Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
اگر در سالهای اخیر هنگام تماشای فیلمهای جدید روی سرویسهای استریمینگ احساس کردهاید که انفجارها، غرش موتورها یا ضرباهنگ موسیقی دیگر آنچنان پرقدرت و کوبنده به گوش نمیرسند، تنها نیستید. این مشکل بهطور گسترده گزارش شده است, و دلیل آن ضعف بازتولید فرکانسهای پایین یا همان سابووفر است. سابووفر نقشی حیاتی در ایجاد هیجان و حس حضور در صحنه را دارد، اما در نسخههای پخش آنلاین، صداهای عمیق غالباً یا محو میشوند یا شدت خود را از دست میدهند.
این پدیده حاصل مجموعهای از عوامل فنی و تجاری است, از سیاستهای فشردهسازی و نرمالسازی صدا در پلتفرمهای استریم گرفته تا محدودیتهای اسپیکرهای خانگی و تغییر در استانداردهای میکس و مسترینگ.
نتیجه این سیاستها و نرمال سازیهای صوتی، تجربهای کمرمقتر از استریم فیلمهاست نسبت به سال های که سورس پخش خانگی دی وی دی ها بودند. سال های که صدای 5.1 کانال سینمای خانگی ما, با اسپیکر و ساب ووفرهای نه به قدرت و دقت امروزه, در انفجارها و صحنه های اکشن نفس را در سینه حبس می کرد, اما امروز با تجهیزات بسیار پیشرفته تر و غیر قابل مقایسه با دوران قبل از استریمینگ ها, ما صدای انفجارها را شبیه به ترکیدن بادکنک می شنویم!
میکس "LFE" و تغییر استانداردها
در فرمت های رایج صدای سینمایی مانند (Dolby Atmos ، DTS:X) کانال LFE با رنج فرکانسی 20Hz تا 120Hz تولید میشود, در نسخههای خانگی استریمینگ، این کانال غالباً دچار Downmix یا Compression میشود و سطح انرژی آن از ۶ تا ۱۰ دسیبل و در مواردی بیشتر کاهش مییابد.
پلتفرمهای استریمینگ با استفاده از الگوریتمهایی مانند ITU-R BS.1770 و Dolby Volume محتوای صوتی را نرمالایز میکنند تا اختلاف صدا بین محتواهای مختلف کاهش یابد, این فرآیند در عمل باعث کاهش داینامیک رنج بهویژه در فرکانسهای پایین میشود, دلیل انجام این فرایند را برای جلوگیری از تخریب صدا بر روی اسپیکرهای کوچک تلویزیونها, ساند بارها و اسپیکرهای کوچک خانگی بیان می کنند!
مهندسان صدا در نسخههای پخش آنلاین گاهی عمدی فرکانسهای زیر 60Hz را تضعیف میکنند. یکی دیگر از دلایل ضعف صدای کانال LFE در استریم یک فیلم, کُدکهای فشردهسازی AAC, DD+, Opus هستند, این کُدکها برای بهینهسازی پهنای باند طراحی شدهاند و در اکثر مواقع فرکانسهای بسیار پایین را با اولویت کمتر ذخیره یا حتی حذف میکنند. در اکثر سرویسهای استریم فیلم فرمت دالبی 5.1 کانال با بیتریت 384kbpsو دالبی اتموس با بیت ریت 768kbps پخش میشود. در حالیکه برای حفظ دقت صدای سابووفر، حداقل به بیتریت بالای 1.5Mbps برای فرمت های صوتی DTS-HD MA,TrueHD نیاز است. که در نسخه های فیزیکی بلوری و سیستم Kaleidescape حجم بیت ریت صدا در صحنه های اگشن تا 10Mbps بالا می رود.
صدای ساب ووفر لایهای فیزیولوژیک به تجربهٔ سینمای میافزاید (لرزش بدن و القای فضای فیلم) نبود آن باعث کاهش حس حضور میشود, خستگی شنیداری با حذف فرکانسهای پایین تعادل طیفی بین فرکانس ها برهم میخورد و گوش به سرعت از فرکانسهای میانی و بالا خسته میشود.
تنها راهکار برای حل این مشکل مسترینگ جداگانه برای استریم و سینما با در نظر گرفتن قابلیتهای سختافزار خانگی اما بدون حذف کامل فرکانسهای زیر 50Hz است. استفاده از Psychoacoustic Bass Enhancement برای تقویت ادراک بیس حتی روی اسپیکرهای کوچک یکی از راهکارهای است که نمی دانم چرا در نسخه های ویژه استریم رعایت نمی شود!
نتیجهگیری
ضعف صدای سابووفر در سرویسهای استریم نتیجهی مستقیم ترکیب چند عامل است: سیاستهای فشرده سازی، نرمال سازی و محدودیت سختافزاری. استریم راحتی و دسترسی بیسابقهای فراهم کرده، اما بهای آن از دست رفتن همان ضرباهنگ و لرزشی است که سینما را به یک تجربهی واقعی و فراموشنشدنی تبدیل میکند.
موارد مرتبط:
استریم فیلم چه بر سر کیفیت تصویر می آورد!
یکی از ویژگیهای بارز سازهای ایرانی، هارش بودن (Harshness) در رنگ صوتی آنهاست, پدیدهای که ریشه در جنس سیمها، رزونانسهای ناهموار طنینی، تکنیک نوازندگی و فواصل موسیقایی خاص دارد. این ویژگی اگرچه بخشی از اصالت و بیانگری موسیقی ایرانی محسوب میشود، اما در ضبط و پخش دیجیتال مدرن گاهی به صورت صدایی خشک و خسته کننده شنیده میشود.
دلایل هارش بودن صدای سازهای ایرانی:
سیمهای فلزی سازهای مثل سنتور، تار و سهتار دارای هارمونیکهای بالا و نامنظم هستند.
پوست سازهای کوبهای (تنبک، دف) باعث تولید رزونانسهای غیرخطی میشود.
کوک ربعپردهای نیز تداخلات فرکانسی ایجاد میکند.
این ویژگیها همگی سبب افزایش ادراک Harshness در گوش شنونده میشوند، خصوصاً در فرکانسهای میانی و بالا که بیشترین ترافیک فرکانسی را در سازهای ایرانی دارد.
نقش سیستمهای وینتیج در بازتولید بهتر صدای سازهای ایرانی:
آمپلیفایرهای لامپی برخلاف سیستمهای ترانزیستوری، در برابر فرکانسهای بالا و هارش واکنش خطی ندارند. آنها بهطور طبیعی مقداری (هارمونیکهای زوج) به سیگنال اضافه میکنند که باعث "گرمی" صدا میشود. این موضوع به ویژه در سازهایی مانند تار و سنتور، از شدت خشونت صدا میکاهد.
رفتار ملایم در دیستورشن
در ضبط و پخش دیجیتال، هرگونه Clipping باعث اعوجاج خشن میشود. اما در سیستمهای وینتیج آنالوگ، اشباع (Saturation) به صورت تدریجی رخ میدهد و هارش بودن صدا را به شکل دلپذیرتری بازتولید میکند.
ویژگیهای بلندگوهای وینتیج
اسپیکرهای قدیمی با دیافراگم کاغذی و طراحی محدودتر در پاسخ فرکانسی، معمولاً توانایی بازتولید دقیق فرکانسهای بسیار بالا را ندارند. این محدودیت فنی عملاً مانند یک Natural EQ عمل کرده و از شدت فرکانسهای تیز و هارش میکاهد. علاوه بر این رزونانس طبیعی کابینت چوبی اسپیکرهای وینتیج باعث گرمتر شنیده شدن سازهای زهی ایرانی میشود.
طبیعت دینامیک فشردهتر
بسیاری از دستگاههای آنالوگ دارای Compression ذاتی هستند که باعث میشود دینامیک خشن سازهای ایرانی کمی متعادل تر شنیده شود. برای مثال، صدای تیز مضراب سنتور در سیستم وینتیج کمتر "گوشخراش" و بیشتر قابل درک میشود.
هارش بودن صدای سازهای ایرانی که در سیستمهای دیجیتال ارزان میتواند به یک مشکل شنیداری تبدیل شود، در سیستمهای وینتیج به یک جزء زیبا شناختی بدل میگردد و رنگ اصیل سازها را بدون آزار گوش منتقل میکند.
نتیجهگیری
هارش بودن صدای سازهای ایرانی ویژگی ذاتی و هویتی آنهاست. اما سیستمهای وینتیج با ویژگیهای آنالوگ، گرمی هارمونیکها، فیلتر طبیعی فرکانسهای بالا و رفتار نرمتر در اشباع، کمک میکنند که صدای سازهای ایرانی با تمام بیانگری خود شنیده شوند، بدون آنکه خستگی شنیداری ایجاد کنند.
از این منظر میتوان گفت که سیستم های صوتی وینتیج با تمام ضعف های بزرگی که در صدا دارند، پلی میان هارش بودن ذاتی سازهای ایرانی و صدای دلپذیر برای مخاطب امروز هستند.
