Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

مجموعه فیلم های Resident Evil به شدت مورد علاقه من است. نمی دونم چرا از این تیپ فیلما خوشم میاد! و از این یکی خیلی بیشتر, شاید یکی از دلایل بازی MilLa Jovovich باشه! انگار این آدم برای بازی در نقش آلیس آفریده شده! برای دیدن این قسمت آخر Afterlife خیلی انتظار کشیدم! نسخه خانگی فیلم هم خیلی دیر به دستم رسید, خلاصه که رسید و دیدیم. قبل از تحلیل صدا و تصویر فیلم یکم در مورد خود فیلم.
تفاوت گریم و بازي Jovovich در این چهار قسمت خیلی جالبه, دوستاني كه سه گانه گذشته و قسمت چهارم ديدن, حتما متوجه گريم هاي متفاوت آليس در هر قسمت شدن؟ در قسمت اول چهره آليس خيلي بي روح و احساس, حس فراموشي كه آليس دچارش هست خيلي خوب القاء ميكنه.
در قسمت دوم Apocalypse آليس انگار يكم باهوش تر شده و از اون حالت شلختگی ظاهری بيرون آمده و بهتر ميتونه با انسان ها ارتباط برقرار كنه, جنگجو تر شده, به توانای که داره و در قسمت اول ازش خبر نداشت پی برده. حس اعتماد به نفس بيشتری در چهرش ديده ميشه, لباس و آرايش ظاهری خیلی بهتری داره.
در قسمت سوم Extinction آليس با گريم كمی متفاوت تر ظاهر شد, شخصيت پيدا كرد, شخصيتی همراه با خشونت, آليس ديگه شبيه به يك موجود فرا انسانی, بدون احساس با چهره ای گاه خنگ نيست. آکساسوار لباس آليس در قسمت سوم خيلی عالی كار شده و فوق العاده به حال و هوای فيلم مياد.
در اين قسمت چهارم Afterlife گريم آليس كاملا متفاوت, آليس كاملا شخصيت انسانی پيدا كرده, با آرايش زنانه, كه خودش نشون ميده آليس خصوصيات انسانی بيشتري پيدا كرده. گريم و بازي Jovovich در قسمت چهارم خيلی به شخصيت اصلی Jovovich نزديك, اگر مصاحبه ها و ويدئوهاي Jovovich ديده باشيد متوجه شدین كه در قسمت چهارم شخصيت آليس به بازيگرش خيلي نزديك تر شده؟ به همين دليل اون بازی يكم اغراق آميز كه در قسمت اول داره در قسمت چهارم اصلا ديده نميشه, واقعا ديگه MilLa Jovovich استاد بازی كردن نقش محبوب آليس.
اگر بخوام میزان جذابت فیلم در این چهار قسمت از نظر خودم بگم قسمت چهارم می توانست یکی از بهترین ها باشه! پتانسیل این داشت که بهترین باشه اما نشد! حتی کمتر از سه قسمت گذشته! مشکل اصلی قسمت چهام کوتاه بودن صحنه های درگیری و نبرد آلیس با زامبی ها و کوتاه بودن موقعیت های هست که آلیس و دیگر بازیگران در اون قرار می گیرند, شخصیت Executioner خیلی می توانست صحنه های فوق العاده در فیلم ایجاد کنه, اما خیلی زود این شخصیت باحال از دست دادیم! فیلم پر از صحنه های جذاب اما خیلی کوتاه! صحنه ای که Executioner در شهر تبر روی زمین میکشه من گفتم این هیولا در شهر چه بکنه!
نقدهای به این فیلم شد که قسمتی از آن از نظر من اشتباه! حتما میدونید که قسمت چهارم با همان دوربین Fusion Camera که مخصوص آواتار اصلاح شد تصویر برداری شده. در آواتار چیزی که دوستان من در سینما دیدن و به من گفتند شاهد عمق تصویر خیره کننده هستیم. بعضی ها وقتی Afterlife دیدن توقع صحنه های که در آواتار دیده بودن داشتند! چیزی که اصلا درست نیست! کارگردان این فیلم بلعکس آواتار صحنه های سه بعدی که از پرده بیرون میاد در فیلم به نمایش گذاشته! کسی که هر دو فیلم در یک سالن دیده بود به من میگفت Afterlife یک سه بعدی وحشتناک, یک سرگرمی محض.
آخر فیلم وقتی Sienna Guillory که در قسمت دوم نقش Jill Valentine خیلی خوب بازی کرده, ظاهر میشه و دستورات به سربازها اعلام میکنه فقط به این فکر میکنی که قسمت بعد کی ساخته میشه؟ ظاهرا قراره قسمت پنجم در سپتامبر ۲۰۱۲ اکران شود.
خوب بریم سراغ صدا و تصویر: Resident Evil: Afterlife
تصویر Resident Evil: Afterlife از جهاتی که بهش اشاره خواهم کرد فوق العادست.
سکانس پیاده شدن آلیس از هواپیما در ساحل در زیبای تصویر بی نظیر, یکی از بهترین ها در این چهارگانه, کنتراست تصویر خیره کننده بالاست, نور پردازی عالیه, نمای آسمان ابری واقعا میشه گفت یک تصویر حقیقی, شاتی که آلیس روی هواپیما ایستاده یک نقاشی زیبا روی نمایشگر شماست, تصویر ثابت کنید و لذت ببرید. کنتراست تصویر فوق العاده بالاست.
در فیلم شاهد رنگ های اغراق آمیز نیستیم, طبیعی بودن رنگ در این تیپ فیلم ها زیاد معنی نداره, هرچی کارگردان بخواد میشه. در قسمت های قبل رنگ قالب داشتیم اما در Afterlife رنگ ها طبیعی, در هیچ سکانسی رنگ قالب نداریم. در سکانس ساحل رنگ علف های که در فصل سرما زرد شده و در قسمت های هنوز میشه رگه های از علف های سبز رنگ پریده را دید واقعا طبیعی, درست مثل یک فیلم مستند.
