Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

در این مطلب درباره نقش "ساب ووفر" در های فای صحبت می کنم. در مطالب قبلی از "اهمیت ساب ووفر" در سیستم های سینمایی نوشتم. و در این مطلب از نقش آن در های فای می نویسم.
همیشه بازی صدا از نوجوانی شروع میشه, شروعی که با هیجانات این دوره میطلبه که ساب ووفری در مدار باشه. اگر از همین سن وارد دنیایی اودیوفیلی نشیم(که بهتره که نشیم) ذهنمون درگیر جزئیاتی از صدا نمیشه که در بیشتر موارد هیچ ربطی به موسیقی ندارن و فقط جلوی ازتباط برقرار کردنمون با موزیک میگیرن. چیزی که خیلی از ما اودیوفیل ها ازش محروم هستیم!
اما وقتی وارد شدیم و سن هم یکم بالاتر رفت اهمیت صدای میدرنج برامون زیاد میشه و فکر می کنیم صدای خوب صدای که میدرنج بهتری داشته باشه. الان دقیقاً دارم به خودم اشاره می کنم. و از اینجاست که نقش ساب ووفر در موزیک کمرنگ تر میشه. یکم که بیشتر درگیر بازی های فای میشیم, وات آمپلی فایرها پایین تر میاد و در مواردی به زیر 10 وات میرسه. و اکثریت هم با وات کم آمپلی فایر کلاس میذاریم.(میذاشتم)
در اینجا به یک نکته بی ربط به این مطلب اشاره کنم: برای این که گوش بتونه رنج صدای بین 20 هرتز تا 20 کیلوهرتز که محدوده شنوایی انسان هست و اکثر بلندگوها در این محدوده سعی میکنن صدا تولید کنن بشنوه نیاز به شدت دسی بلی مشخص برای بلندگو است, یعنی باید شدت دسی بل صدا به حدی باشه تا بلندگو بتونه به حداقل و حداکثر توان فرکانسی تعریف شدش نزدیک بشه. این یعنی اگر مینیمم ورودی صدای یک بلندگو 40 وات باشه نمیشه با 5 وات شدت صدا ماکزیمم توان فرکانسی بلندگو شنید. گذشت زمانی که جی بی ال و کلیپش بلندگوهای کلاسیک با درایورهای بزرگ و مگنت های کوچیک میساختن که بالای 90 دسی بل حساسیت داشتن و با کمترین شدت صدا به حداکثر بازده فرکانسی میرسیدن. الان اون شدت جریان ها از کراس اور خیلی از بلندگوها رد هم نمیشه.
برگردیم به بحث اصلی: اکثر اودیوفیل ها برای ارضاع شدن حس شنوایشون علاقمند به موزیک های جاز و زیر مجموعه های این سبک هستن, حتی سنتی های ایرانی و محلی, دلیلش هم تک ساز بودن یا برجسته بودن سازهای بادی و زهی در این سبک از موزیک هاست, این همون چیزی که برای قلقلک دادن گوش یک اودیوفیل نیاز است. اوج لذت در پخش این سبک ها در لحضاتی به وجود میاد که یک ساکسوفون که معمولاً هم از نوع آلتو و تنور هستن تک نوازی میکنن. برای گوش کردن به پاپ موزیک های رایج آنچنان نیازی به درایورهای بزرگ و حتی ساب ووفر نیست, مگر در مواردی که شنونده بیس های سنگین دوست داشته باشه که هیچ دلیلی هم برای نفی آن نیست. اما جای در موزیک و سیستم های پخش صدا هست که پای بلندگوهای با دیافراگم های بزرگ و حتی ساب ووفر به وسط میاد, و آن موزیک های ارکسترال است.
یکی از چند سازنده بلندگو های موزیکال جهان کمپانی Wilson Audio است, ویلسون از معدود برندهای بلندگو سازه که از پایه برای موزیک ارکسترال طراحی شده است, چرا که موسس و مدیر این کمپانی آقای "Dave Wilson" مدیر اپرای "متروپولیتن نیویورک" بودن. که جزو 10 سالن برتر اپرای جهان بحساب میاد. ویلسون اودیو یکی از سوپر برندهای صنعت صداست که سازنده ساب ووفر "Thor's Hammer" با ارتفاء 1.5 متر و وزنی بیش از 180 کیلوگرم است, ساخت این محصول نه فقط برای اجرای سنگین ترین بیس های صداست, بله برای اجرای مهم ترین بخش صدای یک ارکستر عظیم است.

به عنوان مثال اگر صدای ارکستر "هانس زیمر" شنیده باشید, متوجه هستید که برای اجرای آن صدا به حدی که نسیمی از آن در خانه شنیده شود نیاز به تجهیزاتی هست که با سیستم های فسقلی فول رنجی که "چهار مضراب" موسیقی سنتی پخش میکنه خیلی متفاوت است. در موسیقی که برای ارکستر نوشته میشه سازهای متعدد زهی, کوبه ای و بادی در بیس کار هستن.

تصویر بالا مربوط به ارکستر "فیلارمونیک دوبلین" است. به تعداد و بزرگی سازهای دقت کنید, چهار عدد ساز "تیمپانی" که نوعی طبل بزرگ در کاسه های مسی است و صدای به شدت شفاف, ضربه ای تند و بم دارد, تا طبل بزرگ و سازهای بادی سنگین مثل فرنج هورن و توبا و ترومپت همگی صداهای سنگین تولید می کنند. ويولاها, ويلونسل ها و کنترل باس ها (که شبیه به ویلونسل با فرکانس پایین تر هست) در کنار پیانو و سازهای دیگر صدای عظیم در سالن ایجاد می کنند.
