که من خیلی دوست دارم نیز در بخش های از صدا شنیده میشد. در نسخه خانگی به دلیل کمتر بودن تعداد کانال سقفی کمی DSP قوی تر هست اما بازهم میشه اون صدارو تا حدودی تجربه کرد.
صدای Dolby Atmos یک الگوریتم اصلاح کننده پاسخ فاز یا فرکانسی در سالن نمایش و یا ایجاد کننده لایه های صوتی 3D نیست! یک فرمت صدای سینمایی با کانال های کاملا حقیقی ست که از استودیو تا اجرا در سالن های سینما و در ورژن محدود تر خانگی کاملا کانالیزه و واقعی اجرا می شود.
در زمینه صدا و تصویر یک نوع بسیار حاد از "فرار مغزها" وجود داره که خوشبختانه این نوع فقط مختص به ایران نمیشه, و میشه در کشورهای اروپایی مثل آلمان که در راس قله صدا قرار گرفته هم به وفور دیدش! یعنی وقتی در جمع یا نمایشگاه های صدا و تصویر با این دسته از افراد صحبت می کنید متوجه فرار مغز درشون میشد! این نوع فرار مغزها در صدا و تصویر و بخصوص صدا به این صورت انجام میشه که "مغز طرف فرار کرده و خودش مونده". در این شرایط فردی که دچار فرار مغزها شده تصمیم میگره وبلاگی, فرومی چیزی در اینترنت ایجاد کنه و تراوشات حفره خالی سرشو که زمانی جای مغزش بوده, در قالب ایده های صدا به مخاطب در معرض فرار مغزها قرار بده! بعنوان مثال ایده بلندگوهای هورن با شیپورهای به اندازه " بیل مکانیکی" که نشان از صدای ناب ارکسترال است. به حدی که وقتی جلوی یکی از این ابر ساخته های دست انسان بشینی یه وهمی تمام وجودتو میگره! چیزی شبیه به کارتون ها که مثلا کمد تبدیل به هیولا میشه, همچین حسی پیدا می کنید! که بسیار تجربه ترسناکی است.
در مواردی هم طرف هنوز در دسته فرار مغزها قرار نگرفته, اما به دلیل این که تا به حال پاشو از مرزهای کشورش بیرون نزاشته, ( چین, دبی, ترکیه, پاتایا,ازبکستان,یکم قدیم ترها ژاپن جزو خارجی که شناخت جامعه غربی به شما بده بحساب نمیان) همیشه خارج براش تصاویر رنگی تلویزیونی و اینترنتی بوده, و آدم خارجی ها براشون به ناشناختگی آدم فضایی ها هستن! هرچی که یکی از مبتلایان به فرار مغزها در خارجه بگه براشون سندیت داره و با دل و جون قبول میکنن و میگن بابا خارجی ها دارن میگن فقط آمپلی فایر لامپی, یکسری هم ترانزیستوری هستن, تعدادی هورنی و تعدادی عشق درایورهای پیستونی اونم از نوع سرامیکی, و بعضی ها فقط اصل ژاپن بودن براشون مهم است. هاها....
این در صورتی که وقتی با خارجی های بی ادب صحبت می کنیم اونای که فقط یکی دوتای کتاب خونده باشن, صحبت از پزشکی, فلسفه, هنر و.... که میشه ایران, یونان, چین حتی مصر صاحب علم تعریف و نقد میدونن, همانطور که ما اون هارو صاحب صنعت میدونیم.
اگر شما تجربه ای در صدا و تصویر ندارید و هرآنچه هست از اینترنت گرفتی یا تخیل کردی که این اگر با اون باشه بهتره! این دلیل نمیشه دیگران در دایره بسته ذهنی خودت قرار بدی و هر فرار مغز کرده ای در خارجه هر چرتی گفت قبول کنی! و دیگران هم در نادانی خودت شریک کنید. خارجی ها سازنده همون کامپوننت های هستن که ما و شما بهشون میگیم آشغال, و همون های هستن که بهترین هارو در صدا و تصویر ساختن, صاحب علم آکوستیک و سالن های اپرا هستن. لامپ و ترازیستور ساختن. سازنده هورن های جادویی در صدای ارکسترال و سالن های سینما هستن و احمق هاشون هورن های در ابعاد خانگی اما به بزرگی بیل مکانیکی میسازن.
جا داره مسئولین به پدیده فرار مغزها در صدا و تصویر رسیدگی کنن.
