Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
این نمایشگاه به مدت سه روز در هتل هیلتون شهر Newark از ایالت نیوجرسی برگزار شد که مکان نمایشگاه فقط حدود ۱۵ کیلومتر از منطقه منهتن (آسمانخراشها و ساختمانهای بلند) شهر نیویورک فاصله داشت.
بدون شک کوچکترین نمایشگاهی بود که تا حالا دیده بودم، ولی منظم بود و فقط با تهیه بلیط میشد شرکت و تک تک بلیط ها رو بررسی میکردند و tag های کاغذی دور مچ برای شرکت کنندگان میبستند.
برای اولین بار صدای اسپیکر Marten سوئدی مدل بوکشلف Parker Duo رو شنیدم و باورم نمیشد که یک جفت بوکشلف کوچولو اینقدر من رو درگیر کنه. چون صدا بسیار نرم و لطیف و برای مخاطبان Audiophile که قشنگ روزی چند ساعت وقت میگذرونن ساخته شده بود. ولی متأسفانه وقتی دیدم یک ساب سیلد Rel کنارش match هست، خوشم نیومد و دلسرد شدم چون دیگه نمیشد قضاوت انجام داد ولی صدای فوقالعاده ای بود.
برند آلمانی Burmester اومده بود در دو سالن یکی مدل B38 و دیگری مدل واقعاً شیک و چشم نواز B28 با Integrated Amp های خود این برند ست کرده بود.
واقعیتش مقوله صدا سلیقه ای هم هست، ولی این برند با این برچسب های قیمتی خوب صدا نمیداد. تعادل حس نکردم، خنثی مثل اجرای زنده حس نکردم و کلا خوب نبود، شاید اگر از power amp و پری و دک خوب هر کدام جداگانه استفاده میشد اون وقت ماجرا متفاوت بود. من هم به اون آقا رفتم با خنده متلک گفتم که شما همون اسپیکر سازهای خودروهای پورشه و مرسدس هستین ؟!!! اونم خندید و گفت آره.
بریم سراغ یکی از بدترین ها
و اون هم کل برند Legacy Audio بود. اون صدایی که من از Focus SE شنیدم حالم رو بد کرد، واقعاً یک برند چقدر میتونه بد باشه !!!
با خودم گفتم شاید درست ستاپ نکردن، چون با آیپد و اپل میوزیک برای حُضار موزیک انتخاب میشد. در مورد صدا این رو بگم که اون اسپیکر بزرگ چینی یکبار مصرف ها که در کف خیابان میفروختند رو یاد آوردم.
در مورد اسپیکر های PS Audio FR 20 که ظاهر جذابی داشتند نظری ندارم، چون خوب و در گیر کننده نبودند و اونچنان بد هم نبودن که با آمپ های PMG ستاپ شده بودن.
یا اون اسپیکر غول آسای هورن Odeon Audio مدل Carnegie واسه من درگیر کننده نبود، ولی بهترین صدا در بین اسپیکرهای هورن بود که تا حالا شنیدم!!!
یک برندی به نام Iso Acoustic که کارشون طراحی پایه های اسپیکر بود. خصوصا اون ۴ گوشه که در اکثر اسپیکرها سوزنی هستند.
یک دمو گذاشته بودند و از اهمیت این پایه ها میگفتند و دو جفت اسپیکر از یک برند آورده بودند که تفاوت صدا با استفاده از ضربه گیرها و بدون استفاده از اونها توضیح بدهند.
دوباره Linn Audio مدل 360 رو دمو کرده بود و این بار اکتیو با یک قیمت کهکشانی !!!
صدا بدتر از مدل Passive شده بود، چون در نمایشگاه فلوریدا این صدا رو خیلی علاقه داشتم و گرم بود.
منتها نماینده که یک خانم با لهجه اسکاتلندی بسیار خوش برخورد بودند و گفتم صدای خوبی رو میده ولی یک جفت فوکال Sopra No.3 با دک Aurender و یک آمپ معقول باز از لحاظ قیمتی نصف این اسپیکرهای اکتیو شماست که پاسخ بهم داد که این مدلهایی رو که نام میبری من هم شنیدم و فوقالعاده هستن ولی گرما warm بودن Linn رو ندارن و پیشنهاد میکنم مدلهای پایه Linn با قیمتهای معقول تر رو صداشون رو بشنوی که بهش گفتم احتمالا باید یک سفر هم به اسکاتلند بیام چون طبیعت و nature اونجا رو علاقه دارم.
گزارش داره طولانی میشه و من باید دو برند دیگه رو نام ببرم که یکی از اونها تحلیلش کار استاد برزین هست چون خیلی بحث برانگیز و controversial هست.
