Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

تحلیل ها

Pioneer SC-LX83 Review

http://hometheater.persiangig.com/hometheater/pioneer_sc-lx83.jpg

آمپلی فایرهای دیجیتال پایونر هیچ وقت مورد علاقه من نبوده و نیست! اما همیشه سعی كردم نظرات و سلیقه شخصیم روی تحلیلم تاثیر نظاره, البته هیچ وقت ادعا نكردم كاملا بی طرف بودم.

امروز فرصتی شد آمپلی فایر  LX83 پایونر از نزدیك ببینم و دو ساعتی را با یكی از دوستان با این محصول High End پایونر سرگرم باشیم. LX83 مدل ارتقا پیدا كرده LX82 هست. اضافه شدن امكان پشتیبانی از فرمت 3D و ظاهر خیلی شیك تر ویژگی اصلی LX83 به LX82 است. آمپلی فایر های سری LX نسبت به مدل های VSX طراحی و كیفیت بهتری دارند, مدل های ارزون VSX كه فاجعه بحساب میاد! شاید این LX83 یه حرفهای برای گفتن داره و میشه بهش گفت آمپلی فایر دیجیتال, حالا چقدر كیفیت داره و یا میتونه با رقبای هم كلاس خودش در صدا رقابت كنه, بستگی به شما داره.

 در مورد اینكه چند تا ورودی و خروجی داره؟ چه فرمت های پشتیبانی میكنه و از این نوع سولات بهتره برید اینجا خودتون ببینید. اطمینان داشته باشید خیلی بیشتر از چیزی كه نیاز داشته باشید براتون كار انجام میده.

چیزی كه باعث شد در مورد این آمپلی فایر بنویسم كیفیت و طراحی فوق العاده مدار تصویر اون هست! یكی از بهترین های كه تا به امروز در آمپلی فایرهای HD دیدم! بلوری IRON MAN 2 همراه با پلیر سامسونگ C6900 و كابل Wireworld Chroma 6 سورس تست تصویر من بود. عجب كابلی این Wireworld . قراره به زودی بلو-ری پلیر LX71 پایونر به سیستم اضافه بشه. سامسونگ هم بلوری پلیر ساز خوبی! درسته نمیتونه در حد اندازه بزرگان این صنعت باشه اما در بین تجاری سازها واقعا فناوری این كار داره.

نسل جدید آمپلی فایرهای HD نسبت به قبل وفاداری خیلی بهتری به تصویر دارند و كمتر روی تصویر تاثیر منفی میزارن. اما این LX83 تو یه كلاس دیگه بود! فیلم IRON MAN 2 گذاشتم. عجب لود سریعی داره این سامسونگ! ظاهرا چیزی نزدیك به PS3 دیسك لود میكنه! این یكی برای من شده مشكل! همین لود سریع میگم. IRON MAN 2  رنگ های خیلی Shining داره, در تمام سكانس ها این رنگ كه نظر جلب میكنه, من اول پلیر مستقیم به نمایشگر وصل كرده بودم, صحنه مسابقه F1 انصافا سامسونگ تصویر خوبی داشت, رفتم به سكانس های پایانی و اگشن داخل نمایشگاه EXPO رنگ ها همچنان درخشش داشت با كنتراست عالی. همین دو صحنه را بعد كه پلیر به آمپلی فایر وصل شد دوباره تست كردم, كاملا میشد حس كرد پردازشگر دوست داشتنی من VRS از Anchor Bay Technology داره كار خودشو در بهبود تصویر انجام میده, رنگ قرمز فلز بافت بهتری پیدا كرده بود, انگار یه لایه از روی تصویر برداشته شده بود! صحنه نمایشگاه EXPO عمق سیاهی در شب بهتر شده بود. در صحنه ای كه هر دو IRON MAN پشت به پشت هم نشان داده میشن, چیزی جزء بافت دقیق فلز با كنتراست رنگ عالی دیده نمیشد. هیچ نویزی در تصویر وجود نداشت! تصاویر سریع اصلا وضوح خودشو از دست نمیداد, مشكلی كه در آمپلی فایرهای ارزون كاملا دیده میشه, همین پایونر در مدل های پائین تر خیلی روی تصویر تاثیر منفی داره! اما LX83 داشت تصویر جلا میداد.

پایونر استاد طراحی مدار تصویر و استفاده درست از بهترین پردازشگرهای صدا و تصویر هست. در این شک نکنید.

منوهای تنظیم صدا و تصویر در LX83 بسیار دقیق و كامل بود. مخصوصا در مورد اكولایزرهای تنظیم محدوده فركانسی بسیار رنج گسترده ای را پوشش میداد. و باز باید بگم یكی از كامل ترین و بهترین های بوده كه تا حالا دیدم.

