Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

در ادامه مطلب ببینید:



چند ماه پیش که اومدم آلمان, اینقدر اینجا هوا سرد و خراب بود که نشد با قطار 4 ساعت از هامبورگ بیام تا برلین (حالشو نداشتم) برای شنیدن صدای بلندگوی فوق محبوب من B&W Diamond اما این سری همه چی عالی بود, و من هم اومدم تا خوش بگذرونم. و چی برای من بهتر از تست سیستم, سینما و کنسرت رفتن, ما تو هامبورگ نمایندگی درست و حسابی برای شنیدن صدای بی اند دبلیو نداریم! اما تو برلین بی اند دبلیو نمایندگی داره و منم دنبال یه ستاپ از سری جدید Diamond بودم با آمپلی فایری ترجیحاً غیر از "Classe" نه این که بد باشه, این بار دنبال یه صدای متفاوت بودم.
برای من شنیدن صدای بی اند دبلیو مدل 803 D3 با ستاپی از Accuphase پاور A-47 پری آمپ نمیدونم! تجربه دوست داشتنی بود. بنظرم این بار بی اند دبلیو با سری جدید دیاموند خواسته بیشتر از سری قبل به موزیسین ها و مخصوصاً نوازنده های حرفه ای بلندگو بفروشه, چون صدای دیاموند جدید به شدت Natural و کمی خش دار هست. حتی وقتی با Solidstate کمی آرام مثل Accuphase شنیده میشد, جنس صدای سری دیاموند که غیر احساسی و خشن هست بیشتر از قبل به شنونده منتقل می کرد. این سری از بی اند دبلیو برای مسترینگ و اودیوفیل های که مثل من صدای طبیعی و با Accuracy دوست دارن ساخته فوق العاده ای بحساب میاد. و مثل سری های قبل دیاموند اصلا بدرد گوش های که صدای احساسی و گرم دوست دارن نمیخوره.
بنظر میاد صدای سری جدید دیاموند توانایی بیشتر از سری قبل برای اجرای افکت های سینمایی هم داشته باشه, صدا تو سری جدید خیلی سریع رندر میشه, سرعت واکنش درایورها بهتر از بهتر شده و طراحی کابینت جدید که بی اند دبلیو در کمتر شدن رزونانس و سریع شدن واکنش کابینت به فرکانس های پایین در سری جدید دیاموند خیلی تاکید کرده, خیلی هم تبلیغاتی نبوده و در عمل میشه این تفاوت هارو اگر سری های قبل خوب شنیده باشید درک کرد.
خیلی خوشم نمیاد در مورد تست های این شکلی فروشگاهی مطلب بنویسم, وقتی هنوز خودم ذهنیت درستی از صدا ندارم, نمیتونم تحلیل درستی هم ازش بنویسم. فقط بنظر من سری قبل دیاموند خیلی خوشگل تر و با ابهت تر از سری جدید هست.
راستی کابل AudioQuest جدید که در این پست قولشو داده بودم رسیده ایران, و فعلا در ستاپ فوکال آریا و آمپلی فایر Consonance دوست خوبم آقای گمینی در حال Break-in شدن هست. سعی می کنم تو همین ستاپ ازش یه مطلب بنویسم.
آلبوم جدید Anna Netrebko هم هفته دیگه ریلیز میشه, خودش گفته رکورد متفاوتی نسبت به آلبوم های قبلیش داره, حتما میخرم و اگر نکته خاصی داشت ازش می نویسم.
خوش بگذره

در فرمت دالبی دیجیتال 5.1 یا 7.1 کانال فرکانس های پایین (Low Frequency Effect) که به اختصار (.1) نوشته می شود ترکیبی از 5 یا 7 کانال اصلی و ساراند است. این یعنی این که همیشه در صدای دالبی دیجیتال کانال LFE یا همان ساب ووفر تشکیل شده از فرکانس های پایین دیگر کانال های صداست. اما در مقابل فرمت (Digital Theater Sound) که با نام تجاری dts میشناسیم, از ابتدا کانال LFE تفکیک شده از دیگر کانال ها صداگذاری می کرد. این کار باعث شد صدای dts نه فقط در کیفیت و وضوح صدا از دالبی دیجیتال برتر باشد, بلکه در تاثیرگذار تر بودن فرکانس های پایین هم برتری محسوسی نسبت به دالبی داشته باشد. افکتیو بودن و داشتن پیک های سنگین صدا به همراه تفکیک پذیری بیشتر کانال ساب ووفر از ویژگی های مشخص صدای dts نسبت به دالبی است.
شرکت دالبی تکنیک استفاده از بخشی از فرکانس پایین دیگر کانال های صدارو در فرمت وضوح بالای خود Dolby TrueHD هم ادامه داد!