در اجرای برخی از قطعات کلاسیک و اپراهای عظیم لرزشی معادل زلزله ای 3 ریشتری در کف استیج ایجاد می شود. برای جلوگیری از انتقال این لرزش به خارج از استیج در سالن های مثل همین سالن دوبلین یا خانه اپرای سلطنتی لندن, استیج بروی سازه های معلق و بروی چندین فنر عظیم میسازن. درست مثل لرزشگیرهای که ما زیر کامپوننت ها استفاده می کنیم تا جلوی لرزش بلندگوها و وارد شدن استرس به کامپوننت هارو بگیریم.
کلام آخر: موسیقی کلاسیک و اپرا بر پایه سازهای سنگین آکوستیک نوشته می شود, در بازسازی این سبک از موزیک و برای حفظ نت های پایین آن نیاز به تجهیزات پخشی هست که قدرت اجرای این فرکانس هارو داشته باشه. فلسفه ساخت بلندگوهای با درایورهای بزرگ و استفاده از ساب ووفر در ستاپ های های اند همین بازسازی سازهای پایه ای بم در خارج از سالن های ارکستر است.

عکس ها از Leo Yeh
در ادامه مطلب ببینید

کمپانی اوپو بلو_ری پلیر مدل BDT-101CI که اولین دیجیتال ویدئو پلیر ماژولار بازار بحساب میاد را به تازگی معرفی کرده است. اولین نکته ای که در مورد این محصول جدید اوپو نظر را جلب می کند ظاهر نچندان جذاب 101CI است! طراحی پنل جلو و عقب این پلیر اینقدر ساده و ارزان قیمت دیده میشه که در اولین نگاه کمی هم تو ذوق میزنه! کابینت تک لایه با لرزشگیرهای ارزان قیمت و شاسی افزایش ارتفاء زیر دیسک درایو یادآور پلیرهای به ظاهر های کلاس تجاری است!
امکان جایگزین کردن مدار صوتی دو یا هشت کانال آنالوگ یکی از امکانات آپشنال این پلیر است, در حالت عادی این پلیر یک دیجیتال پلیر است, یعنی فقط از خروجی های دیجیتال پشتیبانی می کند. اما در صورتی که کاربر به خروجی صدای استریو و یا 8 کانال نیاز داشته باشد می تواند مدار آنالوگ مورد نظر را به این پلیر اضافه کند. همپنین میشه به جای پورت HDMI 2 از پورت جدید HDBaseT که یک استاندارد بسیار پر قدرت ارتباطی برای شبکه سازی و انتقال تصاویر 4K با نرخ داده بسیار بالا در فاصله های طولانی بین سورس و نمایشگر است جایگزین پورت HDMI 2 کرد.
از ظاهر و ماژولار بودن دستگاه که بگذریم, میرسیم به انتخاب های عجیب چیپ های صدا و تصویر در این پلیر. استفاده از چیپ تصویر VRS که اولین بار توسط یاماها مورد استفاده قرار گرفت و چندان نتوانست موفقیتی برای ویدئو پلیرهای یاماها به همراه داشته باشد! همچنین عدم وجود مدار DARBEE در این پلیر و جایگزین شدن آن با فناوری به نام ClearView که اصلا شناختی ازش ندارم و نمیتونم در موردش نظری بدم هم عجیب است!
نکته بعدی استفاده از DAC پیشرفته AKM در این پلیر است, که به عنوان نسل جدید دیکدرهای صدا با توان نمونه گیری 32 بیتی با فرکانس نایکوئیست 11.2 مگاهرتز و پردازش دو تا هشت کاناله است که در آمپلی فایر دنن AVR-X4200 از دیکدر صدای ساخت همین کمپانی استفاده شده است. چیپ های AKM از بهترین های مورد استفاده در دیجیتال پلیرهای بسیار های اند است. حالا چرا اوپو به این نتیجه رسیده که در طراحی این پلیر به احتمال نچندان گران قیمت و بسیار معمولی در ساخت از AKM برای صدا استفاده کنه! باید صبر کرد تا نتجیه تست های صدا و تصویرش نوشته شود.
نظر شما در مورد بلوری پلیر جدید اوپو چیست؟
در ادامه تصاویر با کیفیتی از اجزای داخلی پلیر BDT-101CI اوپو ببینید.
برای آخرین مطلب این پست, براتون یک کلیپ از اجرای فوق العاده زیبای آهنگ Walking in the Air از "André Rieu" که همه میدونن اجرای کنسرت هاش بی نظیر است قرار میدم, که امیدوارم لذت ببرید.
اگر تست صدا و تصوير اولين سرگرمي من باشه, بي شک و بي شک ديدن مستند Top Gear سرگرمي جدي بعدي من است. ديگه همه داستان رفتن جرمي کلارکسون از بي بي سي و کنسل شدن ساخت فصل جديد اين برنامه ميدونن! اما باز جاي شکرش باقي فصل جديد اين برنامه با کمک آمازون پرايم در حال ساخت است. من توييتر جرمي کلارکسون, جيمز مي و ريچارد هاموند دنبال مي کنم, چند هفته اي هست تصويربرداري فصل جديد شروع شده و قراره در اولين برنامه لا فراري, مک لارن پي 1 و پورشه 918 سه تا از سوپر ماشين هاي هيبريدي با هم تست کنن.
مجموعه Top Gear چند قسمت هم به صورت نمايش خانگي داره که فقط روي دي وي دي و بلوري عرضه شده, مثل دو قسمت فوق العاده "The Perfect Road Trip" يا سفر جاده ای بي نقص, که کلارسون با هاموند ميرن در ايتاليا و با بهترين سوپر ماشين ها در زيبا ترين جاده هاي ايتاليا رانندگي ميکنن و کلي طنز و شوخي مخصوص اين دو نفر. و کلي ويژه برنامه هاي ديگه که من همشون دارم!
همين ديگه فقط خواستم بگم زمان های که پای تلویزیون هستم یکی از چیزهای که زیاد میبینم Top Gear است.