صدای LX83

 صدای افکت پایونر هیچ وقت حس حال واقعی فیلم انتقال نمیده! در تمام مدل های بالای پایونر مشکل ضعف صدا در کانال ها Surround اساسی هست! تو این LX83 پایونر هم این ضعف مشهود بود! تو این كار وقتی چند سال میگذره و شما یك ضعف در تست های مختلف از یك برند می بینید روش حساس میشی, و در هر بار برخورد با اون برند اول روی ضعف همیشگی زوم میكنید, این بار هم برام همینطور بود! LX83 تست تصویر و امكانات نرم افزاری را خیلی خوب جواب داده بود, در این شك ندارم كه پایونر استاد طراحی مدارات تصویر و كالیبراسیون دقیق هست. اما در مورد صدا بدجور با پایونر مشكل دارم, صدای LX83 اصلا اون حالت  Excitement به من نمیداد! صدای افكت آمپلی فایرهای Hi-End پایونر اصلا در پیك های لحظه ای ( رعد و برقی ) كه من دوست دارم نداره! مخصوصا در كانال های سوراند جریان دهی خوبی نمیشه! فكر هم نكنید با بالا برده میزان db مشكل حل میشه! بدتر Zone بندی صدا بهم میریزه! این مشكل طراحی پایونر هست, احساس میكنی صدا از تصویر عقب میفته! همین باعث میشه محیط DSP خراب بشه, اگر تجربه صدای سینمایی داشته باشید كم كم متوجه این تاخیرها در بین كانال های صدا میشید, پایونر مشكل اساسی در كانال های سوراند دارد.  

تست موزیک LX83 یکی از نکات برجسته و نادر در آمپلی فایرهای دیجیتال پایونر بود! موزیك فول رنج در ولوم های پائین, با جزئیات بالا و حفظ باس در این امپلی فایر خیلی خوب بود! آمپلی فایرهای پایونر در ولوم های بیش از 4/2 دیستروشن بالای دارن ! با افزایش ولوم تا 4/3 دیگه نویز پخش میشه تا صدا ! موزیك كه جای خود داره! در LX83 استفاده از مدار ICEpower باعث شده جریان دهی بهتر و خطی در ولوم های بالا داشته باشه! آمپلی فایر های پایونر اگر 20 دقیقه روی ولوم بالا كار كنه كم كم احساس میكنی ولوم صدا پائین میاد! اما LX83 این مشكل نداشت, صدا با گذشت زمان از شور حال نمی افتاد. صدا از پائین ترین حد تا حتی 4/3 از حالت خطی خارج نمیشد, اگر با آمپلی فایرهای یك نسل قدیمی تر Marantz كار كرده باشید حتما متوجه شدین شدت صدا از 4/2 كه میره بالا حجم صدا بطور عجیبی افزایش پیدا میكنه! همین شده بود ضعف Marantz نسبت به دیگر رقبای هم كلاس, مشكلی كه در سری های 2009 به بعد كاملا حل شد. پایونر هم در مدل های بالا این مشكل داره ! صدا تا یه حدی متعادل اما از یه حدی كه بره بالاتر صدا جیع میشه! اما LX83 این مشكل نداشت.

نكاتی كه در زمان تست یاداشت كردم:  مدار تصویر بسیار عالی بدونه هیچ تاثیر منفی روی سورس, بدونه نویز اضافی, بدونه تغییر در بافت تصوی و بهم ریختگی تنظیمات پلیر, افزایش وضوح تصویر بروی منابع SD, لبه های كاملا صاف در منابع SD هیچ گونه محو شدگی در تصاویر سریع دیده نمیشود. پخش موزیك استریو پویا در تمام محدوده های فركانسی, حفظ ریتم صدا در ولوم های پائین , پخش صدای فركانس پائین خوب در موزیك های اركستی, پخش صدای افكت ضعیف با DSP محدود. ظاهر خیلی بهتر نسبت به مدل های قبلی, بدنه الومینیومی پرداخت شده نه در حد عالی اما خیلی بهتر از مدل های مشكی براق. كنترل از راه دور بسیار خوش ساخت و زیبا با كاركرد راحت.

دوره گذرا در كابل

چندين سال پيش دوستي به من ميگفت "هر وقت در سيستمي وجود كابل احساس كردي بدون صدا و يا تصوير مشكل داره" اون زمان ها آنچنان اين حرف درك نمي كردم! پيش خودم ميگفتم خوب الان هم چيزي حس نميكنم! ولي مي دونستم صداي كه مي خوام اين نيست! و يا ميشه تصوير دي وي دي پليرم از اين هم بهتر باشه! مرتب يا جاي بلندگوهارو عوض مي كردم تا به بهترين پاسخ اتاق برسم و يا تنطيمات صدا و تصوير سورس و آمپلي فاير تغيير ميدادم, اون سالها تازه آمپلي فايرهاي ديجيتال با رمزگشاي dts آمده بود, و آنچنان هم تنظيمات كاربري نداشت, البته در مواردي خيلي بهتر از آمپلي فايرهاي امروزي عمل مي كردند! هنوز كمتر آمپلي فاير ديجيتالي را ميشه پيدا كرد كه صداي A1 ياماها رو داشته باشه بعد از A1 مدل AX1 آمد كه dts-es 6.1 بود. در اون سالها اين دو مدل مثل نگين هاي درخشان در قله Cinema DSP مي درخشيدن و كمپاني هاي رقيب با حيرت به اين مدل ها نگاه مي كردند. 

