- توضیحات
-
زیر مجموعه: تحلیل ها
-
دسته: بلندگو
-
نوشته شده توسط بهرنگ برزین
ساب ووفرها به عنوان قلب تپنده سیستمهای صوتی مدرن، نقش بسزایی در بازتولید فرکانسهای پایین و ایجاد حس عمق و قدرت در صدا ایفا میکنند. در میان انواع مختلف ساب ووفرها مدلهای پورت باز (Bass-reflex) به دلیل تواناییشان در ارائه باس عمیقتر و بازدهی بالاتر، از محبوبیت ویژهای برخوردارند, این نوع طراحی با بهرهگیری از یک یا چند پورت خروجی به هوای داخل محفظه اجازه میدهد تا فرکانس های خاصی را تشدید کنند که به تقویت خروجی صدا کمک می کند, با این حال استفاده از ساب ووفرهای پورت باز همانند هر فناوری دیگری با چالشها و ملاحظاتی همراه است که درک آنها برای دستیابی به عملکرد مطلوب و جلوگیری از مشکلات احتمالی ضروری است. در این مطلب به بررسی چالشهای استفاده از ساب ووفرهای پورت باز و سیلد خواهیم پرداخت و جوانب مختلف طراحی تنظیم و عملکرد آنها را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
مطمئناً استفاده از ساب ووفرهای با پورت باز (Bass-reflex) در کنار مزایایشان چالشهایی نیز به همراه دارد که در ادامه به آنها اشاره میکنم:
برای دستیابی به فرکانسهای پایینتر و پاسخگویی مناسب، معمولاً محفظه ساب ووفرهای پورت باز نسبت به ساب ووفرهای سیلد (بسته) بزرگتر هستند, این مورد میتواند در فضاهای کوچکتر به یک چالس تبدبل شود.
پیچیدگی طراحی و تنظیم طراحی دقیق پورت (طول و قطر) برای رسیدن به فرکانس تشدید مورد نظر نیر بسیار مهم است. هرگونه اشتباه در محاسبات یا ساخت میتواند منجر به عملکرد نامطلوب، مانند پاسخ فرکانسی ناهموار یا تشدیدهای ناخواسته شود.
عملکرد ساب ووفرهای پورت باز میتواند بیشتر از ساب ووفرهای سیلد تحت تأثیر محل قرارگیری در اتاق قرار بگیرد. تغییرات کوچک در موقعیت ممکن است منجر به تغییرات قابل توجه در پاسخ باس شود.
در وولوم های بالا وقتی درایور ساب ووفر با دامنه حرکتی زیادی به جلو و عقب حرکت میکند تا صدای باس تولید کند، حجم زیادی از هوا به داخل و خارج از پورت رانده میشود که (Port Noise) و (Chuffing) ایجاد می شود. که به آن "صدای پورت" یا "چافینگ" سوت کشیدن میگویند. طراحی مناسب پورت و ابعاد کافی میتوانند این مشکل را کاهش و در ساب ووفرهای که طراحی و مهندسی ساخت بالای دارند کاملا برطرف کند.
ساب ووفرهای پورت باز کنترل کمتری بر حرکت درایور در فرکانسهای پایین دارند که به طور قابل توجهی این مسئله میتواند منجر به اعوجاج بیشتر و حتی آسیب دیدن درایور در صورت اعمال توان بیش از حد شود.
ساب ووفرهای پورت باز در مقایسه با انواع سیلد پاسخ فاز پیچیدهتری دارند. این موضوع میتواند در ادغام یکپارچه ساب ووفر با بلندگوهای اصلی و ایجاد یک تصویر صوتی منسجم، چالشهایی ایجاد کند.
تاخیر گروهی (Group Delay) در نزدیکی فرکانس تشدید پورت، ساب ووفرهای پورت باز معمولاً تاخیر گروهی بیشتری نشان میدهند, این میتواند به این معنی باشد که صداهای فرکانس پایین کمی دیرتر از صداهای فرکانس بالاتر به گوش میرسند و ممکن است باعث شود باس کمی "شل" یا "کند" به نظر برسد.