عمق سیاهی در بالا رفتن کنتراست تصویر این فیلم خیلی تاثیر داشته, شدت سیاهی تصویر در صحنه های مختلف با دقت کار شده, Paul W.S. Anderson خیلی خوب با نور پردازی و کالیبراسیون تصویر آشناست این در Death Race هم نشان داد.
Texture تصاویر در این فیلم بسیار بالاست, کتی که تن آلیس بافت متراکمی داره در اکثر نماهای نزدیک میشه به راحتی این بافت دید با تفکیک دانه ها دید. جزئیات در اکثر صحنه ها بالاست, گاهی حتی دقیق تر از صحنه واقعی میشه جزئیات اجسام دید. شن های ساحل در فاصله زیاد بافت کاملا مشخصی دارن, وضوح و بافت تصاویر حتی در صحنه های تاریک خیلی دقیق و عالی.
وضوح تصویر در نماهای نزدیک مثل این که داریم از زیر ذره بین تصویر می بینیم.
یک Close Up از صورت آلیس غیر واقعی می بینیم که دقیقا مثل فیلم Terminator Salvation که از صورت John Connor می بینیم یک وضوح بالای کامل, اینجا لازم بگم این چنین صحنه های برای تست تصویر خوب نیست, ظاهرا جزئیات تصویر بالاست و راحت میشه مثلا با همین کلوزآپ آلیس سورس, کابل و نمایشگر تست کرد! که اشتباه! دقت کنید جزئیات بالای تصویر در این نماها فقط به قدرت نمایش سیستم ارتباط مستقیم نداره, سورس این تصاویر خواسته این وضوح بالا را داره. شما باید در این تصویر کرک های روی صورت آلیس و بافت پوست خیلی دقیق ببینید! این جزئیات با وضوح بسیار بالا ثبت شده, بستگی به سیستم پخش داره که تا چه اندازه بهتر نمایش بده. در این صحنه اگر نسخه اورجینال فیلم باشه در هر سیستم پخش استانداردی جزئیات بالای داره, حالا در یک سیستم خیلی خوب بالاترین جزئیات می بینید و در یک سیستم ارزان تجاری هم باز این گونه صحنه ها را متفاوت تر و با جزئیات بیشتر از صحنه های دیگر فیلم می بینید.
(در اين فیلم خیلی صحنه ها هست که میشه تست کرد نمایشگر, پلیر و کابل تا چه حد توان نشان دادن جزئیات را دارند که در یک سیستم عادی دیده نمیشه یا کمتر دیده میشه. و این مهم )
صحنه های ماتریکسی فیلم مخصوصا در مورد حرکات رئیس شرکت Umbrella خیلی جالب! از حرکات فوق سریع جاخالی دادن تا به سرعت ایست رساندن گلوله که خیلی خوب کار شده. در مورد صحنه زیبای درگیری Alice و Claire با Executioner و تکنیک بکار رفته در ساخت این چنین صحنه های اینجا مطالعه کنید.
چیز جالبی که برای اولین بار در تصویر این فیلم تجربه کردم! و آن احساس برجسته بودن تصویر در نمایش دو بعدی بود! خود Anderson در یکی از مصاحبه هاش میگه این اولین تجربه سه بعدیش در فیلم سازی, و اشاره میکرد این فیلم انقلابی در سینمایی سه بعدی خواهد بود! حتی بهتر از آواتار, یک دوستی که خیلی قبولش دارم و هر دو فیلم در سه بعدی دیده بود (این یک بار دیگه هم گفتم) تایید میکرد که Afterlife سه بعدی قوی تری نسبت به AVATAR دارد. در آواتار از تكنيك سه بعدی برای زيباتر نشان دادن دنيای خيالی كارگردان استفاده شده و در اين فيلم برای هيجان و سرگرمی . قبول دارم در خیلی از صحنه ها کاملا مشخص برای نمایش سه بعدی ساخته شده, اما واقعا خوب ساخته شده.
در مورد Texture تصویر در قسمت چهارم Afterlife گفتم که فوق العاده بود. اما نمیشه از قسمت سوم Extinction گذشت, Texture تصویر در قسمت سوم در خیلی از صحنه ها کمتر از Afterlife نیست. در قسمت سوم اون گرین جذاب و دقیق خیلی شرایط تست خوبی را ایجاد میکنه. گرینی که اصلا اذیت کننده نیست و اگر در سیستم خوبی اجرا بشه برای من لذت بخش.
صدا در Resident Evil: Afterlife مثل تصویر هیجان انگیزه!
"اخطار" اگر سیستم شما توان لازم را در ولوم بالا نداره حتما ملاحظه کنید. امکان سوختن درایورهای فرکانس پائین کل سیستم زیاد است.
اولین صحنه فیلم شهر توکیو را می بینید و هیجان قدرت فرکانس پائین صدا از نمایش عنوان فیلم شروع میشه, موزیک کوبه ای که فکر میکنم از موسیقی ژاپنی و اون تبل های معروف که با دوتا چوب نواخته میشه استفاده شده. در این فیلم کانال های سوراند به شدت فعال کافی DSP خوبی داشته باشيد عنوان فيلم از پشت سر روی نمايشگر ظاهر و از كانال های جلو بر ميگرده عقب و شما حتما در يك لحظه پلك خواهيد زد. حتما اين فيلم روي ولوم بالا حداقل ۴/۲ ببينيد تا عظمت صدای موزيك و افكت اين فيلم با تمام وجود حس كنيد و از هيجان سر جاتون ميخ كوب بشيد, از يك فيلم سرگرم كننده چه انتظاری بيشتر از اين داريد؟
در لحظه ای كه دختر زامبی ژاپنی انسان مورد علاقه اش را پيدا ميكنه صدای سازهای كوبه ای به يك لود سنگين ديجيتال تبديل ميشه, همراه با افكتی كه كل فضارو ميگيره, این افکت فرکانس پائین در صحنه ای که آلیس هلکوپتر در ساحل پیدا میکنه نیز شنیده میشه و در نوع جالب دیگه لحظه ای که Executioner بعد از شلیک Claire از روی زمین بلند میشه و باز شنیده میشه. و در صحنه های دیگر فیلم این موزیک کوبه ای تاثیر گذار ادامه دارد.