يه زماني بود كه رفتم دنبال عوض كردن كابل, با عوض شدن كابل Component ژاپني با برند مطرح اروپايي ميشد تفاوت نسخه هاي دي وي دي اروپايي از آمريكايي بهتر تشخيص داد! پس فقط مي رفتم دنبال برندهاي اروپائي و مي گفتم ژاپن كابل ساز خوبي نيست! يه مدت مي گذشت دوستي يه كابل ژاپني مي داد بهم تست كنم, مي رفتم ميديدم چقدر تصوير عوض شد و رفت به سمتي كه من دوست دارم! دوباره ژاپني ميشدم! و اين ادامه داشت... در مورد كابل بلندگو و Interconnect هم به همين شكل بود! كابل ها عوض ميشد و هر بار نتيجه چيزي بين خوب و بد بود! هيچ وقت احساس رضايت كامل نمي كردم!

 كم كم ياد گرفتم هر كابلي پاسخ خطي متفاوت روي هر سيستمي داره, ديگه نمي گفتم اين كابل تست خوبي برام نداشت پس بده! تا اينجا برام خوب بود, ياد گرفته بودم كابل چه تاثير عجيب و گاهي باور نكردني در صدا و تصوير داره, پس مرتب كابل عوض مي كردم! اما هر بار يه جاي كارم ايراد داشت! شده بودم مثل اون شاگرد كوزه گري كه همه چيز بلد بود اما كوزه هاش توي كوره ترك مي خورد! حساسيت زياد من روي صدا و تصوير باعث شده بود هزينه زيادي براي كابل بدم, اما هميشه يه حالت بي قراري تو صدا شنيده ميشد! تصوير به بهترين و نزديك ترين شكل به داده هاي روي ديسك نزديك كرده بودم, تفاوت هاي نسخه هاي مختلف به راحتي درك مي كردم, تجربم بيشتر شده بود و تغييرات بافت صدا و تصوير خوب درك ميكردم, اما باز اين حس داشتم كه يه چيزي اين وسط داره كار خراب ميكنه! تازه داشتم نقش كابل در صدا و تصوير درك ميكردم. سالهاي ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ بود كه روي تاثير كابل هاي مختلف تحقيق ميكردم, هر جا سيستمي بود اول مي رفتم سراغ كابلها تا ببينم چي هست؟ يكي از معيارهام شده بود همين كابل, راهم درست بود, اما متوجه يك نكته خيلي مهم نشده بودم!

 و اون " Break-in Time" بود. من ياد نگرفته بودم هر كابلي چه صوتي و چه تصويري نياز به يك دوره گذرا داره تا از اون حالت اوليه خارج بشه, كابل بايد " Demagnetization" بشه تا بدونه كمترين تاثير جريان الكتريكي انتقال بده, و تمام اينها يعني كاركرد كابل روي سيستم بدونه جدا شدن و ايجاد استرس براي كابل, هر كابلي بسته به آلياژ به كارفته در اون نياز به مدت زمان نا مشخص براي به پايداري رسيدن دارد. Break-in همان فوت كوزه گري بود که من بلد نبودم!

کابل مثل یک کودک که با گذشت زمان رشد می کنه و به تکامل میرسه.

A cable is like a baby ,it grows by time lapse and then it gains the last perfection

تجربه اين سالها به من ياد داده كابل خوب زماني به بالاترين بازدهي ميرسه كه خوب Break-in بشه, یعنی در طول مدت Break-in از دستگاه جدا نشه (کابل در مدت مشخص تو مدار باشد) كابلي كه 24 ساعت از سيستم جدا بشه اون حالت سه بعدي از صدا ميگيره, شما ديگه دو كانال مونو داريد تا يك استريو, صدا در محدوده بسته اي از فركانس ها قرار ميگيره و جزئيات در صدا كم ميشه. كابل هاي ويدئوي و در حال حاظر HDMI قبل از Break-in شدن کامل اون حالت Equal در نور و رنگ ندارند, انگار اجزاي تصوير از هم جدا شدن, ديالوگ هاي فيلم حس برجسته و جدا از موزيك و افكت نداره! حركت افكت ها با انرژي اضافي شنيده ميشه انگار صدا سنگين شده! تمام اين موارد فقط به كابل صدا يا تصوير مربوط نميشه, تمام سيستم Cabling وقتي روي كامپوننت ها بسته شد در واقع يك پيكر واحد ميشن, انتخاب غلط يك Interconnect بد و يا Break-in نشده تاثير منفي در كل سيستم استريو داره, در سيستم هاي سينمايي هم انتخاب اشتباه و يا شرايط نا مناسب كابل HDMI تاثير مستقيم در نشان دادن قابليت هاي كل سيستم از نمايشگر گرفته تا آمپلي فاير, پلير, بلندگوها و حتي خود فيلم داره, يك اشتباه ميتونه كل هزينه اي كه براي سيستم كرديد را زير سوال ببرد. و يا مثل من بدونه اينكه به كابل اجازه بدم رشد كنه و بالغ بشه اون با برند ديگه جايگزين كنم.

