Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

غیره

تأثیر دمای پایین بر بلندگوها

بلندگوها سیستم‌های مکانیکی و الکترو مغناطیسی حساسی هستند که کیفیت صدای خروجی آن‌ها به دقت ساخت و شرایط محیطی بستگی دارد. دمای پایین می‌تواند خواص فیزیکی مواد دیافراگم، سیم‌پیچ، آهنربا و اجزای دمپینگ را تغییر دهد و در نتیجه پاسخ فرکانسی، داینامیک و وضوح صدا تحت تأثیر قرار گیرد. درک این تأثیرات برای حفظ عملکرد و کیفیت صدا بسیار حیاتی است.

تأثیر دمای پایین بر اجزای بلندگو و صدا:

کاهش دما باعث افزایش سختی مواد دیافراگم می‌شود. این تغییر مدول الاستیک باعث کاهش توانایی دیافراگم در ارتعاش‌های دقیق و پاسخ سریع به فرکانس‌های پایین و میانی می‌شود. در نتیجه صدای بم کم‌عمق و صدای زیر ممکن است تیز و خشن شنیده شود. دیافراگم‌های کاغذی یا پلیمر در دمای پایین می‌توانند ترک بردارند که باعث ایجاد نویز و اعوجاج می‌شود.

همچنین انقباض سیم‌ پیچ‌ها و تغییر فاصله با آهنربا باعث افزایش هارمونیک‌های غیرخطی و اعوجاج در سیگنال صوتی می‌شود. کاهش راندمان مغناطیسی آهنرباها منجر به کاهش توان خروجی بلندگو و افت داینامیک صدا می‌گردد.

مواد دمپینگ و سخت شدن اسپایدر و سوراند باعث کاهش کنترل حرکت دیافراگم می‌شود و ارتعاشات ناخواسته افزایش می‌یابد. نتیجه آن ایجاد صداهای خشن، نویز مکانیکی و کاهش وضوح جزئیات صدا است.

اثرات سرما بر کیفیت صدا:

کاهش دما باعث افت انرژی در فرکانس‌های پایین و میانی و تیزتر شدن فرکانس‌های بالا می‌شود.

افزایش اعوجاج هارمونیکی: سخت شدن مواد و تغییر فاصله‌ها باعث افزایش هارمونیک‌های غیرخطی و کاهش وضوح می‌شود.

کاهش داینامیک و توان خروجی: انقباض سیم‌پیچ و کاهش خاصیت مغناطیسی آهنربا باعث افت توان و دامنه حرکتی دیافراگم می‌شود.

نویز مکانیکی و خش‌خش: ترک‌های ریز یا سخت شدن مواد دمپینگ باعث تولید صداهای ناخواسته می‌شود.

نکات نگهداری برای حفظ کیفیت صدا

محیط پایدار و کنترل‌شده: بلندگوها باید در محیط با دمای ثابت و پایدار نگهداری شوند تا شوک حرارتی و تغییر خواص مواد کاهش یابد.

گرم کردن تدریجی قبل از استفاده: بلندگوهای سرد باید به آرامی به دمای عملیاتی برسند تا از افت پاسخ فرکانسی و اعوجاج جلوگیری شود.

محافظت از رطوبت و میعان: رطوبت می‌تواند باعث خوردگی سیم‌پیچ‌ها و کاهش وضوح صدا شود. اگر مدت طولانی از بلندگو در فصل سرما استفاده نمی کنید, استفاده از کاور محافظ توصیه می‌شود.

بازرسی و کالیبراسیون: بررسی پاسخ فرکانسی و اندازه‌گیری اعوجاج هارمونیکی به شناسایی تغییرات صوتی ناشی از سرما کمک می‌کند.

جمع‌بندی

دمای پایین تأثیر مستقیم بر عملکرد مکانیکی و الکترومغناطیسی بلندگو دارد و کیفیت صدا را کاهش می‌دهد. سخت شدن مواد، تغییر فاصله‌ها، کاهش خاصیت مغناطیسی و میعان رطوبتی باعث کاهش پاسخ فرکانسی، وضوح، داینامیک و افزایش اعوجاج و نویز می‌شود. رعایت نکات نگهداری تخصصی، مانند محیط پایدار، گرم کردن تدریجی، محافظت در برابر رطوبت و بازرسی دوره‌ای، موجب حفظ کیفیت صدا و طول عمر بلندگو می‌شود. {از دستگاه های رطوبت ساز استفاده نکنید}

نمودار بالا تأثیر دمای پایین بر پاسخ فرکانسی یک بلندگو را نشان می‌دهد.

خط سالم و ممتد نشان‌دهنده پاسخ فرکانسی در دمای معمولی (25°C) است.

خط مقطعی پاسخ فرکانسی در دمای پایین (0°C) را نشان می‌دهد، که کاهش انرژی در فرکانس‌های پایین و افزایش خفیف در فرکانس‌های بالا دیده می‌شود.

این تغییرات باعث می‌شوند صدای بم ضعیف‌تر، صدای زیر کمی خشن‌تر و وضوح صدا کاهش یابد، همان‌طور که در توضیحات مقاله آمده است.

چند تکته کمی علمی تر هم در انتها اضافه می کنم:

 تغییر رفتار رئولوژیک در توییترهای دارای فروسیال: در توییترهایی که برای خنک‌ سازی سیم‌پیچ از روغن‌های مغناطیسی (فروسیال) استفاده می‌کنند، سرما باعث غلیظ شدن شدید این مایع می‌شود (افزایش ویسکوزیته) این غلظت بالا مانند یک ترمز سنگین عمل می‌کند و باعث می‌شود سیم‌پیچ نتواند با سرعت کافی حرکت کند یا بایستد. در اصطلاح مهندسی، سیستم دچار میرایی بیش‌ ازحد (Over-damping) می‌شود که نتیجه‌ی آن، از بین رفتن جزئیات بسیار سریع موسیقی (میکرو داینامیک‌ها) و ایجاد نوعی تأخیر و لکه زمانی در پخش فرکانس‌های بالا است.

