Strato M تجربه Kaleidescape را برای طیف وسیعتری از علاقهمندان به فیلم دیدن با کیفیت مرجع باز میکند، به گفته تیلور استانسبری، رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل Kaleidescape استراتو M برای اتاقهای نمایش کوچک تر با نمایشگرهای تا 100 اینچ عالی است.
استراتو M به تنهایی به عنوان بخشی از یک سیستم Kaleidescape بزرگتر کار میکند. استراتو M یک سیستم مستقل است که تا شش فیلم را در یک درایو جامد یک ترابایتی داخلی نگه میدارد. این دستگاه دارای یک رابط کاربری سادهشده است که برای پیمایش یک آرشیو کوچک فیلم بهینه شده است, و قابلیت تخلیه خودکار فیلمهای تماشا شده پس از 48 ساعت را ارائه میدهد تا فضای بیشتری برای فیلمهای دیگر ایجاد شود. فیلمهای خریداری شده را میتوان در هر زمان دوباره دانلود کرد.
استراتو M را میتوان با سرورهای فیلم Terra Prime گروهبندی کرد تا فضای ذخیرهسازی افزایش یابد. این کار رابط کاربری استراتو M را به تجربه کامل کاربری Kaleidescape تبدیل می کند. پخشکنندههای فیلم استراتو V، استراتو C و استراتو M همگی میتوانند با یک یا چند سرور فیلم Terra گروهبندی شوند تا با نیازهای سرگرمی شما مطابقت داشته باشند.
استراتو M از صدای چند کاناله Dolby Atmos و DTS:X غیر فشرده پشتیبانی میکند. استراتو M از ویدیوی مرجع 2K، با نرخ بیت ریت بالاتر از Blu-ray و دامنه رنگی پیشرفته از جمله Dolby Vision، HDR10، BT.2020 و کروما 4:2:2 پشتیبانی میکند.
خوب تا اینجا ترجمه خبری بود که خود کمپانی در مورد Strato M منتشر کرده است, اما از نظر کاربر سرویس کِلایدِسکوپ که "کمی" هم در مورد صدا و تصویر اطلاعات بیشتری دارد, آیا این سرویس و پلیر جدید کارامد هست یا خیر؟
در خبر آمده است که سرویس اقتصادی سری M از محتوای مرجع 2K پشتیبانی می کند, اصطلاح "2K" به طور کلی به رزولوشنهایی اشاره دارد که تعداد پیکسلهای افقی آنها تقریباً 2000 پیکسل باشد. با این حال، بسته به استاندارد مورد استفاده و نسبت تصویر (Aspect Ratio) پروژه، رزولوشن عمودی میتواند متغیر باشد. رایجترین گونههای رزولوشن 2K: که توسط کنسرسیوم سینمای دیجیتال (Digital Cinema Initiatives - DCI) تعریف شده است، دارای 2048 پیکسل در راستای افقی و 1080 پیکسل در راستای عمودی بوده و نسبت تصویر 1.90:1 را ارائه میدهد. این رزولوشن به طور گسترده در سینماهای دیجیتال مورد استفاده قرار میگیرد..
اگرچه امروزه رزولوشنهای بالاتر مانند 4K و 8K به طور فزایندهای در تولیدات سینمایی و ویدیویی مورد استفاده قرار میگیرند، اما رزولوشن 2K همچنان یک استاندارد رایج و مقرونبهصرفه برای بسیاری از پروژههای بزرگ محسوب میشود. فرآیند پس از تولید، بهویژه اصلاح رنگ، در این رزولوشن نیز از اهمیت بالایی برخوردار است و نیازمند رویکردها و ملاحظات تخصصی است.
اصلاح رنگ 2K:
مدیریت رنگ (Color Management): اطمینان از یکپارچگی رنگ در طول فرآیند تولید و پس از تولید بسیار حیاتی است. استفاده از پروفایلهای رنگی استاندارد (مانند Rec.709 برای اکثر نمایشگرها) و کالیبراسیون دقیق مانیتورهای اصلاح رنگ، از الزامات اساسی است.