 همانطور كه گفتم زمان مشخصي براي Break-in يك كابل وجود نداره! فقط تجربه شنيداري و ديداري مي تونه به ما بگه كي كابل كاملا از حالت اوليه خارج شده و در حالت پايدار قرار دارد! زمان تقريبي چيزي بين ۱۰۰ تا ۱۵۰ ساعت كاركرد براي هر كابل درست و حسابي هست, كه اين زمان بسته به نوع كابل ميتونه بيشتر هم باشد.

الان خوب صحبت اون دوست قديمي رو درك ميكنم كه معني Neutrality كابل در سيستم يعني چي و تا چه حد مي تواند در صدا و تصوير تاثير مثبت يا منفي داشته باشد.

در آخر كابل اصلي ترين و حساس ترين قسمت يك سيستم صوتي و تصويري است, و بايد از برند معتبر و متناسب با سيستم انتخاب و در شرايط مناسب كاملا Break-in و از حالت اوليه خود خارج شود.

Denon DBP-2010 : Review

DBP-2010

امروز ۲۸/۴/89 خدمت دوستی بودم برای تست بلوری پلیر دنون مدل DBP-2010 در پست های گذشته آمپلی فایر یاماها مدل  RX-V767  ایشان را تحلیلش نوشتم.

بلوری پلیر دنون مدل DBP-2010 تو کلاس متوسط هیچ جای شکی را برای یک خرید دوست داشتنی باقی نمی گذارد. نتیجه حدود ۲ ساعت تست این پلیر و نكته برداری در دفتر مخصوص تست من به شرح زیر است.

فیلم  تست موجود:

BD Casino Royale

BD Pirates of the Caribbean

DVD Star Wars Episode III

DVD Sahara

تجهیزات تست:

SAMSUNG LCD "52

  HDMI Cable - Wireworld Ultraviolet 6

A/V Amplifier: Yamaha RX-V767

Speaker: JBL

Front- E90CH

Center-EC25CH

Rear-E10

Subwoofer-E250PCH

بدنه دستگاه با پنل آلومینیوم تراش داده شده واقعا خوش ساخت و زیباست, جزئیات بدنه دستگاه با ظرافت كامل تولید شده, دكمه های فلزی در سمت راست پنل به زیبای تراش خوره و احساس خوبی به كاربر دستگاه میده.

استفاده از چهار لرزش گیر چوب پنبه ای این اطمینان را میده در لرزش های ناشی از شدت صدای بالا هیچ استرسی به پلیر وارد نمیشود.

پلیر امكان رمزگشائی صدای 7.1 كانال را برای Dolby TrueHD و DTS-HD Master Audio دارد. تمام ترمینال های خروجی آنالوگ آب كاری طلا شده است.
كیفیت ظاهری دستگاه در این محدوده قیمت بسیار عالی است.

DBP-2010 از پردازشگر شركت (Anchor Bay Technology) مدل ABT1030 با توان  Bit 12/297 MHz استفاده میكند. شركت Anchor Bay Technology با تولید تراشه های سری VRS تحول چشمگیر در تصاویر وضوح بالا ایجاد كرد, خیلی از كمپانی ها فروش پلیرهای خود را مدیون پردازشگر VRS هستند. برای نمونه شركت OPPO اگر پردازشگرهای سری VRS نبود شاید در تولید دی وی دی پلیرهای با قدرت Upscaling تصاویر SD به HD با دقت بی رقیب و حالا در بلوری پلیرهای اعتباری تا به این حد به دست نمی اورد. به لیست كمپانی های بزرگی كه از تراشه VRS استفاده میكنند توجه كنید.

Yamaha
Oppo
Esoteric
Marantz
Denon
Arcam
Pioneer
Sherwood

تمام این كمپانی ها از فناوری VRS در مدل های Hi-End خود استفاده كردند.

 بریم سراغ تست پلیر.

disc tray پلیر خیلی ساکت بود, و هیچ صدای اضافی در هنگام باز و بسته شدن ایجاد نمیكرد, هد اپتیك در حركت بین تراك ها روی Audio CD صدای اضافی ندارد.

سرعت لود پلیر بسیار كند است..

