Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

با سلام واحترام خدمت همه دوستان وسروران خودم ... میخوام تجربه دو ماهه خودم رو درمورد این بلندگو با شما عزیزان در میان بزارم
تعریف سری 800 فوکال رو زیاد شنیده بودم ولی از ظاهر و ساخت وشازش خوشم نمیومد و نیز این میدونستم که در پخش فرکانسهای بالا هم ضعف داره ولی این موارد از محسانتش چیزی کم نمیکنه ودر کل بلندگوی خوب وخوش مچیه........... با آریا 936 در اینترنت آشنا شدم و ریویوهای زیادی ازش خوندم و همه یه جورایی ازش تعریف میکردند ولی متاسفانه در اینجا هیچکس این مدل رو نمی شناخت !!! بگذریم.... سری استند آریا در سه مدل 926 - 936 و 948 تولید شده که بنده به خاطر مدل بعدی آمپلیفایرم و نیز توجه بیشتری که در ریویوها به مدل 936 شده بود این مدل رو انتخاب و تهیه کردم.از لحاظ مشخصات فنی دقیقآ همون 836 هست فقط ازلحاظ ظاهر کمی قد بلندترو شکیل تر شده . ساخت وسازش بسیار عالی و بی نقصه. جنس داریوها بجای کاغذ از کتان می باشد که در بلندگوهای بی اند دبلیو سری 800 هم از این مدل پارچه استفاده شده. جنس و صدای یونیتها خیلی بهتر شده وتویتر ومیدرنجی که استفاده شده نسبت به یونیتهای ارزون قیمت فوکال سری 800 بسیار دقیقتره و مخصوصآ تویتر اون ازمدل تی ان اف تویتر میباشد که خروجی بسیار سالمی داره...کابینت 936 از چوب یا چیزی بین چوب و ام دی اف هست .اینو به این دلیل میگم چون از نظر ظاهر به ام دی اف میخوره ولی از زمانی که این بلندگو رو از کارتن باز کردم چنان بوی چوبی در اتاق پیچیده که هنوز بعد دوماه هم این بو در فضای اتاقم احساس میشه.بهرحال از این بابت ازتون عذر میخوام که دقیق نمیتونم بگم که جنس کابینتش از چیه !! درساخت جلو وپشت این بلندگو چرمی خاص بکاربرده شده و بالای بلندگو شیشه ایی زیبا کارشده که نام فوکال در زیر اون جلوه ایی خاص به اون بخشیده...در ساخت پنل جلویی از آهن ربا بجای پیم استفاده شده که بسیار دقیق و راحت میتونید بردارید و بزارید ونیز اون درد سرهای پیم و احتمال شکستگی اون رو نداره
واما صدا :
در این مدت گذشته که آهنگها و آلبومهای متفاوتی رو گوش کردم 936 در فرکانسهای بالا خیلی دقیق و در فرکانسهای پایین بسیار گرم و دلنشین هست و در کل بیس و تریبل بسیار بسیار سالم و قشنگی داره وهر چه بیشتر هم میگذره صدا زیبایی منحصر به فردی پیدا میکنه .ضمنآ در همه نقاط صدای خوب و یکنواختی به شما میده و لازم نیست در یک نقطه خاص قرار بگیرین تا بهترین صدا رو به شما ارایه بده . طوری که من در اینترنت دیدم وخودم متوجه شدم این سری فوکال چیزی بین سری 800 و الکترا این شرکت خوشنام میباشد و درمجوع اگر قصد خرید بلندگو ویا احیانآ خرید سری 800 فوکال رو دارید این مدل رو در صدر آیتمهای خریدتون قرار بدید که اطمینان دارم نه تنها پشیمون نمشید بلکه نسبت به هزینه ایی که کردید در مقایسه با همردیفهای خودش در این رنج قیمت بسیار برتر و خوش صدا تره ................. هم در صدا وهم در ساخت براحتی 5 ستاره رو خواهد گرفت
بهرحال مختصری بود از تجربه بنده در این مدت کوتاه که به زبانی عامیانتر برای استفاده شما استادان بزرگوار بیان کردم که از این بابت از حضور همه عذر خواهی میکنم و امیدوارم بکار شما عزیزان بیاد
ممنونم.........amir

94 نفر شرکت کننده داشتم, که هیچ یک نتیجه حاصله را پیش بینی نکرده بودن!
در نتیجه هیچ برنده ای نداریم
واقعا جا داره از تمام دوستانی که در این سه مسابقه لطف کردن وقت گذاشتن و شرکت کردند تشکر کنم :)
بروزرسانی: 4/4/93
دوستان همراه برای پیش بینی بازی ایران و بوسنی از ساعت 12 امشب تا شروع بازی فرصت دارید پیش بینی های خود را برای من ارسال کنید!
بروزرسانی: 3/4/93
نتیجه عجیب و ناراحت کننده ای بود! بچه ها فوق العاده بودن :)
184 نفر شرکت کننده داشتیم که 126 نفر برد بیش از دو گل آرژانتین پیش بینی کردن, 54 نفر مساوی 1-1 پیش بینی کردند و 4 نفر برد 1 بر صفر آرژانتین پیش بینی کردند.
برنده این مسابقه جناب آقای:
Masoud Masoudi با ایمیل masoudim--------هستند
جهت دریافت جایزه فروشگاه آکوستیک با من هماهنگ کنید.