خبر جالب این روزها رسیدن به تاریخ "بیست و یکم اکتبر ۲۰۱۵" هست. تاریخی که در فیلم بازگشت به آینده "Back to the Future" برای ماشین زمان Bob Gale تنظیم شد! تاریخی که در فیلم تصور میشد امکان سفر در زمان امکان پذیر میشه! اما امروز که چهار روز هم از این تاریخ گذشته و احتمالا دنیا پیشرفته تر شده, هنوز استفاده از زباله به جای سوخت هم عملی نشده است چه برسه به سفر در زمان!
5 سال پیش دوست خوبم جناب مهندس تقوی برای 25 سالگی فیلم و عرضه نسخه بلوری, این مطلب درجه یک نوشتن "یک بحث ساده در مورد یه خبر ساده" که حتماً برای چندمین بار توصیه می کنم بخونیدش.
امسال یونیورسال به مناسبت سیمین سالگرد ساخت فیلم یه نسخه دیجی بوک خوشگل ازش عرضه کرد, که همزمان شدن تاریخ بیست یکم اکتبر 2015 با عرضه نسخه جدید بلوری تاثیر زیادی در فروش این نسخه داشته و تقریباً اکثر مجموعه دارها این کار خریدن و عکس هاشو در نت منتشر کردن. طبیعی منم از قبل این کار به دوست خوبم آقا داوود سفارش داده باشم :)
مهندس 5 سال گذشت! مخلصیم

امیر جان از مخاطب های خوب سایت مدتی دنبال یک ساب ووفر ارزون و با کیفیت قابل قبول بودن. منم با یکی از "دوستان فروشنده" در باره دو مدل یاماها و پایونیر مشورت کردم, که قرار شد تحقیق کنن و به من خبر بدن, که ظاهراً هر دوبار فراموش کردن! کاری ندارم... این اقا امیر با ساب مدل S-MS3SW پایونیر به توافق رسیدن. ظاهراً هم نمایندگی پایونیر این مدل فقط همراه با پکیج های بلندگوی سینمایی میفروشن! ایشون از فروشگاه آرش در پاساژی در خ جمهوری این مدل خریدن. طبق گفته ایشون درایور 12 اینچ با فوم ساراند ضخیم همراه با آمپلی فایر 200 واتی و کیفیت ساخت مناسب و از همه مهم تر حجم وولوم بسیار بالا و باس سنگین و عمیق از ویژگی های این مدل از پایونیر است. به توصیه امیر جان اگر بشه این ساب ووفر به صورت تک در بازار پیدا کرد گزینه خوبی برای دوستانی است که دنبال یک ساب خوش قیمت و پر قدرت میگردن.
یه توضیحی در مورد روش تایید کامنت های سایت بدم, چون ازم سوال میشه چرا گاهی ما کامنت میزاریم و کمتر از یک دقیقه تایید میشه! و گاهی یک روز طول میکشه؟
سایت سه روش برای تایید نظرات داره, خود مدریت اصلی, ارسال نظرات به ایمیل مدیر و یا تایید در اپلیکیشن سایت. من از روش دوم که ایمیل هست استفاده می کنم, روش کارش اینجوری که وقتی نظری ثبت میشه سایت یک ایمیل برای مدیر ارسال میکنه که شامل نظر همراه با سه آپشن تایید, حذف و مسدود کردن ای پی کاربر است. من اکثرا وقتی خارج از منزل هستم موبایلم آنلاینه, وقتی نظری ثبت میشه یک ایمیل برای من ارسال میشه که من روی موبایل دریافت می کنم و اگر در شرایطی باشم که بتونم با موبایل کار کنم تایید می کنم, اگرم نیاز به پاسخ کوتاه باشه جواب میدم. گاهی من کامنت های تایید می کنم و جواب چندین ساعت بعد میدم! دلیلش این که در شرایطی نیستم که بتونم با موبایل کار کنم. نظر تایید می کنم که جم نشه و بعد در اولین فرصت جواب میدم. منزلم که هستم باز دیوایس های مختلف من آنلاین هست, مثلا من نشستم مثل اکثر زمان های استراحت در حال تست صدا و تصویر هستم! که یه نوتیفیکیشن میاد روی تبلت من, در لحظه من تایید می کنم یا جواب میدم. اینجوری که بعضی نظرات سریع و بعضی با تاخیر تایید و پاسخ داده میشن.
یه چند عنوان فیلم دوست داشتنی برای تست صدا و تصویر پیشنهاد می کنم که حتماً تهیه کنید:
Jurassic World
San Andreas
Terminator Genisys
Furious 7
Mad Max: Fury Road
Insurgent
الانم جاتون خالی مسافرتم و کنار دوستان و خانواده :)
احتمالا هم میرم برای شنیدن B&W 802 D3 یا مدل های مشابه, تا ببینم چه ستاپی درست و حسابی میشه ازش پیدا کرد.
امروز رفتم یه گوشی Sony Xperia Z5 بخرم! بعد از انجام یکسری تست های بسیار حرفه ای..... مثل کیفیت دوربین و دیگر هیچ! اصلا باحاش حال نکردم, با Z3 خودم هیچ فرقی نکرده! چرا سونی نمیخواد کیفیت دوربین هاشو بهتر کنه!!!!! خود گوشی هم بنظرم ضخیم تر و سنگین تر شده, فقط حسگر اثر انگشت بهش اضافه کرده و تراشه اسنپدراگون 810 که بعد از 5 دقیقه کارکرد گوشی تو دست داغ میشه! اگر تست نکرده بودم شاید 700 یوروی پیاده شده بودم!
امشب کانال ZDF یه مستند از "Diana Damrau" خواننده آلمانی اپرا با صدای سوپرانو پخش کرد که فوق العاده بود! Diana در اجرای سخت ترین آثار بتهوون با "Anna Netrebko" رقابت جدی داره, که همیشه هم توانسته پیجیده ترین قطعات بتهوون بهتر از Netrebko اجرا که! (البته هر دو بی نظیر هستن) در این مستند Damrau میبرین زیر دستگاه سیتی اسکن, تا از تارهای صوتیش در هنگام اجرای نت های بالا تصویر برداری کنن. طبق چیزی که در این مستند نشون دادن Diana Damrau صاحب سریع ترین تارهای صوتی در بین خوانندگان اپراست. و کلی نکته و شگفتی های دیگه که تعریف کردنی نیست!