Narration فوق العاده ای كه خود Milla Jovovich ميگه و امكان نداره هيچ صدای جاشو بگيره. اين بار هم مثل قسمت های قبل کاملا جلو شنیده میشه صدا اصلا چسبیده به کانال مرکز نیست, صدا نزدیک میشه و جمله آخر نزدیک گوش گفته میشه. دیالوگ در تمام طول فیلم کاملا واضح و جلو شنیده میشه.
افکت اسلحه ها خیلی خوب انتخاب شده و حجم خوبی داره, از شلیک مسلسل ها تا اسلحه دو لول که با سکه پر شده صدا خیلی پر انرژی و کالیبره شده شنیده میشه.
یکی از ویژگی های عالی صدای این فیلم حجم سنگین افکت در کانال های سوراند, کاملا مشخص در مراحل صدا گذاری به این نکته توجه خاص شده, و دلیل آن صحنه های که اکثرا برای نمایش سه بعدی طراحی شده, صدا در تاثیر گذاری یک صحنه سه بعدی خیلی تاثیر داره, در تمام صحنه های که اشیا به سمت تماشاگر پرتاب میشه نیاز به صدای هست که از کانال ها جلو با شدت و حجم سنگین به کانال های سوراند تزریق بشه, چیزی که در Afterlife خیلی عالی اجرا میشه, خیلی سنگین و تاثیر گذار.
در مورد صدا و تصویر این فیلم خیلی بیشتر میشه نوشت, تمام صحنه ها درست مثل دموهای پایان یک مرحله از بازی کوتاه و فوق العاده جذاب.
دوستانی که اهل گیم Resident Evil هستند؟ 15 سال از قسمت اول اين بازی فوق محبوب گذشت!

و در آخر بفرمایید کیک Umbrella همراه با ویروس تی و آنتی ویروس:)


بعضی فیلم ها نه تنها تو ژانر خودشون بلکه تو عالم سینما میشن خط کش بقیه فیلم ها . نجات سرباز رایان حتما یکی از این فیلم هاست .
من فیلم رو به تازگی برای اولین بار دیدم و با اینکه دارم خفه میشم که درباره خود فیلم حرف بزنم ولی جلو خودمو میگیرم و میرم سر اصل مطلب .
بلو - ری فیلم نجات سرباز رایان یکی محصولات خط تولید انحصاری کمپانی پارامونت به اسم Sapphire Series هست . تقریبا تمام محصولات این سری آثار ماندگار و پر طرفدار سینما هستن و معمولا ادعا شده که کار تصحیح زیادی رو محصولات این سری انجام شده . اول بریم سراغ تصویر فیلم .
اصولا فیلم های متاخر جناب اسپیلبرگ همگی از تصاویر مملو از گرین تشکیل شدن . بلو- ری فیلم هایی مثل " گزارش اقلیت " و " جنگ دنیاها " و همین نجات سرباز رایان ( البته استثنا هم داره مثل ایندیانا جونز ) گواهی بر این ادعا . هر چند بافت گرین ها تو همین سه تا فیلم تا حد زیادی از لحاظ اندازه و مقدار با هم متفاوته .
این فضای گرینی به نظر من بر عکس گزارش اقلیت خیلی خوب رو فیلم میشینه و فضای فیلم رو باور پذیر تر میکنه و اصلا هم گل درشت نیست . اصلا انگار بافت تصویر اینجوری هست . البته این مسئله کشف من نیست اصولا کارگزدان با همبن منطق تصویر نهایی رو به این شکل در آورده . البته صحنه های کاملا بدون گرین هم تو فیلم بسیار زیاد هست که معمولا بر میگرده به صحنه های آروم فیلم که دیالوگ دارن . کنتراست تصویر خیلی عالیه مخصوصا در صحنه های روز در فضای باز . رنگ ها هم به اقتضای حال و هوای فیلم درخشان نیست اما کاملا بجا و درست رو تصویر نشسته هر چند خیلی جاها سبزی مناظر واقعا سبز و سرخی خون ها واقعا سرخ هستش. شاید جزء معدود فیلم هایی باشه با این حال و هوا که من ازش لذت بردم . ولی اون چیزی که باعث میشه تمام زیبایی بصری فیلم منزوی باشه شاهکار سمعی فیلمه .
صدای فیلم مطمئنا از بهترین هاست . اصولا اون چیزی که میتونه حسابی از خجالت سیستم صوتی شما در بیاد یک فیلم جنگی ( از نوع میدانی ) هست . تو این زمینه اگه از کنار آثار خوبی مثل Tears of Sun بگذریم و کار به یاد ماندنی مثل Pearl Harbor رو هم دور بزنیم ... حتما به شاهکار Saving Private ryan می رسیم . ( تو مسیر حتما BHD رو هم می بینید )
صدا تو این فیلم حرف اول رو میزنه . همه چیز بیش از حد عالی کار شده . ترک صوتی فیلم که رو نسخه بلو-ری هست بی عیبه ( DTS-HD ) . اصولا با حال و هوای Live صوتی فیلم خیلی باید حواستون باشه که تو ساحل نورماندی یا تو خرابه های فرانسه تیر نخورین و زخمی نشین !
افکت ها خیلی خوب کار شدن . از جو سنگین اوایل فیلم تو ساحل و اون صحنه های سکوت مطلق که بگذریم ... صحنه های داخل مناطق بمباران شده و متروکه خیلی عالی کار شدن . تو فیلم از چندین نوع اسلحه استفاده شده . صدا ها به قدری دقیق ، حجیم و ظریف هستن که اگه نیمه دوم فیلم رو چشم بسته تماشا کنید از روی صدا می تونید نوع اسلحه رو حدث بزنین .