31/3/93
دوستان عزیز از امشب ساعت 12 تا شروع بازی ایران و آرژانتین می توانید نتیجه بازی پیش بینی کنید و برنده هدیه فروشگاه آکوستیک شوید
پیش بینی های خود را برای من ایمیل کنید
بروز رسانی: 30/3/93
72 نفر در پیش بینی نتیجه مسابقه ایران و نیجریه شرکت کردند, که از این تعداد 48 نفر نتیجه را به نفع نیجریه , 14 نفر برد ایران و 10 نفر مساوی یک بر یک پیش بینی کردند, و هیچ پیش بینی مساوی صفر - صفر نداشتیم!
در نتیجه در این مسابقه برنده ای نداریم!
جا داره از تمامی دوستانی که وقت گذاشتن و در این مسابقه شرکت کردند تشکر کنم
همچنان دو مسابقه دیگر خواهیم داشت
بروز رسانی: 27/3/93
به مناسبت حضور ایران در جام جهانی فوتبال 2014 با حمایت فروشگاه آکوستیک یک مسابقه براتون در نظر گرفتم!
نحوه شرکت در مسابقه بدین شکل است که از ساعت 12 شب قبل از مسابقه تا سوت شروع بازی فرصت دارید نتیجه بازی های ایران را پیش بینی کنید, به یک نفر از دوستان که نتیجه را درست پیش بینی کرده است با برنامه The Hat یک هدیه تقدیم می شود. و در مجموع سه بازی ما هم سه برنده خواهیم داشت, برنده هر بازی پس از بازی در همین صفحه اعلام خواهد شد.
هدیه در نظر گرفته شده از طرف فروشگاه آکوستیک یک ست کامل صوتی و تصویری "Monster Cable" است.


اولین مسابقه از ساعات 12 شب امشب شروع و تا سوت بازی ایران با نیجریه ادامه دارد.
پیش بینی های خود را برای من ایمیل کنید
یکی از اصطلاحاتی که در تحلیل سیستم های صوتی بکار میره Timingجدیداً هم مد شده از عام زیاد میشنوم و میخونم مثلا فلان کابل تایمینگ خوب یا بدی داره! تایمینگ چیه که هرکی در تعریف صدا ازش می نویسه و یا در جم های اودیوفیلی ازش استفاده می کنند!
مرجع موسیقی نت گرد, مطلب ارزش زمانی نت مطالعه کنید, هر تایمینگی به نت گرد برمیگرده, هر چهار نت سیاه یه نت گرده, هر دوتا سفید میشه یه گرد, هر هشت تا نت چنگ میشه یک نت گرد, ملاحظه می کنید نت گرد از چه درجه اهمیتی در موسیقی برخوردار است, حالا تایمینگ چیه؟ آهنگ ساز نت هارو Scale به Scale می نویسه (گام به گام)

در هر Scale تعدادی نت وجود دارد که ریتم تشکیل میدن, بین Scale ها اينتروال (فواصل) وجود داره وقتی در یک Scale چندتا نت زده شده و میخواد بره Scale بعدی گوش یک رهبر ارکستر اینتروال هارو متوجه میشه و میره Scale بعدی, اگر نتونه اینتروال هارو بشنوه از گروه عقب میمونه و موسیقی متوقف میشه! در بعضی از سالن ها ارکستر ضعیف برای تایمینگ درست از بلندگوهای مانیتور جلوی رهبر ارکستر استفاده می کنند! در Soundcheck های داخل استودیو نوازنده یا رهبر ارکستر میاد تا صدای ساز یا ارکستر بشنوه, گاهی به صدا ایراد میگیرن که صدا خوب نیست و تایمینگ نداره! صدابردار بلند میشه و میگه بیا جای من که Sweet spot هست بشین, و حالا صدا درست میشه و نوازنده میتونه اینتروال هارو بشنوه. گوش هر کسی که پای اینترنت تحلیل خونده یا چند جای رفته صدا شنیده نمیتونه اینتروال وقفه هارو متوجه بشه! باید موسیقی بدونه, نوازنده, آهنگ ساز یا رهبر ارکستر باشه, یا حداقل دوره سلفژ گذرونده باشه تا بتونه تایمینگ تشخیص بده.
بازی با کلمات و حفظ کردن یکسری اصطلاحات خارجی و بکار بردن آن ها کار پیچیده ای نیست, هرکی با ادبیات و سواد خودش میتونه از حفظیات های فای استفاده کنه و اگر شنوده یا خواننده هم سواد اندک موسیقی نداشته باشه و متوجه نشه فکر میکنه با چه پدیده ای روبرو شده! این بار در جمع های اودیوفیلی اگر ساز بود از کسی که داره نظر میده بخواین یه نت بالا یا پایین بزنه؟ یه نت زدن مثل این میمونه که از کسی که ادعای زبان دیگری داره بخواهید بگه سلام, نگید چه ربطی به تحلیل صدا داره! دوستانی که ساز میزنن یا از موسیقی سر رشته دارن متوجه حرف من میشن, فقط همین یه نت بزن, بگو سلام! اگر سلام موسیقی بلد نیستید, اشکالی نداره برید سلفژ یاد بگیرید تا وقتی ازتون میخوان تایمینگ تعریف کنید مجبور نشید بزنید تو خاکی! پیش یه دوست اودیوفیل بودم و ازش سوال کردم تعریف عام از SoundStage چیه؟ به من گفت تعریفی ندارن فقط استفاده می کنند! جدیداً هم Detail مد شده و میگن! فقط در جم های اودیوفیلی این کلمات تکرار میشه و همه سری به معنایی منم متوجه شدم تکان میدن! یکی نمیگه آقای تحلیل گر تایمینگ چیه که این سیستم داره یا نداره؟ باز تکرار می کنم برای تحلیل نوشتن از صدا نیازی نیست موسیقی دان یا آهنگساز باشید فقط سلام موسیقی بلد باشید.
