Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

تحلیل ها

دوره گذرا در كابل

چندين سال پيش دوستي به من ميگفت "هر وقت در سيستمي وجود كابل احساس كردي بدون صدا و يا تصوير مشكل داره" اون زمان ها آنچنان اين حرف درك نمي كردم! پيش خودم ميگفتم خوب الان هم چيزي حس نميكنم! ولي مي دونستم صداي كه مي خوام اين نيست! و يا ميشه تصوير دي وي دي پليرم از اين هم بهتر باشه! مرتب يا جاي بلندگوهارو عوض مي كردم تا به بهترين پاسخ اتاق برسم و يا تنطيمات صدا و تصوير سورس و آمپلي فاير تغيير ميدادم, اون سالها تازه آمپلي فايرهاي ديجيتال با رمزگشاي dts آمده بود, و آنچنان هم تنظيمات كاربري نداشت, البته در مواردي خيلي بهتر از آمپلي فايرهاي امروزي عمل مي كردند! هنوز كمتر آمپلي فاير ديجيتالي را ميشه پيدا كرد كه صداي A1 ياماها رو داشته باشه بعد از A1 مدل AX1 آمد كه dts-es 6.1 بود. در اون سالها اين دو مدل مثل نگين هاي درخشان در قله Cinema DSP مي درخشيدن و كمپاني هاي رقيب با حيرت به اين مدل ها نگاه مي كردند. 

يه زماني بود كه رفتم دنبال عوض كردن كابل, با عوض شدن كابل Component ژاپني با برند مطرح اروپايي ميشد تفاوت نسخه هاي دي وي دي اروپايي از آمريكايي بهتر تشخيص داد! پس فقط مي رفتم دنبال برندهاي اروپائي و مي گفتم ژاپن كابل ساز خوبي نيست! يه مدت مي گذشت دوستي يه كابل ژاپني مي داد بهم تست كنم, مي رفتم ميديدم چقدر تصوير عوض شد و رفت به سمتي كه من دوست دارم! دوباره ژاپني ميشدم! و اين ادامه داشت... در مورد كابل بلندگو و Interconnect هم به همين شكل بود! كابل ها عوض ميشد و هر بار نتيجه چيزي بين خوب و بد بود! هيچ وقت احساس رضايت كامل نمي كردم!

 كم كم ياد گرفتم هر كابلي پاسخ خطي متفاوت روي هر سيستمي داره, ديگه نمي گفتم اين كابل تست خوبي برام نداشت پس بده! تا اينجا برام خوب بود, ياد گرفته بودم كابل چه تاثير عجيب و گاهي باور نكردني در صدا و تصوير داره, پس مرتب كابل عوض مي كردم! اما هر بار يه جاي كارم ايراد داشت! شده بودم مثل اون شاگرد كوزه گري كه همه چيز بلد بود اما كوزه هاش توي كوره ترك مي خورد! حساسيت زياد من روي صدا و تصوير باعث شده بود هزينه زيادي براي كابل بدم, اما هميشه يه حالت بي قراري تو صدا شنيده ميشد! تصوير به بهترين و نزديك ترين شكل به داده هاي روي ديسك نزديك كرده بودم, تفاوت هاي نسخه هاي مختلف به راحتي درك مي كردم, تجربم بيشتر شده بود و تغييرات بافت صدا و تصوير خوب درك ميكردم, اما باز اين حس داشتم كه يه چيزي اين وسط داره كار خراب ميكنه! تازه داشتم نقش كابل در صدا و تصوير درك ميكردم. سالهاي ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ بود كه روي تاثير كابل هاي مختلف تحقيق ميكردم, هر جا سيستمي بود اول مي رفتم سراغ كابلها تا ببينم چي هست؟ يكي از معيارهام شده بود همين كابل, راهم درست بود, اما متوجه يك نكته خيلي مهم نشده بودم!

 و اون " Break-in Time" بود. من ياد نگرفته بودم هر كابلي چه صوتي و چه تصويري نياز به يك دوره گذرا داره تا از اون حالت اوليه خارج بشه, كابل بايد " Demagnetization" بشه تا بدونه كمترين تاثير جريان الكتريكي انتقال بده, و تمام اينها يعني كاركرد كابل روي سيستم بدونه جدا شدن و ايجاد استرس براي كابل, هر كابلي بسته به آلياژ به كارفته در اون نياز به مدت زمان نا مشخص براي به پايداري رسيدن دارد. Break-in همان فوت كوزه گري بود که من بلد نبودم!

کابل مثل یک کودک که با گذشت زمان رشد می کنه و به تکامل میرسه.

