Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
Dolby Atmos متکی بر باز تولید دقیق مختصات حرکتی و تداوم طیفی افکت های صوتی در یک میدان سه بعدی همگن است. برخلاف سیستمهای کانال محور سنتی، در Atmos پارامترهایی نظیر Angular Localization Accuracy، Spectral Continuity و Temporal Coherence نقش تعیین کنندهای در ادراک شنیداری ایفا میکنند. در این چارچوب، طراحی و اجرای لایه ارتفاعی (Height Layer) یکی از حساس ترین بخشهای سیستم محسوب میشود و نوع بلندگوی انتخاب شده برای این لایه، مستقیماً بر یکپارچگی میدان صوتی و باورپذیری تصویر سهبعدی اثر میگذارد.
در ستاپ هایی که از بلندگوهای سقفی توکار استفاده میشود، محور آکوستیکی بلندگو غالباً عمود بر صفحه نصب تعریف شده و الگوی تابش صوتی به صورت نیم فضایی گسترده (Broad Hemispherical Dispersion) در اتاق توزیع میشود. در این شرایط اگر موقعیت شنونده خارج از محور اصلی قرار بگیرد، منجر به افزایش سهم دریافت Off-Axis و در نتیجه بروز High-Frequency Roll-Off و Off-Axis Spectral Deviation میگردد. از دیدگاه شنیداری، این پدیده خود را به صورت کاهش وضوح مکانی، افت دقت در Localisation عمودی و تضعیف حس ارتفاع واقعی نشان میدهد؛ به ویژه در افکتهایی که نیازمند پیوستگی دقیق مسیر حرکت در محور Z هستند بیشتر نمایان می شود.
در مقابل، استفاده از بلندگوهای Height نصب شده روی براکت امکان Mechanical Aiming و هم راستاسازی دقیق محور تابش با ناحیه شنیداری مرجع (Reference Listening Area) را فراهم میکند. این قابلیت، نسبت انرژی مستقیم به بازتابی (Direct-to-Reflected Ratio) را در باندهای حساس شنیداری افزایش داده و باعث حفظ ثبات پاسخ فرکانسی در کل پهنای باند میشود. در عمل، این موضوع به افزایش دقت در بازتولید مسیر حرکت افکت های صوتی، بهبود تفکیک عمودی و ایجاد حس صدایی معلق و مستقل از سطح سقف میگردد که یکی از اهداف اصلی طراحی Dolby Atmos است.
از منظر رنگ صدا و تطابق طیفی بین لایهها، تفاوت شنیداری میان این دو رویکرد کاملاً محسوس است. بسیاری از بلندگوهای سقفی، به ویژه مدلهای بدون محفظه مستقل، در شرایطی نزدیک به Infinite Baffle Operation کار میکنند و پاسخ آنها بهطور مستقیم به حجم، میرایی و ساختار فضای پشت سقف وابسته است. این وابستگی میتواند باعث بروز رزونانسهای سازهای و انتقال انرژی مکانیکی به سقف شود. نتیجه شنیداری چنین شرایطی، عدم تطابق تیمبرال با اسپیکرهای لایه افقی و ایجاد ناپیوستگی طیفی هنگام Pan شدن افکت های صوتی بین لایههاست.
در یک سیستم Dolby Atmos وقتی افکتی (مثلاً صدای حرکت یک هواپیما) از بلندگوهای جلویی به سمت بلندگوهای (سقفی) حرکت میکند، اگر جنس و شخصیت صدای این دو بلندگو با هم متفاوت باشد، شما دچار عدم تطابق تیمبرال میشوید.
در مقابل، بلندگوهای براکتی معمولاً دارای محفظه آکوستیکی Sealed یا Ported با پارامترهای کاملاً مهندسی شده هستند. این طراحی باعث کنترل بهتر حرکت درایور، پایداری پاسخ فرکانسی و کاهش Non-Linear Distortion در سطوح SPL بالاتر میشود. از دیدگاه ادراکی، این ثبات طیفی نقش مهمی در یکپارچگی میدان صوتی و جلوگیری از جلب توجه ناخواسته به کانالهای Height ایفا میکند.
در حوزه داینامیک و بازتولید فشار صوتی، اختلاف عملکرد این دو ستاپ در محتوای سینمایی به وضوح شنیده میشود.