لینک یوتیوب زیر ضبط قطعه "Der Hölle Rache" سخت ترین قطعه بتهوون که Diana Damrau اجرا کرده ببینید چه نت های بدون کوچکترین حرکت اضافی در بدن اجرا میکنه, در آخر اینقدر فشار وارد میکنه که تمام خون بدن جم میشه تو صورتش. مو به تن شنونده سیخ میشه.
Der Hölle Rache' - Diana Damrau
واقعاً این ها کجان و یه خواننده جاز که صدای شبیه به ناله یا لالایی در میاره کجا! میدونید اگر به جای موزیک جاز با یه رکورد خوب کلاسیک و یا اپرا خیلی از ستاپ هارو تست کنید فرقی بین خیلی از بلندگوها و بسیاری از کامپوننت ها نیست؟ خیلی زیاد سعی می کنم حداقل برای مخاطب این سایت عادت تست صدا با موزیک های کلاسیک و اپرا جا بندازم. خیلی از بلندگوها و کامپوننت ها اگر با موزیک جاز شنیده نمیشدن, خریده هم نمیشدن.
بی شک Esoteric یکی از برندهای صداست که چه از لحاظ طراحی و چه کیفیت قطعات و ساخت یکی از بهترین ها و شاید بهترین سوپر های اند ساز است.
های اند بودن با دست ساز بودن تفاوت دارد, خیلی برندهای دست ساز هستند اما های اند نیستند! مثل ASR که با این که دست سازه اما از ارزان قیمت ترین قطعات استفاده می کنه. و فقط با کمک طراحی بسیار خاصی که داره یکی از موزیکال ترین آمپلی فایرها است.
Esoteric در کنار Accuphase و Krell از بی نظرین ترین سوپر های اندها بحساب میان. در ادامه تصاویر مربوط به دمو و درون بینی سری جدید Grandioso ببینید.
Greg P. Russell" بنیانگذار شرکت CEO یکی از بزرگترین کمپانی های صدا در هالیوود است. گرگ راسل در سالهای اخیر با کمپانی فوق رفرنس "Technicolor" کار می کند. تا امروز بیش از ۲۰۰ فیلم هالیوودی کار کرده و ۳۰ سال تجربه صدا گذاری دارد. ۱۶ بار کاندید اسکار شده است. راسل همکاری نزدیکی با کارگردان بزرگ هالیوود مانند مایکل بی داشته و دارد, که شروع این همکاری از فیلم "The Rock" است. تقریبا تمام فیلم های عظیم مایکل بی راسل صدا گذاری کرده است. صدای فیلم "Pearl Harbor" هیچ وقت نمیشه فراموش کرد! Pearl Harbor در اسکار ۲۰۰۱ نامزد چهار جایزه بود, بهترین ویرایش صدا, بهترین صدا گذاری, بهترین جلوه های ویژه و بهترین موزیک متن که راسل جایزه بهترین صدا را از این فیلم دریافت می کند.
راسل در ساخت صدای ۵.۱ و ۷.۱ کانال یکی از استادان هالیوود بحساب میاد. راسل فیلم "Transformers- Dark of the Moon" که اولین فیلم مایکل بی با صدای 7.1 بود صدا گذاری کرد. و خیلی هم به صدای این فیلم افتخار می کند. گرگ راسل در مصاحبه هاش همیشه تاکید زیادی به نتیجه صدا در سیستم های سینمای خانگی دارد و خودش نیز یکی از علاقه مندان سینمایی خانگی است.
در مصاحبه ای ازش سوال میشه آیا شما سینمایی خانگی خیلی عالی دارید؟
و او پاسخ میده بله من جدید ترین مدل پروسسور دنن ۷.۱ کانال دارم. با بلندگوهای B&W و آمپلی فایر ۲۰۰ واتی Aragon در تمام کانال ها. و در ادامه به پروژکتور سونی با پرده نمایش ۱۱۰ اینچی و صندلی های سینمایی اشاره می کند که با استاندارد سینماهای بین المللی تطابق دارد.
در مورد بلو-ری Skyfall خیلی به صدای محیطی دربرگیرنده شنوده با جزئیات بالا و موزیک فیلم اشاره کرده که حتی میشه نت های موسیقی در این کار شنید. راسل در کارهای موفقی که انجام داده تاکید زیادی به کانالیزه بودن صدا و مخصوصا در کانال های ساراند دارد, در اکثر مصاحبه هاش تاکیدش بر حرکت افکت ها بین کانال هاست. صدای هواپیماهای فیلم Pearl Harbor هیچ وقت نمیشه فراموش کرد! و یا صدای بی نظیر فیلم "Transformers: Revenge of the Fallen" که یکی از اصلی ترین رفرنس های تست خودم است اشاره کرد.
یک مصاحبه از راسل میخوندم که میگفت در اکثر سیستم های سینمای خانگی تفکیک درستی در کانال های ساراند نیست!
من فکر میکنم این ضعف که واقعاً در اکثر سیستم های درست حسابی هم هست به آکوستیک و مخصوصا DSP آمپلی فایر برمیگردد. دلیل پویا نبودن صدا در کانال های ساراند اگر خود فیلم این مشکل نداشته باشه فقط به دلیل تاثیر آکوستیک و تداخل موج صدا در هم بوجود میاد و بعد قدرت DSP که تا چه حد بتونه این فضا ایجاد کنه و نگه داره. در خیلی از سیستم ها دلیل پویا نبودن صدا ضعف در DSP است. صدا تا یک جای میاد و یکدفعه انگار صدا میوفته! صدای سرپا و جون دار فقط به قدرت سیستم و آکوستیک نیست, DSP خیلی مهم است.