A cable is like a baby ,it grows by time lapse and then it gains the last perfection

تجربه اين سالها به من ياد داده كابل خوب زماني به بالاترين بازدهي ميرسه كه خوب Break-in بشه, یعنی در طول مدت Break-in از دستگاه جدا نشه (کابل در مدت مشخص تو مدار باشد) كابلي كه 24 ساعت از سيستم جدا بشه اون حالت سه بعدي از صدا ميگيره, شما ديگه دو كانال مونو داريد تا يك استريو, صدا در محدوده بسته اي از فركانس ها قرار ميگيره و جزئيات در صدا كم ميشه. كابل هاي ويدئوي و در حال حاظر HDMI قبل از Break-in شدن کامل اون حالت Equal در نور و رنگ ندارند, انگار اجزاي تصوير از هم جدا شدن, ديالوگ هاي فيلم حس برجسته و جدا از موزيك و افكت نداره! حركت افكت ها با انرژي اضافي شنيده ميشه انگار صدا سنگين شده! تمام اين موارد فقط به كابل صدا يا تصوير مربوط نميشه, تمام سيستم Cabling وقتي روي كامپوننت ها بسته شد در واقع يك پيكر واحد ميشن, انتخاب غلط يك Interconnect بد و يا Break-in نشده تاثير منفي در كل سيستم استريو داره, در سيستم هاي سينمايي هم انتخاب اشتباه و يا شرايط نا مناسب كابل HDMI تاثير مستقيم در نشان دادن قابليت هاي كل سيستم از نمايشگر گرفته تا آمپلي فاير, پلير, بلندگوها و حتي خود فيلم داره, يك اشتباه ميتونه كل هزينه اي كه براي سيستم كرديد را زير سوال ببرد. و يا مثل من بدونه اينكه به كابل اجازه بدم رشد كنه و بالغ بشه اون با برند ديگه جايگزين كنم.

 همانطور كه گفتم زمان مشخصي براي Break-in يك كابل وجود نداره! فقط تجربه شنيداري و ديداري مي تونه به ما بگه كي كابل كاملا از حالت اوليه خارج شده و در حالت پايدار قرار دارد! زمان تقريبي چيزي بين ۱۰۰ تا ۱۵۰ ساعت كاركرد براي هر كابل درست و حسابي هست, كه اين زمان بسته به نوع كابل ميتونه بيشتر هم باشد.

الان خوب صحبت اون دوست قديمي رو درك ميكنم كه معني Neutrality كابل در سيستم يعني چي و تا چه حد مي تواند در صدا و تصوير تاثير مثبت يا منفي داشته باشد.

در آخر كابل اصلي ترين و حساس ترين قسمت يك سيستم صوتي و تصويري است, و بايد از برند معتبر و متناسب با سيستم انتخاب و در شرايط مناسب كاملا Break-in و از حالت اوليه خود خارج شود.

Denon DBP-2010 : Review

DBP-2010

امروز ۲۸/۴/89 خدمت دوستی بودم برای تست بلوری پلیر دنون مدل DBP-2010 در پست های گذشته آمپلی فایر یاماها مدل  RX-V767  ایشان را تحلیلش نوشتم.

بلوری پلیر دنون مدل DBP-2010 تو کلاس متوسط هیچ جای شکی را برای یک خرید دوست داشتنی باقی نمی گذارد. نتیجه حدود ۲ ساعت تست این پلیر و نكته برداری در دفتر مخصوص تست من به شرح زیر است.

فیلم  تست موجود:

BD Casino Royale

BD Pirates of the Caribbean

DVD Star Wars Episode III

DVD Sahara

تجهیزات تست:

SAMSUNG LCD "52

  HDMI Cable - Wireworld Ultraviolet 6

A/V Amplifier: Yamaha RX-V767

Speaker: JBL

Front- E90CH

Center-EC25CH

Rear-E10

Subwoofer-E250PCH

بدنه دستگاه با پنل آلومینیوم تراش داده شده واقعا خوش ساخت و زیباست, جزئیات بدنه دستگاه با ظرافت كامل تولید شده, دكمه های فلزی در سمت راست پنل به زیبای تراش خوره و احساس خوبی به كاربر دستگاه میده.

استفاده از چهار لرزش گیر چوب پنبه ای این اطمینان را میده در لرزش های ناشی از شدت صدای بالا هیچ استرسی به پلیر وارد نمیشود.

پلیر امكان رمزگشائی صدای 7.1 كانال را برای Dolby TrueHD و DTS-HD Master Audio دارد. تمام ترمینال های خروجی آنالوگ آب كاری طلا شده است.
كیفیت ظاهری دستگاه در این محدوده قیمت بسیار عالی است.

DBP-2010 از پردازشگر شركت (Anchor Bay Technology) مدل ABT1030 با توان  Bit 12/297 MHz استفاده میكند. شركت Anchor Bay Technology با تولید تراشه های سری VRS تحول چشمگیر در تصاویر وضوح بالا ایجاد كرد, خیلی از كمپانی ها فروش پلیرهای خود را مدیون پردازشگر VRS هستند. برای نمونه شركت OPPO اگر پردازشگرهای سری VRS نبود شاید در تولید دی وی دی پلیرهای با قدرت Upscaling تصاویر SD به HD با دقت بی رقیب و حالا در بلوری پلیرهای اعتباری تا به این حد به دست نمی اورد. به لیست كمپانی های بزرگی كه از تراشه VRS استفاده میكنند توجه كنید.

Yamaha
Oppo
Esoteric
Marantz
Denon
Arcam
Pioneer
Sherwood

تمام این كمپانی ها از فناوری VRS در مدل های Hi-End خود استفاده كردند.

 بریم سراغ تست پلیر.

disc tray پلیر خیلی ساکت بود, و هیچ صدای اضافی در هنگام باز و بسته شدن ایجاد نمیكرد, هد اپتیك در حركت بین تراك ها روی Audio CD صدای اضافی ندارد.