فیلم و موسیقی یکی از تفریحات مورد علاقه من از کودکی بوده. در طول زمان کم و زیاد شده و سلیقم در دیدن فیلم و شنیدن موسیقی بالا و پایین شده ولی هرگز این سرگرمی برای من تا به امروز متوقف نشده، درحالیکه بشدت درگیر تحصیلات و کار شدهام. متولد سال 67م ولی از وقتی که یادم میاد یکی از سرگرمیهای مخفی مردم دیدن فیلم روی بتامکس بود کما اینکه خوده من اولین فیلمها رو که اتفاقا از نوستالوژیهای زندگیم هستند، روی بتامکس تجربه کردم. روبوکاپ، رمبوی1 و چیچوفرانکو و بسیاری دیگر. بعد از بتامکس، وی اچ اس هم بدون دخالت من و توسط خانواده خریده شد، دیگه اون زمان کلوپهایی برای اجاره و خرید فیلمهای سانسور شده و دوبله در سطح شهر دیده میشد. اما بعد از وی اچ اس بود که به اصرار و پافشاری من، ویدیو سی دی و دی وی دی پلیر در ابتدای ورودشان به بازار، به خونه ما نیز راه پیدا کرد. اطلاعات بسیار اندکم از این دستگاهها ناشی از گشت و گذار ناقص در اینترنت و کاتالوگای پر زرق و برق کمپانی ها در ایران بود. چیزی که در پس ذهنم از دی وی دی در آن سالها وجود داشت تعداد ترکهای زیاد صدا و زیرنویس فیلم قابل انتخاب و همچنین دیدن برخی صحنه از چند دوربین هست. بعلاوه جا دادن چند تا فیلم در یک دیسک. اما دریغ که فلسفه وجود دی وی دی میتواند صدا و تصویر باشد. مستربین اولین فیلمی بود که روی دی وی دی تونستم ببینم که توسط کمپانی سونی در ایران به عنوان اشانتیون بر روی دستگاه داده میشد. همون اولین فیلم روی تلویزیون 21 اینچ یک تفاوت کیفیت محسوسی نسبت به سی دی برای من بهمراه داشت که بشدت به سمت این قضیه کشیده شدم. در همون حین یک تلویزیون پروژکشن نیز تهیه کردیم که حالا میتونستم این تفاوت کیفیت رو بهتر درک کنم. بمرور متوجه شدم سانسور فیلمها تنها محدودیت ارائه فیلمها نبود بلکه صدا و تصویر محدودیت بزرگی بود که سبب محرومیت ما از لذت بردن بود. فرقی نمیکرد فیلم رو از کلوپ ها تهیه میکردم یا دستفروش های کنار خیابون، هیچ کدوم لذت اون فیلمی رو که بصورت اورجینال در یکی از مغازه های تهران و به قیمت تموم شدن همه پس اندازم تهیه کردم رو نداشت. اما اینترنت به عنوان راهی برای دسترسی به دنیای تکنولوژی حس کنجکاویم رو در اختلافی که صدا و تصویر فیلمهای مختلف وجود داره برمی انگیخت، تا اینکه کم کم با فرمت های مختلف فیلمهای دانلودی آشنا شدم. سپس بدنبال تست فیلمها و تفاوت در کیفیت اونها رفتم، امتحان کردن فرمتهای مختلف صدا و تصویر، و دیدن تاثیر المان های مختلف همچون بیت ریت بروی آنها. بهرحال ذهن کنجکاوم میگفت حتما باید وجود این المان و پارامترها تاثیر قابل ملاحظهای بر روی صدا و تصویر گذاشته باشد. خریدن یک قوطی پلاستیکی واقعا تجاری در ذهن اکنون و یک سینمای خانگی خفن در ذهن گذشتم این تفاوت ها رو خیلی بیشتر از گذشته برای من آشکار کرد. همچنین لذت دیدن فیلم رو بیش از پیش در من تقویت کرد.