مطالب مرتبط:
سیستمهای صوتی وینتیج، علیرغم جذابیتهای نوستالژیک و کیفیت صدای منحصر به فردشان، در بازتولید موسیقیهای مدرن با چالشهای جدی مواجه هستند. تفاوتهای بنیادین در فناوری ساخت طراحی و همچنین پیشرفتهای چشمگیر در تکنیکهای ضبط، میکس و مسترینگ موسیقی، باعث شده است که این سیستمها نتوانند به طور کامل پتانسیل پخش موسیقیهای امروزی را به نمایش بگذارند.
دلایل اصلی این عدم تطابق عبارتند از:
محدودیت در پاسخ فرکانسی, اسپیکرهای وینتیج به دلیل طراحی قدیمی خود قادر به پوشش کامل طیف فرکانسی موسیقیهای مدرن نیستند, در نتیجه جزئیات ظریف و عمق صداها به خوبی اجرا نمیشود.
همچنین قطعات الکترونیکی قدیمی به مرور زمان کارایی خود را از دست میدهند که باعث کاهش کیفیت صدا میشوند. با گذشت زمان قطعاتی مانند سیمپیچها و دیافراگمها ممکن است خشک شده، پوسیده یا آسیب ببینند که منجر به کاهش کیفیت صدا اعوجاج و نویز میشود. همچنین مواد استفاده شده در ساخت بلندگوها ممکن است با گذشت زمان خواص خود را از دست بدهند که باعث تغییر در پاسخ فرکانسی، حساسیت و امپدانس بلندگو شود.
در سالهای تولید سیستم های صوتی وینتیج از تکنیکهای میکس و مسترینگ آنالوگ استفاده میشد، که با روشهای دیجیتال امروزی تفاوتهای اساسی دارد, این تفاوتها باعث میشود که موسیقیهای مدرن هنگام پخش با سیستمهای وینتیج رنگ و بافت طبیعی خود را از دست بدهند و صدا مرده و بی روح شنیده شود.
کابینتهای بلندگوهای قدیمی معمولاً طراحی سادهای داشتند و برای بهینه سازی پاسخ فرکانسی به اندازه کافی تقویت نشده بودند. این امر در پخش یک موسیقی مدرن با حجم فرکانس های متنوع باعث ایجاد رزونانسهای و آشفتگی در صدا میشد.
همین ضعف های اساسی در سیستم های صوتی وینتیج افسانه های را ایجاد کرده است که در ادامه به یکی از شایع ترین آنها اشاره خواهم کرد:
تأثیر نوع بلندگو بر سبک موسیقی: واقعیت یا افسانه؟
در دنیای موسیقی، اغلب این سوال مطرح میشود که آیا نوع بلندگویی که استفاده میکنیم بر سبک موسیقیای که میشنویم تأثیرگذار است یا خیر. بسیاری معتقدند ( فروشنده های سیستم های صوتی وینتیح) که برای هر سبک موسیقی، بلندگوی خاصی مناسب است. اما آیا این باور مبتنی بر واقعیت است یا صرفاً یک افسانه است؟
بلندگو وسیلهای است که سیگنالهای الکتریکی را به امواج صوتی تبدیل میکند. به عبارت سادهتر، بلندگوها صدا را برای ما قابل شنیدن میکنند. اما آیا نوع بلندگو میتواند بر کیفیت و رنگ صدای موسیقی تأثیر بگذارد؟
در حالی که مشخصات فنی بلندگو میتواند بر نحوه پخش صدا تأثیر بگذارد، اما نمیتوان گفت که یک نوع بلندگو تنها برای یک سبک موسیقی خاص مناسب است.
سبک موسیقی ترکیبی از عوامل مختلفی مانند سازها، آرایش صداها، ملودی ها، هارمونی و ریتم است. بلندگو تنها یکی از اجزای سیستم صوتی است که باید این آرایش صوتی را به درستی پخش کند و نمیتواند به تنهایی بر سبک موسیقی تأثیرگذار باشد.
در نهایت، میتوان گفت که انتخاب بلندگو بیشتر به سلیقه شخصی و نیازهای شنونده بستگی دارد تا سبک موسیقی. یک بلندگوی خوب باید بتواند تمامی طیف فرکانسی صدا را به صورت دقیق و طبیعی بازتولید کند. البته، برخی از بلندگوها ممکن است برای سبکهای موسیقی خاصی مناسبتر باشند، اما این به معنای آن نیست که یک بلندگوی خاص تنها برای یک سبک موسیقی خاص قابل استفاده است.
نکته چالشی:
اگر از افراد علاقمند به سیستم های صوتی وینتیج, که امروزه بر این باور هستند که سیستم های صوتی پنجاه سال پیش صدای بهتری داشتند! پنجاه سال بعد بپرسید که بهترین سیستم صوتی برای کدام دوران است؟ قطعاً خواهند گفت, سیستم های صوتی پنجاه سال پیش!
دوستان و مخاطبین سایت در بخش نظرات و گاهی ایمیل از من درباره DIY سوال می کنند، سوال اکثریت هم این که آیا میشه به فلانی اعتماد کرد؟ چرا شوروم نداره! و سوالات مشابه...
من اطلاعات و علاقه ای به دست سازها ندارم. هیچ مطلب یا حتی نظری هم در این مورد تا به امروز ننوشتم و نمی نویسم.
گاهی هم بحث های در نظرات شده، که من هیچ وقت به دلیلی که گفتم ورود نکردم.
اما به عنوان کسی که بیش از پانزده سال در نت فارسی فعال هستم، نکاتی از DIY در ایران دیدم که کوتاه در این یاداشت بهش اشاره خواهم کرد.
اول این که داشتن شوروم اختصاصی برای شخصی که در زمینه های مختلف محصولی در شکل خانگی تولید می کند، خودخواهی شمای مخاطب دست سازهاست. (شوخی بنظرم)
اما این که سالهاست میبینم آقایون ادعای ساخت دست سازهای منحصربفردی را در ایران دارند، اما نه وب سایت رسمی برای وجاهت دادن به کار و کیفیت دست سازهاشون دارند، و نه حتی حاضر هستن دست سازهاشون در جای به نمایش گذاشته شود اصلا از نظر من پذیرفته نیست، این که من برای اعتبار دادن به کارم حتی حاضر نباشم هزینه داشتن یک سایت ساده و شیک بپذیرم، بنظر من نشان از بی سلیقه گی و غیر رسمی بودن فعالیت من دارد.
توقع داشتن شوروم اختصاصی برای یک سازنده خانگی همانطور که گفتم شوخی بحساب میاد، اما اگر خود سازنده به کارش احترام میزاره و خودش قبول داره که کارش ارزشمند هست، میشه یک اتاق از منزلشو برای نمایش دست سازهاش اختصاص بده، امکانش نیست, میشه گوشه سالن نشیمن اختصاص بدیم به مشتری که میخواد کار دست ما را از نزدیک ببیند. این هم برامون میسر نیست، هیچ مشکلی نداره، می توانیم یک فضای اختصاصی با نور و دوربین خوب برای عکاسی از دست سازهامون درست کنیم.
معمولا عکس های سیاه و بی کیفیتی در شرایط بسیار زشت از دست سازی منتشر میکنن که من بیننده فقط به بد سلیقگی شمای سازنده بیشتر پی میبرم، بد سلیقگی که در ظاهر دست سازهاتونم هم دیده می شود.
یک عکسی یکی از همین سازنده ها از دست سازی منتشر کرده بود که درب و پادری سرویس بهداشتی خونش بیشتر از چیزی که میخواست مخاطب ببینده دیده میشد!
وبلاگ و کانال های تلگرامی چرک، متن های توهین آمیز که یکی درمیان در حال مسخره کردن دیگران هستن! از ابتدا تا انتهای متن از شکلک های خنده توهین آمیز استفاده کردن، ادبیات زشت که فقط نشان از ذهن آشفته و مردم گریز این افراد دارد و...بگذریم.
سالهاست که از ضرب المثل مشک آنست که خود ببیوید نه آنکه عطار بگوید گذشته.
امروزه باید برای فروش مشک اون داخل یک بسته بندی شیک، در یک بوتیک شیک و در منطقه شیکی از شهر قرار بدیم تا بفروشه، نمی تونیم مشک بریزیم داخل کیسه فریزر گره بزنیم بندازیم تو قفسه یه عطاری قدیمی و توقع کنیم کسی بخردش.
شرکت ال جی در نمایشگاه CES 2023 که اخیراً برگزار شد, از نمایشگرهای نسل جدید OLED با عنوان MLA (Micro Lens Array) رونمایی کرد, اکثر ویدئوفایل ها فکر می کردن دوران پنل های WRGB ال جی به پایان رسیده است, اما ال جی با معرفی MLA OLED ها تازه وارد جنگ با QD-OLED های سامسونگ شده است. ال جی ادعا کرده پنل های MLA تا 60 درصد روشن تر از اولدهای رایج هستند و تا 2100 نیت در سایز 77 اینج می توانند هایلایت های روشن ایجاد کنند.