سرعت لود پلیر بسیار كند است..

 بلوری کازینو رویال : 42 ثانیه تا آرم سونی

بلوری دزدان دریایی کارائیب : 40 ثانیه تا منوی اصلی

دی وی دی جنگ های ستاره ای اپیزود سوم : 25 ثانیه قبل از اخطار

 دی وی دی صحرا : 25 ثانیه

شروع تست با بلوری دزدان دریایی کارائیب بود, بافت لباس الیزابت روی عرشه كشتی دقت قابل توجه ای داشت, كاملا آشكار داشتم بافت پارچه را در فاصله حدود 2,5 متری میدیدم, بدنه چوبی كشتی و طناب ها در صحنه های مه گرفته ابتدایی وضوح بالا و نویز بسیار كمی داشت, chapter بعدی تصویر روی صورت جک اسپارو  شاهد كنتراست رنگ عالی همراه با تفكیك جزئیات كامل هستیم, چند ثانیه بعد قایق را در یك نمای باز از دریا میبینیم كه اكثرا روی پلیرهای ضعیف گرین زیادی دیده میشه, اما 2010 دنون تصویر تمیزی پخش میكرد, گرین بود اما كاملا كنترل شده. حركت موج دریا خیلی Equal بود, این صحنه ها را در چندین پلیر تو كلاس های مختلف تست كردم در پلیرهای ضعیف حركت موج ها خیلی همگن نیست, اما دنون داشت خیلی عالی اجرا میكرد. در سكانس نبرد نهایی فیلم در غار صحنه های جالبی برای تست پلیر و مخصوصا نمایشگر داریم, پنل سامسونگ انصافا داشت سیاه خالص و زیبایی نمایش میداد, درخشش طلاهای پراكنده در غار با نور آبی درخشانی همراه شده بود تا این صحنه های بارها و بارها دیده شده را باز برام جذاب كند.

تصویر روی كازینو رویال با رنگ های گرم و كاملا تمیز بدونه گرین در سكانس های بسته دیده میشه, نماهای شهر در دور دست همراه با جزئیات بالا و بدونه تداخل رنگ لذت بخش و زیباست. شاید بهترین سكانس فیلم برا تست سكانس تعقیب و گریز در فرودگاه باشد؟ با رنگ سرد و جزئیات بالا, شاهد texture عالی روی پوست هستیم. پلیر دنون خیلی عالی این صحنه ها را اجرا میكرد.

كیفیت صدای HD در 2010 دنون مثل تصویر حرفهای برای گفتن داشت, در صحنه های شلوغ و اگشن شاهد هماهنگی خوبی بین افكت و دیالوگ هستیم, در سكانس مبارزه داخل كارگاه آهنگری در دزدان دریایی کارائیب دیالوگ, موسیقی و افكت كاملا تفكیك شده و قابل دركی حتی در ولوم های پائین داریم, صدا در این فیلم در موزیك لحظاتی شدت میگیره و میشه اجرای اركست را حس كرد. این فیلم سرشار از لحظه های زیبا در صدا و تصویر است, تحلیل بلوری فیلم اینجا بخوانید.

كیفیت پخش بلوری 2010 دنون روی دی وی دی دقت بالای دارد, كاملا میشه تاثیر پردازشگر  VRS را در افزایش دقیق خطوط افقی و عمودی حس كرد. تصویر روی فیلم جنگ های ستاره ای خیلی تمیز و بدونه هیچ نویزی دیده میشه, خطوط تیز در سفینه ها اصلا كنگره كنگره نیست, صحنه های تاریك عمق تصویر عالی دارد.  من اصلا از این فیلم خوشم نمیاد, از اولی بگیر كه در زمان خودش انقلابی در سینمای ساینس فیكشن ایجاد كرد تا آخری برام هیچ جذابیتی ندارد.

 تصویر ۲۰۱۰ روی دی وی دی صحرا واقعا جذاب بود! رنگ های گرم و درخشان با جزئیات بالای را روی پنل ۵۲ اینچ نمایش میداد, در صحنه انفجار دینامیت ها و بلند شدن حجم زیادی شن به هوا میشد تفكیك بالای در نمایش دانه های شن در هوا را دید. رنگ حالت اشباع شده نداشت, عمق تصویر خوبی دیده میشد بدونه نویز در پس زمینه تصویر. صدا روی دالبی دیجیتال شفافیت خوبی داشت و نظر را جلب میكرد, صدای شلیك اصلحه ها اصلا حالت گرفته نداشت, صدای برخورد گلوله ها و پخش شدن خاك را به وضوح شنیده میشد. من خودم این فیلمو ندارم اما میشد فهمید كیفیت بالای صدا روی دالبی فقط به پخش دنون مربوط نیست و خود فیلم صداگذاری خوبی دارد.