برند Von Schweikert مدل Ultra 7 Foundation رو جناب استاد برزین باید نظر بدن که با آمپ های Westminster lab دمو شده بودند. چون قیمت اسپیکر نزدیک ۲۰۰ هزار دلار بود و همچنین نیمه Active برای تنظیم gain صدا با توجه به وضعیت اتاق بود که بهشون به جای passive, هایبرید گفته میشد. صدایی بدی رو اصلا نمیداد ولی با این برچسب قیمت میخواد با فوکال یوتوپیا مایسترو مو اندازی کنه یا Wilson Audio ها ؟!!!
اسپیکر مورد بحث پیچ های تنظیم برای Gain صدا داشتند ولی فاقد آمپ بودند؟!
برند Audio note با اون اسپیکر AN-E که با آمپ خود کمپانی ستاپ میشه باید همه جا باشه! صدای بالانسی رو داره و الفبای مخصوص به خودشون در صدا رو دارند ولی اینکه ساعتهای طولانی بشه با موزیک بوسیله اونها خودمون رو ریلکس کنیم، بعید میدونم!
برند Technics درسته که آلومینیوم های برس خورده شیک و لاکشری دارند ولی از اسپیکر اون صدای مناسب و اصیلی رو نمیشد حس کرد، اسپیکر با آمپ خود کمپانی مچ بود.
بریم سراغ گل سر سبد و برنده از نظر خودم:
و اون هم آمپلی فایرهای برند Soul Note با اسپیکرهای Albedo Agadia بود.همون صدای بالانس و گرم و لطیف و دلنشین رو همراه داشتن ولی باز به صدای PMC Fenestria که اوایل امسال گوش دادم نمیرسیدن ولی من باید به آمپ های Soul Note که مدل A-3 P-3 و clock و ... دمو بودن رو تحسین کنم.
جمع بندی نمایشگاه:
این اولین سفر من به شهر نیویورک بود، اگر به بهانه فقط نمایشگاه سفر و هزینه کرده بودم یک شکست محسوب میشد، چون خیلی کوچولو و محدود و خصوصی بود و صداهای عالی رو نمیتونستم زیاد بشنوم.
ولی چون اولین بار بود که مناطق توریستی نیویورک و خود نیویورک رو میدیدم تبدیل به یک سفر زیارتی و سیاحتی خوشبختانه شد.
در پایان برای مدیر و نویسندگان و همگی همراهان آرزوی تن سالم و شادی در هر حال (حالا هر شرایطی که میخواد باشه، خصوصا شرایطی که قابل تغییر بصورت شخصی و تکی برای خود ما نیست!) رو دارم.
نظرات
راستش صدای اسپیکر Technics رو با آمپ دیگری نشنیدم.
از نویسندگان وبسایت این سوال فنی رو بپرسید قطعا نظرات فنی تر و دقیق تری دارند.
Mid-bass رو قوی میکرد و اتفاقا sound stage رو بهم میریخت و کیفیت بدتری میشنیدم. و حتی من کمی شک به دستکاری کردن اسپیکرها بوسیله آمپ ها کردم ولی چیزی بهشون نگفتم
جالبه که به جزئیاتی مثل پایههای IsoAcoustics هم اشاره کردی، چون معمولاً این بخشها در گزارشها نادیده گرفته میشن ولی تأثیر زیادی روی صدا دارن.
با توجه به اینکه فضای نمایشگاهها معمولاً آکوستیک ایدهآلی ندارن، بهخصوص در هتلها، به نظرت بزرگترین عاملی که باعث میشد ستاپها صداشون «واقعی» یا «غیرواقعی» شنیده بشه چی بود؟
ابعاد اتاق؟ نوع damping؟ فاصله اسپیکر از دیوار؟
یا اینکه کیفیت برق سالن تأثیر بیشتری داشت؟
خیلی کنجکاوم بدونم تو از نظر آکوستیکی کدوم عامل رو بیشترین تأثیرگذار در این نمایشگاه دیدی.
سوال بسیار خوب و مهمی هست و حتماً نظر نویسندگان سایت رو هم جویا شوید.
سایز اتاق یکیشون هست، چون برخی از اتاق های هتل خیلی کوچک هستند
و بنظر خودم (عدم اطمینان) بیشتر بخاطر source آهنگهای مورد تست هست حال از استریمر گرفته تا DAC هایی که تمرکزشون بیشتر روی app های دیجیتال مثل اپل موزیک و آمارون و ... هست.