پس تایمینگ شد اینتروال های بین هر Scale , به زبان ساده تر فواصل بین هر دسته از نت ها که ریتم تشکیل میدن مثل دادادادادادا یک Scale ........اینتروال........ دااااااااااااااااا یک Scale تایمینگ فواصل بین هر Scale که اگر هر کدام از اجزای سیستم نتونه تایمینگ رعایت کنه نت ها بین هر Scale در هم میرن و شنیده نمیشن, این Timing که با هر گوشی به راحتی قابل تشخیص نیست!
پی نوشت: در نت نویسی در زبان آلمانی به Scale (گام) fred در انگلیسی Ferret و در فارسی Scale یا گام گفته میشه, در متن بالا از Scale به جای fred یا ferret استفاده کردم.

Jamo یک برند بلندگو ساز نسبتاً قدیمی دانمارکی است, که چند سالی با کمپانی بزرگ Klipsch ادغام شده است, یامو که در ایران بهش میگن جامو طراح خوبی در زمینه کابینت و کراس اوره و کلیپش درایور ساز بسیار خوبی است, همکاری این دو برند دوست داشتنی در چند سال گذشته نتیجه بسیار موفقیت آمیزی برای هر دو کمپانی داشته است! های کلاسی مثل C 809 از جامو که در این مطلب نگاهی بهش خواهیم داشت, و مدل ارزان اما بسیار خوش صدای S 426 نتیجه همکاری این دو برند است!
C 809 از راه زمینی و کشور ارمنستان وارد ایران شده است! در نگاه اول با یک بلندگوی بسیار خوش قد بالا و با کیفیت روبرو هستید, کیفیت و ظرافت ساخت این بلندگو شمارو به تحسین وادار خواهد کرد, مخصوصاً وقتی از قیمت این بلندگو مطلع میشید بیشتر ساخت و ظرافت به کار رفته در آن شمارو هیجان زده خواهد کرد! این بلندگو در کشور مبدا حدود 1100 دلار خریده شده است! که اگر به دلار روز حساب کنید کمتر از فوکال سری 800 و خیلی از هم رده های آن تمام شده است! اما بریم ببینیم در صدا در رقابت با خوش نام های هم کلاس خود چی برای گفتن دارد!
آمپلی فایر و سورس هر دو رکسان سری Kandy بود
Kandy K2 Amplifier
Kandy K2 CD
کابل ها همگی Cardas و از سری Cross بود
کل سیستم بیشتر از 100 ساعت کار کرده و میشه گفت کاملا Break-in شده بود, این از نواحی میکرو صدا به خوبی میشد فهمید. من از صداهای جیغ خوشم نمیاد! از طرفی هم اصلا با صداهای Emotional نمی تونم ارتباط برقرار کنم, یکی از خوبی های صدای رکسان یکپارچگی در نواحی مختلف صداست, رکسان سعی میکنه آنالوگ باشه تا دیجیتال, آنالوگ بودن مثل لامپ منتقل نمیکنه, بنظرم خیلی بهتر از بیشتر لامپی ها ریتم موزیک حفظ میکنه و صدا در وولوم پایین از ریتم نمیفته و جیغ نمیشه! طراح رکسان ایده های بسیار خوبی در موزیک داره و اگر در الکترونیک بیشتر پیشرفت کنه میتونه دوست داشتنی تر از اینی باشه که الان هست. یکی از ضعف های رکسان در قسمت پاوره, اگر رکسان از برق بکشید و پاور کاملا تخلیه کنید و دوباره سیستم روشن کنید مشکل جریان هجومی که در مدار ایجاد می کند از خطای هارمونیک خازن های خروجی متوجه میشید! این مشکل شاید بخاطر بالا رفتن فرکانس سلفی در ترانس است که در شروع ایجاد راکتانس سلفی می کند! اگر یه رکسان داشتم حتما میزان هانری ترانس اون در شرایط مختلف اندازه گیری می کردم و شاید علت این مشکل بیشتر درک می کردم.
جامو C 809 با رکسان و کارداس بسیار خوب صدا میداد, خیلی بهتر از فوکال سری 700 و مانیتور سری طلایی! اگر بخوام یه تصویر کلی از صدای جامو به شما بدم آرامش, یکپارچگی و بار صدای بود که این بلندگو به گوش ارسال می کرد! در مدت یک ساعتی که صدا شنیدم اصلا حس Fatigue نداشتم, ترکیب رکسان و کارداس صدای با پس زمینه کمی تاریک و ملایم به بلندگوها ارسال می کرد, درایور مید باس جامو این صدای مینی مال بسیار زیبا و دوست داشتنی بازسازی می کرد, صدا چسبیده به دیافراگم و بدون حس کابینتی شدن فرکانس های میانی شنیده میشد, در اکثر بلندگوهای تو این رنج صدای میانه یه جوری انگار کابینت زده اجرا میشه! بعضی از طراحان دوست دارن صدای کابینت شنیده بشه و این برای برخی از ادیو فیل ها تبدیل به یک شاخص مثبت شده! که من اصلا دوسش ندارم. جامو آزاد از تاثیر کابینت سعی می کرد به موزیک نزدیک بشه, صدای میانی جامو C 809 با Texture دوست داشتنی به گوش من راحت شنیده میشد.
