- توضیحات
-
دسته: آنچه باید بدانید
-
نوشته شده توسط بهرنگ برزین

اشباع (Saturation) در سیستمهای صوتی خانگی: هنر افزودن گرما و شخصیت به صداست...
در دنیای صوت خانگی، جایی که هدف بازتولید دقیق و شفاف صدا است، مفهوم اشباع (Saturation) ممکن است در نگاه اول متناقض به نظر برسد. اشباع ذاتاً نوعی اعوجاج هارمونیک (Harmonic Distortion) است که در اثر عبور سیگنال صوتی از یک سیستم غیرخطی ایجاد میشود. با این حال، درک عمیق و استفاده هنرمندانه از اشباع میتواند ابعاد جدیدی از گرما، غنا و شخصیت را به تجربه شنیداری در منزل بیافزاید و صدایی فراتر از بازتولید صرفاً "دقیق" ایجاد کند.
مفهوم اشباع ریشه در محدودیتهای ذاتی تجهیزات صوتی آنالوگ دارد. در دستگاههایی مانند لامپهای خلاء (Vacuum Tubes)، ترانسفورماتورها و نوارهای مغناطیسی (Magnetic Tapes) هنگامی که سیگنال ورودی از یک سطح معین فراتر میرود، سیستم دیگر قادر به بازتولید خطی آن نخواهد بود. این عدم خطی بودن منجر به تولید هارمونیکهای جدید در سیگنال خروجی میشود.
این هارمونیکها، که مضربهای فرکانسهای اصلی هستند، به طور کلی به دو دسته تقسیم میشوند:
هارمونیکهای زوج (Even Harmonics) این هارمونیکها معمولاً صدایی گرم، ملایم و دلپذیر ایجاد میکنند و اغلب با اصطلاحاتی مانند "رنگ"، "غنا" و "نرمی" توصیف میشوند. اشباع ناشی از لامپهای خلاء معمولاً غنی از هارمونیکهای زوج است.
هارمونیکهای فرد (Odd Harmonics) این هارمونیکها صدایی تیزتر، پرانرژیتر و گاهی خشنتر ایجاد میکنند و میتوانند حس "قدرت" و "حمله" را به صدا اضافه کنند. اشباع ناشی از ترانزیستورها و نوار مغناطیسی اغلب شامل هارمونیکهای فرد بیشتری است.
در دوران طلایی ضبط و پخش آنالوگ، این "اعوجاج" ناخواسته اغلب به عنوان یک ویژگی صوتی مطلوب در نظر گرفته میشد. مهندسان صدا دریافتند که اشباع میتواند به صدا عمق، حجم و شخصیتی منحصربهفرد ببخشد که در ضبطهای "تمیز" دیجیتال اولیه فاقد آن بودند.
با ظهور فناوری دیجیتال، امکان شبیهسازی اشباع نزدیک به آنالوگ فراهم شد. پلاگینهای نرمافزاری متعددی امروزه در دسترس هستند که قادرند انواع مختلف اشباع ناشی از لامپها، ترانزیستورها و نوار مغناطیسی را مدلسازی کنند.
اگرچه ممکن است استفاده از "اعوجاج" در یک سیستم صوتی خانگی با هدف بازتولید دقیق صدا متناقض به نظر برسد، اما کاربردهای ظریف و هوشمندانه اشباع میتواند تجربه شنیداری را به طور قابل توجهی بهبود بخشد:
افزودن مقدار کمی اشباع میتواند هارمونیکهای دلپذیری ایجاد کند که به صدا عمق و غنا میبخشد و آن را از حالت "استریل" دیجیتال خارج میکند.
اشباع کردن فرکانسهای میانی میتواند با تولید هارمونیکهای جدید، فرکانسهای میانی را پرتر و برجستهتر کند. این امر میتواند به ویژه برای سازهایی مانند گیتار، پیانو و وکال مفید باشد و باعث شود در میکس بهتر شنیده شوند.
کنترل داینامیک به صورت نامحسوس برخی از انواع اشباع، به ویژه اشباع ناشی از نوار مغناطیسی و لامپهای خلاء میتوانند نوعی کمپرسور نرم (Soft-Knee Compression) را اعمال کنند. این امر باعث میشود تا اوجهای صدا کمی گردتر شده و سطح کلی صدا یکپارچهتر به نظر برسد، بدون اینکه حس فشرده شدن مصنوعی به شنونده القا شود.
افزودن شخصیت و جذابیت در هر نوع اشباع، بسته به طراحی و منبع آنالوگ شبیهسازی شده دارد و دارای ویژگیهای صوتی منحصربهفردی است.