به شخصه معتقد هستم هنوز اون پلیرها خصوصا آنهایی قابلیت پخش Flac و SACD رو دارن قبلاً صداهایی بیشتر روح دار میشد بشنوی.
اینقدر صدا به نسبت نسخه passive بد بود که دیگه توجه به کابل نکردم. و باز همون رو اومده بود به استریمر دک Klimax DSM از خود Linn به قیمت ۴۸ هزار دلار ست کرده بودند که نتیجه خوبی باز نداشت و باز تبلیغ میکردند که مثلاً قابلیت room correction هم داره.
خود Soul Note اومده بود که از مدل X-3 که خودش یک Clock generator هست استفاده کرده بود که عملکردش از word clock ها متفاوت هست.
در واقع بوسیله سیگنال 10MHz سعی در کاهش jitter که همون timing error هست در اثر نویزهای الکتریکی و دماهای بالا میکنه.
اما word clock میاد اصطلاحا دو تا دستگاه digital audio رو synchronize میکنه تا مطمئن بشه مثلاً یک فایل صوتی 48KHz که شامل ۴۸ هزار تا هرتز هست دونه دونه به دستگاههای متصل بعدی همه اش انتقال پیدا کنه.
جسارتا کنجکاو بودم که نظرتون رو در مورد آمپلیفایر های Soul Note (حالا چه pre چه integrated چه pre چه power ) بدونم.
و اگر با برند Musical Fidelity مقایسه کنید سراغ کدامیک میروید؟
و سوال دوم میخواستم نظرتون در مورد Von Schweikert بپرسم و این که فلسفه هایبرید بودن اینها رو چگونه تحلیل میکنید؟
با تشکر
آیا تجربه شنیداری از سری فوکال Evo X دارید؟ نقاط ضعف و قوت به نسبت نسل قبلی یا همون سری Aria چی هست؟
با تشکر
جناب استاد برزین من ۱۱ سال هست که با وبسایت آشنا شدم و با راهنمایی ها و مطالب شما در مسیر بهتری قرار گرفتم.
اگر این وبسایت رو پیدا نمیکردم تجربه من از صدای خوب فقط در حد هدفون های رده بالای Sennheiser سری HD800 باقی مانده بود و از فلوراستندینگ ها در حد تجاری های سونی یا پایونیر اندرو جونز باقی میماند.
در صدای سینمایی هم همینطور.
یاد گرفتم به گوش و چشمم احترام بذارم (در حد دسترسی و مقدور بودن)
و اینکه داینامیک و پویایی صدا و تصویر حرفه ای من رو به سمت خودش کشاند اما پهنا و وسعت آن بنظرم دست کمی از یک دریای خیلی بزرگ نداره.
داینامیک در صدا و تصویر حرفه ای و خوشایند برای من الان یک مثال از جریان زندگی، در حرکت بودن و live بودن هست.
برای خودم خوشحالم اگر Entertainment در زمینه Audio و Video بخوام داشته باشم و وقت صرف کنم، سطح و کیفیت اونها در رده پایین نخواهند بود.
با سپاس فراوان از شما، مخاطبان و سایر نویسندگان که از ابتدای وبلاگ و وبسایت با شما همکاری داشتند. و امیدوارم این مسیر همیشه در جریان باشد.
درود وحید جان
این Soulnote عجب برندی است و چه صدای موزیکالی دارد.
بسیار به حس شنیداری و درک شنونده از موزیک تکیه دارد و نه دیتاشیت نهایی و...
MF حتما برند اصیل و خوبی است، اما من صداشو نیستم.
برند ونشوایکرت فلسفه طراحی جذابی دارد: خنثی کردن اثر محیط بر صدا.
برندهای زیادی بوده و هستند که تلاش کردهاند شرایط بد آکوستیک را اصلاح کنند، اما تا امروز موفق نشدهاند.
هایبرید بودن هم بخشی از طراحی است که در آن بتوان آن تعداد درایور را در پشت و جلوی کابینت، همفاز و در مسیر خواست طراح پیش برد.
ببین وحید جان، آلمانیها یک اصطلاح رایج دارند که برای محصولاتی مثل همین برند بهکار میبرند و بهنظرم بسیار درست است. میگویند: «Teuer und nichts dahinter»
یعنی: گرونه ولی پشتش چیزی نیست.
دوستانی مثل شما باعث افتخار من هستن و دلیلی برای بودن این سایت عزیز :)
سلام
نه واقعا نشنیدم و دوست هم ندارم بشنوم؛ بلندگوسازی فوکال به یک شوخی تجاری تبدیل شده است.
با این که کل اسپیکرهام فوکال هست گفتم.
فید آر اس اس مربوط به نظرات این مطلب