جامو تویتر بسیار دقیقی هم داشت! میتونم بگم در این کلاس از بهترین های بوده که شنیدم, SoundStage که در اتاق ایجاد میکرد کامل بود, با این که کمی مستقیم بود اما صداش فوروارد نمیشد, صدا عمق داشت و حس سازهارو خوب بازسازی می کرد, مخصوصا در وولوم بالا تونالیتی بسیار خوبی داشت! این نکته ویژه را در زمان تست ازش نوشتم, این خیلی مهم که درایورهای بلندگو در وولوم های مختلف تغییر شخصیت نده و تونالیته صدارو حفظ کند.
جامو در فرکانس های پایین باس کیپی داشت, مخصوصا در وولوم کم صدارو خوب رندر میکرد و صدا از ریتم نمیفتاد, با افزایش وولم شخصیت صدا تغییر نمی کرد انگار فقط نوازندگان ضربات محکم تری به ساز های کوبه ای وارد می کردند! باس عمیق و جلو بود, درایورهای باس تا وولوم متوسط حرکت زیادی نداشتند اما باس کامل عمیق و کیپ بود که نشان از کیفیت طراحی کابینت است.
ترکیب رکسان, کارداس و جامو Ambience و Body بسیار بهتر از هم کلاس های بود که شنیده بودم داشت! جامو C 809 بلندگوی بسیار با ارزش و خوش صدای بود.
اجرا
طراحی و ساخت
هر فروشنده ای که این بلندگو با قیمت منتقی وارد ایران کنه مورد حمایت جدی من قرار خواهد گرفت!

همانطور که میدونید فیلم جاذبه توانست امسال نظر اکثر منتقدین و همینطور داوران آکادمی رو بر آورده کند و در نهایت با 6 جایزه اسکار جزو فیلم های ماندگار باشد.
من نقد فیلم رو در زمان اکران و همینطور در اکران خصوصی از چند منتقد معروف خوانده بودم و بسیار کنجکاو شده بودم که همه منتقدین سخت گیر نیز نظر مثبت به فیلم دارند. به همین خاطر بسیار منتظر فیلم بودم تا بدستم برسه و ببینم. من فیلم رو سه بار که دوبار آن بصورت سه بعدی و یک بار آن غیر سه بعدی بود دیدم.
رتبه IMDB: 8.1
Gravity blu-ray در تصویر
باز با فیلمی رو به رو هستیم که نمی توان نظر قطعی در مورد تصویر فیلم داد. جاهای از فیلم تصویر بسیار مورد پسند من بود و جاهایی دوست داشتم تصویر جور دیگری بود. کلیه رنگ های فیلم بسیار عادی و طبیعی و کمی سرد بودند و هیچ اغراقی در رنگ ها وجود نداشت حتی در رنگ آتش. صحنه های که در آن کره زمین دیده میشد بسیار زیبا و تاثیر گذار بودند و کاملا دارای جزییات کافی بودند بطوری که بیننده مدام در اینکه الان کدام قسمت کره زمین هست کنجکاو میشود و دوست دارد شکل و رنگ ابرها را تعقیب کند. در فیلم با لانگ شات های بسیار زیبایی روبرو خواهید شد که عظمت فضا را به رخ بیننده می کشند و بسیار زیبا کار شده اند. با توجه به نظر کارگردان در اکثر صحنه ها گرین مشاهده می شود که برای من زیاد خوشایند نبود و دوست داشتم کمتر از گرین استفاده می شد. جزییات صورت بازیگر ها قابل قبول می باشد. با توجه به اینکه کل فیلم از صحنه های جلوه های ویژه تشکیل شده است اما به هیچ عنوان نمی توان ایرادی بدان گرفت و اگر شما صحنه های پشت صحنه فیلم رو نبینید خیلی از صحنه ها را واقعی فکر خواهید کرد. واقعا در این زمینه جز تحسین کردن عوامل کاری از دست کسی بر نمی آید. جزییات تخریب ها و سفینه ها بسیار باور پذیر و عالی بوده و همینطور حالت های تعلیق و بی وزنی بازیگران بسیار باور پذیر می باشد. یک صحنه می باشد که دوربین از بیرون کلاه فضایی بازیگر زن فیلم وارد کلاه آن شده و مناظر را بیننده از چشم بازیگر زن فیلم می بیند که این قسمت نیز تجربه بسیار زیبایی بود. رنگ مشکی فضا واقعا زیبا بوده و عمق بسیاری به صحنه های فیلم می دهد.
تنها ایراد من به تصویر فیلم استفاده کردن از گرین بود که دوست داشتم تصاویر را بدون گرین می دیدم.