همانطور که پیشتر اشاره شد، عملکرد ساب ووفرهای پورت باز میتواند به طور قابل توجهی تحت تأثیر محل قرارگیری آنها در اتاق قرار گیرد, تعامل امواج صوتی فرکانس پایین با دیوارهها، کف، سقف و سایر اشیاء موجود در فضا میتواند منجر به پدیدههایی مانند تشدیدهای اتاقی (Room Modes) و در نتیجه تغییرات چشمگیر در پاسخ باس در نقاط مختلف اتاق شود. در مورد ساب ووفرهای پورت باز این حساسیت میتواند به دلیل انتشار صدا هم از درایور و هم از پورت، کمی پیچیدهتر باشد.
برای بهینهسازی عملکرد ساب ووفر پورت باز و دستیابی به باس یکنواخت و دلپذیر در محل شنیدن، رعایت نکات زیر میتواند مفید باشد:
بهترین راه برای یافتن بهترین مکان برای ساب ووفر، آزمایش کردن موقعیتهای مختلف در اتاق است. قرار دادن ساب ووفر در امتداد دیوارها، در گوشهها، یا در نقاط میانی میتواند نتایج متفاوتی به همراه داشته باشد. معمولاً قرار دادن ساب ووفر در گوشهها باعث افزایش حجم باس میشود، اما ممکن است باعث ایجاد تشدیدهای ناخواسته نیز بشود.
استفاده از "تست خزیدن ساب ووفر" (Subwoofer Crawl) یک روش رایج برای یافتن بهترین موقعیت ساب ووفر این است که ساب ووفر را در محل شنیدن قرار داده و سپس در اطراف اتاق به صورت خزیده حرکت کنید و به صدای باس گوش دهید. مکانی که در آن باس یکنواختدترین و واضحترین صدا را دارد، احتمالاً بهترین مکان برای قرار دادن ساب ووفر خواهد بود.
حفظ فاصله مناسب بین ساب ووفر و دیوارها میتواند به کاهش تشدیدهای مرزی و بهبود وضوح باس کمک کند, به طور کلی توصیه میشود که ساب ووفر حداقل پنجاه سانتیمتر از دیوارها فاصله داشته باشد.
در برخی طراحیها جهت خروجی پورت نیز میتواند بر نحوه انتشار صدا تأثیر بگذارد, آزمایش با جهتهای مختلف پورت (به سمت دیوار، دور از دیوار، یا به سمت گوشه ها) ممکن است نتایج متفاوتی به همراه داشته باشد.
در صورت امکان استفاده از تجهیزات تنظیم صدای اتاق (Room Correction) میتواند به طور خودکار پاسخ فرکانسی باس را در محل شنیدن بهینه کند و تأثیرات منفی ناشی از محل قرارگیری نامناسب را کاهش دهد.
هدف نهایی ادغام یکپارچه صدای ساب ووفر با سایر بلندگوهای سیستم صوتی است, محل قرارگیری ساب ووفر باید به گونهای باشد که باس به طور طبیعی با صدای بلندگوهای اصلی ترکیب شود و حس یکپارچگی صوتی ایجاد کند.
با در نظر گرفتن این ملاحظات و انجام آزمایشهای لازم، میتوانید بهترین مکان را برای ساب ووفر پورت باز خود پیدا کرده و از تمام پتانسیل آن برای تولید باس قدرتمند و با کیفیت بهرهمند شوید.
سیلد: مزایا و چالشها
ساب ووفر سیلد یا بسته به دلیل ویژگیهای منحصربهفردشان، جایگاه ویژهای دارند. این نوع از ساب ووفرها از یک محفظه کاملاً بسته و غیرقابل نفوذ هوا تشکیل شدهاند که در آن درایور ساب ووفر نصب میشود. در ادامه به بررسی مزایا و چالشهای استفاده از ساب ووفرهای سیلد میپردازیم تا درک جامعی از عملکرد و کاربردهای آنها ارائه بدم.
مزایای ساب ووفرهای سیلد:
یکی از مهمترین مزایای ساب ووفرهای سیلد پاسخ فرکانسی بسیار دقیق و کنترلشده آنها است, محفظه بسته به عنوان یک فنر هوایی عمل میکند و به طور موثر حرکت درایور را در تمام محدوده فرکانسی کاری آن کنترل میکند. این امر منجر به باس محکم، دقیق و بدون رزونانسهای ناخواسته میشود, به همین دلیل ساب ووفرهای سیلد برای موسیقی با جزئیات بالا و باس تمیز، مانند موسیقی جاز، کلاسیک و آکوستیک، بسیار مناسب هستند.