جابه‌جایی نقطه رزونانس و بهم‌ ریختگی تیونینگ باکس, سرما باعث سفت شدن سیستم تعلیق (اسپایدر و سوراند) می‌شود, یعنی نرمی یا کامپلایِنس سیستم کاهش می‌یابد. در فیزیک صوت، هرچه فنر سفت‌تر شود، تمایل دارد در فرکانس بالاتری نوسان کند. بنابراین، فرکانس تشدید بلندگو به سمت بالا حرکت می‌کند. این اتفاق باعث می‌شود که طراحی باکس بلندگو به‌ ویژه باکس‌های پورت‌دار دیگر با بلندگو هماهنگ نباشد و ناحیه‌ی بیس عمیق حذف شده و در عوض، در ناحیه‌ی میدباس صداهای بومی (Boomy) و نا هماهنگ شنیده شود.

پدیده گذار شیشه‌ای و رفتار غیر پیستونی: لاستیک‌ها و فوم‌های دور بلندگو در دماهای بسیار پایین دچار تغییر فاز فیزیکی می‌شوند که به آن گذار شیشه‌ای می‌گویند. در این حالت، لاستیک خاصیت ارتجاعی خود را از دست داده و رفتاری شبیه به پلاستیک خشک یا شیشه پیدا می‌کند. این تغییر باعث می‌شود که دیافراگم نتواند ارتعاشات داخلی خود را جذب کند. در نتیجه، به جای اینکه دیافراگم یکپارچه حرکت کند (حرکت پیستونی) سطح آن دچار موج‌های کنترل‌ نشده می‌شود که صدایی خشن و رنگ‌آمیزی شده تولید می‌کند.

انحراف فازی در شبکه کراس‌اور: تغییر دمای شدید، مقاومت الکتریکی سیم‌پیچ‌ها را تغییر می‌دهد. از آنجا که مدار تفکیک صدا کراس‌اور بر اساس مقاومت الکتریکی دقیق درایورها طراحی شده است، این تغییر باعث می‌شود نقطه برش فرکانس‌ها جابه‌جا شود. مهم‌تر از آن، این مسئله باعث ایجاد اختلاف فاز بین توییتر و ووفر می‌شود, یعنی صدای زیر و بم دقیقا هم‌زمان به گوش نمی‌رسند و تصویرسازی استریو تا زمان گرم شدن کامل دستگاه، دقیق و متمرکز نخواهد بود.

خوش باشید

جادوگر صدا در سینما...

در دنیای پرشکوه سینما، جایی که تصویر نگاه‌ها را جذب می‌کند، صدا است که جان و عمق به آن می‌بخشد. در این میان، نام جفری جی هابوش (Jeffrey J. Haboush) در کنار بزرگ‌ترین طراحان صدا می‌درخشد؛ هنرمندی که بسیاری او را «جادوگر صداهای سینما» می‌نامند.

دیدگاه گرگ پی. راسل درباره هابوش

در یکی از گفتگوهای پادکستی، گرگ پی راسل (Greg P. Russell) صدابردار و میکسر افسانه‌ای هالیوود درباره‌ی هابوش چنین می‌گوید:

جفری جی هابوش را میشه جادوگر صدای سینمایی دانست. او با جادوی خاص خودش فیلم‌ها رو به دنیای دیگه‌ای می‌برد.

راسل، که خود در آثاری چون Transformers، Spider-Man و Armageddon نقش داشته، به‌ خوبی می‌داند خلق یک صدای تأثیرگذار صرفاً مسئله‌ی تکنیک نیست، بلکه ترکیبی از هنر و شناخت عمیق از احساسات انسانی است, ویژگی‌ای که در آثار هابوش به‌ وضوح دیده می‌شود.

از آغاز فعالیت حرفه‌ای‌اش از ۱۹۸۰ تاکنون، جفری جی هابوش در بیش از ۱۵۰ فیلم سینمایی به‌ عنوان Re-recording Mixer یا طراح صدا فعالیت کرده است.

این رقم، او را در زمره‌ی پرکارترین و تأثیرگذارترین صدابرداران تاریخ سینما قرار می‌دهد. برخی از شناخته‌ شده‌ ترین آثار او که با گرگ پی راسل همراه بوده است عبارت‌اند از:

 13Hours: The Secret Soldiers of Benghazi

Transformers

Armageddon

The Patriot

Spider-Man 2

Men in Black II

Hancock

Bad Boys II

در تمام این آثار، امضای صوتی خاص هابوش ترکیب دقت فنی، تخیل هنری و درک دراماتیک از صحنه کاملاً قابل‌ تشخیص است.

هنرمندی میان علم و احساس:

هابوش از صدا نه به‌ عنوان مکمل تصویر، بلکه به‌ عنوان زبانی مستقل یاد می‌کند؛ زبانی که می‌تواند همانند بازیگر یا قاب تصویر، بخشی از روایت باشد.
او با ترکیب صداهای طبیعی و طراحی‌شده، فضایی می‌آفریند که در آن شنونده حس می‌کند درون جهان فیلم زندگی می‌کند. هر افکت، هر طنین و هر موج صوتی در آثار او هدفمند است و به انتقال حس و معنا کمک می‌کند.

گرگ پی. راسل در توصیف روش او می‌گوید:

 هابوش صداها رو طوری تنظیم می‌کند که انگار پازل کاملی کنار هم چیده شده است و هیچ چیز تصادفی نیست.