بهترین نوع اشباع یا سچوریشن در نوار های مغناطیسی صورت می پذیرد. مگنت سچوریشن (Magnetic Saturation) یا اشباع مغناطیسی در نوارهای مغناطیسی به وضعیتی گفته میشود که در آن، ذرات مغناطیسی موجود بر روی سطح نوار به حداکثر میزان مغناطیس شدن خود میرسند و دیگر نمیتوانند بیشتر مغناطیس شوند. برای درک بهتر این موضوع مراحل زیر را در نظر بگیرید:
در نوار های مغناطیسی میزان ذخیره بروی نوار بر پایه اینچ سنجیده می شود, که با چه دور یا سرعتی چه میزان "ترانزینت" بروی نوار دخیره شده است. در دخیره سازی نوار مغناطیسی واحدی داریم با عنوان Inches Per Second به اختصار IPS که نشان میده چه میزان ترانزینت های مختلف بروی یک اینچ ضبط می شود.
ترانزینتها نقش بسیار مهمی در درک ما از صدا و موسیقی دارند:
ترانزینتهای سازهای کوبهای مانند درامز، پرکاشن و همچنین ضربه اولیه سازهای زهی یا کلیدهای پیانو را به طور قابل توجهی ریتم و ضرب آهنگ را در موسیقی ایجاد میکنند.
ایجاد حس پانچ و حمله(Punch & Attack) ترانزینتها حس قدرت، وضوح و ضربه اولیه را به صداها میبخشند. تا یک کیک درام با ترانزینت قوی، "پانچی" و کوبنده به نظر برسد.
میزان سچوریشنی که نوار ایجاد می کند به IPS بستگی دارد,که با دورهای 6 بعدی 7.5 بعدی 15 و 30 هستند. سرعت 30 بیشترین حد هست و سچوریشن کمتری در آن اتفاق می افتد و فرکانس های بالا بهتر ضبط می شوند, هرچقدر IPS پایین تر بیاید و به 7.5 نزدیک شود سچوریشن دلنشین تری را خواهید شنید, برای موزیک راک و متال IPS 15 محبوبیت بیشتری دارد, چون هم های فرکانسی های شفافی داریم و هم بروی ساز های الکترونیک سچوریشن نرم تری را خواهیم داشت.
استفاده از انواع مختلف اشباع میتواند به موسیقی شخصیت و جذابیت خاصی ببخشد و آن را از سایر آثار متمایز کند.
در حالی که اشباع میتواند ابزاری قدرتمند برای بهبود صدا باشد، استفاده نادرست و بیش از حد از آن میتواند منجر به صدایی ناخوشایند، مبهم و خشن شود. در سیستمهای صوتی خانگی، هدف معمولاً ظرافت و حفظ جزئیات است.
اعتدال: کلید اصلی استفاده موفقیتآمیز از اشباع است. مقدار کمی اشباع میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند، در حالی که استفاده بیش از حد میتواند کیفیت صدا را تخریب کند. به عنوان نمونه می شود به سیستم های اشاره کرد که از چندین طبقه لامپ از سورس صدا تا پری و آمپلی فایر در آنها استفاده شده است! توجه داشته باشید که لامپ های خلاء با ولتاژ و الکتریسیته کار می کنند, و با کمی نوسان در ولتاژ تعداد الکترونهایی که در واحد زمان از یک نقطه عبور میکنند، کمتر میشود, در نتیجه خروجی لامپ های خلاء معمولا ثابت نیست, زمان روشن بودن, مدت روشن بودن, و فشاری که روی لامپ هست همگی در خروجی نهایی لامپ ها تاثیرات مثبت و منفی دارند.
در نهایت، اشباع در سیستمهای صوتی خانگی نباید با افزودن کامپوننت های لامپی زیاد و اعمال سچوریشن های سنگین صرفاً به عنوان یک نوع اعوجاج ناخوشایند به صدا اضافه شود. با درک عمیق ریشههای آنالوگ در این پدیده و استفاده هوشمندانه از اشباع به عنوان یک ابزار هنری قدرتمند برای افزودن گرما، عمق، شخصیت و جذابیت به صدا از جادوی اشباع برای ارتقای سیستم صوتی خانگی خود به سطحی بالاتر لذت ببرید.
موارد مرتبط:
ارسال نظر
نظرات
با درست "گوش"کردن (که میشه در موردش مطلب نوشت) مغز تفاوت هارو به سادگی درک میکنه.
مطلب جدید نگاه و زاویه دید متفاوتی رو برایمان نمایان کرد
ممنون میشم مطلب درست گوش کردن رو برای آموزش و درک بهتر تهیه کنید.
این مطالب هیچ جا به اشتراک گذاشته نمیشه جز در این مجموعه . بسیار ممنونم
لطفا و خواشا آدامس ین را ادامه بدید؛ در این سایت شما
تمام تجربه عمرتون در اختیار ما میگذارید
زنده باشد
بنظر من با تجربیاتی که در صدا دارم
اگر می خواهید از لامپ استفاده کنید فقط در آخرین مرحله تقویت لامپ در صدا تاثیرگذار باشه
این بهترین نتیجه رو میده.
با شما موافقم
جناب برزین و دکتر یوسفی هر دو خوب میتونن این مطلب بنویسن
آیا ستاپ بوک شلف کیو آکوستیکسری ۳۰۰۰ با آمپ یاماها سینمایی مدل RX v4 برای یک ست شروع مناسب هست و توصیه می کنید؟
خود صدا بازی با صدا نباید بازی کرد باید گوش کرد
منظورم با دستگاه های مختلف سر و کله زدن بود!