ال جی در نمایشگرهای MLA OLED از چیپ تصویر a9 Gen6 استفاده خواهد کرد. یکی از ضعف های بزرگ نمایشگرهای ال جی مخصوصاً اولدهاش با چیپ تصویر آلفا این هست که دقت خوبی در طتبیق محتوای ورودی با نمایشگر (متا دیتا) را ندارند. و مشکلاتی در نمایش تصاویری با سایه های خیلی تاریک یا نقاط رنگی خاص ایجاد می شود. یکی از ضعف های بزرگ اولدهای ال جی همین عدم تفکیک و درک درست نمایشگر با محتوای ورودی است.
در قسمت هفتم از سریال House of the Dragon به علت تاریک بودن صحنه ها و نبود هیچ المان نوری در تصویر در اولد پنل ها ال جی و سونی در برخی از سکانس ها تصویر کاملا سیاه میشده! کمپانی HBO در توییتی اعلام کرد در قسمت های بعدی این سریال در سکانس های تاریک المان های نوری قرار خواهیم داد تا اولد پنل ها پیکسل هاشون کاملا خاموش نکنند.
ال جی این نوید را داده که در نسل ششم چیپ های آلفا مشکلات گذشته را نخواهیم داشت.
ال جی توضیحات زیادی در مورد پنل های MLA (Micro Lens Array) منتشر نکرده است.طبق توضیحات خود ال جی این پنل ها در لایه آخر به جای صافی رنگ از یک لایه منشور کننده رنگ که شامل بیش از 42 میلیارد لنز هستند استفاده کرده تا تکنولوژی شبیه به لایه کوانتومی سامسونگ بروی پنل های WRGB ایجاد کند.
سامسونگ هم در CES 2023 سری ارتقاء یافته S95B با کد تجاری S95C و S90C به همراه نمایشگرهای میکرو ال ای دی با ابعاد کوچیک را رونمایی کرد. لاین آپ کوانتومی جدید سامسونگ روشنایی بیشتری دارند حتی روشن تر از نسل قبل, و یکسری بهبودهای در عملکرد و طراحی، انقدر تکنولوژی QD-OLED ها انقلابی بود که تا سالها نیازی به فناوری جدیدی در نمایشگرها نداریم.
عدم حضور سونی در بخش نمایشگرها آن هم در مهم ترین رویداد سالانه تکنولوژی های مربوط به تصویر که محل رقابت برندها در عرضه نسل جدید نمایشگرهاست، بسیار سوال برنگیز بود.
سونی به دو دلیل در CES 2023 حاضر نشد، اول این که سونی هیچ نمایشگر جدیدی برای عرضه ندارد و نمی توانست با مدل A95K که پنل S95B سامسونگ بروی این مدل نصب شده است در این رویداد بزرگ شرکت کند, در حالی که سامسونگ مدل های جدیدتر و بهبود یافته ی سری کوانتومی هاشو در CES عرضه کرده بود.
یا این که سونی قصد دارد در یک رویداد اختصاصی از نمایشگرهای جدید خود که احتمالا از نسل جدید پنل های کوانتومی سامسونگ در ساخت آنها استفاده شده است رونمایی کند.
یکی از اتفاقات خوبی که در چندماه گذشته برام رقم خورد دوستی با "گرگ راسل" بزرگ بود, تقریباً تمام دوستان سایت می دانند که من چقدر گرگ راسل را دوست دارم و اولین کسی هستم که در موردشون در نت فارسی نوشته ام... در این چند ماهی که با ایشون در ارتباط هستم, بسیار آموختم و بیشتر از قبل فهمیدم (که می دانم که نمی دانم)
یه خاطره جالب تعریف می کرد از چگونگی علاقمند شدنش به صدای سینمایی, در مطالب مختلف نوشتم که پدر ایشون موزیسین بوده و استودیو ضبط موسیقی داشته است, گرگ راسل در فضای موزیک و میکس صدا بزرگ شده و از بچگی علاقه داشته با اکولایزر دستگاه های صوتی وربره و کیفیت صدارو بالاتر ببره. از ابتدا هم قرار بوده یا نوازنده بشه یا در استودیو موسیقی کار کنه, اما ظاهرا قرار بر این بوده که گرگ با یک فیلم عاشق صدای سینمایی بشه و مسیر کاری و زندگیش عوض بشه, سال 1981 گرگ در سینما قسمت اول مجموعه ی ایندیاناجونز میبینه, و چیزی که خودش تعریف می کرد از صدای ساراند و کوبش ساب ووفرها حیرت زده میشه, صحنه حرکت اون گوی سنگی در معبد خاطرتون هست؟ جالب بدونید اون گوی سنگی اصلا سنگ نبوده و از اسفنج ساخته شده بوده! این شاهکار صداگذاری بود که حس حرکت یک گوی سنگی عظیم به بیننده میداد! صدای حرک اون گوی سنگی شروع عشق گرگ راسل به صدای سینمایی بود.
اون فیلم "Gregg Landake" صداگذاری کرده بود, همان سال هم اسکار بهترین میکس صدارو براش دریافت میکنه, جالب تر اینجاست که چند سال بعد گرگ راسل شاگرد همین آدم میشه, مدتی بعد از این که گرگ راسل کار میکس صدای سریال های تلویزیونی و چند فیلم سینمایی انجام میده, Landake ازش دعوت میکنه که بره در استودیو اون کار کنه و این دروازه ورود گرگ به صنعت عظیم هالیوود شد.
Gregg Landake اولین پروژه بزرگ سینمایی که انجام داد قسمت پنجم فیلم جنگ ستارگان بود, که برای این فیلم هم اسکار گرفت, و آخرین فیلمی که برای صداگذاریش اسکار گرفت و در شب اسکار اعلام بازنشستگی کرد Dunkirk بود. یک شروع و پایان شگفت انگیز.
در انتها باید بگم دوست ندارم این حس در دوستانی که پنل اولد دارند ایجاد کنم که نمیشه با پنل های رایج اولد یک ویدئوفایل بود یا از تصویر لذت برد، من پنل اولد داشتم، نمایشگر رفرنسم بوده و بسیارم از اولدهای WRGB لذت بردم و میبرم. صدا و تصویر کشف و شهوده، باید تست کنیم، کالیبره کنیم و بیاموزیم.
در صدا و تصویر چه میدانم ها بسیار است، لیکن من نمی دانم.
یکی از بحث های مهمی که در صدا و تصویر مطرح است ، تفاوت بین آنچه که درست است و آنچه که ما دوست داریم است. که این دو مقوله کاملا مجزا و متفاوت هستند. و به هیچ وجه در مبحث اودیو و ویدئو چیزی با عنوان آنچه که دوست دارم و سلیقه من است نداریم! چه زمانی بحث دوست داشتن و سلیقه منتفی می شود؟ زمانی که ما می گوییم من می خواهم یک اودیو یا ویدئو فایل باشم.
اودیو یا ویدئو فایل به شخصی گفته می شود که علاقمند به صدا و تصویر از نظر فنی است. این یعنی علاقه و استفاده از تجهیزات مدرن صدا وتصویر ؛ اینجا جایی است که دیگر سلیقه و دوست داشتن مطرح نیست و یک مورد یا درست است یا نادرست! این صدا یا تصویر از نظر یک متخصص یا درست است یا نیست!
اما وقتی شما می خواهید موسیقی گوش بدهید یا فیلم ببینید جایی است که شما می توانید نظر و سلیقه خود را مطرح کنید و هیچ لزومی ندارد که شما برای شنیدن موسیقی و دیدن فیلم هزینه های میلیاردی کنید و سیستم های صوتی های اند ، نمایشگر های "های اند" و... داشته باشید . چون این دو موضوع کاملا به یکدیگر بی ربط هستند. شما هیچ اودیو فایلی را پیدا نمی کنید که صرف اودیو فایل بودن در زمینه موسیقی اطلاعاتی داشته باشد و هیچ موزیسینی را هم پیدا نمی کنید که سیستم های اند آنچنانی در منزل داشته باشد.
برای مثال می توان از فردی گفت که می گوید من می خواهم یک اتومبیل ولوو بخرم که بالاترین استاندارد ایمنی را دارد ، بسیار اتومبیل راحتی است ، می خواهم با این اتومبیل به مسافرت بروم و از رانندگی لذت ببرم . از طرفی شخص دیگری هم هست که می گوید من می خواهم فراری بخرم ، فراری اتومبیلی است که صندلی ها راحت ندارد و داخل اتومبیل حتی جایی برای ساک مسافرتی شما هم نیست! این اتومبیل ایمنی کافی برای سرنشین در هنگام تصادفات را ندارد چون این ماشین ساخته شده برای سرعت های بالا و کسانی که صرفا از سرعت و قدرت موتور اتومبیل لذت می برند. اما ولوو ساخته شده برای اینکه شما بتوانید رانندگی لذت بخش و ایمن را در کنار قدرت و سرعت مناسب داشته باشید. توی پورشه شما راحت و ایمن نیستید اما به شما لذت و هیجان سرعت بالا را می دهد.
در این مثال خواهان اتومبیل ولوو در واقع کسی است که می خواهد فیلم ببیند، موسیقی گوش کند و لذت ببرد. و می تواند یک نمایشگر LCD کاملا ساده داشته باشد و یک فایل 720P دانلود کند و از تماشای فیلم لذت ببرد. یا با داشتن یک ضیط سونی یا یک استریوی وینتیج 40 یا 50 سال پیش آنچنان لذتی از یک موسیقی ببرد که هیچ ادیو فایلی چنین لذتی نبرده است.