پیچیدن صدایی که از شلیک کردن تک تیر انداز تو شهر راه میوفته بی نظیره .صدای شلیک ها و انفجار های دور دست هم با حجم درست و کانالیزه هستن . قول میدم اگه یه متخصص نظامی رو بیارین و صدای فیلم رو براش پخش کنید از روی صدای شلیک ، کالیبر اسلحه رو براتون میگه .
صحنه زیبای انفجار نارنجک ها و رگبار سلاح های سنگین هم که جای خود داره . واقعا آدم رو وسط خرابه های اروپا تو جنگ جهانی دوم قرار میده . اگه این فیلم رو با صدای عالی تجربه کنید اصولا هم ارزش با کارت پایان خدمته !
یک نکته جالب اینه که تو فیلم های جنگی آمریکایی به هر بهانه ای شما نشانی از پرچم امریکا می بینید اما تو فیلم های ما انگار پرچم نقشی نداره .... چرا ؟ تازه علایم و نشانه های روی پرچم کشور ما دو جنبه مختلف و هر دو مقدس رو دارن اما بازم دریغ ....
و در پایان :
Private Ryan Saved ! i
حسین تقوی
Iron Man 2 از اون فيلم هاي كه اگر دنبال صدا و تصوير جذاب هستيد به كارتون مياد. و هم اگر دنبال فيلمي براي تست صدا و تصوير هستيد گزينه مناسبي است.
مشخصه اصلي در تصوير اين فيلم. رنگ هاي پر حرارت و درخشان, كمي گرين در اكثر صحنه ها, پس زمينه تصوير بدونه هيچ نويز ديجيتال و جزئيات خوب تصوير مشخصات اصلي تصوير اين فيلم است.
خواست كارگردان Iron Man درخشش تصوير روي پرده نمايش است. در سكانس مسابقه F1 اوج اين موضوع هست. بايد ما شاهد رنگ هاي درخشان با جزئيات خوب تصوير باشيم. نميدونم چرا وقتي براي اولين بار اين فيلم مي ديدم صحنه ها را با Transformers 2 مقايسه ميكردم! حتما ميدونيد من آنچنان به اين نوع فيلم ها كه خيلي تصاوير پر حرارتي دارند علاقه ندارم. البته ترانسفورمرز فيلم جداي براي من است, مخصوصا قسمت دوم به شدت chromatic است. در اكثر سكانس هاي Iron Man 2 شاهد يه گرين بسيار ريز هستيم كه اصلا اذيت نميكنه, و بلعكس شرايط خوبي را براي لذت بردن از پتانسيل سيسم ايجاد ميكنه. در هيچ صحنه اي گرين ها تغيير اندازه و شدت نميدن اين يكي از ويژگي هاي اين فيلم بود.
در اتاق كنترل و زندان روي پس زمينه تصوير كه رنگ سبز داره هيچ نويز اضافه اي ديده نميشه و فقط شاهد همان گرين كاملا كنترل شده هستيم. از اين يكي خيلي بدم مياد! همين پس زمينه سبز سكانس هاي بسته كم نور توي فيلمارو ميگم, هميشه نويز و گرين از در و ديوار اين نماها بالا ميره و گاهي به جاي تصوير نويز ميبينيم! اما در Iron Man اصلا اين مسئله اذيت نميكرد. در نماهاي خارجي نمايشگاه EXPO كنتراست تصوير خيلي خوبه, فوق العاده نيست اما خوبه و نميشه ايرادي گرفت. فقط در چند صحنه احساس كردم رنگ قرمز Iron Man كمي كدر ديده ميشه! در صحنه مبارزه Iron Man ها در فضاي شبيه به پارك فقط ميشه گفت كنتراست و جزئيات تصوير فوق العاده هست. به راحتي ميشه بافت چمن هاي كوتاه زمين كه از فاصله دور نشان داده ميشه را ديد در اين سكانس روي جزئيات تصوير خيلي خوب كار شده, يكي از دلايل نور پردازي عالي اين سكانس است كه باعث شده جزئيات بالائي را دوربين ثبت كند. اين سكانس يك Full HD كامل است. در حركت هاي سريع نماهاي حاشيه اي وضوح خودشون را از دست نميدن و از اين نظر فيلم ايرادي ندارد.
صداي IRON MAN 2 با تراك DTS-HD Master Audio 5.1 تاثير گذار است. و بالانس خوبي بين افكت و ديالوگ در طول فيلم شنيده مي شود.
فيلم خيلي صحنه هاي اگشن و تخريب با جزئيات بالا نداره, بيشتر شاهد انفجار و برخورد هاي مستقيم هستيم كه خيلي خوب كار شده. ويژگي خيلي خوب صداي اين فيلم تفكيك عالي در كانال هاي صدا است, كاناليزه صدا در حد بسيار خوبي انجام شده, ميشه حركت صدا در كانال هاي مختلف را بسيار تاثير گذار احساس كرد, در ولوم هاي نزديك به 4/3 حركت Iron Man ها از كنار گوش همراه با جا به جاي هوا احساس ميشه. جزئيات برخورد ها خيلي طبيعي شنيده ميشه. ميزان شدت LFE خوب كار شده و اين حس نميده كه با پائين اوردن ميزان فركانس خواستن هيجان صحنه ها را بالا ببرند. در صحنه هاي هم كه نياز به فركانس پائين تاثيرگذار است كم گذاشته نشده و شدت افكت تكان دهنده است. افكت هاي كه از دور شنيده ميشه عمق خوبي داره, در صحنه انتهايي فيلم و انفجار نهايي حس منتشر شدن صدا در فضاي اطراف و درياف آن از فاصله دور خيلي خوب به بيننده انتقال پيدا ميكنه. ديالوگ كاملا در صحنه هاي مختلف هماهنگ با شدت افكت و موزيك بسيار واضح و كريستالي شنيده ميشه, در صحنه هاي اگشن افكت تاثير منفي روي ديالوگ و موزيك ندارد.
در كل فيلم خوبي براي لذت بردن ار صدا و تصوير وضوح بالا و همچنين تست سيستم است.