در آثارش سه ویژگی بارز دیده می‌شود:

دینامیک کنترل‌شده, او به‌ ندرت اجازه می‌دهد صداها به آشفتگی برسند. حتی در صحنه‌های انفجار و هرج‌ و مرج نوعی وضوح و تعادل در میکس حفظ می‌شود.

لایه‌سازی روان‌شناختی, برخلاف بسیاری از همکارانش که صرفاً به سطح واقع‌گرای صدا اکتفا می‌کنند، هابوش از صدا برای القای حس درونی شخصیت‌ها بهره می‌برد.

ترکیب ارگانیک دیجیتال و آنالوگ, هابوش از فناوری دیجیتال برای ساخت فضاهای غول‌آسا استفاده می‌کند، اما با گرمی و بافتی شبیه ضبط‌ های آنالوگ قدیمی، کاری می کند که صداها سرد یا مصنوعی شنیده نشوند.

مقایسه با هم‌دوره‌ای‌ها:

گرگ پی راسل, بیشتر به‌ دنبال هیجان و قدرت فیزیکی صداست او میکسی با انرژی و فشار صوتی بالا می‌سازد.

گری سامرز, ساختارگرا و معماری‌ محور است, در آثارش وضوح و دقت مهندسی حرف اول را می‌زند.

کریستوفر بویس, ذهنی سینمایی دارد و در ایجاد فضاهای حماسی بی‌نظیر است.

در میان آن‌ها، هابوش نقطه‌ی تلاقی هنر, واقعیت و احساس است.

تأثیر و میراث هابوش:

تأثیر جفری جی هابوش بر صنعت صداگذاری فراتر از پروژه‌هایی است که در آن‌ها شرکت داشته است. او با تلفیق هنر، علم و احساس، نسل جدیدی از صداگذاران را به سمت خلاقیت و نوآوری سوق داده است.
نام او امروز در کنار چهره‌هایی چون گرگ پی راسل، گری سامرز و کریستوفر بویس به‌ عنوان پیشگامان صدای سینمای مدرن شناخته می‌شود.

هابوش را می‌توان روایت‌گر خاموشِ سینما نامید, هنرمندی که بدون آن‌ که دیده شود، تجربه‌ی دیدن فیلم را به سطحی تازه از عمق و هیجان می‌برد.

بررسی iFi ZEN Blue 3

وقتی برای اولین بار iFi ZEN Blue 3 را در دست گرفتم، اصلاً حس یک محصول های-فای را منتقل نمی‌کرد. اندازه کوچک و ظاهر جمع‌ و جورش بیشتر یادآور یک گجت مصرفی معمولی بود تا یک DAC و بلوتوث ریسیور حرفه‌ای. با این حال، کنجکاوی باعث شد آن را خریداری کنم تا ببینم چطور این دستگاه کوچک توانسته در بازار ایران چنین محبوبیتی پیدا کند و فروش بالایی داشته باشد. با وجود اندازه کوچک، کیفیت ساخت و طراحی مهندسی کاملاً حس حرفه‌ای بودن را منتقل می‌کند. جنس بدنه  و دقت مونتاژ رضایت بخش بود و نشان می‌دهد طراحی داخلی با هدف ارائه صدای با کیفیت بالا انجام شده است.

iFi ZEN Blue 3 از چیپ DAC مدل ESS Sabre ES9023 استفاده می‌کند که کیفیت صدای بسیار شفاف و دقیق ارائه می‌دهد و نویز و اعوجاج حداقلی دارد. بخش بلوتوث دستگاه نیز با چیپ Qualcomm طراحی شده و از کدک‌ های  Lossless و SBC پشتیبانی می‌کند. این ترکیب چیپ DAC و بلوتوث، امکان پخش بی‌سیم Hi-Res با جزئیات بالا و حداقل تأخیر (latency) را فراهم می‌کند.

تست موزیک راک و متال: باس‌ها دقیق و کنترل‌شده هستند. برخلاف برخی DAC های کوچک که باس زیاد و کثیف دارند، ZEN Blue 3 ضربه باس را با شفافیت و تفکیک مناسب ارائه می‌دهد. گیتارها و درام‌ها به خوبی از یکدیگر تفکیک می‌شوند و جزئیات صدا در بخش میانه و فرکانس‌های بالا مشخص و روشن است.

تست موزیک جاز و بلوز: صدای سازهای بادی و پیانو طبیعی و گرم است. فضا و عمق صحنه صوتی به گونه‌ای است که حس حضور در یک سالن کوچک جاز القا می‌شود. نکته مثبت، تفکیک سازها و حفظ طبیعی بودن دینامیک است.

تست موزیک موسیقی کلاسیک و ارکسترال: وضوح در فرکانس‌های بالا و پایین باعث می‌شود که هر ساز در ارکستر جداگانه شنیده شود. سازهای زهی و برنجی با دقت بالایی از یکدیگر تفکیک می‌شوند و حجم و عمق صحنه صوتی حفظ می‌شود.

موسیقی الکترونیک و هیپ‌هاپ: فرکانس‌های پایین با قدرت کافی ارائه می‌شوند بدون اینکه صدا گل‌ آلود شود. جزئیات در سینت‌ها و افکت‌های دیجیتال کاملاً مشخص است و تجربه شنیداری جذابی ایجاد می‌کند.

در کل، ZEN Blue 3 توانست تجربه شنیداری متوازن و بدون اغراق ارائه دهد. چیزی که در بسیاری از دستگاه‌های کوچک مشابه دیده نمی‌شود.

در مجموع: تجربه شخصی من نشان داد که ZEN Blue 3 با وجود ظاهر کوچک و غیر های-فای‌ گونه، واقعاً توانایی ارائه صدای خوب و لذت‌بخش در سبک‌های موسیقی مختلف را دارد. همین ویژگی‌ها باعث شده که این دستگاه در بازار ایران فروش بالایی داشته باشد و به گزینه‌ای مطمئن برای کسانی تبدیل شود که هم کیفیت صدا می‌خواهند و هم راحتی استفاده.