یک ویدئو فایل از سینما و فیلم دیدن لذت نمی برد بلکه از جنبه های فنی تصویر لذت می برد و این لذت ها که متعلق به ابعاد فنی صدا و تصویر است کوتاه مدت هستند . شما صرفا چند روز می توانید از یک صدا یا تصویر لذت ببرید ، پس از آن از نظر یک اودیو یا ویدئو فایل ایرادی در صدا یا تصویر پیدا می شود که ذهن او را درگیر می کند و باید این ایراد را رفع کند ؛ که در دنیای های اند برای رفع کردن این ایراد ها باید هزینه کنید و هزینه کنید و هزینه کنید...
یک اودیو فایل معمولا از یک موسیقی لذت نمی برد . اگر به نقدها و مقالات اودیو فایل ها در دنیا نگاهی بیندازید خواهید دید که آنها امروز از یک صدا راضی هستند ولی فردا صدا در نظرشان مشکل دار بوده ، چرا؟! جای بلندگوها را باید عوض کنم ! مشکل برق داشتم! در بیس مشکلی پیش آمده پس باید ساب ووفر را عوض کنم! و... ( باید بدانید مقداری از مشکلاتی که به نظر یک ویدئو یا ادیو فایل می آید ذهنی است و مقداری حقیقی و نکته قابل توجه این است که حتی درجه گرمی و سردی هوا هم روی کیفیت صدایی که مد نظر یک اودیو فایل است تاثیر می گذارد.) که این مسایل هیچ کدام هیچ ربطی به موسیقی ندارند.
اینها بازی های صدا و تصویر هستند که شما را درگیر می کنند.
پس کسی که می خواهد وارد دنیای اودیو و ویدئو بشود باید بپذیرد که بخش مهمی از لذت اصلی صدا و تصویر را از دست می دهد و وارد دنیای لذت های فنی می شود . لذت هایی که موقتی است، ادامه دار نیست و با کوچک ترین تغییر در صدا و تصویر لذت شما محو می شود.
هیچ اودیو یا ویدئو فایلی حتی در طول یک ماه هم از صدا یا تصویر سیستم خود راضی نیست!
اما کسی که یک نمایشگر LCD ساده یا یک ضبط سونی قدیمی دارد همیشه دارد از موسیقی که می شنود یا فیلمی که می بیند لذت می برد.
پس من به عنوان یک اودیو ، ویدئو فایل به علاقمندان توصیه نمی کنم که وارد عرصه صدا و تصویر حرفه ای بشوند. چون یا باید به لذت های موقتی و گذرا اکتفا کنید و مدام در پی ارتقاء سیستم های صدا و تصویر باشید ، یا اینکه در دسته اکثریت باشید و از دیدن فیلم و شنیدن موسیقی لذت ببرید.
اما نکته مهمی که در این زمینه مطرح است اینکه در ایران و بعضی نقاط جهان افرادی هستند که این دو مقوله را با هم قاطی می کنند و مثلا می گویند ما سیستم صوتی می سازیم که صدای های اند می دهد!
های اند یعنی گران و پرمیوم بودن! های اند یعنی متخصص آن سیستم بودن!
پس اگر می خواهید از نمایشگر یا سیستم صوتی اتان لذت ببرید نباید وارد دنیای های اند بشوید . ولی اگر وارد این عرصه شدید باید لذت های قیلی را کنار بگذارید و بدانید که لذت های جدیدی می آید که می تواند بسیار قوی باشد، آنقدر که شما را مسحور کند اما موقتی است. در واقع اودیو و ویدئو مانند مخدر است. لذت هایش موقت است و همواره شما را در پی خود می کشاند به امید دست یافتن به لذت های قبلی که شاید هیچ وقت به دست نیاید .
در آخر باید تاکید کنم که دنیای های اند مملو از سرخوردگی ها و درگیری ها، لذت های قوی ولی زود گذر و حساب بانکی های دایما در حال کاهش است. و در این عرصه شما نه به لذت شنیدن موسیقی می رسید و نه به لذت سینما.
سینما یکی از مهمترین تجلی های هنری و صنعتی قرن بیستم بود که با ظهور این صنعت هنری دست اندرکاران این صنعت توانستند بر سیر تحول افکار عامه تاثیر بگذارند و چه بسا که توانستند این سیر فکری را هدایت کنند.
وقتی صحبت از اولین ابداع کنندگان فیلم می شود، تقریبا همه نام برادران لومیر را به خاطر می آورند. اما با نگاهی کوتاه بر سیر تکوین تکنولوژی سینما می بینیم که افراد زیادی در خلق و شکل دادن به این صنعت عظیم تاثیرگذار بوده اند. از جمله "اتومار انشوتز" آلمانی که در 1887 دستگاه "الکترو تکیسکوپ" یا همان شهر فرنگ را به دنیا عرضه کرد که احتمالا پدر و مادرهای بزرگ بزرگ ما تجربه اش کرده اند.
در سال 1895 دو برادر فرانسوی به نام های لویی و آگوست لومیر دستگاه "سینماتوگراف" که هم دوربین ضبط و هم پروژکتور نمایش فیلم بود را به ثبت رساندند. که در واقع این اختراع بزرگترین نقطه عطف در تاریخ پیدایش سینما بود.
این رشد و پیشرفت و گسترش روزافزون در صنعت سینما ادامه داشت تا اینکه در سال 2019 با به وجود آمدن پاندمی بیماری کرونا و به تعطیلی کشیده شدن همه دنیا، خسارات غیر قابل جبران سنگینی به بسیاری صنایع از جمله صنعت سیما وارد شد.
و در کنار این همه گیری و تعطیلی های بزرگ، طولانی و اجتناب ناپذیر سبک زندگی مردم دنیا تغییر یافت.مردم دنیا در خانه ماندن و همه زندگی خود در خانه گذراندن را به خوبی یاد گرفتند.
در اوج همه گیری کرونا کمپانی دیزنی یک شبکه اینترنتی به نام "دیزنی پلاس" افتتاح کرد.که مانند نتفیلیکس، آمازون پرایم و دیگر شبکه های اینترنتی مشابه مردم می توانستند با پرداخت یک آبونمان کوچک ماهانه که مثلا در نتفیلیکس 16 دلار و در آمازون پرایم 10 دلار در ماه است، اشتراک خریداری کنند و فیلم هایی که خود کمپانی دیزنی تولید کرده است را روی این شبکه ببینند؛ و بسته به کیفیت تصویری که برای هر فیلم انتخاب می کنند هزینه های متفاوتی بین 20 تا 45 دلار پرداخت می کنند.
تقریبا دو سال پیش دیزنی یک پروژه بسیار بزرگ به نام "مولان" داشت که همه اسم آن را شنیده اید و احتمالا انیمیشن آن را هم دیده اید . این فیلم اولین فیلم اکران آنلاین کمپانی دیزنی بود. کسانی که اشتراک دیزنی پلاس را داشتند می توانستند با پرداخت 30 دلار برای اولین بار این فیلم را بر روی نمایشگر های خانگی خود تماشا کنند. در نهایت کمپانی دیزنی موفق شد با اکران این فیلم بر روی پلتفرم آنلاین 260 میلیون دلار فروش داشته باشد. که رقم بسیار شگفت انگبزی برای اکران آنلاین یک فیلم است.
و به نظر من از همین زمان با اکران همین فیلم، یک موج جدید برای دیدن فیلم در خانه ایجاد شد.
همان طور که می دانید امروزه سیستم های نمایش خانگی گسترش زیادی پیدا کرده است و بسیار مدرن شده است تا جایی که حتی بعضی سیستم های سینمای خانگی از خیلی از سینماها مدرن تر است و کیفیت صدا و تصویر بالاتری دارد.
با یک نگاه اجمالی و مقایسه کردن دیدن فیلم در خانه و رفتن به سینما برای دیدن فیلم متوجه می شویم که هزینه تماشای فیلم در خانه بسیار پایین تر است. در آمریکا قیمت بلیط سینما برای عادی ترین سینما های زنجیره ای که در مراکز خرید قرار دارند مثل آن چیزی که ما در ایران چند سالی هست که تجربه می کنیم ، 20 دلار است. یک خانواده 4 نفره برای تماشای یک فیلم در یک سینمای عادی 80 دلار باید برای بلیط پرداخت کنند. 20 دلار هم هزینه پاپ کرن یا تنقلات مورد نظر آنها برای تماشای فیلم است. تا به این جا 100 دلار. حال اگر این خانواده هیچ خوراکی اضافه دیگری نخورند ، اگر هزینه بنزین رفت و آمد آنها را در نظر نگیریم ؛ اگر بعد از تماشای فیلم در سینما دلشان نخواهد یک غذای فست فود جدید را امتحان کنند، حد اقل 100 دلار باید برای دیدن یک فیلم در یک سینمای عادی در آمریکا هزینه کنند.