در ادامه مطلب یک ویدئو از گرگ راسل ببینید که در باره صدا در قسمت چهارم ترانسفورمرز صحبت می کند:



با سلام خدمت تمامی علاقمندان و مشتریان عزیز
بنا به درخواست شما عزیزان شرکت T.S.R.A در چند ماه اخیر اقدام به وارد نمودن بلوری پلیر OPPO-105D
نموده است، همچنین همزمان با وارد شدن محصوالت جدید FOCAL اعم از SOUND BAR – SOPRA و
کابلهای مرغوب VAN DEN HUL از این فرصت استفاده نموده SETUP استثنایی در شوروم مرکزی FOCAL به
عمل آورده ایم.
جهت بازدید و سفارش شما می توانید با بخش فروش تماس حاصل فرمایید.
تلفن تماس:
٢٦٢٠٠٩٠٥
٢٦٢٠٠٩٠٦

20 شهریور 1386 تا 20 شهریور 1394 Home Theater Center هشت ساله شد
هشت سال از اولین مطلب Home Theater می گذرد. در این هشت سال تلاش کردم شما را با تجربیات حال و گذشته خودم در زمینه سیستم های صدا و تصویر آشنا کنم, نه تنها تجربیات خودم بله از شما هم خواستم تجربیات خود را با ما به اشتراک بزارید, که این مهم ترین هدف من در این سالها بوده و خواهد بود.
امروز با کمک شما عزیرانم میتونم با افتخار بگم که پیشرفت Home Theater Center در بین تمام وب سایت های تخصصی فارسی در زمینه صدا و تصویر با شکوه بوده است. آمار بیش از 800 هزار بازدید در طول یک سال از فعالیت وب سایت جدید! خبر از بازدید روزانه بیش از دو هزار نفر یا صادقانه بگم کلیک دارد. تعداد صفحات بخش نظرات به بیش از 310 صفحه رسیده است, که با در نظر گرفتن 20 سوال و جواب در هر صفحه از مدریت سایت مجموع نظرات یک ساله سایت به بیش از 6000 هزار کامنت رسیده است. که همگی این آمارها نشان از پیشرفت خیره کننده سایت دارد.
چیزی نمی تونم بگم جز این که مخلص همه شما همراهان قدیمی و جدید سایت هستم و مثل همیشه از شما دعوت می کنم تجربیات خود را با ما به اشتراک بزارید
بهرنگ

در این مطلب قصد ندارم بلوری پلیر پایونیر BDP-LX88 با OPPO 105D بررسی دقیق و کامل کنم, چرا که این کار نیاز به وقت زیادی داره که من ندارم! در عوض سعی می کنم توضیحی کوتاه از تفاوت کیفیت صدا و تصویر در این دو پلیر فوق العاده بنویسم تا مخاطب ذهنیت کامل تری برای انتخاب یکی از این دو بلوری پلیر داشته باشد. البته قبلا در مورد پایونیر BDP-LX88- BDP-LX58 صحبت کرده بودم.
پایونیر شهرتش را در ساخت ویدئو پلیرها مدیون لیرز دیسک هاست, فرمتی که خیلی محبوب نشد اما باعث موفقیت و شناخته شدن پایونیر به عنوان یک ویدئو پلیر ساز مرجع شد. پایونیر از سال 1997 و با مدل "DV-S9" خود را به عنوان یکی از مدعیان اصلی دی وی دی پلیرها معرفی کرد و در سال 1999 با معرفی مدل افسانه ای "DV-AX10" توانست برنده چندین جایزه جهانی از جمله بهترین کیفیت تصویر بهترین کیفیت صدا و بهترین کیفیت ساخت شود.
پایونیر BDP-LX88 از یک بدنه آلومینیومی چهار لایه و صفحه کنترل وزن بروی پلیر و یک صفحه لرزشگیر در زیر به همراه چهار عدد لرزشگیر اضافه به شکل پایه همراه, پنل جلوی برس خورده با خط برس های عمیق که زیبایی پنل جلویی دوچندان کرده مجهز شده است.
پایونیر LX88 در طراحی و امکانات منوها هیچ تفاوتی با هم رده های گذشته خود ندارد, همچنان با یکی یا بهتر بگم بهترین طراحی و کارایی منوها در بین ویدئو پلیرها مواجه هستیم.
دیسک تست بلوری Samsara و Lucy بود. اگر هنوز فیلم لوسی تهیه نکردید! حتماً بزارید تو سبد خریدتون, چرا که غیر از داستان فوق العاده ای که این کار داره. تست صدا و تصویر عالی هم دارد.
بعد از اولین مراحل کالیبراسیون با صدا و تصویری در LX88 مواجه خواهید شد که دقیقاً انتظارشو دارید! تصویری با شاخص های برتر پایونیر. تصویری بسیار شارپ با رنگ های درخشان که اصلا اشباع شده نیستن. لبه های تصویر کاملا تیز هستن, حتی در سوژه های متحرگ از تیزی تصویر کم نمیشه که نشان از قدرت کنترل بخش پردازشگر در شرایط سخت را دارد, در سرعت های بالا هم باز سوژه ها کدر نمیشن و یا تیزی های تصویر برش نمیخورن. تفکیک بین دو یا چند رنگ در پایونیر عالی و بی نقص انجام می شود. اکثر تست ها با مستند "Samsara" انجام می شود. من نمیدونم دوستان این مستند تهیه کردن یا نه!

مستند "Samsara" قسمت دومی از مستند "Baraka" هست. که من موفق نشدم قسمت اول ببینم! در لیست های ورودی به ایران هم هیچ کدوم از قسمت هارو ندیدم! در هر صورت Samsara به هیچ عنوان از دست ندید, مستندی بدون کلام با موسیقی زیبا از زندگی مردم گوشه و کنار دنیا از آفریقا تا اروپا, خاور میانه و خاور دور بسیار زیبا و تاثیرگذار است. از همه مهم تر تصویر این مستند که شمارو پای نمایشگر میخکوب میکنه! تصاویری خیره کننده در کنتراست رنگ و وضوح تصویر! بی نظیر و زیباست. فیلم با دوربین 70mm گرفته شده و با رزولوشن 8k اسکن شده و با رزولوشن 4K پردازش و در سینمای IMAX نمایش داده شده است. بلو-ری Samsara حد نهایتی برای نشان دادن پتانسیل سیستم نمایش شماست.