كیفیت خوب صدا و تصویر تا حد زیادی به كابل هم مربوط میشد. شركت Wireworld یك كابل ساز مطرح است, HDMI سری Ultraviolet 6 از مدل های بالا و پر فروش این شركت هست و برنده جایزه 5 ستاره از What Hi-Fi است. این كابل داشت روی پلیر دنون و پنل سامسونگ خیلی عالی جواب میداد, من مدل Platinum Starlight این شركت را خیلی دوست دارم, كاملا از نقره خالص ساخته شده و خصوصیات صدا و تصویری كه من دوست دارم را داره؟

در مطلب D&M Holdings  گفتم بلوری پلیر Marantz مدل BD7004 و DBP-2010 Denon  تولید مشترك است و از قطعات مشابه در  هر دو دستگاه استفاده شده است, همانطور كه توضیح دادم هر دو كمپانی تولیدات مشترك دارند و زیر مجموعه D&M Holdings هستند. كیفیت ساخت و طراحی دقیق DBP-2010 دنون كمپانی های مطرحی مثل Onkyo را هم وادار كرده امتیاز ساخت این پلیر را به اسم خود بگیرد تا از بازار عقب نمانند. در ساخت مدل BD-SP807  آنكیو از طراحی و قطعات DBP-2010 استفاده شده است.

بلوری پلیر DBP-2010 دنون انتخاب بسیار با كیفیتی برای دوستان Home Theater است.

AVR-1611

نسل جدید آمپلی فایرهای دنون با امكان پشتیبانی از HDMI 1.4 است.

چیزی كه خیلی دوست داشتم كمپانی های مطرح سازنده A/V Receivers به سمت آن حركت كنند, كم كردن كارت های صدا و تصویر در محصولات بود, در تحلیل یاماها RX-767 نیز بهش اشاره كردم. دنون از پیشگامان این سبك سازی بود. دنون از بلوری پلیر مدل 2500BT شروع كرد, 2500 مدل مرجع دنون بود كه فقط یك خروجی HDMI و یك ورودی LAN داشت, در یك مطلب دیگه هم بهش اشاره كردم. این منطقی سازی را دنون متوقف نكرد و در آمپلی فایرهای سبك و میانه قیمت نسل جدید خود ادامه داده است, یاماها هم دقیقا این رویه را شروع كرده و نتیجه خوبی هم از نظر من گرفت, تا جای كه من تست كردم در مدل جدید آمپلی فایر این كمپانی كاملا كم شدن مدارات صدا و تصویر در بهبود مخصوصا تصویر مشهود بود.

1611 دنون با قیمت زیر 400 یورو رقیب جدی برای آمپلی فایرهای هم کلاس دیگر کمپانی ها خواهد بود. 

كیفیت ساخت بدنه دستگاه زیبای و ظرافت مدل های بالا را ندارد, اما اصلا جای هم برای ایراد گرفتن نمیزاره, تو همین كلاس كمپانی های مطرح دیگر محصولاتی به مراتب ضعیف تر از دنون تولید كردند, در صورتی كه همین 1611 با این امكانات و قیمت پائین ساخت خوبی دارد.

 صدای ۱۶۱۱ را من روی استریو با یك جفت بلندگوی (Magnat Quantum) شنیدم, Magnat یك بلندگو ساز آلمانی است, برای صدای افكت سنگین و موزیك POp ارزش های زیادی داره, برند اورجینالی هست, یعنی تمام قطعات بلندگو ساخت خود كمپانی است, این ویژگی را خیلی از بلندگو سازهای آلمانی دارند, خوب یا بد متكی به فناوری خارجی نیستند. این مدل Magnat یك Bookshelf- 2WAY بود. صدای موزیك جالبی داشت! عمق صدای كه ایجاد میكرد خیلی بیشتر از سایز درایور و كابینت بلندگو بود. بلندگوهای Magnat قدرت صدای بالا با پرتاب صدای شدیدی دارند, اصلا نمیشه از فاصله نزدیك صدای این برند را شنید, فوق العاده صدای فركانس بالای داره, تو سری Quantum 1009 تا 75.000HZ هم ظاهرا میتونه پخش كنه! حتما میدونید گوش انسان فركانس های بالای 20,000HZ را نمیشنود.كلا بلندگوی جالبی هست برای یک POp Music استریو. 

برای صدای 5.1 دنون 1611 یك پكیج بلندگوی satellite جم جور پیشنهاد كردم.

دنون همیشه در آمپلی فایر های دیجیتال خود از پردازشگرهای تصویر عالی استفاده كرده, كمتر مدلی از آمپلی فایرهای دیجیتال دنون را میشود اسم برد كه روی خروجی HDMI مشكلی ایجاد كنند, این یكی از ویژگی های بود كه از زمان اضافه شدن HDMI به آمپلی فایرهای دیجیتال باعث شد دنون برتری نسبتا خوبی در مدل های ارزان از دیگر كمپانی ها داشته باشد. پایونر هم انصافا در مدل های ارزان و متوسط پردازشگرهای تصویر دقیق و قوی دارد. همه اینها بر میگرده به تجربه كمپانی ها در ویدئو پلیر ساز بودن.

در نسل جدید رسیورهای دیجیتال شاهد هستیم در ارزان ترین مدل ها مثل همین 1611 دنون ما منوهای كاملی برای انواع تنظیمات صدا داریم! چیزی كه تا دو یا سه سال پیش این میزان امكانات را فقط روی مدل های مرجع داشتیم, اما امروز در ارزان ترین ها مدل ها شاهد امكانات نرم افزاری كاملی روی محصولات هستیم.