این بررسی کاملاً مستقل بود و هیچ اسپانسری پشت آن نبوده است، بنابر این نمی توانم اسم فروشگاهی که دستگاه از آن خریداری شده است را اینجا اعلام کنم.

تفاوت گوش دادن با شنیدن

 

شنیدن یک فرآیند فیزیولوژیکی و غیرارادی است که در آن گوش‌ها امواج صوتی را دریافت می‌کنند. این عمل به طور خودکار انجام می‌شود و نیازی به تمرکز یا توجه آگاهانه ندارد. به عنوان مثال، شما ممکن است صدای ترافیک را در پس‌زمینه بشنوید بدون اینکه به آن توجه خاصی داشته باشید.

در مقابل، گوش دادن یک فرآیند فعال و ارادی است که شامل توجه، درک و تفسیر صداها می‌شود. گوش دادن نیازمند تمرکز ذهنی و تلاش برای فهمیدن معنای کلمات و نت های منتقل شده است. یک شنونده‌ی خوب نه تنها نت هارا را می‌شنود، بلکه به ریتم و تمپو هم توجه می کند.

به طور خلاصه، شنیدن صرفاً دریافت صداها است، در حالی که گوش دادن شامل پردازش و درک فعالانه آن صداها می‌شود.

موسیقی، زبانی جهانی و قدرتمند است که می‌تواند احساسات ما را برانگیزد، خاطرات را زنده کند و لحظاتمان را غنی‌تر سازد. با این حال، در دنیای پرهیاهوی امروز، اغلب به موسیقی به عنوان صدایی پس‌زمینه نگاه می‌کنیم و از لذت عمیق و فواید بی‌شمار آن غافل می‌شویم. گوش دادن صحیح به موسیقی، هنری است که با تمرین و توجه، می‌تواند تجربه‌ی ما را به طور چشمگیری ارتقا دهد.
 
اولین گام برای گوش دادن صحیح به موسیقی، فراهم کردن محیطی آرام و بدون حواس‌پرتی است. سعی کنید مکانی را انتخاب کنید که در آن احساس راحتی و آرامش داشته باشید. خاموش کردن تلویزیون، کنار گذاشتن تلفن همراه و اجتناب از انجام چند کار همزمان، به شما کمک می‌کند تا تمام توجه خود را به موسیقی معطوف کنید. نور ملایم و دمای مناسب نیز می‌توانند به ایجاد فضایی دلپذیر کمک کنند.
 
کیفیت صدای پخش‌ شده نیز نقش مهمی در تجربه‌ی شنیداری ما دارد. استفاده از سیستم صوتی مناسب جزئیات بیشتری از موسیقی را آشکار می‌کند و لذت آن را دوچندان می‌سازد. اگر به موسیقی کلاسیک یا جاز گوش می‌دهید، تفکیک صداها و وضوح آن‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
 
گوش دادن فعالانه به معنای توجه آگاهانه به تمام عناصر موسیقی است. به ملودی، هارمونی، ریتم، سازبندی، دینامیک (بلندی و کوتاهی صدا) و بافت موسیقی (تعداد و نوع صداهای همزمان) دقت کنید. سعی کنید تغییرات در این عناصر را دنبال کنید و ارتباط آن‌ها با یکدیگر را درک کنید. تصور کنید که هر ساز در حال روایت داستانی است و به نقش آن در کل قطعه توجه کنید.
 
موسیقی اغلب حامل احساسات و مفاهیم عمیقی است. هنگام گوش دادن سعی کنید به احساساتی که موسیقی در شما برمی‌انگیزد توجه کنید. آیا این قطعه شما را شاد، غمگین، آرام یا هیجان‌زده می‌کند؟ به متن ترانه‌ها (در صورت وجود) و ارتباط آن‌ها با موسیقی دقت کنید. تلاش برای درک منظور آهنگساز و داستان نهفته در موسیقی تجربه‌ی شنیداری شما را غنی‌تر می‌سازد.
 
گوش دادن مکرر به یک قطعه‌ی موسیقی به شما کمک می‌کند تا لایه‌های پنهان آن را کشف کنید و از جزئیاتی که در دفعات اول متوجه نشده‌اید، لذت ببرید. با این حال، تنوع در انتخاب موسیقی نیز اهمیت دارد. گوش دادن به سبک‌ها و هنرمندان مختلف، دایره‌ی سلیقه‌ی شما را گسترش می‌دهد و دیدگاه‌های جدیدی را در مورد موسیقی به شما می‌بخشد.
 
اگر احساس می‌کنید، می‌توانید به آرامی با موسیقی همراه شوید. تکان دادن سر، ضرب گرفتن با پا یا حتی زمزمه کردن ملودی، می‌تواند ارتباط شما با موسیقی را عمیق‌تر کند. البته، این کار باید به گونه‌ای باشد که تمرکز شما را از شنیدن دقیق موسیقی منحرف نکند.
 
مانند هر هنر دیگری درک عمیق موسیقی نیز نیازمند زمان و صبر است. ممکن است در ابتدا درک تمام جزئیات یک قطعه برایتان دشوار باشد، اما با تمرین و مداومت گوش شما حساس‌تر می‌شود و لذت بیشتری از شنیدن موسیقی خواهید برد.
نتیجه‌گیری:
گوش دادن صحیح به موسیقی فراتر از شنیدن صرف صداهاست. این یک تجربه‌ی فعالانه و آگاهانه است که نیازمند توجه، تمرکز و گشودگی ذهنی است. با به کارگیری روش‌های ذکر شده، می‌توانید درهای جدیدی به دنیای موسیقی بگشایید و از زیبایی و قدرت آن به طور کامل بهره‌مند شوید. به یاد داشته باشید که هدف اصلی لذت بردن از موسیقی و غرق شدن در احساسات و مفاهیم آن است.
پس با صبر و حوصله به نت ها گوش فرا دهید و اجازه بدید که موسیقی روح شما را نوازش کند.