تو فیلم " پلی به ترابیتیا " که من خیلی دوستش دارم یه جمله به یاد موندنی هست که میگه :
Close Your Eyes and Your Mind Wide Open
اما برای دیدن فیلم آواتار قضیه اینجوری میشه که :
Close Your Mind and Your Eyes Wide ... Wide ... Wider Please ... Open
قبل از هر چیز بگم که منتظر یه مطلب تمام و کمال در مورد کیفیت صدا و تصویر این فیلم نباشید . کیفیت نسخه بلو-ری فیلم خیلی بهتر از اونه که بشه ازش ایرادی گرفت و مطمئنا از بهترین هاست .
فیلم تو هیاهوی رسانه ای وحشتناکی اکران شد . به شخصه فکر نمی کردم داستانی با محوریت موجودات آبی و زشت و گنده ای که تو Concept Art ها و بعدا Trailer ها دیدم بتونه حتی به یک میلیارد فروش نزدیک هم بشه . اگه کمپانی فاکس رو با کله زمین نزنه نهایتا میشه یه فیلم پرفروش بین پرفروش های سال . اما اشتباه کردم و فیلم فروش رویایی داشت . هر چند بخش زیادی از اون صفر های جلوی عدد فروش فیلم مدیون تکنولوژی نمایش فیلم هست و ربطی به ارزش خود فیلم نداره .
فیلم داستان پیچیده ای نداره و شاید بارها به شکل های دیگه روایت شده باشه اما اون چیزی که فیلم رو چسبوند به طاق جدول فروش بدعت گذاری تکنیکی فیلم بود . چیزی به اسم بعد جدید که کمی قبل از اکران موجش کل سینمای هالیوود رو گرفت و حتی آگهی سازها رو هم به فکر جا دادن یه بعد دیگه تو کاراشون انداخت . یه نگاه به خــیل فیلم های اینچنینی بکنین . کی فکر می کرد آواتار آبستن این همه بچه باشه ؟ بچه های خوب و معمولی و مزخرف !
![]()
خوب صادقانش اینه که من باید بعد سوم فیلم رو به جهان سومی بودن ببخشم و به دوبعد کلاسیک فیلم بپردازم . البته فیلم حتی تو همون صفحه تخت همیشگی سینما هم حرف هایی برای گفتن داره که قبلا کسی به فکر زدنش هم نیوفتاذه .
فیلم پر از صحنه های متحیرالعقول و سرسام آوری هست که مثلش رو نمیشه تو تاریخ صدو چند ساله سینما پیدا کرد . آواتار فیلمیه که فقط برای نوازش چشم ها ساخته شده . تو نیمه اول فیلم کارگردان در مورد دست پختش توضیح میده و تو نیمه دوم شما وقت دارید این دست پخت خوشمزرو سرو کنید . هیجان ۸۰ ، ۹۰ دقیقه ای پایان فیلم تا مدت ها فراموش نشدنیه .
هیچ دنیای خیالی تو سینما به زیبایی پاندورا تصویر نشـده . پاندورا از لحـاظ بصــری حتــی بالاتر از Middle Earth تو ارباب حلقه هاست . به تصویر کشیدن اون حرکات تند و تیز شخصیت ها با اون زمینه پر و پیمان از رنگ ها تو اون پس زمینه وسیع از پاندورا از هر کسی بر نمیاد همونجور که توصرش هم کار هر ذهنی نیست . با تمام این احوال انتظار یک داستان فوق العاده با پیچیدگی ها ی منحصر بفرد رو نداشته باشید . داستان سادست و قصه گویی ساده ای داره اما خسته کننده نیست ( مخصوصا نیمه دوم فیلم ) .
![]()
همونجور که اون اول هم گفتم نسخه بلو-ری فیلم واقعا بی عیب و ایراده و هیچ مشکلی توش دیده نمیشه . نه نویزی نه مشکل کنتراست نه مشکل رنگ سیاه و نه بهم ریختگی رنگ های تند و نه هیچ مشکل دیگه ای . تصویر یکنواخت و زیباست . با این حال تصاویر داخل فضای بسته مثل صحنه های داخل سفینه که تو دنیای واقعی میگذره در مقابل صحنه های پاندورا حرفی برای گفتن ندارن . تنوع رنگ ها تو بعضی از صحنه های پانذورا بی نظیره ( شلوغی رنگ ها بعضی جاها آدم رو یاد Speed racer میندازه )هر جور تصویری با هر ارزش بصری میشه تو فیلم پیدا کرد . مخصوصا که تمام فیلم پر از المان های سبزگون هست که شاید تو کمتر فیلمی به این درخشندگی و زنده بودن نمایش داده شده باشه .
البته از فیلمی مثل این با این تکنیک ساخت نمی شد کمتر از این هم انتظار داشت . فقط ممکنه یه سری احساس خوبی نسبت به تصویر فیلم نداشته باشن . چون به هر حال شما اینجا با CGI روبرو هستین و شاید واقعی بودن یا حس واقعی بودن تصاویر زنده رو نشه توش پیدا کرد . منظورم ابدا بی کیفیتی جلوه های ویژه نیست ولی بعضی ها ذاتا تصاویر زنده حتی با نویز رو ترجیح می دن به تصاویر صاف و شفاف فیلم های اینچنینی . کارگردان فیلم ۳۰۰ دقیقا به همین دلیل به نسخه نهایی گرین اضافه کرد . البته این سلیقه ای هست و عمومیت نداره .