در همان سالها دیگه کامل پیگیر اخبار جنگ توشیبا و سونی بروی به ثمر رسوندن فرمت های جدید سینمایی بودم و خب ایکس باکس و پلی استیش 3 تبدیل شدند به اولین دستگاههای سرگرمی و رقیب جدی اچ دی دی وی دی و بلوری. اوایل به بازار آمدن پلی استیشن 3 بود که عشق گیم و فیلم منو به سمت این دستگاه کشوند. خریدن پلی استیشن آرشیو دستگاههای پخش فیلم منو کامل کرد . خیلی خوشحال بودم که همه کامپوننتهای تصویری و سینمایی رو دارم اما وای به الانم که دیگه رغبت ندارم برم سمتشون. در اون برهه زمانی بود که با این وبلاگ آشنا شدم. هر چند که پیش از آن وقتمو تو avsforum صرف میکردم، اما اینجا بود که روی یک واژه تاکید داشتید، تست کنید، تست کنید و تست کنید. اینطوری شد که اینجا تبدیل شد به یک مرجع تمام و کمال برای من. بدلیل محدودیتهای مالی و نبود دسترسی به سورس اورجینال به سمت ایمیجهای گرفته شده از بلوری کشیده شدم. تست بیت ریت و فرمتهای مختلف صدایی با پلی استیشن 3 با محدودیتهای فراوان در انتقال صدا با کابل نوری و با آن قوطی پلاستیکی 5 کاناله منو قلقلک میداد به این سمت که هر طور شده بتونم فیلم بلوری اورجینال تهیه کنم تا ببینم حرفهای مطرح شده توسط آقای برزین چقدر صحت امر داره. بلاخره تونستم اولین فیلم رو تهیه کنم با عنوان Planet Earth نسخه UK که شامل یک دیسک اضافه هم بود. اولین چیزی که منو ذوق زده کرد دیدن فیلم تو اون پک زیبا و دوستداشتنی بود. از اون موقع چون به همین مستند بصورت فایل ریپ دسترسی داشتم شروع کردم به دیدن، تفاوت سورسها خیلی زیاد بود حتی با همون کامپوننتهای تجاری که اون موقع یک تلویزیون 40 اینچ LCD جایگزین پروجکشن قدیمی و از دور خارج، شده بود. از اون به بعد بود که شروع کردم به نوشتن لیستی که بتونم هر زمانی که در توانم هست یکی از فیلمهای مورد علاقم رو بخرم و ببینم و برای خودم نقد کنم. بعد از Planet Earth، فیلم I am Lenegd با اون تصویر و صدای فوق العاده برای من روی اون سیستم به مجموعه ای که در حال جمع آوریش بودم اضافه شد. I Am Legend تنها فیلمیه که لذتش با همون سیستمی که داشتم و دارم هنوزم برایم محسوسه. برای تست هم شده بود من بارها تفاوت دیسکهای اورجینال با فیلمهای دانلودی 30 40 گیگی رو بررسی کردم. تفاوت رو همون سیستم واضح و مبرهم بود خصوصا توی بخش صدا. واقعا صدا و تصویر، لذت ها رو چند برابر میکنه. از اون سالها پیگیر مطالب اینجا بودهام حتی خیلی از مطالب وبلاگ که بدلیل مشکلات هاست پاک شد رو هم تو آرشیو هارد خدابیامرزم داشتم. من شروع به خرید لیست بلند بالام کردم. تا به قول آقای برزین اول فیلم اورجینال داشته باشم بعد به فکر پکیج مناسبی باشم، هر چند که جایی که ذهنیت خانواده ها در مورد قیمت فیلم های اورجینال، تفاوتها و کپی رایت و همچنین سیستمهای گران قیمت و غیر تجاری بسیار سرسخت و غیرقابل تغییر هست. هنوز هم سیستم من به جز تلویزیون که عموما در حال آپدیت و بزرگتر شدن هستش همون چیزی بود که بود. حتی رغبت نمیکنم باهاش فیلم ببینم. ترجیحم اینه فیلمی که دوست دارمو با لپ تاپ وهدفون ببینم تا اینکه با اون سینمای خانگی گوش خراشه مسخره. اما همچنان مشغول جمعآوری فیلمهای مورد علاقم و پیشنهادهای دوستان در اینجا هستم تا روزی بتونم با لذت تموم ببینم، بشنوم و تست کنم.
میلاد
در اولین مسابقه سال 1394 بیش از 140 نفر شرکت کننده داشتیم! که لطف کردن وقت گذاشتن و جواب های که فکر می کردن درست هست برای من ارسال کردن. در مسابقه سال گذشته از من ایراد گرفته شد که چرا سوال مسابقه که موزیک متن فیلم کینگ کنگ 2005 بود اینقدر ساده ست؟! امسال هم قصد داشتم یک سوال بسیار ساده انتخاب کنم, اما به دلیل خواست شما یک سوال کمی سخت تر و شاید سخت انتخاب کردم! برای رسیدن به جواب این مسابقه فقط باید ربط بین عکس و مطالب یک سال گذشته من پیدا می کردید و نه سرچ اینترنتی! چرا که این عکس ها فقط روی گوشی موبایل من بود. به هر حال در مسابقه بعدی دوباره به روش خودم که اصلا آدم سخت گیری نیستم یک سوال ساده انتخاب خواهم کرد.
جواب مسابقه اول سال 94 دموی کمپانی ONKYO در IFA 2014 شهر برلین بود.


از بین دوستانی که لطف کردن و جواب های کاملا اشتباه برای من ارسال کردن, تنها یک نفر در اولین روز مسابقه جواب کامل و صحیح را ارسال کرد.