 بلوری کازینو رویال : 42 ثانیه تا آرم سونی

بلوری دزدان دریایی کارائیب : 40 ثانیه تا منوی اصلی

دی وی دی جنگ های ستاره ای اپیزود سوم : 25 ثانیه قبل از اخطار

 دی وی دی صحرا : 25 ثانیه

شروع تست با بلوری دزدان دریایی کارائیب بود, بافت لباس الیزابت روی عرشه كشتی دقت قابل توجه ای داشت, كاملا آشكار داشتم بافت پارچه را در فاصله حدود 2,5 متری میدیدم, بدنه چوبی كشتی و طناب ها در صحنه های مه گرفته ابتدایی وضوح بالا و نویز بسیار كمی داشت, chapter بعدی تصویر روی صورت جک اسپارو  شاهد كنتراست رنگ عالی همراه با تفكیك جزئیات كامل هستیم, چند ثانیه بعد قایق را در یك نمای باز از دریا میبینیم كه اكثرا روی پلیرهای ضعیف گرین زیادی دیده میشه, اما 2010 دنون تصویر تمیزی پخش میكرد, گرین بود اما كاملا كنترل شده. حركت موج دریا خیلی Equal بود, این صحنه ها را در چندین پلیر تو كلاس های مختلف تست كردم در پلیرهای ضعیف حركت موج ها خیلی همگن نیست, اما دنون داشت خیلی عالی اجرا میكرد. در سكانس نبرد نهایی فیلم در غار صحنه های جالبی برای تست پلیر و مخصوصا نمایشگر داریم, پنل سامسونگ انصافا داشت سیاه خالص و زیبایی نمایش میداد, درخشش طلاهای پراكنده در غار با نور آبی درخشانی همراه شده بود تا این صحنه های بارها و بارها دیده شده را باز برام جذاب كند.

تصویر روی كازینو رویال با رنگ های گرم و كاملا تمیز بدونه گرین در سكانس های بسته دیده میشه, نماهای شهر در دور دست همراه با جزئیات بالا و بدونه تداخل رنگ لذت بخش و زیباست. شاید بهترین سكانس فیلم برا تست سكانس تعقیب و گریز در فرودگاه باشد؟ با رنگ سرد و جزئیات بالا, شاهد texture عالی روی پوست هستیم. پلیر دنون خیلی عالی این صحنه ها را اجرا میكرد.

كیفیت صدای HD در 2010 دنون مثل تصویر حرفهای برای گفتن داشت, در صحنه های شلوغ و اگشن شاهد هماهنگی خوبی بین افكت و دیالوگ هستیم, در سكانس مبارزه داخل كارگاه آهنگری در دزدان دریایی کارائیب دیالوگ, موسیقی و افكت كاملا تفكیك شده و قابل دركی حتی در ولوم های پائین داریم, صدا در این فیلم در موزیك لحظاتی شدت میگیره و میشه اجرای اركست را حس كرد. این فیلم سرشار از لحظه های زیبا در صدا و تصویر است, تحلیل بلوری فیلم اینجا بخوانید.

كیفیت پخش بلوری 2010 دنون روی دی وی دی دقت بالای دارد, كاملا میشه تاثیر پردازشگر  VRS را در افزایش دقیق خطوط افقی و عمودی حس كرد. تصویر روی فیلم جنگ های ستاره ای خیلی تمیز و بدونه هیچ نویزی دیده میشه, خطوط تیز در سفینه ها اصلا كنگره كنگره نیست, صحنه های تاریك عمق تصویر عالی دارد.  من اصلا از این فیلم خوشم نمیاد, از اولی بگیر كه در زمان خودش انقلابی در سینمای ساینس فیكشن ایجاد كرد تا آخری برام هیچ جذابیتی ندارد.

 تصویر ۲۰۱۰ روی دی وی دی صحرا واقعا جذاب بود! رنگ های گرم و درخشان با جزئیات بالای را روی پنل ۵۲ اینچ نمایش میداد, در صحنه انفجار دینامیت ها و بلند شدن حجم زیادی شن به هوا میشد تفكیك بالای در نمایش دانه های شن در هوا را دید. رنگ حالت اشباع شده نداشت, عمق تصویر خوبی دیده میشد بدونه نویز در پس زمینه تصویر. صدا روی دالبی دیجیتال شفافیت خوبی داشت و نظر را جلب میكرد, صدای شلیك اصلحه ها اصلا حالت گرفته نداشت, صدای برخورد گلوله ها و پخش شدن خاك را به وضوح شنیده میشد. من خودم این فیلمو ندارم اما میشد فهمید كیفیت بالای صدا روی دالبی فقط به پخش دنون مربوط نیست و خود فیلم صداگذاری خوبی دارد.

كیفیت خوب صدا و تصویر تا حد زیادی به كابل هم مربوط میشد. شركت Wireworld یك كابل ساز مطرح است, HDMI سری Ultraviolet 6 از مدل های بالا و پر فروش این شركت هست و برنده جایزه 5 ستاره از What Hi-Fi است. این كابل داشت روی پلیر دنون و پنل سامسونگ خیلی عالی جواب میداد, من مدل Platinum Starlight این شركت را خیلی دوست دارم, كاملا از نقره خالص ساخته شده و خصوصیات صدا و تصویری كه من دوست دارم را داره؟

در مطلب D&M Holdings  گفتم بلوری پلیر Marantz مدل BD7004 و DBP-2010 Denon  تولید مشترك است و از قطعات مشابه در  هر دو دستگاه استفاده شده است, همانطور كه توضیح دادم هر دو كمپانی تولیدات مشترك دارند و زیر مجموعه D&M Holdings هستند. كیفیت ساخت و طراحی دقیق DBP-2010 دنون كمپانی های مطرحی مثل Onkyo را هم وادار كرده امتیاز ساخت این پلیر را به اسم خود بگیرد تا از بازار عقب نمانند. در ساخت مدل BD-SP807  آنكیو از طراحی و قطعات DBP-2010 استفاده شده است.