در صورتی که همان خانواده در منزل شان می توانند با پرداخت 30 دلار و داشتن یک اشتراک ماهانه دیزنی پلاس ، نتفیلیکس یا هر سرویس اینترنتی دیگری فیلم های جدید را تماشا کنند و با پرداخت کمتر از 1 دلار می توانند در منزل پاپ کورن درست کنند و یا خوراکی های مختلف داشته باشند.
در حال حاضر هم برای کسانی هم که تجهیزات سینمای خانگی پیشرفته دارند تمام شبکه های استریم فیلم دارند فیلم های خود را با کیفیت های 4k و HDR و دالبی ویژن و صدای دالبی اتموس ارایه می دهند. و این افراد می توانند تجربه سمعی و بصری خیلی خوبی بر روی سیستم سینمای خانگی خودشان داشته باشند.
که این اتفاق تا حد زیادی توجیه سینما رفتن را در عصر جدید کم می کند. مردم در این دوران پاندمی یاد گرفتند که برای دیدن فیلم های جدید می شود به سینما نرفت! می شود با چند کلیک ساده و پرداخت هزینه ای اندک در خانه فیلم جدید دید.
در نوعی دیگر از این مقایسه قیمت و هزینه ها می بینیم که در مقابل هزینه های اندک آبونمان شبکه های استریم فیلم یک دیسک بلوری 4K تا 40 دلار قیمت دارد که این برای کسانی که تجهیزات حرفه ای سینمای خانگی دارند، ویدیو فایل و ادیو فایل هستند توجیه دارد. اما برای عام مردم در سراسر دنیا وقتی می توانند با پرداخت ماهیانه 10 تا 16 دلار هزاران فیلم، صدها سریال و محتوای مختلف را روی شبکه های استریم داشته باشند توجیهی برای صرف وقت و هزینه بیشتر را ندارد.
به همین علت به نظر می رسد که دیسک های بلو ری برای نمایش خانگی در آینده تولید شان بسیار کم خواهد شد و استریم کردن جایگزین آن خواهد شد. در حال حاضر تجهیزات حرفه ای استریم کردن وجود دارد که برای مثال می توان kaleidescape و zappiti را نام برد.
شبکه هایی مثل دیزنی پلاس یا براویا سونی در آینده تصمیم دارند که با کیفیت بسیار بالا و نزدیک به دیسک های بلوری مدیای خود را عرضه کنند. که البته این کار نیاز به اینترنت پر سرعت و پهن باند و کابل نوری دارد که ما در ایران همان اینترنت عادی را هم نداریم!! قاعدتا این امکان برای ما در ایران موجود نخواهد بود و این بحث و بررسی در مقیاس جهانی و به صورت کلی می باشد.
به نظر می رسد که هر چقدر سیستم های سینمای خانگی پیشرفت کنند آینده سینما در جهان تغییر خواهد کرد. از نظر من یا سینماها تا 20 سال آینده تعطیل خواهند شد یا سینما جای خاصی خواهد شد برای قشر خاصی که می خواهند همچنان تجربه فیلم دیدن در جایی خاص را داشته باشند.
من فکر می کنم نسل جدید همان طور که اگر شما در یوتیوب سرچ کنید ویدیو هایی می بینید که یک نوار ویدیو VHS را دست بچه ای 5 ، 6 ساله می دهند و او نمی داند که نوار ویدیو چی هست؟! نسل های بعدی هم سینما رفتن برایشان چیز عجیبی خواهد شد و سینما را در قالب سینمای خانگی و رو ی تلویزیون و تبلت و موبایل فیلم دیدن تجربه خواهند کرد.
این تغییر ممکن است اتفاق نیفتد و یا با کیفیت و شکل دیگری اتفاق بیفتد اما سرعت پیشرفت فنآوری و تکنولوژی احتمال وقوع این پیش بینی را بسیار زیاد می کند. به یک نکته بسیار مهم هم باید توجه داشته باشید که همه مردم به سینمای آیمکس و دالبی برای تجربه و تست صدا و تصویر نمی روند . مردم به سینما می روند که فیلم ببینند! و آن فیلم را می توانند جلوی تلویزیون منزل اشان روی کاناپه لم بدهند و ببینند . هر زمان هم که دلشان خواست دکمه پاز را فشار دهند به کارهای دیگرشان برسند و باز دوباره به تماشای فیلم برگردند.
تمام این مسایل دست به دست هم می دهند که آینده سینمای خانگی هر چقدر که قوی هست قوی تر و قوی تر شود تا جایی که نسل های بعدی سینما را در خاطرات پدر و مادرهایشان شنیده باشند . جاهایی بوده که در آن فیلم نمایش داده می شده و ما می رفتیم و فیلم تماشا می کردیم...
حال آنکه چه پیشرفت هایی حاصل خواهد شد و تا چه حد این گمانه زنی ها اتفاق خواهد افتاد، باید نشست و نظاره گر بود که آینده این بخش از زندگی بشر چه خواهد شد؟!
موارد مرتبط:
بهترین اتفاق سال جدید اضافه شدن سرکار خانوم دکتر یوسفی به تیم نویسندگان اصلی سایت بود.
سالها بود که سایت نیاز به یک نویسنده با تجربه و کار بلد داشت. در طول این سالها دوستان زیادی لطف کردن و تجربیاتشان را با مخاطبین بی شمار این سایت به اشتراک گذاشتند...
اما کمبود یک نویسنده که تجربه ی دیداری و شنیداری بالای داشته باشد همیشه در سایت احساس میشد.
خوشبختانه حضور یک نویسنده خانوم آن هم در زمینه ی صدا و تصویر در سایت و نت فارسی با استقبال بی نظیر و پذیرش مخاطب سایت قرار گرفت و اولین پست خانوم یوسفی با بیش از ۳۳۰ کامنت یکی از جنجالی ترین پست های سالهای اخیر سایت شد.
خیلی خوشحالم که خانوم دکتر یوسفی همراه سایت هستند و ما را در تجربیات خود شریک می کنند.
اتفاق خوشایند بعدی ورود امیر حسین اکبری (پسر های فای ایران) به مارکت نحیف های اند صدا بود.
های اند ایران نیاز به شخصی مثل آقای اکبری داشت که جسارت و تجربه شنیداری را با هم داشته باشد. ورود برندهای مثل Weiss و TAD نشان از همین جسارت و تجربه داشت که بنظر من اتفاق بسیار خوشایندی بود.
امیدورام امیر حسین یه سورس آنالوگ درست و حسابی هم همراه با ست رفرنس تاد بیاره... من صدای تاد رفرنس با گرام شنیدم, واقعاً جذابه و شک ندارم هرکی تو ایران این صدارو بشنوه کلاس شنیداریش تغییر میکنه.
ورود دک Weiss و مجموعه ی رفرنس TAD از بهترین اتفاقات های اند ایران بوده که توسط پسر های فای ایران رقم خورد.
موفق باشی
یاماها بعد از افتضاحی که دو مدل آمپلی فایر سینمایی RX-V6A و RX-A2A برای این کمپانی داشت! و انتقاد های زیادی هم در سراسر نت جهانی به این دو مدل شد. سه مدل جدید از سری AVENTAGE با شماره مدل RX-A4A. RX-A6A. RX-A8A را معرفی کرد.
بنظر میاد یاماها با معرفی این سه پرچم دار جدید و مخصوصاً مدل RX-A8A دوباره به جمع بهترین سازنده های آمپلی فایرهای سینمایی بودن برگردد.
نکته جالبی که در سه مدل پرچم دار جدید یاماها توجه را جلب می کند استفاده از پردازشگر شرکت Qualcomm است. باید منتظر شد و دید این پردازشگر جدید در مقایسه با دیگر رقبا چی برای گفتن دارد.
در تصویر زیر طراحی داخلی مدل RX-A8A را ببینید:


یکی از فیلم های که تست صدا و تصویرش حسابی حالتون خوب میکنه UHD 4K Monster Hunter هست. این فیلم از اون کارهای که اگر بررسی می کردم حتما به صداش تاج طلایی و به تصویر پنج ستاره میدادم.
جریان سنگین صدا در کانال های ساراند و سقفی دیوانه کننده ست! بی نظیره همین...
حتما این کار بزارید تو لیست خریدتون.

REAVON برند جدیدی که با معرفی دو مدل UHD بلوری پلیر مدل های UBR-X100, UBR-X200 برای اولین بار در سایت های آلمانی زبان در مورد آن صحبت شد.
هنوز این کمپانی نو ظهور این دستگاه ها را وارد بازار نکرده است, اما از منو و طراحی دستگاه حدس زده میشه از پلتفرم OPPO در آن استفاده شده است.
باید صبر کرد و دید این دو دستگاه جذاب پس از عرضه و در تست های صدا و تصویر چی برای گفتن دارند.
یه توضیحی در مورد XMax بدم XMax میزان مسافتی که انجین (سیم پیچ) ساب ووفر بدون این که از منطقه مغناطیسی خارج بشه حرکت مستقیم دارد.
در ساب ووفرهای که Excursion بالای دارن مثل JL Audio به دلیل ضخیم بودن ساراند و حرکت پیستونی بسیار شدید دیافراگم برای کنترل انجین و خارج نشدن آن از شار میدان مغناطیسی از تکنیک های مختلفی استفاده می کنند.