جناب آقای: امیر شهروز برنده گوشی گلکسی S5 سامسونگ هستند. تبریک میگم
برای دریافت جایزه با من هماهنگ کنید
به روز رسانی: 94/1/21

امسال به دلیل سرگرمی های مختلف و شاید کمی تنبلی نشد برای شب عید مسابقه ای در نظر بگیرم! اما در عوض برای این مسابقه یک جایزه قابل توجه براتون در نظر گرفتم که تقدیم می کنم به یک نفر از شرکت کننده های که جواب صحیح را برای من ارسال کنه.
یک عدد گوشی سامسونگ گلکسی S5 طلایی تقدیم میشه به برنده این مسابقه, مثل سال قبل قرعه کشی با نرم افزار The Hat انجام خواهد شد.
سوال: عکس زیر مربوط به دموی کدام کمپانی و در کجا می باشد؟ لازم است اسم کمپانی و محل برگزاری را ذکر کنید.

مهلت ارسال جواب ها از 94/1/15 تا 94/1/20 خواهد بود. لطفاً عنوان ایمیل ارسالی را "مسابقه" قرار دهید. برنده این مسابقه در همین پست اعلام خواهد شد.
حس شنوائي در گوش انسان قادر است طي مدت 10 ميلي ثانيه به کمک پردازش غريزی اصوات كوتاه پی به مكان و منبع صدا ببرد (به همین دلیل اگر در خیابانی شلوغ صدای آشنا شما را صدا بزند به راحتی می توانید منبع صدا را از بین تمام صدای های دیگر تشخیص بدید) در حاليكه مغز براي پي بردن به ماهيت و كاراكتر صدا نياز به زماني معادل 80 ميلي ثانيه دارد, بدون شك اين توانمندي از مهمترين عوامل ياري رسان سير تكامل انسان بوده است, چرا كه گوش خيلي سريع تر از آنچه مغز قادر به درك آن باشد انسان را از خطرات پيراموني آگاه مي سازد. اين موضوع در مورد بلندگوها به اختصار اينگونه شرح داده مي شود كه به دليل تكرار متناوب Overshoot هاي كوتاه مدت كه ناشي از عملكرد پيستوني يونيت هاي بلندگو براي ايجاد يك بسامد صوتي مي باشد, توجه مخاطب بطور ناخود آگاه و دائماً معطوف به مكان قرارگيري بلندگوها شده و هر چه زمان مي گذرد اطلاعات مخدوش شده بوسيله قوه شنوائي درك شده و با استمرار آن دلزدگي و خستگي از شنيدن موسيقي را به همراه خواهد داشت.
با استفاده از بلندگوهای الکترو استاتیک یا هورن (غیر از هورن باس ها) که با کمترین تاثیر کابینت بلندگو جریان الکتریکی را به اصواتی در ناحیه شنیداری انسان تبدیل می کنند و یا آکوستیک کردن اتاق صدا می شود از تعداد خطاهای مبدل های صوتی کم کرد. که باز هم با مبدل های صوتی مثل الکترو استاتیک ها با Side Effect های صفحات استاتور و یا سرعت بالای رندر کردن نت ها در سیستم هورن و فشار به مغز برای درک تایمینگ تاثیراتی شبیه به Overshoot ها در مبدل های با دیافراگم های پیستونی ایجاد می شود. که در دراز مدت تاثیرات مخربی مثل خستگی و فشار بر سیستم شنوایی را در انسان ایجاد می کنند.
اکثر بلندگوها و بهتر بگم ستاپ ها صدای چهار مرحله ای در مغز ایجاد می کنند. در مرحله اول و تراک اول حسی هستند, در مرحله بعد گرم و شیرین میشن و شنونده بیشتر به ادامه شنیدن تشویق میشه, در تراک سوم و چهارم و با کمی دریافت دادهای صوتی بیشتر صدا میره به سمت دراماتیک بودن و در نهایت خشن شدن صدا و کنده شدن شنونده از پای سیستم! با تغییر در نوع درایورهای بلندگو میشه جای سه حس ابتدایی عوض کرد, اما خستگی و خشن شدن صدا ربط آنچنانی به نوع و ساختار بلندگو نداره و باز هم به آکوستیک برمیگردد.
برای کنترل تاثیرات مخرب درایورهای صوتی بروی موزیک و درک کامل تری از زمان در نت ها, بهترین روش تا به امروز آکوستیک فضای شنیداری است, آکوستیک به معنای کنترل اصوات و جهت دادن به نت ها به سمت گوش شنونده و نه ایزوله کردن اتاق که نتیجه به مراتب مخرب تری از هر نوع مبدل بد صوتی بروی تایمینگ و درک Scale های موسیقی دارد.