امتیاز من به تصویر فیلم

Gravity blu-ray در صدا
در مورد صدا فقط می تونم بگم با اینکه فیلم رو سه بار دیدم هنوز سوپرایز هستم و هر بار که فیلم رو دیدم بیشتر لذت بردم. می توان گفت مهندسی صدا فیلم در حد عالی می باشد و چقدر به جزییات دقت شده هست. هر بار با دقت بیشتر فیلم رو دیده و سعی کردم ایراداتی به صدا بگیرم اما هر بار بیشتر تحسین کردم.
فیلم با سکانس بدون تصویر و با صدا شروع می شود و نوید فیلم پر هیجانی را به بیننده می دهد که واقعا در این کار موفق بوده اند. بیننده تمام مکالمات و صدا ها را از کلاه فضایی می شنود که تجربه بسیار جالبی هست تمامی صدا ها طوری هست که انگاری صدا ها رو از توی آب می شنوید و کاملا خود را در فضا احساس می کنید بطوریکه که شما هم لباس فضایی پوشیده اید. حتما باز کردن پیج ها و بستن آنها با دستگاه مخصوص که صدایی مانند دریل دارد در همچین فضایی شنیدن چقدر متفاوت هست. گاهی صدا ها رو از گوش یک بازیگر دیگر می شنوید که بسیار زیبا می باشد. کانال های ساراند چقدر در این فیلم فعال هستند نه تنها در افکت ها بلکه در کلیه مکالمات، موزیک متن نیز با یک DSP دقیق کانال های ساراند فعال می باشند و بیننده کاملا خود را در فضای فیلم احساس می کند. برخورد بازیگر ها به بدنه سفبنه ها و عدم وجود صدا در خلا از تجربه های بی نظیر این فیلم می باشد.
کانال LFE بسیار زیر پوستی فعال بوده وخیلی آشکارا خود نمایی نمی کند.
صداهای تخریب ایستگاه روس ها و صداهای برخورد اجسام فلزی به همدیگر و همینطور ارتعاش های سفینه بسیار زیبا بوده و کلی هیجان به بیننده وارد می کند. صدا های سقوط و تخریب ایستگاه چینی ها نیز عالی بود.
موزیک متن فیلم در انفجار ها چقدر زیبا کار شده بود. در ابتدا من صدا های بسیار سنگین و پر حرارتی رو انتظار داشتم و فکر می کردم بهتر بود موزیک با تخریب ها سنکرونتر بوده و افکتیو تر اجرا می شد اما بعد از سه بار دیدن فیلم متوجه شدم کارگردان تصمیم درست را گرفته هست. شاید موسیقی احساس هیجان بالایی به شنونده انتقال ندهد اما خیلی خوب می تواند احساس تشویش و اظطراب را به بیننده القا کند.
امتیاز من به صدا فراتر از کامل می باشد.

Gravity blu-ray در تصویر سه بعدی
صد البته که فیلم در تصویر سه بعدی هیجان خود را دارد و احساس تعلیق بیشتری به بیننده می دهد و بیننده بیشتر به عظمت فضا و عمق حادثه اتفاق افتاده پی می برد اما همچین فیلمی را فقط باید در پرده عریض سینما دیده شود تا خواسته کامل کارگردان را درک شود و در تلویزیون خانگی با هر ابعادی نمی شود عظمت سه بعدی کار شده فیلم را درک کرد و حتی لذت کامل برد.
امتیاز من به سه بعدی فیلم


قسمت دوم فیلم Thor همین امشب دیدم! معمولاً با یک بار دیدن یک فیلم ازش نمی نویسم! اما اگر الان این مطلب نمی نوشتم میرفت جزو ده ها مطلب نوشته نشده دیگه!
قسمت دوم "ثور" داستان و ساختار پیچیده تری نسبت به اولی داشت, نبرد خیر و شر و دشمنی برادر بزرگتر ثور سر جاش بود! اما در قسمت دوم خیلی عمیق تر به "Parallel Worlds" پرداخته شده, جهان های موازی یکی از علایق جدی هالیوود بحساب میاد! و یکی از گرایش های من در بحث فلسفه و فیزیک همین جهان های موازی! مواردی مثل "فرار از جهان, فراتر از جهان چندگانه, جهان های کوانتومی موازی, انفجار بزرگ و بسیار دیگر از انگارهای که هالیوود در مواردی مثل فیلم ماتریکس فوق العاده بهشون اشاره کرده و به تصویر کشیده! در دو قسمت ثور و بخصوص دومی هم میشه بسیاری از انگارهای جهان های موازی در لایه های داستان دید! مخصوصا در نبرد آخر فیلم خیلی عمیق به جهان های موازی کوپر اشاره میکنه! از این بهتر فقط در سه گانه ماتریکس دیده بودم! از این بحث ها بگذریم بریم ببینیم در صدا و تصویر روی بلوری چی برای گفتن داره!
تصویر قسمت دوم فوق العاده تمیزه و میتونم با The Avengers مقایسه کنم,بدون نویزهای پشه ای و گرین! در قسمت اول تصویر گرین دونه ریزی داشت, اما در دومی خبری از گرین نیست.
رنگ ها به اندازه کافی درخشنده بودن, در دنیایی واقعی اصلاً اشباء شده نبودن, رنگ پوست بسیار طبیعی بود, بنظرم کارگردان خواسته حس دنیایی حقیقی با دیگر دنیاها با اشباء نکردن رنگ بیشتر انتقال بده که این خیلی عالی بود.