دالبی از فیلم Super 8 در نسخه سینمایی شروع کرد به صداگذاری جداگانه کانال LFE در Transformers: Dark of the Moon هم گرگ پی راسل بزرگ این فیلم با فرمت وضوح بالای دالبی با کانال مجزاء کانال ساب ووفر صداگذاری کرد. که نتیجه خارق العاده ای برای صدای دالبی به همراه داشت. در Resident Evil: Extinction که یکی از استثنایی ترین نسخه های خانگی با صدای Dolby TrueHD است که در بسیاری از صحنه ها جریان افکت و DSP عالی بیننده از جا میکنه, کانال LFE با همین روش صداگذاری مجزا تنظیم شده است. حتماً نسخه بلوری این فیلم تجربه کنید.
یکی از مشکلاتی که صدای دالبی در وولوم های بالا برای کانال های اصلی و مرکز ایجاد می کند, حجم بالایی از فرکانس های پایین نچندان لازم در این کانال هاست, در نسخه های دالبی مخصوصاً Dolby TrueHD وقتی وولوم صدا از 2/4 بالاتر میره, میزان جریان ارسالی آمپلی فایر به کانال های اصلی و در برخی از فیلم ها به مرکز بیشتر از حد لازم است! که دلیلش تفکیک نبودن کانال LFE از کانال های اصلی صداست.
اگر یک فیلم در یک مقایسه تطبیقی بین دالبی و dts مورد بررسی قرار بدید, متوجه میشید که در یک وولوم واحد شدت جریان ارسالی به کانال های اصلی صدا در نسخه دالبی بیشتر از dts است! این در حالی که در نسخه dts سرعت و دقت دیافراگم ساب ووفر بیشتر و بیس کیپ تر و دقیق تر از دالبی است. در صدای دالبی فرکانس های پایین کمی گنگ و درهم رفته شنیده میشن, که این امر باعث میشه قدرت تاثیرگذاری ساب ووفر هم در صدای دالبی کمتر باشد.
شرکت دالبی در برخی از نسخه های خانگی اخیر خود مثل "Terminator Genisys" و "San Andreas" و چند فیلم دیگر صدای Dolby TrueHD با کانال LFE جدا تنظیم کرده است, که نتیجه انتخاب این مسیری که سالهاست dts در آن حرکت می کند, برای دالبی بسیار درخشان بوده است.
داشتم تو سایت ONKYO میگشتم که دیدم یه صفحه اختصاصی برای هفتادمین سال تاسیسش اضافه کرده که از سال 1946 تا 2016 محصولات یونیک شو گذاشته و توضیحات کوتاهی در مورد هر کدوم داده. من اصلا نمی دونستم آنکیو سال 1955 تلویزیون هم ساخته, خیلی جالب بود! تو بخشی که محصولات 1995 تا 2005 معرفی کرده یه عکس از Marine Theater گذاشته، من یه کاتالوگ از آنکیو دارم که به طور اختصاصی این سالن معرفی کرده و پوستر همین سالن وسط اون کاتالوگ هست, اینم برام جالب بود.
آنکیو یکی از سه ضلع صنعت صدای سینمایی ست و همیشه در این صنعت پیشگام بوده و در کیفیت صدای سینمایی از بهترین هاست. آنکیو در ساخت آمپلی فایر های سینمایی از هیچ برندی در طراحی استفاده نکرده و همیشه یکی از رفرنس های صدای سینمایی بوده است.
اما در بخش تصویر نمیتونم بگم همیشه درخشان بوده, ساخته های درخشانی در سری Integra مثل مدل های "DV-S939" و "DV-SP1000E" داشته که من شخصاً مدل 939 تجربه کردم, دی وی دی پلیر فوق العاده ای بود, اما حتی این دو مدل هم ساخت خود آنکیو نبودن و از روی دو مدل برتر DENON ساخته شده بودن. مدل S939 آنکیو ساخت دنن بود, که خود دنن با نام تجاری 3910 عرضه می کرد. و مدل SP 1000E که آخرین ویدئو پلیر های اند آنکیو بود باز هم ساخت دنن, که خود دنن با عنوان تجاری 3930 عرضه می کرد. تراشه قدرتمند "SX T2LF" ساخت HQV روی این پلیر بود.
البته این تراشه قدرتمند ترین تراشه ای نبود که دنن در ویدئو پلیرهاش ازش استفاده کرده بود, مدل افسانه ای A1XVA که در آمریکایی شمالی با عنوان 5930CI عرضه شد, مجهز به تراشه SX T2 1000 ساخت Silicon Optix بود که به طور اختصاصی در کانادا ساخته میشد. پلیری که اگر کیفیت و عظمت دوتا OPPO 105D روی هم بزاریم باز هم به 5930CI نزدیک هم نمیشن.
آنکیو از سال 2006 و جنگ بین فرمت Blu-ray با HD-DVD و اشتباهی که در انتخاب فرمت HD-DVD انجام داد, تقریباً از گردونه رقابتی ویدئو پلیرها خارج شد. مدنی از پایونیر امتیاز مونتاژ دو مدل ارزون قیمت دی وی دی و بلوری پلیر خرید که موفقیتی براش نداشت. تا سه چهار سال پیش که یک مدل بلوری پلیر با نام تجاری DV-BD 606 وارد بازار کرد, که دستگاه افتضاحی بود. و پارسال مدل SP809 عرضه کرد, که من هم در همین سایت بررسیش کردم, هنوز هم مدل برتر آنکیو هست. فکرم می کنم در ساخت این مدل از 3313 دنن استفاده کرده, بلوری دنن 3313 را هم من بررسی کردم که این مدل برتر دنن هم از من امتیاز خیلی بالای نگرفت! پلیر خوبی اما به قیمت انتظار بیشتری ازش داشتم.