AVR-1611 آمپلی فایر نیست كه من بخوام اینجا از صداش تحلیل بنویسم, بیشتر نظرم روی ساختار كم حجم و منطقی محصول است, چیزی كه در فناوری صدا و تصویر وضوح بالا امروزه نیاز داریم, در محصولات Reference استفاده از شاسی های ضخیم و قطعات سنگین كاملا منطقی است, كمپانی ها بابت پولی كه برای یك محصول Reference از مشتری میگیرند باید بالاترین كیفیت در قطعات و طراحی های دقیق را در یك كامپوننت گران قیمت انجام بدهند, اما برای یك محصول 1000 دلاری و كم تر امكان این نیست كه از قطعاتی با آلیاژ خالص و بالاترین بازدهی استفاده كنند, در عوض برای جلب مشتری انواع ورودی و خروجی های صدا و تصویر را بدونه طراحی دقیق و قطعات با كیفیت به یك آمپلی فایر اضافه می كنند تا جلب نظر كند! این روش غلط را دنون و دیگر كمپانی های درست حسابی با امكانات نرم افزاری جایگزین كردند.

RX-V767

آمپلی فایر RX-V767  از نسل جدید A/V های یاماها است. امروز بعد از ظهر ۲۷/۳/۸۹ منزل یكی از دوستان بودم كه به تازگی این آمپلی فایر براش از خارج از كشور رسیده بود, وقت شد همراه با این دوست عزیز تست مختصری از این آمپلی فایر بگیریم. ست بلندگوها سری E جی بی ال بود.

Front- E90CH

Center-EC25CH

Rear-E10

Subwoofer-E250PCH

 من سری E را اصلا دوست ندارم و به نظرم فقط به درد سر و صدا كردن میخوره, واقعا هم قدرت و توان بالایی در تحمل جریان های بالا در مدت طولانی داره, تو این كلاس از بلندگوهای JBL من سری XTI را خیلی دوست دارم, صدای موزیك قابل قبولی داره, اما سری E در موزیك یه باس به شدت Exaggerated داره! خیلی خشك و ضربه ای میزنه و به گوش فشار میاره, اما برای صدای افكت بلندگوی عالی هست, میشه با خیال راحت ساعت ها با ولوم 4/2 فیلم ببینید بدونه اینكه نگران آسیب دیدن بلندگوها و یا ساب این سری باشید. JBL تو سری جدید سری E را یه ES تغییر داد و تو كابینت بلندگو تغییراتی صورت گرفت كه ظاهر خیلی بهتری نسبت به سری E پیدا كرد, اضافه شدن یك درایور Ultrahigh-Frequency نمیدونم چقدر در بهتر شدن فركانس های بالای این سری تاثیر مثبت داشته. در هر صورت این دوست من از این تیپ صدا خوشش میاد كاریش هم نمیشه كرد.

یاماها تو نسل جدید آمپلی فایرهای A/V تغییراتی داده, مثل پنل آینه ای, پشتیبانی از ورژن HDMI 1.4 و كم كردن ورودی و خروجی های آنالوگ كه این یكی از بهترین كاراهای هست كه یاماها و دنون در محصولات جدید بكار بردند, بنظرم هنوز هم خیلی از این رابط های صدا و تصویر آنالوگ در تمام مدت كاركرد یك آمپلی فایر دیجیتال به هیچ كاری نمیاد و فقط در مدار ایجاد نویز و هام ناخواسته میكند, نمیدونم چرا تا این حد كمپانی ها اسرار دارند تعداد این ورودی و خروجی ها را زیاد كنند؟ تا جای ممكن انواع كارت های صدا و تصویر را داخل جعبه آمپلی فایر جاساز میكنند! بعد میان مدار Pure Direct را اضافه میكنند, تا روی موزیك تمام مدارات صوتی و تصویری را قطع كنه و فقط یك استریو A/B فعال باشه, تجربه میگه اكثرا كمپانی ها برای فروش محصولات و پیشرفته نشان دادن محصول این تعداد كارت های كانورتور تصویر و ورودی و خروجی صوت و تصویر را در مدل های بالا بكار میگیرند! امكان هم نداره در یك سینمایی خانگی حتی نیمی از این امكانات به كار بیاد؟ با ورود رابط HDMI هم این میزان استفاده كمتر هم شد.

یاماها تو این سری از آمپلی فایرهای دیجیتال از پردازشگر تصویر خیلی بهتری نسبت به سری های قبل استفاده كرده و قدرت Upscaling این سری روی تصاویر SD خیلی بهتر شده, این نكته كاملا محسوس بود, در سری های قبلی مخصوصا مدل های پائین در Upscaling تصاویر SD به HD نویز كمی در تصویر خروجی آمپلی فایر دیده میشد كه در V767 این مشكل كاملا بر طرف شده بود. V767 هیچ گونه تاثیر منفی هم روی تصویر وضوح بالا نداشت و اصلا حضور آمپلی فایر بین سورس و نمایشگر احساس نمیشد, این یك امتیاز بالا برای این آمپلی فایر بود.