جزئیات تصویر در لانگ شات ها فوق العاده عالی بود! و یکی از نقاط قوت تصویر بحساب میاد, در نماهای بسته نیز بافت پوست و اشیا فوق العادست! در چند سکانس که محشر بود! واقعا لذت بردم.
تنها ایرادی که میشه به تصویر گرفت! بور بودن تصویر در دنیاهای دیگر بود! میشد یکم کنتراست بهتری داشت! در دنیایی حقیقی هم کنتراست خیره کننده نیست! و باز میشد قوی تر باشه, اما ضعف هم نبود!
صدا:DTS-HD Master Audio 7.1
صدا در دومی به خوبی قسمت اول نبود! انگار بگیر نگیر داشت!
در سکانس های صدا ضعیف بود! و در همون سکانس در یک لحظه صدا عالی میشد! بعنوان مثال در سکانس ورود سفینه به ساحل شهری و خراب شدن زمین صدا خیلی بده! انگار تیم صدا گذاری فیلم عظمت تخریب این صحنه اصلا درک نکردن!
صدا در لحضاتی که خود ثور در میدان بود عالی میشد! از ویژگی های صدا افکت ها لحظه ای بود که میدونم در سیستم های درست و حسابی پتانسیل کندن بیننده از جا دارن!
DSP صدا در اکثر صحنه ها یکی از نقاط قوت صدای فیلم بود, مخصوصا حرکت چکش ثور فوق العاده زیبا کار شده و اگر سیستم خوبی داشته باشد از صدا لذت میبرید.
کانال LFE بسیار عالی کار شده, افکت های باس سنگین و پویا که حسابی از خجالت ساب سیستم درمیاد! اگر سکانس ورود سفیه به ساحل شهری فراموش کنید! کانال فرکانس پایین در اکثر موارد عالی بود.
در مجموع ثور 2 روی بلوری کار قوی بود, مخصوصا تصویر تمیز و با جزئیاتی که داشت و صدا با DSP عالی و افکتیو. فقط یکم بور بودن تصویر اذیت کرد! و صدای خشک و گرفته در بعضی سکانس ها! در کل حتما بلوری Thor 2 به دوستان توصیه می کنم.
خوش باشید
تصویر
صدا

اگر خواننده این سایت باشید حتما میدونید یکسری اصول در صدا و تصویر هستند که اگر رعایت نشود کل ارزش های سیستم زیر سوال خواهد رفت! و یکی از مهم ترین ها در صدا و تصویر کالیبراسیون است, اهمیت این موضوع با چهار مطلب اختصاصی در باره کالیبراسیون تصویر می توانید درک کنید!
پکیج "Disney WOW: World of Wonder" جدید ترین دیسک کالیبراسیون صدا و تصویر از کمپانی دیزنی است, یک تولید بسیار جذاب که شمارو حسابی درگیر خود می کند و یکی از دوستان شما در کنار سیستم صدا و تصویرتان خواهد شد! در ادامه به چند ویزگی این دیسک اشاره کردم .
این دیسک شامل دو سری پترن است, یک سری پترن های کالیبراسیون ابتدایی, و یک انتخاب پیشرفته برای حرفه ای ها, شاید کار با پترن های پیشرفته برای تازه کارها کمی گیج کننده باشه! با این حال من توصیه می کنم با پترن های پیشرفته شروع کنید!
پترن های این کار کمی فانتزی تر از دیگر تولیدات مشابه هستند, در تولید و تنظیم این دیسک بسیار به سرگرم کننده بودن آن توجه شده است, که برای تازه کارها شرایطی ایجاد میکنه تا بیشتر برای کار با این دیسک وقت بزارند.
هر پترن شامل سه گزینه است, توضیحات, آموزش و اجرای, در قسمت توضیحات به عنوان مثال اگر "Sharpness" انتخاب کنید در مورد این گزینه و تاثیرات آن توضیحاتی به زبان ساده داده می شود. در بخش آموزش روش کالیبره کردن این بخش باز هم به زبان ساده آموزش داده می شود. و در بخش اجرای همه چیز دست کالیبراتور است.
مثل تمام دیسک های کالیبراسیون یک فیلتر رنگ که در این کار رنگ آبی قرار دارد, روش کار با این فیلتر در بخش چهارم توضیح دادم.
در این دیسک 30 کلیپ کوتاه از تولیدات دیزنی وجود دارد که می توانید به عنوان دموی سیستم و همچنین نتیجه کار از بینشون انتخاب کنید! تمامی کلیپ های این دیسک با بیت ریت تصویر فوق العاده بالای 40Mbps تنظیم شده است!
یکی از انتخاب های این دیسک "pixel flipper" که برای بازسازی پیکسل ها در نمایشگرهای پلاسما ست, حدود سی ثانیه کافی تا اگر "image retention" بروی نمایشگر شما ایجاد شده, و شدت آن زیاد نیست برطرف شود.
چند انتخاب دوست داشتنی هم در دیسک هست, مواردی مثل چگونگی فشرده سازی تصویر و چندین مورد دیگر که همگی همراه با تصاویر بسیار با کیفیت هستند.
یکی از انتخاب های جالب در این دیسک تفاوت بین تصاویر 720P با 1080P واقعی است, که حتما برای دمو و بحث های صدا و تصویر بین دوستان میتونه انتخاب خوبی باشد.
این دیسک شامل گرافیک های متحرک بسیار جذاب برای کالیبره کردن صدا نیز هست, پیکربندی کانال ها, تنظیمات فرکانسی و چندین مورد دیگر که همگی در کالیبره کردن صدا به شما کمک می کنند.