ساب ووفرهای سیلد در فرکانسهای پایینتر از فرکانس تشدید یک افت تدریجی 12 دسیبل در هر اکتاو (dB/octave) را نشان میدهند. این افت ملایمتر در مقایسه با افت 24 دسیبل در هر اکتاو در ساب ووفرهای پورت باز، میتواند در برخی موارد به بازتولید فرکانسهای بسیار پایینتر با حجم کمتر کمک کند و حس عمق بیشتری را القا نماید.
کنترل بهتر بر حرکت درایور در فرکانسهای پایین: محفظه بسته به طور مداوم از حرکت بیش از حد درایور جلوگیری میکند، به خصوص در فرکانسهای پایینتر از فرکانس تشدید این کنترل بیشتر، احتمال آسیب دیدن درایور در اثر اعمال توان زیاد را کاهش میدهد و همچنین به کاهش اعوجاج کمک میکند.
ساب ووفرهای سیلد معمولاً پاسخ فاز سادهتری نسبت به مدلهای پورت باز دارند, این امر میتواند ادغام آنها با بلندگوهای اصلی را آسانتر کرده و به ایجاد یک تصویر صوتی منسجمتر کمک کند.
برخلاف ساب ووفرهای پورت باز که در فرکانس تشدید پورت یک افزایش قابل توجه در خروجی صدا دارند، ساب ووفرهای سیلد فاقد این تقویت هستند. این بدان معناست که ممکن است در تولید باس بسیار عمیق و قدرتمند، به اندازه مدلهای پورت باز توانمند نباشند.
ساب ووفرهای سیلد با ارائه پاسخ باس دقیق، کنترلشده و محکم، گزینهای ایدهآل برای علاقهمندان به موسیقی با جزئیات بالا و باس تمیز هستند. سادگی طراحی، اندازه محفظه کوچکتر (در برخی موارد) و کنترل بهتر بر حرکت درایور از دیگر مزایای آنها به شمار میرود.
یکی از مهمترین مزایای ساب ووفرهای سیلد، پاسخ فرکانسی بسیار دقیق و کنترلشده آنها است, محفظه بسته به عنوان یک فنر هوایی عمل میکند و به طور موثر حرکت درایور را در تمام محدوده فرکانسی کاری آن کنترل میکند. این امر منجر به باس محکم، دقیق و بدون رزونانسهای ناخواسته میشود. به همین دلیل، ساب ووفرهای سیلد برای موسیقی با جزئیات بالا و باس تمیز، مانند موسیقی جاز، کلاسیک و آکوستیک، بسیار مناسب هستند.
ساب ووفرهای سیلد معمولاً پاسخ فاز سادهتری نسبت به مدلهای پورت باز دارند. این امر میتواند ادغام آنها با بلندگوهای اصلی را آسانتر کرده و به ایجاد یک تصویر صوتی منسجمتر کمک کند.
چالشهای ساب ووفرهای سیلد:
مهمترین چالش ساب ووفرهای سیلد، بازدهی پایینتر آنها در مقایسه با ساب ووفرهای پورت باز است, برای تولید حجم صدای مشابه در یک فرکانس معین، ساب ووفرهای سیلد به توان تقویتکننده بیشتری نیاز دارند, دلیل این امر این است که در طراحی پورت باز انرژی صوتی تولید شده از پشت درایور توسط پورت تقویت میشود، در حالی که در محفظه سیلد، این انرژی جذب میشود.
برخلاف ساب ووفرهای پورت باز که در فرکانس تشدید پورت یک افزایش قابل توجه در خروجی صدا دارند، ساب ووفرهای سیلد فاقد این تقویت هستند. این بدان معناست که ممکن است در تولید باس بسیار عمیق و قدرتمند، به اندازه مدلهای پورت باز توانمند نباشند.
ارسال نظر
نظرات
من تازه وارد دنیای عظیم سیستم خانگی و استریو شدم..امپم marantz 6003 و استند کیو استیک 3050i دارم..برای دیدن فیلم 4k یا فیلمهای ریپ شده اینترنت full hd یا بلوری یا در رده پایین mp4 چه پلیری بخرم..
چند تا پلیر معرفی می فرمایید..