پایونیر LX88 بسیار عالی رنگ ها را در این مستند نمایش میده, کاملا جدا از رنگ های دیگر و اصلا اجازه نمیده پراکندگی نوری که در پلیرهای ضعیف ایجاد می شود و باعث درهم رفتن نور رنگ ها و محو شدن دو رنگ در کنار هم می شود. در پلیر جدید پایونیر بروی این صحنه ها تاثیر بزارد.
تصویر در BDP-LX88 شاخص های گذشته پایونیر را دارد با این تفاوت که کمی با تجربه تر تصاویر را اجرا می کند, بزرگترین شاخص مثبت این پلیر با هم نسل های قبلیش کنترل بهتر در تمام نواحی تصویر مثل نور, جزئیات, کنتراست و رنگ است که این پیشرفت خوبی برای پایونیر بحساب میاد.
پردازشگر پرقدرت پلیر در صحنه های شلوغ و سریع با کمک چهار رم بافر قدرتمند به راحتی از پس پردازش تمام جزئیات تصویر برمیاد و هیچ ضعفی از خود در سخت ترین صحنه ها از لحاظ قدرت پردازش نشان نداد.
بخش صدای سینمایی در LX88 یکم متفاوت تر از هم نسل های گذشته شنیده میشه, دیالوگ و اجرای موزیک در کلاس پلیر که مجبورم میکنه نهایت سخت گیری انجام بدم, بسیار خوب اجرا میشه, صدای ارکستر در فیلم های مثل گلایاتور و ارباب حلقه ها میشه با قدرت شنیدو دیالوگ قوی و جلو شنیده میشه اما تا ایده آل من کمی فقط کمی فاصله داره! شاید اگر کمی پانچی تر دیالوگ میشنیدم راضی تر بودم.
افکت ها عالی هستن, میتونم بگم این خود پایونیر های اند که داره این افکت های وحشی تحویل آمپلی فایر میده, افکت های بسیار دقیق و با قدرت انتقال چندین موج مختلف که شنوده را به وجد میاره! ناحیه فرکانس پایین LFE فوق العاده دقیق و سریع به کانال ساب تزریق میشه و نتیجه کار عالیه.
پخش موزیک LX88 بروی موزیک معمولی تر از اون چیزی بود که من انتظار داشتم! روی خروجی بالانس با کابل های AudioQuest صدا در کلاس سورس های ارزان قیمت خود پایونیر مثل PD-10 بود اما اون پلیر حرف دهنشو می فهمید اما LX88 میخواست گنده تر از دهنش حرف بزنه! اما اصلا توانشو نداشت و فقط شنوده خسته میکنه. صدا استرس داره و فوروارد میشه, صدا اصلا نزدیک شنیده نمیشه, نت های بالا رنگ شده هستند. صدا حالت مواج و رها نداره و تصویر درستی از فضای ضبط منتقل نمیکنه. پایونیر سعی کرده صدای دیجیتالیزه شده سورس های صوتی خودشو در این مدل کم کنه, اما نتیجه شده صدای با جزئیات بالا اما تاریک! پایونیر طراح سورس صدا نیست و نباید هم روی این بخش صدا سرمایه گذاری کند. چرا که بدترین نقدهارو در همین پارت های فای ویدئو پلیرهاش خواهند گرفت.
در کل بلوری پلیر پایونیر BDP-LX88 یک های اند بسیار جذاب با توانایی بالا در ارائه بهترین کیفیت دیسک های بلوری در صدا و تصویر است, که اگر طرفدار پایونیر هستید اطمینان میدم از خریدش پشیمون نمیشید
تصویر
صدا
طراحی و ساخت
اجرای موزیک
و اما OPPO یک برند تازه وارد بود که همچون شهاب سنگی بین برندهای با سابقه فرود آمد و خیلی زود توانست جایگاه ویژه ای در بین علاقمندان به سیستم های درست و حسابی سینمایی خانگی برای خود پیدا کند.
OPPO تنها برند تازه وارد به بازار صدا و تصویر بود که از اولین محصول خود که دی وی دی پلیر مدل DV-983H بود, تا اولین بلوری پلیر مدل BDP-83 خیلی زود موفق شد جای برندهای بزرگی مثل دنن و پایونیر در بازار آمریکا و سپس اروپا بگیرد! اوپو اینقدر محکم وارد شد که انگار نیم قرن که هست!
محصولات اوپو در آمریکای شمالی طراحی و مهندسی شده و در کارخانه ای بسیار مدرن در چین مونتاژ شده و با بسته بندی منحصر به فرد اوپو وارد مارکت جهانی می شوند. اوپو در طراحی اینقدر خوب کارکرد که برندهای مثل "Cambridge Audio" در ساخت بلوری پلیرهاش از فناوری این شرکت استفاده می کند.
پنل جلوی اوپو 105D مثل مدل قبلی از آلومینیوم ارتشی ساخته شده که ظاهری جدی و قدرتمند به دستگاه داده است، بدنه دستگاه از ورق بسیار ضخیم با دو لایه لرزشگیر در زیر طوری یکپارچه شده که انگار کل دستگاه مهر و موم شده است.
بخش دیسک درایو ساخت خود اوپو است و بسیار نرم و بی سر و صدا کار می کند. سرعت بوت دیسک های بلوری در این پلیر نه به خوبی نسل های جدید پایونیر اما بسیار رضایت بخش است و نمیشه ازش ایرادی گرفت.
دیسک تست تصویر Samsara و Lucy بود.