در نهایت این دیسک به دوستان تازه کار و حرفه ای در کالیبراسیون توصیه می کنم!
حالا چرا این اجرای زیبا و فوق العاده قوی براتون قرار دادم! در مطالب آکوستیک مطالعه کردید که صدای که شنیده می شود از انعکاس موج به اجسام و هوای اطراف ما است, حتی میزان رطوبت و دمای هوا در سرعت و شکل سینوسی موج تغییر ایجاد می کند.
در مطالب آکوستیک گفته شد که آکوستیک کردن با ایزوله کردن (کاری که در ایران به اشتباه در اکثر موارد انجام می شود) فرق بزرگی دارد, یک سالن اکوستیک شده می تواند فرکانس های مختلف موج را کنترل کند, کم کند, حذف کند یا افزایش دهد. در سالن های اجرای زنده کلاسیک هیچ بلندگو و تقویت کننده ای وجود ندارد! و فقط آکوستیک سالن هست که صدای خواننده و سازهارو به گوش شنوندگان میرساند.
اگر برای بار اول در یک سالن خوب یک اجرای کلاسیک بشنوید امکان نداره باورتون بشه صدای که شنیده میشه بدون هیچ تقویت کننده ای با این قدرت به گوش میرسه! تاکید میکنم امکان نداره باور کنید! و آن صدا فقط شاهکاری مهندسی آکوستیک است که با تنظیم زاویه های مختلف بسته به رنج صدای خواننده و نوع و تعداد ساز ها توسط "ديفيوزرهای" متحرک سریع ترین نت هارو با چنان قدرتی به گوش میرسد که هیجان زده خواهید شد.
و بعد از اولین اجرا به خود خواهید گفت چقدر صدای ضبط شده احمقانه ست, چقدر صدای بلندگوها و کامپوننت های مثلا های اند احمقانه ست, سرزنشی که سالها پیش در اولین تجربه بزرگ اجرای زنده به خود کردم! احمقانه تر از هر صدای ضبط شده ای شخصیت های خوب یا بدی که به کامپوننت ها در تحلیل هامون میدیم! چاره ای هم نداریم من هم همینطور تحلیل میکنم چرا که بلندگو و هر کامپوننت صدای احمقانه است, پس هر تحلیلی از این محصولات احمقانه از خود این محصولات احمقانه تره.
ولی خوب ما داریم با همین سیستم های احمقانه صدا (نه موزیک) گوش میدیم! پس مجبوریم از کیفیتشون هم بنویسیم! فقط ای کاش صدای خوب شنیده باشم و بعد بنویسیم, تخیل هم نکنیم!
خوش باشید
آنکیو سالهاست دیگه از لیست ویدئو پلیرسازهای مطرح خارج شده, انصافاً هم هیچ وقت از بهترین ها نبوده اما به ضعیفی چند سال اخیر هم نبوده! بعد از تجاری سازی کاملا ناموفق چند سال پیش که اومد از پایونیر و پاناسونیک کیت خرید و به شکل احمقانه ای مونتاژ کرد! مدتی کاملا فراموش شد. تا اخیرا که مدل SP809 معرفی کرده که عنوان بهترین بلو-ری پلیر این کمپانی یدک می کشد, این مدل یکی از دوستان به قیمت 500 پوند خریداری کردند! امروز دستگاه آورده بود پیش من تا نگاهی بهش بندازم و نظرم در موردش بگم. پلیر ظاهر خیلی خوبی داره, پنل آلومینیومی برس خوره زیبا, با سایز بسیار مناسب که نطرتون جلب میکنه!
فیلم تست Pirates of the Caribbean با کابل Wireworld Ultraviolet 7 که از بهترین های تست پلیر بحساب میان.
سینی دیسک نسبتاً بی سر و صدا بود که این خیلی خوبه, بعد از بارگذاری دیسک پلیر شروع کرد به برسی چند موضوع که خوب الان باید چی کار کنم؟! 25 ثانیه بعد....اوووووووووووه نه باید دیسک لود کنم! و اینطور بود که با سلام و صلوات فیلم رفت تو منوها! سرعت لود پلیر فاجعه بود.
یکی از ورودی های نمایشگر من مخصوص تست, یه کالیبراسون سریع روی پلیر انجام دادم و رفتم تا ببینم SP809 چی برای گفتن داره! خوشبختانه پلیر دو خروجی HDMI داشت, دیگه به هیچ عنوان پلیرهای که یک خروجی HDMI دارن مورد قبول نیست! دوران تاثیر گذاری مسخره آمپلی فایرها روی تصویر تمام شده. در اولین نگاه پلیر خودشو اصلا های اند معرفی نکرد, در سکانس مبارزه در غار اون درخشش رنگی که انتظار داشتم و روی آپو دیده بودم روی این پلیر نداشتم, عمق رنگ ها نرمال بود نه بیشتر از یک پلیر عالی تجاری اگر تجاری عالی داشته باشیم! کنتراست تصویر خوب بود اما اصلا نمیشد با بهترین ها مقایسه کرد, فقط خوب بود. جزئیات سوژه ها یکم بهتر از کنتراست بود, نمیتونم بگم تصویر 809 بور بود اما اون عمق تصویری که دوست داشتم بهم نمیداد, تمام شاخص های مهم تصویر در حد نرمال بود.