افکتهای ارتفاعی در Atmos اغلب دارای Transient Peaks با انرژی بالا و زمان صعود کوتاه هستند. محدودیتهای فیزیکی در حجم محفظه، اندازه درایورها و کوپل مکانیکی با سازه سقف باعث میشود بسیاری از بلندگوهای سقفی زودتر وارد ناحیه Dynamic Compression یا اعوجاج شوند. در مقابل، بلندگوهای نصب شده روی براکت با محفظه مستقل و Headroom بالاتر، توانایی بازتولید این ترنزینتها را با وضوح و Impact بیشتر دارند که به تجربهای سینماییتر و تاثیرگذار تر منجر میشود.
از نظر رفتار زمانی و بازتابهای اولیه، همسطح بودن بلندگوهای سقفی با سطح سقف میتواند به کاهش Edge Diffraction کمک کند، اما در عین حال توزیع گسترده انرژی صوتی باعث کاهش تمرکز تصویر ارتفاعی شود.
در نصبهای براکتی، اگرچه احتمال بروز بازتابهای سریع از سطح سقف وجود دارد، اما در یک طراحی مهندسیشده با زاویهدهی مناسب، کنترل مسیر تابش و استفاده از جاذبهای موضعی، میتوان پاسخ زمانی تمیزتر و تصویر فضایی دقیقتری نسبت به بسیاری از ستاپهای سقفی ایجاد کند.
تفاوت میان این دو ستاپ نه تنها از منظر تئوریک، بلکه به صورت کاملاً قابل تشخیص در تجربه شنیداری آشکار است.
ستاپهای مبتنی بر بلندگوهای سقفی راهکاری کاربردی و سازگار با فضاهای چند منظوره و نصب های تجاری محسوب میشوند، اما از نظر Spatial Resolution، Dynamic Headroom و Timbre Consistency با محدودیت هایی همراه هستند. در مقابل، ستاپهای مبتنی بر بلندگوهای Height نصب شده روی براکت امکان کنترل دقیقتر پارامترهای آکوستیکی را فراهم کرده و در ستاپ های خانگی، تجربهای نزدیکتر به مرجع طراحی Dolby Atmos را ارائه میدهند.
نظرات
این سطح از توجه به Timbre Consistency و Spatial Resolution فقط از کسی برمیآید که Atmos را در عمل تجربه کرده باشد. عالی بود استاد.
و منی که کانال های سقفیم توکار هست
خیلی هم عالی
لذت ببرید :)
به کدام باید وصل بکنم آمپلیفایر پاییونر هست
راهنمایی کنید
اگر بین مثبت و منفی HF و LF "جامپر" فلزی قرار دارد، فرقی نمی کنه به کدام یک آمپلی فایر متصل کنید.
اگر جامپر ندارید، باید از کابل Bi-Wire استفاده کنید.
سلام ممنون از راهنمایی سریع نه متاسفانه از این تیغه طلایی ها ندارد و کابل فوق هم ندارد از چون دست دوم خرید کردم
با دو رشته کابل ضخیم، خودت جامپر درست کن.
کابل اصلی اسپیکرم با یک جفت سرفیش بانانا به ورودی مثبت و منفی وصل کن.
به همین سادگی :)
در شرایط بسیار محدود. اگر سه شرط همزمان برقرار باشد:
۱ فاصله سقف تا ناحیه شنیداری کم باشد (حدود ۲.۳ تا ۲.۶ متر)
۲ Ceiling Speaker دارای Waveguide کنترلشده با Directivity قابل پیشبینی باشد
۳ موقعیت نصب دقیقاً روی نقاط محاسبهشده Dolby و شنونده در Sweet Spot ثابت باشد
در غیر این صورت، هرگونه انحراف شنونده از محور، بلافاصله باعث افت انرژی مستقیم در باند ۴ تا ۱۰ کیلوهرتز میشود و تصویر ارتفاعی فرو میریزد. در عمل، در ۹۰٪ پروژههای خانگی، Height Speaker با امکان Aim نتیجهی پایدارتر و قابلکنترلتری میدهد.
چون مشکل اصلی Static Frequency Response نیست، بلکه Dynamic Spectral Behavior است.
EQ فقط میانگین پاسخ را اصلاح میکند، اما:
Off-Axis Response
رفتار در SPL بالا
Non-Linear Distortion
تغییر پاسخ در ترنزینتها
قابل EQ شدن نیستند. وقتی یک افکت در حال Pan است، گوش انسان تغییرات بسیار سریع طیفی و زمانی را تشخیص میدهد. اگر درایور سقفی در ترنزینتها زودتر فشرده شود یا پاسخ خارج از محور ناپایدار داشته باشد، مغز فوراً آن را بهعنوان «منبع متفاوت» شناسایی میکند؛ حتی اگر RTA کاملاً صاف باشد.
فید آر اس اس مربوط به نظرات این مطلب