بلوری پلیر DBP-2010 دنون انتخاب بسیار با كیفیتی برای دوستان Home Theater است.

AVR-1611

نسل جدید آمپلی فایرهای دنون با امكان پشتیبانی از HDMI 1.4 است.

چیزی كه خیلی دوست داشتم كمپانی های مطرح سازنده A/V Receivers به سمت آن حركت كنند, كم كردن كارت های صدا و تصویر در محصولات بود, در تحلیل یاماها RX-767 نیز بهش اشاره كردم. دنون از پیشگامان این سبك سازی بود. دنون از بلوری پلیر مدل 2500BT شروع كرد, 2500 مدل مرجع دنون بود كه فقط یك خروجی HDMI و یك ورودی LAN داشت, در یك مطلب دیگه هم بهش اشاره كردم. این منطقی سازی را دنون متوقف نكرد و در آمپلی فایرهای سبك و میانه قیمت نسل جدید خود ادامه داده است, یاماها هم دقیقا این رویه را شروع كرده و نتیجه خوبی هم از نظر من گرفت, تا جای كه من تست كردم در مدل جدید آمپلی فایر این كمپانی كاملا كم شدن مدارات صدا و تصویر در بهبود مخصوصا تصویر مشهود بود.

1611 دنون با قیمت زیر 400 یورو رقیب جدی برای آمپلی فایرهای هم کلاس دیگر کمپانی ها خواهد بود. 

كیفیت ساخت بدنه دستگاه زیبای و ظرافت مدل های بالا را ندارد, اما اصلا جای هم برای ایراد گرفتن نمیزاره, تو همین كلاس كمپانی های مطرح دیگر محصولاتی به مراتب ضعیف تر از دنون تولید كردند, در صورتی كه همین 1611 با این امكانات و قیمت پائین ساخت خوبی دارد.

 صدای ۱۶۱۱ را من روی استریو با یك جفت بلندگوی (Magnat Quantum) شنیدم, Magnat یك بلندگو ساز آلمانی است, برای صدای افكت سنگین و موزیك POp ارزش های زیادی داره, برند اورجینالی هست, یعنی تمام قطعات بلندگو ساخت خود كمپانی است, این ویژگی را خیلی از بلندگو سازهای آلمانی دارند, خوب یا بد متكی به فناوری خارجی نیستند. این مدل Magnat یك Bookshelf- 2WAY بود. صدای موزیك جالبی داشت! عمق صدای كه ایجاد میكرد خیلی بیشتر از سایز درایور و كابینت بلندگو بود. بلندگوهای Magnat قدرت صدای بالا با پرتاب صدای شدیدی دارند, اصلا نمیشه از فاصله نزدیك صدای این برند را شنید, فوق العاده صدای فركانس بالای داره, تو سری Quantum 1009 تا 75.000HZ هم ظاهرا میتونه پخش كنه! حتما میدونید گوش انسان فركانس های بالای 20,000HZ را نمیشنود.كلا بلندگوی جالبی هست برای یک POp Music استریو. 

برای صدای 5.1 دنون 1611 یك پكیج بلندگوی satellite جم جور پیشنهاد كردم.

دنون همیشه در آمپلی فایر های دیجیتال خود از پردازشگرهای تصویر عالی استفاده كرده, كمتر مدلی از آمپلی فایرهای دیجیتال دنون را میشود اسم برد كه روی خروجی HDMI مشكلی ایجاد كنند, این یكی از ویژگی های بود كه از زمان اضافه شدن HDMI به آمپلی فایرهای دیجیتال باعث شد دنون برتری نسبتا خوبی در مدل های ارزان از دیگر كمپانی ها داشته باشد. پایونر هم انصافا در مدل های ارزان و متوسط پردازشگرهای تصویر دقیق و قوی دارد. همه اینها بر میگرده به تجربه كمپانی ها در ویدئو پلیر ساز بودن.

در نسل جدید رسیورهای دیجیتال شاهد هستیم در ارزان ترین مدل ها مثل همین 1611 دنون ما منوهای كاملی برای انواع تنظیمات صدا داریم! چیزی كه تا دو یا سه سال پیش این میزان امكانات را فقط روی مدل های مرجع داشتیم, اما امروز در ارزان ترین ها مدل ها شاهد امكانات نرم افزاری كاملی روی محصولات هستیم.