105D با مدار DARBEE خاموش تفاوت چندانی با هم کلاس های خود در برندهای دیگر ندارد. من تجربه مدل 103 آپو بدون مدار DARBEE دارم, بی شک اگر بخوام تصویر با پایونیر های هم کلاس 103 مقایسه کنم, امتیاز بالاتری به پایونیر میدم. اما آپو با مدار DARBEE فعال تبدیل به یک سوپر بلوری پلیر می شود. پلیر آنچنان کنترل قدرتمندی بروی پیکسل به پیکسل تصویر دارد که بیننده را وادار به تحسین می کند. تصویر بروی مستند سمساره بی شک برترین تصویر فرمت بلوری است. سکانس نقاشی با شن در معبد خارق العاده شارپ و با جزئیات خیره کننده نمایش داده میشه! در این صحنه وقتی مدار DARBEE تا 80 درصد توان فعال می شود, دقت تصویر بدون این که سوژه ها اغراق شده تیز بشن به حدی افزایش پیدا میکند که میشه ذرات ریزی که به دانه های شن چسبیدن را هم دید! "دقت کنید ذرات ریزی که به دانه های شن چسبده است"
در سکانسی که دخترک ها حرکاتی موضون با دست انجام میدن, کنترل پلیر بروی نور و رنگ به حدی خوب هست که نور جواهرات روی لباس رقصنده ها چشمک نمیزنه, مشکلی که اکثریت پلیرها حتی پایونیر LX88 تا حد کمی دارن. آپو تا به امروز تنها پلیری بوده که با افزایش رزولوشن نورهای انعکاسی شبیه به ستاره چشمک نمیزنن و جزئیات Bold نمیشن.
در تست تصویر بروی فیلم لوسی هم نتیجه درخشان است. با فعال کردن مدار DARBEE شاهد جزئیات و کنترلی عالی در تصویر هستیم, تصویر در نهایت دیتیل هنوز نرم و لطیف است. پایونیر LX88 دیتیل با قدرت افزایش میده اما تیزی ها تصویر تا به اندازه آپو نرم و لطیف حفظ نمیشن. آپو این افزایش جزئیات استادانه انجام میده.
در تعریف از تصویر اوپو 105D فقط میشه گفت فوق العاده است.
از شاخص ترین ویژگی های صدای سینمایی اوپو 105D که خود این شاخص مهمترین در صدای های اند سینمایی است, سر ضرب بودن فول فرکانسی این پلیر است, این یعنی از دیالوگ تا موزیک متن و تا افکت های فیلم همگی در یک بالانس بی نظیر درست مثل سالن های برتر IMAX اجرا میشن. در سنگین ترین پارت های صدا اوپو اجرای تاثیرگذاری از موزیک های سنگین ارکسترال تا افکت های صوتی سنگین همراه با دیالوگ قوی و جلو دارد.
اوپو افکت های لحظه ای را وحشی اما کنترل شده اجرا میکنه, منظورم از کنترل شده این که با اجرای پیک های لحظه ای موزیک یا دیالوگ عقب نمیرن, صدا دارای چندین لایه تفکیک شده است که همگی با دقت و تحت کنترل پلیر اجرا میشن.
صدای کانالیزه در این پلیر وارد یک استاندارد هالیوودی می شود. جریان حرکت افکت ها بین کانال ها لحظه به لحظه پردازش شده و در هیچ لحظه ای جریان صوتی بین کانال ها گم یا حتی قطع نمیشه, تغییر صدا در یک افکت از لحظه اجرا تا لحظه پایان به وضوح و با بالانس بی نظیر شنیده می شود, هیچ گم شدن یا کش آمدن افکتی احساس نمی شود. این همان صدای هالیوودی است.
اوپو 105D بی شک و بی شک یکی از سورس های صدای های اند است. استفاده از این پلیر در دموهای برندهای مختلف و استقبال اودیوفیل ها این ادعا را ثابت می کند که این بلوری پلیر یک سورس صدای واقعی است.
اوپو در طراحی پارت صوتی این پلیر از چیپ ESS معروف استفاده کرده است, این همان چیپی است که در پارت صدای بلوری پلیر پایونیر BDP-LX88 نیز استفاده شده است! اما این کجا و ان کجا!
تصویر صدای که اوپو پخش می کند گسترده و تاثیرگذار است, کوچکترین تغییرات کابل میشه در این سورس حس کرد, صدا در اولین لحظات شنونده را درگیر میکند و در اکثر تست های که من انجام دادم شنونده پس از لحظاتی فراموش می کند صدا از یک سورس تصویری پخش می شود. صدای این پلیر باید بروی تراک های کلاسیک و اپرا شنید تا تفاوت های که با سورس های صدای عادی دارد درک کرد.
با یک رکورد خوب بهتر از خیلی از سورس های معمولی بازار های فای میشه خط لگاتو موزیک دنبال کرد, نه اینقدر آنالوگ و بی حس و نه اینقدر دیجیتالیزه و برنده که خط موزیک فراموش کنید. اوپو شاخص های صدارو دستکاری نمیکنه, نه دیجیتال کامل هست و نه سعی میکنه آنالوگ باشه. همین دلیل باعث میشه مغز شنوده حرفه ای دنبال رابط دادن صدا به دیجیتال یا آنالوگ نباشه و راحت با موزیک ارتباط برقرار کنه.
بیشتر از این نمیتونم از این دو بلوری پلیر فوق العاده تعریف کنم,اگر هم بخوام نتیجه گیری کنم که از نظر من کدوم پلیر بهترین است میگم
OPPO 105D برترین بلوری پلیر است که تا به این تاریخ تجربه کردم.