تشکر
سلام
شما نیاز به مدیا پلیر دارید
پیشنهاد من، ZIDOO UHD 5000 هست
Beelink هم پلیرهای خوبی برای شروع تولید میکنه
البته برای شروع و تجربه فرمت های صوتی و تصویری روز، شما ابتدا باید آمپلی فایر به روز کنید
سلام.حتما.ممنونم.
با توجه به جنس صدای استند کیو اکوستیک 3050i چه امپلی فایری صدای بهتری با این استند میدهد...مرنس .دنون..یاماها.ا نکیو. و...
متاسفانه شهرستان هستم جایی برای تست و گوش کردن ندارم..لطفا شما پیشنهاد بفرمایید..
تشکر
با توجه به آمپلی فایر بسیار خوبی که در حال حاظر استفاده می کنید، انتخاب های رده بالای باید در نظر بگیرید.
اونکیو RZ50
پایونیر LX505
دنن سری X4800H
Marantz CINEMA 50
انتخاب های خوبی هستن
من دنن و اونکیو پیشنهاد میدم
بعد مرنتز و پایونر
یاماها هم هست میتونید تجربه کنید!
چرا از خانم دکتر یوسفی خبری نیست؟
درود
کمی مشغله کاری دارند
نگران نباشید هستند کنار سایت و مخاطبین محترم :)
با توجه به خرید گروه McIntosh توسط Bose، به نظر شما این اتفاق چه تأثیری بر آینده برندهای لوکس McIntosh و Sonus faber خواهد گذاشت؟
سپاسگزارم.
درود
همانطور که اشاره کردید، خبر خرید گروه مکینتاش (McIntosh Group) توسط بوز (Bose) یکی از مهمترین اتفاقات اخیر در دنیای های اند بود و سوال شما دقیقاً به نکته اصلی و دغدغه بسیاری از علاقهمندان به آینده این دو سوپر برند شاره دارد.
صادقانه بگویم، پاسخ به این سؤال در حال حاضر قطعی نیست و نمیتوانم با اطمینان کامل بگویم چه اتفاقی خواهد افتاد!
اقای برزین.اگر ما دو تا امپلی فایر از یک برند یکی سینمایی و دیگری استریو داشته باشیم با یک فایل صوتی وپلیر و اسپیکر مشخص..موزیک را پلی کنیم جداگانه در هر دو امپ استریو و امپ سینمایی و امپ سینمایی را هم در حالت استریو بگذاریم..
از نظر زیبایی صدا و جنس صدا تفاوتی دارند با هم؟؟
تشکر
درود
بی شک خواهند داشت.
از لحاظ زیبایی صدا اسپیکر تاثیرگذار تر خواهد بود
اما از لحاظ جنس صدا، سینمایی ها جریان پایین تری نسبت به استریوها دارن، همراه با پردازش و خشونت بیشتری در صدا...
البته داریم سینمایی های بسیار رده بالایی که موزیکال باشن.
یک سوال داشتم؟ تخصص خودته
چطور میتوان "سکوت مطلق" را در فیلم به گونهای به تصویر کشید که خلأ و سنگینی آزاردهنده آن، به جای صرفاً عدم وجود صدا، در ذهن مخاطب درک شود؟
درود آراد جان
خلق "سکوت مطلق" در سینما فراتر از حذف صداست؛ باید به آن وزن و حضور داد.
از دیدگاه فیزیک صدا، سکوت به معنای عدم وجود موجهای صوتی است. اما در فیلم، باید حس را منتقل کند. رویکردهای کلیدی شامل
کنتراست شدید صوتی قبل از سکوت، باید دورهای از صداهای بلند باشد تا غیاب ناگهانی آن کوبندهتر شود.
استفاده از "نویز سکوت" گاهی صداهای بسیار ظریف و کم فرکانس (مثل یک "هوم" پایین) حس فشار و سنگینی را در سکوت منتقل میکنند.
طراحی صدا برای فضا حتی در سکوت، اکوستیک فضا میتواند حس خفگی یا پوچی را القا کند.
سکوت مطلق در سینما یک توهم است.
حتما شما دو بزرگوار سلایق مختلفی در باره دستگاه های مختلف باهم دارید!
جالب میشه که در پستی برندها و دستگاه های مختلف که هر دو عزیز دوست دارن روبروی هم قرار بدید و برتری های فنی هر دستگاه مورد بررسی قرار بدید.
بنظرم جالب خواهد شد.
با تشکر
فید آر اس اس مربوط به نظرات این مطلب