AVR-1611 آمپلی فایر نیست كه من بخوام اینجا از صداش تحلیل بنویسم, بیشتر نظرم روی ساختار كم حجم و منطقی محصول است, چیزی كه در فناوری صدا و تصویر وضوح بالا امروزه نیاز داریم, در محصولات Reference استفاده از شاسی های ضخیم و قطعات سنگین كاملا منطقی است, كمپانی ها بابت پولی كه برای یك محصول Reference از مشتری میگیرند باید بالاترین كیفیت در قطعات و طراحی های دقیق را در یك كامپوننت گران قیمت انجام بدهند, اما برای یك محصول 1000 دلاری و كم تر امكان این نیست كه از قطعاتی با آلیاژ خالص و بالاترین بازدهی استفاده كنند, در عوض برای جلب مشتری انواع ورودی و خروجی های صدا و تصویر را بدونه طراحی دقیق و قطعات با كیفیت به یك آمپلی فایر اضافه می كنند تا جلب نظر كند! این روش غلط را دنون و دیگر كمپانی های درست حسابی با امكانات نرم افزاری جایگزین كردند.

RX-V767

آمپلی فایر RX-V767  از نسل جدید A/V های یاماها است. امروز بعد از ظهر ۲۷/۳/۸۹ منزل یكی از دوستان بودم كه به تازگی این آمپلی فایر براش از خارج از كشور رسیده بود, وقت شد همراه با این دوست عزیز تست مختصری از این آمپلی فایر بگیریم. ست بلندگوها سری E جی بی ال بود.

Front- E90CH

Center-EC25CH

Rear-E10

Subwoofer-E250PCH

 من سری E را اصلا دوست ندارم و به نظرم فقط به درد سر و صدا كردن میخوره, واقعا هم قدرت و توان بالایی در تحمل جریان های بالا در مدت طولانی داره, تو این كلاس از بلندگوهای JBL من سری XTI را خیلی دوست دارم, صدای موزیك قابل قبولی داره, اما سری E در موزیك یه باس به شدت Exaggerated داره! خیلی خشك و ضربه ای میزنه و به گوش فشار میاره, اما برای صدای افكت بلندگوی عالی هست, میشه با خیال راحت ساعت ها با ولوم 4/2 فیلم ببینید بدونه اینكه نگران آسیب دیدن بلندگوها و یا ساب این سری باشید. JBL تو سری جدید سری E را یه ES تغییر داد و تو كابینت بلندگو تغییراتی صورت گرفت كه ظاهر خیلی بهتری نسبت به سری E پیدا كرد, اضافه شدن یك درایور Ultrahigh-Frequency نمیدونم چقدر در بهتر شدن فركانس های بالای این سری تاثیر مثبت داشته. در هر صورت این دوست من از این تیپ صدا خوشش میاد كاریش هم نمیشه كرد.

یاماها تو نسل جدید آمپلی فایرهای A/V تغییراتی داده, مثل پنل آینه ای, پشتیبانی از ورژن HDMI 1.4 و كم كردن ورودی و خروجی های آنالوگ كه این یكی از بهترین كاراهای هست كه یاماها و دنون در محصولات جدید بكار بردند, بنظرم هنوز هم خیلی از این رابط های صدا و تصویر آنالوگ در تمام مدت كاركرد یك آمپلی فایر دیجیتال به هیچ كاری نمیاد و فقط در مدار ایجاد نویز و هام ناخواسته میكند, نمیدونم چرا تا این حد كمپانی ها اسرار دارند تعداد این ورودی و خروجی ها را زیاد كنند؟ تا جای ممكن انواع كارت های صدا و تصویر را داخل جعبه آمپلی فایر جاساز میكنند! بعد میان مدار Pure Direct را اضافه میكنند, تا روی موزیك تمام مدارات صوتی و تصویری را قطع كنه و فقط یك استریو A/B فعال باشه, تجربه میگه اكثرا كمپانی ها برای فروش محصولات و پیشرفته نشان دادن محصول این تعداد كارت های كانورتور تصویر و ورودی و خروجی صوت و تصویر را در مدل های بالا بكار میگیرند! امكان هم نداره در یك سینمایی خانگی حتی نیمی از این امكانات به كار بیاد؟ با ورود رابط HDMI هم این میزان استفاده كمتر هم شد.

یاماها تو این سری از آمپلی فایرهای دیجیتال از پردازشگر تصویر خیلی بهتری نسبت به سری های قبل استفاده كرده و قدرت Upscaling این سری روی تصاویر SD خیلی بهتر شده, این نكته كاملا محسوس بود, در سری های قبلی مخصوصا مدل های پائین در Upscaling تصاویر SD به HD نویز كمی در تصویر خروجی آمپلی فایر دیده میشد كه در V767 این مشكل كاملا بر طرف شده بود. V767 هیچ گونه تاثیر منفی هم روی تصویر وضوح بالا نداشت و اصلا حضور آمپلی فایر بین سورس و نمایشگر احساس نمیشد, این یك امتیاز بالا برای این آمپلی فایر بود.