صدای V767 همون یاماهای دوست داشتنی من بود, همان قدرت و فضای DSP بی نظیر كه فقط یاماها امكان تولید آن را دارد, آمپلی فایر روی صدای dts فضای سه بعدی كاملی ایجاد كرده بود كه به سختی میشد محل قرار گیری بلندگوها را تشخیص داد. صدا اصلا تنبل و كش دار نبود, پیك های صوتی در لحظه شروع و محو میشد, با یك DSP كامل و بدونه قطع شدن صدا در حركت بین كانال ها, صدای V767 اصلا روی پیك های لحظه ای حالت سیال و مایع نداشت, در لحظه بیننده را از جا میكند و تمام. این خصوصیت صدای یاماها هست, آكوستیك خوب هم بسیار به این موضوع سیال نبودن صدا در فضا كمك میكنه, تو یك آكوستیك خوب صدا از منشا انتشار تا رسیدن به گوش كمترین بازخورد های ناخواسته را دارد, این مسئله خیلی كمك میكنه پیك های لحظه ای ویرانگر داشته باشیم حتی با آمپلی فایر پائین تر از مدل V767 در شرایط آكوستیك متوسط میشه قدرت و تاثیر گذاری V767 را داشت. البته من داشتم این سیستم را در یک فضای کاملا عادی با لوازم جانبی و دکورهای کاملا نامناسب تست میکردم! اونجا هم پیشنهاد دادم با این سیستم بلندگو حتما یه فکری برای کم کردن لوازم اطراف سیستم بکنند. کشیدن یک پرده ضخیم پشت سیستم هم میتونه کمک کنه صدای فرکانس پائین کمی کنترل شود. خوشبختانه یاماها در DRC-Digital Room Correction هم یكی از بهترین ها است, تصحیح فضای شنیداری در اتاق تاثیر بسیار زیادی در ایجاد یك فضای مجازی در صدا دارد. و شرایط بد آكوستیك را تا میزان زیادی اصلاح میكند.

  یه دوستی خارج از كشور دارم ایشون آمپلی فایر دیجیتال Accuphase داره, آكوفیض یك برند HIFI ساز NO.1 هست و در كلاس Hi-End سازی واقعا محصولات گران قیمت و خوش ساختی تولید میكند, آكوفیض یك Digital Signal Processor ساز حرفه ای هم هست, صدای كه آكوفیض در تصحیح پاسخ فركانسی صدا و حالت سینمایی داره خیلی عالیه, اما باز صدا میره به سمت موزیكالی و سیال تا افكتیو. صدای آكوفیض به نظر من برای كنسرت های 5.1 و فیلم های موزیكال تعریف شده بود تا سینمایی سرگرمی و اگشن, نمیشه از صدای آكوفیض ایراد گرفت, این خصوصیت این برند HIFI ساز هست. اما نمیدونم چرا تو بعضی از برندها صدای افكت تعریفی از صدای موزیك هست! صدا حالت Fluid داره و در فضا باقی میمونه! این به طراح و شناخت اون از صدای سینمایی بر میگرده, بعضی از كمپانی ها انگار از طراح سیستم های HIFI خود برای Cinema DSP استفاده میكنند! نتیجه میشه محصولی كه نه موزیك خوبی داره نه صدای افكت تاثیر گذار!

یاماها همیشه نسبت به برندهای هم کلاس روی فرمت dts صدای بهتری داره تا Dolby Digital این بر میگرده به طراحی پردازشگر یاماها كه پاسخ بهتری روی dts داره تا DD , چیزی كه در Onkyo بیشتر میره به سمت DD البته در این یك مورد زیاد نمیشه روش تاكید كرد كه كدوم روی چه فرمتی بهتر هستند, شاید دلیل اینكه این احساس بین علاقه مندان سیستم های سینمایی است كه یاماها روی dts صدای بهتری داره بر گرده به جریان دهی لحظه ای در فرمت dts و پاسخ سریعی كه یاماها روی صدای افكت دارد. روی RX-V767 هم این احساس را داشتم كه روی dts بهتر جواب میده تا DD

سیستم Compressed Music Enhancer كه یاماها در A/V های خود استفاده كرده برای جبران بیت های از دست رفته در فرمت های فشرده شده واقعا خوب عمل میكنه و میشه تشخیص داد واقعا داره یه كارای در جهت مثبت روی صدا انجام میشه, این مدار جبرانی در فرمت های فشرده شده به كار افرادی مثل من نمیاد كه با اصل فشرده سازی مخالفم اون هم  تا سر حد نابودی موزیك, تو همین Audio CD های رایج به اندازه كافی هر بلایی كه فكرشو بكنید سر موزیك میارن تا به دست ما برسه, دیگه لازم نیست بیشتر موزیك را با فشرده سازی تحقیر كنیم! بعد مدار جبرانی براش بزاریم! اما برای دوستانی كه موزیك های فشرده شده گوش میكنند خیلی میتونه تاثیر خوبی روی صدا داشته باشد, V767 خیلی خوب از عهده این كار برمیاد.

 در آخر باید بگم RX-V767 یك آمپلی فایر بسیار خوش صدا و پرقدرت در جریان دهی بالا و Upscaling دقیق برای منابع تصویری SD و كاملا بی تاثیر روی تصاویر وضوح بالا برای نزدیكی سورس با نمایشگر و DSP عالی بود.

JBL

قبل از معرفی كمپانی JBL لازم هست كمی در مورد كمپانی Harman/Kardon توضیح بدم.