Qms که کنترل مکانیکی صفحه ساب ووفر هست، یکی از آنهاست.
استفاده از اسپایدرهای که از دایره مرکزی به تدریج ضخیم تر میشن تا در حرکات پیستونی شدید دیافراگم کنترل کنن یکی دیگر از تکنینک های ارزان و کاربردی مکانیکی کنترل دیافراگ ساب ووفرها در حرکت های پیستونی شدید است.
فوم ساراند ESP ترکیبی از پلیمرهای خاص با درجه سفتی متفاوت یکی دیگر از تکنیک های ارزان در کنترل دیافراگم و خارج نشدن آن از میدان مغناطیسی است.
یکی دیگه از تکنیک های مکانیکی برای کنترل و خارج نشدن انجین ساب ووفر از شار مغناطیسی
استفاده از مگنت های هیبریدی است این مگنت ها در پایین از جنس فریت هستن که هم وظیفه ی ایجاد میدان مغناطیسی را دارند و هم به خنک شدن انجین کمک می کنند. و در لایه ی بالای از نئودیمیم استفاده می کنند تا در حرکت انجین به بالاترین حد ممکن شار مغناطیسی ضعیف نشود، و ساب ووفر در فرکانس های پایین دقت پخش خود را از دست ندهد.
استفاده از Ferrofluid مغناطیس مایع هم یکی دیگر از تکنیک های هست که کمک می کنید انجین از شار مغناطیسی خارج نشود.
از مغناطیس مایع در ساخت ووفر بلندگوهای گران قیمت هم استفاده می شود.
خوش بگذره...
به روز رسانی:
پس از انتشار خبر ورشکستگی اونکیو, امروز مدیر بخش فروش این کمپانی در مصاحبه ای با سایت Cinet اعلام کرده است که این کمپانی پس از یک سال توقف خط تولید محصولات اونکیو و پایونیر از اواخر بهار 2021 با محصولات جدید به ویژه آمپلی فایرهای سینمایی با فناوری های روز و شماره مدل های جدید وارد مارکت جهانی خواهد شد.
این بلندگوهای DALI ZENSOR با این که بسیار بلندگوهای زشتی هستن! نسبت به هم قیمت های بازار برای ستاپ های سینمایی صدای خوبی میده, نسبتاً هم متریال ساخت خوبی دارن.
واقعاً چرا دالی این بلندگو انقدر زشت ساخته؟! روی بفل این بلندگو رنگ سیاه زده و به خودش زحمت نداره سطح بافل پولیش بزنه! حالتون بد میشه از نزدیک و توی نور این بلندگو ببینید!
من مدل ZENSOR1 با آمپلی فایر اونکیو دارم اینجا (تو این مطلب هم گفتم چرا انقدر این بلندگو زشته!) از درایورهای خوبی در این کلاس قیمتی درش استفاده شده و صدای خوبی هم میده اما ذره ای سلیقه در ساختش بکار نرفته است...

در خبرها آمده که کمپانی اونکیو ورشکست شده! و ظاهرا توسط کمپانی Klipsch خریداری شده است. اگر این خبر درست باشه, Klipsch الان صاحب برندهای اونکیو و پایونیر شده. (هنوز اونکیو به صورت رسمی این خبر را تایید نکرده است)
اونکیو برند بسیار خلاقی در زمینه ی صدای سینمایی است, اولین برندی بود که آمپلی فایرهای سینمایی با امکان استریم آنلاین عرضه کرد. اولین برندی بود که از سیستم ARC در آمپلی فایرهای سینمایی استفاده کرد. بیشترین محصول صدا و تصویر با استاندارد های بالای THX تولید کرد. و در چند زمینه ی دیگر از اولین ها ست.
در همین اخبار آمده که کمپانی NAD هم اعلام ورشکستی کرده است!
ال جی قراره در نمایشگاه CES 2021 از نمایشگرهای LCD جدیدی با فناوری Qned رونمایی کند, در این نمایشگرها تا 30 هزار ال ای دی بسیار کوچک برای روشنایی پنل ال سی دی استفاده شده است, که با توان کنترل منطقه ای روشنایی (Local dimming) تا 2500 نقطه به کنتراست تصویر خیره کننده ی 1,000,000:1 خواهند رسید. نمایشگرهای QNED در 10 مدل و تا سایز 86 اینچ عرضه خواهند شد.
من خیلی منتظرم ببینم نمایشگرهای QD-OLED سامسونگ که قرار هست در سال 2021 عرضه شود چی برای گفتن دارد, آیا مشکل روشنایی کم نمایشگرهای OLED بروی محتوای HDR توسط فناوری جدید سامسونگ برطرف می شود؟ نظر شما چیه؟
دوستانی که سورس دیجیتال گران قیمت دارن خیلی مراقب باشن به هیچ عنوان سی دی های تولید داخل و کپی های چینی را در پلیرهاتون پخش نکنید, اکثر این دیسک ها تاب خوردگی دارن و باعث خرابی اسپیندل سوری میشن. در مطلب زیر در مورد نگهداری از سورس های دیجیتال توضیح دادم.
یکی از قطعاتی که بیشترین خرابی دارد اسپیندل است, استفاده از دیسک های رایتی و بی کیفیت به دلیل وزن غیر استاندارد و در اکثر موارد تاب داشتن دیسک باعث خراب شدن زودتر موتور دیسک می شود. در بسیاری از پلیرها خرابی اسپیندل با خرابی و ضعیف شدن اپتیک اشتباه گرفته می شود... سرویس و نگهداری پلیرها...
بنظرم این مطلب قدیمی برای اودیوفایل ها ارزش مطالعه ی دوباره را دارد:
هر نت دارای "وزن" است, منظور از وزن مدت زمانی که نت از اجرا تا سکوت طی می کند. بعنوان مثال نت گرد واحد موسیقی و نت سیاه
نت پایه است. اگر پیش فرض نت سیاه ۱ ثانیه در نظر بگیریم نت سفید
۱/۲ واحد نسبت به نت سیاه زمان نیاز دارد... ارزش زمانی نت
در مورد DAC های Weiss از من سوال میکنن که آیا واقعاً انقدر که مهندس اکبری ازش تعریف میکنه تو صدا تاثیر داره؟ من این DAC در شرایط نمایشگاهی شنیدم و قبلاً نظرمو در موردش گفتم, بله وایس یک استثناست. اما باید کامپوننت های همراه وایس در کلاس طراحی خودش باشن تا بشه دقت و شفافیت صداشو شنید.
به گوش و تجربه شنیداری پسر های فای ایران (امیر حسین اکبری) اعتماد کنید. :)
امروز خبر توقف تولید محصولات A/V سونی هم خبر ساز شد! اگر این خبر صحت داشته باشد سونی دیگه آمپلی فایرهای سینمایی, های فای و دیجیتال ویدئو پلیر تولید نخواهد کرد.
اگر توجه کرده باشید از سال 2019 سونی هیچ محصول جدیدی در زمینه ی A/V عرضه نکرده است!
در زمینه صدا و تصویر یک نوع بسیار حاد از "فرار مغزها" وجود دارد, این نوع فرار مغزها در صدا و تصویر و بخصوص صدا به این صورت انجام میشه که "مغز طرف فرار کرده و خودش مونده". در این شرایط فردی که دچار فرار مغزها شده تصمیم میگره کانال تلگرامی یا صفحه ی اینستاگرام درست کنه و تراوشات حفره خالی سرشو که زمانی جای مغزش بوده, در قالب ایده های صدا به مخاطب در معرض فرار مغزها قرار بده!
بعضی از دوستان ایمیل میزنن و سوال میکنن آیا باید آدم فنی باشیم تا از سیستم های صوتی و تصویری سر در بیاریم! منم همیشه این جواب میدم:
راننده فرمول 1 خودش چرخ ماشينشو عوض نميکنه, اون فنی های هم که چرخ ماشين عوض ميکنن راننده فرمول 1 نيستن.
خوش باشید
مجموعه ی محبوب "رزیدنت اویل" به تازگی بروی UHD بلوری ریلیز شده است که طبیعی منم این کار سفارش دادم, تا بیاد ببینیم سونی در اسکن و عرضه ی نهایی این کار چی برای گفتن دارد.
هر شش قسمت تراک صوتی دالبی ادموس دارند, و HDR10 هستند.
قسمت اول, دوم و سوم از نسخه ی نگاتیو اسکن و 2K DI شده و به 4K آپ اسکال شده اند.
قسمت چهارم Afterlife به صورت دیجیتال سه بعدی تصویر برداری شده است و برای آماده سازی بروی UHD به صورت 2K DI و به 4K آپ اسکال شده است. (فقط به صورت دو بعدی)
مطلب پیشنهادی:
پشت پرده صحنه های Slow Motion چه می گذرد ؟
قسمت پنجمی Retribution سورس دیجیتال سه بعدی 5K دارد, برای آماده سازی UHD به صورت 2K DI شده و به 4K آپ اسکال شده است.
قسمت ششم The Final Chapter سورس Native 4K دارد و به صورت 4K DI شده و بروی UHD بلوری عرضه شده است.