شب وحشت در کنسرت متالیکا!

اون سال‌ها که در آلمان دانشجو بودم و دغدغه‌هایم خلاصه می‌شد در پاس کردن واحدها و چرت زدن‌های بعدازظهر، هرگز فکرش را هم نمی‌کردم یک شب، سر از جهنمی به نام کنسرت متالیکا در بیاورم. رفیقی داشتم که آن روزها خیلی پایش بود، اما حالا دیگر نه؛ یک روز با هیجانی وصف‌ناپذیر آمد و گفت: "دو تا بلیط کنسرت متالیکا گرفتم! امشب بریم؟"

چشمانم گرد شد. من و کنسرت متال؟ آخر کدام موزیک آرام‌بخش؟ کدام صدای دلنشین؟ غرغر کردم که چرا پولت را برای این هوی‌متال‌ها حرام کردی و من اهل این حرف‌ها نیستم. اما او ول‌کن نبود؛ با اصرار می‌گفت: "بریم بابا، باحاله! می‌گن صدای سالنش خیلی خفنه، از این حرفا..." و من هم که آن روزها خیلی به او نه نمی‌گفتم، بالاخره کوتاه آمدم.

شب شد و فکر کنم حدود ساعت ۹ بود که وارد سالن شدیم. جمعیت که همگی ایستاده بودند. اصلاً مگر می‌شد در کنسرت متالیکا نشست؟ متالیکا آمدند و با اولین نت، سالن منفجر شد. سیل جمعیتی که تا لحظه‌ای پیش بی‌حرکت به نظر می‌رسید، حالا مثل موجی خروشان بالا و پایین می‌پریدند. موهای بلندشان در هوا تاب می‌خورد و فریادهایشان سالن را می‌لرزاند. در آن میان، تنها دو مجسمه خشک و بی‌حرکت، ما بودیم! راست ایستاده بودیم و مات و مبهوت به این حجم از انرژی و دیوانگی نگاه می‌کردیم.

یک ساعتی گذشت. سر و صدای مهیب، ریتم تند موزیک و حرکات دیوانه‌وار جمعیت، کم‌کم داشت گیجم می‌کرد که ناگهان چیزی گرم روی سرم حس کردم. نگاه کردم، لیوان کاغذی بود! از پشت سرمان لیوان چای پرت می‌کردند جلو. یک آب گرمی هم می‌ریخت روی سر و گردنمان. آنقدر سالن کیپ بود که حتی نمی‌شد برگردی ببینی کیست که این لیوان‌های نامرد را پرت می‌کند. ما هم با حرص پاک می‌کردیم و زیر لب بد و بیراه می‌گفتیم. "آخه مگه اینجا چایخونه‌ست؟!"

این داستان ادامه داشت تا اینکه ناگهان رفیقم با چشمانی گرد و از وحشت خشک شده، به من نگاه کرد. من هم تازه متوجه چیزی شده بودم. بوی سالن عوض شده بود... و این "چای"ها نه تنها گرم بودند، بلکه رنگ مشکوکی هم داشتند! یک نگاه به لیوان‌های پرتاب شده انداختم و فهمیدم فاجعه عمیق‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کردم. پسرها داشتند در لیوان ادرار می‌کردند و به سمت جمعیت جلو پرتاب می‌کردند!

تصور کنید! در سالنی کیپ تا کیپ پر از جمعیتی که معلوم نیست چه بلایی سر خودشان آورده‌اند و ذره‌ای از دنیای واقعی خبر ندارند، ما باید راهی برای خروج پیدا می‌کردیم. بماند که با چه بدبختی و هل دادن و خواهش، توانستیم خودمان را از یکی از درهای سالن بیرون بیندازیم. وقتی به خیابان رسیدیم، فقط به این فکر می‌کردیم که چطور از این مهلکه جان سالم به در بردیم. یک راست خودمان را رساندیم به آپارتمانی که اجاره کرده بودیم و راست توی حمام چپیدیم. آب داغ را باز کردیم و سعی کردیم بوی آن "چای"های لعنتی را از تنمان پاک کنیم.

و این بود، اولین و آخرین باری که قدم در دنیای پرهیجان و پر از "چای" کنسرت متالیکا گذاشتم! تجربه‌ای فراموش‌نشدنی که هر بار یادش می‌افتم، هم خنده‌ام می‌گیرد و هم از آن همه دیوانگی‌شان پشتم می‌لرزد.

کدشناسی دیسک های صوتی

از سال 1980 میلادی در انجمن خدمات حرفه ای صدا SPARS تصمیم گرفته شد بروی دیسک, کاور یا دفترچه همراه دیسک های صوتی یکسری کد سه حرفی با حروف بزرگ نوشته شود تا نشان دهنده این باشد که این موسیقی ضبط شده بروی این دیسک به چه  روشهای فنی آماده سازی شده است. من در این مطلب هرکدام از این کدها را برایتان توضیح میدهم که به چه معنی هستند.

AAA یک ضیط کاملا آنالوگ است, ضبط سازها و ووکال, میکس و مسترینگ همگی به صورت آنالوگ انجام می شود.

از این فرمت برای تولید LP و نوارهای ریل جهت استفاده در کار حرفه ای و خانگی استفاده میشد. یک شرکتی با نام RykoDisc چند آلبوم موسیقی را بروی کاست های صوتی استاندارد با کد AAA وارد بازار کرد و تمام.