![]()
نمی گم این فیلم ساخته شده که فقط تو سینما نمایش داده بشه ... نه .... این سینماست که ساخته شده تا این فیلم توش نمایش داده میشه . البته منظورم از سینما چیزی هست که معمولا ما ایرانی ها تصوری ازش نداریم . مناظر بدیع پاندورا ، تکه زمین های معلق در هوا ، آبشارهایی که تو هوا پخش می شدن ، روشن شدن زمین زیر پای شخصیت های فیلم وقتی روش قدم می زارن ، گیاهان درخشنده و خوش رنگ تو تاریکی شب ، صحنه های زیبای Ikran سواری ، طراحی خوش نقش Toruk ، صحنه انفجار بزرگ تو جنگل های انبوه و مناظر وسیع نبرد های جمعی و تک به تک تو اون مختصات بزرگ همینجوری هم آدم رو به صندلی میخکوب میکنه ، دیگه تصور سه بعدی دیدن این تصاویر تو قاب ذهن من یکی نمی گنجه . برای اینه که میگن سینما رو برای اینچنین فیلمی ساختن .
احتمالا می دونید که کامرون برای ساخت این فیلم سفارش ساخت یک دوربین سه بعدی با مختصات دلخواهش رو داده . این آدم جاه طلب قبلا هم بخاطر فیلم برداری صحنه های چند صد متر زیر آب فیلم تایتانیک همچین کاری کرده بود . چون فشار اون عمق از دریا در اون زمان برای هیچ دوربینی قابل تحمل نبوده . برای همین شاید نشه تجربه بعد سوم فیلم رو با موارد مشابه قبلیش مقایسه کرد و نتیجه درستی گرفت . معمولا بزرگترین مشکل فن آوری سه بعدی Blur شدن تصاویر مخصوصا تو قسمت های مستعد دو بعدی هست . اینکه این دوربین جدید چقدر این مشکل رو به صفر نزدیک کرده باید از دیگران پرسید .
فیلم با نسخه اصلاح شده دوربین Fusion Camera فیلم برداری شده که قبلا از نسخه معمولیش تو یکی دو کار قبلیه خود کامرون و فیلم هایی مثل سفر به مرکز زمین و بچه های جاسوس ۳ استفاده شده بود . از همین دوربین ها در فیلم برداری شماره های بعدی Resident Evil و Transformers هم قراره استفاده بشه .
این نظر یکی از کسایی که فیلم رو به صورت سه بعدی تو سینما دیده :
" انتظار نداشته باشید که موقع تماشای فیلم تیر و نیزه و گلوله از کنارتون رد بشه . فن آوری سه بعدی کامرون حساب شده تر و زیباتر از هر چیزی هست که تا به حال دیدید . عناصر سه بعدی فقط در حد چند سری اول صندلی های سینما از پرده جلو تر میان اما عمق تصاویر سه بعدی عظیم و با شکوهه .... فیلم بدون عیب نیست و بعضی جاها تصاویر سه بعدی هماهنگ ( سینک ) نیستند . این احتمالا بخاطر در اول راه بودن این تکنولوژیه .... به هر حال تنها راه درست دیدن آواتار ، سه بعدی دیدن اونه . "
فیلم در کنار اکران نسخه معمولی در چند فرمت سه بعدی و حتی چهار بعدی ( خیلی محدود ) عرضه شد . RealD 3D , Dolby 3D , XpanD 3D و فرمت کلاه از سر انداز IMAX 3D .
از بین تمام صحنه های زیبای فیلم این Chapter ها به نظر من چشم نواز ترند :
First Flight , Assault on Hometree , Fall of the Heroes , Eywa
همونجور که احتمالا باز هم می دونید نسخه بلو-ری فعلی فیلم هیچ چیز اضافه ای نداره ، هر چند کامرون و فاکس قول یک نسخه مولتی دیسک رو برای نوامبر یا کریسمس دادند با صحنه های اضافه . همون استراتژی که نیو لاین با ارباب حلقه ها تجربه کرد . نسخه سه بعدی فیلم هم که منطبق بر تکنولوژی نو ظهور تو تلویزیون هاست ، تاریخ سال بعد پاش نوشته شده . با این حال همراه نسخه ای که تهیه کردم یه دفترچه حدودا صد صفحه ای هست که میشه از لابلای ورقهاش به عظمت کار پی برد . تیتراژ پر نام و طولانی هم گواه دیگه ای بر بزرگی و سختی تولید فیلم هستش .
![]()
همراه بلو-ری فیلم ، یک نسخه کامل دی وی دی فیلم هم هست که دلم نمیاد نگاهش کنم !
راستی یادم رفت بگم که صدای فیلم هم فوق العادست . از صدای تاندر گونه انفجار ها و شلیک موشک ها گرفته تا صدای دور موجودات پاندورا تو شب . اون اول هم گفتم نمیشه به کیفیت صدا و تصویر فیلم گیر داد ....
در فروشگاه هاي كه به سيستم RFID - Radio Frequency IDentification مجهز هستند بايد از محصولاتي با برچسب هاي "tag" استفاده شود. برچسب های tag در اشكال مختلف توليد ميشود, رايج ترين آن در قاب دي وي دي و بلوري ها به شكل زير است.

اين tag ها از يك تراشه حافظه بسيار كوچك و يك انتن از جنس مس ساخته مي شود, در اين نوع رايج که در بعضي از قاب هاي دي وي دي يا بلوري (بستگي به توليد كننده دارد) توسط يك پلاستيك كوچيك محافظت ميشه, اطلاعات تراشه داخلي اين نوع tag توسط يك دستگاه Reader دستي به كامپيوتر مربوط ارسال ميشود و فيلم خريداري شده مجاز اعلام ميشود, و خريدار ميتواند از گيت هاي خروجي فروشگاه بدونه اينكه آژيرهاي اخطار فعال بشه عبور كند. حافظه این نوع tag از نوع (EPROM) است و اطلاعات داخلي آن فقط امكان خوانده شدن دارد.
در نوع پيشرفته تر از برچسب هاي tag استفاده مي شود, حافظه بكار رفته در اين نوع از tag ها از نوع (EEPROM) است و امكان بازنويسي چند باره اطلاعات را دارد. برچسب هاي tag حافظه بيشتري دارند و از آنتن هاي مارپيچ دور تراشه براي امكان ارسال و دريافت اطلاعات در فاصله هاي طولاني تر استفاده شده است. در تصاوير زير دو نوع از برچسب هاي tag را مشاهده ميكنيد.