البته که استاد بزرگوارن و هرآنچه بلدیم از آموزش های ایشان بوده؛ ولی خوب بد سخت گیرن دیگه.
با تمام احترامی که برای خانم دکتر یوسفی قائل هستم و بسیار از ایشان آموختم.
لازم بگم برخورد جناب برزین در بسیاری موارد دوستانه تر از خانم دکتر بوده.
با احترام.
آقای برزین این که لامپ های آمپ یا پری آمپ با لامپ های قدیمی NOS عوض کنیم صدا بهتر یا هر شاخص مثب دیگری به صدا افز.وده می ش.د درست است؟
درود بر شما
متاسفانه، پاسخ قطعی به این سوال وجود ندارد و نظرات در مورد اینکه آیا لامپ های خلا قدیمی NOS صدای سیستم صوتی را بهبود می بخشند یا خیر، متفاوت است.
همه لامپ های NOS لزوماً کیفیت صدای بهتری ندارند. در میان لامپ های NOS نیز ممکن است لامپ های با کیفیت پایین تر وجود داشته باشد.
بهترین راه برای تشخیص اینکه آیا لامپ های NOS برای سیستم شما مناسب هستند یا خیر، شنیدن و مقایسه کردن آنها با لامپ های فعلی سیستم خودتان است.
البته عمر مفید و پایدار بودن صدا در دما و ساعات کارکرد لامپ هم بسیار مهم است.
سپاس برای پاسخ دقیقتون
مرسی از اینکه مینویسید و مطالب جدید زود به زود برای ما مخاطبان می گذارید. ممنون.
بنده قصد خرید مانیتور دارم. چون امروزه برای طولانی مدت سر کردن با صفحه آلترابوک های ۱۳ اینچی چیزی جز خستگی و حالت تهوع و سردرد برای طولانی مدت ایجاد نمیکنه.
اما نمیدونم چرا یک مانیتور QD-OLED با رزولوشن 4K و بالای ۱۲۰ هرتز در ابعاد ۲۷ اینچ باید بالای ۱۰۰۰ دلار باشد. در صورتی که تلویزیون ها با همین مشخصات در سایز بزرگتر ارزانتر هستن.(شاید بخاطر قرار دادن تراکم پیکسلی بالا در سایزهای کوچک نمایشگر باشه.دقیق نمیدونم)
از هوش مصنوعی کمک گرفتم و پرسیدم اگر قرار به صرف چنین هزینه ای باشه برای ۷-۱۰ سال جوابگو هست؟
که جوابش این بود که برای این مدت امکان سوختگی تصاویر وجود داره و بهتره سراغ IPS ها برم.
در بازار هم فقط LG سری Ultra Gear و سامسونگ سری Odyssey در OLED ها بازخورد های عالی دارند.
چون آلترابوک فعلی خودم که ۲ سال در حال استفاده هستم رزولوشن QHD و صفحه OLED 120HZ داره و کوچ به غیر OLED هم آسون نیست.
حال نیاز به راهنمایی شما در رابطه با عمر مانیتورهای QD-OLED برای Long-term دارم. و اینکه رزولوشن QHD به جای 4K قیمتی در حدود ۴۰ درصد کمتر داره (با همون رفرش ریت) و اینکه شخصاً انتخاب شما از بین این دو برند برای مانیتور کدام خواهد بود و با چه مشخصات؟
با تشکر
درود وحید جان
من بی شک و بی شک سامسونگ 32” Odyssey انتخاب می کردم, اختلاف قیمت کمی هم نسبت به 27 اینچی داره و ارزش خریدشو خیلی بالا میبره.
شک نکن برای استفاده طولانی مدت هیچ مشکلی براش پیش نمیاد.
حتما اولدهای کوانتومی سامسونگ تجربه کن, لذت خواهی برد :)
سلام جناب استاد
میخواستم از راهنمایی های شما تشکر کنم و دیروز حضوری به یکی از فروشگاههای Best Buy رفتم و مدل G8 رو تست کردم. حتماً باید سراغ ۳۲ اینچ رفت چون ۲۷ اینچ کوچک بود.
اتفاقاً LG هم دمو بود و تصویرش خیلی mild بنظر میومد و خسته کننده نبود ولی به شدت تاریک.
دلیل ضخامت و سنگینی پنل های Odyssey G8 بخاطر لولههای گرمایی کنترل حرارت هست و نگرانی من رو برای سوختگی برطرف کرد.
ازش چندتایی ویدیو review دیدم که همگی گفته بودن کالای به شدت با ارزشی هست اگر قیمتش در حدود ۷۰۰ یا ۸۰۰ دلار باشه.
الان هم دارم فروشگاه های عمده فروش از جمله Costco رو چک میکنم. جالبه بدونید به دلیل استقبال زیاد پس از معرفی در ۸ ماه پیش، Inventory فروشگاههای Best Buy محدود بود.
بسیار ممنون
فید آر اس اس مربوط به نظرات این مطلب