ADA در این روش ضبط اصلی به صورت آنالوگ انجام می شود, سپس پروژه به دیجیتال تبدیل شده, میکس و ویرایش دیجیتال انجام می شود, و در نهایت دوباره بروی ریل های آنالوگ ذخیره شده و مسترینگ نهایی بر روی کار انجام می شود. خروجی اصلی آنالوگ است.

DAA در این روش ضبط اصلی به صورت دیجیتال انجام می شود, سپس پروژه ضبط شده به آنالوگ تبدیل می شود و میکس, ادیت و مستیرنگ به صورت آنالوگ انجام می شود. فرمت ایده آل برای LP های چاپ تجاری است.

DDA در این سیستم ضبط سازها, ووکال و میکس و ادیت نهایی به صورت دیجیتال انجام می شود, و در مرحله نهایی صدا بروی نوارهای آنالوگ منتقل شده و مسترینگ نهایی انجام می شود. این هم برای تولیدات تجاری و ارزان تر LP بسیار رایج است.

چهار کد اول خروجی نهایی آنالوگ دارند. و چهار کد دوم خروجی نهایی دیجیتال دارند.

 AAD این یکی از مورد علاقه ترین روش های ضبط برای اودئوفیل هاست. ضبط صدای سازها و ووکال به صورت آنالوگ انجام می شود. میکس و ادیت نهایی هم بروی میز میکس آنالوگ انجام می شود. در مرحله آخر فایل به دیجیتال تبدیل شده و بروی میز میکس دیجیتال مسترینگ انجام می شود.

ADD در این روش صدای سازها و ووکال آنالوگ ضبط می شود, سپس دیجیتال شده و میکس, ادیت و مسترینگ دیجیتال انجام می شود.

DAD در این روش سازها و ووکال دیجیتال ضبط میشه و برای بخش میکس و ادیت تبدیل به آنالوگ می شود, و در مرحله آخر برای مسترینگ دوباره به دیجیتال تبدیل می شود.

DDD این کد در اکثر استودیوهای سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد. یک فرمت کاملا دیجیتاله که از صفر تا صد کار دیجیتال انجام می شود. صدای سازها و ووکال به صورت دیجیتال ضبط می شود, میکس و ادیت هم دیجیتال هست, و مسترینگ هم دیجیتال انجام می شود.

فرق کد DDD با روش های که در یکی از مراحل ابتدایی, میانی و انتهایی ضبط آنالوگ را به دیجیتال تبدیل می کردند ضبط بروی نوارهای دیجیتال است, اما در کد DDD صدا بروی هارد دیسک سرور استودیو دخیره می شود! و میدونید که نویز تشکیلات کامپیوتری تاثیرات منفی روی خروجی نهایی خواهد داشت. البته هستن استودیوهای که از کد DDD برای ضبط استفاده می کنند, اما تمام ضبط هاشون بروی نوار دیجیتال انجام میدن.

خوش بگذره...

نظر سنجی بی ربط

ما در این سایت رسم داریم گاهی مطالبی کاملا بی ربط به صدا و تصویر بنویسیم!

همراه هان قدیمی سایت میدونن که من اصلا آدم فیلم بازی نیستم, و صرفاً به بخش فنی صدا و تصویر سینما علاقمندم...

مراسم کسالت آور نود و چهارمین دوره جوایز اسکار 2022 برگزار شد که اتفاقاً دومین مراسم اسکار با کمترین بیننده در تاریخ این مراسم نیز بود.

در این پست یک نظر سنجی آزاد در مورد سیلی زدن "ویل اسمت" به مجری مراسم قرار میدم و از شما میخوام نظراتتان را در مورد حرکت ویل اسمیت با دیگر دوستان به اشتراک بزارید.

بنظر شما  سیلی زدن  ویل اسمیت به دلیل صحبت های تحقیرآمیز مجری به همسرش "جیدا پینکت اسمیت" درست بود؟

یا این که بهتر بود سکوت کند؟

و یا به نشانه اعتراض به همراه همسرش مراسم را ترک می کرد؟

این نکته را هم در نظر داشته باشید که ویل اسمیت شخصیت بسیار مودب و جنتلمنی دارد, و جزو معدود رپرهای آمریکایی بوده که در موزیک هاش هیچ وقت از الفاظ رکیک استفاده نمی کرده است, و به همین دلیل والدین آمریکایی به نوجوان هاشون اجازه میدادن موزیک های ویل اسمیت را دنبال کنند.

این که همسر یک مرد به دلیل بیماری مشکلی در ظاهر داشته باشه, فشارهای عصبی زیادی به مرد وارد می کند, و وقتی شما با افتخار به همراه همسرتون در مراسمی شرکت می کنید در ناخودآگاه شما حساسیت های روی این موضوع ایجاد می شود, و وقتی ظاهر همسر شما به سخره گرفته میشه! امکان این که بدترین واکنش ها را نشان بدید اصلا خارج از تصور نیست (به نظر من)

من اگر جای ویل اسمیت بودم (فرض محال که محال نیست) به احتمال زیاد مراسم به همراه همسرم ترک می کردم... و شایدم بلند می شدم و به جای سیلی با مشت مجری رو میزدم!

نظر سنجی بهترین بلندگو

در این پست یک نظر سنجی درباره بهترین برند بلندگو از نگاه مخاطبین سایت قرار میدم

شما می توانید نظرات خود را در کادر زیر ثبت کنید

نتیجه نظر سنجی جمعه شب در همین پست منتشر خواهد شد  

 

سوال و جواب ها...

به درخواست بسیاری از همراه هان سایت, بر آن شدیم یک پست سوال و جواب با سرکار خانم "دکتر یوسفی" در سایت داشته باشیم.

شما می توانید سوالات خود را تا آخر وقت جمعه 24 مرداد 1400 در بخش نظرات بنویسید...