در اولین روز عرضه ی Xbox Series X و PlayStation 5 در تست های اولیه هر دو نسل جدید کنسول های سونی و ماکروسافت امکان اجرای دالبی ویژن را بروی نسخه های UHD بلوری را نداشتند! جالب تر اینجاست که هر دوی این کنسول ها از دالبی ویژن بروی استریم VOD های مثل نتفلیکیس و دیزنی پلاس هم پشتیبانی نمی کنند. عجیب اینجاست که چرا کمپانی های بزرگی مخصوصاً مثل سونی که خودش در زمینه ی مدیای خانگی از پیشتاز هست, کنسول های جدیدشون را با این مشکلات عجیب وارد بازار می کنند!
البته به احتمال بسیار زیاد هر دوی این کنسول ها با آپدیت های اساسی در آینده ی نزدیک این مشکلات را برطرف می کند.
همراهان سایت عکس ستاپ های سینمایی و های فای خودشون برای من ارسال میکنن و نظر من میخوان, اکثر این ستاپ ها وسط سالن پذیرایی و در آپارتمان های کوچیک انجام شده است! من نمیتونم در مورد ستاپی که بلندگوها کنار مبل استیل و بوفه ی سالن پذیرایی چیده شده است نظری بدم!
دوستانی که فکر میکنن ساند بارها میتونن براشون جای حتی یک ستاپ 5.1 کانال ساده را بگیرد بسیار در اشتباه هستند. این دستگاه ها طراحی شدن برای بالاتر بردن لذت فیلم دیدن بروی VOD ها به نسبت صدای نمایشگرها و همچنین موزیک گوش کردن از روی گوشی موبایل و دیگر هیچ. احمقانه ترین کار خرید دستگاه های گران و بسیار گرانی هست که ادعای پخش دالبی ادموس و دیگر فرمت های پیچیده ی سینمایی را دارند. این محصولات مناسب افرادی هست که نه کوچکترین اطلاعی از صدا و تصویر دارند و نه میخوان که داشته باشن.
خرید ساند بارهای گران قیمت به همان اندازه احمقانه است که خرید اسپیکرهای زشت و مضحک "بنگ اند آلفسن" احمقانه است.
پولتون جای بهتری خرج کنید...
چندین بار از من در مورد بلندگوهای SVS سوال شده است, صدای این بلندگوها به شدت Aggressive و برایت هست, و صرفاً طراحی شدن برای صدای سینمایی و تحمل بسیار بالا بروی افکت های سنگین و طولانی مدت. به شدت هم بد درایو هستن و حتما نیاز به پاور دارن تا بشه ازشون صدا شنید.
تفاوت ARC با eARC در این هست که در ARC فقط امکان انتقال صدای فشرده شده ی 5.1 کانال داشتیم. اما در eARC میشه صدای غیر فشرده ی دالبی ادموس و dts-X را هم از نمایشگر به آمپلی فایر انتقال داد. اکثر نمایشگرهای رده بالا از eARC پشتیبانی می کنند.
خیلی از من سوال کردن بهترین محل قرار دادن ساب ووفر کجاست؟ در Placement بلندگو بهترین محل قرای گیری جای است که شنوده بالاترین شدت فرکانسی را از بلندگو دریافت می کند. در فرکانس پائین هرچقدر در مرکز میدان صوتی قرار بگیرم تاثیر صدا بیشتر خواهد بود. یک مثال ساده میزنم, موج ارسالی از ساب ووفر مثل سنگی عمل می کند که در آب انداخته می شود, بسته به جرم سنگ و شدت پرتاب از نقطه برخورد شعاع حلقه های موج بزرگ تر و بزرگ تر می شود, اما با بزرگ تر شدن حلقه ها میزان مقاومت آب نیز بیشتر شده و از قدرت موج ارسالی کم می شود؟ اگر شما ساب ووفر سنگ و صدای فرکانس پائین را موج در نظر بگیرید, بهترین محل برای بیشترین تاثیر محلی است که موج بیشترین قدرت را دارد.
یکی از روش های که می شود برای پیدا کردن بهترین محل قرار دادن ساب ووفر انجام داد, گذاشتن ساب ووفر در محل نشستن شنونده و حرکت نشسته شنونده در محل اصلی ساب ووفر است, در محدوده قرار گیری ساب ووفر جلو و عقب بروید تا نقطه ای که بیشترین حجم فرکانسی احساس می کنید را پیدا کنید. در سالن های دارای پرده نمایش به دلیل مخفی بودن بلندگوها این روش بیشترن کارایی را دارد.
توصیه: ساب ووفر خیلی به دیوار نزدیک نکنید. خیلی به میز یا بلندگوی کناری نزدیک نکنید. اجازه بدید موج ارسالی در سالن با کمترین مانع حرکت کند. حتما از لرزش گیر استفاده کنید, لرزش گیر باعث می شود ارتعاشاتی که در سطح زمین ایجاد می شود کم شود در نتیجه باس شفاف تر و ضربه های تاثیر گذار تری خواهید داشت.

كمپاني عظيم TEAC مي شناسيد؟
TEAC در پنچ زمينه مختلف فعاليت دارد, و دو برند بسيار مطرح در دنياي های اند و حرفه ای زير مجموعه اين كمپاني هستند.
HIFI با نام تجاري TEAC
Digital Media با نام تجاري TEAC
Disc Publishing با نام تجاري TEAC
High-End Audio با نام تجاري Esoteric
Professional Audio با نام تجاري Tascam
TEAC در تمام زمينه هاي توليدی از بهترين و با دوام ترين قطعات استفاده مي کند, هرچي هم كلاس ساخته هاش بالاتر ميره بلعكس ديگر كمپاني ها كه فقط قيمت بالا مي برند TEAC كيفيت به شكل واقعا عجیبی افزايش ميده!
معروف ترين ساخته TEAC مكانيزم "VRDS-NEO Mechanism" است. كه در تمام مدل هاي Esoteric استفاده ميشه.
آقای گمینی یه ستاپ از برند PS Audio مدل های Stellar GC DAC و دوتا M700 Mono Block با بلندگوهای TANNOY و Sonus Faber دارن, طراح PS Audio آقای Paul McGowan هستن که مدتی هم طراح آکوفیض ژاپنی بودن. برند خوبی و صدای عام پسندی هم داره...شنیدم ایرانم قرار بیاد.
برند Weiss آقای اکبری وارد میکنن Weiss به آلمانی میشه سفید, محصولات این برندم سفید هست, من صدای این برند فقط در مونیخ شنیدم. برند بسیار حرفه ای و در کلاس استودیوهای ابی رود استودیوز هست.
ظاهرا که ویتوس و اودیو نت هم ایشون وارد میکنن...
موفق باشه
یکم در مورد این آپلیکیشن های که به اسم تلگرام طلایی, ویداگرام,منوگرام و... منتشر میشه توضیح بدم. تلگرام یک اپلیکیشن اپن سورس یا منبع باز هست, یعنی هر کسی میتونه سورس تلگرام دانلود کنه و باهاش اپ خودشو درست و منتشر کنه ( تو گوگل سرچ کنید telegram source به سادگی سورس تمام ورژن های تلگرام برای دانلود هست) اگر دقت کرده باشید تمام این اپ ها شبیه تلگرام هستن, فقط ظاهر و رنگ ها شخصی سازی شده. هرکسی که یکم آی تی بلد باشه میتونه یه سرور اجاره کنه و اپ خودشو بروی اون سرور کانفیک کنه و روی اون اپ یه پروگسی یا فیلتر شکن نصب میکنه و شما از طریق اون اپ وصل میشید به تلگرام. در واقع این اپ ها پلی میشن بین شما و تلگرام, شما وصل میشید به این اپ ها و فکر می کنید که این خود تلگرام است! یکسری احمق هم میام تو فضای تلگرام تبلیغ میکنن که شخص "پاول دورف" مدیر تلگرام اعلام کرد این اپلیکیشن برای ایرانی هاست و کسی نمیتونه این اپ فیلتر کنه و از این دسته اراجیف. توجه داشته باشید وقتی به این اپ ها وصل میشید تمام اطلاعات, چت ها, تصاویر و... داره بروی یک سرور غریبه ذخیره میشه. با یک فیلتر شکن خوب از اپ اصلی تلگرام استفاده کنید.
تمام نسخه های 4K بلوری که با استاندارد IMAX Enhanced ریلیز میشن شامل صدای dts-X هستن, فعلا سونی پیکچرز چند عنوان با استاندارد IMAX Enhanced عرضه کرده است.
Jumanji: The Next Level
Zombieland: Double Tap
Charlie's Angels 2019
جدیدا مد شده همه دنبال خرید Turntable و LP خواننده های ایرانی هستن! تمام این LP ها ساخت چین هستن و از سورس های دیجیتال بی کیفیت چاپ شدن, فکر کنید سورس صفحه ی داریوش از یه فایل MP3 چاپ شده باشه! پشت کاور اکثرشونم اسم چندتا کمپانی ورشکسته ایرانی مثل کلتکس رکوردز و شرکت ترانه و... نوشته شده است! احتمالا خود مهرداد پاکروان خبر نداره یکسری وینیل به اسم شرکتش تولید میشه. فرایند تولید و مسترینگ LP حتی اگر از منابع قدیمی آنالوگ هم باشد, نیاز به پروسه اکولایز کردن و مسترینگ جدید داره, که نه در مارکت شرکت های ایرانی جای داره و نه استودیوهای مجهزی دارن, این آلبوم جدید معین گوش کردین که تمام کار ضبط و مسترینگش در استودیو شخصی خودش " پریچه آواز " انجام شده؟ فکر کنم اگر این کار میداد به ارزون ترین استودیوهای داخلی, خیلی بهتر و قوی تر براش مسترینگشو انجام میدادن. احتمالا چند وقت دیگه LP آلبوم "ماندگار" معین هم منتشر میشه! یکم در خرید باهوش باشیم.