بلوری پلیر مدل BD-SP353 را هم آنکیو داره از مدل تجاری پایونیر BD-170 که مدل های 180 و 100 هم از همین مدل پایونیر میسازه تولید میکنه, که باز نشان دهنده هوش آنکیو هست که اگر در کاری صاحب فناوری نیست, از برندهای درجه یک و مدل های شناخته شده اون برندها استفاده میکنه.
این هم میدونستید آنکیو همیشه بهترین تولید کننده پکیج های سینمایی بوده؟
به هرحال آنکیو از بهترین های صنعت صدای سینمایی بحساب میاد و همیشه یکی از مرجع های صدای سینمایی بوده و برند مورد علاقه من هست.



بخش سیستم های صدا و تصویر پایونیر بعد از این که به کمپانی اونکیو فروخته شد, صرفاً دست خوش تغییرات مدریتی و درون سازمانی شد و هیچ تغییری در فلسفه تولیدات صوتی و تصویری پایونیر ایجاد نشد. برای من شکی نبود که اگر هم قرار بر الگو برداری برندی حداقل در بخش تصویر بود, اونکیو باید از پایونیر که از بهترین سازندگان صنعت دیجیتال ویدئو پلیرهاست کپی برداری میکرد. که هنوز هم این احتمال هست که اونکیو بلاخره بعد از مدل افسانه ای "DV-SP1000E" یک ویدئو پلیر درست حسابی با کمک پایونیر بسازد!
اما جدیداً پایونیر مدل "VSX-1131" از میان رده های 7.1 کانال سینمایی را وارد بازار کرده است که با قیمت خیلی مناسب امکانات صوتی و تصویری تمام عیاری را در اختیار کاربر قرار میدهد. میشه گفت پایونیر با این محصول ارزان قیمت خواسته بازار میان رده هارو در دست بگیرد و امکاناتی در کلاس مدل های گران قیمت خود و دیگر رقبا را در اختیار کاربر قرار بدهد. اگر از پشتیبانی این مدل از امکانات تجاری اتصال دیوایس های مختلف و قدرت 160 واتی این محصول برای هر کانال بگذریم, تازه میرسیم به کوهی از امکانات بسیار جدید و پیشرفنه این مدل مثل دیکدر صدای Dolby Atmos و DTS:X پشتیبانی از عمق رنگ 36 بیت برای تصاویر Ultra HD HDR و از همه مهم تر پایونیر در این مدل میان رده از یک دیکدر صوتی فوق العاده پیشرفته ساخت AKM مدل AK4458 استفاده کرده است. که یک تراشه چهار هسته ای 32 بیتی با فرکانس 384 کیلوهرتزی است. که قبل تر اونکیو, مرنتز,دنن و یاماها در مدل های برتر خود از این تراشه فوق العاده قدرتمند در صنعت صدا استفاده کرده بودن.
به هر حال باید منتظر شد تا این مدل بنظر برتر میان رده های سینمایی از پایونیر وارد بازار ایران بشه تا ببینیم پایونیر چقدر در استفاه از فناوری های بکار رفته در این مدل موفق بوده است.
فکر می کنم این کلیپ 3 دقیقه ای از "بابی مک فرین" خواننده , آهنگ ساز و نوازنده جاز آمریکایی اینقدر با ارزش هست که براش یک یا شاید چندین پست اختصاصی و تکراری در سایت منتشر کنم. مک فرین در برنامه "World Science Festival" در حضور سه نورولوژیست (عصبشناس) و یک مهندس صدا نشان میده که چطور میشه نحوه ارتباط برقرار کردن مغز با موزیک بدون آمادگی قبلی نشان داد. این کار مک فرین فوق العاده ست از این جهت که به بیننده ها و نورولوژیست ها ثابت میکنه که چطور میشه ذهن به سمت نت ها "بدون آمادگی قبلی"هدایت کرد. وقتی مک فرین با جفت پا بر روی کلاویه های فرضی میپره و صدای نت هارو درمیاره, تماشاگران دقیقاً سر تایم نت میگیرن و تقلید میکنن. و به تدریج محل هر نت یاد میگیرن و در ادامه بدون این که صدای نت بشنون صدای هر نت تقلید میکنن, وقتی مک فرین میره به سمت نت های بم صدای تماشاگران هم بم و با حرکت به سمت نت های بالا صدای تماشاگران هم بالا میره. (البته تماشاگران این برنامه با تماشاگران برنامه.... فرق میکنن)
همین فقط خواستم بگم اگر یه موزیک خوب یه نوازنده خوب بزنه میشه بخش موسیقایی مغز به سمت درست هدایت کرد. وگرنه که همه بلدن به جای بابی مک فرین روی کلاویه ها "جفتک چارکش" بندازن, ملتم براش جیغ بکشن.