صدای این پلیر چیزی بیشتر از تصویر نبود, شاخص ترین ویژگی صدا دیالوگ جوندار و جلو بود, افکت ها نسبتاً کانالیزه بود, در بعضی صحنه های آشنا حس کش اومدن و گیجی افکت هارو میشد شنید که برای کلاس الکی که پلیر در آن قرار داشت خوب نبود! وضوح صدا در حد نرمال بود و نمیشه گفت شمارو تحت تاثیر قرار میداد.
در صدا هم باید بگم چیزی بیشتر از یک پلیر تجاری خوب نبود.
در کل آنکیو SP809 بیشتر از چیزی که انتظار داشتم ظاهر نشد! بنظرم بیشتر کابینت بود تا کیفیت اجرا در کلاس میانه قیمت ها

یکی از نکات بسیار با اهمیت در صدای سینمایی و شاید مهم ترین نکته در صدای سینمایی کالیبراسیون صداست, که توسط میکروفون مخصوص که همیشه همراه آمپلی فایرهای سینمایی است انجام می شود. به این کار در ستاپ سینمایی "EQ Set up" هم گفته می شود.
در سال های اول ورود صدای سینمای دیجیتال آمپلی فایرها امکان کالیبراسیون صدا توسط میکروفون را نداشتند! و این کار توسط خود کاربر و در مواردی توسط کالیبراتور انجام میشد, نتیجه کار کاملا به تجربه کاربر بستگی داشت, تنظیم شدت db شدت وولوم در هر کانال, دامنه فرکانسی همه و همه توسط کاربری انجام میشد که اکثرا هیچ تجربه قبلی در این زمینه نداشتند. زیاد هم نمیشه به صدای سیستم های سینمای خانگی در آن زمان ایرادی گرفت! هرچی بود برای زمان خودش جذاب و متفاوت بودن.
چند سالی هست آمپلی فایرهای سینمایی خانگی مجهز به میکرفون کالیبراسیون صدا شدند, در آمپلی فایرهای ابتدایی که مجهز به این سیستم بودند تنها شدت db و وولوم صدای هر کانال توسط این سیستم بالانس میشد, و نتیجه هیچ تاثیری در کیفیت میدان DSP نداشت. اکثر با تجربه های آن زمان اعتمادی به ستاپ کردن با میکروفون نداشتند و دستی این کار را انجام میشد!
در آمپلی فایرهای نسل جدید نتنها میزان db و وولوم صدا در هر کانال بالانس می شود بلکه فاصله هر کانال و از همه مهم تر زمان تقدم و تأخر صدا بالانس می شود که تاثیر بسیار زیادی در قدرت و دقت فضای DSP دارد, فضای DSP بسیار نیاز به رعایت فاصله های بین هر کانال و زمانی است که صدا از یک کانال وارد کانال بعدی می شود, اگر این فاصله رعایت نشه صدا میان انتقال بین دو کانال قطع می شود و این دلیل بهم خوردن فضای DSP است. از مهم ترین نکته ای که در نسل های جدید EQ Set up روش تمرکز شده همین کنترل سرعت تقدم و تأخر فرکانسی بین کانال های صداست. امروزه دیگه هیچ با تجربه ای در صدای سینمایی نیست که ستاپ سیستم با دست انجام بده! پردازنده های آمپلی فایرهای جدید به حدی دقیق هستند که این کار بهتر از هر گوش با تجربه ای انجام میدن.
نکته مهمی که در کالیبره کردن صدا توسط میکروفون های مخصوص باید بهش اشاره کرد محل قرار گرفتن میکرفون است, در ساده ترین شکل گفته می شود در محل های نشستن بیننده باید قرار بگیرد! این درسته اما موقعیت میکرفون بسیار بسیار در نتیجه نهایی با اهمیت است و باید به دو نکته اساسی توجه کنید:
اول فاصله میکرفون است که باید هم اندازه با گوش بیننده ارتفاء داشته باشد, و نه محل نشستن روی مبل یا پشتی عقبی مبل!
دوم فاصله میکرفون از گوش است, که باید 30 سانتیمتر از مرکز صورت و بین دو گوش جلوتر باشد, روی مبل یا صندلی در راحت ترین حالت قرار بگیرید و از مرکز صورت 30 سانتیمتر جلوتر را مشخص کنید و میکرفون را در همان محل قرار بدید.
بهترین وسیله برای قرار دادن میکرفون پایه های دوربین عکاسی است, تمام مدل های مختلف میکرفون های کالیبراسیون صدا محل بسته شدن روی پایه را دارند.
در هر جابجای حتی مختصر هر یک از بلندگوها یا تعویض آنها حتما باید دوباره سیستم را کالیبره کنید.
نکته: دوستانی که ترجیح میدن سیستم سینمایی دستی ستاپ کنند, توصیه میکنم ابتدا سیستم با میکرفون ستاپ کنید, سپس میزان db که اکثرا بخاطر ضعف در آمپلی فایر یا بلندگو تمایل به افزایش بی اندازه آن هست! دستی افزایش بدید. مهم ترین آپشن در ستاب با میکرفون "Distance" است, نتیجه تنظیم دستی فاصله ها با تجربه من هیچ وقت به دقتی نیست که خود پردازشگر انجام میده! فاصله ها برای داشتن بهترین DSP بسیار مهم است.