برچسب هاي tag در كالاهاي گران قيمت استفاده مي شود, اما در بسته بندي برخی از بلوري ها نيز استفاده شده است, tag ها به دو روش در قاب دي وي دي و بلوري ها استفاده شده است, در روش اول در گوشه اي از قاب چسبانده مي شود, درست مثل tag هاي رايج با اين تفاوت كه اين برچسب هاي tag بزرگ هستند و ظاهر داخلي قاب را زشت ميكنند! براي افرادي مثل من كه روي اين مسائل حساس هستم آنچنان جلوه جالبي ندارد, در روش دوم برچسب tag روي يك كارت چسبانده مي شود و داخل قاب قرار مي گيرد, مثل نمونه زير كه مربوط به يك نسخه US است.

با فناوري RFID در يك فروشگاه و کالاهای با برچسب tag تنها پول كالاهاي برداشته شده را به صندوق پرداخت ميكنيد, بدون اینکه مجبور به ایستادن در صف های طولانی براي اينكه صندوقدار اطلاعات برچسب باركد روي هر كالا را وارد كامپيوتر كند از در فروشگاه خارج می شوید.
چرا؟ چون برچسب روی کالا دیگر بارکد نیست بلکه از نوع RFID میباشد و خودش با فرستان علائم رادیویی کلیه اطلاعات جاری خود از قبیل تعداد، قیمت، وزن... را به کامپیوترهای مربوطه مخابره میکند. از جمله مهمترین محاسن آن کاهش اتلاف وقت مشتری, محافظت از سرقت فيلم و محاسبه سریعتر تعداد عنوان هاي موجود در انبار بدون نیاز به نیروهای انسانی است.
بطور کلی RFID یا سیستم شناسایی با استفاده از فرکانس رادیویی است که قادر به تبادل داده ها اطلاعاتي بین یک tag که به یک کالا متصل شده است و یک reader می باشد. برچسب های tag كه به صورت كارت داخل بعضي از عنوان هاي فيلم ها قرار ميگيرد همانطور كه گفته شد از حافظه EEPROM در آن ها استفاده شده است و اين امكان را دارند تا اطلاعات داخل آن توسط فروشگاه عرضه كننده باز خواني شود, و در خريدهاي بعدي به عنوان مثال تخفيف هاي به خريدار داده شود.
تجربه نشون داده معمولا بلو-ری هایی که از عناوین کاتالوگ کمپانی ها منتشر میشن ۲ حالت دارن . یا سورسشون کیفیت خوبی داره و کیفیت تصویر خوب هستش و یا در صورت پایین بودن کیفیت سورس و یا وجود ایراداتی در تصویر معمولا عمل بازیابی براشون انجام نمیشه مگر فیلم ها مهم و خاص . نمیشه انتظار داشت فیمی مثل Swordfish رو ریستور کنن . پس میشه کیفیت خوب تصویر رو به خاطر کیفیت بالای سورس فیلم دونست .
تصویر به شکل غافلگیر کننده ای در غالب موارد درخشان و در تمام موارد بدون گرین هستش . رنگ ها کنتراست خوبی دارن و شفافیت هم تو بیشتر صحنه ها خوبه . اگر بشه ایرادی گرفت برمی گرده به چند صحنه که میشه توش Blur بودن تصویر رو دید . غیر از این مورد رنگ های گرم و سرد و همچنین سطح رنگ سیاه مناسب تو سرتاسر فیلم حسابی به چشم میاد . اما از همه مهمتر اینه که واقعا خیلی سخته که بشه تو صحنه ای از فیلم گرین یا حتی نویز پیدا کرد .
از صحنه چرخش ماتریکس وار دوربین تو اوایل فیلم گرفته ( اگرچه تو این صحنه صدا حسابی سر تر از تصویره ) تا صحنه رانندگی تو بیابون و حتی پرواز اتوبوس تو شهر ... تصویر واقعا خوبه . خاصیت تصویر فیلم تو اینه که به شدت از فیلتر های رنگی استفاده شده . فیلتر سبز که شاید اغراق شدش رو تو نسخه دی وی دی فیلم ماتریکس بشه دید ( مخصوصا نسخه اولیه . چون نسخه بعد که همراه دو فیلم بعدی منتشر شد مقداری از سبزگونی تصویر کاسته شد ) و از اون جالبتر فیلتر زرد یا بعضی جاها طلایی که حسابی تصویر رو براق و رنگ ها رو غط و غلیظ نشون میده . تصویر بازیگر فیلم با لباس قرمز وسط بیابون از پشت این فیلتر زیبا از کار دراومده . تصویر صاف فیلم باعث شده تصاویر خوبی از بافت یکنواخت و خوب از صورت و بدن (!) بازیگرها تو فیلم جا خشک کنه . فاکتور مثبت دیگه فیلم جزئیات بالاست . بعضی جاها پیکسل ها از سر و کول هم بالا میرن . جزئیات رو میشه حتی تو صحنه های باز هم به خوبی دید و چند صحنه مثال زدنی اینجوری تو فیلم هست .
اگه بخوام به دو فاکتور اصلی تصویر فیلم که برای من جالب بود اشاره کنم میشه گفت :
۱ - عدم وجود گرین یا نویز که تصویری به شدت صاف و اسموث رو نتیجه داده
۲ - استفاده از فیلتر سبز و مهم تر از اون طلایی که تجربه جالبی تو احساس رنگها ایجاد کرده .
صدای فیلم هم مثل بیشتر صداهای فراگیر فیلم های اکشن در حد استاندارد هست . بهترین صحنه همون صحنه چرخش ۳۶۰ درجه دوربین هست که مطمئنا زمان خودش با گردش صدا تو کانالهای صوتی به صورت محیطی حسابی هیجان انگیز بوده . اما مشکل اینه که صدا دالبی هست . یعنی فرمت صدای دی وی دی ها و خبری از صدای lossless نیست !
خود فیلم هم که هیچ . مثل غالب کارهای از این دست میتونه برای بعضی ها مفرح باشه و برای بعضی دیگه عذاب آور ....