فضای رنگی (Color Space): فیلمبرداری معمولاً در فضاهای رنگی وسیعتری (مانند Log C، S-Log و غیره) انجام میشود تا دامنه دینامیکی بیشتری برای اصلاح رنگ در اختیار باشند. در مرحله اصلاح رنگ، این فضاها به فضای رنگی نهایی نمایش (معمولاً Rec.709) تبدیل میشوند.
تکنیکهای اصلاح رنگ (Color Grading Techniques)
اصلاح اولیه (Primary Correction): تنظیمات اساسی نوردهی (Exposure)، کنتراست (Contrast) تعادل رنگ سفید (White Balance) و سطوح سیاهی و سفیدی (Black and White Levels) در این مرحله انجام میشود تا یک تصویر متعادل و طبیعی به دست آید.
اصلاح ثانویه (Secondary Correction) در این مرحله، مناطق خاصی از تصویر بر اساس رنگ، روشنایی یا اشباع (Saturation) انتخاب شده و تغییرات رنگی دقیقتری روی آنها اعمال میشود. این کار برای برجسته کردن عناصر خاص، ایجاد جلوههای بصری یا رفع مشکلات رنگی جزئی انجام میگیرد.
ایجاد ظاهر (Look Development): این بخش خلاقانه فرآیند اصلاح رنگ است که در آن با استفاده از ابزارهای مختلف، یک حس و حال بصری منحصربهفرد برای فیلم ایجاد میشود. این میتواند شامل تقلید ظاهر فیلمهای نگاتیو،اضافه کردن گرین که در سینما بسیار مهم است و در استریم به دلایلی که بعدا بهش اشاره خواهم کرد کاملا نابود می شود! ایجاد فضاهای رنگی خاص (مانند گرم یا سرد) یا استفاده از LUTها (Lookup Tables) باشد.
پس از اتمام فرآیند اصلاح رنگ، خروجی نهایی با در نظر گرفتن پلتفرمهای نمایش مورد نظر (سینما، تلویزیون، وب و غیره) و استانداردهای مربوطه (مانند فرمتهای فایل، کدکها و تنظیمات رنگ) انجام میشود.
بیشترین بلاها بر سر فیلیم ها در همین بخش آماده سازی برای استریم ها صورت می گیرید! سعی می کنم در مطلبی دیگر به آن بپردازم, کاری که کمپانی Kaleidescape سعی می کند نسخه نهایی کمترین فشرده سازی را با به روز ترین الگوریتم ها درست مثل نسخه های UHD بلوری فیزیکی و خواست کارگردان به دست کاربران خود برسد
نتیجهگیری:
اصلاح رنگ در پروژههای 2K، اگرچه ممکن است با چالشهای رزولوشنهای بالاتر مواجه نباشد، اما همچنان نیازمند دانش فنی عمیق، درک هنری و تسلط بر ابزارهای تخصصی است. یک ورکفلو رنگی منظم، استفاده صحیح از تکنیکهای اصلاح رنگ و توجه به استانداردهای خروجی، از عوامل کلیدی در دستیابی به نتایج بصری مطلوب در این رزولوشن محسوب میشوند. با وجود پیشرفتهای تکنولوژی و ظهور رزولوشنهای بالاتر، 2K همچنان یک گزینه قدرتمند برای تولید محتوای بصری با کیفیت و مقرونبهصرفه باقی میماند و فرآیند اصلاح رنگ در آن نقش بسزایی در ارتقای سطح کیفی نهایی ایفا میکند.
برای من ویدئوفایل داشتن نسخه ای از فیلم که از روی میز Colorist و پس از تنظیم برای سینما در اتاق نمایش من اجرا شود می تواند هیجان انگیز و فرصت های مطالعاتی زیادی را پیش روی من علامند قرار بدهد.
مطالب مرتبط: