Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
HDR یا High Dynamic Range در مفهوم مهندسی تصویر، به سامانهای اطلاق میشود که در آن دامنهی روشنایی، عمق رنگ و گسترهی رنگی (Color Volume) فراتر از محدودهی استاندارد SDR (Standard Dynamic Range) گسترش یافته است.
هدف HDR نه صرفاً افزایش درخشش تصویر، بلکه افزایش دامنهی ادراکی روشنایی و رنگ مطابق با توان سیستم بینایی انسان (Human Visual System) است, بدین معنا که بازنمایی تفاوتهای نوری بین تیره ترین و روشن ترین نقاط صحنه به شکلی طبیعی و ادراکیتر صورت گیرد.
در فرآیند مسترینگ حرفهای HDR کالریست در محیطی کاملاً کنترل شده با نور مرجع 18% Gray و با استفاده از Grading Pipeline کالیبرهشده، محدودهی نوری، اشباع رنگ و منحنی روشنایی هر صحنه را با دقت تنظیم میکند.
Grading Pipeline باعث میشود که Footage از دوربینهای مختلف به فضای رنگی مشترک و قابلدرک برای سیستم تصحیح رنگ (مثل DaVinci Resolve) تبدیل شود.
LUT ها و Node ها در محیطی دقیق و استاندارد اعمال شوند، بدون تغییر ناخواسته در رنگ یا گاما.
Consistency (یکنواختی رنگ) بین شاتها، صحنهها و حتی نسخههای خروجی مختلف (HDR، SDR، DCP) حفظ شود.
Grading Pipeline ستون فقرات فنیِ فرآیند اصلاح رنگ است و تضمین میکند هر مرحله، از ingest تا render دقیق، علمی و کنترل شده انجام شود تا نتیجهی نهایی همان طور که طراح رنگ (Colorist) میخواهد دیده شود.
پارامترهای فنی استاندارد HDR Master عبارتاند از:
Peak Luminance تا حدود 4000 نیت، و در برخی مسترهای Dolby Vision تا 10,000 نیت.
Color Space مبتنی بر Rec.2020 یا DCI-P3 با پوشش کامل رنگ.
Bit Depth معمولاً 10 یا 12 بیت در هر کانال رنگی برای جلوگیری از Banding و حفظ دقت در Gradient ها.
EOTF (Electro-Optical Transfer Function) منحنی PQ (Perceptual Quantizer – ST.2084) برای تطابق منحنی نوری با پاسخ ادراکی چشم انسان.
مانیتورهای رفرنس مانند Dolby Pulsar یا Sony BVM-HX310 که با کالیبراسیون سختگیرانه و دقت ΔE کمتر از 1 کار میکنند.
ΔE (خوانده میشود "دلتا ای") یک معیار عددی برای اختلاف رنگ بین دو نمونه است. در اصلاح رنگ و کار با تصویر، این عدد به شما میگوید که چقدر یک رنگ با رنگ مرجعش متفاوت است.
در این مرحله، کالریست Highlight Compression، Shadow Roll-Off و Color Volume Management را با هدف ایجاد تصویری متعادل و طبیعی (Perceptually Balanced Image) انجام میدهد.
تفاوت HDR واقعی با HDR مصرفی
در تلویزیونها و نمایشگرهای خانگی، محدودهی روشنایی عموماً بین 600 تا 2000 نیت محدود است و پوشش رنگی در بهترین حالت به فضای DCI-P3 میرسد.
نمایشگرهای خانگی برای جبران این محدودیت از الگوریتمهای داخلی Tone Mapping و Dynamic Brightness Adaptation استفاده میکنند تا محتوای HDR در محدودهی نوری پنل نمایشگر بازتولید شود.
اما نتیجهی این فرآیند یک تصویر Tone-Compressed است، نه همان نسخهی مستر شده.
در چنین حالتی کنتراست ظاهراً بالا است، اما نسبت کنتراست واقعی (True Contrast Ratio) کاهش مییابد. جزئیات Highlights و Shadows تا حدی فشرده میشوند و Skin-Tone Accuracy و Color Linearity از حالت مرجع منحرف میشود.
بسیاری از تلویزیونها برای افزایش درک بصری از HDR از تکنیکهای Local Contrast Enhancement و Dynamic Color Boost استفاده میکنند که نتیجهی آن تصویری شبه HDR یا Pseudo-HDR است.
Tone Mapping و تفاوت در تفسیر نوری
در استودیو، Tone Mapping بخشی از فرآیند خلاقانهی کالریست است و بهصورت دستی بر اساس Display Target (1000 تا 4000 نیت) تنظیم میشود.
کالریست با تعیین Highlight Roll-Off Curve و کنترل Midtone Pivot اطمینان حاصل میکند که انتقال بین نواحی روشن و تاریک نرم، پیوسته و ادراکی باشد.
اما در نمایشگرهای مصرفی، Automatic Tone Mapping بدون درک هنری از تصویر انجام میشود.
در نتیجه هایلایتها ممکن است دچار Clipping شوند، و رنگ پوست از مسیر طبیعی خود در CIE Chromaticity Diagram منحرف گردد.
نقش Dynamic Metadata در Dolby Vision و +HDR10
در استانداردهای Dolby Vision و +HDR10 متادیتا بهصورت صحنه به صحنه (Scene-Level) یا حتی فریم به فریم (Frame-Level) تعریف میشود.