  در هفته ی آینده سوالات شما جمع بندی شده; توسط خانم دکتر پاسخ داده می شود و در همین پست منتشر خواهد شد

در ادامه مطلب پاسخ سوالات خود را مطالعه کنید:

آیا ساندبار یک سینمای خانگی است؟!

بین سالهای 2002 تا 2004 فرمت DVD در سیستم های نمایش خانگی جا افتاده بود و مردم دی وی دی پلیرها را جایگزین فرمت های نمایش خانگی قبلی کرده بودند.

تا قبل از رواج فرمت دی وی دی هم سینمای خانگی وجود داشت اما رواج زیادی نداشت؛ سینماهای خانگی با فرمت دالبی پرولاجیک آنالوگ و سورس تصویر ال دی، "لیزر دیسک" و دیجیتال وی اچ اس بودند.

ایراد سینماهای خانگی تا قبل از دی وی دی این بود که این تجهیزات بسیار گران، بزرگ و جاگیر بودند و هر کسی فضا و امکانات این را نداشت که این سیستم ها را نصب و استفاده کند.

همزمان با رواج استفاده از دی وی دی سیستم های سینمای خانگی تجاری هم در دستور کار اصلی کمپانی های بزرگ از جمله سونی، پاناسونیک، سامسونگ، ال جی، جی وی سی و... قرار گرفت. سیستم های سینمای خانگی متشکل بودند از یک دی وی دی پلیر همراه با آمپلی فایر داخل خودش، بلند گو های ستلایت کوچک و ساب ووفر های کامپکت کوچک؛ که بسته به نوع و قیمت سینماهای خانگی دستگاه هایی هم بودند که آمپلی فایر و دی وی دی پلیر جدا داشتند که قدرت بالاتر و کیفیت صوتی بهتری را اجرا می کردند.

این سیستم ها کم کم وارد مارکت صدا و تصویر شد و مورد استقبال زیادی قرار گرفت. مردم می توانستند صدای سینمایی را تجربه کنند و مقداری هم جنبه زیبایی و لوکس پیدا کرد و طرفداران زیادی در کل دنیا از جمله ایران داشت.

ولی مشکلی که این پکیج های سینمای خانگی داشتند جاگیر بودن و سیم کشی های زیاد و دشوار برای برای نصب کل سیستم بلاخص بلندگو های ساراند بود. و در کل نصب و ستاپ یک دستگاه سینمای خانگی برای افراد آماتور بسیار مشکل بود. ولی با این حال همچنان این سیستم ها طرفداران زیادی داشتند.

در سال 2007 کمپانی یاماها که در سه بخش موتور سیکلت، سازهای موسیقی و تجهیزات صدا و تصویر فعالیت می کند و در هر سه بخش جزء برند های مطرح و خوب هست، یک پدیده جدید به نام ساندبار را معرفی کرد. که یک مستطیل کشیده پلاستیکی بود که تعداد زیادی بلند گو های کوچک در آن قرار می گرفت. که در انواع پیشرفته تر شامل یک ساب ووفر هم می شد که در بعضی مدل ها این ساب ووفر داخلی بود.

ادعای یاماها این بود که می تواند صدای 5.1 کانال مجازی ایجاد کند. اما ساندبار های یاماها زیاد مورد استقبال قرار نگرفت, به این دلیل که بزرگ، سنگین و گران بودند. جالب اینکه علی رغم این نکات منفی این ساندبار در ایران به فروش می رفت! چون صرفا به عنوان یک وسیله لوکس خریداری می شد و استفاده ای هم نمی توانستند داشته باشند، جز یک خرید احمقانه!!

نکته مهم و قابل توجه در این جا این هست که این یاماها نبود که برای اولین بار ساندبار را معرفی کرد، بلکه در سال 1998 کمپانی پایونیر اولین ساندبار با نام تجاری HTV - 1 معرفی کرد. اما اسم آن ساندبار نبود، یک یونیت پهن بود که طراحی شده بود برای قرار گرفتن بر روی تلویزیون های CRT و پروژکشن هایی که عرض و عمق زیادی داشتند. این یونیت روی این تلویزیون ها قرار می گرفت و یک ساب ووفر هم داشت. ( شاید برایتان جالب باشد که بدانید اولین تلویزیون پروژکشن نیز توسط پایونیر ساخته شده است).

Pioneer HTV - 1

این دستگاه به صورت آنالوگ کار می کرد، دو کانال ورودی صدای آنالوگ داشت و صدا به صورت تقویت شده پخش می شد. و اینگونه بود که فلسفه ساندبار برای اولین بار توسط پایونیر طراحی، ساخته و ارايه شد.

دستگاه پایونیر به علت حجیم، سنگین و گران بودن تولید محدود داشت و آنچنان دیده نشد و این یاماها بود که برای اولین بار به صورت تجاری ساندبار را وارد مارکت صدا و تصویر کرد.

بعد از آن کمپانی های دیگر هم شروع به ساخت ساندبار کردند و اوج آن با برند های کره ای سامسونگ و ال جی بود که بخش عمده ای از بازار را در دست گرفتند. این دستگاه ها ساده و سبک بودند، نصب ساده ای داشتند و همچنین به زیبایی و لوکس بودن کنسول تلویزیون و یا هر جای دیگری که تلویزیون قرار می گرفت حتی روی دیوار کمک می کردند. ساندبار ها رفته رفته پیشرفته تر شدند و امکاناتی همچون بلوتوث، وای فای و ورودی های مختلف اچ دی ام آی و اپتیکال به آنها اضافه شد .

بعد از آنکه فرمتی با عنوان دالبی اتموس وارد بازار شد کمپانی ال جی برای اولین بار ساندباری تولید کرد که به غیر از بلند گو هایی که جلو هستند دو بلندگوی انعکاسی هم روی ساندبار نصب می شد و ادعا کرد که ما صدای دالبی اتموس تولید می کنیم! بلندگوهای کوچکی که بروی یونیت اصلی کار گذاشته شده است افکت های صدا را به سمت سقف پرتاب و پس از برخورد  به سقف به سمت پایین برمی گردد و به گوش شنونده می رسد. یک پیکر بندی جعلی برای تولید یک صدای جعلی و غیر واقعی!