اگر براتون امکان تست ساب ووفرهای Monolith هست پیشنهاد میکنم حتما برید و صداشو بشنوید, برند بسیار خوبی و کارش ساخت ساب ووفره. مدل Monolith 12" THX Ultra هم بسیار خوب Kick میزنه و هم خیلی خوب Low میزنه, در فاصله ی 2 متری بروی 16 هرتز 100 دسی بل توان اجرا داره که برای یک ساب 12 اینچی عدد بسیار خوبی بحساب میاد, برای ستاپ های سینمایی و هم ستاپ های 2.1 موزیکال ساب بسیار خوش صدا و قدرتمندی است و به قیمت ارزش خرید بالایی دارد.
من علاقه زیادی به خرید و تست دیجیتال ویدئو پلیرها دارم, و تا جای هم که فضا و امکانش باشه سعی می کنم ویدئو پلیرهای درست و حسابی بخرم و تست کنم, سایت eBay یکی از جاهای که میشه پلیرهای قدیمی و کاملا آکبند درش پیدا کرد. این اواخر یک دستگاه OPPO DV-983H آکبند از این سایت خریدم... این اولین دی وی دی پلیر درست و حسابی بود که اوپو تولید کرد و سکوی پرتاب اپو برای شناخته شدن و محبوبیت این برند بین ویدئوفایل ها شد. این دستگاه اولین دی وی دی پلیر ارزان قیمت بود که با کیفیت بسیار خوبی رزولوشن 720x480 دی وی دی به 1920×1080 ارتقاء میداد.
میدونم دوره این پلیرها تمام شده است. اما اگر یک ویدئوفابل واقعی باشید, هیچ وقت از تست و مقایسه ی کامپوننت های مختلف خسته نخواهید شد. هرچقدر بیشتر تست کنید و از گذشته تا امروز برندها و کامپوننت های مختلف بدونید, ذهنتون برای تشخیص و درک تفاوت ها باز تر خواهد شد.
چند وقتی هست که دارم روی استریم 4K فیلم تحقیق و بررسی می کنم... یکی از عام پسند ترین شبکه های استریم فیلم و سریال در جهان "Netflix" است. البته من سرویس ویدئویی آمازون (Amazon Prime Video) و همچنین Apple TV را هم تست کردم. و ادامه بهشون میپردازم.
برای استریم 4K بروی سرویس نت فلیکس و آمازون پرایم نیاز به اینترنتی با سرعت 25 مگابیت داریم و برای سرویس اپل نیاز به 35 مگابیت سرعت داریم. در سیستم نت فلیکس و آمازون پرایم اگر سرعت نت کمتر از 25 مگابیت باشد امکان بافر کردن دیتا وجود دارد, اما در سیستم اپل تی وی ابتدا سرعت نت چک می شود, و اگر نت پهنای باند مورد نظر را برای رزولوشنی که کاربر درخواست داده است را نداشته باشد, سرویس رزولوشنی که مناسب سرعت نت هست را پیشنهاد میدهد.
کیفیت فیلم های 4K HDR سرویس نت فلیکس در نگاه اول بدجور تو ذوق میخوره! هرچقدر هم که بیشتر فیلم های که برای چشم آشنا هستن انتخاب و اجرا می کنید, از کیفیت پایین و مشکلات صدا و تصویر در این سرویس استریم ویدئویی بیشتر متعجب می شوید!
اولین نکته بسیار عجیب در سرویس استریم نت فلیکس حجم بیت ریت بسیار پایین صدا و تصویر است.
حجم بیت ریت تصویر بروی بلوری استاندارد تا 40 مگابیت در ثانیه و صدا تا 25 مگابیت در ثانیه در فرمت dts-HD و 18 مگابیت برای فرمت دالبی HD است. که در سیستم VBR بین 27 تا 35 مگابیت در ثانیه برای تصویر و 4 تا 8.5 مگابیت برای صدا متغییر است. مطلب مربوط به حجم بیت ریت را مطالعه کنید.
در نسخه های UHD بلوری بیت ریت تصویر ماکزیمم تا 100 مگابیت هم میرسد. در نسخه های که من تست کردم در حالت VBR تا 70 مگابیت هم رسیده است. صدا تفاوتی با نسخه ی بلوری استاندارد ندارد.
توضیحی در باره روش ذخیره سازی CBR و VBR
( Constant Bit Rate )
در روش ضبط با متد CBR از بیت ریت ثابت استفاده می شود، تمامی قسمتهای فایل تصویری را با به حجم یکسان تبدیل می کنند و فرقی بین صحنه اي که مثلا يك ديالوگ ساده جريان دارد, با یک صحنه پر زد و خورد و اکشن نمی گذارد.
(Variable Bit Rate)
در روش ضبط با متد VBR یا بیت ریت متغیر، برای صحنه ای که یک صفحه ديالوگ ساده در جريان است, و یا فیلم تحرک زیادی نداره ، از بیت ریت با حجم کمتر استفاده ميشود و برای صحنه های پر زد و خورد برای نگه داشتن تمامی جزییات در هنگام تبدیل حجم بیت ریت را بالا می برند.
نکته عجیب در سرویس نت فلیکس بیت ریت بسیار پایین ماکزیمم 15 مگابیت در ثانیه برای فیلم های 4K HDR و دالبی ویژن است! این حجم پایین برای نسخه های فول اچ دی به زیر 10 مگابیت هم میرسد!
و باز نکته ی عجیت دیگر حجم بسیار حقیرانه بیت ریت صدا در این سیستم است. رسماً فرمت صدا در سرویس نت فلیکس و آمازون پرایم به صورت فشرده شده است! شاید تعجب کنید ولی واقعیت دارد, حجم بیت ریت صدا در فرمت دالبی اتموس در سرویس نت فلیکس تنها 768 کیلوبایت در ثانیه است! حتی به 1 مگابیت هم نمیرسد! 768 کیلوبایت حجم بیت ریت dts بروی دی وی دی بود.
در صورتی که فرمت دالبی اتموس بروی Dolby TrueHD اجرا می شود, که فرمتی غیر فشرده است و می تواند تا 18 مگابیت در ثانیه داده های صوتی را در خود ذخیره کند.
کیفیت نسخه های 4K در سیستم نت فلیکس بسیار پایین تر از استاندارد رزولوشن UHD است. بسیار پایین تر, تا جای که من به راحتی ادعا می کنم کیفیت فیلم های 4K بروی نت فلیکس و آمازون پرایم از یک دیسک استاندارد بلوری که در یک بلوری پلیر کاملا استاندارد اجرا می شود نیز پایین تر است. (حتی برابر هم نیست بلکه پایین تر است)
یکی از مشکلات جدی تصویر در سرویس نت فلیکس Color Banding است که تقریباً در تمام فیلم های که من تست کردم وجود داشت. مطلب مربوط به "شیب تخریبی رنگ" مطالعه کنید. دلیل Color Banding در سرویس نت فلیکس برمیگردد به حجم پایین بیت ریت تصویر که رابطه مستقیم با این مشکل دارد.
نکته قابل تأمل دیگه در تصاویر HDR جعلی در سرویس نت فلیکس است! اگر یک فیلم HDR بروی دیسک UHD بلوری تست کنید و همان فیلم در سرویس نت فلیکس ببینید متوجه خواهید شد که تصویر HDR حقیقی نیست و فقط کمی کرومای رنگ افزایش پیدا می کند!
وضوح تصاویر هم اصلا حتی نزدیک به 4K نیست. در بهترین حالت ممکنه شاید به فول اچ دی نزدیک بشه, اما 4K به هیچ عنوان.
در مورد سرویس اپل تی وی کمی وضعیت بهتر است, بیت ریت تصویر تا 25 مگابیت هم میرسد و صدا هم بیت ریتی در حدود 2.5 مگابیت در ثانیه دارد, که باز هم فشرده شده است. مشکل Color Banding در سرویس اپل نداریم, تصاویر HDR و دالبی ویژن حقیقی هستند. و میشه گفت در سرویس اپل تی وی فیلم های 4K نزدیک و شاید مشابه دیسک های استاندارد بلوری میبینیم. اپل از کانتنت با کیفیت تر به نسبت نت فلیکس و آمازون پرایم برای استریم فیلم هاش استفاده می کند.
در کل تجربه ی صدا و تصویر در سرویس های به روز استریم ویدئوی برای من بسیار بد و در حال حاظر غیر قابل قبول بود. ظاهرا همچنان باید از دیسک های بلوری و UHD بلوری لذت ببریم.
خوش باشد