دكتر  Sidney Harman و Bernard Kardon در سال 1954 موفق به تاسیس یك كمپانی ﺑﯿﻦ المللی شدند, كه هدف ساخت تجهیزات صوتی با وفاداری بالا به صدا بود, چهار سال بعد كمپانی Harman/Kardon اولین گیرنده رادیوی استریو را در جهان تولید كرد و آن شروع موفقی برای این كمپانی تازه تاسیس بود.

كمپانی Harman/Kardon موفق شد حق تولید رادیو  پخش های كمپانی های اتومبیل سازی بزرگی مثل  Mercedes-Benz , Toyota , BMW , Lexus و General Motors را در اختیار بگیرد.

شاید براتون جالب باشه بدونید تا به امروز چه كمپانی های بزرگی از زیر مجموعه های Harman/Kardon بودند و هستند.

AKG Acoustics - microphone/headphones

Audio Access - A/V controllers

BSS Audio -signal processing

dbx Professional Products - signal processors

Infinity - home/car speakers

JBL - home/car speakers & amplifiers, professional speakers

Lexicon - digital processing

Mark Levinson - home/car audio

QNX - real-time OS software, voice processing, car multimedia

Revel - home speakers

Soundcraft - mixing consoles

Studer - digital recording

 JBL كمپانی بلندگوساز مطرح آمریكای در سال 1946 میلادی توسط (James Bullough Lansing) تاسیس شد.

لانسینگ در ابتدا مدیر كمپانی Altec Lansing بود, در سال 1941 كمپانی Altec را به آقای James Ling واگذار كرد, و تصمیم به ساخت بلنگوهای با نام تجاری JBL گرفت.

 لانسینگ طراح اولین بلندگوهای HORN در Altec بود, اولین بلندگوی هورن كه برای سالن های نمایش طراحی كرد مدل "75W5" مربوط به سال 1934 است, كه موفق به كسب جایزه Academy Awards شد, این بلندگوی غول پیكر به تنهای پشت پرده نمایش قرار میگرفت و به علت وضوح صدا و قدرت پرتاب صوت به انتهای سالن صدای متفاوتی را برای تماشاچیان ایجاد میكرد. ببینید تصاویر بلندگوی Model 75W5

مدل محبوب دیگه ای كه لانسینگ تولید كرد بلندگوی مانیتور معروف به Iconic بود. پاسخ فركانسی این بلندگو بین hz40 تا hz10.000 بود.

ساخت بلندگوهای مانیتور JBL از ۱۹۷۰ كاملا جدی شد و مدل های بسیار معروفی را تا به امروز تولید كرد است, مدل های 4310 و 4311 در آمریكا , اروپا و ژاپن محبوبیت زیادی پیدا كرد و بیش از ده سال در بهترین استودیوهای جهان مورد استفاده قرار گرفت, این دو مدل به همراه مدل ns-10M یاماها بی شك تا قبل از ورود بلندگوهای دیجیتال محبوب ترین مانیتورینگ های دنیا بودند. بعد از محبوبت این دو مدل به ترتیب مدل های 4350,4325,4320 تولید شد و در چندین استودیوی هالیوود و یكی از معروف ترین استودیوهای ژاپن مورد استفاده قرار گرفت.

 بلندگوهای مانیتورینگ JBL سالها 70% از استودیوهای جهان را در اختیار داشت.

مدل Paragon اولین بلندگوی یک تکه با امکان پخش صدای استریو فونیک بود.

اولین بلندگوی خانگی JBL در سال 1954مدل D30085 Hartsfield بود كه هنوز بعضی از كلكسیونر ها این بلندگوی زیبا را در كنار برندهای جدید نگهداری میكنند, به شبكه های كه جلوی هورن قرار گرفته فیلتر آكوستیك گفته میشه.

سال ۱۹۸۵ JBL سری Everest مدل DD55000 را تولید كرد, این بلندگو در زمان خود به دلیل داشتن Soundstage فوق العاده خیلی معروف شد. تولید سری Everest تا به امروز ادامه داشته, كه در ادامه معرفی میكنم.

تولیدات Audiophile این كمپانی با سری K2 ادامه پیدا كرد, مدل S9500 اولین و تا به امروز محبوب ترین مدل این سری از محصولات JBL است, سری Everest و K2 كه جزء تولیدات Hi-End این كمپانی بحساب میاد همیشه با آمپلی فایر و سورس Mark Levinson دمو شدن, مدل S9500 هنوز در كنار برندهای مطرح دمو میشه و حرفی برای گفتن دارد. سال 2000 میلادی مدل K2-S9800 و K2-S9800SE را تولید كرد, وزن این بلندگو 90 كیلوگرم است.

JBL در سال ۱۹۹۰ اقدام به ساخت بلندگوهای Limited Edition كرد, یكی از معروف ترین مدل ها L250Ti هست, بلندگوی فركانس بالای L250Ti از تیتانیوم خالص ساخته شده است.

به تازگی JBL سری جدید Everest ii از سری محبوب Everest را تولید كرده, مدل DD66000 كه در اكثر نمایشگاه های Hi-End اخیر در كنار Mark Levinson حضور داشته و خیلی طرفدار پیدا كرده مخصوصا در ژاپن, من فكر میكنم JBL سری Everest را تا مدل 8848 به ارتفاع كوه اورست ادامه بده؟ واقعا هم این بلندگو جثه بزرگی داره! وزن این بلندگو 142 كیلوگرم است.