تصویر
صدا
طراحی و ساخت
اجرای موزیک


قسمت سوم The Expendables که در ایران "بی مصرف ها" ترجمه شده, ملغمه ای از سوپر قهرمانان سینما در طول سالهای زندگی من و اکثریت شماهاست. که اتفاقاً سیلوستر استالونه عزیز, تا حدودی توانسته از پس جا دادن این لشگر سوپر اکشن در قاب تصویر بربیاد. از نظر من که هیچی از هنر سینما نمی دونم, در مجموع سه قسمت و مخصوصاً این آخری حضور این تعداد سوپر قهرمان فیلم های اکشن در سکانس های محدود فیلم خیلی هم بد نبود. خیلی زود بریم سراغ صدا و تصویر, فقط یک نکته جالب در دیالوگ نویسی فیلم بود که برام خیلی جالب بود! و اون سوال "آرنولد" از "هریسون فورد" بود, که ازش سوال کرد خلبانی کجا یاد گرفتی و فورد جواب میده در تهران!
تجهیزات تست:
نمایشگر سامسونگ
65HUC9990 Curved
پری آمپلی فایر یاماها
CX-A5000
پاور آمپلی فایر یاماها
MX-A5000
بلوری پلیر
OPPO 105D
مجموع کابل ها
مجموعه بلندگوها فوکال سری 800
ساب ووفر
تصویر:
تصویر در قسمت سوم خیلی به ایده آل من نزدیک بود, سومی بیشتر میشه با قسمت اول مقایسه کرد. فیلم با سکانس های گرم شروع و از میانه فیلم کمی از گرمای تصویر کم شده و در انتها شاهد تصویر تقریباً سردی هستیم. سوژه ها خیلی جزئیات Bold ندارن و در طول فیلم شات های بسته با جزئیات برجسته شده نمیبینیم. شاید از اوایل فیلم بافت پوست مقداری برجسته و زیادی گرم دیده میشه که کاملا با حال و هوای فیلم هماهنگ هست و اذیت نمیکنه. در طول فیلم چه در سکانس های خارجی با رنگ های گرم و چه اواخر فیلم که تقریباً تصویر سرد میشه هیچ گرین اذیت کننده ای دیده نمیشه, نه خبری از نویز دیجیتال هست و نه گرین, نتیجه شده پس زمینه تصویری به شدت کریستالی و تمیز که بیشتر از خود سوژه ها نظر جلب میکنه. رنگ ها اصلاً اشباع شده نیستن, حتی در سکانس های ابتدایی رنگ بیش از حد درخشان یا کدر دیده نمیشن, و همین عامل دلیل این هست که گفتم حتی رنگ های گرم فیلم اذیت کننده نیست. در قسمت سوم بی مصرف ها شاهد تصویر بسیار تمیز و کنترل شده ای بودم که اجازه نداد ایرادی ازش بگیرم.
صدا:
اگر از طرفداران صدای دالبی هستید (من نیستم) قسمت سوم The Expendables یکی از بهترین ها برای شماست. این فیلم جزو سه تای اولی بود که با فرمت دالبی ادموس ریلیز شد, و البته موفق ترین نسخه خانگی و سینمایی تا به امروز با صدای دالبی ادموس بحساب میاد, چرا که چند سکانس از این فیلم انگار برای نمایش دالبی ادموس ساخته شده است! این فیلم بروی بلوری با دو فرمت صوتی Dolby TrueHD 7.1 و Dolby Atmos 7.1.4 عرضه شده است. من هنوز حوصله کافی برای اجرای پیکربندی دالبی ادموس پیدا نکردم! به همین دلیل فعلا با پیکیربندی 7.1 کانال کنار میام تا به زودی قسمت نمایش خانگی مو به پیکیربندی 7.1.4 ارتقاء بدم. من این فیلم برای اولین بار در سالن نمایش مجهز به دالبی ادموس دیدم (اولین تجربه دالبی ادموس) به همین دلیل در نمایش 7.1 هم میتونم با کمک DSP خارق العاده یاماها صدای که در سینما شنیدم بازسازی کنم. "تا حدودی"
سیلوستر استالونه از "جان رمبو" تا قسمت سوم بی مصرف ها ثابت کرد که به صدای ساخته هاش بسیار اهمیت میده, در یکی از پست های قدیمی از قول دوستی که در جنگ ایران و عراق به طور جدی در عملیات ها شرکت کرده بودن, نوشتم که وقتی صدای فیلم جان رمبو بروی سیستم من شنیدن, تایید کردن که این صدا نزدیک به واقعیت است. حالا یا صدای جان رمبو خیلی خوب بود یا صدای سیستم من!
صدا در بی مصرف ها بسیار لود اما کنترل شده اجرا میشه, با تمرکز بسیار بالا بروی لحظه آزاد شدن انرژی شلیک ها و انفجارها. در سکانس های که تانگ ها به ساختمان متروکه شلیک میکنن انرژی رها شده ابتدا به شکل موج سنگین از روی زمین آزاد میشه و در لحظه برخورد در فضا احساس میشه. این همون افکت های چند قسمتی که در تعریف صدای سینمایی خوب همیشه بهش اشاره می کنم.
سکانس های پرواز هلکوپترها درخشان ترین لحظات برای دالبی ادموس بود, خیلی جالب و متفاوت تر از هر پردازش مجازی حتی حرکت پروانه های هلکوپتر از یک نقطه به نقطه دیگه در پیکربندی سقفی شنیده میشد, در لحظاتی میشه صدای چرخش پروانه هارو یکی دو متر جلو تر از صدای موتور هلکوپتر شنید, که خیلی جالب بود و فقط میشه تجربش کرد.
صدای فیلم اینقدر خوب بود که حتی بروی دالبی حرکت افکت ها در بین چهار کانال ساراند سریع و بدون گم شدن بین کانال ها اجرا میشه.
درخشان ترین صدا در ابتدای فیلم و رها شدن بمب از هلکوپتر و اون انفجار سنگین بود! قدرت فرکانس پایین در این سکانس به حدی بالاست که اگر ساب ووفری مثل SVS PB13 تو مدار داشته باشید دیوارهای اتاق نمایش شما هم مثل ساختمون تو فیلم موج خواهند برداشت!
در کل صدا و تصویر بی نقص, کامل و تاثیرگذار بود.
تصویر
صدا