صدای V767 همون یاماهای دوست داشتنی من بود, همان قدرت و فضای DSP بی نظیر كه فقط یاماها امكان تولید آن را دارد, آمپلی فایر روی صدای dts فضای سه بعدی كاملی ایجاد كرده بود كه به سختی میشد محل قرار گیری بلندگوها را تشخیص داد. صدا اصلا تنبل و كش دار نبود, پیك های صوتی در لحظه شروع و محو میشد, با یك DSP كامل و بدونه قطع شدن صدا در حركت بین كانال ها, صدای V767 اصلا روی پیك های لحظه ای حالت سیال و مایع نداشت, در لحظه بیننده را از جا میكند و تمام. این خصوصیت صدای یاماها هست, آكوستیك خوب هم بسیار به این موضوع سیال نبودن صدا در فضا كمك میكنه, تو یك آكوستیك خوب صدا از منشا انتشار تا رسیدن به گوش كمترین بازخورد های ناخواسته را دارد, این مسئله خیلی كمك میكنه پیك های لحظه ای ویرانگر داشته باشیم حتی با آمپلی فایر پائین تر از مدل V767 در شرایط آكوستیك متوسط میشه قدرت و تاثیر گذاری V767 را داشت. البته من داشتم این سیستم را در یک فضای کاملا عادی با لوازم جانبی و دکورهای کاملا نامناسب تست میکردم! اونجا هم پیشنهاد دادم با این سیستم بلندگو حتما یه فکری برای کم کردن لوازم اطراف سیستم بکنند. کشیدن یک پرده ضخیم پشت سیستم هم میتونه کمک کنه صدای فرکانس پائین کمی کنترل شود. خوشبختانه یاماها در DRC-Digital Room Correction هم یكی از بهترین ها است, تصحیح فضای شنیداری در اتاق تاثیر بسیار زیادی در ایجاد یك فضای مجازی در صدا دارد. و شرایط بد آكوستیك را تا میزان زیادی اصلاح میكند.

  یه دوستی خارج از كشور دارم ایشون آمپلی فایر دیجیتال Accuphase داره, آكوفیض یك برند HIFI ساز NO.1 هست و در كلاس Hi-End سازی واقعا محصولات گران قیمت و خوش ساختی تولید میكند, آكوفیض یك Digital Signal Processor ساز حرفه ای هم هست, صدای كه آكوفیض در تصحیح پاسخ فركانسی صدا و حالت سینمایی داره خیلی عالیه, اما باز صدا میره به سمت موزیكالی و سیال تا افكتیو. صدای آكوفیض به نظر من برای كنسرت های 5.1 و فیلم های موزیكال تعریف شده بود تا سینمایی سرگرمی و اگشن, نمیشه از صدای آكوفیض ایراد گرفت, این خصوصیت این برند HIFI ساز هست. اما نمیدونم چرا تو بعضی از برندها صدای افكت تعریفی از صدای موزیك هست! صدا حالت Fluid داره و در فضا باقی میمونه! این به طراح و شناخت اون از صدای سینمایی بر میگرده, بعضی از كمپانی ها انگار از طراح سیستم های HIFI خود برای Cinema DSP استفاده میكنند! نتیجه میشه محصولی كه نه موزیك خوبی داره نه صدای افكت تاثیر گذار!

یاماها همیشه نسبت به برندهای هم کلاس روی فرمت dts صدای بهتری داره تا Dolby Digital این بر میگرده به طراحی پردازشگر یاماها كه پاسخ بهتری روی dts داره تا DD , چیزی كه در Onkyo بیشتر میره به سمت DD البته در این یك مورد زیاد نمیشه روش تاكید كرد كه كدوم روی چه فرمتی بهتر هستند, شاید دلیل اینكه این احساس بین علاقه مندان سیستم های سینمایی است كه یاماها روی dts صدای بهتری داره بر گرده به جریان دهی لحظه ای در فرمت dts و پاسخ سریعی كه یاماها روی صدای افكت دارد. روی RX-V767 هم این احساس را داشتم كه روی dts بهتر جواب میده تا DD

سیستم Compressed Music Enhancer كه یاماها در A/V های خود استفاده كرده برای جبران بیت های از دست رفته در فرمت های فشرده شده واقعا خوب عمل میكنه و میشه تشخیص داد واقعا داره یه كارای در جهت مثبت روی صدا انجام میشه, این مدار جبرانی در فرمت های فشرده شده به كار افرادی مثل من نمیاد كه با اصل فشرده سازی مخالفم اون هم  تا سر حد نابودی موزیك, تو همین Audio CD های رایج به اندازه كافی هر بلایی كه فكرشو بكنید سر موزیك میارن تا به دست ما برسه, دیگه لازم نیست بیشتر موزیك را با فشرده سازی تحقیر كنیم! بعد مدار جبرانی براش بزاریم! اما برای دوستانی كه موزیك های فشرده شده گوش میكنند خیلی میتونه تاثیر خوبی روی صدا داشته باشد, V767 خیلی خوب از عهده این كار برمیاد.

 در آخر باید بگم RX-V767 یك آمپلی فایر بسیار خوش صدا و پرقدرت در جریان دهی بالا و Upscaling دقیق برای منابع تصویری SD و كاملا بی تاثیر روی تصاویر وضوح بالا برای نزدیكی سورس با نمایشگر و DSP عالی بود.