بیش از 20 سال است ٪75 از بلندگوهای THX سالن های سینما در سراسر دنیا JBL است, JBL بزرگترین تولید كننده بلندگوهای live است و مجهزترین سالن های كنسرت و تئاتر به بلندگوهای JBL مجهز هستند.

 بلندگوهای JBL در تولیدات خانگی و Hi-End صدای كاملا متفاوت با هم دارند! بلندگوهای خانگی این كمپانی قدرت پخش فركانس های بالا و پائین بسیار خوبی داره اما در صدای میدرنج ضعیف هستند! البته نه در همه تولیدات, بی شك بهترین انتخاب برای موزیك های تند و افكت فیلم JBL است, بلندگوهای JBL معروف هستند باسی شبیه به بمب دارن! واقعیت هم داره اگر با آمپلی فایری ست بشن كه توان درایو بلندگو را داشته باشه باس قوی ایجاد میكنند و فوق العاده در مقابل جریان بالا و پیك های لحظه ای صدا مقام هستند.

اما JBL در مدل های Hi-End بلعكس محصولات خانگی صدای موزیكال و Sweet داره, باس كاملا نرم و كنترل شده با Vocal واقعا عالی به علت استفاده از بلندگوی فركانس بالای هورن همراه با Soundstageخوب از ویژگی های بلندگوهای كلاس بالای JBL است.

من بارها مدل های مختلفی از JBL را شنیدم  در سیستم های سینمایی و HIFI

مدل L80 با بلندگوهای فركانس بالا از جنس تیتانیوم صدای واقعا لذت بخشی داشت, این بلندگو اگر در اتاقی با diffuser های در پشت بلندگو و سقف شنیده بشه صدای Dynamic و با تفكیك خوب در سازها را اجرا میكنه, دلیل اینكه گفتم باید در اتاقی كه مدل L80 شنیده میشه از جاذب های مناسب استفاده كرد Active بودن این بلندگو در نواحی مختلف فركانسی هست, شاید كمی در شرایط بد آكوستیك صدا فوروارد بشه؟ كه باز به كامپوننت ها و كابل هم بستگی داره. L80 صدای Emotional داشت و میشد با موسیقی ارتباط برقرار كرد.

سری های Hi-End مثل Everest ii و K2-S9500 برای ركورد های زنده كه در آن ها از سازهای بادی همراه با سازهای زهی استفاده شده با Vocal بم بالا انتخاب اول كسانی است كه به موزیك اپرا علاقه دارند, واقعا اجرای درست یك اپرا با ركورد عالی مخصوصا ركوردهای آلمان برای هر بلندگوی امكان پذیر نیست, تو این بلندگوهای رایج اگر ولوم صدا كمی بره بالا صدا به نویز تبدیل میشه تا صدای درست.

اگر JBL در بلندگوهای  Audiophile آنچنان امكان رقابت با برندهای مطرح دیگر را نداشته باشه؟ در ساخت بلندگوهای THX و پخش live واقعا بی رقیب هست.

سال ۲۰۰۱ بود در نمایشگاه محصولات Hi-End  سالن اختصاصی JBL قسمتی از سالن به یك مجموع كامل از آمپلی فایر ,پروسسور و بلندگوهای THX اختصاص داده شده بود, به علت حجم صدا نمیشد كسی داخل این مجموعه قرار بگیره به همین دلیل كنترل این مجموعه دقیقا روبروی محل قرار گیری بلندگوها بود, هر كدوم از ساب ووفرها دو تا ووفر 18 اینچ داشت, در سیستم های THX از دو ساب در سمت راست و چپ پرده نمایش استفاده میشه, از كل مجموعه ساب ووفرها و یك جفت بلندگوی   ScreenArray فكر میكنم Three-Way اون هم با دو ووفرهای 18 اینچی و ارتفاع نزدیك به 2.5 متر تو مدار بود, با طناب یك فاصله ای از بلندگوها ایجاد كرده بودند و كمتر از یك دقیقه صدا گرفته میشد و در فواصل زمانی حدود یك ساعت یك بار چون كل سالن جم میشدن چلوی این مجموعه و همه غرفه ها خالی میشد! جمعیت چندین ردیف را پشت سر هم تشكیل میداد, زمانی كه ولوم صدا را زیاد میكردند دقیقا مثل فیلم ده فرمان كه دریا شكافته میشه جمعیت از وسط باز میشد و به كنار میرفت! باور نمیكنید شدت و حجم صدا تا چه اندازه زیاد بود! از یك دقیقه ای كه از این مجموعه صدا گرفته میشد كمتر از 30 ثانیه ولوم روی 4/3 بود! واقعا اگر بیشتر از 1دقیقه میشد جلوی این شدت صدا دوام آورد قسمتی از شنوایی از دست میرفت! آقای كه مسئول تست صدا بود میگفت اینجا تونل وحشت سالن JBL هست.

در آخر باید بگم محصولات خانگی JBL برای دوستانی كه به موزیك های تند و با ولوم بالا علاقه دارند انتخاب مناسبی است, و به همه دوستانی كه دنبال بلندگوی برای سیستم سینمایی با آمپلی فایر پرقدرت هستند مدل های مجهز به Horn را پیشنهاد میكنم برای تجربه هیجان واقعی در صدای سینمایی