پیکربندی جعلی...

که در واقع این ادعا کاملا جعلی و بی اساس است. کاری که این مدل ساندبارها انجام می دهند این است که یک حباب صدا در اطراف شنونده ایجاد می کنند، صداهایی که جهت خاصی ندارند و فقط به صورت پر حجم و تقویت شده به گوش شنونده می رسند و شنونده آماتور فکر می کند که با یک دستگاه سینمای خانگی کامل و حرفه ای روبرو است!

چند سالی هم هست که یک سری از برند هایی که اصلا کار آنها تولید تجهیزات صوتی به شکل سینمای خانگی نیست مثل سنهایزر (برند فوق العاده مطرح در زمینه تولید هدفون) ساندبارهای بسیار لوکس و گرانقیمتی تولید کرده اند که در تهران هم فروخته می شوند و ادعا می کنند که صدای دالبی اتموس، 5.1 و 7.1 کانال را با یک یونیت بزرگ غول پیکر که حتی ساب ووفر هم ندارد برای شما بازسازی می کنیم! که این ادعا کاملا بی اساس است و دوستانی که این صدا را تجربه کرده اند می دانند که چه صدای مضحک و احمقانه ای در برابر هزینه گزافی که در بر دارد به شنونده تحویل می دهد. با همین هزینه می توان یک سینمای خانگی واقعی در رنج میانه قیمت ها داشت.

در حال حاضر به نظر می رسد که در زمینه ساندبارها بازار مکاره ای به راه افتاده است. کمپانی های مختلف به شکل های مختلف، محصولاتی تولید می کنند و مردم عادی که می خواهند یک دستگاه کامل و لوکس داشته باشند هزینه های گزافی بابت آن می پردازند. برای دستگاه هایی که چیزی بیش از یک بلندگوی بلوتوثی نیستند! و حتی ربط دادن صدای این دستگاه ها به صدای سینمای خانگی توهین آمیز به نظر می رسد!!

با داشتن کمی تجربه شنیداری متوجه می شوید که داستان فروش این ساندبارها همان داستان فروش روغن مار است...

فلسفه ساخت و تولید ساندبارها خیلی خوب بود، لذت دیدن یک مسابقه فوتبال یا تماشای یک فیلم را برای شما دو چندان می کند. صدای تلویزیون را برای شنونده رساتر می کند و در کل صدای با کیفیت تر و قشنگ تری به شنونده ارایه میدهد. اما این صدا هیچ ربطی به صدای سینمایی ندارد.

هیچ ساندباری صدای سینمایی تولید نمی کند و صرفا صدای محتوای نمایش تلویزیونی را تقویت می کند و برنامه ای که مخاطب در حال تماشای آن است را جذاب تر می کند، یا می تواند به عنوان یک دستگاه اسپیکر بلوتوثی موزیک پخش کند و مهمانی های شما را گرم تر کند.

البته قابل ذکر است که در سال های اخیر کمپانی سامسونگ دو بلندگوی ساراند وای فای را به محصول خود اضافه کرده است که تقریبا توانسته است یک صدای 5.1 کانال نسبتا واقعی را به شنونده ارایه دهد.

ولی هیچ وقت به هیچ وجه این دستگاه ها قادر به تولید صدایی حتی نزدیک به صدای دالبی اتموس هم نیستند! (دوستان سعی کنند دالبی اتموس واقعی را هر جا که می توانند حتما تجربه کنند تا متوجه این تفاوت ها بشوند).

خرید ساندبارهای برندهای لوکس و بسیار گرانقیمت مانند سنهایزر و... که تنها با ایجاد یک صدای DSP محیطی و تحت تأثیر فراوان قرار دادن شنونده سعی در ایجاد یک صدای غیر واقعی و جعلی با عنوان های دهان پر کنی مانند دالبی اتموس، دی تی اس ایکس، 7.1 کانال و غیره سعی در فریب مشتری دارند را توصیه نمی کنم.

در نهایت اینکه ساندبارها دستگاه های خوبی هستند و لازمه زندگی امروزی ، اما در رنج قیمتی معقول آن.

The Perfect Road Trip

دو مجموعه ی The Perfect Road Trip از سری مستندهای Top Gear در سال 2013 و 2014 توسط BBC ساخته شد است, با این تفاوت که این دو مستند "فیلم" صرفاً جهت نمایش خانگی و بروی بلوری و دی وی دی عرضه شده است. در این ویژه برنامه ها جرمی کلارکسون و ریچارد هموند حضور دارند و این بار خبری از "جیمز می" نیست. 

هر دو قسمت بسیار خوش ساخت و سرگرم کننده هستند, هم بخش تست و بررسی اتومبیل ها بسیار تخصصی و هیجان انگیزه و هم بخش سرگرمی و شوخی های مخصوص کلارکسون بی پرده تر و جذاب تر از Top Gear (تخته گاز) هستند, به قول کلارکسون این بار محدودیت های نمایش تلویزیونی را هم ندارن...

 من خیلی وقت پیش این دو قسمت ترجمه و زیرنویس فارسی کردم, سعی کردم هم بخش تخصصی و تست ماشین ها درست ترجمه بشه و هم تا جای ممکن شوخی ها دربیاد...

حجم فایل قسمت اول 600 و دومی 700 مگابایته و کیفیت تصویر برای تماشا روی لب تاپ و تلویزیون مناسب هست.

 دانلود:

The Perfect Road Trip

The Perfect Road Trip 2

ورود اعضاء