حسین تقوی.

اصولا در مورد انیمیشن نوشتن یه جوریه ! انیمیشن ها معمولا کیفیت غیر قابل رقابتی از لحاظ مشکلات فنی مربوط به تصویر با فیلم های سینمایی زنده دارند . دلیل هم تو پروسه تبدیل سورسهای ویدوئویی هستش . اصولا فرق یه انیمیشن با یه فیلم سینمایی مثل فرق غذای تازه پخته شده با یه غذای دوباره گرم شدست یا مثلا یه چایی تازه دم با یه چایی کهنه دم دوباره گرم شده ( من اصولا تبهر خاصی در زدن مثال های شکمی دارم ) . انیمیشن ها معمولا حتی با بیت ریت پایین و تبدیل سرسری ، کیفیت تصویری بدون نویز و ایرادی دارن ولی خوب شاید خیلی به درد بعضی تست های حرفه ای نخوره اما معمولا خوش آب و رنگ ترین تصویر ها رو میشه بین همین انیمیشن ها پیدا کرد .
اگه توجه کرده باشین معمولا تو فروشگاه ها و مغازه های فروش تلویزیون تو ایران از انیمیشن نسبتا زیاد استفاده میشه که البته دو تا دلیل داره : ۱ - مورد منکراتی نمایش فیلم ( بیشتر از آنونس ها یا دیسک های دموی انحصاری مخصوص ایران استفاده میشه ) ۲ - همین خوش رنگ و لعاب و بی عیب بودن تصاویر .
اصولا تمام مراحل تولید یک انیمیشن بصورت دیجیتالی انجام میشه حتی استوری برد ها که ربطی هم به کیفیت محصول نهایی نداره امروزه کاملا دیجیتالی انجام میشه . این دقیقا علت تصویر صاف و شفاف انیمیشن هاست که تو فرمتی مثل بلو-ری حسابی به چشم میاد .

خود فیلم در حد انیمیشن های خوب سال های اخیره . نقطه قوت فیلم پاندای شکمو و بی دست و پای فیلمه . چند تا موقعیت خنده دار داره که البته نسخه متعادل شده شوخی های فیلم های آمریکایی هستش تا بتونه با کف ریتینگ تو سینما ها نمایش داده بشه و حسابی پول پارو کنه . داستان چیز جدید نداره فقط حال و هوای آسیای شرقی فیلم شاید یه مقدار تازگی داشته باشه و البته مناظر زیبای فیلم .
صحنه های تاریک ، روشن ، تاریک - روشن ، تک رنگ ، رنگارنگ و ... همه و همه تو این انیمیشن هست . تو بعضی صحنه ها رنگ ها واقعا غوغا می کنن . متاسفانه زیاد انیمیشن ندیدم مخصوصا کارهای موخر پیکسار ، ولی بین اونهایی که دیدم این یکی از لحاظ تنوع رنگ ها تو تک سکانس ها بی رقیبه . حتی بهتر از Cloudy with a Chance of Meatballs . استفاده از رنگ های گرم کنار سبز فراوون خیلی دیدنیه .
صدای فیلم هم که به روال اکثر محصولات امروزی در استدیو ضبط میشه کیفیت مناسبی داره . اون ضرباهنگ های قشنگ فیلم های چینی که تو طول فیلم چند بار شنیده میشه یا افکت هایی مثل صدای باد و آب و ... حسابی کار شده هستش . تولید این جور صدا ها واقعا دردسر داره . تو فیلم هایی که جلوه های ویژه وجود داره و یا انیمیشن ها که شما مجبوری برای چیزی که وجود خارجی نداره صدا تولید کنی ، مراحل ایجاد واقعا جالبه و البته سخت و هنرمندانه . نحوه تولید و ضبط صدا تو دیسک های متعلقات فیلم های مثل ارباب حلقه ها یا پارک ژوراسیک رو اگه دیده باشید متوجه حرفام میشین .
پای ثابت بانس های انیمیشن ها هم که قسمت گفتگو با صدا پیشه های فیلمه و جالبه که تو اغلب کارها صدا پیشه ها واقعا بازی می کنن تا حس واقعی به بیننده القا بشه . برای من که با کارهای کلاسیک دیزنی و انیمیشن های خاص ژاپنی بزرگ شدم و کمتر شاهد نمایش فیلم های زنده برای بچه ها بودم ( باز اون موقع ها یک سری فیلم های ایرانی خاص بچه ها تو سینماها اکران می شد ) ، تماشای انیمیشن یه حس خاصی داره . از بچگی و فیلم ها رابین هود و دامبو محصول دیزنی گرفته تا داستان اسباب بازی تو نوجوانی و حتی الآن که به قول .... باید بچه بقلم باشه و کارهای بامزه دریم ورکز و با پرستیژ پیکسار ....
من به شخصه اگر بخوام قدرت و کیفیت نمایشگری که تازه خریدم رو به رخ کسی بکشم ، فیلم رو ترجیح می دم . هرچند زیبایی انیمیشن ها و آزادی عمل در ترکیب های رنگ بندی و نور پردازی آزاد چیزی نیست که تو هر فیلم زنده ای بشه پیدا کرد .اینم بگم که یک زمانی انیمیشن ها به این دلیل که جزئیات زیادی نداشتن خیلی تو پنل های بزرگ جذابیت نداشتن اما امروزه وقتی رندر کردن تصاویر هفته ها طول میکشه ، میشه این مشکل رو کاملا حل شده دونست اما با این احوال فیلم زنده یه چیز دیگست . مثلا بافت صورت و جزئیات لباس تو فیلم ها چیزیه که تو کارهای واقع گرایانه ای مثل فاینال فانتزی یا انیماتریکس یا حتی ... بیوولف ! مممم ... نه بیوولف رو بزاریم کنار ، اما تو بقیشون نمیشه دید . بیوولف یه تجربه جالب بود که بهتره دست نخورده بمونه ...
حسین تقوی.