این متادیتا شامل اطلاعاتی دربارهی MaxCLL (Maximum Content Light Level) MaxFALL (Maximum Frame-Average Light Level) و پارامترهای رنگی است که برای هر صحنه تولید میشوند.
در فرآیند مسترینگ این دادهها توسط نرمافزارهایی مانند DaVinci Resolve Color Management (RCM) یا ACES (Academy Color Encoding System) استخراج و جاسازی میشوند تا اطلاعات نوری دقیق به نمایشگر انتقال یابد.
اما در بیشتر تلویزیونها، متادیتا به صورت ناقص تفسیر یا با Tone Curve داخلی دستگاه نگاشت میشود، که موجب کاهش Color Accuracy و Perceptual Fidelity میگردد.
در سالهای اخیر، برخی برندهای برتر مانند Samsung و Sony موفق شدهاند با استفاده از تحلیل فریم به فریم، دقت HDR را به سطحی نزدیک به مرجع استودیویی برسانند.
پردازندههایی مانند:
Neural Quantum Processor HDR (Samsung)
Cognitive Processor XR (Sony)
از الگوریتمهای Object-Based HDR Remastering و Scene-Adaptive Tone Mapping بهره میبرند که قادرند متادیتای پویا را به صورت فریم ب هفریم تحلیل کرده و منحنی PQ را متناسب با توان نمایشگر بازتولید کنند.
در نتیجه جزئیات نوری حفظ شده و توازن رنگی (Chromatic Consistency) به مراتب به نسخهی مستر نزدیک تر است.
نتیجهگیری
HDR واقعی یک فرآیند علمی، هنری و کنترل شده است که در محیطی با استانداردهای دقیق نوری، رنگی و ادراکی خلق میشود.
نسخهی مستر HDR بیانگر نیت هنری (Artistic Intent) خالق اثر است، در حالیکه HDR در نمایشگرهای خانگی تنها تفسیر سخت افزاری آن نیت محسوب میشود.
در بهترین حالت، تلویزیونهای ردهبالا با پردازش هوشمند میتوانند بازتولیدی وفادارانه از HDR مرجع ارائه دهند، اما در اغلب موارد آنچه مخاطب میبیند، صرفاً برداشت فشرده و تفسیر شدهای از حقیقت نوری اثر است! تصویری که ممکن است درخشان تر باشد، اما لزوماً درست نیست.
موارد مرتبط:
نظرات
من قول داده بودم که در مورد مانیتور QD-OLED به سایز ۳۲ اینچ سامسونگ خودم مطلب بنویسم که متاسفانه نشد و خیلی تاخیر افتاد.
ولی بخاطر این تاخیر قول میدم گزارشی از نمایشگاه T.H.E New York International Audio Show که در این سه روز برگزار میشه رو با شما به اشتراک بذارم تا اگر هم جایی اشتباه میکنم، از نویسندگان و همراهان سایت بیشتر بیاموزم.
۱.تفاوت دک های akm و ess در چیه؟ کدام عملکرد بهتری دارد و کدام دک با امپ های marantz از نظر جنس صدای مرنس هماهنگی بهتر وصدای بهتری دارد..؟
دوم..
چرا توی بعضی از دیوایس دک ها از دو دک یا دو چیپ صوتی استفاده می کنند؟؟
تشکر
درود
AKM صدایی گرمتر و طبیعیتر دارد، ESS شفافتر و دقیقتر است. با امپلی فایرهای Marantz که صدای نرم و موسیقایی دارند، معمولاً AKM هماهنگی بهتری دارد.
استفاده از دو DAC معمولاً برای تفکیک بهتر کانالها، نویز کمتر و شفافیت بالاتر است.
عادت کردیم یکی درمیان مطالب جناب برزین و خانم دکتر یوسفی در سایت مطالعه کنیم
سلامت باشید
محسن جان بد عادت شدی
کاملاً درست است گسترش گاموت رنگی به Rec.2020 نه فقط برای نمایش رنگهای بیشتر، بلکه برای حفظ Color Volume در سطوح نوری بالا حیاتی است. در فضای SDR (Rec.709) با افزایش روشنایی، رنگها بهصورت طبیعی desaturate میشوند؛ اما در HDR واقعی، Color Volume Management تضمین میکند که Saturation در سطوح مختلف Luminance حفظ شود.
در عمل، کالریست با استفاده از ابزارهایی مانند HDR Scopes، CIE xy Chromaticity Plot و Color Space Transform Nodes، توزیع رنگ را در فضای سهبعدی (Luminance–Chro ma–Hue) کنترل میکند تا رنگها در محدودهی Rec.2020 “clip” نشوند و ضمن رعایت Artistic Intent، ادراک بصری رنگ در شدتهای نوری بالا هم طبیعی باقی بماند.
من ۳ عدد کامنت بسیار طولانی فرستادم و امیدوارم که دریافت کرده باشید چون اون نوشته های طولانی رو ذخیره نکردم.
و چند تا سوال دارم که مشتاق هستم ازتون یاد بگیرم.
سلام وحید جان
گزارش ارزشمندی که برامون نوشتی پست شد :)
فید آر اس اس مربوط به نظرات این مطلب